ولسوالی جاغوری

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

مختصات: ۳۴.۷۵°۰′۰″ شمالی ۶۷.۲۵°۰′۰″ شرقی / ۳۴.۷۵۰۰۰°شمالی ۶۷.۲۵۰۰۰°شرقی / 34.75000; 67.25000

جاغوری
تصویری از جاغوری
اطلاعات کلی
نام رسمی : جاغوری
کشور : افغانستان Flag of Afghanistan.svg
مردم
جمعیت ۷۵۰۰۰
رشد جمعیت : ۲/۸
زبان‌های گفتاری: فارسی دری(گویش هزارگی)
جغرافیای طبیعی
ارتفاع از سطح دریا : ۲۳۰۶ متر
اطلاعات شهری
وب‌گاه : www.jaghori.net
علاقه‌داری‌ها
المیتو، سنگ ماشه، ناوه گری، غجور، لومان، بوسد، مجیری و…[۱]

ولسوالی جاغوری یکی از ولسوالی‌های ولایت غزنی و مرکز آن سنگ ماشه می‌باشد. بر پایه آمارهای غیررسمی جمعیت آن ۳۵۰٬۰۰۰ نفر در سال ۲۰۰۷(م) ذکر شده‌است.[۲] باشندگان جاغوری از قوم هزاره هستند و به گویش هزارگی زبان فارسی دری تکلم می‌کنند.[۳] ولسوالی جاغوری از طرف شمال با ولسوالی مالستان، از شرق با ولسوالی ناهور(ناعور) و قره باغ، از جنوب با ولسوالی‌های موقور و گیلان و از غرب با ولایت زابل وصل است.[۴] ولسوالی جاغوری با داشتن بیش از پنجاه هزار دانش آموز دختر و پسر یکی از پیشتازترین ولسوالی‌های افغانستان در بخش معارف است. گفتنی است که سالانه حدود ۱۰۰۰تا ۱۲۰۰نفر از جاغوری وارد دانشگاه‌های کشور می‌شوند.[۵]-[۶][۷]

تاریخ[ویرایش]

جاغوری به معنی جای غوریان یا غوری‌ها است، از زمان غوریان و مملکت غرجستان از مناطق تأثیرگذار و مهم مملکتی محسوب می‌شده‌است، و فعلاً آثارهای آن موجود می‌باشد.

اقتصاد[ویرایش]

غالب باشندگان ولسوالی جاغوری زراعت پیشه بوده و در گذشته اکثراً با کاشتن گندم، کلول، باقلا، کچالو (سیب زمینی)، زردک، بامیه و بادمجان رومی، مواد غذایی خود را تأمین می‌کنند. البته در گذشته و در نبود تیل (نفت) شرشم هم می‌کاشتند و از روغن آن برای روشنایی در چراغ استفاده می‌کردند.

بادام، زردآلو، سیب، انگور، سیب زمینی، ناک (گلابی)، توت از دیگر منابع زراعتی و اقتصادی مردم می‌باشد. اصولاً جاغوری سرزمینی است کوهستانی و دارای آب و هوایی دلپذیر و کوه‌ها و دره‌های آن مستعد رویش درختان متنوعی چون انجیر، خنجک، تاخم، دولنه، بید، ارر(عرر) که هر ساله در فصل بهار و تابستان هزاران مشتاق طبیعت را به سوی خود می‌کشاند. در گذشته‌های نه چندان دور آنگونه که کهنسالان به خاطر دارند، کوه‌ها پوشیده از درختچه‌های نامبرده بوده‌است. اما بر اثر استفاده بی‌رویه اهالی به منظور تأمین سوخت زمستانی و کاهش بارندگی ناشی از تغییرات جوی دهه‌های اخیر، امروزه از پوشش گیاهی مزبور فقط بوته، بیده و کوده و در بعضی نقاط درختان خنجک برجای مانده‌است.

اما امروزه مردم جاغوری برای تأمین احتیاجات شان به زراعت وابسته نمی‌باشند. خانواده‌های جاغوری اکثراً از طریق درآمد های فرزندان شان که بعد از فراگیری تحصیل مصروف کار و شغل در ادارات دولتی و غیردولتی می‌باشند و نیز توسط مهاجرت و کار در بیرون از کشور تأمین مالی می‌شوند.

فرهنگ[ویرایش]

حدود۷۰ درصد باشندگان جاغوری سواد خواندن و نوشتن دارند.[نیازمند منبع] و این ولسوالی بیشترین آمار قبولی در کنکور ورودی دانشگاه‌ها را نیز به خود اختصاص داده‌اند[نیازمند منبع]. مردمان جاغوری از آداب، سنن و فرهنگ غنی برخورداند و در صورت قرار گرفتن در محیطی‌هایی با فرهنگ متفاوت کمتر متأثر گشته و اکثراً لهجه، آداب و رسوم خود را حفظ می‌کنند. جهت مهاجرت مردم جاغوری بعد از وقوع جنگ داخلی در کشور و بخصوص بعد از قدرت گیری طالبان که رویکرد فرقه گرایانه داشته‌اند به سوی کشورهای اروپایی و غالباً استرالیا بوده‌است که این رویکرد بیانگر روحیه آزاد منشانه این مردم است. در آنجا نیز با تشکیل نهادها و انجمن‌ها، هویت ملی و هزارگی خود را حفظ کرده‌اند.

تعداد مکتب‌ها در این ولسوالی به ۱۰۵ باب مکتب می‌رسد؛ که شامل؛ ۹۲ باب لیسه، ۲۲ باب مکتب متوسطه و ۲۱ مکتب ابتدائی می‌شود. در این مکتب‌ها، ۵۰۶۸۶ دانش آموز مصروف آموزش اند که از این میان ۲۶۶۹۶ تن آنان ذکور و به تعداد ۲۳۹۸۸ تن دیگر آنان را دانش‌آموزان اناث تشکیل می‌دهد. تعداد فارغ‌التحصیلان این مکتب‌ها همه ساله رو به افزایش بوده، در سال ۱۳۹۰ به ۱۸۰۰ تن؛ در سال ۱۳۹۱ به ۲۲۰۰ تن و در سال گذشته (۱۳۹۲) به ۲۵۰۰ تن افزایش پیدا کرده‌است.[۱]

مردم[ویرایش]

باشندگان ولسوالی جاغوری از قوم هزاره هستند. عموماً با گویش جاغورگی (از گویش‌های زبان دری و لهجه هزارگی) صحبت می‌کنند. این گویش غلیظ‌ترین لهجهٔ هزارگی محسوب می‌شود.

بر اساس آمارهای غیررسمی،[۸] جمعیت ولسوالی جاغوری ۳۵۰٬۰۰۰ نفر می‌باشد. درصد قابل توجهی از مردم جاغوری سواد کافی برای خواندن و نوشتن دارند. (این آمار به طور قابل ملاحظه‌ای درحال افزایش است).

درمورد وجه تسمیه این ولسوالی چندین نظریه از محققین غربی به شرح ذیل مطرح شده‌است: فوچر اصطلاح جاغوری را همان عبارت سانسکریت جاگودا می‌داند که یا نام جغرافیایی زابل بوده و یا قبیله‌ای در این محل با همین عنوان وجود داشته‌است.[نیازمند منبع] بیوار قدم فراتر گذاشته و جاگودا را عبارت سانسکریت شده کلمه زابل دانسته‌است[نیازمند منبع]. اما نزدیکترین نظر به واقع آن است که جاغوری بمعنای "جای غوریان» است. احتمال داده می‌شود گروهی از غوریان در این سرزمین آمده باشند یا آن که در زمان حکومت غوریان بر غزنه، سپاهی از غوریان در این سرزمین استقرار یافته باشد.

جغرافیا[ویرایش]

قلمرو این ولسوالی از شمال به مالستان، از شرق به قره باغ و ناهور(ناور/ناعور) و از غرب به گیلان و از جنوب هم به مقر و زابل منتهی می‌شود.

ساختار جاغوری به صورت کلی متشکل از سه دره است که تقریباً به موازات هم قرار گرفته و از شرق به غرب امتداد یافته‌اند. در زبان محلی به دره ناوه گفته می‌شود. ناوه (دره) سنگماشه در وسط قرار دارد و بزرگترین ناوه جاغوری است که از کوتل لومان (لومو) در شرق و هم‌مرز تمکی قره باغ تا بابه و ایچه امتداد دارد. در شمال ناوه سنگماشه، ناوه المیتو قرار دارد که از خربید در شرق تا تکلغو و تلقندی (هم‌مرز پشی) در غرب امتداد پیدا کرده‌است. در جنوب ناوه سنگماشه، ناوه گری قرار دارد که درازای آن از زیرک تا اوتقول است. از هریک از این ناوه‌ها دره‌هایی منشعب می‌شود که خانوارهایی از مردم جاغوری را دربر گرفته‌اند؛ مانند دره حیدر که از ناوه سنگماشه منشعب شده و دره علودال که از انتهای دره المیتو منشعب شده‌است. از داخل ناوه المیتو رود خانه‌ای نیز جریان دارد. این رود خانه در خربید با رودخانه مالستان یکجا می‌شود و از پایین دره تبرغنک پیچ خورده به ناوه سنگماشه می‌ریزد که به دریای سنگماشه معروف است. این رود خانه سر انجام به رود ارغنداب می‌ریزد.

طوایف[ویرایش]

قوم هزاره به دسته‌ها و طایفه‌های کوچکتری تقسیم می‌گردند که غالباً در ابتدای نامشان کلمهٔ «دای» دیده می‌شود. این پیشوند به عنوان یک مشخصه از هزاره بودن آن طایفه قلمداد می‌گردد. طوایف هزاره با توجه به تغییرات جمعیتی و سرزمینی ناشی از تخاصمات و تهاجمات بیرونی در طول تاریخ این قوم، دچار دگرگونی گردیده‌اند، چنانچه می‌توان طوایف این قوم را از دو زاویه طوایف موجود و طوایف تاریخی هزاره مورد مطالعه قرار داد. با توجه به این حقیقت طوایف هزاره‌های جاغوری توسط نویسندگان مختلف، متعدد و متفاوت گزارش شده‌اند و در آن با نامهایی نظیر قلندر ،اوقی، زرخوش، درویش، زولی، شامل، کمال و…[۹] برمی‌خوریم.

طوایف مستقر در ولسوالی جاغوری از زیر شاخه‌های طایفه اصلی«دای میر کشه» (Daay Mirkasha) می‌باشد که سایر زیر شاخه‌ها در ولسوالی‌ها و مناطق مجاوری چون قره باغ، خواجه میری، جیغتو و ناهور ساکن هستند.[۱۰] در حال حاضر دارای چهار دسته بزرگ می‌باشد:

ایزدری (ایزدیاری)[ویرایش]

این دسته در مناطق المیتو، سبزچوب، تبرغنک، علودال، الی یا علی سعید، سید احمد،[سیدامد،سعید احمد، سید آمد] [تکالغو ] و بخشی از کمرک، ساکن می‌باشند.

باغچری[ویرایش]

این دسته در مناطق لومان (لومو)، بوسعید (بوسیدمجیری، قوغزار، سه‌پایه، حصار، خدایداد و علیاتو ساکن می‌باشند.

آته[ویرایش]

آته به چند دسته (هیچه، اوقی، مسکه، خوشه، دهمرده، بابه و…) تقسیم شده و در مناطق سنگماشه، هیچه (سه بخش: غوغه هیچه، پشته هیچه و تَینه هیچه یا هیچه پایین) سیاه زمین، پاتو، چهل باغتوی اوقی، حوتقول، سنگشانده، آب برده، سنگ سوراخ، خرکُش بابه وغیره مناطق ساکن می‌باشند.

گری[ویرایش]

«گری» در حقیقت یکی از سه طایفه‌ای بزرگی است که جاغوری را تشکیل می‌دهد که در اصطلاح محلی به «سه دسته» (گری، یزدری یا ایزدری و باغچری) مشهور است، که به گفته‌ای مردم آن دیار؛ گری یکی از سه باچه (پسر) جاغوری بوده که خود شش باچه داشته‌است به نام‌های: دولت شه، انگوری، زیرک، قره، حیدر و داوود؛ اکنون که این باچه‌ها به اقوام بزرگی تبدیل شده‌اند خود به خانوارهای بسیاری تقسیم می‌شوند که این خانوارها از چندین خانواده‌ای کوچکتر تشکیل شده‌اند که در میان آنها قره از همه بزرگتر است.

منابع[ویرایش]

  1. دفتر تقسیمات اداری ولسوالی جاغوری1342-بایگانی اسناد ملکی ولایت غزنی
  2. به نقل از سایت http://www.jaghori.net( جاغوری دات نت)
  3. تاریخچه اقوام و نژادهای افغانستان-نویسنده: دکتر عنایت الله شهرانی
  4. تقسیمات اداری افغانستان۱۳۴۲-بایگانی اسناد ملکی ولایت غزنی-بخش جاغوری
  5. (وضعیت معارف در جاغوری)http://deyaronline.com/deyaronline-news/11-cultural/24-1388-10-29-10-58-57
  6. وزارت معارف افغانستان /http://dari.moe.gov.af/
  7. راهیان کنکور جاغوری
  8. به نقل از سایت http://www.jaghori.net( جاغوری نت)
  9. خاوری محمد تقی، مردم هزاره و خراسان بزرگ، تهران، نشر عرفان، چاپ اول، ۱۳۸۵ ش، ص ۱۳۲ و پولادی حسن، هزاره‌ها، ترجمه علی عالمی کرمانی، تهران، نشر عرفان، چاپ اول ۱۳۸۱ ش، صص ۶۶ و ۶۵
  10. یزدانی حسینعلی، پژوهشی در تاریخ هزاره‌ها، ج ۱، تهران، نشر عرفان، ص۲۷۹

پیوند به بیرون[ویرایش]