غلام

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به ناوبری پرش به جستجو

غُلام به پسری گفته می‌شد که از کودکی تا جوانی به خدمتگزاری و جنگاوری سلطان می‌پرداخت و گاه به امیری می‌رسید. گاه سلطان با غلام نرد عشق می‌باخت و از همین رو غلام در ادبیات گاه به معنی معشوق نیز آمده‌ است.[۱] ب

سن غلام[ویرایش]

غلام مفهوم پسر نوجوانی بین سنین ۱۴ تا ۲۱ سال را می‌رساند. به خدمتکار مذکر کوچکتر صبی و به خدمتکار بزرگتر شاب گفته می‌شد.[۲]

انواع غلام[ویرایش]

در دربار پادشاهان سامانی و سلاطین غزنوی، غلامانی که به کارهای ساده‌ای مانند ساقی‌گری، آبداری، شربت‌داری، جامه‌داری، رکابداری و اسلحه‌داری می‌پرداختند، غلامان «سراپا سرایی» نامیده می‌شدند.[۳]

تربیت غلام[ویرایش]

از اولین روز خدمت غلام تا پیری او، تربیت غلام با ترتیب خاصی پیگیری می‌شده‌است. در سال اول غلام اجازه سواری نداشته و پیاده خدمت می‌کرده است. پس از یک سال، با تصویب حاجب، به غلام اسب و لگام و تسمه می‌داده‌اند. در سال سوم غلام اجازه داشته که خنجری ببندد و در سال چهارم، قبا و گرزی به وی می‌داده‌اند. از آن پس غلام به رتبه «وثاق باشی» ارتقا یافته و غلامانی زیر نظر او کار می‌کرده‌اند. مراتب بعدی ترقی غلام، «خیل باشی» و سرانجام «حاجب» بوده‌ است. گاه حاجب اگر لیاقت داشت، در ۳۵ سالگی به امیری می‌رسید.[۴]

عشق به غلام[ویرایش]

شاهان و اربابان به غلام های زیبا روی خود که از 14 سال به بالا بودن و زیبای داشتن علاقه شدیدی داشتن و با آنان عشق بازی بچه بازی و آمیزش جنسی داشتن و بیشتر این غلامان را از طریق غرامت های جنگی به دست می آوردن ماننده جنگ های که در دوران قاجار روی داد و شاهان قاجار غلامان زیادی داشتن و بسیار از عراب نیز غلام داشتن که غلام های خود را از جنگ ها به دست می اوردن مثل جنگ های قادسیه

غلامان مشهور[ویرایش]

از میان غلامان غزنوی این افراد به امیری و سپهسالاری رسیدند.[۵]

پانویس[ویرایش]

منابع[ویرایش]

  • دهخدا، علی‌اکبر. «غلام». لغتنامه دهخدا. دریافت‌شده در ۱۹ فروردین ۱۳۹۱.
  • سهیلی، احمد (شهریور ۱۳۳۰). «محمود و ایاز». ماهنامه یغما: ادبی، علمی، تاریخی، اجتماعی و انتقادی. تهران (۴۰). بیش از یک پارامتر |نویسنده= و |نام خانوادگی= داده‌شده است (کمک)