ازلی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
سید علی محمد شیرازی مشهور به باب
میرزا یحیی نوری ملقب به صبح ازل، ثمره، وحید

ازلی نام گروهی از پیروان سید علی محمد باب است که پس از وی صبح ازل را جانشین وی دانستند. [۱] این دسته از پیروان سیدعلی محمد شیرازی مشهور به باب که معتقد به کتاب بیان بوده و 'بیانی' نامیده می‌شدند، به دنبال طرح موضوع من یظهره الله بودن توسط میرزا حسینعلی نوری در سال ۱۸۶۶، نظریه‌های ایشان را در خصوص اینکه موعود کتاب بیان هستند را نپذیرفته و همچنان به کتاب بیان و جانشین سیدعلی محمد باب یعنی میرزا یحیی نوری صبح ازل پایدار و معتقد مانده و ازلی نام گرفتند.

در طول زمانی که بها و میرزا یحیی نوری هر دو در بغداد بودند بها آشکارا و در نامه‌هایش صبح ازل را به عنوان رهبر جنبش خطاب می‌نمود.[۲] او در سال۱۸۶۳به طور محدود ادعای من یظهری کرد و بعدترها در سال ۱۸۶۶ ادعایش را عمومی ساخت[۳]

برخی گزارش‌ها حاکی از این است که ادعای جانشینی صبح ازل آشکار است.[۴]

عقیده باب درباره ی آیین اسلام[ویرایش]

باب با کمال ایمان و صداقت دربارۀ اسلام و بزرگان این آیین صحبت می کند و همه جا با احترام شایسته از آنان نام میبرد ولی دوره حکومت اسلام را فقط هزارسال می داند یعنی می گوید که دویست و شصت سال مدت نزول قرآن و تجلی اخبار معصومین است و پس ازغیبت امام در سال ۲۶۰ هجری قمری که پایان دوره اسلام بود فرا رسید و من ظاهر شدم. سیدعلی محمد باب در اثبات این عقیده به چند آیه قرآن تمسک کرده است :

  • یدبر الامر من السماء الی الارض ثم یعرج الیه کان مقداره الف سنة ممّا تعدون (سوره سجده، آیه ۵)
  • و یستعجلونک بالعذاب و لن یخلف الله وعده و ان یوماً عند ربک کالف سنةٍ ممّا تعدون (سوره حج، آیه ۴۷)
  • یقولون متی هذا الوعد ان کنتم صادقین . قل لکم میعاد یومٍ لاتستخرون عنهُ ساعة و لاتستقدمون(سوره سبأ، آیات ۲۸و۲۹)[۵]

پروفسورادوارد براون به نقل از باب می‌نویسد:[۶]

هیچ ظهوری آخری نیست بلکه فقط میزانی از حقیقت را بیان می کند که وضعیت پیشرفت انسان او را قادر به درک آن کرده باشد.

آیین بابی
Haykal-Bab-2.gif

شخصیت‌های اصلی

باب
صبح ازل
ملاحسین بشرویه - قدوس
طاهره قرةالعین
حروف حی

نوشته‌ها
کتاب بیان - قیوم الاسماء

کتاب جزآء
کتاب پنج شأن
کتاب الحیات
کتاب لعالی و مجالی

تاریخچه

احمد احسائی
شیخیه
تاریخچه دیانت بیانی
میرزا حسینعلی نوری
میرزا یحیی نوری
یحیی دولت‌آبادی
انشعاب بابی بهائی

تقویم وایام محرمه

تقويم بديع - میلاد باب
اعدام باب

شاخه‌های

آیین بیانی
ازلی - بهائیت -نقد بابیه


دیدگاه سیدعلی محمد باب در خصوص من یظهرالله[ویرایش]

پروفسورادوارد براون چنین نگاشته‌است:[۷]

تعالیم باب نیز پیشرفت‌های چشمگیری داشت. او اعلام کرد که صرفاً دروازه و راهی که به امام مهدی ختم می‌شود نیست بلکه خود امام است و اینکه او عملاً موعود و حقیقت آغازین است که بار دیگر برای بشر آشکار شده‌است و اینکه آنچه در ظهورهای قبلی بطور تاریک بیان شده بود و بصورت معما در آمده بود حالا او آنرا بطور باز و بدون تردید بیان و اعلام می‌کند. در همان زمان او پایانی را برای ظهورش اعلام نمی‌کند و رسماً و علناً اعلام می‌کند که بعد از او فــردی بزرگ و مهمتر برای تکمیل آنچه او شروع کرده بـود ظاهر خواهد شد (کسی که او چنین می‌نامد: من یظهره الله جلّ و عزّ).در کتابهای نوشته شده توسط باب درک این موضوع شگرف است که او نگران دین خود نیست بلکه نگران درکی است که توسط پیروانش نسبت فردی که خداوند او را ظاهر می‌کند، باید وجود داشته باشد. بارها و بارها، تقریباً در هر صفحه، باب از مسلمانان استدعا می‌کند که در ظهور بعدی آنگونه که در این ظهور رفتار کردند، عمل نکنند و به یاد داشته باشند که هیچ ظهوری آخری نیست بلکه فقط میزانی از حقیقت را بیان می‌کند که وضعیت پیشرفت انسان او را قادر به درک آن کرده باشد

در حقیقت باب در تکاپوی عرضه کردن مذهب خویش به دو طریق بود که تا حد ممکن مستقل از شخصیت خودش بود. اول اینکه، همانطور که در ابتدا دیدید، او اعلام کرد که این مذهب را اصلاً پایانی نیست و ظهور«من یظهره الله»، را پیش بینی کرده بود که او برای کامل کردن مذهبی که باب آنرا بنیان نهاده بود خواهد آمد. ثانیاً او (باب) صلاحیت معنوی را حتی طی دوران زندگی خود به تنهایی روی خودش متمرکز نکرده بود، بلکه روی آنچه او آنرا یگانگی و وحدت می‌خواند تکیه کرده بود، یعنی نوعی پیشوایی، که شامل خود او «نقطه» و هجده نفر دیگر بنام «حروف حی» بود. جوانی به نام میرزا یحیی که توسط باب به «صبح ازل» لقب یافته بود بعد از خود باب در آن یگانگی بالاترین مرتبه را گرفته بود. [۸]

Daltaban Peyrevi در مقدمه کتاب فراخوان کامل به بهشت بیان چنین نوشته‌است:[۹]

سال‌ها بعد از شهادت حضرت نقطه اولی (سیدعلی محمد باب) در نهم ژوئیه سال ۱۸۵۰، تعدادی از این نا اهل‌ها پیش آمدند و ادعا کردند که نه تنها جانشین باب هستند، بلکه خود را به عنوان من یظهره الله (موعودکتاب بیان) جلوه دادند. این موضوع قبلاً توسط باب پیش بینی شده بود که در آینده افرادی مدعی جانشینی الهی خواهند شد. علی‌رغم این واقعیت که حضرت نقطه، کامـلاً این موضوع را روشن نموده و صراحتاً میرزا یحیی(کسی که بارها توسط سید باب، صبح ازل نامیده شده بود) را جانشین و رهبر معنوی مؤمنین بیان اعلام نموده بود.

در کتاب تنبیه النائمین و هشت بهشت به نام برخی از این افراد که مدعی مقام من یظهره الله بودند اشاره شده‌است

دست خط باب

میرزا یحیی نوری ملقب به صبح ازل[ویرایش]

میرزا یحیی نوری معروف به صبح ازل، وحید و ثمره در سال ۱۲۴۷ قمری مطابق ۱۸۳۱میلادی در تهران محله عربهاچشم به جهان گشود. [۱۰] مادرش هنگام تولد وی درگذشت و پرستاری از این طفل از همان بدو ولادت بنابر دستور پدر به خدیجه خانم مادر میرزا حسینعلی نوری محول گردید.[۱۱] وی یکی از شخصیتهای مشهور در میان بابیان و بهائیان است. در سال ۱۲۶۳ به سبب تکاپوهای زیادی که برادرش، میرزا حسینعلی، در گسترش آیین باب داشت، با آن اعتقاد آشنا شد و به جمع پیروان باب پیوست. [۱۲]

در کتاب هشت بهشت، در این رابطه چنین آمده‌است:[۱۳]

به عقیدهٔ بابیان (ازلی‌ها)، میرزا یحیی در سن ۱۹ سالگی و در سال ۱۲۶۵ به باب عریضه نگاری کرد و مورد توجهٔ ویژهٔ او قرار گرفت. نخستین عریضه‌ای که از آن جناب به توسط میرزا علی سیاح خدمت حضرت نقطه رسید، آن حضرت فوراً سجدهٔ شکر نموده، فرمودند: تبارک الله من ذلک الشرق المتشارق العظیم و الطلع المتطالع الکریم. و شهادت دادند در حق آن جناب به تکلم از فطرت و نور خویش تاب یعنی کلمهٔ ذاتی و عقل فطری و روح قدسی و علم لدنی و نور مستکفی و بعبارة اخری، وحی و تنزیل و فرداب و فرتاب. و پس از آن، طلوع صبح ازل در سال ۱۲۶۶ روی داد و او مرآت خوانده شد.

(مرآت الله یعنی آیینهٔ خدا که از نامهای خود نقطهٔ بیان باب و حافظین آیین او در هر زمان است که مرآت اول را میرزا یحیی صبح ازل مقرر فرموده و من یظهره الله را هم به همین نام خوانده.) [۱۴] و از جانب باب دستور یافت تا کتاب بیان را کامل کرده و آیین او را حفاظت کند. [۱۵]}}

پروفسور ادوارد براون ابیات زیر را که طاهره قرةالعین در بشارت طلوع صبح ازل سروده را در کتاب مواد تحقیق در مذهب بابیه درج و قسمتی از اصل دست خط
را نیز گراور نموده‌است.[۱۶]

بخلق جهان ساقیا ده نوید که شد شام غم صبح عشرت رسید
به غم دیدگان ده تو جام صفا بعشاق دلخسته بر زن صلا
که عین ظهور ازل آمده جمال خدائی هویدا شده
باین مژده گر جان فشانم رواست از این مژده خوش وقت رب علاست
........ تا آنجا که می‌گوید :
چو نور جمال تو آمد عیان ثمر خواندت از لطف رب بیان
مراد از شجر نیست غیر از ثمر شجر از ثمر می‌شود جلوه گر
بیان از تو تکمیل گردیده شد همه سر پنهان حق دیده شد

وی پس از کشته شدن باب بر بابیان ریاست یافت و این ریاست کلی را تا سال ۱۲۸۰ حفظ کرد.

کمی قبل از اعدام سید علی‌محمد باب عبدالکریم، یکی از پیروانش توجه او را به اهمیت تعیین جانشین جلب کرد لذا باب تعداد مشخصی لوح نوشته آنها را به عبدالکریم داد تا به دست یحیی صبح ازل و بهاءالله برساند. [۱۷]. پس از قتل‌عام پیروان باب در تهران ؛ بغداد به مدت ۱۱ سال بعد محل اقامت رهبران بابی می‌شود که از ویرانگری هولناک ۱۸۵۲ گریخته بودند. «میرزا یحیی صبح ازل» که قبلاً به او اشاره کرده‌ام که در هنگام مرگ باب حرف اصلی «یگانگی» شده بود، نیز به آنجا گریخت. بزودی برادر ناتنی او«بهاءالله» که بسیار نزدیک از کنار مرگ گذشته بود و از زندانی که در آن افکنده شده بود آزاد شده بود به دنبال او رفت.[۱۸]

رهبران بابی به مدت دوازده سال در آنجا ماندند و مشغول نوشتن تدوین و اشاعه دینشان بودند و پیروان خود را ترغیب می‌کردند که از هر مقاومتی در برابر مقامات اجتناب کنند و با زندگی پرهیز کارانه، پذیرش صبورانه و رفتار مهربانانه با تمامی انسانها دین خود را به تمام دنیا توصیه کنند.[۱۹] بعد از مرگ باب، صبح ازل به عنوان شخصیت محوری جنبش مورد توجه قرار گرفت.[۲۰] رهبری صبح ازل جنجال برانگیز بود. وی کمتر در میان بابیها حاضر می‌شد. منوچهری ادعا می‌کند که دلیل در خفا ماندن صبح ازل بخشی از وصیت نامه سید علی محمد باب است که او را به محافظت از خویش توصیه کرده بود. [۲۱]

پروفسورادوارد براون درمورد تقابل حسینعلی نوری با برادرش میرزا یحیی نوری در کتاب شرح حال یک مسافر صفحه ۳۵۹می نویسد:[۲۲]

توطئه دیگری علیه جان صبح ازلچیده شد و ترتیب داده شد که محمد علی سلمانی، گلوی او را هنگام اصلاح صورت در حمام ببرد. هنگام رسیدن آن ظالم، صبح ازل نقشه او را حدس زد و به او اجازه نداد که نزدیک شود و در هنگاه ترک حمام، سریعاً اقامتگاه دیگری در آدریانوپل پیدا کرد و خود را از میرزا حسینعلی نوری (بهالله) و پیروانش کاملاً جدا کرد.

بهائیان و بابیان[ویرایش]

پس از تیرباران باب، پیروانش که به «بابی» مشهور بودند بر طبق بیانات باب در کتاب بیان به دنبال مظهر ظهور بعدی که در این کتاب به «ظهور من یظهره الله » اشاره شده‌است، گشتند.آنها در ابتدا از میرزا یحیی نوری که باب به او لقب صبح ازل داده بود پیروی میکردند ولی پس از چندی در سال ۱۸۶۳ میرزا حسینعلی نوری (بهاءالله) که سمت معاونت برادرش را داشت از او برید و خود را من یظهره‌الله معرفی کرد.دولت عثمانی هم از بیم جنگ میان دو فرقه میرزا یحیی و اتباعش را به قبرس و میرزا حسینعلی و یارانش را به عکا تبعید کرد. میرزا یحیی از آن پس فعالیت چندانی نشان نداد و فشار و تبلیغات بهائیان اندک اندک او و یارانش را به فراموشی افکند. اما حسینعلی که خود را بهاء الله می خواند به فعالیت شدیدی دست زد و بهائیت را پدید آورد [۲۳]

شهاب فردوس در سلسله مقالاتی که در مجله آشفته، دوره نهم، سال 1334، شماره های هجده تا پنجاه درج شده می نویسد:[۲۴]

عباس افندی و پدرش در بسیاری از آثار خود اظهار کرده اند که سیدعلی محمد باب از وجود میرزا حسینعلی که باید دعوی من یظهره الهی کند در میان خود اطلاع داشته است ولی اگر کسی کتاب بیان را بخواند با کمال صراحت و وضوح در میابد که این مطاب درست نیست زیرا در اغلب ابواب بیان عباراتی هست که معلوم می کند موعود بیان پس ازآنکه دین بیان جهانگیر شود و ثمرات خود را بدهد در میان بابیان ظاهر خواهد شد.

علی اکبر دهخدا در لغت نامه خود در ذیل نام صبح ازل می نویسد:

ثانیاً شهادت کونت دوگوبینو ( آرتور دو گوبینو ) که در کتاب «مذاهب و فلسفه در آسیای وسطی » ص 277 گوید: «اندکی تردید در خصوص جانشین باب (مابین اتباع او) به هم رسید ولی بالاخره معلوم همه شد که کیست ولی به غیر طریق انتخاب چه بعضی علامات ظاهری و پاره ای خصایص معنوی است که به طور روحانی ممیز رئیس مذهب است . وی بسیار جوان بود سن او شانزده سال و موسوم به میرزا یحیی و پسر میرزا بزرگ نوری وزیر امام ویردی میرزا حاکم طهران است و . . . . . . اخیراً از یک فقره از کتاب ایقان تألیف بها اﷲ که آن را در سنه ٔ 1278 در بغداد سه چهار سال بعد از مراجعت وی از کوه های کردستان نوشته است ، استنباط میشود که بها الله در آن تاریخ خود را مطیع و زیر دست کسی دیگر فوق خود میدانسته و آن کس بالطبع بایستی صبح ازل باشد. این است عین آن فقره بنصها: «...اگر چه در این ایام رائحه ٔ حسدی وزیده که قسم به مربی وجود از غیب و شهود که از اول بنای وجود عالم با اینکه آن را اولی نه تا حال ، چنین غل و حسد و بغضائی ظاهر نشده و نخواهد شد، چنانچه جمعی که رایحه ٔ انصاف را نشنیده اند رایات نفاق برافراخته اند و بر مخالفت این عبد اتفاق نموده اند... چون فی الجمله بر امورات محدثه ٔ بعد اطلاع یافتم از قبل ،مهاجرت اختیار نمودم و سر در بیابانهای فراق نهادم و دو سال وحده در صحراهای هجر بسر بردم ... باری تا آنکه از مصدر امر حکم رجوع صادر شد و لابد تسلیم نمودم و راجع شدم ...»

انشعاب آئین بهایی از آئین بیانی[ویرایش]

عکس میرزا حسینعلی نوری معروف به «بهاءالله»

پروفسورادوارد براون می‌نویسد:[۲۵]

در سال ۱۸۶۴ دولت ایران مقامات ترکیه را واداشتند تا تبعیدیان بابی را به مکان‌هایی دورتر از مرزهای خود انتقال دهد، ابتدا به قسطنطنیه (استامبول) و سپس به شهر ادرنه.اکنون که آنها در ادرنه بودند واقعه بزرگی روی داد که موجب شد پیروان سیدعلی محمد باب به دو حزب متضاد تقسیم شوند. صبح ازل تا به این هنگام بطور کلی به عنوان جانشین قانونی باب اعلام شده بود و رئیس مشهود دین بود. اما همانگونه که توضیح داده‌ام، باب اظهار کرده بود که ظهور او نهایی و آخری نیست و او در زمان آینده نامعین، جانشینی خواهد داشت (من یظهره الله).در همان زمان باب مؤکداً اعلام کرد که زمان ظهور این ناجی موعود فقط برای خدا شناخته شده‌است، بطور کلی باور بر این بود که 'ظهور جدید به مدت حداقل هزار سال به وقوع نخواهد پیوست'، پیش از آنکه بسیاری از کشورها مذهب باب را باید قبول کرده باشند و اینکه هیچ کس به دروغ نمی‌تواند ادعا کند که اوست و اینکه او ناگهانی و غیر منتظره ظاهر خواهد شد. و اینکه وقتی او ظاهر شود، قویترین مقام برای تائید یا رد کردن او، برای بستن یا رهانیدن او، اختیار مسلم و بی چون و چرای اوست.بنابراین وقتی بهاءالله ناگهان اعلام کرد که او ناجی موعود است که آنان ظهورش را با اشتیاق فراوان انتظار می‌کشیدند، و به تمامی مومنین هشدار داد آنطور که مسلمانان بوده‌اند، محتجب باقی نمانند، شمار بیشتری فوراً مقام او را تصدیق کردند و کلمات او را به عنوان الهام شده الهی پذیرفتند و تسلیم بی چون و چرا و کامل او شدند. بنابراین برای اینانی که اکنون بهایی خوانده می‌شوند. نوشته‌های باب یک سند قدیمی فرض می‌شد. اما تمامی بابی ها از پذیرش کنار گذاشتن این قوانینی که هنوز بیش از سی سال از آن نگذشته بود، خشنود و راضی نبودند. شخص صبح ازل صحت ادعای بهاءالله را رد کرد و نپذیرفت به نفع او کنار برود و اقلیتی از بابی ها که اکنون ازلی نام دارند از شکستن بیعت با او و پذیرفتن سروری دیگری امتناع ورزیدند.

گاهشمار آئین بیانی[ویرایش]

سال بیانی[ویرایش]

سال بیانی سیصد شصت و یک روز می باشد . در کتاب بیان عربی باب سوم از واحد پنجم چنین وارد شده است: " قد جعلنا الحول تسعةعشر شهرا " ترجمه : همانا قرار دادیم برای سال نوزده ماه . همان باب در کتاب بیان فارسی چنین شرح داده شده است : خداوند عالم خلق فرموده کل سنین را به امر خود و از ظهور بیان قرار داده عدد هر سنین را عدد کلشیئ (361روز) و آن را نوزده شهر قرار داده و هر شهر را نوزده روز فرموده تا آنکه کل از نقطه ی تحویل حمل تا منتهی‌الیه سیر او که به حوت منتهی می گردد در نوزده مراتب حروف واحد سیر نمایند.

مبدا تاریخ بیانی[ویرایش]

در باب چهاردهم از واحد ششم کتاب بیان عربی ، بزرگترین روز سال یوم الله الاعظم نام برده شده است. شرح آن در همان باب کتاب بیان فارسی چنین است: خداوند عالم در میان ایام یومی را منسوب به خود فرموده و آن را یوم الله خوانده است.

در کتاب بیان تعداد روزهای سال بیانی سیصد و شصت و یک روز ذکر گردیده ولی تکلیف چهار یا پنج روز تفاوت نسبت به تقویم شمسی مشخص نگردیده است و نام ماهها و مبدأ تاریخ نیز عنوان نشده است. در کتاب پنج شأن چنین وارد است : هذا یوم الاربعاء الخامس من شهر جیم الاول من سنة 1276 عن بعثة الفرقانیه ... هذا یوم الاول من شهر البهاء من السنة الابد ترجمه: امروز چهار شنبه پنجم جمادی‌الاول از سال 1276 از بعثت فرقان است ... امروز روز اول از ماه بهاء از سال هفتم ظهور است .قد جعل الله کل حول من ذلک الیوم تسعةعشر شهرا و کل شهر تسعة عشر یوما و بداء الحساب من ذلک الیوم لانه اول سنة لایبدل الا بامر من یظهره الله .... ترجمه:از امروز خداوند عز ذکره ، سال را نوزده ماه و هر ماه را نوزده روز قرار داده است و آغاز حساب از امروز است این تقویم تغییر پذیر نیست مگر به امر ((من یظهره الله )).....

در کتاب الأسماء کلشیئ (چهار شأن) در سال 1265 هجری قمری در جواب مومنی به اسم رفیع ( در ظل اسم رفیع در این کتاب )چنین آمده است: انما قد ذکرت فی الکتاب من اول سنة البدیع فی البیان ترجمه:( در این نامه از مبدأ تاریخ و تقویم پرسیده ای) شمااز پنجم جمادی اولی سال هفتم ظهور (1266) حساب کنید ثم کل واحد شهر تحسبون ترجمه: هر نوزده روز را یک ماه حساب کنید. و ما یزید انتم من بعد تنقصون ترجمه: چند روز اضافه را به سال بعد ببرید. کل شهر تسعة عشر یوما و کل سنة تسعةعشر شهرا و کل حول ثلثمأة و ستین ثم واحدا ترجمه :هر ماه نوزده روزاست و هر سال نوزده ماه و هر سال 361 روز باشد نه زیاده . و لا تومرنّ بالقمر فی طلوعه و لا بما انتم بالشمس تحسبون ترجمه: به قمری یا شمسی حساب نکنید. قد رفعنا عنکم ما انتم فیه تختلفون ترجمه: ما آن دو تقویم را برداشتیم به سبب آنچه در آن اختلاف می کردید (اختلاف دقایق و کبیسه ها که در اسلام باعث شد روزهای احزان و اعیاد مورد اختلاف باشد). و من لم یُسمیٰ شیئا بغیر ما قد سمّاه الله فیکون مشرکا ترجمه:هر کس در این باره بر خلاف حکم خدا عمل کند مشرک است.

تقویم آئین بیانی[ویرایش]

مبداء تقویم بدیع بیانی 29 اسفند سال 1228 ایرانی معادل 20 مارچ 1850 میلادی برابر اول شهر البهاء اولین سال تقویم بیانی

جستارهای وابسته[ویرایش]

منابع[ویرایش]

  1. جنبش بابیان
  2. Cole, Juan (2002). "Baha'u'llah's Surah of God: Text, Translation, Commentary". Translations of Shaykhi, Babi and Baha'i Texts Vol. 6 (No. 1). 
  3. MacEoin, Dennis (1989). "Azali Babism". Encyclopædia Iranica.
  4. Nicolas, A.L.M (1933). Qui est le succeseur du Bab?. Paris: Librairie d'Amerique et d'Orient. p. 15. 
  5. ترابیان فردوسی, محمد. حالات و مقالات استاد شهاب فردوسی. ایران: صحیفه خرد, 1383. 505. ISBN ‎5-5-95414-946. 
  6. Stenstrand'S, August J and Edward G Browne. “BABISM”. Muhammad Abdullah al-Ahari. Daltaban Peyrevi. In THE COMPLETE CALL TO THE HEAVEN OF THE BAYAN. Chicago: Magribine Press, 2006. 200. ISBN ‎ISBN 1-56316-953-3. 
  7. Stenstrand'S, August J and Edward G Browne. “BABISM”. Muhammad Abdullah al-Ahari. Daltaban Peyrevi. In THE COMPLETE CALL TO THE HEAVEN OF THE BAYAN. Chicago: Magribine Press, 2006. 200. ISBN ‎ISBN 1-56316-953-3. 
  8. Stenstrand'S, August J and Edward G Browne. “BABISM”. Muhammad Abdullah al-Ahari. Daltaban Peyrevi. In THE COMPLETE CALL TO THE HEAVEN OF THE BAYAN. Chicago: Magribine Press, 2006. 200. ISBN ‎ISBN 1-56316-953-3. 
  9. Stenstrand'S, August J and Edward G Browne. “مقدمه”. Muhammad Abdullah al-Ahari. Daltaban Peyrevi. In THE COMPLETE CALL TO THE HEAVEN OF THE BAYAN. Chicago: Magribine Press, 2006. 200. ISBN ‎ISBN 1-56316-953-3. 
  10. فاضل مازندرانی, اسدالله. «تصویر از نسخه خطی». در تارخ ظهورالحق. ج. 5. 492. 
  11. کاشانی, میرزاجانی. «شرح حال جناب ازل». MS. SUPPL. PERSAN. در نقطةالکاف. لیدن هلند: E.J. BRILL, 1910. 297. 
  12. فاضل مازندرانی, اسدالله. «تصویر از نسخه خطی». در تارخ ظهورالحق. ج. 5. 492. 
  13. روحی, شیخ احمد و میرزا آقاخان کرمانی. «شرح حال حضرت ثمره». در هشت بهشت. ایران. 330. 
  14. شیرازی, سید علی محمد. «لغات و اصطلاح‌ها». در بیان. ایران. 328. 
  15. روحی, عطیه. شرح حال مختصری از زندگانی حضرت ثمره. 4. 
  16. آئین بیان (The Religion of Bayan). «به یاد صدمین سال شهادت نابغه دوران قره العین». ناشر: گمنام, سپتامبر 1949. بازبینی‌شده در 15 دی 1390. 
  17. Amanat, Abbas (1989). Resurrection and Renewal: The Making of the Babi Movement in Iran. Ithaca: Cornell University Press p.384
  18. Stenstrand'S, August J and Edward G Browne. “BABISM”. Muhammad Abdullah al-Ahari. Daltaban Peyrevi. In THE COMPLETE CALL TO THE HEAVEN OF THE BAYAN. Chicago: Magribine Press, 2006. 200. ISBN ‎ISBN 1-56316-953-3. 
  19. Stenstrand'S, August J and Edward G Browne. “BABISM”. Muhammad Abdullah al-Ahari. Daltaban Peyrevi. In THE COMPLETE CALL TO THE HEAVEN OF THE BAYAN. Chicago: Magribine Press, 2006. 200. ISBN ‎ISBN 1-56316-953-3. 
  20. MacEoin, Dennis (1989). "Azali Babism". Encyclopædia Iranica.
  21. Manuchehri, S. (2004). "The Primal Point’s Will and Testament". Research Notes in Shaykhi, Babi and Baha'i Studies Vol. 7 (No. 2). 
  22. Stenstrand'S, August J and Edward G Browne. “Authorship of the Writings Attributed to Baha'ullah”. Muhammad Abdullah al-Ahari. Daltaban Peyrevi. In THE COMPLETE CALL TO THE HEAVEN OF THE BAYAN. Chicago: Magribine Press, 2006. 200. ISBN ‎ISBN 1-56316-953-3. 
  23. سجادی، صادق؛ بابیه، دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، ج11
  24. ترابیان فردوسی, محمد. حالات و مقالات استاد شهاب فردوسی. ایران: صحیفه خرد, 1383. 505. ISBN ‎5-5-95414-946. 
  25. Stenstrand'S, August J and Edward G Browne. “BABISM”. Muhammad Abdullah al-Ahari. Daltaban Peyrevi. In THE COMPLETE CALL TO THE HEAVEN OF THE BAYAN. Chicago: Magribine Press, 2006. 200. ISBN ‎ISBN 1-56316-953-3.