ولایت پنجشیر

مختصات: ۳۵°۲۵′۳۹″ شمالی ۶۹°۴۴′۰۶″ شرقی / ۳۵٫۴۲۷۵۰°شمالی ۶۹٫۷۳۵۰۰°شرقی / 35.42750; 69.73500
از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پنجشیر

پنج‌هیر
از بالا به راست: درهٔ پنجشیر، دریای پنجشیر، مقبرهٔ احمدشاه مسعود و مزرعهٔ بادی ولایت پنجشیر.
از بالا به راست: درهٔ پنجشیر، دریای پنجشیر، مقبرهٔ احمدشاه مسعود و مزرعهٔ بادی ولایت پنجشیر.
ولایت پنجشیر بارنگ سرخ روی نقشه افغانستان
ولایت پنجشیر بارنگ سرخ روی نقشه افغانستان
مختصات (مرکز): ۳۵°۲۵′۳۹″ شمالی ۶۹°۴۴′۰۶″ شرقی / ۳۵٫۴۲۷۵۰°شمالی ۶۹٫۷۳۵۰۰°شرقی / 35.42750; 69.73500
کشور افغانستان
مرکزبازارک
مدیریت
 • والیکمال الدین نظامی (تا ۲۳ فوریه ۲۰۲۱)
مساحت
 • کل۳۷۷۱ km۲ (۱٬۴۵۶ sq mi)
جمعیت
 (۲۰۲۱)[۱]
 • کل۱۷۲٬۸۹۵
منطقه زمانییوتی‌سی +۴:۳۰ (وقت استاندارد افغانستان)
کدپستی
۱۵۵۰ … ۱۵۵۷
کد ایزو ۳۱۶۶AF-PAN
زبان‌های اصلیدری

ولایت پنجشیر،[۲] یک ولایت در شمال‌شرقی افغانستان به مرکزیت شهر بازارک است. والی این ولایت ملا اسرار عزیزی می‌باشد. مطابق آمار سال ۱۳۹۹، دارای جمعیت ۱۷۲٬۸۹۵ نفر بوده و ۳٬۶۱۰ کیلومتر مربع مساحت دارد. ساکنان پنجشیر، اکثراً از قوم تاجیک با اقلیتی از قوم هزاره[۳] هستند و به زبان فارسی صحبت می‌کنند و مذهب آنان، مسلمان سنی حنفی می‌باشد.

مناطق این ولایت تا سخورشیدی، خورشیدی بخشی از ولایت پروان بودند و ولسوالی‌های پنجشیر، حصهٔ اول پنجشیر و حصهٔ دوم پنجشیر را در پروان تشکیل می‌دادند. ولسوالی‌های اضافی عبارت‌اند از: آبشار، انابه، بازارک، پریان، خِنج، دَره، روخه و شُتُل.[۴][۵]

با آغاز هجوم طالبان در سال ۱۴۰۰، تعدادی از شخصیت‌ها و نیروهای مخالف طالبان به این ولایت آمده و جبهه مقاومت در برابر طالبان را تشکیل داده و پرچم سابق ائتلاف شمال را برای این جبهه برگزیدند.[۶] ولایت پنجشیر تا ۱۵ شهریور ۱۴۰۰ (۶ سپتامبر ۲۰۲۱)، تحت کنترل جبهه مقاومت در برابر طالبان قرار داشت و تنها ولایت افغانستان بود که پس از سقوط کابل به کنترل طالبان و امارت اسلامی افغانستان در نیامد.[۷] در همان روز طالبان ادعای کنترل این ولایت و پیروزی کرده و پرچم امارت را در برابر فرمانداری پنجشیر برافراشت. با این حال، مقاومت پنجشیر این پیروزی را رد کرد و اظهار داشت که آنها هنوز «در سراسر دره» حضور دارند. طالبان از ساکنان منطقه درخواست کرد تا در خانه‌های خود بمانند و فرار نکنند تا آسیبی به آنها نرسد.

نام

در مورد نام پنجشیر نظرات مختلفی وجود دارد. باشندگان پنجشیر معتقدند که در گذشته پیش از ظهور غزنویان پنجشیر به کِچکِن یا کِچکِنه معروف بوده‌است ولی در تمام آثار معتبر تاریخی و آثار منظوم و منثور قدما «پنجهیر» ضبط شده‌است.

اما در بعضی منابع دیگر هم نام پنجشیر مخفف پنج هیربِذ آمده‌است و هِربِذ یا هربد به‌معنای نگهبان آتشکدهٔ زرتشتی می‌باشد.[۸]

مطابق عرف مردم پنجشیر عقیده دارند که زال پسرش رستم را از رفتن به پنجشیر منع نموده و به وی چنین توصیه نموده‌است:

به کجکن مرو ای پسر زینهار که سمّ ستورت شود پاره پار
که دریای پر قعر دارد ستیزگیاهی ندارد بجز سنگ تیز

این ابیات را مردم پنجشیر منتسب به حکیم توس و شاهنامه می‌دانند در حالی‌که در شاهنامه نیامده‌است اما افسانهٔ بالا در آثار علما و شعرای کهن پنجشیر مکرر آمده‌است.

پنجشیر در نوشته‌های جغرافی‌دانان و نویسندگان متقدم اسلامی به صورت‌های بَنجَهیر،[۹] بَنجَهار،[۱۰] بِنجار[۱۱] و پنجهیر[۱۲] آمده‌است. همچنان پنجشیر در حدود العالم و تاریخ بیهقی پنجهیر ضبط شده‌است.[۱۳]

از جمله جغرافیانویسان عرب تنها یعقوبی «بنجهار»، ابن خردادبه «بنجار» و ابن فقیه «فنجهیر» آورده‌اند. ولی مؤلفان و جغرافیانویسان خراسان در همهٔ مواردی که از پنجشیر ذکری کرده‌اند نام آن را به شکل پنجهیر ضبط نموده‌اند.

پنجهیر از دو کلمهٔ «پنج» و «هیر» ترکیب یافته‌است که در زبان پهلوی و اوستا به معنی آب آمده‌است. مانند «هیرمند». ابن بطوطه سیاح مغربی هیر را در زبان سانسکریت به معنی کوه ترجمه کرده و پنج‌هیر را مآخذ از پنج کوه می‌داند.[۱۴]

بجایی رسیدیم که پنجهیر نام داشت هیر به معنی کوه‌است و پنجهیر یعنی پنج کوه. در آنجا شهر قشنگ و آبادانی دیدم که روی نهر بزرگ کبودینی بنا شده‌است. لشکر چنگیزخان آن را خراب کرده‌است و از آن پس روی آبادانی ندیده. این رودخانه از کوهستان بدخش سرچشمه می‌گیرد. یاقوت معروف بدخش از همین کوهستان بدست می‌آید.[۱۵]

در حدود العالم آمده‌است: بنجهیر و جاریابه دو شهر است و اندر وی معدن سیمست و رودی میان این هر دو شهر بگذرد و اندر حدود هندوستان افتد.[۱۶] شهری است بنواحی بلخ و در آن معدن سیم است و اهل آن اخلاطاند …[۱۷] ابن بطوطه گوید این کلمه مرکب است از پنج بمعنی خمسه و هیر بمعنی کوه لکن شاید این لفظ مخفف پنج هیربذ باشد. حمدالله مستوفی در نزهةالقلوب (ص ۱۵۵) گوید: پنجهیر از اقلیم چهارم است. طولش از جزایر خالدات بب و عرض از خط استوا لوله. شهری وسط است و هوای خوش دارد.[۱۸]

در تاریخ بیهقی:

امیر از آنجا [باغ خواجه علی میکائیل] برداشت به سعادت و خرمی با نشاط و شراب و شکار می‌رفت میزبان بر میزبان: به خلم و به پیروز، و نخجیر. [ظ: بنجهیر: حاشیه مصحح] و به بدخشان. احمد علی نوشتگین آخرسالار که ولایت این جایها برسم او بود.»[۱۹] " و به ترکستان پوشیده فرستاده بوده‌است [احمد ینالتگین] بر راه پنجهیر تا وی را غلامان ترک آرند.[۲۰] و مسعود محمد لیث را برسولی فرستاد نزدیک ارسلان خان با نامه‌ها و مشافهات در معنی مدد و موافقت و مساعدت و وی از غزنین برفت براه پنجهیر.

— بیهقی ص ۶۴۳

فردوسی[۲۱] در داستان دوازده رخ از پنجشیر چنین یادآوری می‌نماید:

دگر پنجهیر و دگر بامیانسرا مرز ایران و جای کیان

در لغت‌نامه دهخدا زیر نام پنجهیر این بیت ابوشکور بلخی آمده‌است:

بکنغالگی رفته او پنجهیررمیده ازو مرغک گرمسیر

در ترجمان‌البلاغه رادویانی قطعه‌ای بدین مضمون در مورد پنجهیر آمده‌است:

گویند هفت مرد است در پنج‌هِیر بذزان هفت دو مسلمان و آن پنج هیربذ
من پنج‌هِیر دیدم و آن پنج هیربذاز پنج هیربد نشود پنج‌هِیر بذ

پیشینه

نمای یکی از دره‌های فرعی پنجشیر در ناحیهٔ پشغور

در زمان پادشاهی داریوش بزرگ بخش کوهستانی پنجشیرـ غوربند جزئی از استان ثته‌گوش (ستگیدیه) در قلمرو هخامنشیان به‌شمار می‌رفته‌است.[۲۲] به‌گفتهٔ هرودوت، ستگیدیه تیره‌ای از مردم مشرق یا شمال شرق ایران بودند، و مقر ایشان در تقسیمات شاهنشاهی هخامنشی جزو ایالت هفتم به‌شمار می‌رفت.[۲۳]

برخی بر این باورند که اسکندر مقدونی، در محل پیوستگی رودهای پنجشیر و غوربند، شهری به‌نام اسکندریه ساخت تا پایگاهی برای حملهٔ سپاهیان‌اش به کوهستانی‌ها باشد (دوپری، ۲۷۸). گویا سپاهیان وی در گذر از پنجشیر و کوه‌های هندوکش، دچار سرما و کمبود آذوقه شده‌اند، ولی سرانجام از آن‌جا گذشته، و شهر بزرگ بلخ را گشوده‌اند.[۲۴]

در دورهٔ اسلامی، پنجشیر، چندی در دست سلسلهٔ بنی‌بانیجور یا ابوداوودیان (حک‍ ۲۳۲–۳۷۲ق/۸۴۷–۹۸۲م) طخارستان بود (زامباور، ۳۰۷) و سکه‌هایی که از سوی آن‌ها در پنجشیر ضرب شده، شناخته شده‌است. (مایلز، ۳۷۳)

در ۲۵۶ق/۸۷۰م یعقوب لیث به شرق خراسان تاخت و با پیروزی‌هایی که در هندوکش به دست آورد، درهٔ پنجشیر و کان‌های نقرهٔ آن به قلمرو او افزوده شد (بازورث، ۱۱۱). پنجشیر در دورهٔ صفاریان یکی از مراکز ضرب سکهٔ این دولت بود (لسترنج، ۳۵۰). نخستین سکه‌های صفاریان به فرمان یعقوب در ۲۵۹–۲۶۱ق در پنجشیر ضرب شد، ولی پس از بازگشت او از نواحی شرقی خراسان، این سرزمین بار دیگر به تصرف ابوداوودیان درآمد (بازورث، همان‌جا). در دورهٔ سامانیان نیز پنجشیر یکی از ضراب‌خانه‌های آن‌ها به‌شمار می‌رفت (مایلز، همان‌جا). تیمورلنگ در یورش خود به سوی کابل، از راه گردنهٔ خاوک وارد درهٔ پنجشیر شد و از آن‌جا به کابل رفت (میرخواند، ۱۰۷۹).[۲۴]

شهر پنجشیر

بسیاری از جغرافی‌نویسان سده‌های نخستین اسلامی و پس از آن، از پنجشیر به عنوان یکی از شهرهای خراسان آن روزگار یاد کرده‌اند. در منابع جغرافیایی سدهٔ ۴ق پنجشیر شهری بر فراز کوه، دارای بوستان‌های بسیار و با حدود ۱۰هزار تن جمعیت وصف شده‌است.[۲۵] یاقوت حموی مردم آن را آمیخته اقوام گوناگون دانسته‌است.

جغرافیا

نمایی از پنجشیر

پنجشیر به فاصله ۱۲۰ کیلومتری به طرف شمال شرق کابل در بین دو شاخه جنوبی هندوکش، از شمال شرق به جنوب غرب، موازی به امتداد هندوکش واقع است و دره‌های فرعی آن از شمال به جنوب و از جنوب به شمال امتداد داشته و به دره عمومی پنجشیر وصل می‌شود.

ارتفاع آن ۲۲۱۷ متر از سطح دریا بوده و در نقاط مرتفع به ۶ هزار متر از سطح دریا می‌رسد. طول آن از دالان سنگ تا پای کوتل انجمن زیاده از ۱۲۵ کیلومتر است.

پنجشیر با هفت ولایت افغانستان متصل است. از طرف شمال متصل است به ولایت تخار و ولسوالی اندراب و ولایت بغلان، از طرف جنوب به ولایت کاپیسا، از جانب مشرق و شمال شرق به ولایت نورستان و ولایت بدخشان، از جنوب شرق به ولایت لغمان و از طرف غرب به ولایت پروان احاطه‌است.

رود پنجشیر از کوهستان هندوکش و نزدیکی گذرگاه انجمن سرچشمه می‌گیرد و به سوی جنوب شرقی جریان می‌یابد. پنجشیر از میان گدارهای باریک با دیواره‌های بلند می‌گذرد و در مسیر خود چندین شاخهٔ دیگر مانند غوربند و پریان‌دریا را دریافت می‌کند و سپس در حدود ۴۸ کیلومتری شرق کابل به رود کابل می‌پیوندد، پنجشیر از رودهای دائمی افغانستان است و طول آن به ۳۲۰ کیلومتر می‌رسد.[۲۴]

این ولایت بیشتر از ۱۲۶ دره بزرگ و ده‌ها دره کوچک دارد که اکثر یکی در مقابل دیگری قرار گرفته‌اند و هر دره به جندین دره فرعی تقسیم می‌شوند که به اهمیت استراتژیکی آن بیشتر از پیش می‌افزاید. پنجشیر دارای کوه‌های بلند و برخی یخچال‌های طبیعی است که به‌طور عموم در فصل زمستان برف را به خود ذخیره می‌نماید و در هنگام گرمی، این ذخایر برفی آب شده و چشمه‌ها و دریاچه‌های فراوانی از آن جاری می‌گردد که همه به رود خروشان پنجشیر مشهور به دریای پنجشیر متصل شده و به طرف پایین دره سرازیر می‌گردد. موجودیت چشمه‌های فراوان، علفزارهای سرسبز، آبشارهای زیبا و دوامدار در ارتفاعات این ولایت امکان زیست را در آن بیشتر ساخته و بستر طبیعی را برای جنگ‌های چریکی مساعد می‌سازد.

اقتصاد

در روزگار کهن، راه کاروان‌های بلخ و هند در امتداد شمال شرقی بستر این آبراه به موازات رودخانهٔ پنجشیر ادامه داشت. درهٔ پنجشیر نه تنها گذرگاه کاروان‌های بازرگانی بود، بلکه نیروهای مهاجم نیز از آن می‌گذشتند. آسان‌ترین گردنه‌ای که کوه‌های هندوکش را به پنجشیر می‌پیوست، گردنهٔ خاوک بود که از اندرآب به پنجشیر می‌رسید و این همان راهی است که سربازان اسکندر مقدونی در ۳۲۸ق. م و سواران تیمور لنگ در ۸۰۰ق/۱۳۹۸م از آن گذشته‌اند. پس از آن‌که در ۱۳۰۹ش/۱۹۳۰م راه اتومبیل‌رو گردنهٔ خیبر ساخته شد، پنجشیر اهمیت دیرین خود را به عنوان یک راه بازرگانی از دست داد.[۲۴]

معدن

پنجشیر دارای معادن سنگ‌های قیمتی مانند زمرد است. دونالد آر. هیل در پژوهشی در مورد استخراج معدن در دوره اسلامی می‌گوید معادن اصلی نقره در استان‌های اسلامی شرقی قرار داشتند و برجسته‌ترین آن‌ها معادن هندوکش در شهرهای پنجشیر و جاریانه (Jarynana) واقع بود که هر دو در همسایگی بلخ بودند. بنابر گزارشی حدود ۱۰۰۰۰ معدنچی در پنجشیر کار می‌کردند. سایر معادن مهم نقره در اسپانیا، آفریقای شمالی، ایران و آسیای مرکزی قرار داشتند. پنجشیر معدن زغال‌سنگ خوبی نیز دارد که با سرمایه‌گذاری اندک می‌تواند مورد بهره‌برداری قرار گرفته و در تقویت اقتصاد روستایی و ملی ممد واقع گردد. معادن سنگ‌های قیمی مثل بیروج، یاقوت سوخته و لاجورد نیز در این ولایت به مشاهده رسیده‌است.[۲۶]

کان‌های نقره پنجشیر از دیرباز مشهور بوده‌است و برخی از جغرافی‌نویسان سدهٔ ۴ق از آن یاد کرده‌اند. اصطخری نوشته‌است که نقره‌های پنجشیر به شهر اندرابه(اندرآب)برده می‌شد[۲۷] و در آن‌جا از آن سکه می‌زدند.[۲۸] مقدسی از کوه نقرهٔ (جبل‌الفضة) این شهر یاد کرده و افزوده‌است که در آن‌جا، درم (سکهٔ سیمین) بسیار است (ص۳۰۳). این کوه مشرف به شهر و بازار آن بوده‌است، و به سبب سوراخ‌های بسیاری که کنده بودند، همچون غربالی به نظر می‌رسیده‌است (سمعانی، ۲/۳۳۴). کان‌های نقرهٔ پنجشیر، غنی‌ترین کان‌های نقره، در بخش شرقی سرزمین‌های اسلامی به‌شمار می‌آمده‌است (بارتولد، ۱/۱۷۴). امروزه در پنجشیر، افزون بر نقره، کان‌های لاجورد، زمرد و نیز سنگ‌های گرانیت و مرمر به فراوانی یافت می‌شوند (پهلوان، ۳۹۴؛ گروموف، ۱۱۴).[۲۴]

مردم

Buildings in Panjshir Province, Afghanistan.JPG

مطابق احصائیه سال ۱۳۹۹ جمعیت ولایت پنجشیر ۱۷۲٬۸۹۵ نفر است[۱] که ۲۱٬۲۷۷ نفر آنان عدر ولسوالی بازارک زندگی می‌کنند.[۲۹] تاجیک‌ها از باشندگان اصلی این ولایت هستند.[۳۰] زبان فارسی، زبان اکثر مردم این ولایت است و مردم این ولایت عموماً مسلمان سنی هستند.[۳۱]

جمعیت ولسوالی‌ها
ولسوالی مرکز جمعیت[۳۲] مساحت تعداد روستاها
ولسوالی آبشار ۱۲٬۷۰۷
ولسوالی انابه ۲۰٬۶۸۲ 164 km2 31[۳۳]
ولسوالی بازارک بازارک ۲۱٬۶۲۹ 378 km2 29[۳۴]
ولسوالی دره کرامان ۶۱٬۹۴۷ 709 km2 134[۳۵]
ولسوالی خنج ۴۵٬۹۶۱ 688 km2 154[۳۶]
ولسوالی پریان ۱۷٬۰۳۳ 1270 km2 67[۳۷]
ولسوالی روخه ۲۶٬۳۶۰ 144 km2 72[۳۸]
ولسوالی شتل ۱۲٬۵۷۲ 55 km2 23[۳۹]

پنجشیر در زمان اشغال شوروی

حملات پنجشیر
بخشی از جنگ شوروی در افغانستان
Battle of Panjshir.jpg
نقشه عملیات پنجشیر، ۱۹۸۳
زمان ۱۹۸۰ الی ۱۹۸۵
مکان افغانستان درهٔ پنجشیر
نتیجه عقب‌نشینی ارتش سرخ
جنگندگان
افغانستان جمهوری دموکراتیک خلق افغانستان
اتحاد جماهیر شوروی اتحاد جماهیر شوروی
Flag of Jihad.svg مجاهدین افغانستان
فرماندهان
مارشال سرگئی سوکولوف، شهنواز تنی، نورات گریگوریان، بوریس گروموف احمدشاه مسعود
نیروها
۲۰۰۰۰ سرباز ارتش سرخ، ۵۰۰۰ ارتش جمهوری دموکراتیک خلق افغانستان ؟ مجاهدین افغانستان

حملات پنجشیر (روسی: Пандшерская операция - Panjsher Operations)، رشته جنگ‌هایی بود بین نیروهای ارتش سرخ و ارتش جمهوری دموکراتیک خلق افغانستان با مجاهدین تحت امر احمدشاه مسعود برای کنترل درهٔ استراتژیک پنجشیر در نه سال اشغال افغانستان توسط اتحاد جماهیر شوروی بین سال‌های ۱۳۵۹ الی ۱۳۶۷ هجری شمسی.

ارتش شوروی با همکاری ارتش جمهوری دموکراتیک خلق افغانستان جمعاً نه حملهٔ بزرگ را به دره پنجشیر در طول دوران اشغال افغانستان سازمان دادند که منجر به خسارات زیاد به منطقه واهالی پنجشیر، نیروی رزمی ارتش سرخ و ارتش جمهوری دموکراتیک افغانستان گردید. چهار تعرض اولیه به پنجشیر به صورتی کاملاً کلاسیک انجام می‌شود که در آن‌ها ستونی از زره پوش‌ها بعد از بمباران‌های هوایی دست به حمله می‌زند.[۴۰] سه حملهٔ دیگر (از ۱۵ ماه مه تا اول ژوئیه و از سی ام اوت تا ۱۵ سپتامبر ۱۹۸۲ سپس از بیست و یکم آوریل ۱۹۸۴ به بعد) به دلیل گسترش خود، اهمیت تجهیزاتی که به کار گرفته شده‌اند و تا کتیک‌های معمول ثابت می‌کنند که پنجشیر فرمانده مسعود، به صورت هدف شماره یک شوروی‌ها در افغانستان درآمده‌است. این سه مرحله، بر زیربنای واحد قرار دارد: سهم اعظم عملیات بر عهدهٔ واحدهای هوابرد است که غالباً چتر بازهایی هستند که در عمق جبهه و بر خط الرأس بلندیها، روستاها و نقاط عبور، پیاده می‌شوند. سپس واحدهای زرهی جای آن‌ها را می‌گیرند. در هر سه مورد، استراتژی مسعود عبارت است از عقب‌نشینی به دره‌های مجاور و پراکنده‌ساختن شورویها، سپس باز پس گرفتن مواضع از دست رفته یکی پس از دیگری، به ویژه هنگامی که این مواضع به ارتش دولتی واگذار شد.[۴۰]

در ژانویه ۱۹۸۳ شوروی‌ها به مسعود پیشنهاد متارکه جنگ می‌کنند. تاکتیک ارتش سرخ در سال ۱۹۸۴ نشانه‌هایی از بازگشت به یک برداشت کاملاً نظامی از جنگ را عرضه می‌دارد. اما این بار با ارتشی جنگنده تر باتعرض ۲۱ آوریل خود به پنجشیر، به صورتی یک جانبه، گام جدیدی در تشدید جنگ برمی‌دارند. از آن به بعد، شوروی‌ها می‌کوشند اطراف شهرها را خالی کنند و راه‌های تدارکاتی نیروهای مقاومت را قطع کنند. اما باوجود نبردهای سهمگین اطراف هرات، قندهار و خوست در سال ۱۹۸۵ و ۱۹۸۶، هرگز به موفقیتی دست نمی‌یابند. به استثنای اطرافمزار شریف.

پنجشیر دو بار به خاطر حملات گستردهٔ ارتش سرخ از سکنه خالی گردید و مردم به ولایت (استان)های همجوار و کشورهای خارجی نظیر پاکستان و ایران مهاجر شدند.

حملهٔ دوم: ۶ سنبله ۱۳۵۹

در این حمله تاکتیک ارتش سرخ و ارتش کمونیستی افغانستان حمله بر غیرنظامیان و تخریب خانه‌ها بود تا از فشار حملات نیروهای مجاهدین علیه خود بکاهند. به همین منظور در منطقهٔ فراج ۴۰ تن از اهالی را قتل‌عام کردند و در «غجی» ۳۲ تن را که اکثراً زنان و کودکان بودند قتل‌عام نمودند که اجسادشان تا یک هفته در منطقه باقی‌مانده بود. در منطقهٔ «نولیچ» که ارتش سرخ مورد حمله قرار گرفته بود، سربازان روس کهنسالان، زنان و کودکان را در خانه یکجا نموده خانه را به آتش کشیدند.[۱۳]

حمله سوم: ۲۰ قوس ۱۳۵۹

در این حمله زمستانی ارتش سرخ از ۱۶۰ عراده جنگی ده هزار پیاده‌نظام استفاده نمود. جنگ هفده روز به طول انجامید و در ۶ جدی سال ۱۳۵۹ این حمله به شکست انجامید و قوای شوروی دره پنجشیر را ترک نمودند.[۴۱]

حمله چهارم: ۲۳ اسد (مرداد) ۱۳۶۰

در طول یک هفته نبرد ارتش سرخ فقط ۲۵ کیلومتر در داخل دره پیش روی می‌نماید. تاکتیک تصرف ارتفاعات به شکست می‌انجامد و ارتش سرخ عقب‌نشینی می‌کند. پیش از این حمله احمدشاه مسعود شبکهٔ منظمی از گروه‌های چریکی به نام «گروپهای متحرک» را سازماندهی نموده و به کار استخباراتی در درون رژیم دست زده بود.[۴۱]

حمله پنجم: ۲۵ ثور (اردیبهشت) ۱۳۶۱

این حمله با استفاده از ۲۰۰ فروند هلیکوپتر و ۶۰ فروند جت[۴۲] تحت فر ماندهی ژنرال تر گریگوریان فرمانده سپاه چهلم شوروی در افغانستان، با تاکتیک جدیدی صورت گرفت.[۴۳] بر خلاف حملات قبلی این بار ارتش سرخ از تاکتیک جنگ کلاسیک که ترکیبی از حملهٔ زمینی و هوایی و توپخانه بود استفاده نکرده بلکه با حدود ۶۰۰ پرواز هلیکوپتر به‌طور ناگهانی در داخل پنجشیر نیرو پیاده نمودند. البته این عملیات لو رفته بود و مسعود نیروهای خود را از منطقه تخلیه نموده و آن‌ها را به گروپ‌های کوچک سی نفری متحرک در ارتفاعات کوه‌های پنجشیر پراکنده نموده بود. اما تغییر تاکتیک در ابتدا موفقیت نسبی را به همراه داشت. که درشروع حمله به تعداد۵بال هلیکبتردرمنطقه شصت ولسوالی رخه توسط قوماندان شاسلیمان ملیمه به وسیلهٔ سلاح زیکویک سقوط داده شد ارتش را سراسیمه ساخت. باآنهم[۱۳] یافتن لیستی از ۶۰۰ خبر چین احمدشاه مسعود را در پایتخت و ایجاد سه پایگاه نظامی در طول درهٔ پنجشیر در مناطق رخه، اعنابه و برجمن از دست آورده‌های ارتش سرخ بود. اما نیروی رزمی احمدشاه مسعود آسیب چندانی از این حمله ندیده بود.[۴۴]

حمله ششم: شش هفته بعد از حملهٔ پنجم

با شکست نسبی حملهٔ پنجم در از میان بردن نیروی رزمی احمدشاه مسعود، وزارت دفاع و خاد دولت کمونیستی افغانستان به احمدشاه مسعود اولتیماتوم می‌دهند تا تسلیم گردد در غیر آن به «عملیات خارق‌العاده» دست خواهند زد.[۱۳] واحدهای موتوریزه و نیروی هوایی نیروهای وِیژه(Spetsnaz) ارتش سرخ عملیات تصفیه را از پایگاه‌های خود در داخل پنجشیر برای از بین بردن پناه گاه‌های و گروپ‌های مجاهدین آغاز نمود، که نه ماه نبرد دوام پیدا می‌کند. ضربات شدید هوایی، دیسانت از طریق هوا، حمله زرهی از طریق زمین شاخص‌های عمده عملیات را تشکیل می‌دادند.[۴۵] دره روزانه به شدت بمبارد می‌گردد و مردم به کوه‌ها پناه می‌برند و ماه‌ها در کوه‌ها در مغاره‌ها زندگی می‌کنند. در طول این جنگ حدود ۶ هزار خانه مسکونی و ۷۰٪ تمام آبادی‌ها و مواشی درهٔ پنجشیر نابود گردید. با دوام جنگ مردم دره را تخلیه کرده به دیگر مناطق افغانستان می‌روند اما از همکاری با رژیم سرباز می‌زنند.

نه ماه جنگ تلفات سنگین به نیروی جنگی و روحیهٔ سربازان شوروی وارد می‌کند. روس‌ها به مجاهدین پیشنهاد آتش‌بس می‌دهند. در اواخر زمستان سال ۱۳۶۱ پیشنهاد آتش‌بس از سوی مجاهدین پذیرفته می‌شود.[۴۱]

حمله هفتم: ۳۱ حمل (فروردین) ۱۳۶۳

تعرض شوروی‌ها در سال ۱۹۸۴ علیه پنجشیر بزرگترین عملیاتی است که شوروی‌ها از آغاز جنگ تا آن زمان اجرا کرده بودند.[۴۰] در این عملیات گسترده که بعد از پایان آتش بست صورت گرفت حدود بیست هزار سرباز ارتش افغانستان و ارتش شوروی شرکت داشته‌است. روس‌ها در این جنگ از تاکتیک «جنگهای اشباع کن» استفاده نمودند. در این تاکتیک آن‌ها از نیروی زیاد برای تصرف تمام مناطق و از بین بردن دشمن استفاده نمودند. اما با وجود گستردگی و استفاده از وسایل مدرن و بمباران شدید هوایی این عملیات توسط دستگاه استخباراتی احمدشاه مسعود کشف شده بود. برای همین یک روز قبل از آغاز حمله احمدشاه مسعود دستور تخلیه دره از تمام سکنه را صادر نمود. تمام جمعیت بیش از یک صد هزاری پنجشیر داوطلبانه دره را به سوی شهرهای مختلف افغانستان و عمدتاً کابل ترک نمودند.[۴۱] وسایلی که به کار گرفته می‌شود به وضوح برتر از گذشته‌است و این حدس را قوت می‌بخشد که تصمیم حمله از سوی عالیترین مقامات کرملین اتخاذ شده‌است. بمب افگن‌های تی.یو. ۱۶ که در ارتفاع متوسط (۸۰۰۰ متری) پرواز می‌کنند، فرشی از بمب بر پنجشیر گسترانیدند. از این بمب افکن‌ها برای اولین بار بود که استفاده می‌شد. تعداد نفراتی که در این حمله شرکت داشتند چیزی حدود بیست هزار سرباز شوروی و پنج تا شش هزار سرباز دولتی بود. در اوایل آوریل یک گروه کوماندویی متعلق به پلیس مخفی (خاد)، دراقدام خود برای قتل احمد شاه مسعود با ناکامی مواجه می‌شود. شروع حمله روز ۲۱ آوریل بود: واحدهای چترباز به کمک هلیکوپتر بر خط الرأس بلندی‌ها پیاده می‌شوند و هم‌زمان یک ستون زرهی به بالای دره‌های ولسوالی اندراب و پنجشیر روی می‌نهد. واحدهای دیگری با هلیکوپتر به گردنه انجمندر انتهای پنجشیر و خوست و فرنگ - که تصور می‌شود پایگاهی است برای عقب‌نشینی مجاهدین - برده می‌شوند. ستون‌های زرهی بدون هیچ مشکلی به روستای بنودر اندراب و آستانه در پنجشیر دست می‌یابند. اما شوروی‌ها در حمله به دره‌های مجاور، جایی که گروه‌های متحرک مسعود عقب‌نشینی کرده‌اند، با شکست مواجه می‌شوند. شوروی‌ها تلفات سنگینی متحمل می‌شوند. در ماه مه نیروهای ارتش سرخ خوست و فرنگ را ترک می‌کنند اما در پنجشیر که خالی از سکنه شده‌است باقی می‌مانند، دره‌ای که هنوز دو سوم آن در دست گروه‌های مسعود است که جنگنده تر از همیشه پایداری می‌کنند.

در این هنگام شوروی‌ها به تاکتیک جدیدی روی می‌آورند. واحدهایی حدود پانصد نفره هر روز صبح با هلیکوپتر و بدون حمایت زره پوش‌ها دراطراف یک روستا پیاده می‌شوند، روستا را بازرسی و مجاهدین را - که شوروی‌ها اسامی آن‌ها را دارند - بازداشت می‌کنند و قبل از فرارسیدن شب، عقب‌نشینی می‌کنند. به این ترتیب برای مجاهدین تمرکز قوا و دست زدن به حملات غافلگیرانه علیه واحدهایی این چنین متحرک، بسیار دشوار شده‌است.

هدف شوروی‌ها تسخیر زمین‌ها نبوده‌است بلکه می‌خواستند محل را نابود یا دست کم نیروهای پویای حریف را از پی درآورند. نخست راه‌های ارتباطی را قطع می‌کنند و سپس راه‌های عقب‌نشینی را، و آن گاه به قلب حریف حمله می‌برند و سرانجام او را به دره‌های مجاور می‌رانند تا مجبور شود یا در محل بجنگد یا در ضمن عقب‌نشینی با واحدهای سنگین شوروی که در دره‌ها و پیرامون منطقه مستقر شده رو برو شود. حال ببینیم شوروی‌ها از این حمله چه نصیب داشتند. دقیقاً بازگشت به وضعیت پاییز سال ۱۹۸۲، شب قبل از انعقاد قرار دارد متارکهٔ جنگ، ضمن آن که تلفات سنگینی هم متحمل شده بودند.[۴۰]

حملهٔ هشتم: ۱۳۶۳

حمله هشتم پنج ماه بعد از حملهٔ هفتم آغاز شد که پیگیری حملهٔ هفتم و بیشتر شامل حملات هوایی و استفاده از نیروی هوایی می‌شد.[۴۲]

حملهٔ نهم: ۱۳۶۴

حملهٔ نهم بعد از تصرف گارنیزیون (پادگان)پشغور توسط نیروهای احمدشاه مسعود صورت گرفت. در ژوئن ۱۹۸۶، مسعود موفق شد پایگاه دولتی پشغور در پنجشیر را تصرف کند. برای اولین بار مجاهدین از تاکتیک‌های سبک ویتنامی استفاده کردند: تکرار حمله‌هایی از روی نقشه، هماهنگی توپخانه و اقدامات یک گروه کوماندویی، سرعت و دقت.[۴۰] نیروهای احمدشاه مسعود با تصرف پشغور حدود ۶۰۰ نفر از نیروهای دولتی را به اسارت درآوردند، که اکثر آن اسرا در اثر حملهٔ نیروهای ارتش سرخ جان باختند.[۴۱]هزاره‌های درهٔ هزاره، در قیام پنجشیر پیشتاز بوده‌اند. با روس‌ها به سختی جنگیده‌اند. اینان با احمدشاه مسعود هم‌کاری نزدیک داشته‌اند. فرمانده حیات‌الله خان شریفی، فرزند حاج شریف خان از مردان باکفایت و شجاع این دره بود و در قیام پنجشیر نقش مهم داشت. این فرمانده در سال ۱۳۶۴ به شهادت رسید.[۴۶]

شخصیت‌های مشهور

تقسیمات اداری

ولسوالی‌های پنجشیر

نگارخانه

جستارهای وابسته

پانویس

  1. ۱٫۰ ۱٫۱ «برآورد نفوس کشور:١٣٩٩» (PDF). اداراه احصائیه مرکزی افغانستان. ٢٨ می ٢٠٢٠. دریافت‌شده در ٢٨ می ٢٠٢١.
  2. «پنجشیر - مقام ولایت پنجشیر». panjshir.gov.af. بایگانی‌شده از اصلی در ۱۷ فوریه ۲۰۲۰. دریافت‌شده در ۲۰۲۰-۰۸-۲۴.
  3. «هزاره‌های پنجشیر از کتاب «هزاره‌های اهل سنت»». www.bamyannews.com. دریافت‌شده در ۲۰۲۱-۰۹-۰۹.
  4. «ولسوالی آبشار - د پنجشیر ولایت مقام». panjshir.gov.af. بایگانی‌شده از اصلی در ۲۴ فوریه ۲۰۲۰. دریافت‌شده در ۲۰۲۰-۰۸-۲۴.
  5. «نسخه آرشیو شده». بایگانی‌شده از اصلی در ۲۰ اکتبر ۲۰۱۶. دریافت‌شده در ۱ نوامبر ۲۰۱۹.
  6. "The Panjshir Valley: what is the main bastion of resistance against the Taliban advance in Afghanistan".
  7. "Panjshir flies flag of resistance". Tribune India.
  8. لغت‌نامهٔ دهخدا، سرواژۀ 'هربذ'
  9. اصطخری، ۲۷۵؛ مقدسی، ۳۰۳
  10. یاقوت، بلدان؛ یعقوبی، احمد، البلدان، بیروت، ۱۴۰۸ق/۱۹۸۸م
  11. ابن‌خردادبه، عبیدالله، المسالک و الممالک، به کوشش دخویه، لیدن، ۱۳۰۶ق/۱۸۸۹م
  12. بیرونی، ابوریحان، القانون المسعودی، حیدرآباد دکن، ۱۳۷۴ق/۱۹۵۵م
  13. ۱۳٫۰ ۱۳٫۱ ۱۳٫۲ ۱۳٫۳ پنجشیر در دوران جهاد، عبدالحفیظ منصور
  14. ابن بطوطه پنج‌هیر را مآخذ از پنج‌کوه می‌داند و می‌گوید[پیوند مرده]
  15. ابن‌بطوطه، رحلة، بیروت، ۱۳۸۴ق/۱۹۶۴م
  16. حدودالعالم، به کوشش منوچهر، ستوده، تهران، ۱۳۴۰ش
  17. یاقوت حموی، معجم البلدان
  18. لغت‌نامه دهخدا
  19. تاریخ بیهقی ص ۲۴۶
  20. تاریخ بیهقی ص ۴۰۲
  21. [شاهنامه فردوسی http://shahnameh.recent.ir/default.aspx?item=207&page=38 بایگانی‌شده در ۱ ژوئیه ۲۰۰۷ توسط Wayback Machine
  22. [The Cambridge History of Iran, vol. IV, ed. R. N. Frye, Cambridge, 1975
  23. دانشنامه ایرانیکا
  24. ۲۴٫۰ ۲۴٫۱ ۲۴٫۲ ۲۴٫۳ ۲۴٫۴ دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، ج ۱۳
  25. نک‍:مسالک الممالک، اصطخری، ص ۲۸۰؛ ابن‌حوقل، محمد، صورةالارض، به کوشش کرامرس، لیدن، 1939م؛ ص ۱۷۱
  26. مجله باستان پژوهی، زمستان 1381 - شماره 10 (از صفحه 17 تا 22)
  27. اصطخری، ابراهیم، مسالک الممالک، به کوشش دخویه، لیدن، 1870م، ص ۲۷۹
  28. حدود عالم، ص۱۰۰
  29. "Settled Population of Panjsher province by Civil Division, Urban, Rural and Sex-2012-13" (PDF). Islamic Republic of Afghanistan: Central Statistics Organization. Retrieved 2012-10-31.
  30. "Panjshir Province" (PDF). Program for Culture & Conflict Studies. مدرسه عالی نیروی دریایی. Retrieved 2012-10-31.
  31. "Panjshir Province". Understanding War. Retrieved 2013-08-17.
  32. "Estimated Population of Afghanistan 2021-22" (PDF). National Statistic and Information Authority (NSIA). April 2021. Archived from the original (PDF) on June 29, 2021. Retrieved June 21, 2021.
  33. Onaba District (Re-elected) بایگانی‌شده در ۲۰۱۶-۰۳-۰۳ توسط Wayback Machine
  34. Bazarak District (Re-elected) بایگانی‌شده در ۲۰۱۶-۰۳-۰۴ توسط Wayback Machine
  35. Dara District (Re-elected) بایگانی‌شده در ۲۰۱۶-۰۳-۰۴ توسط Wayback Machine
  36. Khenj District (Re-elected)
  37. Pariyan District (Re-elected) بایگانی‌شده در ۲۰۱۶-۰۳-۰۴ توسط Wayback Machine
  38. Rukha District (Re-elected) بایگانی‌شده در ۲۰۱۶-۰۳-۰۳ توسط Wayback Machine
  39. Shotol District (Re-elected) بایگانی‌شده در ۲۰۱۶-۰۱-۲۴ توسط Wayback Machine
  40. ۴۰٫۰ ۴۰٫۱ ۴۰٫۲ ۴۰٫۳ ۴۰٫۴ میثاق خون شماره‌های ۶ و ۷ سال ۱۳۶۵
  41. ۴۱٫۰ ۴۱٫۱ ۴۱٫۲ ۴۱٫۳ ۴۱٫۴ منصور، همان
  42. ۴۲٫۰ ۴۲٫۱ همان
  43. Lyakhovskiy, Aleksandr. «Ахмад Шах(Russian)". http://artofwar.ru/. Retrieved 2007-03-23
  44. اولیور روی، اسلام و نوگرایی سیاسی، صفحهٔ ۱۷۵
  45. صالح محمد ریگستانی، مسعود و آزادی
  46. «هزاره‌های پنجشیر از کتاب «هزاره‌های اهل سنت»». www.bamyannews.com. دریافت‌شده در ۲۰۲۱-۰۹-۰۷.
  47. "گفت و گو با فرزند احمدشاه مسعود؛ "عملیات ما برای ادبیات‌مان است"". February 24, 2014. Archived from the original on August 15, 2021. Retrieved May 10, 2021.

پیوند به‌بیرون