موسیقی رنسانس

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
موسیقیدانان

موسیقی رنسانس (به انگلیسی: Renaissance Music) به موسیقی هنری اروپایی، بین سال‌های ۱۴۵۰ تا ۱۶۰۰ میلادی (برخی مورخان آغاز رنسانس را از ۱۴۰۰ قرار داده‌اند) گفته می‌شود. دوره رنسانس را عصر نوزایی یا تجدید حیات خلاقیت انسان نیز نامیده‌اند. در این دوره موسیقی نیز، مانند دیگر هنرها، پیشرفت چشمگیری داشته است. با اختراع چاپ، موسیقی رواج بیشتری یافته و بر شمار آهنگسازان و اجراکنندگان افزوده شده بود. در دوره رنسانس همساز با آرمان انسان جهانی از هر تحصیل کرده‌ای انتظار می‌رفت که تعلیم موسیقی دیده باشد. چنانکه کاستیلیونه در کتاب درباریان می‌نویسد: «درباریی که موسیقی نداند خوشایند من نیست.[۱]» کلیسا همچنان حامی مهم موسیقی بود و در این زمان، بر شمار همسرایان کلیسا افزوده شد. با این وجود موسیقی کم‌کم به دربارها انتقال یافت. اشراف و شاهزادگان بر سر تصاحب بهترین آهنگسازان با یکدیگر به رقابت می‌پرداختند و هنگام سفر از قلعه‌ای به قلعهٔ دیگر، موسیقیدانان خود را نیز به همراه می‌بردند. شمار موسیقیدانان درباری از ده تا شصت تن در نوسان بود. موسیقیدانان شهر در اجتماع‌ها، مراسم ازدواج و آیین‌های مذهبی به اجرای موسیقی می‌پرداختند. به طور کلی، موسیقیدانان در این دوره از شأنی والاتر و درآمدی بیش از گذشته برخوردار بودند. ایتالیا به مرکز مهم موسیقی در سده شانزدهم بدل شده بود و آلمان، انگلستان و اسپانیا حیات موسیقایی پویایی داشتند. از موسیقیدانان معروف این دوره می‌توان به ژوسکن د پره، جووانی پیرلوئیجی دا پالسترینا، تامس ویلکز و تامس مورلی اشاره کرد.

ویژگی‌های موسیقی رنسانس[ویرایش]

کلام و موسیقی[ویرایش]

در رنسانس نیز، مانند قرون وسطا، موسیقی آوازی نسبت به موسیقی سازی از اهمیت بیشتری برخوردار بوده است. آهنگسازان رنسانس، موسیقی را برای تعالی بخشیدن به معنا و تأثیر متن به نگارش درمی‌آوردند. جوزپه زارلینو، نظریه‌پرداز موسیقی سده شانزدهم، می‌نویسد: «هنگامی که کلام بیانگر سوگ، درد، دلشکستگی، حسرت و چیزهایی از این گونه است، بگذار هارمونی آکنده از اندوه باشد.» در حالیکه آهنگسازان قرون وسطا، نسبت به تجسم هیجان کلام در موسیقی کم و بیش بی تفاوت بودند. اصطلاح نقاشی کلام که اغلب توسط آهنگسازان رنسانس به کار می‌رفته است، به معنای بیان موسیقایی تصویرهای ویژه شاعرانه است. برای مثال، گاه ممکن است واژه‌های هبوط از آسمان، با یک خط ملودیک پایین رونده همراه شود و واژهٔ دویدن با زنجیره‌ای از نت‌های تند و چابک به گوش برسد. با این حال، علی‌رغم تأکیدی که بر پیروی موسیقی از حس تصویری متن وجود داشته، موسیقی رنسانس شاید خوددار و آرام به نظر برسد. با آن که در موسیقی رنسانس، احساسات از گسترهٔ پهناوری برخوردار است، اما این احساسات اغلب به شیوه‌ای متعادل، متوازن و بدون تضادهای شدید دینامیک، رنگ‌آمیزی و ریتم بیان شده است.

بافت[ویرایش]

به طور عمده، بافت موسیقی رنسانس پلی فونیک است. یک نمونه کرال از موسیقی این دوره، دارای چهار، پنج یا شش خط آوازی است. تقلید میان خطوط آوازی رایج است. در موسیقی سبک، مانند موسیقی رقص، بافت هوموفونیک نیز، با توالی آکوردها، به کار رفته است. کیفیت صوتی موسیقی رنسانس در مقایسه با موسیقی قرون وسطایی پرتر و غنی‌تر است. به کارگیری محدودهٔ صوتی باس برای نخستین بار در این دوره، وسعت صوتی را به بیش از چهار اکتاو گسترش داد. این تأکید نو بر خط ملودی باس، هارمونی غنی تری را پدید آورد. پیشتر، در قرون وسطا، آهنگسازان توجه چندانی به تاثیر هارمونیک کلی نداشتند. اما در این دوره، آهنگسازان با در نظر داشتن خط‌های ملودیک جداگانه، به آکوردها نیز می‌اندیشیدند. از نظر صوتی موسیقی رنسانس کیفیتی ملایم و آرام دارد، زیرا آکوردهای کنسونانت و پایدار، مطلوب و مورد پسند شمرده می‌شدند؛ تریادها اغلب شنیده می‌شوند اما آکوردهای دیسونانس چندان اهمیتی ندارند. موسیقی کرال دورهٔ رنسانس نیازی به همراهی ساز نداشت. به همین دلیل، اغلب از این دوره به عنوان عصر زرین موسیقی کرالِ آ کاپلا (بی همراهی ساز) نام برده شده است. با این همه، سازها اغلب با خط‌های آوازی همراه می‌شدند. سازها، گاه با مضاعف کردن خط‌های آوازی سبب تقویت آنها می‌شدند، یا خط آوازخوانی غایب را می‌نواختند. در موسیقی کرال دورهٔ رنسانس، خط‌های اجرایی که تنها و فقط ویژهٔ اجرای سازها ساخته شده باشند کمیاب است.

ریتم و ملودی[ویرایش]

در موسیقی رنسانس، به دلیل استقلال ریتمیکِ فراوانِ هر خط ملودیک، ریتم اغلب جریانی هموار و آرام دارد و نه ضرباهنگی واضح و مشخص. هنگامی که یک آوازخوان در آغاز خط ملودیک خود است، آوازخوانانِ دیگر شاید از نیمهٔ خط ملودیک خود نیز گذشته باشند؛ بنابراین هر آوازخوان می‌باید ریتم جداگانه‌ای را نگه دارد که سبب می‌شود اجرای آواز در موسیقی رنسانس همزمان لذت انگیز و چالش برانگیز باشد. اما خواندن الگوهای زیر و بم در این ملودی‌ها آسان است. ملودی، اغلب همسو با گام (بالارونده یا پایین‌رونده) و با پرش‌هایی اندک حرکت می‌کند.

موسیقیِ مذهبی در دوره رنسانس[ویرایش]

موتت و مس از اصلی ترین فرم‌های موسیقی مذهبی رنسانس هستند. هر دو، سبک مشابهی دارند، اما مس اثری طولانی‌تر است. موتت و مسِ دورهٔ رنسانس، اثرهایی پلی فونیک و کرال هستند. موتت مبتنی بر یک متن مقدس لاتین که با متن‌های مورد استفاده در مس معمول تفاوت دارد و مسِ این دوره از پنج بخش کایریه، گلوریا، کرِدو، سانکتوس و آگنوس دِیی تشکیل می‌شود. از معروف ترین موسیقیدانان مذهبی رنسانس می‌توان به ژوسکن د پره و پالسترینا اشاره کرد. موتت آوه ماریا... ویرگو سِرِنا (سلام بر مریم... دوشیزهٔ باوقار) از ژوسکن د پره و مس پاپ مارسلوس اثر پالسترینا از آثار مذهبی معروف این دوره به شمار می‌روند.

موسیقی غیر مذهبی در دوره رنسانس[ویرایش]

موسیقی آوازی[ویرایش]

در دوره رنسانس، موسیقی آوازیِ غیر مذهبی به شدت محبوب شد. توسعهٔ چاپ آثار موسیقی از عوامل یاری رسانندهٔ گسترش موسیقی بود. به این ترتیب هزاران مجموعهٔ منتخبِ آوازی در دسترس دوستداران آن قرار گرفت. موسیقی، سرگرمی مهم زمان فراغت بود و از هر تحصیل کرده‌ای انتظار می‌رفت که بتواند سازی بنوازد و خط موسیقی بخواند. چنانکه تامس مورلی، آهنگساز عصر الیزابت، دربارهٔ ناتوانی خود از مشارکت در اجرای موسیقیِ پس از شام، می‌نویسد: «پس از صرف شام، کتابچه‌های موسیقی (مطابق رسم معمول) بر میزها قرار داده شد. بانوی خانه، یک خط آوازی را به من داد و مشتاقانه خواست آن را بخوانم. اما پس از عذر و بهانه‌های بسیار، هنگامی که با اکراه اعتراف کردم که نمی‌توانم، همه شگفت زده شدند. آری، برخی با یکدیگر نجوا می‌کردند و می‌پرسیدند چگونه بار آمده‌ام.»

موسیقی غیر مذهبی دورهٔ رنسانس، برای گروه‌هایی از تکخوان‌ها و یا برای تکخوان با همراهی یک یا چند ساز به نگارش درآمده و نقاشی کلام (تصویرگری موسیقایی متن) در آن معمول بود. تقلید از صداهای طبیعی، مانند صدای پرندگان و هیاهوی خیابان برای آهنگسازان لذت بخش بود. در قطعهٔ مشهور جنگ، اثر کلمان ژانکن (حدود ۱۵۶۰ – ۱۴۸۵)، آهنگساز به گونه‌ای درخشان و زنده به تقلید صداهای میدان نبرد، ضربه‌های طبل و غریو شیپورها پرداخته است. موسیقی غیر مذهبی، بیش از موسیقی مذهبی دارای دگرگونی‌های سریع حالت بود. مورلی به یک آهنگساز چنین توصیه کرده است: «شما می‌باید در موسیقی مانند باد مواج باشید، گاه جسور و سرکش، گاه آرام و سر به زیر، گاه با وقار و سنگین؛.. و هرچه تنوع بیشتری را بنمایانید، محبوب تر خواهید بود.»

مادریگال دورهٔ رنسانس[ویرایش]

مادریگال گونه‌ای مهم از موسیقی آوازی غیر مذهبی دورهٔ رنسانس است که برای چندین تکخوان و مبتنی بر یک شعر کوتاه که اغلب مضمون عاشقانه دارد نوشته می‌شود. مادریگال، مانند موتت، بافت‌های هوموفونیک و پلی فونیک را با هم می‌آمیزد، اما نقاشی کلام و هارمونی‌های نامتعارف بیشتر در آن به کار گرفته می‌شود. آغاز پیدایش مادریگال به حدود ۱۵۲۰ میلادی در ایتالیا باز می‌گردد. لوکا مارنتسیو (۱۵۹۹ - ۱۵۵۳) و کارلو جزوالدو از مادریگال نویسان معروف در ایتالیا بودند. با چاپ یک جلد از مادریگال‌های ترجمه شدهٔ ایتالیایی در لندن در ۱۵۸۸ جوششی ناگهانی در نگارش مادریگال توسط آهنگسازان انگلیسی ایجاد شد و تا حدود سی سال، ساخت مادریگال انگلیسی و دیگر آثار غیر مذهبی آوازی به طور پیوسته و بی وقفه ادامه یافت. عصر الیزابت (۱۶۰۳ - ۱۵۳۳) و ویلیام شکسپیر (۱۶۱۶ - ۱۵۶۴) نه تنها عصر زرین ادبیات انگلیسی، بلکه عصر درخشان موسیقی در انگلستان نیز به شمار آمده است. جنبش هنری در هر دو زمینه، از ایتالیا آغاز شده بود. هرچند مادریگال انگلیسی نسبت به مادریگال ایتالیایی سبکبال‌تر و شوخ تر است و ملودی و هارمونی آن ساده‌تر است. از مادریگال‌های معروف دوره رنسانس، آنگاه که وستا پایین می‌آمد، اثر تامس ویلکز، یکی از بهترین آفرینندگان مادریگال انگلیسی است.

بالهٔ دورهٔ رنسانس (فا-لا)[ویرایش]

گونه‌ای دیگر از موسیقی آوازی غیر مذهبی دورهٔ رنسانس باله (یا فا-لا) است که آوازی همراه با رقص برای چندین تکخوان بوده است. باله ساده‌تر از مادریگال است و بر خلاف بسیاری از نمونه‌های موسیقی رنسانس، بافت آن بیشتر هوموفونیک بود. ملودی اصلی آن را زیرترین خط آوازی اجرا می‌کرد. هر بند از شعر آواز، موسیقی یکسانی داشت و هجاهای فا-لا (تلفظ هجاها و نه نت‌های فا و لا) به عنوان برگردان شعر به کار می‌رفت. بالهٔ رنسانس نیز مانند مادریگال از ایتالیا سرچشمه گرفت و از حدود ۱۵۹۵ تا ۱۶۲۰ در انگلستان شکوفایی و رواج فراوان داشت. بالهٔ اکنون ماه گل چیدن است اثر تامس مورلی (۱۶۰۳ – ۱۵۵۷) -آهنگساز انگلیسی که بیشتر به سبب مادریگال‌هایش شهرت دارد- یکی از باله‌هایی است که اجرای آن بیشتر رایج و معمول بوده است.

موسیقیِ سازی[ویرایش]

هرچند در دوره رنسانس موسیقیِ سازی هنوز شأن واهمیت موسیقی آوازی را نداشت، اما کم‌کم بر اهمیت آن افزوده می‌شد. نوازندگان، بنا به رسم معمول، به نواختن موسیقی متناسب با آواز یا به همراهی آوازخوانان می‌پرداختند. موسیقی سازی حتی تا دهه‌های نخست سدهٔ شانزدهم به میزان زیادی از موسیقی آوازی گرفته می‌شد. گروه‌های سازی، به قطعه‌های پلی فونیک آوازیی را می‌نواختند که اغلب در چاپ آنها چنین اشاره‌ای آمده بود: برای خواندن یا نواختن با ساز. کلاوسن،ارگ و لوت سازهایی بودند که توسط تکنوازان برای اجرای تنظیم‌های سادهٔ سازی از آثار آوازی به کار برده می‌شدند. به هر حال، در سده شانزدهم، موسیقی سازی هر چه بیشتر از قید الگوهای آوازی رها شد و آثاری که ویژهٔ ساز به نگارش درآمده باشند بیشتر شد. آهنگسازان، در نگارش موسیقی برای ارگ یا لوت، بهره‌گیری از توانایی‌های ویژهٔ این سازها را آغاز کردند و فرم‌های خالصِ سازی، مانند تم و واریاسیون، را گسترش دادند. این‌گونه آثار سازی بیشتر برای رقص که تفریح محبوب دورهٔ رسانس بود، به نگارش درمی‌آمدند. موسیقی رقص توسط گروه نوازندگان یا تکنوازانی مانند کلاوسن یا لوت اجرا می‌شد. از موسیقی رقص، گنجینه‌ای غنی که در سدهٔ شانزدهم به چاپ رسیده بر جا مانده است. موسیقیدانان رنسانس میان سازهای قوی و نافذ که مناسب فضای باز بودند، مانند انواع ترومپت و شاوم (سازی دو زبانه و نیایِ اُبوا) و سازهای ملایم و خانگی، مانند انواع لوت و رکوردر (نوعی فلوت قدیمی)، تمایز قائل بودند. در دورهٔ رنسانس، صدای سازها نسبت به آنچه امروزه از آنها می‌شنویم، هموارتر و کمتر درخشان بوده است. رکوردرها و ویول‌ها (سازهای زهی-آرشه‌ای) از مهمترین سازهای دورهٔ رنسانس بودند. آهنگسازان رنسانس در قطعات خود سازها را مشخص نمی‌کردند. ممکن بود یک اثر با رکوردرها، ویول‌ها یا بسته به سازهای در دسترس با چندین ساز مختلف اجرا شود. در دورهٔ رنسانس، ارکستر تثبیت شده به معنای امروزی وجود نداشت. از بزرگترین موسیقیدانان غیر مذهبی رنسانس می‌توان تامس ویلکز، تامس مورلی و آندرا گابریلی را نام برد.

منابع[ویرایش]

  1. Castiglione، Baldassare. Book of the Courtier. 1528. 
  • درک و دریافت موسیقی، راجر کیمی ین، ترجمهٔ حسین یاسینی، نشر چشمه