محمدتقی برغانی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
محمدتقی برغانی
نام کامل محمدتقی برغانی
اطلاعات علمی
تاریخ تولد ۱۱۷۲
زادگاه روستای برغان قزوین قدیم
وساوجبلاغ جدید Flag of Iran.svg ایران
محل تحصیل قزوین، قم، اصفهان
محل زندگی قزوین
محل وفات ۱۲۶۳ یا ۱۲۶۴ قزوین، Flag of Iran.svg ایران
مدفن ضلع شمالی حرم
شاهزاده حسین قزوین
شاگردان
میرزا محمد تنکابنی
سید محمدحسین قزوینی
تالیفات
عیون الاصول
منهج الاجتهاد
ملخّص العقائد
مجالس المتقین
و...
فعالیت‌های
اجتماعی
حضور در جنگ یکم ایران
و روس برای دفاع از کشور

محمدتقی برغانی (زاده:۱۱۷۲ برغان - قتل:۱۲۶۲ ۱۲۶۳)، روحانی شیعه ایرانی معروف به ملا محمدتقی برغانی. از مراجع تقلید شیعه و سرشناس ترین دانشمند خاندان برغانی است. او توسط چند بابی و در هنگام عبادت در مسجد کشته شد، برخی او را شهید ثالث لقب داده‌اند و بعضی دیگر، وی را شهید رابع نامیده‌اند.[۱] برادر زاده اش طاهره "قره العین" از سوی برخی به دست داشتن در ترور وی متهم گردید[نیازمند منبع].

تولد و تحصیل[ویرایش]

در روستای «برغان»[۲] به دنیا آمد. در سال تولد وی چند قول وجود دارد.[۳] پدرش ملا محمد ملائکه و پدربزرگش ملا محمدتقی طالقانی در شمار عالمان دین بودند[۴]. وی به تشویق پدرش به تحصیل علوم دینی پرداخت. تحصیلات مقدماتی و مقداری از فقه و اصول را در نزد دانشمندان قزوین به پایان برده و آنگاه رهسپار قم می‌شود. در آنجا در حوزه درسی علامه محقق میرزای قمی حضور یافته و سپس به اصفهان می‌رود و از بزرگان این شهر، حکمت و کلام را فرا می‌گیرد. پس از چندی به کربلا (شهر) می‌آید و چند سالی در درس «صاحب ریاض» شرکت جسته و بعد به ایران (تهران یا قزوین) باز می‌گردد.» [۵]

در سال ۱۲۲۰ قمری به ایران بازگشت و در تهران ساکن شد و به تصدی امور مذهبی پرداخت. حوزه درس او به دلیل دقت علمی رونق یافت اما پس از چندی مجددا به عتبات بازگشت. علت بازگشت وی را دریافت اجازه صدور فتوی از میرزای قمی و یا تبعید توسط فتحعلی شاه پس از مشاجره با ملامحمدعلی مازندرانی در یک مباحثه که دز حضور شاه برگزار گردیده بود دانسته‌اند.

او در بازگشت به عتبات باردیگر به درس استاد خود طباطبایی بازگشت و به توصیه او تدریس را نیز آغاز کرد. همچنین مسجدی بنام مسجد برغانی (که پس از قتل او به مسجد شهید ثالث معروف شد) بنا کرد و امامت جماعت آنرا عهده دار شد.

وی پس از دریافت گواهی اجتهاد از سیدعلی طباطبایی و فرزند او سید محمد مجاهد و شیخ جعفر نجفی صاحب کتاب کشف الغطاء، مجددا به ایران بازگشت و در قزوین ساکن شدوبابرادرش مدرسه علمیه صالحیه رابنیاد نهادند. ظاهرا شاه با حضور او و برادرس در تهران مخالف بوده‌است.

فعالیت‌های اجتماعی، سیاسی و فرهنگی[ویرایش]

  • اجرای حدود شرعی و کمک به فقرا و درماندگان
  • شرکت در جبهه جنگ ایراتن و روس در هنگام تجاوز روسها به ایران و مبارزه فرهنگی با مذاهب استعماری
  • برپایی نماز جمعه (فرزندان و نوادگان او بعد از شهادتش، نماز جمعه قزوین را در همان مسجد و محل شهادتش اقامه می‌کردند).[۶]
  • تاسیس مسجدی به نام «جامع صغیر» که پس از شهادتش به «مسجد شهیدی» شهرت یافت.[۷]
  • تاسیس مسجدی در قزوین، واقع در محله «دیمج»
  • تاسیس مدرسه علوم دینی در سه طبقه در شمال مسجد فوق
  • تاسیس مسجدی در کربلا واقع در محله «باب السلامة»

تمامی آثار فوق تا عصر حاضر به نام او معروف است.[۸]

مقابله با بابی گری[ویرایش]

در زمان او، فرقه‌های متعددی در حال شکل‌گیری و گسترش بود. عمده‌ترین آنها وهابیت، شیخیه و بابیه[۹] بودند که وی نقش زیادی در مبارزه با آنها داشت.

وی همچنین از صوفیان نیز به شدت انتقاد می‌کرد که موجب شد تا حاج میرزا آقاسی، صدراعظم محمدشاه نظر مثبتی نسبت به وی نداشته باشد.

تکفیر شیخ احمد احسایی[ویرایش]

احمد احسایی رهبر شیخیه در ایران مورد استقبال گروههای مختلف قرار گرفت و حتی شخص شاه نیز از او تجلیل کرد اما در مناظره‌ای که میان احسایی و برغانی در قزوین انجام شد، برغانی به تکفیر شیخ احمد احسایی پرداخت. تکفیر او بازتاب گسترده‌ای در میان علما داشت و به کم شدن نفوذ آنان در ایران انجامید.

شهادت[ویرایش]

قتل وی در منابعی به بابیان نسبت داده شده‌است. در مورد نحوه شهادت ایشان گفته شده:

شبی به حسب عادت معمول برای خواندن نماز شب به مسجد می‌رود. در حال عبادت، چند نفر از پیروان شیخیه و بابیه که تصمیم گرفته بودند او را ترور کنند، با نیزه به وی هجوم می‌آوردند و هشت نقطه از گردنش را با آن مجروح می‌سازند که پس از انتقال به منزلش بعد از دو روز به علت شدت جراحات وارده به شهادت می‌رسد.[۱۰]


پیکرش در ۱۵ ذی‌القعده ۱۲۶۳ یا ۱۲۶۴ در جوار امامزاده شاهزاده حسین قزوین به خاک سپرده شد.

فرزندان[ویرایش]

فرزندان و نوادگان وی از روحانیون و علما عصر خود بودند:

  • آقامحمد برغانی: در نجف و در درس سید علی طباطبایی تحصیل کرد و در قزوین به امامت جماعت منصوب گردید. وی با زرین‌تاج برغانی قزوینی ازدواج کرد که پس از گرایش زرین تاج به شیخیه به جدایی آندو انجامید. آنان سه فرزند داشتند که هر سه در علوم دینی تحصیل کردند. ابراهیم برغانیشیخ ابراهیم برغانی در عتبات به تحصیل پرداخت و در بازگشت به قزوین تصدی امور دینی را بر عهده گرفت از او دیوان شعر و کتاب مفتاح الفقاهة به جا مانده‌است همچنین فرزندش شیخ شیخ داوود برغانی نیز از علما مذهبی بود. شیخ اسحاق برغانی نیز در عتبات تحصیل کرد و در قزوین به امور دینی مشغول گردید، وی به فارسی و عربی شعر می‌سرود. شیخ اسماعیل برغانی نیز در قزوین و عتبات تحصیل علوم دینی نمود و به قزوین بازگشت و به امور دینی اشتغال یافت. کتابهای نوادرالحکمةو اصول الفقه و دیوان اشعار از وی باقیمانده‌است.
  • میرزا ابوالقاسم برغانی، وی دیگر فرزند ملا محمد تقی برغانی بود که در عتبات به تحصیل علوم دینی پرداخت و در قزوین ساکن گردید. فرزند او شیخ ابوتراب برغانی نیز به جرگه علما پیوست و سپس در تهران ساکن شد در عصر مشروطه فعالیت سیاسی داشت و آثار مذهبی و دینی و همچنین کتابی در رد بابیه از وی باقیمانده‌است:التبیین فی شرح آلایات؛ المواعظ والبراهین؛ تفسیر قرآن فارسی؛ رساله در توحید؛ مکاسب؛ رساله در ردّ بابیه؛ رساله در استصحاب و مباحث الفاظ؛ تفسیر آیة نور.
  • ام کلثوم برغانی: وی ادبیات عرب را نزد ماه شرف طالقانی عمه پدرش که منشی دربار فتحعلی‌شاه قاجار نیز بود، فرا گرفت و نزد پدر و عمویش و همچنین ملا آقا حکمی تحصیل را ادامه دارد و به همسری ملاعبدالوهاب برغانی درآمد. در قزوین و کربلا برای زنان تدریس می‌کرد و کتابخانه شخصی اش را در ۱۲۶۸ برای طلاب وقف کرد. از او تفسیری بر سوره الفاتحه بصورت ناقص در دست است.

استادان[ویرایش]

مشایخ اجازه[ویرایش]

شهید ثالث در متن اجازه نامه‌ای که به شاگردش «تنکابنی» داده، اسامی مشایخ اجازات خود را همین سه نفر معرفی کرده‌است.[۱۴] برخی میرزای قمی را به مشایج اجازه شهید ثالث افزوده‌اند.[۱۵]

شاگردان[ویرایش]

با این که ملا محمدتقی در شهرهای اصفهان، کربلا، نجف، تهران و قزوین، به تدریس اشتغال داشت،[۱۶] شرح حال نگاران به معرفی شاگردان او چندان نپرداخته و در بین آنها، بیشتر از فرزندان وی و میرزا محمد تنکابنی و سید محمدحسین قزوینی یاد کرده‌اند.

آثار[ویرایش]

  • عیون الاصول[۱۷]
  • منهج الاجتهاد[۱۸]
  • ملخّص العقائد[۱۹]
  • مجالس المتقین[۲۰]
  • القضاء عن الأموات
  • رساله‌ای در نماز جمعه
  • رساله‌ای در طهارت
  • رساله‌ای در نماز و روزه
  • رساله‌ای در قضاء نمازها
  • رساله‌ای در دیات (به زبان فارسی)[۲۱]
  • شرح الشرایع[۲۲]
  • یک دوره فقه فارسی از طهارت تادیات
  • عیون الاصول[۲۳]
  • شرح الروضة (به زبان عربی)
  • شرح بر معالم (به زبان عربی)
  • ملخص العقاید[۲۴]
  • رسالة فی صلاة الجمعة
  • رسالة فی عدم وجوب هبة الولی مدة منقطعة المولی علیه

او آشنا به فنون نگارش بود و آثار بسیار ارزشمندی خلق کرد و به یادگار گذاشت. تنکابنی در خصوص آثار او می‌نویسد:

«آن زمانی که در قزوین تحصیل می‌کردم، شهید مشغول به اتمام تألیف این کتاب (منهج الاجتهاد) بودند؛ به طوری که دید و بازدید، عروسی و عزا، همه را ترک کرده بود و به تألیف کتاب «منهج» مشغول بود. مگر روزها به جهت وقت عصر، مقدار دو ساعت به غروب مانده می‌نشستند و به مرافعات اشتغال داشتند و سایر اوقات را به تألیف مشغول بودند.»[۲۵]

جستارهای وابسته[ویرایش]

پانویس[ویرایش]

  1. ریحانة الادب، ج۳، ص ۲۷۹ و ۲۸۰؛ مجله حوزه، ش ۵۶ و ۵۷، ص ۳۹۳ و ۳۹۴.
  2. روستای برغان در دهستان برغان از توابع قزوین قدیم و شهرستان ساوجبلاغ جدید که در ۳۸ کیلومتری شمال غربی کرج واقع شده و دارای آب و هوای کوهستانی و سردسیری است. (لغت نامه دهخدا، ج ۸، ص ۹۰۳ و ۹۰۴).
  3. ۱۱۷۲، ۱۱۸۳، ۱۱۸۴، ۱۱۹۴.
  4. مدخل برغانی در دائره‌المعارف اسلامی. بازدید در تاریخ ۱۸ اردیبهشت ۹۰.
  5. شهیدان راه فضیلت، علامه امینی، ص ۴۷۵ و ۴۷۷؛ ریحانة الادب، میرزا محمدعلی مدرس، ج ۱، ص ۲۴۷؛ الکرام البررة، آقا بزرگ تهرانی، الجزء الاول من قسم الثانی، ص ۲۲۶؛ معارف الرجال، محمد حرزالدین، ج۲، ص ۲۰۷.
  6. مکارم آلاثار، ج ۵، پاورقی ص ۱۷۱۴.
  7. اجساد جاویدان، ص ۲۲۱؛ گنجینه دانشمندان، ج ۶، ص ۱۶۲.
  8. مجله حوزه، ش ۵۶ و ۵۷، ص ۳۹۶.
  9. همان، ص ۳۹۱.
  10. اقباس از قصص العلماء، ص ۵۷؛ شهیدان راه فضیلت، ص ۴۷۷؛ اجساد جاویدان، ص ۲۲۱ و ۲۲۲.
  11. مجله حوزه، ش ۵۶ و ۵۷، ص ۳۸۹ و ۳۹۰ و ش ۶۶، ص ۱۷۹؛ الکرام البررة، ج ۱، ص ۲۲۶؛ شهیدان راه فضیلت، ص ۴۷۶ و ۴۷۷.
  12. معارف‌الرجال، ج ۲، ص ۲۰۷ و ریحانة الادب، ج ۱، ص ۲۴۷.
  13. الکرام البررة، ج ۱ ص ۲۲۶؛ تذکرة العلماء، ص ۱۱۹؛ قصص العلماء، ص ۲۳؛ مکارم الآثار، علامه حبیب آبادی، ج ۵، ص ۱۷۱۲.
  14. قصص العلماء، ص ۲۵ و ۲۶.
  15. گنجینه دانشمندان. ج ۶، ص ۱۶۳.
  16. مجله حوزه، ش ۵۶ و ۵۷، ص ۳۹۰ و ش ۶۶، ص ۱۸۰.
  17. وی در این کتاب که دو جلد است، اشکالات و نقدهایی بر«قوانین» وارد کرده‌است. او در این باره می‌گوید: «در سفر جهاد، شب‌ها با حاجی ملا احمد نراقی ایرادات مرا در عیون الاصول بر میرزا، عنوان می‌کردیم و با هم گفتگو می‌داشتیم.» (همان، ص ۲۹ و ۳۰).
  18. این کتاب که ۲۴ جلد است، شرح «شرایع الاسلام» و یک دوره فقه استدلالی است که شامل مباحث فقهی طهارت تا دیات می‌باشد. این اثر نفیس از منابع مهم فقیهان شیعه در تحقیقات فقهی و فتاوای آنها بود. نسخه‌هایی از آن در کتابخانه‌های متعددی موجود است. «صاحب جواهر الکلام زمانی که به نگارش کتاب «جهاد» رسید، اسباب و منابع تحقیقی لازم را نداشت؛ زیرا فقها کمتر در باب «جهاد» کتاب و رساله نوشته‌اند. از قضا، محمد آقا فرزند او که در نجف اشرف به تحصیل می‌پرداخت؛ لذا شیخ محمد حسن نجفی جلد چهارم منهج الاجتهاد را به رسم عاریه از فرزند آن فقیه گرفته و در تألیف و تکمیل کتاب جهاد از مباحث فقهی آن استفاده به عمل آورد.» (همان، ص ۳۰؛ اجساد جاویدان، ص ۲۲۳؛ مجله حوزه، ش ۶۶، ص ۱۸۱).
  19. درباره علم کلام.
  20. این کتاب درباره مطالب اخلاقی است که مشتمل بر ۵۰ مجلس می‌باشد. تاریخ نگارش آن سال ۱۲۵۸ ه. ق است.
  21. الکرام البررة، ج ۱، ص ۲۲۷ و ۲۲۸؛ قصص العلماء، ص ۲۹ و ۳۰؛ شهیدان راه فضیلت، ص ۴۷۸ و ۴۷۹؛ گنجینه دانشمندان، ج ۶، ص ۱۶۳ و غیره.
  22. این کتاب که یک جلد بزرگ است، تمامی ابواب فقه را در بردارد و در سال ۱۲۲۶ ه. ق تألیف شده‌است.
  23. این کتاب دو جلد است و بیشتر این دو جلد در نقد قوانین میرزای قمی می‌باشد.
  24. این کتاب یک جلد بزرگ می‌باشد و موضوعش کلام است.
  25. قصص العلماء، ص ۳۰.

منبع[ویرایش]


الگو:ترتیب پیش‌فرض:برغانی، محمدتقی