غژگاو
از ویکیپدیا، دانشنامهٔ آزاد
| غژگاو | ||||||||||||||
|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|
یک غژگاو در نپال
|
||||||||||||||
| طبقهبندی علمی | ||||||||||||||
|
||||||||||||||
|
|
||||||||||||||
| Bos grunniens لینه، ۱۷۶۶ |
||||||||||||||
| مترادفها | ||||||||||||||
| Poephagus grunniens |
غَژگاو گونهای گاو موبلند است که دمی مانند اسب دارد و در مناطق افغانستان، هیمالیا، فلات تبت و مغولستان زندگی میکند.
بیشترینهٔ غژگاوها به صورت اهلی در میان مردم زندگی میکنند ولی گروه کوچکی غژگاو وحشی نیز در طبیعت وجود دارد.[۴]
غژ یا کژ به معنای ابریشم است و بنابراین غژگاو «گاو ابریشم» معنی میدهد. در فارسی آن را غژغاو و گاو خطایی هم نوشتهاند.[۵] واژه امروزی پرچم که در فارسی به معنای بیرق به کار میرود در اصل به معنی دنباله موهای غژگاو بودهاست.[۶] این گاو موهای بسیار سیاه درخشان دارد و در آخرین بخش دُمِ وِی موها بسیار پُر پُشت و زیبا و درخشان میشود که منگوله پردهها به تقلید از دم غژگاو ساخته شدهاست.[۷] و از دم غژگاوها پرچم علم و مگسران هم میسازند.[۸]
دنباله غژگاو را که پرچم نام داشت ترکمانان و مغولان خجسته و مبارک میپنداشتند و این گاو را فقط برای بدست آوردن پرچمش شکار میکردند سپس دنباله آن را به نشانِ شگون و به آرزوی پیروزی به گلوگاه نیزه یا به بالای چوب یا نیزهای که علم را بدان بسته بودند میآویختند.[۹]
| این نوشتار دربارهٔ زیستشناسی خُرد است. با گسترش آن به ویکیپدیا کمک کنید. |
[ویرایش] منابع و پانویسها
- ↑ Artiodactyla
- ↑ Bovidae
- ↑ Bos
- ↑ Wiener, Gerald, Han Jianlin, and Long Ruijun. "4 The Yak in Relation to Its Environment", The Yak, Second Edition. Bangkok: Regional Office for Asia and the Pacific Food and Agriculture Organization of the United Nations, 2003. ISBN 92-5-104965-3.
- ↑ دهخدا،گاو خطایی.
- ↑ اسطوره در ادبیات پارسی دری، بازدید: فوریه ۲۰۰۹.
- ↑ همان.
- ↑ دهخدا،سرواژه غژگاو
- ↑ همان.
|
|||
|---|---|---|---|
|
زیرشاخهٔ ششپایان: سختپوستان: آرتمیا • پاروپا • خرچنگ آب شیرین • خرچنگ دریایی • خرچنگ • دافنی • سپرمیگو • شاهمیگو • شپشکماهی • کریل • کشتیچسب • میگو قلابداران: عنکبوت دریایی، خرچنگ نعل اسبی، بسیارپایان: خردپا • صدپا • کوتولهپا • هزارپایی دیگر بیمهرگان
شاخهٔ کیسهتنان (کنیداریا): اوبلیا • ایروکانجی دریا • چتر دریایی • زنبور دریایی • شقایق دریایی • عروس دریایی • عروس ساقدار دریایی • فیزالیا • قلم دریایی • مرجان بادبزنی • مرجان دریایی • هیدر خارپوستان: آفتابگردان دریایی • توتیای دریایی • خارپوست دریایی • خیار دریایی • زنبق دریایی • ستاره دریایی • ستاره شکننده • ستاره سبدی • سکه دریایی • مینای دریایی نرمتنان: بسصدفی • بیصدفی • پروانه دریایی • تکپارهصدفی • حلزون دوکفه • حلزون سیب • خارهچسب • دوکفهای • سپرپا • سرپاور (هشتپا، دهپا) • شکمپا • صدف خوراکی • صدف مروارید • گوشماهی • گهواره دریایی • لیسه • لیسه دریایی • ناوپا کرمها: کرم پهن • کرم حلقوی (از جمله: زالو) • کرم لولهای اسفنجیان: اسفنج آهکی • اسفنج دریایی • چنداسفنجی • سختاسفنج طنابداران دریایی: آبدزدک دریایی • آتشتن • سالپ • لاله دریایی |