احکام بابی
| در بیطرفی این مقاله یا بخش اختلاف نظر وجود دارد. لطفاً به گفتگوهای صفحهٔ بحث مراجعه کنید. |
محتویات |
[ویرایش] نماز
دیانت بابی، به عنوان دینی مستقل از دیگر ادیان الهی دارای نماز مخصوص به خود است، این نماز، نمازی ۱۹ رکعتی میباشد که بر هر فرد بابیِ بالغ فرض واجب بودهاست که آن را ادا کند.[۱])[۲]
در باب نوزدهم از واحد پنجم کتاب بیان فارسی نوشته شده است: در بیان هیچ عبادتی نزد خداوند محبوب تر نبوده از نفع نفسی به نفسی اگرچه با دخال سروری در قلب او باشد و هیچ عملی ابعد تر نبوده به ظر نفسی نفسی را اگر چه بادخال حزنی در قلب او باشد.[۳]
[ویرایش] روزه
یکی دیگر از احکام دیانت بابی روزه میباشد. بر هر فرد بابی بالغ واجب است که در ماه روزه دیانت بابی، روزه بگیرد در باب هیجدهم از واحد هشتم کتاب بیان ذکر شده است که نوزده روز آخر سال بیانی را روزه بگیرند و تا سن کسی به یازده نرسیده روزه بر او واجب نیست و همچنین پس از چهل دو سال واجب نخواهد بود و مدت هر روز از طلوع شمس است الی غروب و حقیقت روزه در آن باب مفصل تشریح شده است ، تقویم بابی۱۹ ماه ۱۹ روزهاست و بابیان یک ماه کامل خود را از طلوع خورشید تا غروب آفتاب از خوردن و آشامیدن پرهیز میکنند و به تعدیل اخلاق میپردازند. شرح کامل نام ماه ها و نام روزها در کتاب بیان ذکر گردیده است http://www.bayanic.com/cal/bay.html
[ویرایش] حلال و حرام
سید علی محمد باب در مورد حلال و حرام میگوید: حلال محمد تا روز قیامت حلال است و حرام او نیز تا روز قیامت حرام است.[۴] به اعتقاد بابیان، ظهور باب همان قیامت است، یعنی حلال و حرام محمد و دیانت اسلام تا زمان اظهار امر باب پابرجا بودهاست و از زمان ظهور باب و شروع دیانت بابی، تبسیاری از موارد تغییر کردهاست.[۵]
باب در این باره میگوید: «مراد از یوم قیامت یوم ظهور شجره حقیقت [۶] است و مشاهده نمیشود که احدی از شیعه یوم قیامت را فهمیده باشد . بلکه همه موهوماً امری را توهّم نموده که عند الله حقیقت ندارد . و آنچه عند الله و عند عرف اهل حقیقت مقصود از یوم قیامت است اینست که از وقت ظهور شجره حقیقت در هر زمان بهر اسم الی حین غروب آن یوم قیامت است . مثلاً از یوم بعثت عیسی تا یوم عروج آن، قیامت موسی بود که ظهور اللّه در آن زمان ظاهر بود به ظهور آن حقیقت که جزا داد هرکس مؤمن به موسی بود بقول خود و هرکس مؤمن نبود جزا داد بقول خود . زیرا که ما شهد اللّه در آن زمان ما شهد اللّه فی الانجیل بود . و بعد از یوم بعثت رسول اللّه تا یوم عروج آن، قیامت عیسی بود که شجره حقیقت ظاهر شده در هیکل محمّدیّه و جزا داد هر کس که مؤمن به عیسی بود و عذاب فرمود بقول خود هرکس که مؤمن به آن نبود . و از حین ظهور شجره بیان الی ما یغرب قیامت رسول اللّه هست که در قرآن خداوند وعده فرموده .» [۷]
در باب هیجدهم از کتاب بیان نهی شدید شده است از شرب مسکرات حتی برای مریض. خوردن مشروبات الکلی و هر چیز بدبو و کریه و انواع دخانیات حرام است.[۸]
در بیان صراحتا قتل نفس حرام شده است در باب شانزدهم از از واحد یازدهم، نهی از قتل و قطع اعضای بدن انسان شده است
در باب پنجم از واحد چهارم کتاب بیان قتل نفس کاملا ممنوع شده است
در باب هیجدهم از واحد ششم کتاب بیان استخراج می شود که تفتیش عقاید و جستجو در امور شخصی مردم حرام است
در باب شانزدهم از واحد نهم کتاب بیان نهی اکید از ظرب وشتم شده است و این موضوع در باب ششم از واحد دهم تکرار شده است
در باب هفدهم از واحد دهم نهی اکید شده است از قرض گرفت لوازم شخصی دیگران
در باب یازدهم از واحد نهم کتاب بیان خرید و فروش عناصر اربعه ممنوع گردیده است
در باب ششم از واحد هفتم کتاب بیان ازدواج میان کسانی که با هم سنخیت ندارند حرام اعلام شده است
در باب پانزددهم از واحد دهم کتاب بیان بر رعایت حال حیوانات و عدم تحمیل وزن زیاد بر حیوانات دستور داده شده است
در کتاب چهارشآن در باب نوزدهم از واحد چهارم نوشته شده : که مالک نگردید چیزی را که نفس شما از آن کراهت داشته باشد و از روئیت آن محزون گردید.
در باب یازدهم از واحد نهم کتاب بیان رسما با برده داری و خرید فروش انسان مخالفت و نهی گردیده است
در باب نهم از واحد یازدهم کتاب بیان ذکر شده که در مجالسی که در آن ابهاج و سروری مهیا نباشد و در شآن و مقام فرد نباشد باید دوری نمود
در باب یازدهم از واحد ششم از تنبیه بدنی منع گردیده است
در باب هفتم از واحد نهم نهی اکید شده است از ابیع و شرای انقوزه و تنباکو که آنرا ورق زقوم خطاب کرده اند
در باب هشتم از همین واحد از استعمال تریاک و مسکرات نهی گردیده است
زنا حرام و شخص زانی از رحمت خدا بی نصیب است.[۹]
[ویرایش] دستورات مر بوط به طهارت
در باب چهاردهم از واحد پنجم بیان آمده است : و هیچ شیئیی در بیان احب نزد خداوند نیست از طهارت و لطافت و نظافت - و خداوند در بیان دوست نمی دارد که شاهد شود بر نفسی دون روح و ریحان را و دوست می دارد که کل با منهای طهارت معنوی و صوری در هرحال باشند که نفوس ایشان از ایشان کره نداشته باشد چگونه و دیگری ....
در چهار شآن در باب هیجدهم از واحد هفتم از خداوند درخواست می کند که اهل بیان را برصفت طهارت و نظافت و نزاهت تربیت نماید.
در باب بعدآمده که خداوند دوست داشته و میدارد طهارت و لطف و نظافت را بقدریکه ممکن است باید جسدرا تمیز نگهداشت و همچنین لباس را باید در منتهای نظافت نگهداشت ولی نباید آنقدر آب استعمال کرد که لون(رنگ) بدن تغییر کند. و باز در همین باب است که باید از وسواس دوری کرد.
[ویرایش] محو بعضی کتب
باب در یکی از ابواب کتاب بیان میگوید که پیروان شریعت بیان باید به جز کتاب بیان و آیات باب، از قرائت سائر کتب خودداری کنند و تمام کتابها را محو نمایند. در کتاب بیان فارسی البته ذکر کردهاند که مقصود از محو کتابها چه نوع کتابهائی است.
مقصودشان از محو کتاب را کتابهائی ذکر میکنند که علما و فقها در فنون مختلفه نوشتهاند. مثلاً کتابهائی که متکلمین اسلام در مسائل علم نوشتهاند، تمامش ایراد و اشکال و اعتراض بر یکدیگر و جنگ و جدال و سایر شئونی است که به درد دنیا نمیخورد. غالب کتب فلاسفه که در مسائل مختلفه نوشتهاند، به درد کسی نمیخورد جز این که برای خوانندگان اضطراب فکر و تشتت حواس ایجاد میکنند.[۱۰]
[ویرایش] غذا
هر 19 روز، یک بار باید در حدود استطاعت از 1 نفر متجانس و هم سنخ پذیرائی کرد. در شام و نهار باید به یک غذا اکتفا کرد و تجاوز حرام است. هر 19 روز، یک بار باید در حدود استطاعت از 19 نفر متجانس و هم سنخ پذیرائی کرد.[۱۱]
خوردن سیر یا پیاز خام حرام است و ترب و تره و هر آنچه بوی بد دارد نخوردنش بهتر است .[۱۲][نیاز به ذکر منبعی که در دسترس باشد].
[ویرایش] تحصیل علوم
در باب دوازدهم از واحد نهم نهم کتاب بیان دستور داده که باید فرزندان را بحسن خط تعلیم دهند.
در کتاب چهار شآن در باب هیجدهم از واحد چهارم آمده است که اطفال را به چیز هایکه بر آنها دشوار است تعلیم ندهید و کمال لطف و رافت را در حق آنها منظور دارید و تحمیل نکنید بر آنها چیزهاییکه برای آنها سودی ندارد و اگر کردید مسئول خواهید بود.
در کتاب شرح ابجد بیاناتی هست که خلاصه آن این است : بدان که متعلم که حق معلم مشتق از حکم الله است پس حق او را بشناس و قدر او را عظیم دان و در محضر او مودب باش و در مقابل او نخند و با چشم و دست به او اشاره نکن و درحین تعلم در مقابل روی او بنشین و بقدر ثلث و ذراع شرعی فاصله بگیر وآنچه را که استطاعت داری به او برسان زیرا که اگر مافی الامکان را در قدم او نثار کنی به اندازه تعلیم حرف (ب) که به تو تعلیم کرده نیست و معادل حق او نمی شود و در مقام معلم توصیه کرده که هیچوقت بر طفل غضب نکند و ابدا متعرض او نگردد و اگر خواست تنبیه کند به ضرب خفیف اکتفا کند زیرا که طفل نازکتر از شیشه است و شیئی لطیف زود می شکند و خداوند این عمل را دوست ندارد.
در باب یازدهم از واحد یازدهم چهارشآن است که باید اطفال را در صغر سن با خطوط بدیعه تربیت کرد و نزد استادانی گذارد که از حیث خط ممتاز باشند و لکن طوری نشود که اسباب حزن آنها فراهم گردد بلکه باید وسایل تضویق آنها فراهم گردد که به طیب خاطر تعلیم گیرند.
در جهار شآن باب دوازدهم از واحد پانزدهم آمده است که فرزندان را به علم نحو و صرف و حکمت بیان و حروف و طلسمات تعلیم دهید و علم حروف علم ظاهر کلمات است و طلسمات علم اعداد که از آن جمله است علم حساب.
در باب پانزدهم از واحد یازدهم بیان ذکر شده که : و دانش خود را محیط به هر چیز گردانید هنگام استطاعت خود هر شیئی را به دانش حکمت خود فرا گیرید زیرا که نوشته است دا و امر فرموده ساکنان بیان را این که به علم خود دانا شوند و فراگیرند دانش آنها به انچه بر روی زمین است از هر پادشاهی و نبی دین او و کتاب او و حدود قلمرو او و عدد لشکر او و قیمت آنچه نزد او است و هر آنچه مال اوست از آنچه نباشد برای او مانندی
در باب هیجدهم از واحد سوم بیان امر شده که باید هر چیز را به منتهی درجه کمال خود رسانید.
[ویرایش] جستارهای وابسته
[ویرایش] منابع
- ↑ اهل بیان و احکام بابی
- ↑ ترابیان فردوسی, محمد. حالات و مقالات استاد شهاب فردوسی. ایران: صحیفه خرد, 1383. 505. ISBN 5-5-95414-946.
- ↑ ترابیان فردوسی, محمد. حالات و مقالات استاد شهاب فردوسی. ایران: صحیفه خرد, 1383. 505. ISBN 5-5-95414-946.
- ↑ کتاب حضرت نقطه اولی، محمد علی فیضی، ناشر:Baha'i Verlag، صفحه ۱۶۷ پیوند به کتاب
- ↑ نفحات ظهور حضرت بهاءالله، ادیب طاهرزاده، ناشر:موسسه معارف بهائی، صفحه ۲۰۲ پیوند به کتاب
- ↑ ظهور پیامبر الهی.
- ↑ کتاب بیان - باب ۷ - از واحد ۲.
- ↑ ترابیان فردوسی, محمد. حالات و مقالات استاد شهاب فردوسی. ایران: صحیفه خرد, 1383. 505. ISBN 5-5-95414-946.
- ↑ ترابیان فردوسی, محمد. حالات و مقالات استاد شهاب فردوسی. ایران: صحیفه خرد, 1383. 505. ISBN 5-5-95414-946.
- ↑ تقریرات درباره کتاب اقدس، موسسه مطبوعات امری آلمان، عبدالحمید اشراق خاوری، صفحه ۴۲۱ پیوند به کتاب
- ↑ ترابیان فردوسی, محمد. حالات و مقالات استاد شهاب فردوسی. ایران: صحیفه خرد, 1383. 505. ISBN 5-5-95414-946.
- ↑ مختصری از دستورات بیان صفحه ۲۱
|
||||||||||||||||