ابوالعباس اسفراینی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

ابوالعباس فضل بن احمد اِسفَراینی از رجال دولتی دورهٔ سامانیان و وزیران غزنویان است. آغاز فعالیت او در دربار سامانیان بوده‌است. در تاریخ یمینی آمده‌است که ابوالعباس از دبیران و کارگزاران مشهور سامانی بوده‌است. از مهم‌ترین کارهای ابوالعباس در ایام وزارتش تغییر زبان رسمی دربار به فارسی بود که این اقدام تحت تأثیر دوستی نزدیک اسفراینی با ابوالقاسم فردوسی بود. نام‌آوری محمود غزنوی در تشویق شاعران پارسی‌گو و ترویج زبان فارسی را بیشتر مرهون ایران‌دوستی وزیر او ابوالعباس اسفراینی می‌دانند.[۱]

پیشینه[ویرایش]

محمود آن‌گاه که توانست پس از غلبه بر رقیبان، امپراتوری وسیعی بنیان نهد، برای اداره آن وزیری مدبر و باتجربه از خراسانیان لازم داشت تا آئین مملکت‌داری سامانی را بدو بیاموزد، که حکومت بر خراسان آن روز جز با توسل به تجربه غنی سامانیان مقدور نبود؛ بنابراین، اسفراینی، عامل و وسیله خوبی برای انتقال آن تجربه و درایت از سامانیان به غزنویان بود. از جمله کارهای ابوالعباس اسفراینی در ایام وزارتش این بود که فرمان داد دفاتر دیوانی و مکاتبات دولتی و رسایل را که پیش از وی به عربی نوشته می‌شد، به پارسی نویسند و از نوشتن مراسلات و دفاتر به زبانی به‌جز آن اجتناب کنند.

اسفراینی وقتی در بخارا زندگی می‌کرده خانهٔ سدیدالدین محمد عوفی را برای سکونت اجاره کرده بوده‌است. ایشان در خصوص اسفراینی گفته‌اند که او مردی بزرگ، مهربان و دست‌گیر بود. ازین نقل قول پیداست که اسفراینی به عنوان وکیل یا کاردان در بخارا در دستگاه سامانیان دارای مقام بوده‌است. اسفراینی در طول زندگی خود در مناصبی که بر عهده داشت، شایستگی و کفایت خود را به اثبات رسانید و به همین علت مورد توجه ناصرالدین سبکتکین قرار گرفت. پس از طرف وی به مقامات دولتی و بعدها نیز به وزارت منصوب شد.

فردوسی چند بیتی هم دربارهٔ اسفراینی سروده‌است:

کجا فضل را مسند و مرقد استنشستنگهِ فضلِ بِن احمد است
نَبُد خسروان را چنو کدخدایبه پرهیزِ دین و به رادی و رای
که آرامِ این پادشاهی بدوستخِرَد بر سرِ نامداران از اوست
گشاده‌زبان و دل و پاک‌دستپرستندهٔ شاه و یزدان‌پرست

اسفراینی به علت تهمت‌های ناروا به زندان افتاد و در سال ۴۰۴ هجری قمری زیر شکنجه درگذشت.

عُتبی، نویسنده تاریخ یمینی، توجه اسفراینی را به ادب فارسی به‌عنوان زبان رسمی دیوانی را حمل بر بی‌مایگی او در ادبیات عرب دانسته است. در واقع او به توصیه احمد بن حسن میمندی، مقدمات لازم برای رسمی کردن مجدد زبان عربی به‌عنوان زبان رسمی تشکیلات غزنویان با قلمش فراهم آورد.

منابع[ویرایش]

  1. فلسفی، نصرالله: یک وزیر ایراندوست (ابوالعباس فضل بن احمد اسفراینی). در نشریه: مهر، سال چهارم ۱۳۱۵ شماره ۱.

[۱][۲][۳][۴][۵][۶][۷][۸][۹]

  1. نسائم الاسحار من لطائم الاخبار، ص۳۹.
  2. تاریخ یمینی، ص ۳۳۷، ۳۳۸، فلسفی، چند مقاله ادبی و تاریخی، ص۱۹۴.
  3. همو، همان‌جا، عقیلی، آثار الوزراء، ص۱۵۰.
  4. همو، همان‌جا، منشی کرمانی، ص۴۰، ۳۹.
  5. منشی کرمانی، ص۴۰، ۳۹.
  6. یتیمه الدهر، ۴/۴۳۷.
  7. فلسفی، نصرالله، مجله مهر، شماره ۲ سال چهارم، تهران، ۱۳۱۵ ش، ص ۱۱۶.
  8. ابولقاسم فردوسی، شاهنامه، انتشارات امیر کبیر، چاپ پنجم، ص ۳ و ۴؛ همو؛ شاهنامه، به کوشش ژول مول، تهران ۱۳۵۴ ش، ج ۴ص ۴–۵؛ همو، شاهنامه، به کوشش رحیم علییف، مسکو، ۱۹۶۷ میلادی،
  9. تاریخ یمینی، ص۳۴۵.