ترانه

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

تَرانهنامی دخترانه به معنی شعر و آهنگی که خواننده‌آن را تحت قواعد موسیقیایی اجرا کرده باشد گفته می‌شود. به تعبیر دیگر هر شعری که قابلیت موسیقیایی داشته باشد را می‌توان ترانه دانست.

دوران معاصر[ویرایش]

در دوران معاصر، قافیه‌دار بودن و سازگار بودن شعر با عروض دیگر از پیش‌شرط‌های ترانه بودن یک شعر نیست.[۱]

درون‌مایهٔ ترانه‌ها معمولاً توده‌ای و عامیانه و احساسی است. فراق، غربت، عشق و محبت، دشمنی، دادخواهی، مبارزه با ظلم و ستم، آموزش و ... از موضوعات اصلی ترانه‌ها هستند.[۲]

در ابتدای دورهٔ معاصر اکثر ترانه‌های فارسی تغزل به سبک عراقی بوده و به پیروی از بزرگان این سبک مانند حافظ و سعدی سروده شده‌است. از آن‌جا که تنها سبک موجود آن روزگار موسیقی ردیفی و دستگاهی بود، تا سال‌ها در زبان و قالب ترانه تغییر جدی پدید نیامد.[۳]

در سال‌های آغازین دههٔ پنجاه، با آغاز موج نوی ترانه یا همان ترانهٔ نوین و تولد موسیقی پاپ در ایران، زبان به فراخور موسیقی دچار شکستگی شد و به واقع به زبان گفتاری مردم کوچه و بازار نزدیک شد. ترانه از آن پس از تعاریف قالب‌های کلاسیک بیرون آمد و در حقیقت تعریف آن دیگرگون شد. از آن تاریخ تا امروز تغییر بنیادین به مثابهٔ آنچه در دههٔ ۵۰ اتفاق افتاد، در ترانه رخ نداده‌است. ولی شاهد فراز و نشیب‌های بسیاری به فراخور تغییرات فرهنگی، سیاسی و اجتماعی، در آن بوده‌ایم.[۴]

در قدیم[ویرایش]

واژةٔ ترانه در قدیم در معنای رباعی به‌کار می‌رفت. در معنی دیگری در قدیم به هر تصنیفی که سه گوشه داشته باشد ترانه گفته می‌شد. در قدیم هم‌چنین واژهٔ ترانه را گاه در معناهای سرود، نوا و نغمه به‌کار می‌بردند.[۵]

ساختار اصلی ترانه[ویرایش]

استخوان بندی یک ترانه شامل چندین بخش می‌شود که این بخش‌ها در جایی به هم وابسته‌اند یا اصولا مستقل از هم هستند:

  • ۱: وزن مناسب
  • ۲: طرح اصلی (موضوع ترانه)

اصلی‌ترین تقسیم بندی طرح اصلی عبارست از:

    • عشق
    • اجتماع
    • آمیزه‌ای از هر دو
  • ۳: شخص (طرز بیان)

که منظور از آن طرز بیان موضوع ترانه‌است و به دو شکل اول شخص و سوم شخص در ترانه جریان دارد و در مواردی تلفیقی از این دو.

  • ۴: زبان سرایش

که می‌تواند زبان گفتاری باشد یا زبان معیار نوشتاری.[۶]

تمایز بین ترانه و شعر[ویرایش]

بعضی به اشتباه ترانه را معادل شعر می دانند. حال آنکه شعر چه در قالب شعر کلاسیک و چه در قالب شعر آزاد یک اتفاق ادبی صرف است که احساسی را با کمک کلمات و خیال پردازی به خواننده منتقل می‌کند که در هر دو سبک کلاسیک و آزاد مقتضیات و قواعد خاص خود را دارد.اما ترانه سروده ای است که به هدف هم آغوش شدن با موسیقی نوشته می شود. این نوشته باید بتواند برای قالب موسیقایی مدّ نظر سراینده یا آنچه با هماهنگی آهنگساز تعیین می شود، کارکرد مناسبی داشته باشد. شعر می تواند به عنوان ترانه هم استفاده شود( مانند شعرهای حافظ در موسیقی سنتی) اما ترانه محدود به شعر نیست. در ترانه الزامی به رعایت پارامترهای شعری نیست و مهم این است که ترانه بتواند با موسیقی مورد نظر یک ترکیب دلنشین ایجاد کند. به این ترانه توجه کنید: گل گندم مال من/ هر چی که دارم مال تو-- یه وجب خاک مال من / هر چی می کارم مال تو یا این ترانه: باز ای الهه ناز/ با غم من بساز-- کاین غم جانگداز/ برود زبرم و ترانه‌های دیگری که ماندگار شده اند. خود متن ترانه از ارزشی ادبی متفاوت از شعر برخوردار است. ترانه راوی إحساس صرف ترانه سرا ولی شعر حاوی نتیجه گیری های عقلی شاعر است. ترانه‌ها به خصوص در کارهای جدید مانند رپ یا راک و کارهای مدرن دیگر حتی از اول تا آخر یک ترانه می تواند با تغییر ریتم و وزن همراه باشد یا حتی در مواقعی بدون وزن باشد و یا هر نوآوری که ترانه سرا و آهنگ ساز برایش در نظر بگیرند مهم این است که مجموعه کار یک اثرِ قابل قبول از آب در بیاید. به این ترانه توجه کنید (از محسن نامجو):

یک روز به شیدایی...در زلف تو آویزم خود را چو فرو ریزم...با خاک درآمیزم و گرنه من همان خاکم که هستم

یک روز سر زلف بلوندت چینم بهر دل مسکینم اینم...جگرم...اینم...اینم یک روز که باشم مست...لایعقل و ترد و سست یک روز ارس گردم...اطراف تو را گردم کشتی‌ی شوم جاری....از خاک برآرم تو...بر آب نشانم تو دور از همه بیزاری دریای خزر گردم...خواهی تو اگر جونم محصول هنر گردم...خواهی تو اگر جونم یک روز بصر گردم...یک روز نظر گردم پانصد سر سردرگم...ای وای

حبل المتین گیست...جمعاً به تو آویزیم لاتفرقو و اعتصموا واعتصموا بحبل الله جمیعاً و لاتفرقوا

این ترانه از تمام قواعد شعری کلاسیک گریزان است و سروده ای آهنگین است مناسب آنچه نامجو در نظر داشته اجرا کند. در مجموع باید گفت ترانه با وجود بهره بردن از زیبایی‌های ادبی باید در قالب موسیقایی ارزیابی گردد نه در قالب ادبی محض!! [۷]

رشید کاکاوند معتقد است ترانه خوب ترانه‌ای است که[۸]:

خودش را با شعر اشتباه نگیرد. در ترانه ۲ عامل مهم است که آن را از خلوت شاعرانه، شخصی و خاص شاعر ممتاز می‌کند. اول، موسیقی. یک ملودی با همه شاخصه‌هایی که کلام برای موسیقی باید داشته باشد، آوا‌های کلام، عبارت‌بندی‌های منطبق بر جمله‌های موسیقی، توجه به ظرفیت‌های قابل توجهی که واج‌ها و مصوت‌های بلند دارند، نحو و ساختار دستوری که در بستر موسیقی رسایی و سلامت خودش را از دست ندهد.

دوم، مخاطب. در ترانه موضوع مهم برقراری سریع ارتباط با مخاطب است. در ترانه اگر لایه پنهان معنایی یا عنصر زیبایی‌شناسی ویژه‌ای هست پشت مفاهیم و زبان ساده قرار می‌گیرد که بعد با تکرار دریافت می‌شود. ولی با یک بار شنیدن معانی، روابط، جذابیت‌های موسیقایی و نیز تخیل کلام باید منتقل شود. پس در یک کلام یک ترانه خوب، هم چفت موسیقی مناسبش می‌شود و هم ارتباط سالم و موثری با مخاطب برقرار می‌کند. اندیشه، عاطفه، تخیل و بقیه عناصر شعری در حد متعادل و متناسب در یک ترانه خوب وجود دارند. هر موسیقی،ترانه خودش را می‌طلبد و این ترانه، خود را با ریتم و ملودی تطبیق می‌دهد.

ترانه‌سرایان ایرانی[ویرایش]

منابع[ویرایش]

  1. گاهنامهٔ داخلی خانه ترانه‌سرایان، شمارهٔ اول، تاریخ انتشار: مهر ماه ۱۳۸۴.
  2. بنیاد ترامه، ماهنامهٔ تخصصی دنیای ترانه، بازدید: اکتبر ۲۰۰۹.
  3. گاهنامهٔ داخلی خانه ترانه‌سرایان، شمارهٔ اول، تاریخ انتشار: مهر ماه ۱۳۸۴.
  4. همان.
  5. لغت‌نامهٔ دهخدا، سرواژهٔ ترانه.
  6. بنیاد ترانه، ماهنامهٔ تخصصی دنیای ترانه، بازدید: اکتبر ۲۰۰۹.
  7. ترانه‌های بی کس و کار
  8. این روزها حال ترانه خوب نیست
  • Kamien، Roger (August ۱، ۱۹۹۷). Music: An Appreciation (3rd edition ed.). McGraw-Hill. ISBN ۰-۰۷-۲۹۰۲۰۰-۰.