محمدعلی بارفروشی
محمدعلی بارفروشی (زاده ۱۲۳۸ قمری) معروف به قدوس از شاگردان سیدکاظم رشتی، از اولین گروندگان به آئین باب و نوزدهمین نفراز حروف حی واحد اول میباشد. ملاحسین بشرویه باب را امام زمان میدانست. سرانجام بارفروشی در سن ۲۷ سالگی، پس از جنگ قلعه شیخ طبرسی و بدستور سعید العلماء در سبزهمیدان بابل اعدام شد.
محتویات |
عقیده باب درباره ی آیین اسلام [ویرایش]
باب با کمال ایمان و صداقت درباره اسلام و بزرگان این آیین صحبت می کند و همه جا با احترام شایسته از آنان نام میبرد ولی دوره حکومت اسلام را فقط هزارسال می داند یعنی می گوید که دویست و شصت سال مدت نزول قرآن و تجلی اخبار معصومین است و پس ازغیبت امام در سال ۲۶۰ هجری قمری که پایان دوره اسلام بود فرا رسید و من ظاهر شدم. سیدعلی محمد باب در اثبات این عقیده به چند آیه قرآن تمسک کرده است :
- یدبر الامر من السماء الی الارض ثم یعرج الیه کان مقداره الف سنة ممّا تعدون (سوره سجده، آیه ۵)
- و یستعجلونک بالعذاب و لن یخلف الله وعده و ان یوماً عند ربک کالف سنةٍ ممّا تعدون (سوره حج، آیه ۴۷)
- یقولون متی هذا الوعد ان کنتم صادقین . قل لکم میعاد یومٍ لاتستخرون عنهُ ساعة و لاتستقدمون(سوره سبأ، آیات ۲۹ و ۳۰)[۱]
ادوارد براون به نقل از باب مینویسد:
هیچ ظهوری آخری نیست بلکه فقط میزانی از حقیقت را بیان می کند که وضعیت پیشرفت انسان او را قادر به درک آن کرده باشد.
زندگی ملا محمدعلی بارفروشی (ملقب به قدوس و اسم الله الاخر) [ویرایش]
محمدعلی بارفروشی (زاده ۱۲۳۸ قمری) معروف به قدوس از شاگردان سیدکاظم رشتی، از اولین گروندگان به آئین باب و از حروف حی بود.ملاحسین بشرویه او را قائم میدانست. [۳]
واقعه بدشت [ویرایش]
بارفروشی در ماجرای بدشت نقش مخالف قرهالعین را داشت.[۴] پیروان کتاب بیان اعتقاد دارند که قدوس در واقعه بدشت بصورت مصلحتی در زمان سخنرانی قرةالعین حضور نداشته و بعداً با یکدیگر مباحثه نموده صحت گفتار قرةالعین را تائید نمودند.
اعدام [ویرایش]
شهاب فردوسی کشته شدن بارفروش را در جنگ قلعه شیخ طبرسی مازندران میدانند.[۵]
سرانجام بارفروشی در سن ۲۷ سالگی درسبزهمیدان بابل اعدام شد.[۶]
ادوارد براون سرانجام واقعه قلعه شیخ طبرسی و ماجرای اعدام محمد علی بارفروش را اینگونه شرح می دهد:
«بالاخره تصمیم گرفته شد که شرایط پیشنهادی را بپذیرند و قلعه(طبرسی) خود را تخلیه کنند . معاهده کتبی توسط رهبران سلطنتی امضاء شد و با سوگند خوردن روی قرآن تائید شد. در ابتدا همه چیز رضایت بخش بنظر می رسید . غذا جلوی بابی های بسیار گرسنه قرار داده شد و رهبرانشان دعوت شدند تا صبحانه را با شاهزاده مهدی خلف میرزا و عباس قلی خان لاهیجانی که از ژنرالهای سلطنتی بود بخورند. ضمن اینکه غـذا صرف می شد رهبران با زبـردستی مـوضوع را بسمـت مذهب بـرگرداندند . بابی های غیر مظنون آزادانه و شجاعانه درباره آنچه در قلبشان بود صحبت کردند. شاهزاده با حواس جمع گــوش می کند ، هراز گاهی لبخندی می زند ، لبخندی کــاذب و ظالـمانه که به موفقیت تـرفند او اشـاره می کند. او ناگهان به پا می ایستد ، دستانش را به هم می زند و فریاد می زند که مهمانانش کفر گویی کرده اند . اینکه آنان باب را نه برابر بلکه بالاتر از محمد می دانند . قول های داده شده به کافران به قوت خود باقی نیست و مانع از انتقام گیری برای هتک حرمت رسم و سنت معمول نمی شود. سربازان به داخل هجوم آوردند و رهبران بابی بی دفاع و بی سلاح را دستگیر کردند. دستان آنها را به چهار میخ کشیدند. اسیران در برابر ژنرال های سلطنتی به زور روی زمین کشیده می شدند و به فرمان آنها اسیران به سمت پایین خم می شدند و با چاقو مجروح می شدند. پنج یا شش تن از روئسای بابی از این قتل عام دور ماندند تا ورود پیروزمندانه شاهزاده را به بارفروش مزین کنند و با بردن اینها و سرهایی بریده به روی نیزه ها، ارتش فاتح با کوفتن به طبل و دمیدن بر شیپور به سمت شهر عزیمت می کند. در سر راهشان آنها با نمایندگانی از ملاها برخورد کردند که به ایشان بخاطر زبردستی شان تبریک گفتند و برای خون تعداد کمی از زندانیان باقی مانده هیاهو راه انداختند . ژنرال های سلطنتی در سر داشتند که اینها را با خود به تهران ببرند تا به شاه جوان آنان را نشان دهند که بخود جرات داده بودند در برابر ارتش برای مدتی طولانی مقاومت کنند . ملاها به هر حال مصر هستند ، کار به نتیجه رسیده است و حاج ملا محمد علی و چهار پنج یارش به دشمنان دیرینه داده شدند که آنها را عضو به عضو از هم می درند . آنان با مرگ با عزمی راسخ روبرو می شوند ، آنگونه که مردان شجاع باید بشوند و شب به روی بازمانده های آخر . به خون غلتیده و تکه پاره شده شیخ طبرسی سایه می افکند .»:[۷]
سعیدالعلماء و بابیان [ویرایش]
سعیدالعلماء یکی از روحانیون برجسته بارفروش و دشمن بزرگ جنبش بابیان در مازندران بود. یک صبح، پس از آنکه قدوس تعلیمات خود را داده بود، ملاحسین بشرویه در هنگام طلوع خورشید برخاست و به اتفاق چند تن از دوستان بابیاش، به طرف منزل سعیدالعلماء رفت. ملا حسین وقتی به خانه ی وی رسید، دید که گرداگرد سعید العلماء را شاگردان و مریدانش در بر گرفته اند. ملا حسین پیغامش را رساند. او سعید العلماء را نصیحت کرد که «اوهام بیهوده» را از قلبش پاک کند و قدرت «دین جدید خدا» را تصدیق کند.[۸]
هنگامی که سعیدالعلماء متوجه شد که شاهزاده، درخواست قدوس را برای فرستاده شدن به تهران و محاکمه شدن در نزد شاه، پذیرفته است، به شاهزاده نامه ای به این مضمون نوشت:
آگاه باش که در این موضوع مداخله نکنی، چرا که او ظاهری موجه و زبانی فریبنده دارد. اگر به وی اجازه داده شود تا در محضر اعلی حضرت ظاهر شود، مطمئنا وی را گمراه خواهد کرد. او را نزد من بفرست و من به تو ۱۰۰۰ تومان می دهم.
شاهزاده ۱۰۰۰ تومان (در برخی گزارش ها ۴۰۰ تومان) را پذیرفت و قدوس را به سعیدالعلماء تحویل داد.[۹]
منابع اسلامی معتقدند که، پس از مدت چهار ماه که قلعه محاصره شده بود، افراد داخل قلعه خود را تسلیم کردند و سعیدالعلماء و دیگر علما، آنها را در محکمه، محکوم و محمدعلی بارفروشی (معروف به قدوس) که از نظر بابیان محمد، عیسی و مهدی است، را اعدام کردند.[۱۰]
در بعضی روایات آمده که مرگ آن حضرت(مهدی ع) طبیعی نخواهد بود و به دست بعضی از جنایت کاران به شهادت می رسند.[۱۱] در بین مسلمانان رواياتي وجود دارد كه، قائم موعود توسط زني به نام «سعيده» به شهادت ميرسند.ويژگي آن زن اين است که مانند مردها محاسن دارد.
سید علی محمد باب زمانیکه ۲ سال قائمیت به اتمام رسید و مقام الوهیت خود را اعلام کرد، در کتاب پنج شأن این چنین گفت:
من خلعت قائمیت را برداشتم و باید فردی از مومنین این لباس را به تن کند «قل قدوسُ قدوسُ قدوس»
بر همین اساس پیروان کتاب بیان اعتقاد دارند که سید علی محمد باب قائمیت را به قدوس اعطاء نموده و قدوس نیز مطابق روایت های اسلامی بدست سعید العلماء کشته شده است.
پانویس [ویرایش]
- ↑ ترابیان فردوسی, محمد. حالات و مقالات استاد شهاب فردوسی. ایران: صحیفه خرد, 1383. 505. ISBN 5-5-95414-946.
- ↑ Stenstrand'S, August J and Edward G Browne. “BABISM”. Muhammad Abdullah al-Ahari. Daltaban Peyrevi. In THE COMPLETE CALL TO THE HEAVEN OF THE BAYAN. Chicago: Magribine Press, 2006. 200. ISBN ISBN 1-56316-953-3.
- ↑ محمدحسینی، ۴۶۱-۴۶۵.
- ↑ محمدحسینی، ۴۶۱-۴۶۵.
- ↑ ترابیان فردوسی, محمد. حالات و مقالات استاد شهاب فردوسی. ایران: صحیفه خرد, ۱۳۸۳. ISBN ۵-۵-۹۵۴۱۴-۹۴۶.۵۰۵}}
- ↑ محمدحسینی، ۴۶۱-۴۶۵.
- ↑ Stenstrand'S, August J and Edward G Browne. “BABISM”. Muhammad Abdullah al-Ahari. Daltaban Peyrevi. In THE COMPLETE CALL TO THE HEAVEN OF THE BAYAN. Chicago: Magribine Press, 2006. 200. ISBN ISBN 1-56316-953-3.
- ↑ Mehrabkhani, p.154
- ↑ Hamadan, p.88
- ↑ زندگینامه و خدمات سعیدالعلماء مازندرانی؛ نویسنده: هادی لطافتی منبع: ماهنامه درسهایی از مکتب اسلام مؤسسه قرآن و نهجالبلاغه
- ↑ سید محمد صدر، محمد. تاریخ ما بعد الظهور. 881.
منابع [ویرایش]
- محمدحسینی، نصرتالله. حضرت باب. نسخه اینترنتی: موسسه معارف بهائی. بازبینیشده در ۱۵ دی ۱۳۹۰.
|
||||||||||||||||