عبدالبهاء
| شخصیتهای اصلی | |
|
بهاءالله |
|
| نوشتهها | |
| کتاب اقدس · کتاب ایقان کلمات مبارکه مکنونه |
|
| مؤسسات | |
| تاریخچه | |
| شخصیتهای بارز | |
| بیشتر | |
|
نشانهها · احکام |
عباس افندی فرزند ارشد بهاءالله -بنیانگذار بهائیت- که به نام عبدالبهاء شناخته شدهاست، سومین شخصیت محوری بهائیت است که پدرش، بهاءالله نوزده سال پیش از مرگش، آنچنانکه در کتاب اقدس و نیز در کتاب عهدی اشاره کردهاست، وی را به مقام جانشین، مبیّن و مفسر بهائیت برگزید.[۱][۲]
محتویات |
[ویرایش] زندگینامه
راجع به شخصیت او مهدی بامداد در شرح حال رجال ایران چنین مینویسد: «عباس افندی که درمیان بهائیان به غصن اعظم و عبدالبهاء معروفیت دارد، پسر ارشد میرزا حسینعلی نوری معروف به بهاءاللهاست... عباس افندی مردی بودهاست بسیار زرنگ، زیرک، با هوش، سائس، مطلع، باگذشت، مردم شناس و مردم دار.»پیشگویی او که علت تمرکز بهاالله روی ارض موعود در اوج قدرت عثمانی یک قرن قبل از تشکیل ملت یهود را روشن ساخته بسیار معروف است:این جا فلسطین است.اراضی مقدسه است.عن قریب قوم یهود به اینجا رجعت خواهند کرد.عزت داوودی و حشمت سلیمانی خواهند یافت. این وعده ی الهی است و هیچ تردیدی ندارد...قوم یهود عزیز خواهند شد...همچنین درباره وحدت ادیان میگوید:امر بها الله با کتب حضرت زردشت و بودا و برهما بسیار موافق اما بعد تحریف و تغییر یافت. [۳]
[ویرایش] تولد
او در پنجم جمادیالاولی سال ۱۲۶۰ هجری قمری مطابق با ۲۳ مه ۱۸۴۴ در تهران متولد شد. عبدالبهاء درباره دوران کودکی خود میگوید: «ما در تهران همه نوع اسباب آسایش و زندگانی داشتیم ولی در یک روز همه را غارت نمودند.[۴]»
[ویرایش] تبعید
وی از سن ۹ سالگی و از زمان تبعید بهاءالله برای دومین بار به بغداد، در زمستان ۱۸۵۳ در تمامی تبعیدها، همراه پدر بودهاست. تا سال ۱۸۶۳، به مدت ۱۰ سال در بغداد، ۴ ماه در قسطنطنیه، نزدیک ۵ سال در ادرنه و تا سال ۱۹۰۸ در عکا. آنچه مشخص است آن است که امکان تحصیل در مکتب خانههای آن دوران را نداشتهاست.[۵] ولی اطلاعات تاریخی و حسن تدبیر او مورد تحسین مردم بودهاست.
عبدالبهاء تا سال ۱۹۰۸ میلادی به خاطر گزارشهای عدهای مخالفان، به دستور امپراتور عثمانی، سلطان عبدالحمید در عکا زندانی بود.[۲] وی جمعهها در عکا در مسجد حاضر میشد.[۶] در ماه رمضان، ماهی که مسلمانان در آن روزه میگیرند، وی و دیگر بهائیان با وسواس زیاد در آنجا به مانند مسلمان به خاطر صلح و جلوگیری از نسبت بدعت از طرف جامعه رعایت این ماه را میکردند.[۷]
[ویرایش] ازدواج
در دوران زندان در بیت عبود در قلعه عکا با فاطمه دخت میرزا محمدعلی نهری اصفهانی که به «منیره» موسوم شد، ازدواج کرد و حاصل این ازدواج ضیائیه مادر شوقی افندی بود.[۸]
[ویرایش] سفر به مصر، اروپا و آمریکا
انقلاب ترک جوان و انقراض امپراتوری عثمانی موجب گردید که عبدالبهاء در سال ۱۹۰۸ در سنین پیری از زندان و تبعید خلاصی یابد.[۹] بعد از آزادی از زندان و موفقیت در اتمام ساختمان مقام اعلی، مقبره باب، عبدالبهاء تصمیم به سفر و رساندن ابلاغ پیام بهاءالله به اروپا و آمریکا گرفت. به دعوت بهائیان غرب به یک مسافرت سه ساله (۱۹۱۳-۱۹۱۱) به مصر، اروپا و آمریکای شمالی رفت. در جریان این سفرها عبدالبهاء در مجامع فراوانی(عمدتاً ماسونیِ) به سخنرانی و تبلیغ دین بهایی پرداخت و صراحتاً از انگلیس و آمریکا جانبداری کرد.برای نمونه، وی در یکی از سخنرانی های خود(در منزل میسیز کراپر، سال 1911) مدعی شد که: «اهالی ایران بسیار مسرورند از این که من آمدم اینجا! این آمدنِ من اینجا سبب الفت بین ایران و انگلیس است. ارتباط تام(بین دو کشور) حاصل می شود و نتیجه به درجه ای می رسد که به زودی از افراد ایران جان خود را برای انگلیس فدا می کنند! و همین طور انگلیس خود را برای ایران فدا نماید!».[۱۰][۲] یکی از پژوهشگران پر اطلاع معاصر، سفر سالهای 1913-1911 عباس افندی به اروپا و آمریکا را که با تبلیغات فراوان از سوی متنفذین محافل سیاسی و مطبوعاتی دنیای غرب همراه بود، نشانی آشکار از پیوند عمیق میان سران فرقۀ بهائی و کانونهای مقتدری در اروپا و آمریکا(تشکیلات فراماسونری) می داند:[۱۱]«سفر سالهای 1913-1911 عباس افندی به اروپا و آمریکا، سفری کاملاً برنامه ریزی شده بود. بررسی جریان این سفر و مجامعی که عباس افندی در آن حضور یافت نشان می دهد که کانون های مقتدری در پشت این ماجرا حضور داشتند و می کوشیدند تا این پیغمبرِ نوظهور شرقی را به عنوان نماد پیدایش مذهب جدید انسانی آرمان ماسونی – تئوسوفیستی، معرفی کنند». عبدالبهاء در میان جمعی از سوداگران آمریكایی «نورِ انسانیت را در نهایت جلوه و ظهور در چهرۀ آنان مشاهده میكند!».[۱۲]وی به آنان گفت: «قطعه آمریكا نزد حق، میدان اشراق انوار است!».[۱۳]وی همچنین خطاب به ایشان گفت: «از برای تجارت و منفعت ملّت آمریكا، مملكتی بهتر از ایران نه، چه كه مملكت ایران مواد ثروتش همه در زیر خاك پنهان است، امیدوارم كه ملّت آمریكا سبب شوند كه آن ثروت ظاهر گردد».
عبدالبهاء در اروپا و آمریکا به نام پیامبر صلح معروف شد. عدهای از صاحبنامان غرب چون الکساندر گراهامبل مخترع تلفن، پرزیدنت روزولت رئیس جمور سابق ایالات متحده آمریکا و آدمیرال پری، کاشف قطب جنوب در این اسفار با وی دیدار کردند.[۱۴]
سخنرانیهای عبدالبهاء در کتابی به نام مجموعه خطابات در سال ۱۹۲۰ در مصر چاپ شد.
در لندن در مصاحبه با مدیر روزنامه تیاسفیها چنین میگوید:
هرکس به وحدت بشر خدمت کند در درگاه احدیت مقبول است... حضرت موسی خدمت به وحدت انسانی نمود، حضرت مسیح وحدت عالم انسانی تأسیس کرد، حضرت محمد اعلان وحدت انسانی نمود... بهاءالله تجدید تعالیم انبیاء فرمود... برای شما تأییدات الهیه میطلبم.[۱۵]
در روز خداحافظی در لندن چنین میگوید:
«از تقالید دست بردارید دین باید سبب الفت و محبت باشد. اگر سبب عداوت گردد عدم دین به از وجود آن است.»[۱۶][۱۷]
[ویرایش] بازگشت به حیفا
بازگشت او به حیفا مقارن با شامگاه اولین روز جنگ جهانی اول بود که دوران خطرناکی برای وی بود تا اینکه فلسطین به اشغال قوای انگلیسی به فرماندهی ژنرال الن بی در آمد. وی در 27 آوریل 1920 از قیومیت فلسطین به دلیل تلاشهای انساندوستانه در طول جنگ لقب سر گرفت.[۲]
[ویرایش] درگیری با میرزا محمد علی
میرزا محمد علی یکی از پسران بهاءالله است. او فرزند ارشد فاطمه خانم همسر دوم بهاءالله است.[نیازمند منبع] وی محمد علی را غصن اکبر به معنی شاخه بزرگتر نامید.[۱۸]
شهاب فردوس در سلسله مقالاتی که در مجله آشفته، دوره نهم، سال 1334، شماره های هجده تا پنجاه درج شده می نویسد:[۱۹]
میرزا محمد علی از مادر با عباس افندی جدا بود و در عقاید خود خیلی راسخ زیرا او پدرش را بسیار بزرگ می شمرد و عقیده داشت که عباس افندی خلیفه پدر و خودش معاون و ولی عهد خلیفه پدر است و بنابراین عباس افندی را موظف می دانست که آراء و احکام و دستورات پدر را مطاع شمارد و در همه موارد با او که خلیفه ی دوم و منصوص از طرف پدر بود مشورت کند و مقام او را محترم شمارد ولی عباس افندی می خواست میرزا محمد علی مانند دیگران مطیع صرف و منقاد محض باشد . نهایتاً کار دو برادر به جدال کشید تا آنکه عباس افندی به صراحت او را مردود و مطرود و مظهر ابلیس خواند و لقب ناقض اکبر به کسی داد که پدرش به امر و اراده ی خداوند او را در لوح وصیت غصن اکبر و دارای مقام عصمت که مخصوص اولیای حق است شمرده بود. این مبارزه خیلی آسان به نفع عباس افندی تمام شد. .
[ویرایش] اصطلاح ثابتین و ناقضین
عباس افندی فرزند بزرگ بهاء همه کسانی را که بعد از پدر به او گرویدند ((ثابت پیمان)) خواند و بردار خود میرزا محمد علی را که به نص لوح وصیت بهاء مقام غصن اکبر داشت چون به طوری که دلخواه او بود پیروی نکرد و حاضر نشد اورا مانند پدر خود یفعل ما یشاء بداند ناقض اکبر لقب داد.[۲۰]
[ویرایش] درگذشت
عبدالبهاء در ۲۸ نوامبر سال ۱۹۲۱ درگذشت.[۲] وی جمعه قبل از درگذشتش، با وجود خستگی بسیار، در نماز ظهر در مسجد شرکت کرد، و پس از آن مطابق عادتش به فقرا کمک نمود.[۲۱] مقبره او در جوار مقام اعلی واقع در کوه کرمل همان جایی که بنا به فرمان بهاءالله محل مقبره سید علی محمد باب تعیین گردیده بود است. جسد سید علی محمد باب پس از آنکه به مدت ۶۰ سال از محلی به محلی مخفیانه حفظ و نگهداری شده بود سرانجام در سال ۱۹۰۹ بر اثر مساعی عبدالبهاء در این محل استقرار یافت. در مراسم تدفین وی نمایندگانی از سایر ادیان نیز سخنرانی کردند.
[ویرایش] شرح تشییع جنازه
شرح تشییع جنازه و متن سخنرانیهای در تشییع جنازه توسط روزنامه النفیر در حیفا به شماره ۲۸۸۹-۹ اول دسامبر ۱۹۲۱ به ثبت رسیدهاست. ادیب یوسف افندی در این مراسم اینچنین سخنرانی نمود:
ای معشر عرب و عجم برای که گریه و زاری میکنید آیا برای کسی است که در حیات دیروزی خود بزرگ بود و در موت امروزی برزگتر است... نظر براست کنید نظر به چپ نمائید. نظر به شرق و غرب نمائید ببینید چه عظمت و جلالی غیبت نموده چه پایه بزرگ صلحی منهدم شده چه لبهای فصیحی خاموش گشته و اسفا...[۲۲]
فاضل ابراهیم افندی چنین میگوید: «چقدر این مصیبت جانگداز تلخ و ناگواراست این خسارت فقط راجع به مملکت ما نیست بلکه یک فاجعه عمومی است. حضرتش ناس را تهذیب فرمود تعلیم نمود احسان کرد و ارشاد فرمود تا آنکه قومش را به اعلی ذروه جلال فائز نمود...»[۲۳]
[ویرایش] آثار
اگرچه عبدالبهاء کاملاً بر زبان عربی مسلط بود (او بیشتر عمر خود را در کشورهای عربی گذرانده بود) و الواح بسیاری به زبان عربی نوشته، عمده آثار او به زبان فارسی است. سبک عربی او بسیار منظم است اما گاهی اوقات پیچیدهتر و متداولتر از پدرش است.[۲۴] از آنجایی که وی بیشتر عمر خود را در کشورهای عربی گذرانده بود و ادبیات عربی را فراگرفته بود، سبک عربی او اصیلتر از پدرش، بهاءالله است. هم در زبان عربی و هم در فارسی او مهارت خاصی در پرورش آگاهانه اقسام ادبی دارد. آثاری چون رساله مدنیه و رساله سیاسیه نزدیکی خاصی با آثار بسیاری از اصلاحطلبان آن زمان چون «ملکم خان» دارد البته میزان تاثیر هر یک باید عمیقتر بررسی شود.[۲]
- مقاله شخص سیاح (تاریخ دوره اول دین بهائی) (به فارسی)[۲]
آثار نوشته شده توسط عبدالبهاء را میتوان این گونه دسته بندی نمود:
- آثاری نظیر مفاوضات، تذکرة الوفا، مکاتیب برای جامعه بهائی.
- مفاوضات جواب به سئوالات خانمی آمریکائی است در زمینه تاریخ ادیان و مباحث فلسفی، تاریخی و علمی.
- تذکرة الوفا شرح حال برخی از بهائیان.
- مکاتیب، نامه هائی است که به سئوالات بهائیان جواب داده و آنها را راه نمائی کردهاست.
- آثاری نظیر رساله مدنیه، رساله سیاسیه و مقاله شخص سیاح.
- این سه اثر بدون امضای او منتشر شدهاست.
- مقاله اصلی: رساله مدنیه
- عبدالبهاء رساله مدنیه را به دستور بهاءالله و در سال ۱۸۷۵ تحت عنوان اسرارالغیبیه لاسباب المدنیه مینویسد. این نوشته به طور خطی درایران منتشر میشود اما بعداً و در سال ۱۸۸۲ در بمبئی بدون ذکر نام نویسنده چاپ میشود.[۲۵]
- رساله مدنیه (به فارسی)
- کتاب سیاسیه (در سیاست مدن) (به فارسی)
- کتاب مفاوضات (مشتمل بر رسائل مهمه و فلسفه و روحانی و تفسیر و غیرها)
- کتاب مکاتیب (در ۴ جلد) (مشتمل بر الواح به فارسی و عربی)
- تذکرة الوفا (مشتمل بر شرح احوال نفوس زکیه)
- مجموعه مناجاتها به فارسی
- مجموعه مناجاتها به عربی
- جواب نامه جمعیت لاهای (برای اجرای صلح عمومی)
- دراری الملکوت (الواح به افتخار اطفال شرق و غرب)
- جواب دکتر پروفسور دکتر فورل
- خطابات مبارکه در ۲ جلد به فارسی و عربی
- مجموعه الواح به زبان آذری
- لوح امریک
- الواح وصایای مبارکه (وصیت نامه)
- الواح و آثار متعدد دیگری نیز موجود است که هنوز به چاپ عکسی نرسیدهاست.
[ویرایش] سرنوشت رهبری آئین بهایی پس از عبدالبهاء
بهاءالله شارع آیین بهائی در مورد رهبری آئین بهایی میگوید:
چونکه هر روز را امری و هر حین را حکمی مقتضی، امور به وزراء بیت العدل راجع تا آنچه مصلحت وقت دانند معمول دارند
لیکن برخلاف این گفته پس از فوت عباس افندی که در حیفا اتفاق افتاد چند ماهی زمام امور بهائیان به دست ورقه علیا خواهر عباس افندی بود او در ضمن تلگراف و نامه هایی جامعه بهائی را متوجه کرد که زمامداری بهائیان پس از عبدالبهاء با شوقی افندی دختر زادهاش خواهد بود.[۲۶]
عبدالبهاء و شوقی افندی بیت العدل را عالیترین هیأت قانونگذاری امر بهائی و مرجع کل نفوس جهت اتحاد عالم بهائی در زمان نبود ولی امرالله در این دین، قرار دادند.
پس از زمامداری شوقی افندی چند نفر از مبلغین معروف بهائی که خیال می کردند پس از عباس افندی در بیت العدل دارای سمتی خواهند بود از در مخالفت در آمدند و کتاب های متعددی بر رد بهائیان نوشتند (مانند کشف الحیل ، فلسفه نیکو و ... ) میرزا احمد سهراب - که از مبلغین بنام بهایی و مامور نشر امراله در آمریکا بود- به صورت دیگری عَلَم مخالفت برافراشت و الواح وصایا را که به نفع شوقی افندی بود مجعول شمرد و اینطور اظهار عقیده کرد که پس از فوت عباس افندی باید بیت العدل اعظم به نص کتاب اقدس تشکیل شود و کسی حق ندارد بر خلاف نص بهاءالله خود را پس از عبدالبهاء ولی امر بشمارد.[۲۷]
بعد از درگذشت شوقی افندی، ایادیان امرالله به مدت ۶ سال رهبری جامعه جهانی بهائی را بر عهده گرفتند تا اینکه در سال ۱۹۶۳ اولین انتخابات بیتالعدل اعظم الهی برگزار شد و این مؤسسه تأسیس گشت.
تعداد اعضای بیت العدل ۹ نفر هستند، که هر ۵ سال یک بار از طریق انتخاباتی آزاد، انتخاب میشوند. پس از مرگ ولی امرالله، اولین انتخابات بیت العدل اعظم الهی در سال ۱۹۶۳ میلادی برگزار شد.[۲۸]
| شخصیتهای اصلی | |
|
بهاءالله |
|
| نوشتهها | |
| کتاب اقدس · کتاب ایقان کلمات مبارکه مکنونه |
|
| مؤسسات | |
| تاریخچه | |
| شخصیتهای بارز | |
| بیشتر | |
|
نشانهها · احکام |
شوقی افندی دارای فرزندی نبود و وصیتی هم نکرد و جانشین هم برای خود تعیین ننمود. بدین ترتیب دوران موروثی بودن رهبری جامعه بهائی پایان پذیرفت. ازاین زمان، زمام امور جامعه بدست بیت العدل اعظم گذاشته شد. و مرحله جدیدی آغاز گردید. چارلز میسون ریمی کسی که سندی را مبنی بر عدم وجود وصیت نامه شوقی افندی امضا کرده بود ۳ سال بعد در سال ۱۹۶۰ ادعا کرد که انتخاب وی به عنوان رئیس شورای بینالمللی توسط شوقی افندی به معنای انتخاب او به عنوان ولی امرالله است.[۲۹]
[ویرایش] پانویس
- ↑ *Balyuzi, H.M. (1973). The Báb: The Herald of the Day of Days. Oxford, UK: George Ronald. ISBN 0853980489.
- ↑ ۲٫۰ ۲٫۱ ۲٫۲ ۲٫۳ ۲٫۴ ۲٫۵ ۲٫۶ D. M. MacEoin (۱۹۸۲). "ABD-AL-BAHĀ". Encyclopædia Iranica. http://www.iranicaonline.org/articles/abd-al-baha-i-life-and-work. Retrieved ۲۰۱۰-۰۸-۱۰.
- ↑ شرح حال رجال ایران در قرن ۱۴، ۱۳، ۱۲ هجری، مهدی بامداد، انتشارات زوار ۱۳۷۱، جلد ۲ ص ۲۰۲ و ۲۰۳
- ↑ بدایع الاثار، جلد دوم، لجنه نشر آثار امری آلمان ۱۹۸۷، صفحه ۲۰۶
- ↑ *Balyuzi, H.M. (1973). The Báb: The Herald of the Day of Days. Oxford, UK: George Ronald. ISBN 0853980489.
- ↑ Studies in honor of the late Hasan M. Balyuzi By Moojan Momen,p. 263
- ↑ M. H. Phelps, Life and Teachings of Abbās Effendi, London, 1912, p. 101
- ↑ Peter Smith (۲۰۰۰). «`Abdu'l-Bahá» (پیدیاف). Oneworld Publications. شابک ISBN ۱-۸۵۱۶۸-۱۸۴-۱.
- ↑ دانشنامه ایرانیکا، عبدالبهاء
- ↑ خطابات عبدالبهاء.
- ↑ جستارهایی از تاریخ بهائیگری در ایران.
- ↑ خطابات مبارکه؛ عبد البهاء، مصر، ج 1، ص 33.
- ↑ خطابات مبارکه؛ عبد البهاء، مصر، ج 1، ص 33.
- ↑ *Parsons, Agnes. (1996). Abdu'L-Baha in America: Agnes Parsons' Diary, April 11, 1912-November 11, 1912 : Supplemented With Episodes from Mahmud's Diary. Kalimat Press. ISBN 0933770979.
- ↑ مجموعه خطابات چاپ مصر، فرجالله ذکرالکردی ۱۹۲۱، ص ۱۸.
- ↑ خطابات جلد دوم صفحه ۲۲۷
- ↑ (خطابات صفحه ۳۱)
- ↑ Taherzadeh, Adib (2000). The Child of the Covenant. Oxford, UK: George Ronald. ISBN 0-85398-439-5. 265
- ↑ ترابیان فردوسی, محمد. حالات و مقالات استاد شهاب فردوسی. ایران: صحیفه خرد, 1383. 505. ISBN 5-5-95414-946.
- ↑ ترابیان فردوسی, محمد. حالات و مقالات استاد شهاب فردوسی. ایران: صحیفه خرد, 1383. 505. ISBN 5-5-95414-946.
- ↑ God Passes By, Shoghi Effendi, US Bahá’í Publishing Trust, 1979 second printing Chapter XXI: The Passing of ‘Abdu’l-Bahá, p. 313-320
- ↑ روزنامه النفیر در حیفا به شماره ۲۸۸۹-۹ اول دسامبر ۱۹۲۱
- ↑ روزنامه النفیر در حیفا به شماره ۲۸۸۹-۹ اول دسامبر ۱۹۲۱
- ↑ John Walbridge. «Appendices». در Essays and Notes on babi and Bahai History. H-Bahai Digital Library. 204-205.
- ↑ مجموعه آثار بهائی، بخش حضرت عبدالبهاء
- ↑ ترابیان فردوسی, محمد. حالات و مقالات استاد شهاب فردوسی. ایران: صحیفه خرد, 1383. 505. ISBN 5-5-95414-946.
- ↑ ترابیان فردوسی, محمد. حالات و مقالات استاد شهاب فردوسی. ایران: صحیفه خرد, 1383. 505. ISBN 5-5-95414-946.
- ↑ Baha'is elect Universal House of Justice
- ↑ Smith, Peter (۲۰۰۸). An Introduction to the Baha'i Faith. Cambridge: Cambridge University Press. ISBN 0-521-86251-5.
[ویرایش] منابع
- وبگاه رسمی دین بهائی
- سخنی کوتاه درباره آئین بهائی صفحه ۱۱
- آموزههای نظم نوین جهانی صفحه ۲۸۵
- وب گاه اسرار
[ویرایش] پیوند به بیرون
|