تشی
| تشی (سیخور) | |
|---|---|
| طبقهبندی علمی | |
| فرمانرو: | جانوران |
| شاخه: | طنابداران |
| رده: | پستانداران |
| راسته: | جوندگان |
| زیرراسته: | تشیشکلان |
| کلیات | |
|
خانواده تشیهای بر جدید خانواده تشیهای بر قدیم (Hystricidae) |
|
تَشی (سیخور)[۱] جانوری پستاندار و جونده است که بدنش با پوششی از تیغ پوشیده شدهاست و بهنگام احساس خطر تیغ های خود را به بدن دشمن فرو می برد.
تشی را نباید با جوجهتیغی که از خانوادهٔ دیگری است اشتباه گرفت. این جانور از زیرراستهٔ تشیشکلان (Hystricomorpha)، خانوادهٔ تشیهای بر جدید (Erethizontidae) است.
بزرگترین جونده ایران است. خارهای بلند روی بدنش او را از سایر پستانداران متمایز میکند. خارهای ناحیه گردن و شانه نازک و بلند است، موقعی که آنها را سیخ میکند به شکل بادبزن در میآیند و حیوان بزرگتر به نظر میرسد. خارهای قسمت پشت کوتاهتر و کمی کلفتتر با نوارهای سیاه و زرد، و خارهای ناحیه دم کوتاه و سفیدند.
اندازهها:
طول سر و تنه ۷۰ تا ۹۰ سانتیمتر، دم ۸ تا ۱۰ سانتیمتر، طول خار ۱۸ تا ۳۵ سانتیمتر، وزن ۱۱ تا ۲۵ کیلوگرم.
زیستگاه:
در بیشتر زیستگاهها اعم از جنگلی، کوهستانی، استپی و بیابانی زندگی میکند. گاهی نیز در پیرامون باغها و زمینهای کشاورزی ساکن میشود.یکی از مناطقی که این حیوان دارای فراوانی زیاد است و می توان آن را به وفور پیدا کرد منطقه ی پشتکوه استان یزد است. روستای پندر روستایی است که این منطقه بیشترین تعداد سیخور (تشی) را دارا می باشد.
پراکندگی:
قاره آسیا. در بیشتر مناطق ایران به استثنای آذربایجان غربی
عادات:
شبگرد است. به صورت انفرادی زندگی میکند ولی گاهی یک گروه فامیلی کوچک در یک لانه ساکن میشوند. بر خلاف آنچه که شایع است تشی نمیتواند خارهای خود را پرت کند. در موقع احساس خطر برای بزرگ جلوه دادن خود خارها را سیخ میکند و خود را از پشت و یا بغل به حیوان مهاجم میکوبد.
غذا:
از تمام قسمتهای گیاهان تغذیه میکند. برای خوردن پیاز و ریشه گیاهان زمین را حفر میکند.
تولید مثل:
در سال یک بار تولید مثل میکند. دوره آبستنی حدود۱۱۲ روز است و ۱ تا ۴ بچه میزاید. بچهها د رموقع تولد دارای مو. چشمهای باز هستند. تا دو ماهگی وابسته به مادرند. در یک سالگی بالغ میشوند. طول عمر تشی حدود ۱۵ سال است.
نامشناسی [ویرایش]
در فرهنگهای فارسی این نامها نیز برای تشی بهکار رفتهاست:چوله، اتشی، بیهن، پـَهمَزَک[۱]، جکاشه، چَکاسه، خارانداز، رُکاسه، رکاشه، ریکاسه، ریگاشه، زُکاسه، زکاشه، سُکاسته، سکاسه، سکاشه، سکاشته، کاسُج، کاسجوک، کوله.[۲]
واژههای کاس و کاش که در زبانهای ایرانی به معنای خوک است در ترکیب بخشی از نامهای بالا دیده میشود. نام این جانور در انگلیسی یعنی Porcupine و تلفظهای مشابه در دیگر زبانهای اروپایی نیز به معنی «خوک تیغی» است.[۳]
منابع [ویرایش]
- Wikipedia contributors, "Porcupine," Wikipedia, The Free Encyclopedia, http://en.wikipedia.org/w/index.php?title=Porcupine&oldid=192283315 (accessed February 18, 2008).
- ضیایی، هوشنگ. راهنمای صحرایی پستانداران ایران، چاپ دوم. تهران: کانون آشنایی با حیات وحش، 1387. ISBN 978-964-04-1996-0
- ↑ پهمزک در گویش لاری به معنای بزمجه است. په در زبانهای ایرانی به معنی بز است و پهمزک و بزمجه هر دو یعنی مکنده بز. نگا: چند واژه: صادق کیا، در: گاهنامه هنرهای زیبای کشور، شماره ۲، ۱۳۴۱ خورشیدی. ص۱۵۳.
- ↑ چند واژه: صادق کیا، در: گاهنامه هنرهای زیبای کشور، شماره ۲، ۱۳۴۱ خورشیدی. ص۱۵۳.
- ↑ چند واژه: صادق کیا، در: گاهنامه هنرهای زیبای کشور، شماره ۲، ۱۳۴۱ خورشیدی. ص۱۵۵.
| این یک نوشتار خُرد زیستشناسی است. با گسترش آن به ویکیپدیا کمک کنید. |
| در ویکیانبار پروندههایی دربارهٔ تشی موجود است. |