لطفعلی‌خان زند

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
Shir & Khorshid1.svg لطفعلی‌خان زند Shir & Khorshid1.svg
Lotf Ali Khan.jpg
نگاره ای از لطفعلی خان زند
دوران واپسین حکمران و فروپاشی تاج و تخت دودمان زندیه
تاجگذاری ۱۱۶۸ تا ۱۱۷۳ خورشیدی
۱۲۰۳ تا ۱۲۰۹ (قمری)
زادروز ۱۱۴۸ خورشیدی
۱۱۸۲ (قمری)
۱۷۶۹ (میلادی)
مرگ ۱۱۷۳ خورشیدی
۱۲۰۸ (قمری)
۱۷۹۴ (میلادی)
محل مرگ تهران
آرامگاه امامزاده زید
پیش از اقامحمدشاه قاجار
پس از صید مرادخان زند
همسر مریم خانم
دودمان زندیه
پدر جعفرخان زند
فرزندان فتح‌الله خان زند
دین اسلام، شیعه دوازده امامی

لُطفعلی‌خان زند (زادهٔ ۱۱۴۸ - مرگ ۱۱۷۳ شمسی) نهمین و واپسین فرمانروای زند بود. او در میان سالهای ۱۱۶۸ تا ۱۱۷۳ (خورشیدی) در ایران صدارت می کرد.

او فرزند جعفرخان زند و نوه صادق خان زند، برادر بنیان‌گذار زندیان کریمخان زند (وکیل الرعایا) بود.

لطفعلی خان بر سر پادشاهی با آغا محمدخان قاجار به نبرد پرداخت و سرانجام از او شکست خورد و با مرگ او سلسله دودمان زند برافتاد.

دربارهٔ وی[ویرایش]

لطفعلی خان در سال ۱۱۴۸ خورشیدی متولد شد. وی پسر جعفر خان زند و نوه صادق خان زند، برادر کریمخان می‌باشد. گفته‌اند که لطفعلی خان علاوه بر زیبایی رخسار، بسیار پر قدرت، راستگو، درستکار و شجاع بود. بسیاری او را بهترین شمشیر زن روزگار شرق می‌نامند. لطفعلی خان زند بسیار خدا دوست بود و هنگامی که آغا محمدخان قاجار به او گفت بر او سجده کند پاسخ داد: من تنها به خدا سجده می‌کنم.[نیازمند منبع]و از او به عنوان شخصیت شاهنامه‌ای یاد می‌شود٬ که با اهریمنان و تورانیان وارد جنگ می‌شود.

خدمات وی در راه سازندگی[ویرایش]

جاده شوسه[ویرایش]

این جاده بین شیراز، بندرعباس و بندر لنگه احداث شد.

تنگاب[ویرایش]

سد تنگاب که ابتدا در دوره ساسانیان درست شده بود. آب آن از کوه فیروزآباد به خلیج فارس ریخته می‌شد.

ترمیم آرامگاه های حافظیه و سعدیه[ویرایش]

ساخت آرامگاه برای حافظ و سعدی در شیراز .

روایت ایستادگی در برابر خان قاجار[ویرایش]

آرامگاه لطفعلی خان زند در امام‌زاده زید

لطفعلی خان را در حالیکه در نبرد با دشمنان زخمهای سختی بر بازو و پیشانی برداشته بود به کرمان نزد خان قاجار بردند. او که خون بسیاری را از دست داده بود با همان حال نزار در برابر آقامحمد خان ایستاد، بدو سلام نداد و تعظیم نکرد. آقامحمد خان نیز دستور داد که اصطبل‌بانانش وی را مورد تجاوز جنسی قرار دهند. فردای آن روز وی را دوباره پیش خان قاجار آوردند، در حالیکه هوشی در تن نداشت، آب بدو نداده بودند و وی را بر روی زمین می‌کشیدند. خان قاجار با نیشخند بدو گفت: «هان لطفعلی خان! هنوز هم غرور داری؟» واپسین شاه زند که دیگر توان سخن گفتن نداشت سرش را بالا برد و با پلنگ دیدگان بدو نگریست و گفت: «من از تو نمی‌ترسم ای اخته فرومایه». این ایستادگی خان قاجار را به خشم آورد و دستور نابینا کردن او را داد.[نیازمند منبع]

  • رباعی شعر زیر را، وی دربارهٔ شکست‌هایش از آغا محمدخان سروده است:
یا رب ستدی مملکت از همچو منی دادی به مخنثی، نه مردی نه زنی
از گردش روزگار معلومم شد پیش تو چه دف‌زنی چه شمشیرزنی

درگذشت[ویرایش]

آغامحمدخان لطفعلی خان را به تهران برد و پس از چندی عمل، دستور کشتنش را داد. مرگ وی را به روش خفه کردن نوشته‌اند. پیکرش را در امامزاده زید در بازار قدیمی تهران به خاک سپردند.[۱]

رفتار آقامحمدخان با بازماندگان واپسین شاه زند[ویرایش]

فتحعلی‌خان صبا شاعر دوره زندیان و قاجار در اندوه ویران کردن این باروی شکوهمند چنین سرود:

گردون به زمانه خاک غم ریخت، دریغ با شهد طرب زهر غم آمیخت، دریغ
از کینهٔ دور فلک جورسرشت شیرازهٔ شیراز ز هم ریخت، دریغ

دستور دیگرش بیرون کشیدن استخوانهای کریم خان زند از آرامگاهش بود. وی استخوانهای نخستین زند را به تهران برد و دستور داد که در زیر پله‌های کاخش جایی که همیشه از آن گذر می‌کرد خاک کنند تا همیشه بر آن پای نهد سپس دستور بازداشت و به زورگیری داراییهای زندیان و وابستگان آنها را داد و آنگاه شاهزادگان و شاهدختان زندی را با خواری بسیار یکجا گرد آورده و به سوی استرآباد کوچاند. چنین می‌نماید که سرنوشت شومی بر آنها رفته‌است، از سرنوشت شاهدخت همسر لطفعلی خان زند و پسران شهریار زند فتح‌الله خان و خسرومیرزا به دلیل سانسور دستگاه قاجار آگاهی درستی در دست نیست. بعضی از اعضای خانواده سلطنتی نیز به یافت آباد تهران تبعید شده و در قلعه‌ای قدیمی در حصر قرارگرفتند. آقامحمد خان همچنین مردم کرمان را نیز به گناه یاری دادن به لطفعلی خان جزای سختی داد، به فرمان او بخشی از مردان کور و به نوامیس تجاوز و اموال غارت گردید همچنین مردمان زیادی به شهر میاندوآب تبعید شدند (محله کرمانیها و سیرجانیها هنوز در میاندوآب وجود دارد)

لطفعلی خان در فرهنگ توده[ویرایش]

تصویر مینیاتور از لطف علی خان، قرن هجدهم، موزه ملی ایران

از آنجا که لطفعلی خان دارای ویژگیهای همه‌پسندی چون زیبایی، دلاوری، تسلیم ناپذیری و ایستادگی بیش از اندازه داشت و با دغاکاریها و بداقبالی و ناکامی و سرانجام شکنجه ددمنشانه و مرگ رودر رو شده بود در نزد مردم به شخصیتی افسانه‌ای همچون چهره‌های شاهنامه‌ای تبدیل شده‌است؛ که با اهریمنان و تورانیان وارد جنگ می‌شود. برای او تصنیف هایی سروده شده‌است که در دل مردم زنده مانده و جهانگردان نیز حتی از آنها یاد کرده‌اند. بخشی از یکی از این تصنیفها را که در میان کرمانیان ساخته شده و مردم سالها آن را می‌خواندند در زیر می‌آید:

هر دم صدای نی میاد آواز پی در پی میاد
لطفعلی خانَم کی میاد؟ روح و روانم کی میاد؟

امروزه نام لطفعلی خان در برخی شهرها بر خیابانهایی نهاده شده‌است، به ویژه در شیراز خیابانی به نام او نامگذاری شده‌است.

در رسانه‌های امروزی[ویرایش]

قسمت دوم بازی «Quest Of Persia» با نام لطفعلی‌خان زند (بازی) به جنگ‌های او می‌پردازد. در مجموعه ۲۲، سریال پربیننده قهوه تلخ (مجموعه ویدیویی) لطفعلی خان زند وارد تهران می‌شود.

برخی شخصیت ها[ویرایش]

غران نام اسب نامدار لطفعلی خان بود (بعلت رنگ سیاه اسب). نژاداین اسب دو رگه عرب ترکمن بوده است که بارها جان ارباب خود را در نبردهای گوناگون رهانیده بود. این اسب تند و تیز سیاه رنگ بر پیشانیش لکه‌ای سپید به مانند یک ستاره داشت. گریز لطفعلی خان از میان سپاه قاجار در رویداد تاختن بر کرمان تنها با یاری غران شدنی گردید و چنان‌که پیشتر گفته شد او فاصله میان کرمان تا بم را در بیست و چهار ساعت پیمود. سرانجام هنگامی که در بم لطفعلی خان بر اسبش نشست تا از مهلکه بگریزد دشمنان پاهای پشت این اسب را بریدند، حیوان به زانو می‌افتد ولی سوارش که از سرنوشتش آگاه نبود او را هی کرد، اسب روی پای بریده‌اش می‌ایستد ولی از درد تاب نمی‌آورد و به زمین می‌افتد. دیدن صحنه قطع شدن پاهای غران شاه جوان را متأثر کرد.

لطفعلی خان و میرزا مهدی لشکرنویس[ویرایش]

میرزا مهدی لشکر نویس پیش از لطفعلی خان در دستگاه پدرش جعفرخان کار می‌کرد که به دلیل جرمی، جعفرخان دستور بریدن گوشهای او را داده بود. وی نیز هنگامی که جعفر خان ترور شد گوشهای سر بی‌جان ارباب پیشین خویش را برید. پس از پیروزی آغازین لطفعلی خان بر کشندگان پدر، میرزا مهدی بریدن گوش را انکار کرد و حاج ابراهیم نیز برای بخشش او پادرمیانی کرد. لطفعلی خان وی را بخشید و حتی برای وی پیشه و خلعتی هم در نظر گرفت؛ ولی در روزی که قرار بود خلعت را به او بدهد به آتش‌بیاری مادرش، میرزا مهدی را زنده در آتش انداخت و زیر قول خود زد و حاجی ابراهیم را نیز از خود رنجاند.

حاج ابراهیم کلانتر[ویرایش]

بزرگ‌ترین لغزش لطفعلی خان اعتمادش به حاج ابراهیم بود. این مرد به شاه جوان خیانت کرد و دروازه شیراز را به روی او بست و خانواده و زن و بچه و داراییهای وی را دودستی به خان قاجار سپرد. حاج ابراهیم دارای نفوذ بسیار بود و خویشانش در جاهای گوناگون ایران از تهران تا اصفهان بر سر کارهای مهم بودند. وی از آغاز کار به نامه‌نگاری با قاجارها پرداخته بود و داستان میرزامهدی نیز وی را رنجاند و یکسره به دشمن زندیان پیوست.

تبارنامه[ویرایش]

 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
بداق‌خان
 
 
 
 
 
 
 
 
 
آغابیگم
 
 
 
 
 
 
ایناق‌خان
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
خدامرادخان
 
امرالله‌خان
 
آغابیگم
 
اسکندرخان
 
زکی‌خان
 
کریم‌خان
فرمانروایی ۱۱۲۹ تا ۱۱۵۸ خورشیدی
 
 
 
 
 
صادق‌خان
فرمانروایی ۱۱۵۸ تا ۱۱۶۰ خورشیدی
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
صیدمرادخان
فرمانروایی ۱۱۶۷ تا ۱۱۶۸ خورشیدی
 
 
 
علیمرادخان
فرمانروایی ۱۱۶۱ تا ۱۱۶۴ خورشیدی
 
 
 
 
 
 
 
 
 
ابوالفتح‌خان
فرمانروایی ۱۱۵۸ خورشیدی
 
محمدعلی‌خان
فرمانروایی ۱۱۵۸ خورشیدی
 
جعفرخان
فرمانروایی ۱۱۶۴ تا ۱۱۶۷ خورشیدی
 
عبدالله‌خان
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
شیخ‌ویس‌خان
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
لطفعلی‌خان
فرمانروایی ۱۱۶۸ تا ۱۱۷۳ خورشیدی


گفتارها پیرامون خان‌زند[ویرایش]

ژنرال مایکس انگلیسی در مورد لطفعلی خان چنین می‌گوید: شهریار جوان زند، از دروغ و وعده‌های پوچ بیزار بود و جز به صداقت و مردانگی مسلکی نداشت و هرگز به دروغ از کسی دلجویی نمی‌کرد. همین ویژگی‌های نیکو باعث شد تا خانواده‌های بزرگ از پشتیبانی او دست بکشند.[۲]

جستارهای وابسته[ویرایش]

منابع[ویرایش]

پیوند به بیرون[ویرایش]

پیشین:
صیدمرادخان زند
واپسین شاهنشاه زندیه
لطفعلی‌خان زند
شاهنشاه ایران

۱۱۶۸ – ۱۱۷۳ خورشیدی

جانشین:
پایه‌گذار شاهنشاهی قاجار
آغامحمدخان قاجار