محمدکاظم خراسانی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
(تغییرمسیر از آخوند خراسانی)
پرش به: ناوبری، جستجو
تصویر آخوند خراسانی

ملا محمد کاظم خراسانی (هروی) (۱۲۵۵ قمری برابر ۱۲۱۸ شمسی، مشهد - ۱۳۲۹ قمری برابر ۱۲۹۰ خورشیدی، نجف) مشهور به آخوند خراسانی و صاحب کفایه (کفایة الاصولفقیه، سیاستمدار[نیازمند منبع] و مرجع تقلید عصر خود بود.

آخوند خراسانی در کنار شیخ عبدالله مازندرانی و میرزا حسین خلیلی تهرانی سه مرجع تقلید حامی مشروطیت در ایران بودند که به آیات ثلاث معروف می‌باشند.

از راست به چپ:شیخ عبدالله مازندرانی، میرزا حسین خلیلی طهرانی، آخوند خراسانی

تولد و تحصیلات

محمدکاظم در سال ۱۲۵۵ متولد شد. پدرش ملا حسین هروی زادهٔ شهر هرات و در مشهد مهاجر بود. وی در مشهد علوم مقدماتی و سطوح را فرا گرفت. سپس به سال ۱۲۷۷ قمری در سبزوار مدتی کوتاه از حاج ملا هادی سبزواری فلسفه اسلامی آموخت. پس از آن در سن بیست و دو سالگی، در سال ۱۲۷۷ قمری به تهران رفت و نزد ملا حسین خویی این تحصیلات را ادامه داد. سپس عازم نجف شد و دو سال و نیم پیش از مرگ شیخ انصاری به آنجا رسید و از درس او بهره برد. پس از آن نزد میرزای شیرازی به آموختن فقه و اصول پرداخت. در هجرت میرزای شیرازی به سامرا آخوند او را همراهی نکرد و در نجف ماند اما با حمایتی که از او دریافت می‌کرد توانست به استادی خود در فقه و اصول را به اثبات رساند.[۱]

آیات ثلاث نجف و مشروطه‌خواهی

آخوند خراسانی به همراه شیخ عبدالله مازندرانی (۱۲۵۶–۱۳۳۰ق) و میرزا حسین خلیلی تهرانی (۱۲۳۰–۱۳۲۶ق) نجف سه مرجع امضاء کننده مشروطه بودند که به آیات ثلاث نجف و مراجع ثلاثه مشروطه خواه مشهور شده‌اند. در بین اینان خلیلی زودتر از همه درگذشت و سپس خراسانی و نهایتاً مازندرانی وفات یافت ولی بیشترین تأثیر در سیاست مشروطه از جانب مراجع تقلید را آخوند خراسانی دارا بود. ای سه تن -چنان‌که از تلگراف هایشان هویداست- تا پایان زندگانی به مشروطه وفادار ماندند. آخوند خراسانی در جریان مشروطیت تلگراف‌ها و پیام‌هایی از نجف به ایران می‌فرستاد و در آن‌ها مردم را به مبارزه ترغیب می‌کرد. خراسانی به همراه دو مرجع دیگر در زمان استبداد صغیر شاه ایران را تکفیر و از سلطنت خلع کردند. وی همچنین در مشروطه دوم نیز دارای فعالیت سیاسی فراوان بود. رضاشاه در توجیه کار خود برای در افتادن با روحانیت و خلع لباس آنها، در مورد آخوند خراسانی و مشروطیت طلبی وی می‌گوید: «او عمامهٔ طلبه‌ها را برداشت»[۲] البته این قضیه با این پیش فرض صحیح است که بگوییم مشروطه توسط انگلیس و برای ضربه زدن به دیانت مردم ایران ایجاد شده است، در حالی که اسناد و مدارک فراوانی بر ضد این موضوع شهادت داده و نشان می‌دهد مشروطیت یک نهضت ایرانی و با دخالت علما، روشن فکران و مردم بوده است و انگلیس بعد از روشن شدن آتش انقلاب، خود را مشروطه خواه جلوه داد. بعدها نیز به مانند قرارداد ۱۹۰۷ به ضدیت با دولت مشروطه دست زد.[۳]

اندیشه‌ها و افکار نوین

آخوند خراسانی از لحاظ لزوم پرداختن به اندیشه‌های نوین و افکار جدید دانشمندی پیش رو در میان روحانیون به شمار می‌رود. وی تأکید داشت که برای جبران عقب ماندگی ممالک اسلامی باید علوم نوین و فنون جدید رواج یابد و نهادهای لازم تمدنی ایجاد شود. شیوه‌های فراگیری دانش توسط کودکان را در مکاتب و مدارس اصلاح نمود و انواع مورد نیاز زبان خارجه فرا گرفته شود. وی در زمینه اقتصاد نیز بر اقتاصد داخلی و تقویت آن اهمیت می‌داد و شرکت اسلامیه را با شدت تمام تأیید نمود. به علاوه از دید خراسانی، کشور نباید حالت بسته داشته باشد و افکار گوناگون مطرح شوند. وی همچینین می‌گفت که در قبال مراودات متقابل سیاسی اجتماعی بین کشورهای مختلف روابط دوستانه برقرار گردد. او برای دفع مشکلات ایران با امپراتور روس نامه نگاری داشته و حتی در زمانی برای دفاع از حق مظلومان استبداد زده ایران شکایتی به دادگاه لاهه هلند ارسال می‌دارد. در رابطه با اتحاد مذاهب نیز می‌توان وی را در جهاتی حتی برتر از سید جمال الدین اسدآبادی بر شمرد. پاره‌ای از اقدامات وی در این زمینه را جرجی زیدان مسیحی در مجله الهلال آورده است.[۴]

یک اثر جنجال برانگیز

یکی از مهمترین آثار منسوب به آخوند خراسانی که منعکس کننده نظرات سیاسی اوست گفتگوی آخوند بامیرزای نائینی پیرامون حکومت دینی می‌باشد. در صحت این اثر تشکیک وجود دارد. اکبر ثبوت معتقد است این گفتگو روی داده است ولی برخی دیگر چون عبدالکریم موسوی اردبیلی، آیت الله سیستانی، ذبیح‌الله نعیمیان، محمدعلی نجفی کرمانشاهی، محمدصادق مزینانی و ... آن را جعلی می‌دانند. همچنین محسن کدیور نیز در مقالات خویش به این گفتگو استناد می‌کند. اصل این گفتگو چاپ نشده و گزیده‌هایی از آن در کتاب محسن دریابیگی (چاپ اول ۱۳۸۶ و دوم ۱۳۸۷) آمده است.

فرزندان

جنبش مشروطه
Constitutional forces in Tabriz.jpg
گروهی از مشروطه‌خواهان
شاهان قاجار
نام

دورهٔ پادشاهی

آقامحمد خان

فتحعلی شاه
محمدشاه
ناصرالدین شاه
مظفرالدین شاه
محمدعلی شاه

احمدشاه

۱۱۷۵-۱۱۶۱
۱۲۱۳-۱۱۷۶
۱۲۲۶-۱۲۱۳
۱۲۷۵-۱۲۲۶
۱۲۸۵-۱۲۷۵
۱۲۸۸-۱۲۸۵

۱۳۰۴-۱۲۸۸

نسل آخوند خراسانی به علت انتساب به کتاب کفایه الاصول وی اغلب به کِفایی معروف می‌باشند. از مشاهیر خاندان وی می‌توان به افزاد ذیل اشاره داشت:

شاگردان

آخوند خراسانی بیش از ۴۰ سال در مشهد، تهران، کربلا و نجف تدریس نموده است. وی هزاران شاگرد پرورش داده و صدها مجتهد نزد وی درس خوانده‌اند. شاگردان او را تا سه هزار تن گفته‌اند. برخی از شاگردان وی عبارتند از:

تالیفات

آخوند خراسانی تالیفات بسیاری داشت از جمله حاشیه‌ای بر مکاسب استادش شیخ انصاری، شرح و تعلیقه‌ای بر منظومهٔ دیگر استادش ملا هادی سبزواری، حاشیه بر اسفار صدرالمتالهین شیرازی که می‌گویند نسخه اش در آستان قدس رضوی وجود دارد، رسالهٔ دماء ثلاثه، چندین رسالهٔ فقهی و اخلاقی و عقیدتی، البته مهمترین تالیفات او همانا کفایةالاصول است که اکنون در دوره‌های عالی حوزه تدریس می‌شود. صدها نفر از شاگردان آخوند تقریرات فقه و اصول ایشان را نوشته‌اند که بسیاری از آنها هنوز موجود می‌باشد

جستارهای وابسته

پانویس‌ها

  1. مدخل AḴŪND ḴORĀSĀNĪ در دانشنامه ایرانیکا
  2. «آقازاده [فرزند آخوند خراسانی] به رضا شاه گفت: عمامه طلبه‌ها را برندارید. وی پاسخ داد: پدرت (هنگامی که مشروطیت را امضاء کرد) عمامه آنها را برداشت.» زمزم عرفان، ص 336.
  3. روزنامه حبل المتین، سال اول ش ۱۱۵، ۱۱۶، ۱۱۷، مورخ ۵، ۶، ۷، شعبان 1325.
  4. . http://arz.wikipedia.org/wiki/محمد_کاظم_الخراسانی. 
  5. ««آخوند» هرگز راضی به اعدام «شیخ» نبود»(فارسی)‎. جام جم آنلاین. بازبینی‌شده در ۱۱دی ۱۳۹۱. 
  6. ««آخوند» هرگز راضی به اعدام «شیخ» نبود»(فارسی)‎. جام جم آنلاین. بازبینی‌شده در ۱۱دی ۱۳۹۱. 
  7. مشاهیر مدفون در تکیه ابوالمعالی کلباسی ص ۲۰۱ , ۲۰۲
  8. ایشان از بزرگانِ شهرِ اشرف (بهشهر) بود و در آن شهر سِمَتِ ریاست و مرجعیت داشت و از شاگردانِ مبرّزِ مرحوم آخوندِ خراسانی «قدس سره» محسوب می‌شد

منابع