اسب
|
|
منابع یادشده در این مقاله بهصورت دقیق ارجاع داده نشدهاند. میتوانید با اصلاح نحوهٔ ارجاع به منابع بر طبق شیوهنامهٔ ارجاع به منابع، به ویکیپدیا کمک کنید. |
- برای دیگر کاربردها اسب (ابهامزدایی) را ببینید.
| اسب | |
|---|---|
| وضعیت بقا | |
|
رامشده
|
|
| طبقهبندی علمی | |
| فرمانرو: | جانوران |
| شاخه: | طنابداران |
| رده: | پستانداران |
| راسته: | فردسمان |
| تیره: | اسبیان |
| سرده: | Equus |
| گونه: | E. caballus |
| نام علمی | |
| Equus caballus کارل لینه، ۱۷۵۸∗ |
|
| مترادفها | |
|
Equus ferus caballus (متن را ببینید) |
|
واژه اسب (Aspa)(آفریده نیک) که در اوستا آمده است، خود یک واژه، از دوره پیش از تاریخ و به احتمال زیاد مادی(پارتی، اوستایی)است، و در پارسی باستان (asa)بوده و در سانسکریت(acva) آمده است. و بسیاری از نامها ی اساطیری در متون کهن از این واژه گرفته شده است، به مانند: «اسپریس» به معنی میدان اسب دوانی و «اسپست» به منای یونجه که با تلفظی متفاوت به برخی زبانهای دیگر منتقل شده است.[۱]
نام اسب همواره با واژههایی مانند چابکی همراه بودهاست. پیشینیان برای اسبهای خود احترام بسیاری قائل بودند به گونهای که صاحب اسب، نیاکان اسب نژادین خود را تا ۱۲ نسل پشت میدانست و به هنگام مرگ اسبش به شدت غمگین میشد.[نیازمند منبع] همچنین اسب را جانوری نجیب نیز میشناسند. ولی در هنگام خشم اسب نزدیکی به او بسیار خطرناک است.
محتویات |
[ویرایش] نام اسبهای گوناگون در زبان فارسی
- اَبرَش: اسبی که در پوستش لکههایی به غیر از رنگ اصلیاش وجود داشته باشد.∗
- باره یا بارگی: به معنی مطلق اسب گفته میشود و ربطی به باربری ندارد.
- بالاد و بالاده: اسب تندرو یا اسب یدکی.
- بوز: اسب نیله (کبودرنگ).
- توسن: اسب سرکش.
- جُرده: اسب اخته.
- چرمه: کلا به معنی اسب[۲]، یا اسب سپید یا اسبی که دست و پایش سپید باشد.
- خنگ: اسب سپید.
- سمند: اسب زرد.
- شولک: اسب تیزرفتار[۳]
- نَوَند: اسب تندرو.
- یَکران: اسب نژاده و نجیب.
عمر خیام در کتاب نوروزنامه نام گونههای اسب را چنین بیان میکند:
- الوسچرمه، سرخچرمه، تازیچرمه، خنگ، بادخنگ، مگسخنگ، سبزخنگ، پیسهٔ کمیت، کمیت، شبدیز، خورشید، گور سرخ، زردرخش، سیارخش، خرماگون، چشینه، شولک، پیسه، ابرگون، خاکرنگ، دیزه، بهگون، میگون، بادروی، گلگون، ارغون، بهارگون، آبگون، نیلگون، ابرکاس، باوبار، سپیدزرده، بورسار، بنفشهگون، ادس، زاغچشم، سبزپوست، سیمگون، ابلق، سپید، سمند.∗
[ویرایش] واژهشناسی
اسب را در پارسی میانه و اوستایی نیز اَسپ (asp)میگفتند. نامهای بسیاری از بزرگان ایرانی در روزگار باستان دارای پسوند -اسپ بودهاست (مانند گشتاسپ، ارجاسپ، گرشاسپ، گشتاسپ، جاماسپ، لهراسپ، ویشتاسپ، هیدراسپ، بیوراسپ، ساتاسپ، سیاوش و...)که نشان از اهمیت این جانور در میان ایرانیان است. [۴] در زبان سانسکریت این واژه به ریخت azva بوده که واژه سوار و اسوار نیز در زبان پارسی کنونی از همین ریشهاند. اسب برای اولین بار در آسیای میانه اهلی شدهاست.[۵] سپس به دشتهای ایران راه یافتهاست. در ایران باستان بویژه دوره هخامنشی اسب نقش بسیار زیادی داشت به اسبهای تربیت یافته پارس میگفتند عربها این کلمه را به فارس معرب کردهاند و آن را به معنی تیزرو و سوار کار ماهر به کار میبرند. اسب حیوانی است که با سرما و شرایط سخت کوهستانی سازگار است بر خلاف شتر که با شرایط گرم و شن زار و سرزمین عربی سازگار بودهاست.
نامهای ساخته شده با پسوند اسب:
- گرشاسب (دارندهٔ اسب لاغر)
- گشتاسب (دارندهٔ اسب نر)
- لهراسب (دارندهٔ اسب تیزرو)
- ارجاسب (دارندهٔ اسب ارزنده)
- جاماسب (دارندهٔ اسب درخشان)
- تهماسب (دارندهٔ اسب پهلوانتن)
- بیوراسب (دارندهٔ ده هزار اسب)
- زرسب (دارندهٔ اسب قزل)
- آریاسب (دارندهٔ اسب آریایی)
- اراسپ (دارندهٔ ی اسب تندرو)
- شیدسب (دارندهٔ اسب فروغمند)
- هوکاسب (دارندهٔ اسب زیبا)
- هیتاسب (دارندهٔ اسب بر گردونه)
- شیرسب (دارندهٔ اسب شیرمانند)
- گرداناسب (دارندهٔ اسب دلیر)
- سیاوسب (دارندهٔ اسب سیاه)
- هیدراسب
- ساتاسب
[ویرایش] تاریخچه
تاریخ تکامل اسبها هنوز به طور دقیق مشخص نمیباشد. برای مثال، زمان جدا شدن گونههای الاغ (اکووس آسینوس)، اسبهای وحشی (اکووس فروس) و گورخرها و اسبهای اهلی (اکووس کابالوس) معلوم نیست. همچنین مشخص نیست گونه ی اسبهای اهلی حاصل انتخاب طبیعی هستند یا انتخاب مصنوعی توسط انسان. قدیمیترین سنگوارههای مربوط به این گونه به هفت هزار سال پیش از میلاد باز میگردند. ابتدا اسب به منظور تهیه ی غذا شکار میشدهاست، ولی با گذر زمان انسان آن را به فرمان خود در آورد و برای تهیه ی شیر و گوشت، و نیز حمل و نقل، آن را پرورش داد. قدیمیترین آثار رام کردن اسبها در اروپای شرقی، شمال قفقاز و آسیای مرکزی یافت شدهاند. پرورش و تربیت اسبها به مرور زمان اهمیت ویژهای یافت و انسان به درساژ و اصلاح نژاد پرداخت.
[ویرایش] نژادهای مختلف
نژادهای اسب زياد و متفاوت است. این فراوانی حاصل آمیختگی اسبها توسط انسان، و نیز انتخاب طبیعی میباشد. به طور کلی اساس جدا کردن اسبها از پونیها، قد آنها میباشد. قد اسب (بلندی جدوگاه) باید از ۱٫۴۸ متر بیشتر باشد. با این وجود استثنا نیز داریم (مثلاً فالابلا).
در اینجا لیست بعضی از نژادهای اسب را آورده شدهاست:
[ویرایش] اصیل ترکمن
اسب ترکمن گونهای از زیباترن اسبها میباشد که در منطقه ترکمن صحرا زیست کرده و پرورش مییابد. رنگ آنها بیشتر خاکستری رنگ و بدنی کشیده و لاغر دارند. شکم آنها بر خلاف بسیاری از نژادهای دیگر اسبها، تخت و به معنی دیگر شکم آنها لاغر است. صادرات این اسب به خارج از کشور ممنوع است.
اسب ترکمن اسبی است دارای ویژگیهای منحصر به فردی از جمله: قد ۱۴۸ تا ۱۵۵ سانتیمتر، گوشهای بلند ومتحرک، سینه فراخ و متناسب، کپل کم شیب با عرض خوب، مفاصل قوی، سمهای محکم با زاویه مناسب، تحمل حرکات سنگین ورزشی و…است. رنگهای اصلی این نژاد : کهر، نیله، کرنگ، سمند و قره کهر میباشد.
نژادهای شناخته شده از اسب ترکمن در چهار گروه : یموت، آخال تکه، چناران(مخلوط از تلاقی اسب ترکمن وعرب)و گوگلان (منقرض گردیده) دسته بندی شدهاند.
اسب ترکمن اندامی کشیده، دُمی باریک، سر و گردن زیبا دارد. برای اسبهای بانژاد ترکمن درسالهای گذشته ذخیرههای ژنتیک این اسب، تقاضای جهانی یافتهاست. اسب ترکمن در نزد ترکمنها پیشینهای طولانی در سنن و زندگی صحرانشینی وجنگ وگریزها درگذشته داشتهاست.
گفتنی است برنامههای اشتباه ایران در نیم قرن گذشته لطمه زیادی به ذخیره ژنتیکی اسبهای ترکمن زدهاست و متاسفانه تعداد اسبهای ترکمن خالص و خوب به شدت کاهش یافتهاست.
- امروزه خالصترین اسبهای ترکمن ایران را در منطقه راز و جرگلان ترکمن صحرا از توابع استان خراسان شمالی میتوان یافت که بیشترین جمعیت این اسب را دارا میباشد. خوشبختانه در سالهای اخیر توجه بیشتری به تولید اسبهای ترکمن شدهاست. تعدادی اندک و پراکنده از این نژاد توسط علاقه مندان در تبریز، اصفهان، تهران و همدان نیز نگهداری میشوند.
[ویرایش] اصیل ایرانی
گذشتهٔ این نژاد هنوز به درستی شناخته نشدهاست، ولی بی تردید این نژاد بسیار قدیمی است و از خاور میانه و نواحی دشتی و کوهستانی یا نیمه کوهستانی این منطقه ریشه گرفتهاست. طی تلاش ایرانیان از قبل از هخامنشیان در پرورش و اصلاح این نژاد، اسبهای اصیلی به وجود آمدند که به خاطر چابکی و مقاومتشان مایه حیرت شدند اما بیشترین فعالیتهای اصلاح این نژاد در زمان اشکانیان که ساکن شمال شرق ایران بودند انجام شد و اشکانیان که سوارکارانی ماهر بودند پس از در دست گرفتن حکومت در ایران در۲۵۰ ق. م اسب پارسی را به اسب ترکمن ترجیح داده و به مرور زمان رو یه اصلاح و پرورش این نژاد و مقاوم کردن آن آوردند. نژاد اسبهای اصیل انگلیسی از آمیزش اسبهای پارس و اسبهای محلی (انگلیسی) ریشه میگیرد. خون این نژاد امروزه تقریباً در رگهای همهٔ نژادهای سبک وزن جاری ا ست قد این اسبها بین ۱٫۴۵ تا ۱٫۵۵ متر است. آنها میتوانند هر رنگی داشته باشند ولی ابلق نیستند. رنگ مشکی نیز در آنان بسیار نادر است. موهای اسب پارس ابریشم مانند است. یکی از خصوصیات آن دمش است که بالا نگه داشته شدهاست (حتی به هنگام حرکت). از خوصوصیات دیگر آن سر کوچک و برجسته، گردن بلند و کمانی، کمر کوتاه، کپل بالا و افقی و پاهای محکم آن است. پوست اسب پارس نازک است، به طوری که رکهای آن به خصوص در سر، مشخص هستند. پیشانی آن صاف است سوراخهای بینی آن باز میباشد. به علاوه، اسب پارس بر خلاف دیگر نژادها ۱۷ دنده و ۵ مهرهٔ کمری دارند (به جاب ۱۸ دنده و ۶ مهرهٔ کمری). اسب اصولا حیوانیست که در آب و هوای سرد و خشک تکامل یافته و در مناطق بیابانی همچون کویرهای عربستان رشد نیافتهاست. اسب پارسی در زمان ابتدای حکومت ساسانیان ۲۳۰ م ابتدا وارد عراق کنونی و سپس وارد یمن و عربستان شد.
[ویرایش] اصیل انگلیسی (تروبرد Thoroughbred)
این نژاد دیرینهٔ طولانیای ندارد و از آمیزش اسبهای اصیل عربی با اسبهای محلی در انگلستان به وجود آمدهاست. بلندی جدوگاه اسبهای اصیل انگلیسی بین ۱٫۶۵ تا ۱٫۸۰ متر است. اسبان این نژاد تیزپاترین اسبهای دنیا هستند و از آنها در مسابقات اسبدوانی به خصوص مسابقات تاخت استفاده میشود. این اسبها معمولاً در مسابقات درساژ و پرش نیز موفق هستند. اسبهای اصیل انگلیسی نسبتاً حساس، زودشکن و عصبی هستند، که با توجه به تقلا و ریسکی که حین مسابقات میکنند قابل توجیهاست. رنگ بدن آنها نیز معمولاً کهر، کهر تیره، خاکستری و سیاه است. رنگهای ابرش و طلایی نیز در آنها دیده میشود. رنگ سفید بسیار نادر است. گردن و پاهای این نژاد بسیار کشیده میباشد.
[ویرایش] هانووری(Hanoverian)
اسبهای هانووری یا هانوورین شناخته شده ترین اسبهای نژاد خونگرماروپایی به شمار می روند و در ایالات متحده و همچنین در کل جهان به خوبی شناخته شده اند. اسب نژاد هانووری در رشته های پرش، درساژ و سه روزه عملکردی بسیار خوب دارد.
بنابراین اگر در فکر خرید اسبی برای سوارکاری حرفه ای و شرکت در مسابقات پرش و به ویژه درساژ هستید اسب نژاد هانووری برایتان مناسب است. موفقیت هایی که این نوع اسب در رقابت ها به دست آورده است برتری او را به خوبی نشان می دهد. در المپیک سال 1992، 13 مدال به اسب های نژاد هانووری تعلق گرفت و 4 عنوان قهرمانی پی در پی پرورش اسب جهان همراه با 5 مدال طلا، 1 نقره و 2 برنز در مسابقات درساژ و پرش نمایشی در المپیک سال 1996 جایگاه این اسبها را هر چه بیشتر نشان داد. [۶]
انجمن اسب هانوورین آمریکا در سال 1978 شکل گرفت.
-
- تاریخچه نژاد هانووری
این نژاد از ایالت Lower Saxony واقع در شمال آلمان نشات گرفته است که پادشاهی سابق هانووری در آن وجود داشت. در آنجا یک صنعت پر رونق پرورش اسب در شهر [سل] ([Celle]) به مدت تقریبا 300 سال وجود داشت. با اینکه نسب نامه اسب هانووری رسما از سال 1888 آغاز شد، اما نسب نامه های دقیق از سالهای سده 1700 میلادینگه داشته شده بود. در اصل تولید نژاد هانووری از آنجا آغاز شد که اسب نژاد تروبرد با مادیان هولشتاینر یا هولستینر (Holsteiner) [جفت] شد تا اسب هایی با خصوصیات بهتر برای استفاده های نظامی و مزرعه داری تولید شود. اما در سده ی گذشته، برنامه های تولید نژاد هانووری به سمت تامین نیاز به اسب هایی ورزشی برای سوارکاری سوق یافته است که باعث شد نژادهای مناسب دیگر اسب نیز به این برنامه وارد شوند. اسب نژاد هانووری مدرن حاصل کار این برنامه ها است. [۷]
-
- ویژگی های اسب هانووری
شیوه راه رفتن اسب نژاد هانووری بسیار با انعطاف است و به طرزی نرم گام بر می دارد، یورتمه رفتن او حالت شناوری دارد، و در هنگام تاخت حرکتش سریع، منظم و ریتم دار است. شاید به همین دلیل باشد که این نوع اسب را برای درساژ بسیار مناسب می دانند. قد اسب هانووری به 15.3 تا 16.2 وجب می رسد. این اسب ها اسبهایی قدرتمند و ورزشی هستند و رفتاری کاملا آرام و متعادل دارند.
-
-
- مشخصات فیزیکی این نژاد
-
پشت قوی، بدن و اندام زیبا، حرکات ورزشی سبک و زیبا. بسیار مناسب جهت درساژ. به رنگ های شابلوطی، قهوه ای، سیاه، سفید و خاکستری وجود دارند.
-
-
- مشخصات اخلاقی
-
مهربان و باهوش هستند و یه آسانی به تربیت و تعلیم پاسخ می دهند.اغلب دارای خلق و خوی ثابت هستند. [۸]
[ویرایش] کوارتر(Quarter)
این نژاد آمریکایی بوده و از آمیزش نژادهای عرب، بارب و اسپانیایی به وجود آمده و با آمیزش با اسبهای اصیل انگلیسی اصلاح یافتهاست. قد متوسط آن حدود ۱٫۵۰ متر است. سر آن کوچک و مثلث شکل است و بدنی عضلانی دارد. سرعت این اسب در مسافتهای کوتاه بالاست و در مسابقات وسترن و رودئو مورد استفاده بسیار قرار میگیرد. تقریباً همهٔ رنگها در این نژاد دیده میشوند. ًٌٍ
[ویرایش] آپالوسا
اسب آپالوسا به اسب سرخپوستی هم معروف است. زیرا برای اولین بار توسط آنها پرورش داده شده است. اسب آپالوسا حاصل پرورش انتخابی توسط سرخپوستان Nez Perce ایداهو در شمال شرقی اورگان و جنوب شرقی واشنگتن بوده است. آنها اساس این نژاد را اسب های اسپانیایی قرار دادند. آپالوسا نیز نامی است که از رودخانهای به نام پالوس، نزدیک یکی از قبایل سرخ پوست گرفته شدهاست.
در ژورنال لویس و کلارک از سفرهای سال 1806 آنها از این اسب های خالدار یاد شده است.
پس از اینکه ارتش سواره نظام ایالات متحده، سرخپوستان را تا کوه های بیرپا در مونتانا دنبال کرد و آنها را قتل عام نمود، این نژاد اسب تقریبا از بین رفت. در سال 1938، گروهی از حامیان اسب در مسکو، ایداهو، یک مرکز ثبت نژاد اسب آپالوسا تشکیل دادند و برای نجات و حفظ این نژاد تلاش کردند. این نژاد در حال حاضر سومین نژاد پرجمعیت اسب در جهان است.
شاید منحصربفرد ترین ویژگی اسب های آپالوسا، خالدار بودن یعنی وجود لکه های رنگی روی بدن آنهاست که در شکل ها و رنگ های مختلف بر روی زمینه های متنوع دیده می شود. به همین دلیل اسبهای این نژاد از نظر ظاهری بسیار متنوع میباشند. معمول ترین الگوی خال های بدن اسب آپالوسا، رنگ تیره کل بدن با خال های روشن (دانه برفی) و یا رنگ روشن کل بدن با خال های تیره (پلنگی) است.
اسب خالدار به شکل های دیگری نیز دیده می شود، از جمله بدن برفکی با لکه های سفید، رنگ سفید مرمری که کل بدن اسب را پوشانده، و یا لکه سفید بزرگی روی کپل اسب که معمولا خال های تیره رنگ هم روی آن وجود دارد. سم اسب آپالوسا عموما راه های سیاه یا سفید دارد.
نژاد آپالوسا امروزه به واسطه ترکیب آن با اسب کوارتر دارای انواع گوناگونی است. بسیاری از آپالوساها یال و دم کم پشت دارند، و بعضی افراد معتقدند چشم اسب های آپالوسا حالتی انسان گونه به آنها می دهد.
قد اسب آپالوسا بین 14.3 تا 15.4 وجب است.بلندی جدوگاه این اسبها بین ۱٫۴۲ تا ۱٫۶۳ متر میباشد و دارای سینهای پهن و کمری کوتاه است.
از دیگر ویژگی های شناخته شده اسب آپالوسا، طبیعت آرام آن است. این اسب ها را می توان برای اهداف مختلف استفاده کرد؛ در پرش قدرتمندند و در رویدادهای وسترن و سه روزه قابلیت بالایی نشان داده اند. آپالوسا برای پیمودن مسیرهای طولانی نیز کاملا مناسب است. [۹]
[ویرایش] فالابلا
با این که فالابلا از نظر قد پونی محسوب میشود، ولی به دلیل ریشههای نژادش در لیست اسبها قرار میگیرد. این نژاد به احتمال قوی از آمیزش اسبهای اصیل انگلیسی با شتلندها (Shetland) به وجود آمدهاست. قد فالابلا حدود ۷۸ cm است و به نوعی یک اسب مینیاتوری محسوب میشود. با این وجود، نسبت به قد کوتاهش از توان بدنی بالایی برخوردار است.
[ویرایش] شایر(Shire)
این نژاد از شمال انگلستان ریشه میگیرد و بزرگترین نژاد اسب است. قد شایرها به ۲ m نیز میرسد. وزن آن هم حدود ۱ تن میباشد. این نژاد نیز بسیار قدیمی بوده و نام آن توسط سزار هزاران سال پیش در ماجرای جنگهای گالی (Gaules) آمدهاست. رنگ شایرها معمولاً سیاه بوده، ولی به رنگ کهربایی با لکههایی سفید در پاها یا سر نیز دیده میشوند. بدن آنها بسیار عضلانی و قوی است و از آنها برای کشیدن درشکه یا گاری استفاده میشد.این نژاد بسیار آرام، مهربان و مطیع میباشد.
[ویرایش] اصیل اسپانیایی (آندالوزین Andalusian)
این نژاد قدیمی از منطقهای به نام «اَندَلُس» در اسپانیا ریشه میگیرد. قبل از قرون وسطی، این اسبها به دلیل چابکی و نرمی حرکات، در جنگها بسیار مورد استفاده قرار میگرفتند. در قرون وسطی، به دلیل سنگینی سلاحهای جنگی، اسبهای درشت هیکل تر ترجیح داده میشدند تا این که با رنسانس نرمی و سبکی حرکات این اسبها دوباره مورد توجه قرار میگیرد. امروزه از این نژاد به خصوص در نمایشها و سیرکها استفاده میشود.
بلندی این اسبها بین ۱٫۵۵ تا ۱٫۶۵ متر است و معمولترین رنگ آنها خاکستری است. رنگ آنها با بالا رفتن سن به تدریج روشن تر میشود. پال اسبان اصیل اسپانیایی بلند و حالت دار است.
[ویرایش] فریزین (Friesian)
فریزین از جمله قدیمیترین نژادهای اسب هاست. استخوانهای سه هزار سالهٔ آن در اروپا در هلند کنونی یافته شدهاند. ابتدا از فریزین برای کشیدن گاری استفاده میشد. در قرون وسطی به دلیل ظاهر و وقار و حرکات شاهانه اش در دوئل برای از رو بردن حریف استفاده میشد.
قد متوسط فریزین بین ۱٫۵۵ تا ۱٫۶۵ متر است. بعضی ار فریزینها به ۱٫۷۵ متر نیز میرسند. رنگ آنها همیشه سیاه یک دست است، مگر در صورت آمیزش. به همین دلیل به مروارید سیاه معروفند. پال و دم آنها نیز مشکی، بلند و مجعد یا حالت دار است. حرکات این اسب، به خصوص به هنگام یورتمه بسیار با وقار است. رفتار این اسبها به طلا معروف است، زیرا بسیار قابل اعتماد هستند و به صاحب خود دلبستگی زیادی دارند. همچنین در بسیاری از مسابقات مثل درساژ بسیار خوب عمل میکنند.
[ویرایش] انگلیسی-عرب
این نژاد فرانسوی میباشد که با آمیزش اسبهای اصیل عرب و انگلیسی اصلاح یافتهاست. اسب اصیل عرب علاوه بر زیبایی و وقار، به این نژاد مقاومت و انعطاف و نرمی در حرکات بخشیده است؛ در حالی که اسب اصیل انگلیسی قد آن را افزایش داده و سرعت آن را بالا برده است.
قد اسب انگلیسی-عرب حدود ۱٫۶۶ متر است و به هر رنگی دیده میشود، ولی کهربایی، کرنگ و خاکستری متداول ترند. امروزه از این اسبها در مسابقات پرش، استقامت و درساژ استفاده میشود.
[ویرایش] پینت (Paint)
این نژاد از نژاد کوارترها میباشد، با این تفاوت که این اسبها ابلق هستند. قد آنها بین ۱٫۴۸ تا ۱٫۶۰ متر است. خصوصیات آنها بسیار به کوارترها شبیهاست.
[ویرایش] بارب (Barb)
این نژاد بسیار قدیمی میباشد و از آفریقای شمالی ریشه میگیرد. به این نژاد پيرامون دو هرار سال پیش در کتابهای رومی اشاره شدهاست. از آن زمان تعداد زیادی بارب به اروپا به خصوص انگلستان برده شد. ریشهٔ بسیاری از نژادهای امروزی از جمله اصیل اسپانیایی به نژاد بسیار قدیمی باربها بر میگردد. از این اسب امروزه برای اصلاح اژاد بسیار استفاده میشود.
اسبهای این نژاد دارای سری بلند، گردنی متوسط و شانههایی پهن هستند. موهای یال و دم این اسبها پرپشت بوده و سمهای آنها سخت میباشند. قد متوسط آنها حدود ۱٫۵۵ متر است. رنگ آنها نیز معمولاً خاکستری، کهربایی، کهربایی تیره و سیاه میباشد. باربها اسبانی آرام، شجاع، مقاوم و سریع هستند، به همین دلیل از آنها خیلی در مسابقات غیر دو استفاده میشود. این حیوان در شرایط بیابانی بسیار مقاوم است.
شواهدی مربوط به وجود یک اسب سواری اولیه و همچنین اسبی که متفاوت با اسبهای هند و اروپایی باشد در دست است.محققان سالها از وجود نقش یک اسب کوچک روی حجاریها در ایران آگاه بودند اما طراحان اغلب این طور تفسیر میکردند که حجاری اسبهای کوچک به دلیل کمبود جا بوده است.در بعضی از موارد این امر ممکن است دلیلی برای به تصویر درآوردن اندازههای متفاوت باشد، همان طور که این روش گاهی برای تمیز موقعیت دو یا چند تصویر به کار میرفته است ولی به ندرت در یک حجاری در مورد تندیسها یا حیوانات رزمی که دارای اندازههای کاملا متفاوت هستند به کار گرفته شده است. تخت جمشید و دارابگرد نمونههایی عالی از مورد آخر هستند. در حجاریهای تخت جمشید اختلاف اندازه بین اسب نیسایی و اسبهای کوچک لیدیایی به ۸/۲۱ سانتی متر میرسد. باتطابق این مقدار با اندازههای طبیعی، اختلاف قد این دو اسب ۴۰ سانتی متر است.در حجاریهای دارابگرد که از زمان ساسانیان به جا مانده نیز اختلاف بین اندازه این اسبها در همین حد بوده است اسب خزر به لحاظ ظاهری، تناسب اندام یک اسب بزرگ را دارد برخلاف بسیاری از پونیها که دارای دست و پای کوتاه و تنه درشت میباشند، دقیقا یک اسب مینیاتوری است که شناخت آن از روی عکس و تصویر به راحتی امکان پذیر نیست و از آن جا شناخت زیادی با اسب نژاد عرب دارد، باید آن را در کنار یک شاخص قرار داد تا بتوان آن را تشخیص داد.
سر کوچک، چشمها درشت و برجسته، پیشانی کمی محدب و گوشها کوچک است. پوزه آنها معمولاً کوچک و دارای منخرین باز هستند. گردن آنها معمولاً قوس دار، باریک و دارای تناسبی مطلوب میباشد. یال و دم پر پشت و زیبا، کمر تا حدودی کشیده و بدن آنها تقریبا باریک است. اندام حرکتی در عین ظرافت دارای استخوان بندی بسیار قوی و محکمی میباشد. دارای سم بسیار سفت و بیضی شکل است که احتیاج به نعل بندی ندارد. از نظر رنگ این نژاد به رنگهای سفید، سیاه، نیله یا خاکستری، کرنگ، کهر همانند رنگ کرنگ میباشد فقط یال، دم، دست و پا سیاه میباشد. سمند که همانند رنگ طلایی است فقط موهای یال، دم و قسمتهای پایینی دست و پا سیاه است. در این نژاد تا کنون اسب ابلق دیده نشده است. قد اسب خزر کمتر از ۱۲۰ سانتیمتر است.
۱- اسب خزر فاقد Parietal Crest در جمجمه خود میباشد.
۲- استخوان کتف در اسب خزر پهن تر از سایر نژادهای ایرانی بوده و بیشتر به استخوان کتف نشخوار کنندگان شبیه است.
۳- متاکارپ و متاتارس اسب خزر نسبت به قد حیوان بلند تر و باریک تر میباشد.
۴- شش مهره اولی سینهای دارای تیغه پشتی دراز تر نسبت به سایر نژادها میباشند و به خاطر همین اختلاف، جدوگاه در اسب خزر بسیار بالاتر از کپل قرار میگیرد.
۵- سم اسب خزر باریک و بیضی شکل و بیشتر شبیه به سم Equus Asinus میباشد تا شبیه سم http://www.horseartcollection.com/images/caspian-trojan1.jpg http://khabaronline.ir/images/2011/5/11-5-1-1210252.jpg
[ویرایش] جستارهای وابسته
[ویرایش] پانویسها
- ↑ دنیای اسب: نامگذاری اسبان ونگاهی به نامهای اساطیری اسب در ایران باستان.
- ↑ دهخدا: سرواژه چرمه.
- ↑ دهخدا: شولک.
- ↑ Encyclopædia Iranica | Articles
- ↑ News Blog: First domesticated horses in central Asia more than 5,000 years ago
- ↑ دنیای اسب: سوارکاری.
- ↑ دنیای اسب: سوارکاری.
- ↑ دنیای اسب: سوارکاری.
- ↑ دنیای اسب: اسب.
۱- ^ Linnaeus, Carlos. “volume 1”. In Systema naturae per regna tria naturae :secundum classes, ordines, genera, species, cum characteribus, differentiis, synonymis, locis. 10th edition ed. Holmiae (Laurentii Salvii), 1758. p 73. Retrieved on 2008-09-08.
۲- ^ فرهنگ تک جلدی دکتر محمد معین، چاپ چهارم، ۱۳۸۳.
۳- ^ خیام نیشابوری، عمر بن ابراهیم، نوروزنامه، به کوشش علی حصوری، چاپ دوم، تهران: نشر چشمه ۱۳۸۲، ص۷۵.
[ویرایش] lمنبع
- انجمن اسب ایران
- بانک اطلاعاتی اسب ایران
- «منبع جعبهزیست» (انگلیسی). ویکیپدیای انگلیسی. بازبینیشده در ۱۹ نوامبر ۲۰۰۸.
بخش نامهای اسب:
-
- Steingass, Francis Joseph. A Comprehensive Persian-English dictionary, including the Arabic words and phrases to be met with in Persian literature. London: Routledge & K. Paul, 1892.
[ویرایش] پیوند به بیرون
| مجموعهای از گفتاوردهای مربوط به اسب در ویکیگفتاورد موجود است. |
| در ویکیانبار پروندههایی دربارهٔ اسب موجود است. |
| اطلاعات مرتبط در ویکیگونه: Equus caballus |
- پایگاه اطلاع رسانی صنعت اسب ایران
- اسب ترکمن
- شبکه خبری اسب ایران زمین
- اسب عرب
- اسب کرد
- اسب دره شوری
- اسب کاسپین
- اسب قرهباغ
- اسب سیستانی

