فهرست وزیران ایران پس از حمله اعراب

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

محتویات

امویان (۴۰ - ۱۳۲ ه‍.ق.)[ویرایش]

در زمان امویان مقام وزیر وجود نداشته است، ولی افرادی با عنوان کاتب (دبیر) عهده‌دار ادارهٔ امور بودند.[۱]

عباسیان (۱۳۲ - ۶۵۶ ه‍.ق.)[ویرایش]

تسلط بوییان بر بغداد


وقفه

وقفه[پانویس ۲۱]

صفاریان (۲۴۷ - ۳۹۳ ه‍.ق.)[ویرایش]

دبیر

وزیر

سامانیان (۲۶۱ - ۳۹۵ ه‍.ق.)[ویرایش]

دبیر

وزیر

زیاریان (۳۱۶ - ۴۸۳ ه‍.ق.)[ویرایش]

بوییان (۳۲۰ - ۴۴۸ ه‍.ق.)[ویرایش]

شیراز[ویرایش]

وقفه (برای مدتی کوتاه فرزندان عزالدوله در شیراز به قدرت می‌رسند.)

در ۴۰۹ ه‍.ق. سلطان‌الدوله پناه‌خسرو وزارت را از ابوالقاسم جعفر ابن فسانجس می‌گیرد و به ابوغالب حسن بن منصور سیرافی می‌دهد. در همان سال ۴۰۹ ه‍.ق. سلطان‌الدوله پناه‌خسرو شیراز را به مقصد بغداد ترک می‌کند تا نظم و آرامش را در عراق برقرار کند. ولی در ۴۱۱ ه‍.ق. بغداد را از کف می‌دهد برادرش مشرف‌الدوله حسن فرمانروای بغداد می‌گردد. این دو برادر قرار می‌گذارند که هیچ کدام ابن سهلان را به وزیری برنگزینند ولی سلطان‌الدوله پناه‌خسرو در ذیحجهٔ ۴۱۱ ه‍.ق. در شوشتر (در راه بازگشت از بغداد) ابن سهلان را به وزارت برمی‌گزیند و مأمور تصرف بغداد می‌کند. ابن سهلان در همان ذیحجه با سپاهیان مشرف‌الدوله حسن درگیر می‌شود ولی شکست می‌خورد.

بغداد[ویرایش]

وقفه (شرف‌الدوله امیر شیراز، بر بغداد نیز مسلط می‌شود.)

با کشته شدن صمصام‌الدوله مرزبان برای مدتی کوتاه فرزندان عزالدوله بختیار در شیراز به قدرت می‌رسند ولی به‌زودی بهاءالدوله پیروزخوارشاذ بر شیراز دست می‌یابد و در همان شهر اقامت می‌گزیند.

وقفه (با مرگ بهاءالدوله، سلطان‌الدوله از ۴۰۳ تا ذیحجهٔ ۴۱۱ ه‍.ق. امیر شیراز و بغداد می‌شود ولی سرانجام بغداد را از دست می‌دهد و صرفاً امیر شیراز باقی می‌ماند.)

وقفه (ابوکالیجار امیر شیراز، بر بغداد نیز مسلط می‌شود.)

ری[ویرایش]

همدان[ویرایش]

غزنویان (۳۶۶ - ۵۸۳ ه‍.ق.)[ویرایش]

سلجوقیان (۴۲۹ - ۵۹۰ ه‍.ق.)[ویرایش]

با درگذشت محمد طَپَر، میان برادر او «احمد سنجر» و پسر محمد طپر یعنی «محمود دوم سلجوقی» اختلاف و جنگ رخ داد که به پیروزی احمد سنجر انجامید ولی او برادرزاده‌اش را از میان برنداشت بلکه وی را فرمانروای عراق عجم (به پایتختی همدان) نمود. در ۵۴۸ ه‍.ق. سلطان سنجر اسیر غزان گشت و بزرگان دولت او سلیمان‌شاه سلجوقی را به سلطنت برداشتند. سلیمان‌شاه نتوانست قدرت را حفظ کند و در ۵۴۹ ه‍.ق. از قدرت کنار رفت. در ۵۵۱ ه‍.ق. سلطان سنجر آزاد شد ولی سال بعد در گذشت. او پسری نداشت و از همین رو خواهرزاده‌اش «رکن‌الدین محمود» را به جانشینی خود نامزد کرده بود ولی پس از درگذشت سلطان سنجر، رکن‌الدین محمود نتوانست قدرت را حفظ کند و به دست «مؤیّد آی‌اَبه» کور شد و دوباره فرزندان محمد طپر فرمانروایان اصلی سلجوقی شدند.

خراسان[ویرایش]

عراق عجم[ویرایش]

خوارزمشاهیان (۴۹۱ - ۶۱۶ ه‍.ق.)[ویرایش]

وقفه[پانویس ۵۴]

سَلغُریان (اتابکان فارس) (۵۴۳ - ۶۸۶ ه‍.ق.)[ویرایش]

مغولان[ویرایش]

ایلخانان (۶۵۴ - ۷۵۹ ه‍.ق.)[ویرایش]

آل اینجو (۷۲۵ - ۷۵۸ ه‍.ق.)[ویرایش]

مظفریان (۷۱۸ - ۷۹۵ ه‍.ق.)[ویرایش]

تصرف شیراز به دست قطب‌الدین شاه محمود مظفری به کمک جلایریان (۷۶۵ - ۷۶۷ ه‍.ق.)[پانویس ۷۲]

تیموریان (۷۷۱ - ۹۱۳ ه‍.ق.)[ویرایش]

قراقویونلوها (بارانیان) (۷۸۰ - ۸۷۴ ه‍.ق.)[ویرایش]

آق‌قویونلوها (بایندران) (۷۸۰ - ۹۰۸ ه‍.ق.)[ویرایش]

وزیر

وزیر

صفویان (۹۰۷ - ۱۱۴۸ ه‍.ق.)[ویرایش]

وکیل[ویرایش]

وکیل نفس نفیس همایون

وکیل و وزیر[ویرایش]

وکیل[ویرایش]

وزیر دیوان اعلیٰ[ویرایش]

وزیر دیوان اعلیٰ[پانویس ۹۵]

وکیل و وزیر دیوان اعلیٰ

وزیر دیوان اعلیٰ

وکیل[ویرایش]

وکیل دیوان اعلیٰ

وقفه

وکیل دیوان اعلیٰ

وزیر اعظم (اعتمادالدوله)[ویرایش]

وزیر اعظم (اعتمادالدوله)[ویرایش]

وکیل[ویرایش]

وکیل (عهده‌دار مُهر وکالت)

برافتادن مقام وکیل تا سقوط اصفهان

‫‫

وزیر اعظم (اعتمادالدوله)[ویرایش]

وزیر اعظم (اعتمادالدوله)[ویرایش]

وقفه[پانویس ۱۰۳]

وقفه (تا ۲ سال کسی به عنوان وزیر اعظم برگزیده نشد.)

وکیل‌الدوله[ویرایش]

وقفه

هوتکیان (افغانان) (۱۱۳۵ - ۱۱۴۲ ه‍.ق.)[ویرایش]

افشاریان (۱۱۴۸ - ۱۲۱۰ ه‍.ق.)[ویرایش]

برچیده شدن سمت «وزیر اعظم» در زمان نادر شاه[پانویس ۱۱۱]

ابهام دربارهٔ دورهٔ کوتاه‌مدت عادل شاه[پانویس ۱۱۲]

ابهام دربارهٔ دورهٔ نخست حکومت شاهرخ شاه (۸ شوال ۱۱۶۱ - ۲۰ محرم ۱۱۶۳ ه‍.ق.)[پانویس ۱۱۴]

صفویان (دور دوم) (۱۱۶۳ - ۱۱۸۷ ه‍.ق.)[ویرایش]

وکیل‌الدوله

وکیل‌الدوله[ویرایش]

وزیر[ویرایش]

زندیان (۱۱۷۲ - ۱۲۰۹ ه‍.ق.)[ویرایش]

وزیر دیوان اعلیٰ

وقفه[پانویس ۱۲۰]

قاجاریان (۱۲۱۰ - ۱۳۴۴ ه‍.ق.)[ویرایش]

صدراعظم

شخص اول ایران

صدراعظم

رئیس شورای دولت (مقامی صرفاً تشریفاتی)

وقفه

قائم‌مقام شاه

وقفه

رئیس‌الوزرا

صدراعظم

وقفه[پانویس ۱۲۵]

صدراعظم

وزیر دربار اعظم

وزیر اعظم

صدراعظم

وقفه (تشکیل کابینه‌ای بدون صدراعظم)[پانویس ۱۲۶]

رئیس مجلس وزرا

وزیر اعظم

صدراعظم

رئیس موقت شورای وزیران

صدراعظم

وقفه (تشکیل کابینه‌ای بدون صدراعظم)[پانویس ۱۲۸]

وزیر اعظم

صدراعظم

وقوع انقلاب مشروطه

جستارهای وابسته[ویرایش]

پانویس[ویرایش]

  1. بر پایهٔ کتاب دستورالوزراء: بر پایهٔ کتاب تاریخ طبری:
  2. دایرةالمعارف بزرگ اسلامی، مدخل ابوالعباس اسفراینی
  3. احسن‌التواریخ صفحه‌های ۷۶ و ۱۷۸
  4. احسن‌التواریخ صفحه‌های ۱۱۰ و ۱۹۹
  5. احسن‌التواریخ صفحه‌های ۲۴۶ و ۲۴۷
  6. احسن‌التواریخ صفحهٔ ۲۶۸
  7. احسن‌التواریخ صفحهٔ ۳۰۹
  8. احسن‌التواریخ صفحهٔ ۳۲۰
  9. احسن‌التواریخ صفحه‌های ۴۸۳ و ۵۷۰
  10. احسن‌التواریخ صفحهٔ ۵۹۱
  11. احسن‌التواریخ صفحه‌های ۶۲۷ و ۶۳۹
  12. احسن‌التواریخ صفحه‌های ۶۳۹ و ۶۵۵
  13. نصیری، اسناد و مکاتبات تاریخ ایران، ص ۱۷۲
  14. دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، مدخل «ابراهیم شاه»
  1. دستورالوزراء از دو وزیر دیگر سفاح به نام‌های ابوالجهم بن عطیه و حمید بن قحطبه یاد کرده است.
  2. دستورالوزراء از وزیری دیگر به نام خالد بن سلیمان یاد نموده است که به منصور خدمت می‌کرده است.
  3. دستورالوزراء از وزیری دیگر به نام ابوخالد احول یاد نموده است که به مهدی خدمت می‌کرده است.
  4. در برخی منابع به صورت «ابوعبدالله یعقوب بن داود بن طهمان فارسی» و در برخی دیگر «ابوعبدالله یعقوب بن داود بن عمر سلمی» آمده است.
  5. فرزندان او نیز در دولت عباسی عهده‌دار مقام‌هایی بودند و از این قرارند: جعفر بن یحیی برمکی، فضل بن یحیی برمکی ‏(en)، محمد بن یحیی برمکی و موسی بن یحیی برمکی
  6. دستورالوزراء از دو تن دیگر به نام‌های ابوالوزیر و موسی بن عبدالملک به عنوان وزیران متوکل یاد نموده است.
  7. دستورالوزراء از احمد بن صالح بن شیرزاد به عنوان یکی از وزیران مستعین یاد کرده است.
  8. در برخی منابع از محمد بن سوارف بغدادی نیز به عنوان وزیر معتز یاد شده است.
  9. در برخی منابع از وزارت ابن مدبر ‏(ca) (ابواسحاق [ابویُسر] ابراهیم بن محمد بن عبیدالله بن مدبر) در سال ۲۶۹ ه‍.ق. یاد شده است.
  10. در این دوره قاهر به مدت کوتاهی به قدرت می‌رسد و به ابن مقله پیشنهاد وزارت می‌کند ولی او نمی‌پذیرد از همین رو هنگامی که مقتدر دوباره به قدرت می‌رسد او را دیگر بار وزیر می‌کند.
  11. تا رسیدن ابن مقله به پایتخت «ابوالقاسم عبیدالله بن محمد کَلْوَذانی» عهده‌دار امور شد.
  12. پسر ابوالحسین قاسم بن عبیدالله و برادر عمیدالدوله حسین بن قاسم
  13. در برخی منابع از ابن رائق ‏(ca) به عنوان وزیر خلیفه یاد شده است.
  14. در برخی منابع از احمد بن فضل بن عبدالرحمان سامری به عنوان وزیر مستکفی یاد شده است.
  15. در برخی منابع از ابوالقاسم حسین بن علی بن حسین مغربی ‏(en) به عنوان وزیر قادر یاد شده است.
  16. در برخی منابع از ابوالقاسم هبةالله بن علی بن جعفر بن ماکولا ‏(ca) (عجلی) به عنوان وزیر قائم یاد شده است.
  17. در ۴۶۹ ه‍.ق. برکنار شد ولی دوباره بر سر کار برگشت.
  18. در برخی منابع او را با «ابوالمعالی نَحّاس اصفهانی» اشتباه کرده اند.
  19. در برخی منابع به جای او نام پدرش یعنی ربیب‌الدوله ابومنصور ‏(ca) به عنوان وزیر مستظهر آمده است. باید توجه داشت که این دو، پسر و نوهٔ «ابوشجاع روذراوری» هستند.
  20. دستورالوزراء از وزیری با نام شهاب‌الدین اسفراینی نام می‌برد که به راشد خدمت می‌کرده است ولی نام آن در دیگر منابع یافت نشد.
  21. در این مدت به ترتیب «ابن صاحب» (۵۷۵ - ۵۸۲ ه‍.ق.) استاذالدار بود و پس از قتل او «ابن الدریج» (۵۸۲ - شوال ۵۸۳ ه‍.ق.) به نیابت وزارت رسید. البته ابن صاحب از ۵۷۱ تا ۵۷۵ ه‍.ق. استاذالدار خلیفه مستضی نیز بود.
  22. در برخی منابع نام کوچک او «عبیدالله» آمده است. در جنگ با طغرل سوم شکست خورد و برکنار شد.
  23. در برخی منابع نام او بدین صورت است: «نقیب‌الطالبین ابومحمد نصر بن مهدی بن حسن نیشابوری»
  24. یا ابوذر محمد بن یوسف عامری نیشابوری و او پدر فیلسوف نامدار ابوالحسن محمد عامری است.
  25. گردیزی تاریخ مرگ ابوعلی محمد بن محمد بلعمی را جمادی‌الثانی ۳۶۳ ه‍.ق. آورده است. ابونصر محمد عتبی در ذکر رخدادهای ۳۸۲ ه‍.ق. از ابوعلی بلعمی یاد کرده است. آشکار نیست که این ابوعلی بلعمی همان وزیر عبدالملک و منصور بن نوح است و گردیزی در ذکر تاریخ مرگ او اشتباه کرده است یا این که فردی دیگر از خاندان بلعمی با کنیهٔ ابوعلی است.
  26. او پیشینهٔ وزارت اسفار بن شیرویه را نیز داشته است.
  27. تا رسیدنش به پایتخت ابوالریان احمد بن محمد اصفهانی عهده‌دار امور بود.
  28. برادر سلطان‌الدوله یعنی «قوام‌الدوله ابوالفوارس شیردل دیلمی» از سوی او فرمانروای کرمان گردید و مدتی نیز در برابر سلطان‌الدوله طغیان نمود ولی سرانجام به اطاعتش در آمد. وزیر قوام‌الدوله فردی به نام ابومنصور حسن بن علی فسوی بود.
  29. دست کم از ۴۳۶ ه‍.ق. وزیر بوده است.
  30. عضدالدوله دو وزیر برگزید. «ابوالقاسم مطهر بن عبدالله» وزیر بغداد بود و «نصر بن هارون نصرانی» وزیر شیراز
  31. ابن اثیر در شرح رخدادهای ۴۱۲ ه‍.ق. به «بیان خطبه به نام شرف‌الدوله در بغداد و قتل وزیر او ابی‌غالب» می‌پردازد و مدت وزارت او را هجده ماه و سه روز می‌آورد. همچنین در بیان رخدادهای ۴۱۳ ه‍.ق. از به وزارت رسیدن مؤیدالملک رُخَّجی در رمضان ۴۱۳ ه‍.ق. یاد می‌کند. او می‌گوید: «همین که ابوغالب کشته شد، مشرف‌الدوله او (مؤیدالملک رخجی) را ملزم به قبول آن مقام کرد و رخجی نمی‌توانست سرپیچی کند.» پس قتل ابوغالب در رمضان ۴۱۳ ه‍.ق. یا کمی پیشتر از آن رخ داده است و نه در ۴۱۲.
  32. ابن اثیر دستگیری مؤیدالملک رخجی را در رمضان ۴۱۴ ه‍.ق. ذکر می‌کند و می‌گوید که مدت وزارت او ۲ سال و ۳ روز بوده است که با نوشته‌های پیشین خود او مبنی بر به وزارت رسیدن مؤیدالملک در رمضان ۴۱۳ ه‍.ق. هماهنگی ندارد.
  33. ابن اثیر مدت وزارت او را ده ماه و پنج روز نگاشته است.
  34. در زمان حکومت مشرف‌الدین حسن، برادرش جلال‌الدوله پیروزخسرو در بصره حکومت می‌کرد و در این دوران نیز ابوسعد ابن ماکولا وزارت جلال‌الدوله را برعهده داشت.
  35. به مدت ۵۵ روز
  36. ابن اثیر این وزارت را بار پنجم نگاشته است.
  37. وی در نبرد با فولادستون ناپدید می‌شود.
  38. این نام مطابق کتاب الوافی بالوفیات نوشتهٔ «صلاح‌الدین خلیل بن ایبک صفدی» می‌باشد ولی ابن اثیر در جلد ۹ «الکامل فی التاریخ» از برکناری وزیری به نام «ابوعبدالله عبدالرحمن بن حسین بن عبدالرحیم» به دست ملک رحیم یاد می‌کند که ظاهراً همین شخص است.
  39. ابن اثیر در «الکامل فی التاریخ» در ذکر رخدادهای سال ۳۲۸ ه‍.ق. از مرگ «ابوعبدالله القمی» وزیر رکن‌الدوله و به وزارت رسیدن «ابوالفضل بن عمید» یاد کرده است و هیچ توضیح دیگری دربارهٔ ابوعبدالله القمی نداده است. در «سفرنامهٔ ابودُلَف» از «پل خوراذ» یاد شده است و آمده است که «ابوعبدالله محمد بن احمد القمی» معروف به «شیخ» وزیر آل بویه این پل را تعمیر کرده است. بدین ترتیب نباید این فرد را با «ابوعبدالله حسین بن محمد قمی» ملقب به «العمید» وزیر مرداویج و پدر «ابوالفضل بن عمید» اشتباه گرفت. در جلد ۵ فرهنگ شش‌جلدی فارسی معین مدخل «ابن عمید» آمده که ابوالفضل بن عمید در ۳۲۸ ه‍.ق. جانشین وزیری به نام «ابوعلی ابن قمی» شده است.
  40. پدر او «ابوالحسن عباد بن عباس طالقانی» کاتب رکن‌الدوله حسن دیلمی بود.
  41. اتابک برکیارق گمش تگین نام داشت.
  42. او پس از برکناری مدتی وزیر «محمد طَپَر» برادر برکیارق می‌شود ولی در ۴۹۵ ه‍.ق. یعنی پیش از فرمانروایی مطلق محمد طپر کشته می‌شود.
  43. سلطان سنجر پیش از رسیدن به سلطنت با نام «ملک سنجر» از ۴۹۰ تا ۵۱۱ ه‍.ق. از سوی برادرانش «برکیارق» و «محمد» در خراسان حکومت می‌کرد. وزیران او در این مدت «مجیرالملک» (۴۹۰ ه‍.ق.)، «فخرالملک ابوالمظفر علی بن نظام‌الملک» (۴۹۰ - عاشورای ۵۰۰ ه‍.ق.) و «صدرالدین محمد بن فخرالملک» (۵۰۰ - ۵۱۱ ه‍.ق.) بودند.
  44. وظیفهٔ وزارت در دربار سلطان سنجر به نیابت او به عهدهٔ ظهیرالدین عبدالعزیز حامدی نیشابوری بود.
  45. او پسر ابوشجاع روذراوری وزیر عباسیان بود. خود ربیب ابومنصور نیز پیش از این مدتی وزیر عباسیان بود.
  46. به پیشنهاد اتابک آقسنقر
  47. به پیشنهاد اتابک بوزابه
  48. به پیشنهاد اتابک بوزابه و تا مرگ بوزابه
  49. او پیش از این وزارت «صاحب موصل» قطب‌الدین مودود را عهده‌دار بود.
  50. سلیمان‌شاه پیش از آن فرمانروایی محلی بود و وزیرانی همچون فخرالدین کاشی (۵۴۷ - ۵۴۸ ه‍.ق.)، و شرف‌الدین خراسانی داشت. همچنین پس از اسارت سلطان سنجر برای مدتی کوتاه به جانشینی او برگزیده شد که ظاهراً در این دوره (۵۴۸ - ۵۴۹ ه‍.ق.) قوام‌الدین حسن بن ناصرالدین وزارت او را بر عهده داشت.
  51. در آغاز ایلدگز و سپس محمد بن ایلدگز اتابک ارسلان‌شاه بودند.
  52. در این مقطع تاریخ‌ها آشفته اند و برخی از وزارت «قاضی صدرالدین ابوبکر محمد بن عبدالله بن عبدالرحیم مراغی» (قاضی صدر) یاد می‌کنند.
  53. در این مقطع تاریخ‌ها آشفته اند و برخی از وزارت «ابومنصور موریانی» یاد می‌کنند.
  54. سلطان محمد پس از خلع نظام‌الملک وزیر دیگری انتخاب نکرد، بلکه برای اولین بار این مسئولیت را به ۶ تن از درباریان محول کرد، که عبارت بودند از: «نظام‌الدین» (کاتب انشاء)، «مجیرالملک تاج‌الدین ابوالقاسم»، «امیر ضیاءالدین بیابانک»، «شمس‌الدین کلاآبادی»، «تاج‌الدین فرزند کریم الشرق نیشابوری»، «شرف‌الدین نسوی»
  55. در اصل او یکی از چهار وزیر قوبلای قاآن بود.
  56. مطابق نوشتهٔ لغت‌نامهٔ دهخدا در مدخل «احمد خالدی زنجانی» پس از نخستین برکناری جمال‌الدین دستجردانی، صدرالدین احمد خالدی زنجانی برای بار دوم به وزارت می‌رسد. ولی مطابق نوشتهٔ دانشنامهٔ ایرانیکا در مدخل «جمال‌الدین دستجردانی» پس از نخستین برکناری جمال‌الدین دستجردانی، [مَلِک] شرف‌الدین [محمد] [بیابانکی] سمنانی (اُلُغ بیتکچی) به وزارت می‌رسد. باید توجه داشت که جمال‌الدین دستجردانی دو بار به وزارت رسیده است. همچنین ملک شرف‌الدین محمد بیابانکی سمنانی برادر مخلص‌الملک جلال‌الدین سمنانی وزیر ارغون خان و پدر علاءالدوله احمد بن محمد بن احمد بیابانکی سمنانی عارف ایرانی می‌باشد.
  57. غازان خان او را همزمان با رشیدالدین فضل‌الله به وزارت برگماشت ولی الجایتو او را برکنار کرد و کشت و تنها رشیدالدین فضل‌الله را به وزارت برگماشت.
  58. در لغت‌نامهٔ دهخدا مدخل «صائن وزیر» از او به عنوان پسر تاج‌الدین علیشاه یاد شده است.
  59. پشتیبان او امیر علی پادشاه بود.
  60. پشتیبان او امیر شیخ حسن بزرگ (جلایری) بود.
  61. پشتیبان او امیر شیخ حسن بزرگ (جلایری) بود.
  62. او از اعضای خاندان خواجه رشیدالدین فضل‌الله همدانی بود.
  63. پشتیبان او امیر شیخ حسن کوچک (چوپانی) بود.
  64. پشتیبان او امیر شیخ حسن کوچک (چوپانی) بود.
  65. پشتیبان او ملک اشرف چوپانی بود.
  66. پشتیبان او ملک اشرف چوپانی بود.
  67. همچنین این افراد وزیران دیگر فرمانروایان مغول بودند:
  68. فرزند او «سید جلال‌الدین» (جلالِ عضد) از شاعران آن روزگار بوده است. او را نباید با «سید عضد صراف» از شاعران سدهٔ هشتم هجری اشتباه گرفت.
  69. او از ممدوحان خواجوی کرمانی بود.
  70. او از ممدوحان خواجوی کرمانی و از نوادگان خواجه نظام‌الملک توسی بود.
  71. وی از ۷۴۲ تا ۷۵۲ ه‍.ق. در یزد وزیر بود ولی باید توجه داشت که مبارزالدین محمد در ۷۴۰ ه‍.ق. کرمان را گشود و پایتخت گردانید و در ۷۵۴ ه‍.ق. شیراز را به تصرف در آورد و پایتخت کرد.
  72. در این دوره وزارت شاه محمود را خواجه صدرالدین محمد اناری عهده‌دار بوده است. از دیگران وزیران شاه محمود می‌توان به خواجه تاج‌الدین محمد مشیزی اشاره کرد که تا پایان عمر شاه محمود (۷۷۶ ه‍.ق.) بر سر کار بود.
  73. پس از برکناری و حبس او و نیز کور شدن فرزندش «امیر غیاث‌الدین محمود»، توانست از محل حبس (در کرمان) بگریزد به نزد شاه محمود برود و وزیر او شود.
  74. دستورالوزراء از فردی به نام شیخ خسروشاهی به عنوان وزیر میرزا عمر فرزند تیمور یاد کرده است.
  75. پیش از فرمانروایی و در دوران والی‌گری الغ بیگ در فرارود فردی به نام خواجه نصیرالدین نصرالله خوافی (؟ - ۸۴۵ ه‍.ق.) وزارت او را عهده‌دار بود.
  76. یک بار برکنار شد ولی دوباره در ۸۹۲ ه‍.ق. به وزارت رسید
  77. لقب دینی او را «مسیح‌الدین» نیز ذکر کرده اند.
  78. لقب دینی او را «مسیح‌الدین» نیز ذکر کرده اند.
  79. او از نیاکان مادری بوداق منشی قزوینی نویسندهٔ جواهر الاخبار بوده است.
  80. بایسنغر در خردسالی به فرمانروایی رسید. در آغاز صوفی خلیل بیگ موصلی (موصللو) (ربیع‌الاول ۸۹۶ - محرم یا صفر ۸۹۷ ه‍.ق.) اتابک او بود. سپس شجاع‌الدین سلیمان بیک بیجن (محرم یا صفر ۸۹۷ - شعبان ۸۹۷ ه‍.ق.) به مقام اتابکی رسید.
  81. در زمان سلطان رستم ابراهیم بیگ بن دانا خلیل بیگ بن محمد بایندر (آیبه سلطان) از امیران قدرتمند بود و سرانجام نیز خیانت او به پیروزی گوده احمد آق‌قویونلو و کشته شدن سلطان رستم یاری رساند.
  82. وکیل و امیرالامراء
  83. وکیل و امیرالامراء، او در جنگ غجدوان کشته شد.
  84. وکیل، صدرالممالک و امیرالامراء، وی در جنگ چالدران کشته شد.
  85. او سابقهٔ وزارت آق‌قویونلوها را داشت.
  86. او سابقهٔ وزارت یعقوب آق‌قویونلو را داشت.
  87. در لغت‌نامهٔ دهخدا در مدخل «ساقی» دربارهٔ او مطالبی نوشته شده است. در «احسن‌التواریخ» صفحهٔ ۱۹۷ آمده است که در ۹۲۰ ه‍.ق. «نظارت دیوان اعلیٰ» به او سپرده شد. ولی در صفحهٔ ۲۳۲ از منصب او با عنوان «امر جلیل‌القدر عظیم‌الشأن وکالت» و «امر دیوان وزارت» یاد شده است. توجه شود که در ۹۲۰ ه‍.ق. هر دو «وزیر دیوان اعلیٰ» یعنی «امیر زکریای کججی» و «محمود جان دیلمی قزوینی» در گذشته بودند.
  88. در احسن‌التواریخ صفحهٔ ۲۳۵ آمده است که پس از مرگ «میرزا شاه‌حسین اصفهانی»، «خواجه جلال‌الدین محمد خواندامیر تبریزی» قائم‌مقام او شد. بنابراین باید منصب او را وکالت و وزارت شمرد. همچنین در صفحهٔ ۲۴۰ از او به عنوان «وزیر مستقل» شاه اسماعیل یکم یاد می‌کند که پس از درگذشت شاه اسماعیل و بر تخت نشستن شاه تهماسب یکم با دیوسلطان روملو درگیری پیدا می‌کند و کشته می‌شود.
  89. تکلوها پس از قتل او کوشیندند فرزندش «شاه قباد تکلو» را به مقام وکالت برسانند که ناکام ماندند. (احسن‌التواریخ صفحهٔ ۳۱۰)
  90. احسن‌التواریخ در صفحهٔ ۳۱۳ او و «عبدالله خان استاجلو» را امیرالامراء دانسته است ولی در صفحهٔ ۳۳۲ از حسین خان شاملو به عنوان وکیل یاد کرده است.
  91. پس از قتل «جلال‌الدین محمد خواندامیر تبریزی» به «نظارت دیوان اعلیٰ» گماشته شد. (احسن‌التواریخ صفحهٔ ۲۴۲)
  92. احسن‌التواریخ در صفحهٔ ۲۴۷ منصب او را «نظارت دیوان اعلیٰ» عنوان می‌کند، ولی در صفحهٔ ۳۲۰ از او به عنوان «وزیر شاه دین‌پناه» یاد می‌کند که در ۹۳۸ ه‍.ق. در رباط نیک‌پی به قتل آمد.
  93. عالم‌آرای عباسی مدت وزارت او را ۶ سال عنوان می‌کند که با نوشته‌های کتاب احسن‌التواریخ همخوانی ندارد.
  94. شاه تهماسب یکم در ۹۴۰ ه‍.ق. مقام وزارت را مشترکاً به «میر عنایت‌الله خوزانی» و «خواجه معین‌الدین یزدی» داد. (جواهرالاخبار صفحهٔ ۳۶۰)
  95. از این چهار تن در احسن‌التواریخ یادی نشده است و تنها در کتاب «عالم‌آرای عباسی» از آنان نام برده شده است.
  96. در لغت‌نامهٔ دهخدا در مدخل «امیر تبریزی» دربارهٔ او مطالبی نوشته شده است.
  97. در ۹۵۷ ه‍.ق. قاضی جهان از منصب وزارت استعفا می‌دهد ولی اندکی بعد پشیمان می‌شود. شاه تهماسب یکم نیز برای این که قاضی جهان دوباره درخواست منصب وزارت ننماید، معصوم بیگ صفوی را به «وکالت و وزارت دیوان اعلیٰ» منصوب می‌نماید. از آن جا که قاضی جهان در ۹۶۰ ه‍.ق. در گذشته است، تاریخ آغاز تصدی معصوم بیگ صفوی باید میان ۹۵۷ تا ۹۶۰ ه‍.ق. باشد.
  98. او زیردست معصوم بیگ صفوی بود و هنگامی که معصوم بیگ به سفر بی‌بازگشت حج رفت برای مدتی عهده‌دار امور گردید.
  99. او وزیری با نام میرزا شاه‌ولی شیرازی (میرزا ابوالولی شیرازی) با لقب اعتمادالدوله برگزید.
  100. در برخی منابع از او به شکل «میرزا محمد وزیر» یاد شده است.
  101. میرزا لطف‌الله شیرازی سابقهٔ وزارت حمزه میرزا را داشته بود و با مرگ حمزه میرزا کنار گذاشته شده بود.
  102. ولدِ شاه علی میرزا ابن عبدالله خان استاجلو (عالم‌آرای عباسی، ص ۲۱۹۲)
  103. در این مدت ادارهٔ امور بر عهدهٔ افرادی همچون «کیخسرو خان گرجی» (تفنگچی آقاسی) و «میرزا صادق مستوفی‌الممالک» بود ولی هیچ کس به طور رسمی به عنوان وزیر اعظم برگزیده نشده بود
  104. تاریخ آغاز وزارت او دقیقاً مشخص نیست. لارنس لُکهارت حدود ۱۱۲۷ ه‍.ق. را تاریخ آغاز وزارت او می‌داند.
  105. نامبرده سپس‌تر سردار عراق و مدتی نیز قوللرآقاسی شد.
  106. دربارهٔ وزارت او ابهام وجود دارد. زبدةالتواریخ در میان همراهان تهماسب میرزا (شاه تهماسب دوم) در هنگام خروج او از اصفهان و رهایی از محاصرهٔ افغانان از شخصی به نام «اسماعیل آقا خواجهٔ جبادارباشی» به عنوان لل‍هٔ تهماسب میرزا یاد کرده است. ولی پس از آن در ذکر انتصابات پس از تاج‌گذاری شاه تهماسب دوم در قزوین در صفر ۱۱۳۵ ه‍.ق. از او یادی نشده و محمدعلی خان مکری به سمت وزیر اعظم برگزیده شده است. این در حالی است که در کتاب «تاریخ اجتماعی و سیاسی ایران» نوشتهٔ سعید نفیسی از فرستاده‌ای از سوی شاه تهماسب دوم به دربار روسیه نامبرده می‌شود که اسماعیل بیگ اعتمادالدوله نام دارد. باید توجه داشت که «اعتمادالدوله» در دیوان‌سالاری صفویان لقب انحصاری وزیران اعظم ایران بوده است و حتی بعدها نیز ۳ تن از صدراعظم‌های قاجار (حاج ابراهیم شیرازی، میرزا شفیع مازندرانی و میرزا آقاخان نوری) نیز ملقب به اعتمادالدوله شده اند. روشن نیست که آیا این سفیر همان لل‍هٔ پیشین شاه تهماسب دوم بوده یا نه و آیا زمانی به وزارت اعظم برگزیده شده است یا نه. اسماعیل بیگ اعتمادالدوله عهدنامهٔ ننگین سن پترزبورگ را امضا می‌نماید که به موجب آن قفقاز، گیلان، مازندران و استرآباد به روس‌ها واگذار می‌شود ولی این عهدنامه به تصویب شاه تهماسب دوم نمی‌رسد و اسماعیل بیگ نیز از ترس مجازات تا فرارسیدن مرگش (یعنی ۲۰ سال بعد) در هشترخان (آستراخان) روسیه در پناه روس‌ها می‌ماند.
  107. او در نبردی که در ربیع‌الثانی ۱۱۳۶ ه‍.ق. در شاه عبدالعظیم تهران میان افغان‌ها به سرکردگی «امان‌الله خان اعتمادالدوله» (وزیر اعظم محمود افغان) و نیروهای شاه تهماسب دوم به سرکردگی میرزا عبدالکریم در می‌گیرد به اسارت افغان‌ها در می‌آید.
  108. او پسر میرزا داود متولی سابق حرم رضوی بود. بدین ترتیب او باید برادر شاه سلیمان دوم بوده باشد.
  109. او پسر میرزا قوام بود.
  110. در متن زبدةالتواریخ انتصاب میرزا مؤمن پس از قتل فتحعلی خان قاجار ذکر شده است و تاریخ دقیق قتل را پنجشنبه ۲۲ صفر ۱۱۳۷ ه‍.ق. آورده است. این در حالی است که منابع دیگر تاریخ قتل فتحعلی خان قاجار را ۱۴ صفر ۱۱۳۹ ه‍.ق. آورده اند. همچنین در «سواد فرمان شاه طهماسب ثانی پس از کشته شدن فتحعلی خان قاجار» (سازمان اسناد ملی ایران، شمارهٔ تنظیم: ۱۲۰۰۲، شمارهٔ سند: ۷۱) تاریخ ۱۱۳۹ ه‍.ق. ذکر شده است.
  111. در زمان نادر شاه سمت «وزیر اعظم» حذف شد ولی القابی که پیش از آن یعنی در دورهٔ صفویان به مقاماتی همچون «وزیر اعظم» و «وکیل» داده می‌شد به دو تن از سرداران اعطا شد. تهماسب خان جلایر ‏(en) ملقب به «وکیل‌الدوله» و «امین‌الدوله» و «قاسم خان» ملقب به «اعتمادالدوله»، «معتبرالملک» و «ناظم مناظم» گردیدند.
  112. در برخی منابع نامطمئن از حسنعلی بیگ بسطامی (معیرباشی) و سهراب خان گرجی گهگاه به عنوان وزیر عادل شاه یاد می‌شود ولی منصب دقیق این دو تن دانسته نیست.
  113. ابراهیم شاه لقب «وکیل‌الدوله» را به میرزا محمدتقی گلستانه (عموی ابوالحسن گلستانه ‏(ca) نویسندهٔ مجمل التواریخ بعد نادریه) اعطا کرد.
  114. این دوره مربوط به پیش از پادشاهی شاه سلیمان دوم می‌باشد. در این دوره محمدحسن خان قاجار و علیمردان خان عرب زنگویی (شیبانی) از طرفداران اصلی شاهرخ شاه بوده اند. همچنین در کتاب «مکارم الآثار» اثر «میرزا محمدعلی معلم علی‌آبادی» از «سلیم خان قوتولو» (سلیم خان افشار) به عنوان «وکیل مطلق شاهرخ» یاد شده است ولی منبع گفتهٔ او به درستی روشن نیست. سلیم خان افشار در آغاز وزیر ابراهیم شاه بود ولی سرانجام به او پشت کرد و به هواداری شاهرخ شاه برخاست. بعدها نیز مدتی کوتاه با لقب اعتمادالدوله، وزیر اعظم شاه اسماعیل سوم شد. پس از روی کار آمدن دوبارهٔ شاهرخ میرزا این افراد قدرت را در دست داشتند:
  115. او را نباید با فردی به همین نام که پسرعمهٔ نادر شاه افشار بوده است اشتباه نمود، چرا که پسرعمهٔ نادر پیش از پادشاهی شاه سلیمان دوم در نبرد با ابراهیم شاه کشته شده بود. باید توجه داشت که قِرِقلو (قِرِخلو) شاخه‌ای از ایل افشار است و نادر شاه نیز به همین شاخه تعلق داشته است.
  116. در فرمانی از شاه اسماعیل سوم به تاریخ شعبان ۱۱۶۴ ه‍.ق. از «محمدکریم خان زند» به عنوان وکیل‌الدوله و از «محمدسلیم خان افشار» به عنوان اعتمادالدوله یاد شده است. (مدرسی طباطبایی، صص ۲۳۴ - ۲۳۵) تاریخ گیتی‌گشا از دو تن با نام «سلیم خان افشار» نام برده است که هر دو به دست کریم خان زند کور شده اند. یکی «سلیم خان افشار قِرِقلو» و دیگری «سلیم خان [افشار] قُتُلو (قوتولو)» می‌باشد و آشکار نیست که کدام وزیر شاه اسماعیل سوم بوده است.
  117. از خاندان میرمیران و از سادات اصفهان
  118. در «ذیل میرزا عبدالکریم» بر «تاریخ گیتی‌گشا» از او با القاب «اعتضاد السلطنة البهیة السلطانیة، اعتماد الدولة العلیة العالیة» یاد شده است و نشان می‌دهد که او نیز مانند وزیران اعظم روزگار صفوی دارای لقب اعتمادالدوله بوده است. (تاریخ گیتی‌گشا، ص ۲۷۷) همچنین در ادامه از او با عنوان «وزیر اعظم» (ص ۳۱۸) و «وزیر دیوان اعلیٰ» (ص ۳۴۲) یاد شده است.
  119. محمد مشیری در «دو سند نفیس از زندیه» از وزیری به نام «محمد مطیع» یاد می‌کند که در ۱۱۹۴ ه‍.ق. (یعنی پیش از سرنگونی صادق خان زند) به علیمراد خان خدمت می‌کرده است. آشکار نیست که او پس از شکست صادق خان و فرمانروایی علیمراد خان نیز وزیر بوده است یا نه.
  120. اگر چه در دورهٔ صیدمراد خان زند (پنجشنبه ۲۵ ربیع‌الثانی ۱۲۰۳ تا ۱۴ شعبان ۱۲۰۳ ه‍.ق.) افرادی همچون میرزا محمدحسین وفای فراهانی و حاج ابراهیم کلانتر در شیراز حضور داشتند، آشکار نیست که دارای سمتی نیز بوده اند یا نه. این دو تن بر ضد صیدمراد خان و به سود لطفعلی خان فعالیت می‌کردند.
  121. او اندکی پس از وزارتش به لطفعلی خان پشت کرد و به آقامحمد خان پیوست و میان سال‌های ۱۲۰۵ تا ۱۲۰۹ به عنوان بیگلربیگلی فارس خدمت می‌کرد.‫‪
  122. لطفعلی خان زند در اوایل ذیحجهٔ ۱۲۰۵ ه‍.ق. برای نبرد با آقامحمد خان قاجار از شیراز به سوی اصفهان حرکت کرد. وی برادر خردسالش «خسرو خان زند» را مسئول ایالت فارس کرد و «حاج ابراهیم شیرازی» را وزیر خسرو خان نمود. فرماندهی برج و باروی شیراز به «برخوردار خان زند» و نگاهبانی ارگ و حرمسرا به «محمدعلی خان زند» (ایشیک‌آقاسی) تفویض می‌شود.
  123. نوامبر ۱۷۹۴ برابر ربیع‌الثانی یا جمادی‌الاول ۱۲۰۹ ه‍.ق.
  124. محمدقاسم بیرانوند ← حسینقلی خان قاجار (برادر شورشی فتحعلی شاه)
  125. میان سال‌های ۱۲۹۰ تا ۱۲۹۷ ه‍.ق. میرزا حسین خان سپهسالار به عنوان وزیر خارجه و جنگ و میرزا یوسف آشتیانی به عنوان وزیر داخله و مالیه امور کشور را اداره می‌کردند. پس از برکناری میرزا حسین خان در شوال ۱۲۹۷ ه‍.ق. عملاً تصدی کلیهٔ امور برعهدهٔ میرزا یوسف آشتیانی قرار داشت ولی رسماً در ۲۹ شعبان ۱۳۰۱ ه‍.ق. بود که مقام صدر اعظم به او داده شد.
  126. پس از برکناری علی‌اصغر خان امین‌السلطان در جمادی‌الثانی ۱۳۱۴ ه‍.ق. کابینه‌ای بدون صدراعظم تشکیل گردید که در آن علیقلی مخبرالدوله «وزیر داخله» و مسئول «ادارهٔ خزانهٔ مبارکه و ضرابخانه»، عبدالحسین میرزا فرمانفرما «وزیر جنگ»، محسن مظاهر (مشیرالدوله) «وزیر خارجه»، عباس میرزا ملک‌آرا «وزیر عدلیه و تجارت»، میرزا عبدالوهاب خان نظام‌الملک «وزیر مالیه» و میرزا محمود خان حکیم‌الملک «وزیر ابنیه» بود. همچنین میرزا فضل‌الله خان وکیل‌الملک «وزیر خلوت همایون» (وزیر دربار) شد. چهار ماه بعد مخبرالدوله به دلیل دخالت‌های فرمانفرما در حوزهٔ اختیاراتش استعفا داد. (افضل‌الملک، افضل‌التواریخ، صص ۴۷ تا ۶۵)
  127. او در شعبان ۱۳۱۸ ه‍.ق. پس از بازگشت مظفرالدین شاه از سفر اروپا به لقب اتابک مفتخر شد.
  128. عین‌الدوله در این کابینه وزیر داخله بود.

منابع[ویرایش]