لئوناردو داوینچی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو



لئوناردو داوینچی
Leonardo self.jpg
نگاره‌ای از چهره خود (۱۵۱۳) تورین، کتابخانه سلطنتی
نام لئوناردو دا وینچی
نام اصلی لئوناردو دی سر پیرو داوینچی
زادهٔ ۱۵ آوریل ۱۴۵۲(۱۴۵۲-04-۱۵)
روستای وینچی، فلورانس، ایتالیای کنونی
درگذشت ۲ مه ۱۵۱۹ میلادی (۶۷ سال)
آمبواز، پادشاهی فرانسه
ملّیت ایتالیایی
رشته دانشمند و هنرمند
آثار برجسته شام آخر
مونالیزا
مرد ویتورین
امضا


لئوناردو دی سر پیرو داوینچی (۱۵ آوریل ۱۴۵۲ - ۲ مه ۱۵۱۹) دانشمند، نقاش، مجسمه‌ساز، معمار، موسیقی دان، ریاضی‌دان، مهندس، مخترع، آناتومیست، زمین‌شناس، نقشه کش، گیاه‌شناس و نویسنده ایتالیایی دوره رنسانس بود. نبوغ او شاید بیش از هر چیز دیگری مورد توجه بوده است. لئوناردو معمولا به عنوان نمونهٔ بارز یک مرد رنسانس معرفی می‌شود.[۱] از او به طور گسترده بزرگترین نقاش تاریخ یاد می‌کنند. عده‌ای نیز او را با استعدادترین شخصی می‌دانند که تا کنون در این جهان زندگی کرده است.

عده‌ای از محققان ایتالیایی با تحقیق بر روی اثر انگشت بازسازی شدهٔ وی، او را دارای ریشهٔ عربی و اهل خاورمیانه برشمرده‌اند.[۲] داوینچی را کهن‌الگوی «فرد رنسانسی» دانسته‌اند. وی فردی بی‌نهایت خلاق و کنجکاو بود. او نظریات خود را در مجموعه یادداشتهایی که بالغ بر هزاران صفحه می‌باشند، ثبت کرده است. او طرحهای مبتکرانه‌ای را برای ساخت سلاحهایی مانند توپ‌های بخار، ماشین‌های پرنده و ادوات زرهی ارائه کرده بود، هرچند که بسیاری از آنها هرگز ساخته نشدند.
داوینچی اولین طراح هواپیما و صدها اثر معماری دیگر به‌شمار می‌رود. یکی از طرح‌های ابتکاری او لباس غواصی و زیر دریایی جنگی است. او همچنین مسلسل، تانک نظامی، ساعتی که به ساعت داوینچی معروف است، کیلومتر شمار و چیزهای دیگر را طراحی یا اختراع کرد و با استفاده از خط معکوس برای طراحی‌های خود یادداشت‌هایی را نوشته است، که آنها را فقط در مقابل آینه می‌توان خواند. شهرت جهانی داوینچی بیشتر به‌خاطر نقاشی‌های شام آخر و مونالیزا است. مارکو روسکی درباره او می‌گوید: در حالی که گمانه زنی‌های زیادی در مورد لئوناردو وجود دارد، چشم انداز او از جهان اساساً منطقی است و نه اسرار آمیز، و این که روش‌های تجربی به کار گرفته شده او برای زمان خودش غیرمعمول بود.[۳]

زندگی[ویرایش]

دوران کودکی[ویرایش]

خانهٔ داوینچی در کودکی
نقاشی که به عنوان اولین کار داوینچی شناخته می‌شود

لئوناردو داوینچی در سال ۱۴۵۲ در یک روستای توسکانی زاده شد. او فرزند نامشروع یک ثروتمند، با نام پیرو فرانسیسو دی انتونیو داوینچی و یک زن دهقان به نام کاترین بود. بین ۱۴۹۳ و ۱۴۹۵ لئوناردو زنی به نام کاترین را در میان افراد وابسته به خود را در اسناد مالیاتی خود ذکر کرده است. زمانی که او در ۱۴۹۵ فوت کرد، لیست هزینه‌های مراسم تشییع جنازه نشان می‌دهد که این زن مادر او بود.[۴][۵][۶] در مورد دوران کودکی لئوناردو اطلاعات زیادی در دست نیست. او ۵ سال اول زندگی خود را با مادرش گذراند، سپس در سال ۱۴۵۷ نزد خانوادهٔ پدرش، پدربزرگ، مادربزرگ و عمویش زندگی کرد. پدر او با یک دختر شانزده ساله ازدواج می‌کند، همسر دوم پدرش لئوناردو را خیلی دوست می‌داشت اما در سن جوانی درگذشت.[۷] او تحصیلات ابتدایی را در مدرسه دهکدهٔ محل سکونتش گذراند. با اینکه در مدرسه چندان موفق نبود، ولی شور و هیجان زیادی نسبت به طبیعت نشان می‌داد.[۸] داوینچی به صورت غیر رسمی هندسه و ریاضیات را نیز آموخت. وقتی او شانزده ساله بود پدرش برای بار دوم با دختر بیست ساله‌ای به نام فرانسسکا لنفردینی ازدواج کرد.[۹]

دوران جوانی[ویرایش]

پرتره‌ای از لئوناردو داوینچی در دوران جوانی
تعمید مسیح، یکی از آثار داوینچی در کارگاه وروکیو

او را به شاگردی به هنرکده‌ای در فلورانس فرستادند تا نزد آندرئا دل وروکیو (۱۴۳۵-۱۴۸۸) که نقاش و پیکرتراش بود، آموزش ببیند. وروکیو از شهرت بسیاری برخوردار بود؛ به گونه‌ای که ساخت بنای یادبود «بارتولومئو کولئونی»، سردار نظامی شهر ونیز را به او سپردند. در آتلیه‌ای که قابلیت ساخت چنین شاهکارهایی را داشت، لئوناردوی جوان می‌توانست چیزهای زیادی بیاموزد. بدون شک در آنجا با رموز فنی ریخته‌گری و کارهای فلزی آشنا شده و آموخته‌است که چگونه با مطالعه و مشاهده دقیق مدل‌های برهنه و پوشیده، تابلوها و تندیس‌هایی را پدید آورد. شمار زیادی از نقاشان و پیکرتراشان خوب، از هنرآموزان کارگاه موفق «وروکیو» بودند، ولی «لئوناردو» بسیار بهتر از یک نوجوان با استعداد بود، به گونه‌ای که در هفده سالگی در کار پیکر تراشی و سایر امور مربوط به آن به استاد ماهری تبدیل شده بود و قادر بود ابزارهای پیچیده و ماشین‌های مورد نیاز را پدید آورد.[۱۰] او همچنین به پژوهش دربارهٔ گیاهان و جانوران مختلف پرداخت تا بتواند از آنها در تابلوهایش استفاده کند؛ علاوه بر این، دانش گسترده‌ای دربارهٔ نورشناسی، ژرفا نمایی و استفاده از رنگ‌ها کسب کرد. چنین آموزشی کافی بود که از هر نوجوان با استعدادی یک هنرمند برجسته بسازد. او پس از اتمام آموزش به شهر میلان رفت.[۱۱] لئوناردو در سال ۱۴۷۲ به عضویت گروه قدیس لوقا درآمد. مرکز این گروه یا اتحادیه، که عمدتاً از داروفروشان، پزشکان، و هنرمندان تشکیل شده بود، در بیمارستان سانتا ماریانوئووا بود. احتمالاً لئوناردو در آنجا فرصتی برای آموختن کالبدشکافی به دست آورد. در ۱۴۷۸ شورای شهر از او خواست نمازخانه سان برناردو در کاخ وکیو را نقاشی کند ولی بنا به دلایلی، این مأموریت را انجام نداد. لئوناردو در بسیاری از پروژه‌های مختلف برای لودویکو استخدام شد. از جمله آماده‌سازی شناورها برای موقعیت‌های خاص، طرح‌هایی برای یک گنبد برای کلیسای جامع میلان و یک مدل برای یک بنای تاریخی مربوط به ورزش سوارکاری بزرگ فرانچسکو اسفورزا که هفتاد تن برنز برای ریخته گری آن استفاده شد. این بنا برای چندین سال ناتمام ماند که برای لئوناردو غیر عادی نیست و در سال ۱۴۹۹ به پایان رسید.[۱۲]

دوران کهنسالی و مرگ[ویرایش]

آرامگاه داوینچی در کلیسای سنت هابرت در شهر آمبویس، فرانسه
مرگ لئوناردو اثر ایگرس.

داوینچی اواخر عمر خود را در شهر واتیکان در ایتالیا سپری نمود مکانی که رافائل و میکل آنژ در انجا فعالیت داشتند.[۱۳]   در اکتبر ۱۵۱۵ فرانسوای اول(François premier)، پادشاه فرانسه، میلان را به تسخیر خود درآورد. در دسامبر همان سال لئوناردو به نزد فرانسوای اول و پاپ لیئو ایکس فراخوانده شد. به لئوناردو سفارش جدیدی برای ساخت یک شیر مکانیکی داده شد، شیری که می‌توانست به طرف جلو گام بردارد و قفسه سینه‌اش را باز کرده و خوشه‌ای از گل‌های سوسن را نمایان سازد.[۱۴][۱۵] در سال ۱۵۱۵ به خدمت فرانسوا درآمد و در خانه‌ای ییلاقی در کلوس لوس در نزدیکی اقامتگاه سلطنتی جای گرفت. او سه سال پایانی عمر خویش را به همراه ملزی شاگردش در آنجا گذرانید و حقوقی معدل هزار اسکودی (واحد پول آن زمان در ایتالیا) دریافت می‌کرد.[۱۶] داوینچی در روز دوم ماه مه سال ۱۵۱۹ در حالی که تبدیل به یکی از دوستان صمیمی فرانسوا شده بود در کلوس لوس درگذشت. واساری اینگونه می‌نویسد که پادشاه سر داوینچی را در هنگام مرگ در آغوش گرفت هرچند که این داستان عاشقانه و رومانتیک که بسیار باب طبع فرانسویان و بسیاری از هنرمندان است بیشتر به افسانه شبیه‌است تا واقعیت.[۱۷][۱۸] واساری همچنین می‌نویسد که داوینچی به هنگام مرگ تقاضای حضور یک کشیش برای اعتراف به گناهان می‌کند.[۱۹] بر طبق خواستهٔ او شصت فقیر تابوت او را حمل می‌کنند. او در کلیسای سنت هابرت تدفین می‌شود. ملزی به عنوان وارث او شناخته می‌شود و تمامی پول‌ها، نقاشی‌ها، وسائل و دیگر آثار او به ملزی تعلق می‌گیرد. البته لئوناردو شریک قبلی و قدیمی‌اش، سالای و همچنین خدمتکارش را فراموش نکرد و به هرکدام از آن دو، نصف تاکستان خویش را بخشید.[۲۰]

زندگی شخصی و روابط[ویرایش]

پرترهٔ ایزابلا دسته

داوینچی دوستان زیادی داشت که هم اکنون به خاطر زمینه‌های کاری و یا اهمیت تاریخ خود امروزه به نوعی شناحته شده هستند؛ اما با این حال به نظر می‌رسد که به جز ایزابلا دسته، دوستی صمیمی و نزدیکی با زنان نداشته است. داوینچی در حالیکه به همراه ایزابلا به یکی از نقاط ایتالیا سفر کرده بود، از او پرتره‌ای می‌کشد که به نظر می‌رسد قرار بوده طرح اولیهٔ یک نقاشی باشد که هم اکنون گم شده است.[۲۱]

گرایش جنسی و تاثیرات آن بر هنرش[ویرایش]

یحیای تعمید دهنده

گذشته از دوستی و روابط او با دوستانش، داوینچی زندگی خصوصی خود را پنهان نگاه داشته بود. گرایش جنسی او، به موضوعی برای تجزیه و تحلیل و حدس و گمان تبدیل شده بود. این روند در اواسط قرن ۱۶ شکل گرفت و در قرن‌های ۱۹ و ۲۰ دوباره احیا شد، که مهمترین پژوهش در این باره توسط زیگموند فروید انجام شده‌است[۲۲] بیشترین رابطهٔ داوینچی، با دو پسر جوان که شاگردان خود او بوده‌اند یعنی سالای و ملزی بوده‌است. ملزی احساس داوینچی به او را عشق و شهوت بیان می‌کند. مدارک دادگاه سال ۱۴۷۶ نشان می‌دهد که وقتی داوینچی بیست و چهار ساله بوده داوینچی به همراه ۳ مرد دیگر تحت قوانین سودومی دوران رنسانس به همجنس‌گرایی متهم می‌شود اما بعدها از این اتهام تبرئه می‌شود.[۲۳] از آن تاریخ به بعد بحث‌های زیادی پیرامون همجنس‌گرا بودن داوینچی و تاثیرات آن بر آثارش، به ویژه وجود حالت دوگانهٔ مردانه و زنانه و شهوت مشهود در تابلوی یحیای تعمید دهنده و باکوس و دیگر آثار وی، بخصوص آثار آمیخته با شهوت وی شده‌است.[۲۴]

شاگردان[ویرایش]

جیان جیاکومو کاپورتی د اورنئو یا همان سالای از سال ۱۴۹۰ همراه با داوینچی زندگی می‌کرد. تنها پس از گذشت یک سال از پیوستن سالای به داوینچی، او لیستی از خرابکاری‌ها و تخطی‌های سالی فراهم کرد. لئوناردو او را دزد دروغگو کله‌شق و دله خطاب کرد. پس از اینکه او دست کم پنج بار با پول‌های داوینچی فرار و آن‌ها را صرف کارهایی همچون خرید لباس کرد..[۲۵] اما با این حال داوینچی همواره نسبت به سالای رفتاری بسیار محبت‌آمیز داشت. سالای به مدت سی سال همراه با او زندگی کرد.[۲۶] سالای تعدادی از نقاشی‌های خود را به نمایش گذاشت هرچند که جرجیو واساری یکی از نقاشان معروف ایتالیا عقیده داشت که داوینچی فنون نقاشی را به خوبی به او آموخته است[۲۷] اما کارهای سالای نسبت به کارهای دیگر شاگردان داوینچی از خلاقیت هنرمندانهٔ کمتری برخوردار بود. در سال ۱۵۱۵ او مدل کاملاً برهنه‌ای از مونا لیزا را کشید و نام ان را مونا وانا نهاد.[۲۸]

در سال ۱۵۰۵، داوینچی شاگرد دیگری را به نام کنت فرانسیسکو ملزی اختیار نمود. کسی که ادعا می‌شود محبوب‌ترین شاگرد در نزد وی بوده‌است. او به همراه داوینچی به فرانسه مسافرت کرد و تا آخر عمر داوینچی در کنار او باقی‌ماند. پس از مرگ داوینچی تمامی کارهای او به ملزی رسید و او از آنها به خوبی نگهداری کرد.[۲۹]

آثار و پژوهش‌ها[ویرایش]

نقاشی‌ها[ویرایش]

برجسته‌ترین اثر داوینچی، مونالیزا، مشهور به لبخند ژوکوند

لئوناردو یک نقاش پرکار نبود، در حقیقت او پرکارترین نقشه‌کش و طراح بود. او مقاله‌های زیادی در مورد کوچکترین مسائل و طرح‌هایی با کوچکترین جزیات را در مورد مسائلی که توجهش را جلب می‌کرد، نگهداری می‌نمود. علاوه بر این مقالات و طرح‌ها، مطالعات زیادی پیرامون نقاشی انجام داده‌است که از آنان برای کشیدن برخی از تابلوهای معروف خود همچون «باکره صخره‌ها» و «شام آخر» استفاده نموده‌است.[۳۰] قدیمی‌ترین نقاشی داوینچی، a Landscape of the Arno Valley است که در سال ۱۴۷۳ کشیده شد و رودخانه، کوه‌ها، یک قلعه و مزارع کشاورزی را در جزیئیاتی دقیق نشان می‌دهد.[۳۱][۳۲]

مونالیزا

داوینچی برای کشیدن تابلوی مونالیزا از سال ۱۵۰۳ آغاز به کار کرد و اتمام آن تا ۱۵۰۷ به طول انجامید. شهرت داوینچی به خاطر اثر ماندگار وی در تاریخ، مونالیزا، بوده‌است.

نسخهٔ کنونی تابلوی نقاشی مونالیزا دارای ابعاد ۷۷×۵۳ سانتیمتر است. نسخه‌ای را که او تهیه کرده بود از نسخه فعلی، بزرگتر بود چرا که در گذر زمان دو ستون از طرفین چپ و راست این تابلو بریده شده‌است. به همین دلیل به هیچ وجه مشخص نیست که مونالیزا در این تابلو نشسته‌است. همچنین باید اشاره کرد که بسیاری از قسمت‌های این تابلو به مرور زمان خراب و یا دوباره نقاشی شده‌است. اما با این وجود شخصیت اصلی نقاشی همچنان محفوظ مانده‌است.[۳۳]

در ۲۱ اوت ۱۹۱۱ تابلوی مونالیزا توسط یک دزد ایتالیایی دزیده شد و به ایتالیا برده می‌شود. پس از گذشت دو سال این تابلو در زادگاه خود یعنی فلورانس دیده می‌شود و پس از انجام برخی فعالیت‌های اداری و قانونی تابلو دوباره به موزه لوور بازگردانده می‌شود.

در سال ۱۹۵۶ شخصی اقدام به پاشیدن اسید به قسمت پایینی تابلو نمود که مرمت آن سال‌ها به طول انجامید. در دهه‌های ۶۰ و ۷۰ میلادی شهرهای نیویورک، توکیو و مسکو میزبان این تابلو بوده‌اند.

شام آخر

این اثر هنری نشانگر صحنه‌هایی از شام آخر روزهای پایانی عمر مسیح است آنطور که انجیل به آن اشاره کرده‌است. این نقاشی بر پایهٔ کتاب یوحنا، باب ۱۳ آیهٔ ۲۱ است آنجا که مسیح می‌گوید که یکی از ۱۲ حواری‌اش به وی خیانت خواهد کرد. این نقاشی یکی از مشهورترین و باارزشترین نقاشی‌های جهان است.

راز تابلوهای لئوناردو داوینچی[ویرایش]

به نظر می‌رسد جستجو برای یافتن راز تابلوهای لئوناردو داوینچی پایانی ندارد. در آخرین تلاش این بار محققین تصویرآیینهای تابلوی داوینچی را مورد بررسی قرار دادند و به نظر می‌رسد که به نتایج جالب توجهی رسیده‌اند. این طور به نظر می‌رسد که بخش‌هایی از تابلوی تابلو ی شام آخرداوینچی با تصویر آیینه‌ای اش تکمیل می‌شود. در سمت چپ تابلو شوالیه ای دید ه می‌شود که درپو شش و لباسکامل است حتی کلاه خود خود را بر سر گذاشته است. در بخش میانی تصویر مرد جوانی با لباس نارنجی دیده می‌شود که چیزی را در آغوش خود گرفته است. در مقابل عیسی جامی دیده می‌شود. جامی که گفته می‌شود در شب آخر در سر میز قرار داشته و در تصویر اصلی کشیده نشده است. البته جدای از تصویر آیینه‌ای حدس می‌زنید چند نفر در این تابلو حضور دارند؟ احتمالاً حدس شما ۱۳ نفر است. عیسی و ۱۲ تن از حواریون.. ولی اگر دقت کنید متوجه می‌شوید در این تابلو ۱۴ نفر وجود دارند ... در سمت راست تصویری که مشاهده می‌کنید و در واقع سوی راست تابلوی حقیقی در جایی که حواریون در کنار هم جمع شد ه‌اند دستی دیده می‌شود که چاقوی تیزی را گرفته است.. و این دست متعلق به هیچ‌کدام از حواریون نمی‌باشد.. البته شایدداوینچی علاقه‌ای برای به تصویر کشیدن یهودا(یکی ازحواریونکه به عیسی خیانت کرد) نداشته است. د ر بعضی دیگر از تصاویر آیینه‌ای تابلو به نظر می‌رسد در گوشهٔ خالی تابلو یهودا ظا هر شده است. مهارت داوینچی درسبک سفوماتوــ سایه زنی ملایم که انتقال‌های نا محسوسی را میان رنگ‌ها و سایه روشن موجب می‌شود ــ باعث ایجاد سایه‌هایی مبهم در تابلوهای او شده است و به نظر می‌رسد داوینچی قصد پنهان کردن چیزی در میان سایه روشن‌های مبهم تابلو را داشته است. در هر صورت چه رازی در کار باشد چه نباشد تابلوهای داوینچی سالها ذهن علاقه‌مندان را به خود مشغول کرده است؛ و یا واقعاً مونا لیزای معروف در پس لبخند مرموزش چیزی را می‌داند که ما هنوز نمی‌دانیم؟[۳۴]

پژوهش‌های علمی[ویرایش]

مستندات چگونگی پرواز پرندگان (نوشته‌ها در مقابل آینه قابل خواندن است)

نخستین بار داوینچی بود که متوجه شد سالهای عمر هر درخت معادل تعداد حلقه‌هایی است که در مقطع افقی تنهٔ آن پدید آمده است. لئوناردو اولین کسی بود که اندام‌های بدن انسان را با برش مقطع طراحی کرد. گفته‌اند او برای درک بیشتر آناتومی بدن، اتدهای فیگوراتیو بسیاری از بدن مردگان می‌زد.[۳۵] برخی از مسائلی که لئوناردو بر روی آن‌ها پژوهش انجام داد به شرح زیر می‌باشد:[۳۶]

طرح‌های مهندسی و اختراعات[ویرایش]

طرح یک ماشین پرنده از لئوناردو داوینچی

داوینچی علاوه بر نقاشی به عنوان یک مهندس نیز مشهور است. او در نامه‌ای به دوک میلان اظهار داشت که قادر به تهیه و ساخت دستگاه‌هایی برای دفاع از شهر و همچنین محاصرهٔ شهر دشمن است. هنگامی که او به ونیز گریخت، شاگردی را پیدا کرد که با کمک او توانست یک سنگر متحرک را طراحی کند. او حتی طرحی برای منحرف کردن مسیر رودخانهٔ آمو داشت، پروژه‌ای که نیکولو ماکیاولی نیز بر روی آن کار کرد.[۳۷][۳۸] مقالات داوینچی شامل تعداد بسیار زیادی از اختراعات عملی و قابل اجرا و غیر عملی، شامل آلات موسیقی، پمپ‌های هیدرولیک، توپ‌های بخار، سپرهایی خاص و... می‌گشت.[۳۹][۴۰]

تعداد زیادی از دست نوشته‌های داوینچی مربوط به طرح‌ها و نقشه‌های اختراعات او هستند. برخی از ابداعات او به شرح زیر است:[۴۱]

  • طراحی برخی از لباس‌های مربوط به کارنوال‌ها و فستیوال‌ها و برخی از لباس‌های رزهی
  • ماشین آلات جنگی همچون طراحی یک تانک زره‌پوش، یک تیرانداز غول پیکر و دستگاه خوف‌انگیز که با حرکت خود پاهای سربازان را قطع می‌کند. البته هیچ‌یک از این وسائل در زمان لئوناردو ساخته نشد.
  • سدها و کانال‌ها آب
  • یک پل چوبی که قابلیت حمل داشت و می‌شد آن را از هم باز و دوباره سرهم کرد.
  • وسائلی که با بال‌هایی قابلیت پرواز داشتند مانند هلی‌کوپتر، چتر نجات و گلایدر. چتر نجات ابداع داوینچی، و اولین طرح دستگاه پرس کار داوینچی است و در قرن بیستم ساخته شد و کار کرد.
  • خط معکوس یکی دیگر از اختراعات داوینچی است. او برای این که کسی نتواند نوشته‌هایش را بخواند، نوعی خط را اختراع کرد که برعکس نوشته می‌شد و برای خواندن آن از آینه باید استفاده می‌شد. داوینچی می‌توانست به طور همزمان بایک دستش نقاشی بکشد وبا دست دیگرش متن بنویسد.

دیگر اختراعات او شامل مسلسل، بادسنج، ساعت، تلمبه می‌شوند.[۴۲]

نگارخانه[ویرایش]

منابع[ویرایش]

  1. گاردنر، هلن، کتاب هنر در طول زمان، صفحه ۴۵۰ تا ۴۵۶.
  2. سایت آفتاب
  3. Rosci, Marco (1977). Leonardo. p. 8
  4. Codex II, 95 r, Victoria and Albert Museum, as cited by della Chiesa p. 85
  5. Vezzosi, Alessandro (1997). Leonardo da Vinci: Renaissance Man
  6. His birth is recorded in the diary of his paternal grandfather Ser Antonio, as cited by Angela Ottino della Chiesa in Leonardo da Vinci, p.83
  7. Bortolon, Liana (1967). The Life and Times of Leonardo. London: Paul Hamlyn.
  8. لئوناردو داوینچی
  9. Rosci, p.20
  10. لئوناردو داوینچی
  11. ظریفیان صنعتکار، بهنام، دنیای مشاهیر، تهران: انتشارات فارابی، ۱۳۸۳، ص۶۰.
  12. http://en.wikipedia.org/wiki/Leonardo_da_Vinci
  13. della Chiesa, p.86
  14. Vasari, p.265
  15. "Reconstruction of Leonardo's walking lionبه ایتالیایی
  16. della Chiesa, p.86
  17. On the day of Leonardo's death, a royal edict was issued by the King at Saint-Germain-en-Laye, a two-day journey from Clos Lucé. This has been taken as evidence that King François cannot have been present at Leonardo's deathbed. However, White in Leonardo: The First Scientist points out that the edict was not signed by the king himself.
  18. برای مشاهده تصاویر در این باره نگاه کنید به:depictions of Leonardo da Vinci.
  19. Vasari, p.270
  20. آرزوی لئوناردوLeonardo-history. Retrieved 2007-09-28.
  21. Bortolon, Liana (1967). The Life and Times of Leonardo. London: Paul Hamlyn.
  22. Sigmund Freud, Eine Kindheitserinnerung des Leonardo da Vinci, (1910)
  23. della Chiesa, Angela Ottino (1967). The Complete Paintings of Leonardo da Vinci. p.83.
  24. Rossiter, Nick (2003-07-04). Could this be the secret of her smile?. Telegraph.co.UK. Retrieved 2007-10-03.
  25. Leonardo, Codex C. 15v, Institut of France. Trans. Richter
  26. della Chiesa, p.84
  27. Vasari, p.265
  28. Gross, Tom. «Mona Lisa Goes». Paintingsdirect.com. Retrieved 2007-09-27.
  29. Bortolon, Liana (1967). The Life and Times of Leonardo. London: Paul Hamlyn
  30. Popham, A.E. (1946). The Drawings of Leonardo da Vinci.
  31. Popham, A.E. (1946). The Drawings of Leonardo da Vinci.
  32. Bortolon, Liana (1967). The Life and Times of Leonardo. London: Paul Hamlyn.
  33. سایت علمی دانشجویان ایران
  34. http://vista.irمنبع خبری ویستا
  35. زادهٔ خورشید، نوشتهٔ مایکل گلب
  36. Gardner, Helen (1970), Art through the Ages, Harcourt, Brace and World
  37. Machiavelli, Leonardo and the Science of Power.
  38. Fortune is a River: Leonardo Da Vinci and Niccolo Machiavelli's Magnificent Dream to Change the Course of Florentine History
  39. Bortolon, Liana (1967). The Life and Times of Leonardo. London: Paul Hamlyn.
  40. Arasse, Daniel (1998). Leonardo da Vinci.
  41. Gardner, Helen (1970), Art through the Ages, Harcourt, Brace and World
  42. مجله اینترنتی سپهر
  • ل‍ئ‍وناردو داوین‍چی، بزرگ‌ترین نابغ‍ه جه‍ان؟؛ نویس‍نده: هربی برنان؛ ته‍ران، وزارت فرهن‍گ و ارشاد اسلامی، سازمان چاپ و انت‍شارات، نش‍ر زلال، ۱۳۸۲.
  • لئوناردو داوینچی در شمیم‌نت
  • راز داوینچی، نویسنده: دان براون؛ ترجمه مریم بهرامی؛ تهران: بهزاد، ۱۳۸۵. شابک: ۹۶۴-۲۵۶۹-۲۶-۴
  • راسخون، بازدید: اکتبر ۲۰۰۹.
  • Leonardo da Vinci by Diane Stanley, HarperTrophy press, 2000
  • Leonardo Da Vinci, ۱۴۵۲-۱۵۱9 (Basic Art) by Frank Zollner, Taschen press, ۲۰۰۰

پیوند به بیرون[ویرایش]