ابن راوندی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

ابوالحسین احمد بن یحیی بن محمد بن اسحاق راوندی،[۱][۲][۳] معروف به ابن راوندی، از اهالی منطقه راوندکاشان، متولد سال ۲۱۰ هجری قمری، که در ۴۰ سالگی درگذشت. وی در بغداد زندگی کرده‌است و ابتدا متکلم معتزلی بوده و سپس از اسلام خارج شده‌است. دوران زندگی او با تحولات مذهبی و فکری عظیمی روبه‌رو بود؛ وی در آغاز یکی از بزرگان معتزله (قرن سوم قمری) محسوب می‌گردید، ولی تغییر عقیده داد و در کتاب «فضیحه المعتزله» که آن را در پاسخ به کتاب جاحظ با نام «فضیلت معتزله» نوشت به شدت از معتزله انتقاد کرد. آن‌گاه برای مدت کوتاهی به مذهب تشیع گروید؛ کتاب «الامامت» از آثار دوره کوتاه تشیع اوست؛ اما ملاقات او با ابوعیسی وراق باعث خروج او از تشیع و اسلام گردید و از آن پس به یکی از مهمترین ندانم‌گرایان و زندیقان تاریخ ایران و اسلام تبدیل شد.

گفته‌اند که وی کتاب‌هایی بر ضداسلام، پیامبر اسلام، قرآن و تعلیمات اسلامی نوشته‌است. تعداد تالیفات وی را ۱۱۴ دانسته‌اند. ابن خلکان در کتاب وفیات الاعیان او را عالم مشهور و یکی از فضلای عصر خویش خوانده‌است؛ ولی به الحاد و کفر وی اشاره‌ای نکرده‌است. او سال درگذشت ابن راوندی را ۲۴۵، و به روایتی، ۲۵۰ قمری دانسته‌است؛ اما دیگران وفات او را ۲۹۸ قمری گفته‌اند.[۴][۵]

به جز آنچه دشمنانش از وی نقل می‌کنند یا شیفتگانش به او نسبت می‌دهند، چیزی از کتاب‌های وی به دست ما نرسیده‌است. کتاب «الانتصار» از خیاط معتزلی، در رد و تکذیب مباحث ابن راوندی، در بطن کتاب الزمرد نوشته شده و به لطف خیاط اطلاع از قسمت‌های زیادی از کتاب زمرد برای ما مقدور گشته‌است.

ابن ندیم در «الفهرست»، به نقل از گروهی نوشته‌است که ابن راوندی در پایان عمر توبه کرده و از گذشتهٔ خود اظهار ندامت نمود.[۶]

راوندی و خداناباوری[ویرایش]

ابن جوزی راوندی را از بزرگان ملاحده و یکی از سه تن زندیق بزرگی می‌داند که در میان علمای اسلام ظاهر شده. به نوشته ابوالحسین خیاط راوندی در کتاب الزمرد فصلی به عنوان «رد بر محمدیه» اختصاص داده‌است. به نوشته عباس اقبال آشتیانی در کتاب خاندان نوبختی راوندی رسالت پیغمبران و معجزات منسوب به ابراهیم و عیسی و موسی و محمد را انکار می‌کند. به نوشته تاریخ ایران پس از اسلام اگر چه نشر افکار و عقاید مادی و الحادی تا حدودی رواج داشته با این همه باید گفت در نشر الحاد و زندقه هیچ‌کس به اندازی راوندی تند نرفته‌است؛ ابن راوندی در مورد مرگ، نظریه اپیکور را عنوان می‌کند و معتقد است که: «تا من هستم، مرگ نیست - و هنگامی که مرگ آمد، من نیستم».[۷]

نوشتارهای ابن راوندی[ویرایش]

به نوشته تاریخ ایران بعد از اسلام، راوندی دارای ۱۱۴ جلد رساله و کتاب بود.[۷]

  • کتاب التاج
  • کتاب التعدیل و التجویر
  • کتاب الزمرد
  • کتاب الفرند
  • کتاب الدامق
  • کتاب اجتهاد الرای
  • کتاب الزینه
  • الزمرد
  • نعمت الحکمه یا عبث الحکمه
  • الفرند
  • الذامخ

جستارهای وابسته[ویرایش]

منابع[ویرایش]

  1. دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، جلد ۳، صفحهٔ ۵۳۱، واژهٔ ابن راوندی.
  2. ویکی فقه، ابن راوندی
  3. لغت‌نامه دهخدا، واژهٔ ابن راوندی
  4. الفهرست. صص. ۲۱۶ و ۲۱۷.
  5. وفیات الاعیان. ۱. صص. ۹۴.
  6. ابن ندیم. الفهرست. ص. ۲۱۶.
  7. ۷٫۰ ۷٫۱ کتاب هزاره ققنوس نوشته دکتر محمود کویر ص۳۰۰.