امیرمؤید سوادکوهی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
یکی از تصاویر امیرمؤید سوادکوهی

اسمعیل‌خان امیرمؤید باوند سوادکوهی (زاده:۱۲۲۳ خورشیدی) و پسرش هژبر از مخالفان حکومت مرکزی در تبرستان بودند. پدرش ابراهیم خان شعاع الملک نام داشت.

اقدامات و عملکردهای سیاسی[ویرایش]

او در دوران ناصرالدین شاه قاجار بسیاری اوقات در تهران جزو عملهٔ خلوت و شکار بود و ریاست ایل سوادکوه و سوارهای آنجا را بر عهده داشت اما در دورهٔ مظفرالدین شاه قاجار به مازندران مهاجرت کرد و اغلب در مازندران ساکن بود و در آن خطه از نفوذ زیادی برخوردار بود.[۱]

او در جریان مشروطه از قدرت حاکم طرفداری می‌کرد و پس از استقرار مشروطه به گروه مشروطه خواهان پیوست. وی در دورهٔ سوم مجلس شورای ملی از سوی مردم ساری به نمایندگی انتخاب شد.[۲][۳]

حتی در واقعهٔ قرارداد ۱۹۱۹ به کرمانشاه تبعید شد. رضاخان پس از کودتای ۱۲۹۹ قوای بسیاری را برای سرکوب امیرمؤید به طبرستان اعزام کرد و در فاصله ماه‌های تیر و شهریور سال ۱۳۰۰ قوای فرستاده به رهبری امیرلشکر امیراحمدی سوادکوهی‌ها را درهم شکستند امیرمؤید مجبور شد همراه خاندانش و بسیاری از همراهانش در استرآباد و نزد رئیس ایل آتابای ترکمن پناه بگیرد. دولت آن زمان صلاح دید که با امیرمؤید کنار بیاید زیرا در آن زمان قیام‌های بسیاری از گوشه و کنار ایران بر خواسته بود. پس امیرمؤید به تهران رفت و پسرانش عضو دیویزیون قزاق شدند و به صورت مسلّح حفاظت جنگل و صحرا را به‌دست گرفتند.

در فروردین ۱۳۰۳ یاور احمد خان حکیمی، رئیس قوای استرآباد، هژبر و سهم‌الممالک را به بهانهٔ دادن مواجب افراد تحت فرمانش به گرگان فراخواند. به محض رسیدنشان قوای احمدخان حکیمی آن‌ها را خلع سلاح کردند و همان شب چندی از ژاندارم‌ها در راه بندرگز آنها را کَت‌بسته تیرباران کردند. فردای آن صبح مردم روستای کلاک جسد آنان را دفن نمودند. امیرمؤید نیز پس از آن از پا درآمد و در ۱۳۱۱ چشم از جهان فروبست.

برای تشکیل حکومت مرکزی قدرتمند در ایران نیاز بود تا قدرتمندان محلی به هر شیوهٔ ممکن یا مطیع گردند یا این که از میان برداشته شوند که در خطهٔ شمال می‌توان به میرزا کوچک خان جنگلی در گیلان سردار رفیع یانسری در استرآباد محمدولی خان تنکابنی در غرب مازندران و امیرمؤید پدر هژبر در سوادکوه اشاره نمود. زادبوم رضا خان، سوادکوه بود که به هیچ وجه مایل نبود تا فردی چون امیرمؤید با آن پیشینهٔ تاریخی در منطقه وجود داشته باشد، از دیگر سو دسیسه‌چینی اطرافیان به‌ویژه امیر اکرم به جهت کدورت‌های شخصی به‌جامانده از گذشته و سیاست تمرکزگرایی دولت ایران، همه دست به دست هم دادند تا نبردهای خونین فی‌مابین سربازان امیرمؤید و قوای دولتی به‌وجود آید.

جستارهای وابسته[ویرایش]

تبرستان

احمد_اميراحمدى

منابع[ویرایش]

  • قیام نافرجام
  • در قلمرو مازندران، جلد سوم
  • هژبر سلطان، مؤلف:دکت زین العابدین درگاهی، شابک:۹۷۸–۶۰۰۵۰۱۱-۲۵–۸، ناشر:نشر رسانش، ۱۳۸۹