اباقا خان

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
(تغییرمسیر از اباقاخان)
پرش به: ناوبری، جستجو
اباقاخان
دومین ایلخان مغول
AbaqaOnHorseArghunStandingGhazanAsAChild.jpg
اباقا سوار بر اسب. در کنار او پسرش ارغون که فرزند خود غازان را در زیر چتری به بغل گرفته‌است. از کتاب رشیدالدین فضل‌الله همدانی، اوایل سده چهاردهم.
دوران ۶۶۳ - ۶۸۰ ه.ق.
۱۲۶۵ - ۱۲۸۲ م.
زادروز ۶۳۱ ه.ق.
۱۲۳۴ م.
مرگ ذیحجه ۶۸۰ ه.ق.
۱۲۸۲ م.
محل مرگ همدان
آرامگاه جزیره شاهی در دریاچه ارومیه
پیش از تگودار
پس از هولاکوخان
دودمان ایلخانان
پدر هولاکوخان

اباقا خان (درگذشتهٔ ذیحجه ۶۸۰ (قمری) در همدان) فرزند و جانشین هلاکو خان و دومین پادشاه از سلسله ایلخانان ایران است. جنگ‌های داخلی بین مغولان و درگیری بین ایلخانان ایران و همسایگان مغول شمالی شان یعنی اردوی زرین در زمان اباقا شدت یافت. سرانجام اباقا توانست در سال ۶۶۸ ه.ق. /۱۲۷۰ م. با شکست دادن همسایگان شمالی آرامش را به مرزهای شمال شرقی ایران بازگرداند. در دهه بعدی او متوجه مرزهای غربی شد، در این زمان سلاجقه روم به عنوان متحدان مغول‌ها بر آسیای صغیر حکم می‌راندند، در سال ۶۷۴ ه.ق. /۱۲۷۶ م. اداره حکومت در دست وزیر سلطان سلجوقی معین‌الدین سلیمان معروف به پروانه بود، بیبرس سلطان مملوک مصر بر لشکر مغول مستقر در آسیای صغیر تاخت و شمار زیادی از مغولان را بکشت و پس از این یورش به مرزهای قبلی خود بازگشت. ایلخان مغول، اباقا، در تبریز از واقعه خبردار شد و در حال رهسپار آسیای صغیر شد و در رزمگاه بر انبوه کشتگان مغول بگریست.

ایلخان تا سال ۶۸۰ ه.ق. /۱۲۸۱ م. در تدارک حمله به سوریه و مصر بود، او جهت جلب حمایت پاپ و ادوارد اول پادشاه انگلستان در جنگ برابر دشمن مشترک با آنان نوشت و خواند داشت اما نتوانست حمایت آنان را جلب نماید. سرانجام در سال ۶۸۰ ه.ق. /۱۲۸۱ م. به مملوک حمله کرد. در این نبرد پادشاه ارمنستان نیروهایی به کمک اباقا فرستاد. در نزدیکی حمص جنگ با مصریان درگرفت و علی‌رغم پیروزی‌های اولیه در نهایت سپاه مغول به سختی شکست خورد. اباقا که خود شخصاً در این نبرد حضور نداشت با شنیدن خبر بیاشفت و وعده داد مسئولان این شکست را بازخواست خواهد کرد و سپس خود به تلافی این شکست خواهد رفت، اما هرگز نتوانست به این وعده خود وفا کند چرا که در سال ششم ذی‌الحجه ۶۸۰ ه.ق. /۱۲۸۲ م. در همدان درگذشت. وی را در جزیره شاهی در کنار پدرش به گور سپردند.

به حکومت رسیدن ابا قاخان[ویرایش]

پس از وفات هولاکو همسر او دوقوز خاتون پس از مشورت با وارثان جاثلیق ارضی پسر خود اباقاخان که حکومت مازنداران را داشت به جانشینی نامزد کرد که پس از فوت هولاکو، اباقاخان در سال ۶۶۳ رسماً به حکومت رسید، حکومت وی نوعی حکومت مستقل محسوب می‌شود که در آن نفوذ خوانین اصلی مغول در ایران از میان رفت.[۱]

اقدامات سیاسی اباقاخان[ویرایش]

وی حکومت شروان رادر خود شیموت داد ، حدود روم وشام را به سرداران خود داد. شیرامون را در گرجستان گذاشت وعطاملک جوینی را به حکومت بغداد باقی گذاشت؛ و وزارت را به خواجه شمس الدین محمد در تبریز داد .[۱]

اقدامات اقتصادی ابا قاخان[ویرایش]

در زمان وی به ابادی عراق توجه بسیاری شد و به تعمیر خرابی‌های عهد مغول پرداخت ، وی نهرهایی برای زراعت جاری کرد و اراضی بایر را به مزارع خرم مبدل ساخت. اباقاخان شهر تبریز را به پایتختی انتخاب کرد. زمستان را در ارّان و بغداد وتابستان را در آلاتاغ و سیاه کوه می‌گذراند.[۱]

سیاست‌های دینی ابا قاخان[ویرایش]

اباقاخان که تربیت یافته دوقوز خاتون بود با وجود بودائی بودن به کیش مسیحیت تعلق خاطر داشت. پدر او هولاکو از امپراتور روم شرقی میخائیل پالئو خواست که یکی از دخترانش را به اباقاخان بدهد، که دختری به نام مریم را به عقد خود درآورد. اباقاخان به خواهش آن دختر آداب تعمید به جا آورد و دین مسیحی راقبول کرد. وهمین باعث شد علاقه او به مسیحیان بیشتر شود، روحانیون مسیحی مورد احترام قرار گرفتند. اباقاخان طرح اتحاد با مسیحیان و پاپ و سلاطین مسیحی اروپایی علیه مسلمانان ریخت.[۱]

اوضاع ایرانیان در دوران ابا قاخان[ویرایش]

وی فرمان داد تا کلیه قوانینی که هولاکو برقرار ساخته بودپا بر جا بماند و هر گروهی رسم و آیین نیکان خود را حفظ کند. در آن زمان علاوه بر آیین چنگیزی رکود سنت‌های ایران افراد نالایق وتازه به دوران رسیده وارد دستگاه حکومتی شدند. بودایی گرایی رونق بسیار یافت، دین بودا به اوج شکوفایی رسید و آنها از دادن عوارض و مالیات معاف شدند و بت خانه‌هایی برای آنها ساخته شد. اسلام آوردن دختر سوم اباقاخان و به همسری گرفتن دختر سلطان قطب الدین حاکم کرمان کمک مهمی به مسلمانان برای جلوگیری از پیشرفت کار بودایی و مسیحیان کرد.[۲][۳]

اقدامات ابا قاخان در امور حکومتی[ویرایش]

اقاباخان در امور حکومتی تغییرات بسیاری بوجود آورد. مجدالملک یزدی که نزد برادران جوینی خدمت کرده بود را به عنوان مشرف الممالک به منصب وزارت انتخاب کرد که فرمان داد در زیر اسناد رسمی نشان وی در سمت چپ و نشان جوینی در سمت راست سند قرار گیرد.[۴]

جنگ برکای در سال ۶۶۴[ویرایش]

برکای که پسر جویی خان سپاهیان خودراه بندر قفقاز به سرداری نوقاعی به تعرض اران وآزاربایجان فرستاد وبرادر اباقاخان شیموت او را شکست داد برکای شخصاً خود ازدربند گذشت و در کنار نحر کورا آمد و اباقاخان مانع او شد. برکای به ساختن استحکامات در اطراف نهر ارس و کورا پرداخت واران و گرجستان را تسخیر کرد اما به واسطه بیماری قلنج برکای درگذشت.[۱]

جنگ براق در سال ۶۶۸[ویرایش]

مسعود بیک از جانب براق که حکومت ماورالنهر را در اختیار داشت، نزد اباقاخان آمد تا صداقت براق را به حضور اباقاخان ببرد. اما در باطن قصد تحقیق مقدار لشکر اباقاخان را داشت. تصمیم داشت نواحی خراسان و آذربایجان را از دست اباقاخان بیرون آورند. زدوبند و جنگ میان براق و اباقاخان رخ داد، جنگ سختی که در پنج فرسخی هرات رخ داد باعث شکست سخت قشون براق شد. براق از این جنگ نجات یافت اما با سم مسموم گردید. مسعود بیک هم از او جدا شد و اباقاخان از دشمن قوی نجات یافت.[۱]

حمله به مصر و شام[ویرایش]

سلاطین مصر وشام دشمن مشترک اباقاخان ومسیحیان به شمار می‌رفتند وهمین موضوع باعث شد اباقاخان با مسیحیان اتحادی علیه آنها ببندد واز پاپ وسلاطین اروپایی کمک خواست. اباقاخان در اوایل سلطنت خود فکر حمله به مصر وشام وانتقام شکست عین الجالوت را در سر داشت ولی هجوم براق مانع آن شد که نظر خود را عملی سازد در همین زمان چند واقعه مهم رخ داد.[۱]

واقعه بیره: درسال ۶۷۱ در زمان سلطان الملک الظاهر که فرمانده لشکر بیبرس بود باعث شکست اباقاخان شد.[۴]

واقعه ابلسیتن: در ذی العقده ۶۷۵ در دوران ملک الظاهر که فرمانده جنگ بیبرس بود مسلمین پیروز شدند.[۴]

واقعه حمص: وسومین واقعه‌ای که رخ داد حمص در رجب ۶۸۰ در زمان ملک منصور، که فرمانده جنگی آن فلادون بود، باز هم مسلمین در آن جنگ پیروز شدند.[۴]

پایان کار ابا قاخان[ویرایش]

ابا قاخان که سخت به باده گساری و عیش ونوش مشغول بود واز شکست برادرش در سوریه غمگین بود، در تاریخ ۲۰ ذی هجه ۶۸۰ در همدان جان سپرد.

اباقاخان دو پسر داشت یکی ارغون خان که مادرش قابتمیش خاتون بود ودیگری گیخاتون که مادرش توقران خاتون بود که اول ارغون خان و بعد گیخاتون به سلطنت رسیدند.[۵]

جستارهای وابسته[ویرایش]

منابع[ویرایش]

  1. ۱٫۰ ۱٫۱ ۱٫۲ ۱٫۳ ۱٫۴ ۱٫۵ ۱٫۶ اقبال آشتیانی، عباس. تاریخ مغول. تهران: نگاه. جلد اول، چاپ دوم، صفحه 226-225. 
  2. بیانی، شیرین. مغولان و حکومت ایلخانی در ایران. تهران: سمت، چاپ نهم - تابستان ۱۳۹۱. ۱۷۲–۱۷۴. شابک ‎۹۷۸-۹۶۴-۴۵۹-۴۵۷-۱. 
  3. جعفریان، رسول. از یورش مغولان تازوال ترکمانان (قرن هفتم تا نهم هجری). ج. ۳. چاپ چاپ چهارم. اندیشه جوان، تهران. ۸۶–۸۷. 
  4. ۴٫۰ ۴٫۱ ۴٫۲ ۴٫۳ اشپولر، برتولد. تاریخ مغول در ایران. تهران. ۸۲. 
  5. فضل‌الله، رشید الدین. جامع التداریخ. تهران: اقبال. ۷۴. 
  • تاریخ ایران کمبریج، جلد پنجم از آمدن سلجوقیان تا فروپاشی دولت ایلخانان، جی.آ. بویل، انتشارات امیرکبیر