دوزخ
|
|
این مقاله نیازمند تمیزکاری است. لطفاً تا جای امکان آنرا از نظر املا، انشا، چیدمان و درستی بهتر کنید، سپس این الگو را از بالای مقاله بردارید. محتویات این مقاله ممکن است غیر قابل اعتماد و نادرست یا جانبدارانه باشد یا قوانین حقوق پدیدآورندگان را نقض کرده باشد. |
- رستاخیز به این صفحه تغییر مسیر میدهد. برای سایر معانی آن به رستاخیز (ابهامزدایی) بروید.
محتویات |
واژهشناسی[ویرایش]
جهنم، واژهای است عبری (به عبری: גי(א)-הינום) - (به انگلیسی: Gêhinnôm) گ ِ+ هینوم[۱] = درهی هینوم، که درهای است در اطراف اورشلیم که راه به سمت بیتلحم از آنجا پیموده میشود. در گذشتههای دور کودکان در آنجا برای خدایی به نام مولوخ (ارمیا ۷:۳۱) قربانی میشدند و بعدها در آنجا آتشی ماندگار افروخته شد که این آتش تجسمی شد برای دوزخ(شئول در عبری)، و مکانی برای محکومیت و نابودی گناهکاران(متی ۱۸:۸).[۲] "جهنم"، که گاهی به صورت جهنمدره در زبان فارسی به کار برده میشود، درهای در اورشلیم (بیت المقدس) است.
کهن ترین پیشینه در تاریخ ادیان[ویرایش]
از ۱۸۰۰ سال پیش از مسیح، دین زرتشت سخن روز قیامت را مطرح کرده و آتشگاهی را توصیف میکند که انسانهای نیک آتش آن را چون شیر و عسل؛ و انسانهای پلید آن راچون آهن گداخته بر جان خود احساس مینمایند. روح مرده سه روز در کنار جسد میماند و سحر گاهان روز چهارم به سوی پل چینوت در قلهی کوه البرز (دماوند؟) روان میشود. در آنجا دادگاهی در حضور ایزدان سروش، رشن و اشتاد و با نظارت ایندرا و میترا برگزار میگردد و با ترازو به کارهای نیک و زشت او رسیدگی میشود تا بتوان دید کدامین کفه ترازو سنگینتر است. سپس انسان نیکسرشت از راهی نورانی به سوی پردیس (بهشت)، و انسان گناهکار به درهای پرتاب میشود و دیوها او را از آنجا به دوزخ میرانند.) [۳][۴][۵]
جهنم از دیدگاه اسلام[ویرایش]
بر اساس باورهای اسلامی، جهنم هفت طبقه دارد و هر چه پایینتر برود، جای افراد بدتر است. عذابهای دوزخ هم روحی هستند هم جسمی. برخی جهنمیان همیشه در آنجا میمانند و برخی دیگر پس از مدتی بخشوده میشوند و به بهشت میروند.[۶] تنها راه خلاصی از جهنم یا پایان کیفر مقرر است یا شفاعت شفیعان.[۷] گناهان برخی کسان چنان سنگین است که در آن جاودانه میشوند.[۸] جهنم جای عمل نیست و بنابر این نمیتوان در آنجا با عمل صالح خویش را از عذاب رهانید.[۹]
امام علی در خطبهای در مورد ضرورت یاد قیامت و عذاب الهی چنین میگوید:
مردم ! شما چونان مسافران در راهید، که در این دنیا فرمان کوچ داده شدید، که دنیا خانهی اصلی شما نیست و به جمع اوری زاد و توشه فرمان داده شدید.آگاه باشید این پوست نازک تن، طاقت آتش دوزخ را ندارد، پس به خود رحم کنید. شما مصیبتهای دنیا را آزمودهاید، آیا ناراحتی یکی از افراد خود را بر اثر خاری که در بدنش فرو رفته، یا در زمین خوردن پایش مجروح شده، یا ریگهای داغ بیابان او را رنج داده، دیدهاید که تحمل ان مشکل است؟ پس چگونه میشود تحمل کرد که در میان دو طبقه آتش، در کنار سنگهای گداخته، همنشین شیطان باشید؟ آیا میدانید وقتی مالک دوزخ بر آتش غضب کند، شعلهها بر روی هم میغلتند و یکدیگر را میکوبند؟ و آنگاه که برآتش بانگ زند میان درهای جهنم به هر طرف زبانه میکشد؟
ای پیر سالخورده، که پیری وجودت را گرفتهاست، چگونه خواهی بود آن گاه که طوقهای آتش به گردنها انداخته شود و غل و زنجیرهای آتشین به دست و گردن افتد چنان که گوشت دستها را بخورد؟ [۱۰]
امام صادق در مورد جهنم چنین میگوید: آتش دنیا یک بخش از ۷۰ بخش آتش جهنم است، آتش جهنم ۷۰ بار با آب خاموش شده سپس شعلهور گردیده تا به آتش دنیا تبدیل گشته است و اگر چنین نبود هیچ انسانی طاقت تحمل آتش را نداشت![۱۱]
در روایت دیگری از امام علی نام طبقات و درهای جهنم چنین ذکر شده است: ۱- هاویه؛ ۲- سعیر؛ ۳- جحیم؛ ۴- سقر؛ ۵- حطمه؛ ۶- لظی؛ ۷- جهنم[۱۲]
« اولین طبقه جهنم ٬ هاویه است و آخرین و پایین ترین طبقه آن جهنم است .» در بعضی روایات عکس آن هم ذکر شده است.
جهنم در آیین بهایی[ویرایش]
در دیانت بهایی جهنم دارای تعبیری متفاوت از اسلام است. بهاییان به جهنم به عنوان تنبیهگاهی که انسان در آن آزار و اذیت جسمانی شود اعتقاد ندارند و جهنم را کاملاً روحانی میدانند. آنها اعتقاد دارند که روح گناهکار پس از مرگ در مراتب پایین جهان بعدی میماند و صعود نمیکند و عدم رضای خدا از اعمال انسان در دنیا سبب واپسماندن روح در دنیای بعد از مرگ و همانا باعث عذاب آن است و جهنم همین است.[۱۳]
جهنم در تاریخ[ویرایش]
"جهنم" شکل عربی شدهی واژهی "گِهینُّم" در زبان عبری- زبانی کهن تر و از شاخهی زبانهای سامی در منطقهی بینالنهرین- و به معنی "درهی پسر هینّوم" است. (به انگلیسی: Valley of the Son of Hinnom). این دره در شهر اورشلیم، و در جنوب کوه صهیون واقع، است که در زمانهای قدیم محل سوزاندن زبالههای شهر بود و بعدها، افراد آن منطقه، بر اساس باورهای خود، جنازهی کسانی را که از رستگاریشان نومید شده بودند، برای مثال آدمهایی که دست به خودکشی میزدند، در این مکان میسوزاندند.
این منطقه، همچنین، محل عبادت آن دسته از قوم بنی اسرائیل بود که به دینهای کنعانی و فنیقی ایمان داشتند و پیکرههایی از خدایانشان، مانند "مولوچ" و "بعل" ، را در این دره ساخته بودند و عبادت میکردند.
ولی اندک اندک، نادانی قوت گرفت و منجر به پی آمدهای دهشتناکی شد. آنها در آن مکان، قربانی کردن را شروع کردند، و روزی شخصی به نام هینّوم، فرزند خود را در آنجا قربانی کرد و از آن پس آنجا را "درهی پسر هینّوم" نامیدند. ( Gey Ben-Hinnom ĝ-ben-hinnōm یا valley of the son of Hinnom). این داستان در کتاب مقدس نیز ذکر شده است. برای مثال در دوم پادشاهان ٢٣:١٠ آمده است:
" و او توفت را نابود کرد، که در دره پسر هینوم بود، تا هیج کس پس از آن دختر یا پسر خود را مجبور نکند از آتش مولوچ عبور کنند." و یا در ارمیا ٣٢:٣٥ آمده است: " و آنها برای بعل مکان های بلندی ساختند، که در دره پسر هینوم بود، و آنان پسران و دختران خود را مجبور کردند از درون آتش مولوچ عبور کنند، در حالی که من چنین دستوری نداده بودم، و این تصور که آنان چنین کار پلیدی را انجام دهند به ذهنم خطور نکرده بود و آنان جودا را به گناه کشاندند." با گذشت زمان، واژه ی "پسر" از عبارت "دره پسر هینوم" کم شد و به "گِهینُُّم" "درهی هینّوم" تغییر شکل یافت.
شایان ذکر است این مساله که در ابتدا، آن دره، برای مردم، محلی برای از بین بردن زبالهها بوده، و بعدها، از روی خرافات و نادانی، آن را به عبادتگاه و قربانگاه تبدیل کردهاند؛ یا اینکه، بر عکس، از عبادتگاه به زبالهدان تغییر یافته، خیلی آشکار نیست، و به گمان و بینش ما بستگی دارد.
اما، شاید نکته مهم این باشد که کل این ماجراها، بعد از سلیمان و داود اساطیر سامی شروع میشود که مربوط به سه هزار سال پیش هستند و میتوان منشا "گِهینُّم" را در زبان پارسی کهن یافت، چرا که بسیاری از واژگان و آیینهای زبان و فرهنگ آریایی، به زبان و فرهنگ مردم مناطق دیگر، از جمله زبان و فرهنگ یونانی و عبری، راه پیدا کرد.
واژهی اوستایی گَئِثانَنی [gaeθā] که در زبان کهن سانسکریت هم، با کمی دگرگونی آوایی وجود دارد، در بر گیرندهی ریشهی واژگانی مانند "گیتی"، "کیهان" و "جهان"، و به معنای "جهانهای زیرین" است که به باور آریاییها به هفت طبقه بودن دنیای مردگان اشاره دارد و مکانی است سرد.همین مساله انعکاس دهندهی ذهنیت ایرانیان باستان است که با توجه به موقعیت جغرافیایی زندگی خود، زمستان و سرما را سخت و عذاب آور میدانستند، بر خلاف اقوام سامی که از گرمای سوزان رنج میبردند.
به هر حال، "جهنم"، همان گونه که پیشتر اشاره شد گاهی به صورت جهنمدره در زبان فارسی متداول است، درهای در اورشلیم است که اکنون یکی از مراکز گردشگری آن شهر به شمار میآید تا جایی که بعضی از بازدید کنندگان در آن قربانگاه روزگار کهن، دراز میکشند تا تصویری از نادانی جنایتکارانهی پیشینیان را بازسازی کنند.
جستارهای وابسته[ویرایش]
پیوند به بیرون[ویرایش]
منابع[ویرایش]
- ↑ Oxford ConciseDict.
- ↑ Dic. Of Bible OXFORD UNIVERSITY PRESS
- ↑ Alice K. Turner: تاریخ دوزخ The History of Hell. Hale, London 1995, ISBN 0-7090-5688-5
- ↑ Veronica Ions: دنیای اسطوره شناسی Die Welt der Mythologie. tosa, Wien 2001, ISBN 3-85492-224-8
- ↑ Herbert Vorgrimler: تاریخ دوزخ Geschichte der Hölle. Fink, München 1994, ISBN 3-7705-2848-4
- ↑ اسفار اربعه, ملا صدرا، جلد ۹، صفحه ۳۲۰
- ↑ المحجه البیضاء، فیض کاشانی، جلد ۱، صفحه ۲۵۵
- ↑ سوره بقره، آیه ۳۹
- ↑ نهج البلاغه، خطبه ۴۲
- ↑ نهج البلاغه، خطبه ۱۸۳
- ↑ (بحار الانوار جلد۸ مبحث جهنم)
- ↑ بحار الانوار - ج۸ - مبحث نار
- ↑ حیات بعد از مرگ، تالیف هوشنگ گهرریز، نشر آوریل ۲۰۰۳، نشر بدیع لندن، لندن انگلستان
- ↑ Oxford ConciseDict.
- ↑ Dic. Of Bible OXFORD UNIVERSITY PRESS
- ↑ Alice K. Turner: تاریخ دوزخ The History of Hell. Hale, London 1995, ISBN 0-7090-5688-5
- ↑ Veronica Ions: دنیای اسطوره شناسی Die Welt der Mythologie. tosa, Wien 2001, ISBN 3-85492-224-8
- ↑ Herbert Vorgrimler: تاریخ دوزخ Geschichte der Hölle. Fink, München 1994, ISBN 3-7705-2848-4
- ↑ اسفار اربعه, ملا صدرا، جلد ۹، صفحه ۳۲۰
- ↑ المحجه البیضاء، فیض کاشانی، جلد ۱، صفحه ۲۵۵
- ↑ سوره بقره، آیه ۳۹
- ↑ نهج البلاغه، خطبه ۴۲
- ↑ نهج البلاغه، خطبه ۱۸۳
- ↑ (بحار الانوار جلد۸ مبحث جهنم)
- ↑ بحار الانوار - ج۸ - مبحث نار
- ↑ حیات بعد از مرگ، تالیف هوشنگ گهرریز، نشر آوریل ۲۰۰۳، نشر بدیع لندن، لندن انگلستان
| این یک نوشتار خُرد است. با گسترش آن به ویکیپدیا کمک کنید. |