شاه منصور

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

واپسین پادشاه سلسلهٔ آل مظفر که در سال ۷۹۵ (قمری) در نبرد با تیمور لنگ کشته شد و با مرگ وی، سلطنت آل مظفر به سرانجام خود رسید.

زندگی نامه[ویرایش]

شاه منصور، فرزند شرف‌الدین مظفر و برادر زاده شاه شجاع بود. تاریخ نویسان، ولادت او را ۷۴۵ یا ۷۴۶ ق/ ۱۳۴۵ یا ۱۳۴۶م نوشته‌اند. شاه منصور پیش از آن که به جای سلطان زین العابدین بر تخت فرمانروایی مظفریان بنشیند، امارت شوشتر را داشت.

پس از تهاجم امیر تیمور به اصفهان و شیراز و قتل عام مردم اصفهان در پی حادثه ای انتقام جویانه، زین العابدین از شیراز گریخته و به شوشتر آمده بود. شاه منصور در بیرون شهر اقامتگاهی برای او فراهم کرد. چندی بعد شاه منصور، زین‌العابدین را با سرداران لشکرش به میهمانی دعوت کرد و چون همگی در مجلس حاضر شدند، آنان را دستگیر و زندانی ساخت و لشکر شیراز را با خود همداستان کرد و رهسپار آن دیار شد. ، شاه منصور پس از ورود به شیراز شاه یحیی را بیرون کرد و خود در ۷۹۰ق/ ۱۳۸۸م بر تخت نشست.

آنگاه طی نبردی زین‌العابدین را - که با تبانی زندانبان خوذ از بند رهایی جسته بود و شاه یحیی و گروهی از شاهزادگان آل مظفر را نیز به کمک خوانده بود - شکست داد و بر بخش وسیعی از قلمرو مظفریان استیلا یافت. پس از آن به کرمان رفت و عموی خود عمادالدین احمد را پیام داد که تو و شاه یحیی دوستی خود را با تیمور بگسلید و پسران و سپاهیان خود را همراه من سازید تا به خراسان روم و نگذارم که تیمور از آب جیحون بگذرد؛ اگر نه، آماده کارزار باشید. چون عمادالدین ، جنگ با تیمور را بیهوده می‌دانست. به شاه منصور اندرز داد که از این سودا بگذرد. اما شاه منصور توجهی نکرد و پس از آن که بخشی از ایالت کرمان را تسخیر کرد، به یزد حمله برد. اما در طی محاصره شهر، یکی از سردارانش به نام گرگین خان به هلاکت رسید و وی دلسرد شده به رفسنجان رفت. شاه منصور همچنان در میان شهرهای کرمان، فارس، و اصفهان در تاخت و تاز بود که خبر حرکت مجدد امیر تیمور از ماوراءالنهر را شنید.

نبرد با امیر تیمور[ویرایش]

تیمور گورکان در روز شنبه ۱۴ محرم ۷۹۵ ق / ۳۰ نوامبر ۱۳۹۲ م از آمو دریا گذشت و در ۲۴ صفر / ۹ ژانویه همان سال به مازندران رسید. شاه منصور که همواره سودای اخراج تیمور از ایران و حتی نبرد با او در ساحل رود جیحون را داشت، به شاهزادگان آل مظفر و امرای اطراف و حتی سلطان بایزید عثمانی نامه کرد که به او بپیوندند، اما از هیچ سوی، پاسخ مساعد نیامد. پس خود به تنهایی برای مقابله با تیمور اقدام کرد. وی نخست به اصفهان رفت و دژها و باروهای شهر را مستحکم کرد و گروهی از افراد سپاهش را مأمور حفاظت از کاشان نمود و از شاه یحیی یاری خواست، اما او همراهی نکرد.

شاه منصور شیراز را مرکز عملیات خود ساخت. چون امیر تیمور به شوشتر رسید، شاه منصور، شیراز را تقویت و مردمش را برای حصارداری، تهییج کرد و خود با طرح جنگ نامنظم از شیراز بیرون شد و به فسا رفت، ولی بر اثر سرزنش پیرزنی که خروجش را از شهر گریز انگاشته بود، به شیراز بازگشت و این تصمیمی خطا بود. تیمور در روز دوشنبه ۱۰ جمادی‌الاول ۷۹۵ق/ ۲۴ مارس ۱۳۹۳م به دژ سفید که زین‌العابدین در آنجا زندانی بود رسید و او را نیک بنواخت. شاه منصور با دو هزار سوار آماده رزم با امیر تیمور شد. دژهای شهر را استوار و مردم را به پایداری تشویق کرد. اما در این هنگام یکی از امیران لشکرش به نام محمد بن زین‌العابدین به وی خیانت کرد و به امیر تیمور پیوست. در نتیجه بیش از یک هزار تن سپاهی برای وی باقی نماند.

سرانجام شاه منصور[ویرایش]

شاه منصور دل بر مرگ نهاد و با رشادت و جانفشانی ، در حملات پیاپی، گروهی از سپاهیان امیر تیمور را به هلاکت رساند و آهنگ او کرد و شمشیری نیز بر کلاه خود امیر تیمور زد، اما چون لشکر تیمور بی‌شمار بود، در پایان کار با همه شجاعت و فداکاری شکست خورد و در گیر و دار نبرد جان باخت.

سر او را بریده نزد امیر تیمور بردند. پس از آن امیر تیمور وارد شیراز شد و خزاین آل مظفر را تصاحب کرد. امیران آل مظفر همگی به خدمت او روی آوردند، شاه یحیی از یزد، عمادالدین احمد و سلطان غیاث‌الدین محمد فرزندش را از کرمان و گروهی دیگر از سایر شهرها. پس از چندی امیر تیمور از نفوذ آنها در ایالت‌های فارس، کرمان و اصفهان هراسان شد و فرمان داد که امیرزاده عمر شیخ بهادر ، که از سوی او به فرمانروایی فارس گماشته شده بود، آنان را نابود کند. او نیز همه افراد آل مظفر را در ۱۱رجب ۷۹۵ق / مه ۱۳۹۳م که در روستای ماهیار اصفهان بودند، از دم تیغ گذراند. گفته‌اند که مادر شاه یحیی مهد علیا شاه خاتون جنازه آنان را به یزد آورد و در مدرسه خاتونیه که خود بنیاد نهاده بود به خاک سپرده شدند.

چند تن از دودمان مظفریان، از جمله سلطان زین‌العابدین و سلطان شبلی پسران شاه شجاع که هر دو نابینا بودند، از این کشتار رستند. آن دو به فرمان امیر تیمور به سمرقند فرستاده شدند و تا سال‌ها پس از این واقعه در قید حیات بود و سرانجام به مرگ طبیعی درگذشتند.

شاه منصور در اشعار حافظ[ویرایش]

وی ممدوح محبوب حافظ شیرازی بود و حافظ تعدادی از غزل‌ها، قطعات و مثنوی‌های خود را دربارهٔ او سروده‌است. در این اشعار، پیوند عاطفی مستحکم حافظ با شاه منصور که نموداری از پیوند عموم مردم با وی بوده، آشکار است، بویژه اینکه مردم، در چهرهٔ شاه منصور، متحدکنندهٔ ایران و اخراج کنندهٔ مغولان و سرکوبگر تیمور را می‌دیدند. اما این آرزوها با کشته شدن شاه منصور در جنگی نابرابر در مقابل تیمور، نابود شد.

منابع[ویرایش]

تارنمای رشد، شبکه ملی مدارس