آزادی بیان

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به ناوبری پرش به جستجو
فارسیEnglish

آزادی بیان یعنی آزادی اندیشه و عقیده؛ به مفهوم دیگر آزادی بیان ابزاری است برای رساندن اندیشه و عقیده‌ای به دیگران.[۱][۲] در مقدمهٔ اعلامیهٔ جهانی حقوق بشر ظهور دنیایی که در آن افراد بشر در «بیان عقیده» آزاد و از ترس فارغ باشند، به‌عنوان بالاترین آرمان بشری اعلام شده‌است.[۳] آزادی بیان معیاری اساسی برای هر نوع جامعهٔ چند صدایی و دموکراتیک است. نقض این آزادی همواره به نابودی سایر موازین حقوق بشر منجر می‌شود.[۴]

در اکثر موارد، استعمال آن به نبود قانونی حکومتی که محدودیّت بیانی وضع کند، اشاره دارد. در اینجا «بیان» در مفهوم عام آن به‌کار رفته و شامل بیان‌های زبانی و غیر زبانی (مانند بیان تصویری یا اشاره‌ای)، نوشتاری و غیر نوشتاری می‌شود؛ البته فلاسفه در تعریف بیان دقّت می‌کنند تا گفتارهایی مانند «سوگند دروغ در دادگاه» را - علی‌رغم اینکه زبانی هستند - از حیطهٔ بحث خارج کنند. مباحث آزادی بیان بجز «نبود قانون محدودکنندهٔ بیان» شامل موارد متفرّقهٔ دیگری هم می‌شود که به عنوان نمونه می‌توان از آزادی از فشارهای اجتماعی یا تهدیدهای اقتصادی (مانند تهدید از دست رفتن تجارت، یا شغل)، سیاست‌های ویرایشی یک ژورنال علمی، سیاست خرید کتاب یک کتابخانه، و واقعیت‌های موجود در مورد بازتاب دیدگاه‌های مختلف در وسایل ارتباط جمعی نام برد.[۵]

پذیرش مفهوم آزادی بیان در جوامع امروزی گسترده بوده چنانچه در اعلامیّه‌های حقوق بشر و قانون‌های اساسی گنجانده شده‌است (به عنوان مثال متمّم اوّل قانون اساسی ایالات متّحدهٔ آمریکا). تلقّی شدن آن به عنوان یکی از «حقوق بشر» به آن جایگاه ویژهٔ اخلاقی و سیاسی داده‌است. در کنار پذیرش عمومی مفهوم آزادی بیان، از طرف دیگر توافقی عمومی نیز وجود دارد که باید برای آزادی بیان حد و مرز مشخّص کرد؛[۵] به عنوان مثال در ایالات متّحدهٔ آمریکا محدودیّت‌های ذیل بر بیان وضع شده‌اند: سخنانی که به منافع اشخاص ضرر بزند (مانند تهمت، و افترا) یا سخنانی که به جامعه به صورت کلی صدمه می‌زنند (مانند سخنان وقیح‌آمیز)، یا سخنانی که مخلّ نظم عمومی‌باشند (مثلاً سخنانی که باعث ایجاد وحشت عمومی شود)، یا سخنانی که به صورت مستقیم حکومت آمریکا را مورد تهدید قرار دهند (اگر چه موارد آن نادر بوده، ولی موارد استناد به قانون جهت خاموش کردن مخالفان دولت برای تضمین امنیت ملّی وجود داشته‌است). اما برخلاف برخی از کشورها قوانینی که به ساکت کردن ادیان سازمان یافته توجه دارند با متمّم اول قانون اساسی آمریکا در تضاد هستند.[۶]

یکی از مجادله‌آمیزترین و بحث برانگیزترین مسائل در جوامع لیبرال امروزی مشخّص کردن دقیق حد و مرزهای آزادی بیان است.[۷] اکثر اختلاف نظرها در مورد محدودیت‌های آزادی بیان حول و حوش موضوعات زیر است: ۱) محدودهٔ بیان چیست؟ مثلاً آیا صحنه‌های شهوت‌آمیز یا آگهی‌های تبلیغاتی گونه‌ای از بیان هستند که دفاع آزادی بیانی را بتوان در مورد آن‌ها انجام داد. ۲) بیان ممکن است منجر به چه زیان‌هایی شود؟ نکتهٔ مهم این است که گاهی اوقات بیان نه تنها بیان یک سری جمله، بلکه انجام یک عمل نیز هست و آن عمل می‌تواند زیان‌آور باشد. مثلاً بدنام کردن یک نفر می‌تواند به او زیان برساند. گاهی اوقات اختلاف نظر در مورد اینکه آیا بیانی خاص زیان‌آور است یا نه وجود دارد (مثلاً مورد صحنه‌های شهوت‌آمیز)؛ یا اینکه اختلاف نظر در مورد اینکه آیا یک زیان نسبت داده شده واقعاً یک زیان است وجود دارد (مثلاً سخنرانی بر ضدّ یک حکومت که بسته به دیدگاه فرد می‌تواند واقعاً زیان‌آور باشد یا نباشد)؛ یا اینکه اگر فرض کنیم که زیان واقعی است، سؤال این است که زیان چقدر باید بزرگ باشد که محدود کردن بیان را توجیه کند؟ مثلاً آیا می‌توان سخنان توهین‌آمیز مذهبی را ممنوع کرد تا از آزار دیدن مذهبی‌ها جلوگیری کرد؟ پاسخ می‌تواند بستگی به این پیدا کند که آن سخنان توسط چه کسی بیان شده باشد، یا اینکه آن سخنان در یک بحث جدی مطرح شده باشد، یا به صورت مسخره‌آمیز جهت آزردن افراد مذهبی. بجز این موارد بحث‌برانگیز، سؤال دیگری که مطرح است این است که آیا ممکن است بدون اینکه حقّ شخصی را از آزادی بیانش انکار کنیم، یا سعی در تعریف مرزهای آن بکنیم، شرایط بگونه‌ای باشد که ساکت کردن او کاری صحیح باشد. یکی از مشکلات عملی موجود این است که قانون گزاران و قضات نیاز به تمایزات دقیق بین «بیان قابل قبول» و «بیان غیرقابل قبول» دارند، ولی از طرف دیگر استدلالات کلی فلسفی معمولاً توانایی رسم مرزهای مشخص را ندارند. علاوه بر این به دلیل ترس از قدرت سیاسی یا بدترکیب شدن قوانین، ممکن است جایز نباشد که ممنوعیت قانونی برای برخی بیان‌ها وضع کرد، ولی از نظر اخلاقی انتظار داشت که انسان‌ها آن‌ها را نگویند (یعنی بیان آن‌ها از نظر قانونی مشکلی نداشته باشد ولی کاری غیراخلاقی بحساب بیاید).[۵]

در این مقاله ابتدا به اصلی‌ترین استدلال‌های طرفداران آزادی بیان می‌پردازیم. مقصود اصلی‌ترین استدلال‌های طرفداران آزادی بیان این است که نشان دهند که (۱) آزادی بیان برای جستجوی حقیقت ضروری است (۲) آزادی بیان از اجزای اصلی دموکراسی است (۳) آزادی بیان رابطه حیاتی آن با کرامت انسانی داشته و نقش عمده‌ای در بهبود سطح زندگی بشر بازی می‌کند. فرای این سه استدلال، طرفداران آزادی بیان همچنین به خطرات کنترل دولت بر آنچه گفته و نوشته می‌شود اشاره می‌کنند. سپس به استدلال‌هایی که اکثریّت را به این سمت برده که آزادی بیان نامحدود مطلوب نیست می‌پردازیم.[۵]

استدلال‌های اصلی طرفداران[ویرایش]

جستجوی حقیقت[ویرایش]

مضمون این استدلال که «آزادی بیان» را به عنوان ابزاری برای جستجوی حقیقت معرّفی می‌کند بشرح روبرو است: پیشرفت دانش و آگاهی مستلزم این است که افراد آزادانه قادر باشند که نظرات و اطلاعات خود را ارایه، بحث و نقد کنند. در چنین فضایی امکان اینکه حقیقت کشف شود به حداکثر می‌رسد. اگرچه ممکن است که فکر کنیم که پس از کشف حقیقت می‌توان آزادی بیان را تعطیل کرد، اما جان استوارت‌میل معتقد بود که تجربه تاریخی مکرراً نشان داده که عقاید ما لغزش پذیر است. موارد تاریخی بسیاری وجود داشته که در کشف حقیقت خطا کرده‌ایم؛ به همین دلیل ممکن است در فرونشاندن عقیده‌ای که امروز به غلط بودنش اعتقاد داریم، دچار اشتباه شده باشیم. به‌علاوه حتی اگر نظری که به آن رسیده‌ایم، واقعاً درست باشد، تنها زمانی می‌توانیم از حقیقتش اطمینان کسب کنیم که در مقابل چالش‌ها پایداری کند. به‌علاوه زمانی که یک عقیده صحیح از چالش‌پذیری دور نگاه داشته شود، ممکن است به مرور زمان از یک «قانع شدن خالصانه» به یک «اعتقاد خشک و مرده» تبدیل شود.[۵]

اگرچه این استدلال یکی از قوی‌ترین دفاع‌ها از آزادی بیان است، اعتراضاتی نیز به آن وارد شده‌است: اوّل اینکه بیان را تا جایی ارزشمند می‌داند که حقیقت ارزشمند است. اگرچه حقیقت از گمراهی بهتر، و آگاهی از جهل بهتر است اما زمان‌هایی هم وجود دارد که حقیقت و آگاهی ممکن است با چیزهای خوب دیگری مانند امنیت اجتماعی یا آرامش خاطر افراد در تضاد باشد. بر این اساس برخی ارجح‌بودن مطلق و همیشگی حقیقت بر دیگر ارزش‌ها را مشکوک می‌دانند. اشکال دومی که به این استدلال وارد شده این است که فرض می‌کند که آزادی بیان همیشه باعث انتشار حقیقت و افزایش آگاهی می‌شود. برخی این فرض را بیش از حد خوشبینانه می‌یابند و معتقدند که عامهٔ مردم قدرت اینکه تعصب غیرمنطقی را از استدلال جدی، و حقیقت را از خطا تمایز دهند را ندارند. در پاسخ به این اعتراض، این‌گونه استدلال شده که موضوع این نیست که همیشه آزادی بیان باعث کشف حقیقت می‌شود، بلکه اینکه در مقایسه با گزینه‌های موجود دیگر احتمال اینکه حقیقت از این طریق آشکار شود بیشتر است. اعتراض دیگری مطرح شده این است که برخی از بیان‌ها ربطی به کشف حقیقت ندارند. مثلاً نمی‌توان از هنر به عنوان ابزاری برای کشف حقیقت دفاع کرد. در پاسخ هم این‌گونه استدلال شده که فواید دیگری در این‌گونه از بیان‌ها وجود دارد (مانند خلاقیت) که می‌تواند جایگزین حقیقت در استدلال بیان شده شود.[۵]

دموکراسی[ویرایش]

این استدلال آزادی بیان را تنها راه برقراری حکومت مردم بر مردم (که ایدهٔ اصلی دموکراسی است) می‌داند. اگر قرار باشد که تصمیم‌گیری‌ها توسط اعضای یک جامعه انجام شود، لازم است که افراد جامعه نظرات خود را بیان کرده، به بحث و مناظره و رأی بگذارند. به علاوه دموکراتیک بودن حکومت مستلزم این است که مشارکت تک تک اعضای جامعه بسته به خواست و توانایی آنها، بطور عادلانه تضمین شود. به‌علاوه آزادی بحث بین مردم قابل محدود کردن نباشد، مگر با تصمیم خود مردم. اما از آنجا که در شکل مدرن دموکراسی، مشارکت مردم در حکومت به شکل غیرمستقیم است، آزادی بیان باعث می‌شود که حاکمان از دیدگاه‌های مردم آگاهی یابند، و به علاوه جلوی سوءاستفادهٔ حاکمان از قدرت گرفته شود. ترس شهروندان از انتقاد آزادانه از دولت و سرکوب توسط دولت به عدم پاسخگویی دولت می‌انجامد.[۵]

فرض کنید که در جامعه‌ای اکثریّت بخواهد صدای اقلّیّت را خاموش کند. دموکراسی تنها زمانی می‌تواند مانع این کار شود که این خاموش کردن صدای اقلّیّت باعث شود که نقشی اساسی از آن‌ها در مشارکت در فرایند دموکراتیک زایل شود. به عنوان مثال فرض کنید که دانشمندی بخواهد نظریّهٔ علمی غالب را زیر سؤال ببرد؛ در این صورت استدلال کردن که انجام این کار لازمه‌ای برای مشارکت در فرایند دموکراتیک جامعه‌است، قانع‌کننده‌ترین روش استدلال نیست.[۵]

آزادی شخصی[ویرایش]

در این استدلال نقض آزادی بیان، بی‌احترامی به شخصیت انسان‌ها در نظر گرفته شده، و اجازه ندادن اینکه افراد دیدگاه‌های دیگران را بشنوند و به نتایجی که خود دوست دارند برسند در تضاد با جایگاه اخلاقی آن‌ها به عنوان انسان دانسته می‌شود. ارتباط آزاد یک شخص با افراد دیگر بخشی اصلی از رشد و تکامل او در نظر گرفته شده که باعث می‌شود که انسان‌ها قادر باشند خود زندگی خود را شکل داده و تصمیم‌های معناداری بگیرند.[۵]

محدودیت آزادی بیان[ویرایش]

آزادی بیان مطلق[ویرایش]

بگفتهٔ فیلسوف دیوید وان میل اوّلین نکته‌ای که در هر بحث منطقی در مورد آزادی بیان باید به آن توجّه کرد این است که آزادی بیان باید محدود باشد.[۷] امروزه توافقی عمومی وجود دارد که باید برای آزادی بیان حد و مرز مشخّص کرد.[۵] تمامی جوامع بشری محدودیّت‌هایی را بر آزادی بیان وضع می‌کنند، و دلیل این امر این است که اعمال بیان همواره عملاً در رقابت با ارزش‌های دیگر قرار می‌گیرد. جان استوارت میل معتقد به وجود نزاعی دائمی بین تقاضاهای آزادی و تقاضاهای حکومت بود؛ و امّا آخری را بدون اولی نمی‌تواند وجود داشته باشد. بگفتهٔ میل «تمام چیزی که وجود را برای ما ارزشمند می‌کند اعمال محدودیّت‌هایی بر رفتار دیگران است؛ بنابراین برخی قوانین رفتاری باید تحمیل بشود. این تحمیل در وجههٔ اول باید توسط قوانین انجام شود، و در مرحلهٔ بعد توسط نظرات در موارد گوناگون در جاهایی که اعمال قانون ممکن نباشد». به عقیدهٔ استانلی فیش، آزادی بیان ارزش مستقلی نیست، بلکه یک جایزهٔ سیاسی است؛ آزادی بیان ارزشش را از این بدست می‌آورد که به خوبی‌هایی مفروض منجر می‌شود.[۷]

در دفاع از آزادی بیان مطلق برخی این‌گونه استدلال می‌کنند که محدود کردن آزادی بیان این خطر را دارد که در سطح شیبداری قرار می‌گیریم که باعث می‌شود به سمت سانسور کردن و ظلم لغزش کنیم. دیوید وان میل در پاسخ می‌گوید که هیچ گزینه دیگری وجود ندارد، و ما همواره الزاماً درروی سطح شیبدار هستیم، چه آن را دوست داشته باشیم و چه دوست نداشته باشیم. ممکن است که تصمیم بگیریم که چقدر روی این سطح شیب دار بالا یا پایین برویم ولی همواره روی سطح شیب دار خواهیم بود. به‌علاوه استدلال سطح شیبدار را می‌توان بگونه‌ای دیگر بیان کرد که نتیجه دقیقاً معکوس بدهد: می‌توان این‌گونه استدلال کرد که ما هیچگاه نباید جلوی دخالت حکومت را بگیریم زیرا زمانی که این کار را بکنیم در سطح شیبداری قرار می‌گیریم که به سمت آنارشیسم و بی نظمی، و وضع طبیعی متمایل می‌شویم.[۷]

اصول پیشنهادی[ویرایش]

به گفتهٔ فیلسوف دیوید وان میل از آنجایی که آزادی بیان در قالب فوایدی که به همراه می‌آورد ارزشمند می‌شود، محدود کردن آن نیز باید بوسیلهٔ فوایدی که به همراه دارد توجیه شود. نکته دیگری که وجود دارد این است که بیان بر خلاف برخی از اعمال کاملاً قابل محدود کردن نیست؛ اگر حکومتی بخواهد جلوی موتورسواری را بگیرد می‌تواند تمامی موتورها را جمع کند، ولی در مورد صحبت، حداکثر افراد را پس از اینکه صحبت کرده‌اند می‌تواند مجازات کند؛ بنابراین بحث بر سر محدود کردن بیان نبوده، بلکه بر سر تصمیم‌گیری هزینه دار کردن آن است. مهم‌ترین و جدی‌ترین این هزینه مجازاتی قانونی (مانند جریمه مالی یا زندانی شدن) که انجام آن امر به دنبال دارد است. علاوه بر این اجتماع خود نیز نقش کنترلی در محدود کردن بیان بازی می‌کند. مثلاً ممکن است شخصی از بیان چیزی امتناع کند چون فکر می‌کند که مورد استهزا یا خشم افراد دیگر جامعه قرار می‌گیرد.[۷]

دو نمونه از مواردی پیشنهادی برای وضع قوانین حکومتی برای محدود کردن بیان اصل زیان میل و اصل اهانت جوئل فینبرگ هستند.

اصل زیان[ویرایش]

اصل اهانت[ویرایش]

آزادی بیان و حقوق بشر[ویرایش]

امروزه آزادی بیان به صورت گسترده‌ای یکی از حقوق بشر تلقّی می‌شود؛ بدین معنی که انسان‌ها «بخاطر انسان بودنشان» حقّ آزادی بیان دارند. به صورت تاریخی مفهوم حقوق بشر ریشه در مفهوم «حقوق طبیعی» دارد که خود تکامل‌یافتهٔ مفهوم «قوانین طبیعی» است. قوانین طبیعی مجموعه‌ای از اصول و قوانین رفتاری مناسب تصوّر می‌شدند که که وجودی ذاتی و طبیعی برای آن‌ها فرض می‌شد و معمولاً مشروعیت خود را از آنکه توسط خدا، و نه انسان‌ها، وضع شده‌اند کسب می‌کردند. این مفهوم در شکل تکامل یافته‌اش به مفهوم «حقوق طبیعی» بدل می‌شود که حقوقی برای انسان‌ها به دلیل وجود قوانین طبیعی ایجاد می‌کند. مثلاً جان لاک معتقد بود که قوانین طبیعی خدا ایجاب می‌کند که هیچ‌کس به حیات، سلامتی، اموال و آزادی دیگران تجاوز نکند و بنابراین این «حق طبیعی» هر انسانی است که کسی به حیات، اموال یا آزادی‌های او تجاوز نکند. در قرن نوزدهم میلادی ایده «حقوق طبیعی» مورد انتقادات زیادی قرار گرفت؛ خصوصاً به دلیل اینکه طرفداران حقوق طبیعی آنچنان راجع به این موضوعات بحث می‌کردند که انگار وجود این حقوق و مالکیت آن‌ها توسط انسان‌ها واقعیت مسلم است. جرمی بنتام که ایدهٔ «حقوق طبیعی» را مزخرف و بی‌اساس می‌دانست، معتقد بود که تنها واقعیت تجربی، قوانینی است که در هر جامعه خاص حکومت‌ها وضع می‌کنند - طرفداران «حقوق طبیعی» تنها آرزو دارند که آن حقوق موجود باشند. امروزه فلاسفه استدلالات فراوانی در توجیه حقوق بشر (که شکل نوین و گسترش یافته مفهوم حقوق طبیعی است) فراهم کرده‌اند؛ تقریباً در هر فلسفه اخلاق می‌توان از شکلی از حقوق بشر دفاع کرد. بسته به فلسفه اتخاذ شده، مبنای حقوق بشر می‌تواند احترامی که باید به انسان‌ها گذاشت، مالکیت او بر خودش، فواید ذاتی این حقوق و غیره قرار داد. وسعت استدلال‌های موجود این فایده را دارد که طیف‌های فکری مختلف را در مفهوم کلی حقوق بشر در کنار هم جمع می‌کند. اما تعدد استدلال‌ها مشکل‌زا نیز هست. نظریات و فلسفه‌های مختلف دسته‌بندی‌های مختلفی از مفاد حقوق بشر ارائه می‌کنند. به عنوان مثال، مشخص کردن حدود آزادی بیان (به عنوان یکی از حقوق بشر) مناقشه‌برانگیز است. از طرف دیگر با وجود استدلال‌های فراوان مدافع حقوق بشر، و پذیرش گسترده آن، فلاسفه‌ای هستند که مفهوم حقوق بشر را از اساس رد می‌کنند؛ به عنوان مثال السدیر مک‌اینتایر در شیوه استدلالی ای که یادآور شیوه جرمی بنتام است، اعتقاد به وجود «حقوقی که انسان‌ها بخاطر انسان بودنشان دارند»، را همانند اعتقاد به جادوگری و اسب شاخ دار می‌داند.[۸]

آزادی بیان در اسلام[ویرایش]

یکی از شعب آزادی، آزادی در بیان و قلم و اظهار نظر در مسائل اجتماعی و غیره است، و این مطلب در قرآن و سنت پیامبر معلوم و مشهود است [نیازمند منبع] گرچه خلاف آن در جهان اسلام شایع و رایج بوده‌است و مسلمانان هیچ ارزشی برای این حقّ خود قائل نبوده‌اند و در احقاق و حفظ آن جدّیت نکرده‌اند آزادی بیان در اسلام چنان حکمفرما بوده‌است که پیامبر اشخاصی را که با صراحت و هیچ پروایی حق خود را مطالبه و مؤاخذه می‌کرد، جدا می‌ستود و تشویق می‌فرمود چون می‌خواست این حکم را که ضامن تأمین حیات با سعادت برای مسلمانان است در بین آن‌ها باقی بماند و تمام بشر در تمام اعصار به وجود آزادی، عدالت، و مساوات در شرع مقدس اسلام پی ببرند و هر صاحب حقی حق خود را شجاعانه و محابا طلب نماید زیرا عمده‌ترین اصل از اصول ترقی و تعالی وجود آزادی خصوصاً آزادی بیان و قلم و مطبوعات است.[نیازمند منبع][۹]

البته آزادی بیان در سیرهٔ پیامبر اسلام محدودیّت‌هایی داشت. اهانت کردن و به ویژه به مقدسات آزادی بیان به حساب نمی‌آمد. کسی که به عمد به خداوند یا پیامبران اهانت کند مشمول آزادی بیان نیست. پیامبر نیز برای این دسته افراد حق آزادی بیان قائل نبود و با آنان برخورد می‌کرد.[نیازمند منبع] نمونه‌های متعددی از شعرایی که بر ضداسلام شعر می‌سرودند و به دستور پیامبر اسلام به قتل رسیدند در تاریخ ثبت شده‌است. زیرا کسی که به مقدسات اسلام اهانت کند محکوم به اعدام است. به عنوان نمونه‌هایی از شاعرانی که به دست مسلمانان و به فرمان پیامبر اسلام به قتل رسیدند می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

  • عصما شاعر زنی از قبیله بنی خَطْمه که به دست مسلمانی به نام عمیر بن عدی به قتل رسید. در روایت ابن‌اسحاق آمده‌است که رسول خدا شعر آن زن را شنید و از مردم خواست تا کسی او را از شر این زن ایمن سازد. البته اصحاب رسول خدا بدون اجازهٔ وی به قتل کسی دست نمی‌زدند.[۱۰] بلاذری نیز می‌گوید: «وقتی عمیر بن عدی تصمیم به قتل گرفت، مسلمانان در بدر بودند. او صبر کرد تا رسول خدا بازگشت. از وی اجازه گرفت و آن زن را به قتل رساند.»[۱۱][۱۲]
  • ابوعَفَک شاعر یهودی از طایفه بنی عمروبن عوف که به دست سالم بن عمیر به قتل رسید.[۱۳][۱۴] هر چند بلاذری می‌گوید: "روایت دیگر حکایت از آن دارد که امام علی وی را به قتل رسانده‌است.[۱۵][۱۶]
  • کعب بن اشرف شاعر برجستهٔ یهودی نیز به همین سرنوشت دچار شد.[۱۵][۱۷] پس از فرمان پیامبر اسلام، محمدبن مسلمه داوطلب شد و به همراه ابونائله و سه نفر دیگر از اوسیان شبانه او را به قتل رساندند.[۱۸][۱۹]

محدودیت‌های آزادی بیان در دیدگاه مراجع شیعه[ویرایش]

مراجع شیعه آزادی بیان را شامل مواردی که به باور آنان جسارت به مقدسات اسلام تلقی می‌شود، نمی‌دانند و برای کسانی که به مقدسات اسلام توهین کنند، حکم قتل صادر می‌کنند. به عنوان نمونه‌هایی از این دست می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

  • روح‌الله خمینی، رهبر جمهوری اسلامی ایران در ۱۴ فوریه ۱۹۸۹ حکم کشتن سلمان رشدی را صادر کرد و این فتوا تا به امروز بر قوّت خود باقی است. رهبر فعلی ایران، سید علی خامنه‌ای نیز در سال ۱۳۸۳ خورشیدی، حکم خمینی را غیرقابل تغییر خواند.[۲۰]
  • آیت الله صدر (پدر امام موسی صدر) فتوای مهدورالدم بودن احمد کسروی را صادر کرد که در نهایت توسط گروه فدائیان اسلام به طرز فجیعی اجرا شد.[۲۱]
  • محمد فاضل لنکرانی با صدور فتوایی در مورد رافق تقی نوشت: قتل او بر هر کسی که به او دسترسی داشته باشد لازم است و مسئول روزنامه‌ای که مطالب او را چاپ کرده نیز همین حکم را دارد.[۲۲] در پی این حکم رافق تقی به قتل رسید.
  • به دنبال راه‌اندازی صفحه طنز مجازی دربارهٔ امام دهم شیعیان علی النقی، صافی گلپایگانی از مراجع تقلید شیعیان با صدور فتوایی، جسارت کنندگان به امام دهم را «مرتد» خواند.[۲۳][۲۴][۲۵][۲۶]
  • مسلم ملکوتی از مراجع تقلید شیعه با صدور فتوایی قتل شاهین نجفی را واجب اعلام کرد. ملکوتی اعلام کرد: «همان‌طور که قتل سابّ نبی (ص) واجب است، قتل توهین‌کننده به هر یک از حضرات معصومین و اهل بیت به هر نحو از انحاء توهین بر شنونده مسلمان واجب است.»[۲۷]

آزادی بیان در سوئد[ویرایش]

در قوانین اساسی سوئد، در فهرست حقوق و آزادی‌ها، نخست شش آزادی در ارتباط با آزادی اندیشه می‌آید: آزادی بیان، آزادی اطلاعات، آزادی اجتماعات، آزادی تظاهرات، آزادی سازمان و آزادی مذهب. در این میان تنها آزادی مذهب بدون قید و شرط است در حالیکه آزادی‌های دیگر را قوانین جاری محدود می‌کنند. همچنین محدودیت‌های مشابهی در مورد آزادی‌های مادی اعمال می‌شود.[۲۸]

اعلامیه‌های جهانی و قوانین اساسی[ویرایش]

بند نوزدهم قانون جهانی حقوق بشر به آزادی بیان اشاره می‌کند: «آزادی بیان: هرکسی حق دارد بدون ترس و واهمه باورهای خود را به هر روشی که می‌پسندند بیان کند.»

آزادی بیان در بند ۱۹ قانون جهانی حقوق بشر، مقاله ۱۰ کنگره حقوق بشر اروپا، ماده ۱۴ کنگر حقوق بشر آمریکا و ماده ۹ بخش آفریقایی حقوق بشر ذکر شده‌است.

آزادی بیان در طول تاریخ در برخی مدارک مانند فرمان کبیر (۱۲۱۵) ذکر شده‌است؛ و در همچنین در «اعلامیه حقوق انسان» (۱۷۸۹) در انقلاب فرانسه دارای اهمیت بوده‌است.


اینترنت[ویرایش]

مفهوم آزادی اطلاعاتی در مخالفت با برخوردهای حکومتی در سانسور، کنترل فعالیت‌های مردم و تحت نظرگیری اینترنت به وجود آمد. وب‌سایتها در کشورهایی که معمولاً آزادی ابراز عقیده نیز موجود نیست سانسور می‌شوند. در این مواقع برخی وبسایت‌ها هاست خود را به‌طور مرتب جابه‌جا می‌کنند.

بر اساس پژوهش گزارشگران بدون مرز در «لیست کشورهای دشمن اینترنت»، کشورهای زیر دارای سانسور فراگیر اینترنتی هستند:اسرائیل، کوبا، مالدیو، کره شمالی، میانمار، سوریه، تونس، ازبکستان، ایران و ویتنام.[۲۹]

آزادی بیان در ایران[ویرایش]

بموجب قانون اساسی ایران نشریات و مطبوعات در بیان مطالب آزادند مگر آنکه مخل مبانی اسلام باشند و رسیدگی به جرائم مطبوعاتی با حضور هیئت منصفه در دادگاه انجام می‌شود[۳۰]

آزادی پس‌ازبیان اصطلاحی نوساخته در جامعه سیاسی و مطبوعاتی ایران است و به معنای این است که هنگامی که فردی اندیشه‌اش را (توسط روزنامه، رادیو، وبلاگ یا …) در جامعه مطرح کرد، به دلیل ابراز آن آزار نشود یا در دادگاه محاکمه نگردد.[۳۱][۳۲]

جستارهای وابسته[ویرایش]

پانویس[ویرایش]

  1. «از آزادی عقیده تا آزادی بیان - خورشید». خورشید | نشریه‌ای برای عدالت و آزادی. ۲۰۱۶-۰۴-۲۲. بازبینی‌شده در ۲۰۱۶-۰۴-۲۲. 
  2. نادری، پرتو. «از آزادی عقیده تا آزادی بیان». صفحهٔ نخست. ۲۰۱۴-۰۱-۲۷. بازبینی‌شده در ۲۰۱۶-۰۴-۲۲. 
  3. «: مفهوم آزادی بخش اول». پایگاه جامع استاد شهید مرتضی مطهری. بازبینی‌شده در ۲۰۱۶-۰۴-۲۲. 
  4. حمایت پارلمان و چهره‌های فرهنگی آلمان از شاهین نجفی، بی‌بی‌سی فارسی
  5. ۵٫۰ ۵٫۱ ۵٫۲ ۵٫۳ ۵٫۴ ۵٫۵ ۵٫۶ ۵٫۷ ۵٫۸ ۵٫۹ Freedom of speech, Routledge Encyclopedia of Philosophy
  6. Columbia Encyclopedia, freedom of speech
  7. ۷٫۰ ۷٫۱ ۷٫۲ ۷٫۳ ۷٫۴ Freedom of speech, Stanford Encyclopedia of Philosophy, section: Introduction: Boundaries of the Debate
  8. Peter Jones, Human Rights, Routledge Encyclopedia of Philosophy
  9. مبانی حقوق در اسلام، سید محمد جواد غروی، نشر جهاد دانشگاهی، 1377، مبحث حقوق دولت و ملت، بخش آزادی در بیان و احقاق حق
  10. السیرةالنبویه، ابن‌هشام، جلد ۳، صفحهٔ ۶۳۷
  11. جمهرة النسب، جلد۲، صفحهٔ ۲۹
  12. انساب‌الاشراف، جلد ۱، صفحهٔ ۳۷۳
  13. السیرةالنبویه، ابن‌هشام، جلد ۴، صفحه‌های ۴۳۵ و ۴۳۶
  14. المغازی، جلد ۱، صفحه‌های ۱۷۴ و ۱۷۵
  15. ۱۵٫۰ ۱۵٫۱ تاریخ سیاسی اسلام، جلد ۱، صفحهٔ ۴۴۷
  16. انساب‌الاشراف، جلد ۱، صفحهٔ ۳۷۴
  17. طبری، تاریخ طبری، جلد۲، صفحهٔ ۵۳
  18. ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، جلد۲، صفحهٔ ۱۴۳
  19. جعفر مرتضی، الصحیح من سیرةالنبی، چاپ چهارم، بیروت، دارالسیره، 1419 ق، جلد ۶، صفحهٔ ۳۵
  20. BBC Persian
  21. رسولی پور، مرتضی. «جمعیت فدائیان اسلام؛ گفتگو با احمد شهاب». مؤسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران. بازبینی‌شده در ۰۳-۰۷-۲۰۱۱. 
  22. (بازتاب ۸/۹/۸۵)
  23. آیت‌الله صافی جسارت کنندگان به امام هادی را مرتدخواند
  24. Khodnevis - حکم آیت‌الله صافی گلپایگانی درباره جسارت کنندگان به «امام نقی»: ارتداد!
  25. Shia-Online.ir - شیعه آنلاین - خروج برخی هتاکین به امام هادی (ع) از فیس بوک
  26. درباره حکم ارتداد شاهین نجفی | رادیو زمانه |Radiozamaneh
  27. خبرگزاری رسا : نظر آیت‌الله ملکوتی درباره اهانت به ائمه اطهار
  28. «سبکی فکر، سنگینی واقعیت» - اثر اریک لیدمن-ترجمه سعید مقدم- نشر اختران- چاپ اول-1384- ص 124
  29. Reporters Sans Frontières
  30. اصول۲۴ و۱۶۸
  31. «روزنامه‌نگاران ما، آزادی پس از بیان ندارند». زمانه، ۹ بهمن ۱۳۸۸. 
  32. «سرکوب بیشتر، ابتکارات بالاتر». کلِمه، ۹ بهمن ۱۳۸۸. 

پیوند به بیرون[ویرایش]

Eleanor Roosevelt and the Universal Declaration of Human Rights (1949)—Article 19 states that "Everyone has the right to freedom of opinion and expression; this right includes freedom to hold opinions without interference and to seek, receive and impart information and ideas through any media and regardless of frontiers"[1]
Orator at Speakers' Corner in London, 1974

Freedom of speech is a principle that supports the freedom of an individual or a community to articulate their opinions and ideas without fear of retaliation, censorship, or legal sanction. The term "freedom of expression" is sometimes used synonymously but includes any act of seeking, receiving, and imparting information or ideas, regardless of the medium used.

Freedom of expression is recognized as a human right under article 19 of the Universal Declaration of Human Rights (UDHR) and recognized in international human rights law in the International Covenant on Civil and Political Rights (ICCPR). Article 19 of the UDHR states that "everyone shall have the right to hold opinions without interference" and "everyone shall have the right to freedom of expression; this right shall include freedom to seek, receive and impart information and ideas of all kinds, regardless of frontiers, either orally, in writing or in print, in the form of art, or through any other media of his choice". The version of Article 19 in the ICCPR later amends this by stating that the exercise of these rights carries "special duties and responsibilities" and may "therefore be subject to certain restrictions" when necessary "[f]or respect of the rights or reputation of others" or "[f]or the protection of national security or of public order (order public), or of public health or morals".[2]

Freedom of speech and expression, therefore, may not be recognized as being absolute, and common limitations or boundaries to freedom of speech relate to libel, slander, obscenity, pornography, sedition, incitement, fighting words, classified information, copyright violation, trade secrets, food labeling, non-disclosure agreements, the right to privacy, the right to be forgotten, public security, and perjury. Justifications for such include the harm principle, proposed by John Stuart Mill in On Liberty, which suggests that: "the only purpose for which power can be rightfully exercised over any member of a civilized community, against his will, is to prevent harm to others."[3]

The idea of the "offense principle" is also used in the justification of speech limitations, describing the restriction on forms of expression deemed offensive to society, considering factors such as extent, duration, motives of the speaker, and ease with which it could be avoided.[3] With the evolution of the digital age, application of the freedom of speech becomes more controversial as new means of communication and restrictions arise, for example the Golden Shield Project, an initiative by Chinese government's Ministry of Public Security that filters potentially unfavorable data from foreign countries.

Origins

Freedom of speech and expression has a long history that predates modern international human rights instruments.[4] It is thought that ancient Athenian democratic principle of free speech may have emerged in the late 6th or early 5th century BC.[5] The values of the Roman Republic included freedom of speech and freedom of religion.[6]

Concepts of freedom of speech can be found in early human rights documents.[4] England's Bill of Rights 1689 legally established the constitutional right of 'freedom of speech in Parliament' which is still in effect.[7] The Declaration of the Rights of Man and of the Citizen, adopted during the French Revolution in 1789, specifically affirmed freedom of speech as an inalienable right.[4] The Declaration provides for freedom of expression in Article 11, which states that:

The free communication of ideas and opinions is one of the most precious of the rights of man. Every citizen may, accordingly, speak, write, and print with freedom, but shall be responsible for such abuses of this freedom as shall be defined by law.[8]

Article 19 of the Universal Declaration of Human Rights, adopted in 1948, states that:

Everyone has the right to freedom of opinion and expression; this right includes freedom to hold opinions without interference and to seek, receive and impart information and ideas through any media and regardless of frontiers.[9]

Today, freedom of speech, or the freedom of expression, is recognized in international and regional human rights law. The right is enshrined in Article 19 of the International Covenant on Civil and Political Rights, Article 10 of the European Convention on Human Rights, Article 13 of the American Convention on Human Rights and Article 9 of the African Charter on Human and Peoples' Rights.[10] Based on John Milton's arguments, freedom of speech is understood as a multi-faceted right that includes not only the right to express, or disseminate, information and ideas, but three further distinct aspects:

  1. the right to seek information and ideas;
  2. the right to receive information and ideas;
  3. the right to impart information and ideas

International, regional and national standards also recognize that freedom of speech, as the freedom of expression, includes any medium, be it orally, in written, in print, through the Internet or through art forms. This means that the protection of freedom of speech as a right includes not only the content, but also the means of expression.[10]

Relationship to other rights

The right to freedom of speech and expression is closely related to other rights, and may be limited when conflicting with other rights (see limitations on freedom of speech).[10] The right to freedom of expression is also related to the right to a fair trial and court proceeding which may limit access to the search for information, or determine the opportunity and means in which freedom of expression is manifested within court proceedings.[11] As a general principle freedom of expression may not limit the right to privacy, as well as the honor and reputation of others. However greater latitude is given when criticism of public figures is involved.[11]

The right to freedom of expression is particularly important for media, which plays a special role as the bearer of the general right to freedom of expression for all.[10] However, freedom of the press does not necessarily enable freedom of speech. Judith Lichtenberg has outlined conditions in which freedom of the press may constrain freedom of speech, for example where the media suppresses information or stifles the diversity of voices inherent in freedom of speech. Lichtenberg argues that freedom of the press is simply a form of property right summed up by the principle "no money, no voice".[12]

Democracy and social interaction

Permanent Free Speech Wall in Charlottesville, Virginia, U.S.

Freedom of speech is understood to be fundamental in a democracy. The norms on limiting freedom of expression mean that public debate may not be completely suppressed even in times of emergency.[11] One of the most notable proponents of the link between freedom of speech and democracy is Alexander Meiklejohn. He has argued that the concept of democracy is that of self-government by the people. For such a system to work, an informed electorate is necessary. In order to be appropriately knowledgeable, there must be no constraints on the free flow of information and ideas. According to Meiklejohn, democracy will not be true to its essential ideal if those in power are able to manipulate the electorate by withholding information and stifling criticism. Meiklejohn acknowledges that the desire to manipulate opinion can stem from the motive of seeking to benefit society. However, he argues, choosing manipulation negates, in its means, the democratic ideal.[13]

Eric Barendt has called this defense of free speech on the grounds of democracy "probably the most attractive and certainly the most fashionable free speech theory in modern Western democracies".[14] Thomas I. Emerson expanded on this defense when he argued that freedom of speech helps to provide a balance between stability and change. Freedom of speech acts as a "safety valve" to let off steam when people might otherwise be bent on revolution. He argues that "The principle of open discussion is a method of achieving a more adaptable and at the same time more stable community, of maintaining the precarious balance between healthy cleavage and necessary consensus." Emerson furthermore maintains that "Opposition serves a vital social function in offsetting or ameliorating (the) normal process of bureaucratic decay."[15]

Research undertaken by the Worldwide Governance Indicators project at the World Bank, indicates that freedom of speech, and the process of accountability that follows it, have a significant impact in the quality of governance of a country. "Voice and Accountability" within a country, defined as "the extent to which a country's citizens are able to participate in selecting their government, as well as freedom of expression, freedom of association, and free media" is one of the six dimensions of governance that the Worldwide Governance Indicators measure for more than 200 countries.[16] Against this backdrop it is important that development agencies create grounds for effective support for a free press in developing countries.[17]

Richard Moon has developed the argument that the value of freedom of speech and freedom of expression lies with social interactions. Moon writes that "by communicating an individual forms relationships and associations with others – family, friends, co-workers, church congregation, and countrymen. By entering into discussion with others an individual participates in the development of knowledge and in the direction of the community."[18]

Limitations

Members of Westboro Baptist Church (pictured in 2006) have been specifically banned from entering Canada for hate speech.[19]

Legal systems sometimes recognize certain limits on or to the freedom of speech, particularly when freedom of speech conflicts with other rights and freedoms, such as in the cases of libel, slander, pornography, obscenity, fighting words, and intellectual property. In Europe, blasphemy is a limitation to free speech.[20][21][22][23] Justifications for limitations to freedom of speech often reference the "harm principle" or the "offense principle". Limitations to freedom of speech may occur through legal sanction or social disapprobation, or both.[24] Certain public institutions may also enact policies restricting the freedom of speech, for example speech codes at state schools.

In On Liberty (1859), John Stuart Mill argued that "...there ought to exist the fullest liberty of professing and discussing, as a matter of ethical conviction, any doctrine, however immoral it may be considered."[24] Mill argues that the fullest liberty of expression is required to push arguments to their logical limits, rather than the limits of social embarrassment.[25][26][27][28] However, Mill also introduced what is known as the harm principle, in placing the following limitation on free expression: "the only purpose for which power can be rightfully exercised over any member of a civilized community, against his will, is to prevent harm to others."[24]

In 1985, Joel Feinberg introduced what is known as the "offense principle", arguing that Mill's harm principle does not provide sufficient protection against the wrongful behaviors of others. Feinberg wrote "It is always a good reason in support of a proposed criminal prohibition that it would probably be an effective way of preventing serious offense (as opposed to injury or harm) to persons other than the actor, and that it is probably a necessary means to that end."[29] Hence Feinberg argues that the harm principle sets the bar too high and that some forms of expression can be legitimately prohibited by law because they are very offensive. But, as offending someone is less serious than harming someone, the penalties imposed should be higher for causing harm.[29] In contrast, Mill does not support legal penalties unless they are based on the harm principle.[24] Because the degree to which people may take offense varies, or may be the result of unjustified prejudice, Feinberg suggests that a number of factors need to be taken into account when applying the offense principle, including: the extent, duration and social value of the speech, the ease with which it can be avoided, the motives of the speaker, the number of people offended, the intensity of the offense, and the general interest of the community at large.[24]

Along similar lines as Mill, Jasper Doomen argued that harm should be defined from the point of view of the individual citizen, not limiting harm to physical harm since nonphysical harm may also be involved; Feinberg's distinction between harm and offense is criticized as largely trivial.[30]

In 1999, Bernard Harcourt wrote of the collapse of the harm principle: "Today the debate is characterized by a cacophony of competing harm arguments without any way to resolve them. There is no longer an argument within the structure of the debate to resolve the competing claims of harm. The original harm principle was never equipped to determine the relative importance of harms."[31]

Interpretations of both the harm and offense limitations to freedom of speech are culturally and politically relative. For instance, in Russia, the harm and offense principles have been used to justify the Russian LGBT propaganda law restricting speech (and action) in relation to LGBT issues. A number of European countries that take pride in freedom of speech nevertheless outlaw speech that might be interpreted as Holocaust denial. These include Austria, Belgium, Czech Republic, France, Germany, Hungary, Israel, Liechtenstein, Lithuania, Luxembourg, Netherlands, Poland, Portugal, Slovakia, and Switzerland.[32]

In the U.S., the standing landmark opinion on political speech is Brandenburg v. Ohio (1969),[33] expressly overruling Whitney v. California.[34] In Brandenburg, the US Supreme Court referred to the right even to speak openly of violent action and revolution in broad terms:

[Our] decisions have fashioned the principle that the constitutional guarantees of free speech and free press do not allow a State to forbid or proscribe advocacy of the use of force or law violation except where such advocacy is directed to inciting or producing imminent lawless action and is likely to incite or cause such action.[35]

The opinion in Brandenburg discarded the previous test of "clear and present danger" and made the right to freedom of (political) speech's protections in the United States almost absolute.[36][37] Hate speech is also protected by the First Amendment in the United States, as decided in R.A.V. v. City of St. Paul, (1992) in which the Supreme Court ruled that hate speech is permissible, except in the case of imminent violence.[38] See the First Amendment to the United States Constitution for more detailed information on this decision and its historical background.

The Internet and information society

The Free Speech Flag was created during the AACS encryption key controversy as "a symbol to show support for personal freedoms."[39]

Jo Glanville, editor of the Index on Censorship, states that "the Internet has been a revolution for censorship as much as for free speech".[40] International, national and regional standards recognise that freedom of speech, as one form of freedom of expression, applies to any medium, including the Internet.[10] The Communications Decency Act (CDA) of 1996 was the first major attempt by the United States Congress to regulate pornographic material on the Internet. In 1997, in the landmark cyberlaw case of Reno v. ACLU, the US Supreme Court partially overturned the law.[41] Judge Stewart R. Dalzell, one of the three federal judges who in June 1996 declared parts of the CDA unconstitutional, in his opinion stated the following:[42]

The Internet is a far more speech-enhancing medium than print, the village green, or the mails. Because it would necessarily affect the Internet itself, the CDA would necessarily reduce the speech available for adults on the medium. This is a constitutionally intolerable result. Some of the dialogue on the Internet surely tests the limits of conventional discourse. Speech on the Internet can be unfiltered, unpolished, and unconventional, even emotionally charged, sexually explicit, and vulgar – in a word, "indecent" in many communities. But we should expect such speech to occur in a medium in which citizens from all walks of life have a voice. We should also protect the autonomy that such a medium confers to ordinary people as well as media magnates.[...] My analysis does not deprive the Government of all means of protecting children from the dangers of Internet communication. The Government can continue to protect children from pornography on the Internet through vigorous enforcement of existing laws criminalizing obscenity and child pornography. [...] As we learned at the hearing, there is also a compelling need for public educations about the benefits and dangers of this new medium, and the Government can fill that role as well. In my view, our action today should only mean that Government's permissible supervision of Internet contents stops at the traditional line of unprotected speech. [...] The absence of governmental regulation of Internet content has unquestionably produced a kind of chaos, but as one of the plaintiff's experts put it with such resonance at the hearing: "What achieved success was the very chaos that the Internet is. The strength of the Internet is chaos." Just as the strength of the Internet is chaos, so that strength of our liberty depends upon the chaos and cacophony of the unfettered speech the First Amendment protects.[42]

The World Summit on the Information Society (WSIS) Declaration of Principles adopted in 2003 makes specific reference to the importance of the right to freedom of expression for the "Information Society" in stating:

We reaffirm, as an essential foundation of the Information society, and as outlined in Article 19 of the Universal Declaration of Human Rights, that everyone has the right to freedom of opinion and expression; that this right includes freedom to hold opinions without interference and to seek, receive and impart information and ideas through any media and regardless of frontiers. Communication is a fundamental social process, a basic human need and the foundation of all social organisation. It is central to the Information Society. Everyone, everywhere should have the opportunity to participate and no one should be excluded from the benefits of the Information Society offers.[43]

According to Bernt Hugenholtz and Lucie Guibault the public domain is under pressure from the "commodification of information" as information with previously little or no economic value has acquired independent economic value in the information age. This includes factual data, personal data, genetic information and pure ideas. The commodification of information is taking place through intellectual property law, contract law, as well as broadcasting and telecommunications law.[44]

The internet and freedom of speech have been in the spotlight quite often recently. With the removal of Alex Jones from Facebook and YouTube, questions are being raised about freedom of speech rights and how those liberties apply to the internet.[45][46]

Freedom of information

Freedom of information is an extension of freedom of speech where the medium of expression is the Internet. Freedom of information may also refer to the right to privacy in the context of the Internet and information technology. As with the right to freedom of expression, the right to privacy is a recognised human right and freedom of information acts as an extension to this right.[47] Freedom of information may also concern censorship in an information technology context, i.e. the ability to access Web content, without censorship or restrictions.[48]

Freedom of information is also explicitly protected by acts such as the Freedom of Information and Protection of Privacy Act of Ontario, in Canada.[49]

Internet censorship

The concept of freedom of information has emerged in response to state sponsored censorship, monitoring and surveillance of the internet. Internet censorship includes the control or suppression of the publishing or accessing of information on the Internet.[50] The Global Internet Freedom Consortium claims to remove blocks to the "free flow of information" for what they term "closed societies".[51] According to the Reporters without Borders (RWB) "internet enemy list" the following states engage in pervasive internet censorship: China, Cuba, Iran, Myanmar/Burma, North Korea, Saudi Arabia, Syria, Turkmenistan, Uzbekistan, and Vietnam.[52]

A widely publicized example of internet censorship is the "Great Firewall of China" (in reference both to its role as a network firewall and to the ancient Great Wall of China). The system blocks content by preventing IP addresses from being routed through and consists of standard firewall and proxy servers at the Internet gateways. The system also selectively engages in DNS poisoning when particular sites are requested. The government does not appear to be systematically examining Internet content, as this appears to be technically impractical.[53] Internet censorship in the People's Republic of China is conducted under a wide variety of laws and administrative regulations, including more than sixty regulations directed at the Internet. Censorship systems are vigorously implemented by provincial branches of state-owned ISPs, business companies, and organizations.[54][55]

History of dissent and truth

Title page of Index Librorum Prohibitorum, or List of Prohibited Books, (Venice, 1564)

Before the invention of the printing press a written work, once created, could only be physically multiplied by highly laborious and error-prone manual copying. No elaborate system of censorship and control over scribes existed, who until the 14th century were restricted to religious institutions, and their works rarely caused wider controversy. In response to the printing press, and the heresies it allowed to spread, the Roman Catholic Church moved to impose censorship.[56] Printing allowed for multiple exact copies of a work, leading to a more rapid and widespread circulation of ideas and information (see print culture).[57] The origins of copyright law in most European countries lie in efforts by the Roman Catholic Church and governments to regulate and control the output of printers.[57]

In Panegyricae orationes septem (1596), Henric van Cuyck, a Dutch Bishop, defended the need for censorship and argued that Johannes Gutenberg's printing press had resulted in a world infected by "pernicious lies"—so van Cuyck singled out the Talmud and the Qu’ran, and the writings of Martin Luther, Jean Calvin and Erasmus of Rotterdam.[58]

In 1501 Pope Alexander VI issued a Bill against the unlicensed printing of books and in 1559 the Index Expurgatorius, or List of Prohibited Books, was issued for the first time.[56] The Index Expurgatorius is the most famous and long lasting example of "bad books" catalogues issued by the Roman Catholic Church, which presumed to be in authority over private thoughts and opinions, and suppressed views that went against its doctrines. The Index Expurgatorius was administered by the Roman Inquisition, but enforced by local government authorities, and went through 300 editions. Amongst others, it banned or censored books written by René Descartes, Giordano Bruno, Galileo Galilei, David Hume, John Locke, Daniel Defoe, Jean-Jacques Rousseau and Voltaire.[59] While governments and church encouraged printing in many ways because it allowed for the dissemination of Bibles and government information, works of dissent and criticism could also circulate rapidly. As a consequence, governments established controls over printers across Europe, requiring them to have official licenses to trade and produce books.[57]

First page of John Milton's 1644 edition of Areopagitica, in which he argued forcefully against the Licensing Order of 1643

The notion that the expression of dissent or subversive views should be tolerated, not censured or punished by law, developed alongside the rise of printing and the press. Areopagitica, published in 1644, was John Milton's response to the Parliament of England's re-introduction of government licensing of printers, hence publishers.[60] Church authorities had previously ensured that Milton's essay on the right to divorce was refused a license for publication. In Areopagitica, published without a license,[61] Milton made an impassioned plea for freedom of expression and toleration of falsehood,[60] stating:

Give me the liberty to know, to utter, and to argue freely according to conscience, above all liberties.[60]

This 1688 edition of Jacobus de Voragine's Golden Legend (1260) was censored according to the Index Librorum Expurgatorum of 1707, which listed the specific passages of books already in circulation that required censorship[62][63]

Milton's defense of freedom of expression was grounded in a Protestant worldview and he thought that the English people had the mission to work out the truth of the Reformation, which would lead to the enlightenment of all people. But Milton also articulated the main strands of future discussions about freedom of expression. By defining the scope of freedom of expression and of "harmful" speech Milton argued against the principle of pre-censorship and in favor of tolerance for a wide range of views.[60] Freedom of the press ceased being regulated in England in 1695 when the Licensing Order of 1643 was allowed to expire after the introduction of the Bill of Rights 1689 shortly after the Glorious Revolution.[64][65] The emergence of publications like the Tatler (1709) and the Spectator (1711) are given credit for creating a 'bourgeois public sphere' in England that allowed for a free exchange of ideas and information.

As the "menace" of printing spread, more governments attempted to centralize control.[66] The French crown repressed printing and the printer Etienne Dolet was burned at the stake in 1546. In 1557 the British Crown thought to stem the flow of seditious and heretical books by chartering the Stationers' Company. The right to print was limited to the members of that guild, and thirty years later the Star Chamber was chartered to curtail the "greate enormities and abuses" of "dyvers contentyous and disorderlye persons professinge the arte or mystere of pryntinge or selling of books." The right to print was restricted to two universities and to the 21 existing printers in the city of London, which had 53 printing presses. As the British crown took control of type founding in 1637 printers fled to the Netherlands. Confrontation with authority made printers radical and rebellious, with 800 authors, printers and book dealers being incarcerated in the Bastille in Paris before it was stormed in 1789.[66]

A succession of English thinkers was at the forefront of early discussion on a right to freedom of expression, among them John Milton (1608–74) and John Locke (1632–1704). Locke established the individual as the unit of value and the bearer of rights to life, liberty, property and the pursuit of happiness. However Locke's ideas evolved primarily around the concept of the right to seek salvation for one's soul, and was thus primarily concerned with theological matters. Locke neither supported a universal toleration of peoples nor freedom of speech; according to his ideas, some groups, such as atheists, should not be allowed.[67]

George Orwell statue at the headquarters of the BBC. A defence of free speech in an open society, the wall behind the statue is inscribed with the words "If liberty means anything at all, it means the right to tell people what they do not want to hear”, words from George Orwell's proposed preface to Animal Farm (1945).[68]

By the second half of the 17th century philosophers on the European continent like Baruch Spinoza and Pierre Bayle developed ideas encompassing a more universal aspect freedom of speech and toleration than the early English philosophers.[67] By the 18th century the idea of freedom of speech was being discussed by thinkers all over the Western world, especially by French philosophes like Denis Diderot, Baron d'Holbach and Claude Adrien Helvétius.[69] The idea began to be incorporated in political theory both in theory as well as practice; the first state edict in history proclaiming complete freedom of speech was the one issued December 4, 1770 in Denmark-Norway during the regency of Johann Friedrich Struensee.[70] However Struensee himself imposed some minor limitations to this edict in October 7, 1771, and it was even further limited after the fall of Struensee with legislation introduced in 1773, although censorship was not reintroduced.[71]

John Stuart Mill (1806–1873) argued that without human freedom there can be no progress in science, law or politics, which according to Mill required free discussion of opinion. Mill's On Liberty, published in 1859 became a classic defence of the right to freedom of expression.[60] Mill argued that truth drives out falsity, therefore the free expression of ideas, true or false, should not be feared. Truth is not stable or fixed, but evolves with time. Mill argued that much of what we once considered true has turned out false. Therefore, views should not be prohibited for their apparent falsity. Mill also argued that free discussion is necessary to prevent the "deep slumber of a decided opinion". Discussion would drive the onwards march of truth and by considering false views the basis of true views could be re-affirmed.[72] Furthermore, Mill argued that an opinion only carries intrinsic value to the owner of that opinion, thus silencing the expression of that opinion is an injustice to a basic human right. For Mill, the only instance in which speech can be justifiably suppressed is in order to prevent harm from a clear and direct threat. Neither economic or moral implications, nor the speakers own well-being would justify suppression of speech.[73]

In Evelyn Beatrice Hall's biography of Voltaire, she coined the following sentence to illustrate Voltaire's beliefs: "I disapprove of what you say, but I will defend to the death your right to say it."[74] Hall's quote is frequently cited to describe the principle of freedom of speech.[74] In the 20th Century, Noam Chomsky states that: "If you believe in freedom of speech, you believe in freedom of speech for views you don't like. Dictators such as Stalin and Hitler, were in favor of freedom of speech for views they liked only. If you're in favor of freedom of speech, that means you're in favor of freedom of speech precisely for views you despise."[75] Lee Bollinger argues that "the free speech principle involves a special act of carving out one area of social interaction for extraordinary self-restraint, the purpose of which is to develop and demonstrate a social capacity to control feelings evoked by a host of social encounters." Bollinger argues that tolerance is a desirable value, if not essential. However, critics argue that society should be concerned by those who directly deny or advocate, for example, genocide (see limitations above).[76]

The 1928 novel Lady Chatterley's Lover by D. H. Lawrence was banned for obscenity in a number of countries, including the United Kingdom, the United States, Australia and Canada. In the late 1950s and early 1960s, it was the subject of landmark court rulings which saw the ban for obscenity overturned. Dominic Sandbrook of The Telegraph in the UK wrote, "Now that public obscenity has become commonplace, it is hard to recapture the atmosphere of a society that saw fit to ban books such as Lady Chatterley’s Lover because it was likely to “deprave and corrupt” its readers."[77] Fred Kaplan of The New York Times stated the overturning of the obscenity laws "set off an explosion of free speech" in the US.[78]

The right to freedom of expression has been interpreted to include the right to take and publish photographs of strangers in public areas without their permission or knowledge.[79][80]

See also

References

  1. ^ Universal Declaration of Human Rights
  2. ^ "Article 19". International Covenant on Civil and Political Rights. Office of the United Nations High Commissioner for Human Rights; adopted and opened for signature, ratification and accession by UN General Assembly resolution 2200A (XXI) of 16 December 1966, entry into force 23 March 1976. 23 March 1976. Archived from the original on 5 July 2008. Retrieved 13 March 2014.
  3. ^ a b van Mill, David (1 January 2016). Zalta, Edward N., ed. The Stanford Encyclopedia of Philosophy (Fall 2016 ed.).
  4. ^ a b c Smith, David (5 February 2006). "Timeline: a history of free speech". The Guardian. London. Retrieved 2 May 2010.
  5. ^ Raaflaub, Kurt; Ober, Josiah; Wallace, Robert (2007). Origins of democracy in ancient Greece. University of California Press. p. 65. ISBN 0-520-24562-8.
  6. ^ M. P. Charlesworth (March 1943). "Freedom of Speech in Republican Rome". The Classical Review. The Classical Association. 57 (1): 49. doi:10.1017/s0009840x00311283.
  7. ^ Williams, E. N. (1960). The Eighteenth-Century Constitution. 1688–1815. Cambridge University Press. pp. 26–29. OCLC 1146699.
  8. ^ Arthur W. Diamond Law Library at Columbia Law School (26 March 2008). "Declaration of the Rights of Man and of the Citizen". Hrcr.org. www.hrcr.org. Retrieved 25 June 2013.
  9. ^ United Nations (10 September 1948). "The Universal Declaration of Human Rights". UN.org. www.un.org. Retrieved 25 June 2013.
  10. ^ a b c d e Andrew Puddephatt, Freedom of Expression, The essentials of Human Rights, Hodder Arnold, 2005, p. 128
  11. ^ a b c Brett, Sebastian (1999). Limits to tolerance: freedom of expression and the public debate in Chile. Human Rights Watch. p. xxv. ISBN 978-1-56432-192-3.
  12. ^ Sanders, Karen (2003). Ethics & Journalism. Sage. p. 68. ISBN 978-0-7619-6967-9.
  13. ^ Marlin, Randal (2002). Propaganda and the Ethics of Persuasion. Broadview Press. pp. 226–27. ISBN 978-1551113760.
  14. ^ Marlin, Randal (2002). Propaganda and the Ethics of Persuasion. Broadview Press. p. 226. ISBN 978-1551113760.
  15. ^ Marlin, Randal (2002). Propaganda and the Ethics of Persuasion. Broadview Press. pp. 228–29. ISBN 978-1551113760.
  16. ^ "A Decade of Measuring the Quality of Governance" (PDF). World Bank. Archived from the original (PDF) on 8 April 2008.
  17. ^ Matschke, Alexander (25 December 2014). "Freedom of expression promotes democracy". D+C Development and Cooperation.
  18. ^ Marlin, Randal (2002). Propaganda and the Ethics of Persuasion. Broadview Press. p. 229. ISBN 978-1551113760.
  19. ^ Church members enter Canada, aiming to picket bus victim's funeral, CBC News, 8 August 2008.
  20. ^ Brennan, David (26 October 2018). "Calling Prophet Muhammad a Pedophile Not Protected by Free Speech, Court Rules". Newsweek. Retrieved 27 October 2018. The European Court of Human Rights (ECHR) ruled that calling the Prophet Muhammad a pedophile was not protected by freedom of speech laws.
  21. ^ Chase Winter (26 October 2018). "Calling Prophet Muhammad a pedophile does not fall within freedom of speech: European court". Deutsche Welle. Retrieved 27 October 2018. An Austrian woman's conviction for calling the Prophet Muhammad a pedophile did not violate her freedom of speech, the European Court of Human Rights ruled Thursday.
  22. ^ Lucia I. Suarez Sang (26 October 2018). "Defaming Muhammad does not fall under purview of free speech, European court rules". Fox News. Retrieved 27 October 2018. The freedom of speech does not extend to include defaming the prophet of Islam, the European Court of Human rights ruled Thursday.
  23. ^ Bojan Pancevski (26 October 2018). "Europe Court Upholds Ruling Against Woman Who Insulted Islam". The Wall Street Journal. Retrieved 27 October 2018. Europe’s highest human rights court ruled on Friday that disparagement of religious doctrines such as insulting the Prophet Muhammad isn’t protected by freedom of expression and can be prosecuted.
  24. ^ a b c d e "Freedom of Speech". Stanford Encyclopedia of Philosophy. 17 April 2008. Retrieved 29 May 2011.
  25. ^ Mill, John Stuart (1859). "Introductory". On Liberty (4th ed.). London: Longman, Roberts & Green (published 1869). para. 5. Society can and does execute its own mandates ... it practises a social tyranny more formidable than many kinds of political oppression, since, though not usually upheld by such extreme penalties, it leaves fewer means of escape, penetrating much more deeply into the details of life, and enslaving the soul itself. Protection, therefore, against the tyranny of the magistrate is not enough...
  26. ^ Mill, John Stuart (1859). "Of the Liberty of Thought and Discussion". On Liberty (4th ed.). London: Longman, Roberts & Green (published 1869). para. 19. In respect to all persons but those whose pecuniary circumstances make them independent of the good will of other people, opinion, on this subject, is as efficacious as law; men might as well be imprisoned, as excluded from the means of earning their bread.
  27. ^ Ten Cate, Irene M. (2010). "Speech, Truth, and Freedom: An Examination of John Stuart Mill's and Justice Oliver Wendell Holmes's Free Speech Defenses". Yale Journal of Law & the Humanities. 22 (1). Article 2. [A] central argument for freedom of speech in On Liberty is that in order to maximize the benefits a society can gain ... it must permanently commit to restraining dominant groups from their natural inclination to demand conformity.
  28. ^ Wragg, Paul (2015). "Free Speech Rights at Work: Resolving the Differences between Practice and Liberal Principle" (PDF). Industrial Law Journal. Oxford University Press. 44 (1): 11. (Subscription required (help)). Comparison may be made between Mill's ‘tyrannical majority’ and the employer who dismisses an employee for expression that it dislikes on moral grounds. The protection of employer action in these circumstances evokes Mill's concern about state tolerance of coercive means to ensure conformity with orthodox moral viewpoints and so nullify unorthodox ones.
  29. ^ a b Harcourt. "Conclusion". The Collapse of the Harm Principle. Retrieved 7 September 2015.
  30. ^ Doomen 2014, pp. 111, 112.
  31. ^ Kenneth Einar Himma. "Philosophy of Law". Internet Encyclopedia of Philosophy. Retrieved 13 March 2014.
  32. ^ Lechtholz-Zey, Jacqueline: Laws Banning Holocaust Denial. Genocide Prevention Now.. Retrieved September 29, 2010.
  33. ^ Brandenburg v. Ohio, 395 U.S. 444 (1969)
  34. ^ Jasper 1999, p. 32.
  35. ^ Brandenburg, at 447
  36. ^ Brandenburg, at 450–01
  37. ^ Lewis 2007, p. 124.
  38. ^ "ABA Division for Public Education: Students: Debating the "Mighty Constitutional Opposites": Hate Speech Debate". www.americanbar.org. Retrieved 12 October 2016.
  39. ^ Marcotte, John (2007-05-01). "free speech flag". Badmouth. Archived from the original on 2007-05-04. Retrieved 2017-10-27.
  40. ^ Glanville, Jo (17 November 2008). "The big business of net censorship". The Guardian. London. Retrieved 26 March 2014.
  41. ^ Godwin, Mike (2003). Cyber Rights: Defending Free Speech in the Digital Age. MIT Press. pp. 349–52. ISBN 0-262-57168-4.
  42. ^ a b Rowland, Diane (2005). Information Technology Law. Routledge-Cavendish. pp. 463–65. ISBN 978-1859417560.
  43. ^ Klang, Mathias; Murray, Andrew (2005). Human Rights in the Digital Age. Routledge. p. 1. ISBN 978-1-904385-31-8.
  44. ^ Guibault, Lucy; Hugenholtz, Bernt (2006). The future of the public domain: identifying the commons in information law. Kluwer Law International. p. 1. ISBN 9789041124357.
  45. ^ "Should the tech giants be liable for content?". The Economist. Retrieved 2018-09-12.
  46. ^ "In what looked like a coordinated effort, Facebook, Apple, and YouTube banned Internet conspiracy theorist Alex Jones from their platforms, each citing its hate-speech policy.(The Week)(Brief article)". National Review, Inc. 70: 6. September 2018.
  47. ^ Clarke, Ian; Miller, Scott G.; Hong, Theodore W.; Sandberg, Oskar; Wiley, Brandon (2002). "Protecting Free Expression Online with Freenet" (PDF). Internet Computing. IEEE. pp. 40–49.
  48. ^ Pauli, Darren (14 January 2008). "Industry rejects Australian gov't sanitized Internet measure". The Industry Standard. Archived from the original on 12 September 2012.
  49. ^ Martin, Robert; Adam, G. Stuart (1994). A Sourcebook of Canadian Media Law. McGill-Queen's Press. pp. 232–34. ISBN 0886292387.
  50. ^ Deibert, Robert; Palfrey, John G; Rohozinski, Rafal; Zittrain, Jonathan (2008). Access denied: the practice and policy of global Internet filtering. MIT Press. ISBN 978-0262541961.
  51. ^ "Our Mission". Global Internet Freedom Consortium. Archived from the original on 27 September 2017.
  52. ^ "Internet Enemies" (PDF). Paris: Reporters Without Borders. March 2011. Archived from the original (PDF) on 15 March 2011.
  53. ^ Watts, Jonathan (20 February 2006). "War of the words". London: The Guardian.
  54. ^ "II. How Censorship Works in China: A Brief Overview". Human Rights Watch. Retrieved 30 August 2006.
  55. ^ Chinese Laws and Regulations Regarding Internet Archived 20 February 2012 at the Wayback Machine.
  56. ^ a b de Sola Pool, Ithiel (1983). Technologies of freedom. Harvard University Press. p. 14. ISBN 978-0-674-87233-2.
  57. ^ a b c MacQueen, Hector L; Waelde, Charlotte; Laurie, Graeme T (2007). Contemporary Intellectual Property: Law and Policy. Oxford University Press. p. 34. ISBN 978-0-19-926339-4.
  58. ^ "6. Henric van Cuyck, Bishop of Roermond (1546–1609). Panegyricae orationes septem. Louvain: Philippus Zangrius, 1596". Ecclesiastical Censorship, "Heresy and Error": The Ecclesiastical Censorship of Books, 1400–1800. Bridwell Library. 17 December 2000. Archived from the original on 8 September 2012. Retrieved 26 June 2011.
  59. ^ Castillo, Anastasia (2010). Banned Books: Censorship in Eighteenth-Century England. GRIN Verlag. p. 12. ISBN 978-3-640-71688-3.
  60. ^ a b c d e Sanders, Karen (2003). Ethics & Journalism. Sage. p. 66. ISBN 978-0-7619-6967-9.
  61. ^ "13. John Milton (1608–1674). Areopagitica; A Speech of Mr. John Milton for the Liberty of Unlicenc'd Printing, to the Parlament of England. London: [s.n.], 1644". Early Censorship in England, "Heresy and Error": The Ecclesiastical Censorship of Books, 1400–1800. Bridwell Library. 17 December 2000. Archived from the original on 5 September 2012. Retrieved 26 June 2011.
  62. ^ "The index of expurgations". "Heresy and Error": The Ecclesiastical Censorship of Books, 1400–1800. Bridwell Library. 17 December 2000. Archived from the original on 8 September 2012. Retrieved 26 June 2011.
  63. ^ "52. Jacobus de Voragine (c. 1230–1298). Legenda aurea sanctorum. Madrid: Juan Garcia, 1688". The Index of Expurgations, "Heresy and Error": The Ecclesiastical Censorship of Books, 1400–1800. Bridwell Library. 17 December 2000. Archived from the original on 8 September 2012. Retrieved 26 June 2011.
  64. ^ Rayner, Gordon (7 October 2011). "Leveson Inquiry: British press freedom is a model for the world, editor tells inquiry". The Telegraph. Telegraph Media Group Limited. Retrieved 9 May 2018. Mr Rusbridger said: “When people talk about licensing journalists or newspapers the instinct should be to refer them to history. Read about how licensing of the press in Britain was abolished in 1695.
  65. ^ Nelson, Fraser (24 November 2012). "David Blunkert warns MPs against regulating the Press". The Spectator. Retrieved 9 May 2018. Jeremy Paxman famously said he went into journalism after hearing that the relationship between a journalist and a politician was akin to that of a dog and a lamppost. Several MPs now want to replace this with a principle whereby MPs define the parameters under which the press operates – and “work together”. It is a hideous idea that must be resisted. The last time this happened was under the Licensing Order of 1643, which was allowed to expire in 1695 after the introduction of the 1688 Bill of Rights shortly after the Glorious Revolution. As I wrote in my Daily Telegraph column yesterday, it’s amazing that so many Tory MPs should want to turn the clock back 300 years.
  66. ^ a b de Sola Pool, Ithiel (1983). Technologies of freedom. Harvard University Press. p. 15. ISBN 978-0-674-87233-2.
  67. ^ a b Jonathan Israel (2002). Radical Enlightenment. Oxford University Press. pp. 265–67.
  68. ^ Jennings, Martin (2017-11-07). "Orwell statue unveiled". BBC. Retrieved 2017-11-07.
  69. ^ Jonathan Israel (2006). Enlightenment Contested. Oxford University Press. pp. 155ff, 781ff.
  70. ^ Jonathan Israel (2010). A Revolution of the Mind. Princeton University Press. p. 76.
  71. ^ H. Arnold Barton (1986). Scandinavia in the Revolutionary Era – 1760–1815. University of Minnesota Press. pp. 90–91.
  72. ^ Sanders, Karen (2003). Ethics & Journalism. Sage. p. 67. ISBN 978-0-7619-6967-9.
  73. ^ Warburton, Nigel (2009). Free Speech: A Very Short Introduction. Oxford. pp. 24–29. ISBN 978-0-19-923235-2.
  74. ^ a b Boller, Jr., Paul F.; George, John (1989). They Never Said It: A Book of Fake Quotes, Misquotes, and Misleading Attributions. New York: Oxford University Press. pp. 124–26. ISBN 0-19-505541-1.
  75. ^ Mark Achbar and Peter Wintonick (1992). Manufacturing Consent: Noam Chomsky and the Media.
  76. ^ Bollinger, Lee C. (1986). The Tolerant Society: Freedom of Speech and Extremist Speech in America. Oxford University Press. ISBN 0195040007.
  77. ^ Sandbrook, Dominic (16 October 2010). "Lady Chatterley trial - 50 years on. The filthy book that set us free and fettered us forever". The Telegraph. Retrieved 9 May 2018. Though few then could have realised it, a tiny but unmistakeable line runs from the novel Lawrence wrote in the late 1920s to an international pornography industry today worth more than £26 billion a year. Now that public obscenity has become commonplace, it is hard to recapture the atmosphere of a society that saw fit to ban books such as Lady Chatterley’s Lover because it was likely to “deprave and corrupt” its readers. Although only half a century separates us from Harold Macmillan’s Britain, the world of 1960 can easily seem like ancient history. In a Britain when men still wore heavy grey suits, working women were still relatively rare and the Empire was still, just, a going concern, D H Lawrence’s book was merely one of many banned because of its threat to public morality.
  78. ^ Kaplan, Fred (July 20, 2009). "The Day Obscenity Became Art". The New York Times. Retrieved May 9, 2018. TODAY is the 50th anniversary of the court ruling that overturned America’s obscenity laws, setting off an explosion of free speech — and also, in retrospect, splashing cold water on the idea, much discussed during Sonia Sotomayor’s Supreme Court confirmation hearings, that judges are “umpires” rather than agents of social change.
  79. ^ Kenworthy, Bill (April 2012). "Photography & First Amendment". Newseum Institute.
  80. ^ "Photographers' Rights". aclu.org. American Civil Liberties Union. Retrieved 9 May 2018. Taking photographs and video of things that are plainly visible in public spaces is a constitutional right—and that includes transportation facilities, the outside of federal buildings, and police and other government officials carrying out their duties. Unfortunately, law enforcement officers have been known to ask people to stop taking photographs of public places. Those who fail to comply have sometimes been harassed, detained, and arrested. Other people have ended up in FBI databases for taking innocuous photographs of public places.

Further reading

External links