نور (مازندران)

مختصات: ۳۶°۳۴′۲۵″ شمالی ۵۲°۰۰′۵۰″ شرقی / ۳۶٫۵۷۳۶۱°شمالی ۵۲٫۰۱۳۸۹°شرقی / 36.57361; 52.01389
از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
نور

سولده
شهر
نور در ایران واقع شده
نور
نور
موقعیت نور
مختصات: ۳۶°۳۴′۲۵″ شمالی ۵۲°۰۰′۵۰″ شرقی / ۳۶٫۵۷۳۶۱°شمالی ۵۲٫۰۱۳۸۹°شرقی / 36.57361; 52.01389
کشور ایران
استاناستان مازندران
شهرستانشهرستان نور
بخشبخش مرکزی شهرستان نور
جمعیت
 (۲۰۰۶)
 • کل۲۶٬۹۴۷
منطقه زمانییوتی‌سی +۳:۳۰ (ساعت رسمی ایران)
 • تابستان
(ساعت تابستانی)
یوتی‌سی +۴:۳۰ (ساعت رسمی ایران)

نور یکی از شهرهای استان مازندران ایران است. این شهر مرکز بخش مرکزی شهرستان نور است.[۱]مردم شهرستان نور زبان مازندرانی را با گویش کجوری صحبت می‌کنند که به گویش مردم شهرستان نوشهر و چالوس شباهت دارد.[۲]

نور یکی از قدیمی‌ترین نواحی شهرنشین طبرستان (مازندران) بوده که به گواهی تاریخ رستمدار نام داشته‌است. نور شهری گردشگری که محبوبیت فراوانی میان مسافران داخلی و خارجی دارد. دید جنوبی شهر به سمت کوه‌های پوشیده از درختان پهن‌برگ و از سمت شمال به دریای خزر از سمت غرب به شهر رویان و از سمت شرق نیز به ناحیه رستم رود مشرف است لیکن این ناحیه پس از تصویب طرح جامع نور در آذرماه ۱۳۹۲ اکنون جزء محدوده قانونی این شهر محسوب می‌گردد. جنگل‌های شمال ایران جزء جنگل‌های هیرکانی می‌باشند که قدمت شان به دوره‌های دوم و سوم زمین‌شناسی بازمی‌گردد.

جمعیت

بر اساس سرشماری سال ۱۳۹۵ جمعیت این شهر برابر با ۲۶٬۹۴۷ نفر جمعیت بوده‌است.[۳] مردم نور به زبان مازندرانی با گویش کجوری سخن می‌گویند.[۴]

طبیعت گلندرود رویان

ریشه نام

نور

در جاینام‌شناسی ایرانی لفظ نور بیگانه است. نیما یوشیج که خود اهل نور بود می‌گوید: اهل نور به ولایت خویش نو می‌گویند که در گویش کجوری زبان مازندرانی به معنای دره است. به اعتقاد دکتر حبیب برجیان لفط نو با جغرافیای نور که دره ای ژرف در البرز مرکزی است سازگاری کامل دارد.[۵]

کجور

در منابع قرن دهم تا پانزدهم نام کُجور بصورت کجه و کچه و کچو و کجو و کجویه ضبط شده‌است. نیما یوشیج تلفظ کجوری این واژه را کجو ذکر می‌کند و می‌افزاید کجو به معنای عام محل و ده است.[۶]

سولده

در گذشته به شهر نور سولده گفته می‌شد که شهری در شمال ولایت نور و کجور بود. سول در زبان مازندرانی به معنای روشنایی و مشتق از واژه سو به معنای روشن می‌باشد. همچنین در برهان قاطع سول به معنی درهٔ باریک به کار رفته‌است.[۷]

رستاق

جای نام‌های آباد و گرد در مازندران اصیل نیست و به جای آنها از «سَر» و «بُن» و «پَی» و «کلا» و «مله» و «کنار» و «کوه» و «دین» و «کَنده» و «اوس» و «رستاق» و جز اینها به کار می‌رود. رِستاق در مازندرانی بصورت «restâq» تلفظ می‌شود و به معنی رودبار و ولایت است و معادل بلوک در فلات ایران و تومان در بخارا است. در تقسیمات کشوری فرهنگستان اول لفظ دهستان را به جای بلوک نشاند لذا رستاق‌های مازندران رتبهٔ اداری دهستان را گرفتند.[۸]

نام رستاق در شهرستان‌های مازندران:

  1. چالوس: کلارستاق
  2. کلاردشت: کلارستاق
  3. نوشهر: کجورستاق، زندرستاق، خورشیدرستاق، زانوس رستاق و پنجک رستاق
  4. نور: ناتل‌رستاق و تترستاق
  5. آمل: نمارستاق، اهلم رستاق، بهرستاق و دلارستاق (دِیلارستاق)
  6. تنکابن: سیاه رستاق

اوس

پسوند اوس (us) یکی از جاینام‌های مازندران می‌باشد.[۹] این جاینام در واژگانی در معنای محافظ و نگهبان استفاده می‌شده‌است.

مناطقی که در مازندران از جاینام اوس استفاده شده‌است.

  1. چالوس: مرز کجور و کلارستاق
  2. کندلوس: در کجور
  3. لوس: در کجور
  4. زانوس: در کجور
  5. کُنوس: در کجور
  6. کندوسان: منطقه ای که ابن اسفندیار به آن اشاره کرد
  7. دَروس: در شمیرانات
  8. اوز (اوس): در نور
  9. یوش (یوس): در نور

تاریخچه

پیدایش نور

نقشه قدیم مازندران ۱۸۱۴ میلادی

این شهر دارای سابقه تاریخی بسیار کهن به عنوان یک آبادی در نزدیک شهر تاریخی ناتل بوده‌است و نقش سرنوشت سازی در تاریخ محلی در استان مازندران داشته‌است. شهر نور که نام سابق آن سولده بوده در زمان اخیر پیش بندر شهر ناتل محسوب می‌شد. نور حدود هزار سال در تاریخ ایران بعد از اسلام به عنوان بخشی از ولایت رویان تاریخی در مازندران در فاصله قرن اول تا هفتم هجری قمری بوده‌است. سپس جزئی از ولایت رستمدار در فاصله قرنهای هفتم تا نهم قمری شد. آن گاه از دوره صفویه از قرن دهم هجری و دقیقاُ قاجار به بعد به نام ولایت نور نامگذاری شد.

چارلز فرانسیس مکنزی که در سال ۱۸۵۹ میلادی از این محل عبور کرده چنین وصفی در خصوص آن ارائه می‌دهد. «دهکده سولده، هشتصد متر از دریا فاصله داشت. سولده دهکده بزرگی است و میرزا آقاخان نوری به‌خصوص به آن توجه داشت. این ده دویست خانه، بیست دکان و دو حمام دارد و یک پل آجری به سه دهنه روی رودخانه‌ای به همین نام ساخته‌اند.»[۱۰] نور در گذشته بخشی از شهرستان آمل بوده و با نام سولده شناخته می‌شد. پس از جدایی از آمل به بخش‌های مرکزی، بلده و چمنستان تقسیم شد.

منطقه کجور

محدوده تاریخی کجور از شمال به دریای مازندران از غرب به رود چالوس از شرق به سولده (نور) و از جنوب به دره نور محدود می‌شود.[۱۱] منطقه کجور به همراه کلارستاق، لنگا، تنکابن، سختسر و هوسم بخشی از رویان کهن بود که بعدها رسمتدار نام گرفت. رویان کهن از نواحی غربی طبرستان محسوب می‌شده‌است.[۱۲]

هتل نارنجستان نور

محال ثلاث نور

محال ثلاث نور منطقه ای در غرب مازندران متشکل از سه منطقهٔ نور، کجور و کلارستاق بوده که پس از انقراض سلسلهٔ پادوسبان در منطقهٔ رویان و رستمدار شکل گرفت که از آن به عنوان ولایت نور یا محال ثلاث نور یاد می‌شده‌است. در عصر صفوی منطقه کلارستاق و کجور از توابع نور به حساب می‌آمدند و این مسئله تا اواخر عصر صفوی پایدار ماند. در این دوره حکامی از منطقه یوش نور همچون عباسعلی بیک ویلک یوشی نوری بر محال ثلاث نور، کجور و کلارستاق حاکم بودند.[۱۳] در دوران سلطان حسین صفوی، کیا نعیم بیک میار از خاندان کلارستاق که از نوادگان ملک کیومرث رستمدار بود حکمران محال کجور، کلارستاق، کلاردشت و مضافات گردید.[۱۴] در عصر زندیه محمد خان دادوئی از خاندان سوادکوه حاکم مازندران و محال ثلاث نور، کجور و کلارستاق گشت.[۱۵]

آب و هوا

شهر نور به دلیل مجاورت با دریای خزر از آب و هوایی معتدل و مرطوب برخوردار است و حداکثر دمای آن در فصل تابستان ۳۶ درجه سانتیگراد می‌باشد و این میزان در فصول سرد سال به منفی ۱ درجه سانتیگراد کاهش می‌یابد.

افراد برجسته و سرشناس

منابع

  1. اطلس گیتاشناسی استان‌های ایران، تهران: ۱۳۸۳خ.
  2. کتاب گویش کجور (در تاریخ و ادبیات ایران)، ۱۳۹۳ مؤلف: ابوالقاسم پاشازانوسی، ناشر:کلام مسعود، جلد اول، صفحهٔ ۱۲
  3. «تعداد جمعیت و خانوار به تفکیک تقسیمات کشوری براساس سرشماری عمومی نفوس و مسکن سال ۱۳۹۵». مرکز آمار ایران.
  4. نصری اشرافی، جهانگیر (١٣٧٧). واژه‌نامه بزرگ تبری. به کوشش حسین صمدی و سید کاظم مداح و کریم الله قائمی و علی اصغر یوسفی نیا و محمود داوودی درزی و محمد حسن شکوری و عسکری آقاجانیان میری و ابوالحسن واعظی و ناصر یداللهی و جمشید قائمی و فرهاد صابر و ناعمه پازوکی. تهران: اندیشه پرداز و خانه سبز. ص. صفحه ۳۱ جلد اول. شابک ۰-۵-۹۱۱۳۱-۹۶۴ مقدار |شابک= را بررسی کنید: checksum (کمک).
  5. حبیب برجیان، جاینام‌شناسی البرز مرکزی، 21.
  6. حبیب برجیان، جاینام‌شناسی البرز مرکزی، 22.
  7. حبیب برجیان، جاینام‌شناسی البرز مرکزی، 22.
  8. حبیب برجیان، جاینام‌شناسی البرز مرکزی، 20.
  9. حبیب برجیان، جاینام‌شناسی البرز مرکزی، 24.
  10. سفرنامه شمال. چالز فرانسیس مکنزی. منصوره اتحادیه نظام مافی. نشر گستره. تهران. ۱۳۵۹
  11. [۱]
  12. [۲]
  13. میرزا عبدالله میار کلارستاقی، تاریخ خاندان میار، ۱۲.
  14. امین نعیمایی عالی، مقدمه ای بر تاریخ اقوام، طوایف و خاندان‌های کلارستاق (چالوس و کلاردشت) و تاریخ خاندان میار، ۲۵۰.
  15. امین نعیمایی عالی، مقدمه ای بر تاریخ اقوام، طوایف و خاندان‌های کلارستاق (چالوس و کلاردشت) و تاریخ خاندان میار، ۱۷۴.