ازدواج همجنس‌گرایان

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

ازدواج همجنس‌گرایان به نوعی از ازدواج اطلاق می‌شود که بر اساس آن دو زوج همجنس به صورت قانونی وارد زندگی مشترک می‌شوند. این نوع از ازدواج بر اساس نوع حقوقی که برای این زوج‌ها فراهم می‌کند به چند نوع تقسیم می‌شود.

به صورت تاریخی، ازدواج میان زوج‌های همجنس در مناطق بسیاری از جهان صورت می‌گرفته و زوج‌ها بسته به قانون‌های موجود دارای حقوق مشخص می‌شدند. امروزه ازدواج همجنس‌گرایان در شانزده کشور هلند، بلژیک، اسپانیا، کانادا، آفریقای جنوبی، نروژ، سوئد، پرتغال، ایسلند، آرژانتین، دانمارک، اروگوئه، نیوزیلند، برزیل، فرانسه و انگلستان قانونی است و همجنس‌گرایان در این کشورها از تمامی مزایای ازدواج که برای دگرجنسگرایان فراهم است برخوردارند. برخی از این مزایا عبارتند از: حق سرپرستی فرزند، حق ارث، حق بیمه و تخفیف‌های مالیاتی.

ازدواج همجنس‌گرایان در برخی از کشورها مانند آمریکا و مکزیک در برخی مناطق انجام می‌شود. برخی از کشورها مانند اسرائیل نیز ازدواج‌های زوج‌های همجنسی که در کشورهای دیگر انجام شده باشند را به رسمیت می‌شناسند. در کشورهای متعدد دیگری نیز همجنسگرایان اجازه تشکیل زندگی مشترک به صورت قانونی را دارند اما به نسبت زوج‌های دگرجنسگرا از حقوق کمتری برخوردارند. اتحاد مدنی و همخانگی قانونی نوعی پیمان همسری هستند که حقوق کمتری برای زوج‌های همجنسگرا در نظر می‌گیرند.

پژوهش‌ها[ویرایش]

موسسات[ویرایش]

انجمن روان‌شناختی آمریکا در سال ۲۰۰۴ اعلام داشت:[۱]

بنیاد ازدواج مدنی به یک وضعیت اجتماعی و منفعات‌ها، حقوق و مزایای حقوقی اشاره می‌کند. ... به زوج‌های همجنس‌گرا برخورداری از این مزایا سرباز زده می‌شود. ... زوج‌های همجنس‌گرایی که وارد یک اتحاد مدنی می‌شوند نمی‌توانند به همان حقوق، مزایا و منفعت‌هایی که قوانین فدرال برای زوج‌های مزدوج محیا می‌کند دست پیدا کنند ... مزایا، حقوق و منفعت‌های یک همخانگی قانونی به طور جهانشمول در دسترسی نیست و برابر با این حقوق با ازدواج نیست و به دشواری می‌تواند به آن تبدیل شود ... انکار دسترسی به ازدواج در زوج‌های همجنس می‌تواند به افراد به ویژه کسانی که تبعیض به خاطر سن، نژاد، قومیت، ناتوانی، جنسیت و هویت جنسی، دین و وضعیت اجتماعی-اقتصادی صدمه بزند ... انجمن روان‌شناختی آمریکا بر این باور است که ناعادلانه و تبعیض‌آمیز است که به زوج‌های همجنس دسترسی حقوقی یکسانی به ازدواج‌های مدنی و منفعت‌های پی آن داده نشود.[یادداشت ۱]

انجمن جامعه‌شناسی آمریکا در سال ۲۰۰۴ اعلام کرد:[۲]

... یک متمم بر قانون اساسی که ازدواج را بین یک زن و یک مرد تعریف کند؛ عمدا باعث تبعیض میان زنان و مردان همجنس‌گرا و همچنین فرزندانشان و دیگر وابستگانشان می‌شود از آنجایی که امکان دسترسی به محافظت‌ها، مزایا و مسولئیت‌هایی که به یک زوج مزدوج است را سلب می‌کند ... ما معتقدیم که توجیه رسمی برای متمم بر قانون اساسی بیشتر بر پایه تعصب بنا شده‌است تا پژوهش تجربی ... انجمن جامعه‌شناسی آمریکا به شدت مخالف متمم قانون اساسی برای تعریف ازدواج به صورت پیمان یک مرد و یک زن است..[یادداشت ۲]

انجمن انسان‌شناسی آمریکا در سال ۲۰۰۵ اعلام کرد:[۳]

نتایج بیش از یک سده پژوهش‌های انسان‌شناسی بر روی خانواده‌ها، و روابط فامیلی در میان فرهنگ‌های گوناگون در طول زمان هیچ‌گونه پشتیبانی از این دیدگاه به دست نمی‌دهد که یک جامعه فقط نیازمند ازدواج به صورت یک نهاد دگرجنس‌گرایانه است. پژوهش‌های انسان‌شناسی نشان می‌دهد که انواع بسیاری از خانواده‌ها منجمله روابط همجنس‌گرایانه می‌توانند بر جامعه پایدار و انسانی بشری مشارکت داشته باشند.[یادداشت ۳].


آکادمی پزشکی اطفال آمریکا در سال ۲۰۰۶ در ژورنال پدیاتریکس اعلام کرد:[۴]

مدارک فراوانی موجود است که کودکانی که توسط والدین با جنسیت یکسان بزرگ می‌شوند به همان خوبی کودکانی هستند که از والدین دگرجنس‌گرا بزرگ شده‌است. بیش از ۲۵ سال پژوهش مستندشده نشان می‌دهد که هیچ‌گونه رابطه‌ای بین گرایش جنسی والدین و هرگونه خصوصیت احساسی، روانی، و رفتاری کودک وجود ندارد. این داده‌ها نشان می‌دهد که هیچ‌گونه خطری برای کودکان وجود ندارد که یک یا بیشتر سرپرستان همجنس‌گرا داشته‌باشد. افراد بالغ وظیفه‌شناس و پرورش‌دهنده، چه مرد باشند چه زن، همجنس‌گرا یا دگرجنس‌گرا، می‌توانند سرپرستان عالی باشند. حقوق، مزایا و حفاظت‌های یک ازدواج مدنی می‌تواند این خانواده‌ها را بیش از پیش تقویت کند. [یادداشت ۴]

کالج سلطنتی روانکاوان (انگلیس) اعلام کرده‌است:[۵]

افراد همجنس‌گرای زن، مرد یا دوجنس‌گرا اعضای با ارزش جامعه هستند و باید اینگونه در نظر گرفتند شوند و باید حقوق و مسئولیت‌های برابر با بقیه شهروندان داشته‌باشد. این شامل ... حقوق و مسئولیت‌های یک همخانگی مدنی است.[یادداشت ۵]

تاریخچه[ویرایش]

فرسکویی بر دیوار یک آرامگاه یونانی که روابط میان زوج‌های همجنس را به تصویر می‌کشد.

شواهد و مدارک بسیاری وجود دارند که نشان از انجام ازدواج میان همجنسان در زمان‌های گذشته دارند. این مدارک از گستره وسیعی از زمان‌ها و مکان‌های جغرافیایی گوناگون هستند و اگرچه قوانین ازدواج و باورهای دینی در بسیاری جوامع تعریف ازدواج را به دگرجنسگرایی محدود کرده‌اند اما مفهوم ازدواج میان همجنس‌ها و اجرای آن در طول تاریخ هیچ‌گاه به شکل کامل سرکوب نشد.[۶] نوشته‌های تاریخی نشان می‌دهند که زوج‌های همجنس در بسیاری مناطق در طول تاریخ اغلب از همان حقوق و حتا پذیرش اجتماعی دیگر زوج‌ها برخوردار بوده‌اند. اگرچه مفهوم «ازدواج» با معنای امروزین آن در گذشته فرق داشته، جاهایی که زوج‌های همجنس می‌توانستند از همان پذیرش بهره‌مند شوند شامل جوامع متعددی بوده است.[۶][۷]

در جوامعی که همجنسگرایی تابو نبوده، زوج‌های همجنسگرا با آسودگی بیشتری زندگی مشترک خود را تشکیل می‌دادند. برای نمونه پذیرش روابط همجنسگرایانه و ارتباط میان زوج‌های همجنس در ژاپن، چین زیر فرمانروایی دودمان‌های یوآن و مینگ، بعضی قبیله‌های بومی آمریکا،[یادداشت ۶] جنوب شرقی آسیا، روسیه، و آمریکای جنوبی وجود داشت.[۸] این «پذیرش» به معنای آن نبوده است که مراسمی همانند آنچه که امروز «ازدواج» خوانده می‌شود و دارای پیامدهای حقوقی است اجرا می‌شده، و به سختی می‌توان روابط پیوندی میان همجنسگرایان در آن هنگام را برابر با ازدواج‌های نوین امروزین گذاشت.[۹]

دوران باستان[ویرایش]

به نظر می‌رسد که در مصر باستان روابط همجنسگرایانه پذیرفته می‌شدند و اندک شواهد باقی‌مانده در این رابطه نشان از آن دارند که در مواردی فرعون خود پیوند میان دو همجنس را به رسمیت شناخته است. در آرامگاه کمینه یک فرعون – آخناتون – نیز او به همراه همراهان مردش در وضعیتی شهوانی به تصویر کشیده شده‌اند.[۱۰] از جمله دیگر شواهد ازدواج میان زوج‌های همجنس در آن دوره نوشته‌های سفر لاویان است که در آن از یهودیان خواسته می‌شود «[چنان مکنید] آنچه در سرزمین مصر می‌کردند، و نیز در راه آنان پای مگذارید» و سپس ادامه می‌دهد که: «نباید که با مردان بیارامی آن گونه که با زنان، این [بی‌گمان] گناه است». در تفسیر سفرای کتاب آمده که ازدواج مردان با مردان و زنان با زنان در میان مردم مصر رایج بوده است.[۱۱] در کتابی رومی با نام بابل‌نامه نویسنده سخن از شاهدختی مصری به نام برنیس می‌زند که دختر محبوبش به چنگ آدم‌ربایان می‌افتد و پس از آنکه دختر با تلاش خدمتکار برنیس آزاد می‌شود با او ازدواج می‌کند.[۱۲]

پادشاهان بابل باستان همچون حمورابی معروف معشوقان مردی در حرم خود داشتند که در رتبه همسرانشان بودند. در آیین رایج در آن منطقه «عشق مرد به زن، زن به مرد، و مرد به مرد» ستایش می‌شده است. از جمله نامدارترین متن‌های باستانی میان‌رودان که در آن به روابط همجنسخواهانه اشاره شده حماسه گیلگمش است که در آن رابطه میان گیلگمش و انکیدو شمه‌ای از لذت روابط اجتماعی همچون ازدواج و پدر بودن را به گیلگمش می‌چشاند.[۱۳][یادداشت ۷] با وجود داشتن قوانین مفصل در رابطه با ازدواج، هیچ کدام از قانون‌های میان‌رودان باستان ازدواج میان همجنسان را منع نمی‌کردند. از روی یکی از قوانین هیتی‌ها که در آن به برده حق پرداخت پول به مرد دیگر برای همسری با او در خانه‌اش داده شده است، می‌توان برداشت کرد که همهٔ شهروندان هیتی می‌توانستند به ازدواج با مردان بپردازند.[۱۴]

یونان و روم باستان[ویرایش]

روابط همجنس‌خواهانه در یونان و روم باستان به نسبت دیگر مناطق بازتاب بیشتری در نوشته‌ها و یادگارهای باقی‌مانده داشته‌اند. در روم باستان روابط جنسی مردان ثروتمند با بردگانی که از جنگ‌ها گرفته و بعدها به یک صاحب فروخته می‌شدند رواج بسیار داشته‌اند. بعضی مردان جوان برده نیز به عنوان concubinus وظیفه داشتند تا نیازهای جنسی اربابشان پیش از ازدواج را برطرف کنند.[۱۵] با این حال نمایان‌ترین گونهٔ رابطه میان همجنسان در نوشته‌های این دوره روابط عاشقانه میان دو همجنس بوده است که نشان آن در ادبیات کلاسیک روم بسیار به چشم می‌خورد.[۱۶]

ایجاد پیوند عاطفی قوی میان دو همجنس نیز در میان رزمندگان چندین منطقه جهان، از جمله ژاپن، سلت‌ها، یونان، و روم وجود داشته است و ارتباط جنسی بین مردان در بین نظامیان تشویق می‌شد. اندیشمندان روم و یونان باستان درباره اینکه چگونه «عشق میان دو سرباز» می‌تواند باعث «از خودگذشتگی تا سرانجام مرگ» شود سخن گفته‌اند و گاه گروه‌های ارتشی در یونان تشکیل می‌شدند که متشکل از صدها زوج همجنس سرباز بود.[۱۷] به توانایی عشق میان دو سرباز در بالا بردن دلیریشان در هنگام نبرد در نوشته‌های پلوتارک، آتانئوس، افلاطون و دیگران اشاره شده است.[۱۷] از جمله شناخته شده‌ترین زوج‌های نظامی، هادریان و معشوقش آنتینوس بوده‌اند.[۱۸]

نوشتارهای باقی‌مانده از یونان باستان نشان از دیدگاه فلسفی و مثبت به روابط میان همجنسان دارند. کتاب مجمع[یادداشت ۸] افلاطون بحث‌های مفصلی درباره عشق میان همجنسان دارد.[۱۹] یونانیان عشق میان دو مرد را ارزشمند می‌دانستند و در اسطوره‌های خود بدان پرداخته‌اند؛ برای نمونه افسانه‌های مربوط به عشق آشیل به معشوقش پاترکلوس نشان از آن دارند که یونانیان پیوند میان همجنسان را آنچنان دور از پیوند رسمی ازدواج در میان دگرجنسان نمی‌دانستند. توصیف ارتباط میان آشیل و پاترکلوس همانند توصیف روابط میان شوهر–زن در زندگی روزمره یونانیان آن دوره بوده است.[۲۰]

در میان تاریخ‌دانان درباره اینکه روم باستان روابط میان همجنسان را تحمل می‌کرده است، اختلاف وجود دارد. این روابط گاه جنبهٔ حقوقی به خود می‌گرفتند و دو سوی پیوند ملزم به اجرای تعهدات مالی به هم بوده‌اند. سیسرون، خطیب و حقوقدان رومی، در نوشته‌ای به «کوریوی پدر» از او می‌خواهد تا پسرش را به بدهی‌هایی که او بر آنتونیوس وارد آورده آگاه سازد؛ کسی که به گفتهٔ سیسرون «[با پسر کوریو] در ازدواجی متحد و پایدار حضور دارد، چنان که گویی او بدان پسر عقدجامهٔ[یادداشت ۹] عروسان داده بود».[۲۱] گفته‌های سیسرون اگرچه تمسخر آمیز بودند و نداشتن هیچ گونه تفاوتی میان چنین روابط همجنس‌گرایانه با ازدواج‌های دگرجنس‌گرایانه را به «ازدواج» تشبیه می‌کند، اما نشان از آن دارند که روابط همجنس‌گرایانه نه تنها در کمینه بخش‌هایی از جامعه روم پذیرفته شده بودند که همچون ازدواج‌های دگرجنسی شامل تعهدات مالی می‌شدند.[۲۲]

من باید فردا در مراسمی در درهٔ کوئیرینال شرکت کنم.
چگونه مراسمی؟
چیز مهمی نیست، یکی از دوستان دارد با مردی ازدواج می‌کند و گروه کوچکی نیز گرد هم آمده‌اند.

گفتگویی از جوونال. او خود نظر مثبتی نسبت به ازدواج همجنسان نداشت.[۲۳]

با گذشت زمان و در امپراتوری آغازین روم کلیشهٔ «عاشق» و «معشوق» جای خود را به روابط پایدارتر و بر پایه قانون‌تری داد. این هنگامی بود که ازدواج مردان با مردان و زنان با زنان قانونی بود و در میان لایه‌های بالای جامعه صورت می‌گرفت. قوانین مربوط به این ازدواج‌ها نیز همان قوانین ازدواج میان زنان و مردان بودند.[۲۲] امپراتور نامدار نرون در مراسمی همگانی و آشکار با تشریفات کامل با مردی به نام اسپروس ازدواج کرد و «با وی همچون همسرش زندگی کرد.»[۲۴] نرون دو بار با مردان ازواج کرد و اسپروس کسی بود که نه تنها همه جا به همراه امپراتور می‌رفت و یکدیگر را در آغوش می‌کشیدند، که تا لحظه مرگ نرون بر بالای بسترش حاضر بود.[۲۵]

در این هنگام ازدواج میان زنان نیز رایج بوده است. در کتاب گفتگوهای روسپیان[یادداشت ۱۰] لوسین آمده است که زنی خود را «ازدواج کرده (مزدوج)» با زن دیگری «که برای مدت طولانی همسرش بوده» معرفی می‌کند.[۲۶] ولی به ظاهر چنین ازدواج‌هایی کمتر از ازدواج‌های میان مردان صورت می‌گرفته‌اند چرا که زنان در روم از موقعیت اجتماعی و اقتصادی کمتری نسبت به مردان برخوردار بودند.[۲۷]

در اواخر امپراتوری روم تحمل روابط همجنس‌گرایانه رو به افول نهاد و در سال ۳۴۲ فرمانی رسمی مبنی بر مجازات آنانی که دست به ازدواج همجنس‌گرایانه می‌زنند، صادر شد.[۲۸] به نظر می‌رسد که گسترش باورهای مسیحی در این هنگام بر روی صادر شدن این فرمان تاثیر گذاشته باشند. بنیان‌گذاران آغازین کلیسا – کسانی چون کلمنت، جروم، و آگوستین – قائل به فلسفه‌ای بودند که هر گونه رابطه جنسی برای لذت را نامجاز می‌شمردند؛ ازدواج و رابطه جنسی باید تنها به منظور فرزندآوری می‌بود و زوج‌ها نباید برای لذت رابطه با هم می‌آمیختند.[۲۹] واپسین مستعمره این امپراتوری که روابط میان همجنسان را تحریم کرد پادشاهی ویزیگت‌ها در ۶۵۰ میلادی بود.[۲۹]

نفوذ اندیشه‌های مسیحی در نهایت سقوط امپراتوری روم و کنار زدن رسم‌های هوادار همجنس‌گرایان را در پی داشت. اگرچه پس از این دوره همجنس‌گرایان تعقیب و مجازات می‌شدند، اما به نظر می‌رسد که کشیشان همجنسگرا درون خود کلیسا توانسته بودند روشی را برای ایجاد پیوند ازدواج در محیطی مسیحی بیابند. بررسی‌های جان بازول، تاریخ‌دان آمریکایی، نشان داده‌اند که ازدواج میان زوج‌های همجنس تحت عنوان پیمان برادری همانند ازدواج‌های دگرجنس‌گرایان صورت می‌گرفته و قانوناً به رسمیت شناخته می‌شدند.[۳۰] چنین ازدواج‌هایی مقدس شمرده می‌شدند و در طول سده‌های میانی اروپا از سده پنجم تا نوزدهم میلادی رواج داشته‌اند.[۳۱]

فرهنگ‌های ساکن قاره آمریکا[ویرایش]

کاشفان اسپانیایی سده‌های ۱۶ و ۱۵ در قاره آمریکا روایت‌های گوناگونی از ازدواج میان مردان و زنان در قبیله‌های بومی ساکن این قاره پیش از استعمار اروپاییان ارائه کرده‌اند. در بعضی فرهنگ‌ها، پاره‌ای از قوانین رایج بر این ازدواج‌ها همانند قوانین رایج بر ازدواج دگرجنسگرایان بوده است و مجازات آنانی که به یکی از «همسران» تجاوز می‌کردند همانند کسانی بوده است که به همسر (زن) مردی تجاوز می‌کردند.[۳۲] چنین ازدواج‌هایی اغلب میان یک همجنس با همجنسی که بِردَچه[یادداشت ۱۱] خوانده می‌شود، انجام می‌شدند. بردچه به زن یا مردی گفته می‌شد که نقش جنسیتی خود را کنار می‌گذاشت و به تقلید و انجام کارهایی می‌پرداخت که مشخصه جنس مخالفش دانسته می‌شدند. با این حال بردچه جزئی از جامعه جنس مخالف و با آن‌ها مخلوط نمی‌شود؛ اگرچه بسیاری از جوامع بومی آمریکا بردچه‌ها را «جنس سوم» به شمار می‌آوردند. ازدواج بردچه‌ها با همجنسان خود در بسیاری از فرهنگ‌های بومی این قاره به رسمیت شناخته شده بود و به شکل قانونی بدان نگاه می‌شد.[۳۳] تمدن‌های آزتک، مایا، اینکا، و سرخپوستان آمریکای شمالی چنین رسم و ازدواجی را به جای می‌آوردند.[۳۴]

آنچه که بیشتر از همه در این گونه ازدواج‌ها مورد توجه انسان‌شناسان و جامعه‌شناسان قرار گرفته نقش‌های کارگری و اقتصادی هر کدام از همسرها در کنار نیازهای جنسی و علایق آن‌ها به برقراری ارتباط عاطفی–جنسی است. فزونی و پذیرش ازدواج زنان در این فرهنگ‌ها همراه با تعریف‌های متفاوت از نقش‌های جنسیتی در جامعه و نقش‌های جنسی در پیوند ازدواج بوده‌اند.[۳۵]

آفریقا[ویرایش]

فرهنگ‌های متعدد آفریقایی انواع گوناگونی از ازدواج میان همجنسان داشته‌اند. در غالب اینگونه ازدواج‌ها نقش‌های ترانَسلی[یادداشت ۱۲] (میان پسر–مرد) و تراجنسیتی همانند بردچه‌های آمریکا دیده می‌شوند.[۳۶] در میان ازدواج‌های همچون این در دیگر نقاط جهان اما، آفریقاییان گونه‌ای ازدواج داشته‌اند که منحصر به فرد بوده است. از این ازدواج‌ها با نام «شوهران مونث» یا «ازدواج زنان» یاد می‌شده است. در این ازدواج‌ها، زنی به همسری زن دیگر درمی‌آمده و درست همانند ازدواج میان زن و مرد، زن نخست «پدر» فرزندان همسرش می‌شده است.[یادداشت ۱۳] این زن همان جایگاه حقوقی مرد–پدر را داشته و فرزندان به نام او خوانده می‌شدند.[۳۷]

جهان اسلام[ویرایش]

در حالت کلی، اسلام نیز همچون دیگر دین‌های ابراهیمی رابطه جنسی و نزدیکی میان دو همجنس را گناه می‌شمارد و شریعت اسلامی برای کنش جنسی میان دو همجنس حدهای بسیار شدید گذاشته که گاه مجازات مرگ نیز جزو آن‌ها می‌شود.

بعضی نوشته‌های باقی مانده از دوران صفویه نوعی پیوند میان همجنسان زن و مرد را گزارش می‌کنند که با نام خواهرخواندگی و برادرخواندگی معرفی می‌شود. دو همجنس برای خدمت به خدا خواهر/برادرخوانده می‌شدند و برای این منظور صیغه‌ای میانشان خوانده می‌شده است.[یادداشت ۱۴][۳۸] خوانده شدن اغلب رنگی مذهبی به خود می‌گرفته که شامل زیارت آرامگاه اعضای خاندان علی بن ابی‌طالب می‌شده و گاه همراه با مراسم رقص و پخش شربت بوده است. باورهای عرفانی شاهان صفوی در شکل‌گیری این پیوندها نقش داشته‌اند و در آغاز دودمان صفوی برادرخواندگی‌های میان درویشان و عارفان معمول بوده است.[۳۹] این پذیرش اجتماعی می‌توانست محیط مناسبی برای زوج‌های همجنس به منظور ابراز محبت به هم به وجود آورد. نمونه‌ای از نوشته‌های یک زن لزبین ایرانی به دست آمده از این هنگام که در آن سخنان عاشقانه‌اش با محبوب مونثش را در لفافه‌ای از ادبیات عرفانی پوشانده است، نشان از عشق میان زن و خواهرخوانده‌اش دارد.[۴۰]

در حالت کلی، در پیش از قرن بیستم ازدواج در جوامع اسلامی به خاطر عشق نبود؛ برای نمونه، در قابوس‌نامه به وضوح ذکر شده‌است که گرفتن همسر نه به خاطر عشق و نه به خاطر میل جنسی، بلکه برای تولید فرزند است.[۴۱] در ابتدای قرن بیستم با وجود آنکه مبحث لزوم علاقه برای ازدواج مطرح گشت و داستان‌های عاشقانه همجنس‌گرایانه در میان مردم معروف بودند (مانند محمود و ایاز)، اما بحث ازدواج همجنس‌گرایانه به طور جدی مطرح نشد.[۴۲]

دوران نوین[ویرایش]

در اواخر قرن نوزدهم روانشناسان زیادی از جمله زیگموند فروید همجنسگرایی را دیگر یک بیماری روانی نمی‌دانستند. این تصور که همجنسگرایی مادرزادیست کمک زیادی به همجنسگرایان کرد تا تلاش برای احقاق حقوق خود را از اوایل قرن بیستم آغاز کنند. ازدواج همجنسگرایان تا پیش از جنگ جهانی دوم مطرح نبود اما با توجه به کشتار همجنسگرایان در طول جنگ توسط نازی‌ها توجه به حقوق همجنسگرایان پس از جنگ شدت بیشتری گرفت و باعث شد زمزمه‌هایی در مورد ازدواج همجنسگرایان پیش آید.

مساله قانونی‌سازی ازدواج همجنس‌گرایان به موازات افزایش آگاهی و توجه عمومی درباره حقوق همجنسگرایان در جوامع نوین پس از جنگ جهانی دوم پدید آمد. در این دوره و با ارائه تعریف‌های نوین از حقوق بشر و حقوق مدنی، بسیاری از نابرابری‌های اجتماعی این جوامع توسط گروه‌های مدنی زیر سوال برده شدند و در نهایت با فشار این گروه‌ها، درخواست کنار گذاشته شدن قوانین پشتیبانی‌کننده از این نابرابری‌ها به دادگاه‌های محلی، استانی، و ملی رفت. برای نمونه، جنبش رهایی نژادی در آمریکا پیشروی جنبش‌های مدنی در دهه ۱۹۶۰ میلادی بود.[۶][نیازمند منبع] این دهه همچنین شاهد برداشته شدن عنوان «جرم» از ارتباط‌های جنسی میان دو همجنس در همهٔ ایالت‌های آمریکا و کانادا بود.[۴۳][یادداشت ۱۵]

درخواست برای به رسمیت شناختن ازدواج میان همجنسان با وقوع شورش‌های استون‌وال در نیویورک شدت گرفت. در تصویر، راهپیمایی در سان فرانسیسکو در پشتیبانی از ازدواج همجنسگرایان مربوط به سال ۲۰۰۴.

دفاع از حقوق همجنسگرایان از اوایل دههٔ هفتاد میلادی شدت زیادی گرفت و مسئله برابری حقوق همجنسگرایان با دگرجنس‌گرایان، از جمله در ازدواج، بیش‌تر مورد توجه قرار گرفت. این افزایش کنشگری پس از رویدادهای موسوم به شورش‌های استون‌وال پدید آمد. بیرون ریختن جامعه دگرباشان نیویورک باعث علنی شدن اعتراض همجنسگرایان به نپذیرفتن حقوقشان و درخواست برای تغییر در شرایط موجود شد. در مدت کوتاهی، همجنسگرایان خواهان به رسمیت شناخته شدن حق برابر در استخدام، فرزندخواندگی، داشتن املاک، و ازدواج شدند.[۴۳]

اندکی پس از شورش‌های استون‌وال، تعداد زیادی از همجنسگرایان اروپا، کانادا، و ایالات متحده برای ازدواج نام‌نویسی کردند. در آغاز، این درخواست‌ها توسط عاملان ازدواج، همچون مسئولان شهرداری و بخشداری‌ها، به رسمیت شناخته شدند چرا که هنوز قانونی برای منع ازدواج میان همجنسان وجود نداشت و قانون‌های موجود ازدواج میان «هر دو شخصی» که درخواست ازدواج می‌دادند را به رسمیت می‌شناختند.[۴۴] این دوره اما با ارائه «لایحه‌های اضطراری» توسط قانون‌گذاران ایالت‌های آمریکا به پایان رسید؛ لایحه‌هایی که به سرعت و در پی هجوم زوج‌های همجنسگرا به مراکز ثبت ازدواج نوشته و ارائه شدند. با این حال، در فاصلهٔ دهه ۱۹۶۰ تا ۱۹۸۰، درخواست‌ها برای به رسمیت شناخته شدن ازدواج همجنسگرایان در آمریکا، کانادا، اروپا، و به ویژه کشورهای اسکاندیناوی بالا گرفت.[۴۴]

کشورهای اسکاندیناوی نخستین گام‌های عملی در زمینه برابرسازی را برداشتند و دانمارک اولین کشور دنیا بود که اتحاد مدنی بین همجنسگرایان را در سال ۱۹۸۹ تصویب کرد.[۴۵] نروژ (۱۹۹۳) سوئد (۱۹۹۵) و ایسلند (۱۹۹۶) هم دنباله روی دانمارک بودند. اما ازدواج با تمامی حقوق و مزایای مساوی ازدواج با دگرجنسگرایان برای نخستین بار در سال ۲۰۰۱ در هلند تصویب شد.[۴۶]

گاه‌شمار[ویرایش]

۲۰۰۱ هلند (۱ آوریل)
۲۰۰۲ (نبود)
۲۰۰۳ بلژیک (۱ ژوئن)، اونتاریو (۱۰ ژوئن)، بریتیش کلمبیا (۸ ژوئیه)
۲۰۰۴ کبک (۱۹ مارس)، ماساچوست (۱۷ مه)، یوکان (۱۴ ژوئیه)، مانیتوبا (۱۶ سپتامبر)، نووا اسکوشیا (۲۴ سپتامبر)، ساسکاچوان (۵ نوامبر)، نیوفاندلند (۲۱ دسامبر)
۲۰۰۵ نیوبرانزویک (۲۳ ژوئن)، اسپانیا (۳ ژوئیه)، کانادا [ملی] (۲۰ ژوئیه)
۲۰۰۶ آفریقای جنوبی (۳۰ نوامبر)
۲۰۰۷ (نبود)
۲۰۰۸ کالیفرنیا (۱۶ ژوئن; ۵ نوامبر قطع شد از ۲۸ ژوئن ۲۰۱۳ ادامه یافت)، کنتیکت (۱۲ نوامبر)
۲۰۰۹ نروژ (۱ ژانویه)، آیووا (۲۷ آوریل)، سوئد (۱ مه)، ورمونت (۱ سپتامبر)
۲۰۱۰ نیوهمپشایر (۱ ژانویه)، بخش کلمبیا (۳ مارس)، مکزیکو سیتی (۴ مارس)، پرتغال (۵ ژوئن)، ایسلند (۲۷ ژوئن)، آرژانتین (۲۲ ژوئیه)
۲۰۱۱ نیویورک (۲۴ ژوئیه)
۲۰۱۲ کینتانا رو (مه)، دانمارک (۱۵ ژوئن)، واشینگتن (۶ دسامبر)، مین (۲۹ دسامبر)
۲۰۱۳ مریلند (۱ ژانویه)، برزیل [ملی] (۱۶ مه)، فرانسه (۱۸ مه)، دلاویر (۱ ژوئیه)، اروگوئه، مینه‌سوتا و رود آیلند (۱ اوت)، نیوزیلند (۱۹ اوت)، نیوجرسی (۲۱ اکتبر)، قلمرو پایتختی استرالیا (۲۲ اکتبر – ۱۲ دسامبر)، هاوایی (۲ دسامبر)، نیومکزیکو (۱۹ دسامبر)، یوتا (۲۰ دسامبر، از ۶ ژانویه ۲۰۱۴ قطع شد)
۲۰۱۴ انگلند و ولز (۱۳ مارس)، میشیگان (۲۱ مارس، از ۲۲ مارس قطع شد)، آرکانزاس (۹ مه، از ۱۶ مه قطع شد)، اورگن (۱۹ می)، پنسیلوانیا (۲۰ می)، ایلینوی (۱ ژوئن)، ویسکانسین (۶ ژوئن، از ۱۳ ژوئن قطع شد)، ایندیانا (۲۵ ژوئن، از ۲۷ ژوئن قطع شد)
در حال قانونی‌سازی اسکاتلند، لوکزامبورگ

مخالفان و موافقان[ویرایش]

دو مرد در حال پایکوبی پس از ازدواج، تورنتو

تعداد قابل توجهی نظرسنجی در این زمینه نشان داده‌اند که حمایت از از ازدواج همجنس‌گرایان در سراسر جهان رو به افزایش است. در دهه اول هزاره سوم بیشتر کشورهای صنعتی جهان در اکثریت حمایت از ازدواج همجنس‌گرایان بودند. و حمایت میان تمام گروه‌های سنی، ایدئولوژی‌های سیاسی، دین، جسنیت، نژاد و منطقه نیز افزایش یافته است[۴۷][۴۸][۴۹]

در سال ۲۰۰۵ در نظرسنجی از مردم آمریکا در مورد از ازدواج همجنس‌گرایان هنگامی که از بزرگسالان پرسیده شد ۲۸ درصد موافق، ۶۸ درصد مخالف و ۴ درصد نامطمئن بودند اما در مارس ۲۰۱۳ هنگامی که همان سوال پرسیده شد ۵۰ درصد موافق، ۴۱ درصد مخالف و ۹ درصد نامطمئن بودند.[۵۰]

بررسی‌ها و تحقیقات انجام شده در این زمینه نشان می‌دهد حمایت از ازدواج همجنس‌گرایان در میان افراد تحصیل‌کرده‌تر و جوان‌تر بیشتر است.[۵۱][۵۲][۵۳][۵۴][۵۵] همچنین در میان مخالفان همجنس‌گرایی و ازدواج همجنس‌گرایان در اکثر موارد دلایل دینی برای آن برشمرده می‌شود به طور مثال ۵۲ درصد از مخالفان همجنس‌گرایی مغایرت با تعلیمات دینی را علت اصلی (در نود درصد مغایرت با کتاب مقدس) دانسته‌اند. همچنین افرادی که هر هفته به مراسم مذهبی می‌پردازند یا بیشتر، مخالفت بیشتری با همجنس‌گرایی نسبت به گروهی که کمتر به مراسم‌های مذهبی می‌پردازند وجود دارد (۴۸ درصد در مقابل ۲۲ درصد).[۵۶]

به نوشته داگلاس آلن به طور کلی در مکتوبات حقوق و اقتصاد دو اثر جانبی برای ازدواج همجنسگرایان دیده می‌شود. اثر اول این است که ازدواج همجنسگرایان معنای فرهنگی ازدواج را تغییر می‌دهد که این معنای متفاوت قادر است هر تصمیم در خصوص ازدواج و خانواده را تحت تأثیر قرار دهد. اثر جانبی دوم، هزینهٔ گنجاندن قانونی است. تفاوت انواع اتحادهایی که یک قانون تنظیم می‌کند، منجر به ایجاد این هزینه می‌گردد. هرچه انواع ازدواج‌ها متنوع‌تر باشد هزینه بیشتر است و ازدواج سنتی باید بیشتر تغییر داده شود. این تغییرات الزاماً برای ازدواج سنتی زیربهینه (sub-optimal) اند و قانونگذاری زیربهینه بسته به تغییرات مشخص در قانون ممکن است به ازدواج‌های کمتر، طلاق‌های بیشتر و غیره منجر شود.[۵۷] اما تحقیقات لنگباین و یوست به این نتیجه رسیدند که قانونی سازی ازدواج همجنس‌گرایان هیچ‌گونه تاثیر منفی در میزان ازدواج دگرجنس‌گرایان، درصد طلاق، درصد سقط جنین، درصد کودکان به دنیا آمده خارج از ازدواج ندارد. آنان به این نتیجه رسیدند که قانونی سازی ازدواج همجنس‌گرایان «هیچ خطری ندارد بلکه می‌تواند مفید نیز باشد» و «هیچ‌گونه دلیل عقلانی برای مخالفت با ازدواج همجنس‌گرایان وجود ندارد».[۵۸]

مباحث[ویرایش]

والدین بودن[ویرایش]

پژوهش‌های علمی نشان داده‌اند که حالات فیزیکی، روانی و اقتصادی سرپرستان از طریق ازدواج افزایش می‌یابد. همچنین کودکانی که توسط این ازدواج‌ها بزرگ شوند وضعیت بهتری خواهند داشت (چه سرپرستان همجنس باشند چه نباشد). به همین دلیل سازمان‌های علمی معتقدند که به رسمیت شناختن ازدواج همجنس‌گرایان تاثیر مثبت بر فرزندان خواهد داشت.[۵۹][۶۰][۶۱][۶۲][۶۳]

تحقیقات علمی به طور عمومی بیان داشته‌اند که قابلیت‌های والدین همجنس‌گرا در پرورش فرزندانشان به مشابه والدین دگرجنس‌گرا است.[۶۴] فرزندان والدین همجنس‌گرا از نظر روانی از همان اندازه سلامت روانی دارند که فرزندان والدین دگرجنس‌گرا. بررسی صورت گرفته توسط انجمن روان‌شناسی کانادا عنوان می‌کند که کودکان والدین همجنس‌گرا از دیدگاه رشد روانی، رشد جنسیتی، و رشد هویت جنسی تفاوتی با کودکان والدین دگرجنس‌گرا ندارند.[۵۹][۵۹][۶۳][۶۵][۶۶] بر اساس ریووهای علمی هیچ مدرکی خلاف این ثابت نشده‌است.[۴][۶۷][۶۸][۶۹]

سرپرستی[ویرایش]

وضعیت حقوقی سرپرستی کودکان توسط زوج‌های همجنس‌گرا      سرپرستی مشترک مجاز است
     سرپرستی مشترک در صورتی که یکی از زوجین بیولوژیکی والد فرزند باشد.
     سرپرستی توسط یکی از زوجین مجاز است.
     قانون خاصی تدوین نشده‌است.
نوشتار اصلی: سرپرستی فرزند توسط همجنس‌گرایان

ازدواج همجنس‌گرایان می‌تواند موانع فرزندخواندگی توسط افراد همجنس‌گرا, دوجنس‌گرا و تراجنسیتی (به طور کلی دگرباشی جنسی) را از بین ببرد. دو حالت سرپرستی وجود دارد. یا دو طرف با هم یک کودک را به سرپرستی می‌گیرند (joint-adoption) یا یک طرف فرزند بیولوژیکی شخص دیگر را به فرزندخواندگی می‌گیرد (step-adoption) تمام کشورهایی که اجازه ازدواج را می‌دهند اجازه فرزندخواندگی یک نفره را می‌دهند (به جز پرتغال). بعضی از مناطقی که ازدواج همجنس‌گرایان در آن قانونی نیست نیز اجازه فرزندخواندگی دو نفره را می‌دهند: بیشتر بریتانیا؛ غرب، نیوساوث‌وست، و کانبرا در استرالیا؛ کواهولا در مکزیک؛ نیوجرسی، ایندیانا، فلوریدا، ایندیانا، ایلی‌نوی، اروگن، هاوایی، نوادا و گوام در آمریکا؛ و در چند مورد اسرائیل.

رحم اجاره‌ای و درون‌کاشت مصنوعی[ویرایش]

یک مرد همجنس‌گرا یا دوجنس‌گرا می‌تواند از رحم اجاره‌ای استفاده کند و زنان همجنس‌گرا یا دوجنس‌گرا می‌توانند از درون‌کاشت مصنوعی استفاده کنند.[۷۰][۷۱]

افراد تراجنسی و بیناجنس[ویرایش]

نوشتار(های) وابسته: تراجنسی و هویت جنسیتی

هنگامی که جنسیت توسط قانون تعریف می‌شود، این تعریف می‌تواند بر هر یک از پایه‌های زیر استوار باشد: تشخیص جنسیت توسط XY، نوع اندام جنسی، نوع ویژگی‌های جنسی مشاهده‌پذیر، و یا هویتی اجتماعی که بر پایه آن شخص شناخته می‌شود. پیامد چنین تعریف‌هایی آن است که افراد تراجنسی و بیناجنس از دیدگاه قانونی متعلق به یکی از دو جنسیت پذیرفته شده توسط قانون می‌شوند و ممکن است نتوانند با جنس «موافق» خود ازدواج کنند. اگرچه تعریف قانونی جنسیت قابل تغییر است، اما بسیاری کشورها هنوز دست به این اقدام نزده‌اند. به تازگی و در سال ۲۰۱۴، هند عنوان «جنسیت سوم» را پذیرفت؛ عنوانی که راه را برای ازدواج افراد با جنسیت سوم با هر کدام از دو جنس دیگر را هموار می‌کند.[۷۲]

مشکل تعریف جنسیت بر پایه وجود یا عدم وجود اندام‌های جنسی یا بعضی ویژگی‌های مشخص جنسی با جراحی تغییر جنسیت ک می‌تواند آن ویژگی‌ها را دگرگون سازد، پیچیده‌تر می‌شود. بعضی تخمین‌ها نشن از آن دارند که در حتا تا ۱ درصد همه زایمان‌ها کودکانی با درجاتی از ابهام جنسیتی زاده می‌شوند، و میان ۰٫۱ تا ۰٫۲ نوزادان دارای آنچنان ابهامی در جنسیت خود هستند که نیاز به مراقب ویژه پزشکی، از جمله جراحی‌های ناخواسته برای برطرف کردن ابهامات، دارند.[۷۳]

در حوزه‌های حقوقی که ازدواج بدون توجه به جنسیت تعریف شده‌است؛ چنین پیچیدگی‌هایی به وجود نمی‌آید. به علاوه بعضی از حوزه‌های حقوقی که تغییر جنسیت را به رسمیت می‌شناسند و قانونی می‌شمارند می‌توان یک شخص ترانسکسوال با شخصی ازدواج کند که با هویت جنسی شخص همخوانی داشته باشد.[۷۴]

در پادشاهی متحده قانون شناسایی جنسیت ۲۰۰۴ به افرادی که حداقل دو سال تحت جنسیت خاصی زندگی کرده باشند اجازه می‌دهد که جنسیت جدیدشان را به طور قانونی مشخص می‌کنند. هنگامی که اشخاص بخواهند جنسیت جدید را بگیرند نیاز است که ازدواج یا همخانگی مدنی را فسخ کنند (یا همخانگی را به ازدواج تبدیل کنند). در استرالیا نیز هنگام تغییر جنسیت افراد نیاز بود که ابتدا طلاق بگیرند اما در سال ۲۰۰۶ مغایر با قانون اساسی استرالیا تشخیص داده‌شد.[۷۵]

در کبک قبل از قانونی‌سازی ازدواج همجنس‌گرایان فقط افراد ازدواج نکرده (مجرد) می‌توانستند برای تغییر قانونی جنسیت اقدام کنند. اما با قانونی‌سازی ازدواج همجنس‌گرایان چنین موضوعی برداشته‌شد. موضوع مشابهی در سوئد وجود داشت اما در سال ۲۰۱۳ برداشته شد.

در آمریکا افراد دوجنسه یا ترنسسکسوال معمولا درگیر پیچیدگی‌های مشابه می‌شوند و به خاطر اینکه تعریف و اجرائی شدن ازدواج بین ایالت‌ها متفاوت است این پیچیدگی‌ها در هر ایالت فرق می‌کند.[۷۶]

طلاق[ویرایش]

نوشتار اصلی: طلاق در روابط همجنس‌گرایانه

با وجود پیشرفت در قانونی‌سازی ازدواج همجنس‌گرایان در برخی مناطق، مسئله طلاق و حواشی آن (مانند حق سرپرستی فرزند و حق دیدار با فرزند) گاهی با پیچیدگی‌های قضایی روبرو می‌شود. به عنوان مثال در اواخر سال ۲۰۰۴ پرونده یک زوج همجنس‌گرای زن در ایالت ماساچوست (که ازدواج همجنس‌گرایان را قانونی کرده بود) بررسی شد. این زوج اگرچه ازدواج نکرده بودند اما برای بچه‌دار شدن اقدام کرده و فرزندشان پس از پایان رابطه زاده شده بود. یکی از زوج‌ها خواستار دریافت هزینه نگهداری فرزند از زوج دیگر بود. در این پرونده دادگاه چنین حکم کرد که اگرچه شریک زندگی نقش فعالی در فرایند درون‌کاشت مصنوعی داشته، وی مجبور به پرداخت هیچ هزینه‌ای برای نگهداری از فرزند نیست.[۷۷] در ایالات متحده آمریکا زوج‌هایی که در یک ایالت ازدواج می‌کنند در صورتی که آن ایالت را ترک کرده و برای زندگی به ایالتی بروند که ازدواج زوج‌های همجنس را به رسمیت نمی‌شناسد، ممکن است دیگر نتوانند در آن ایالت طلاق بگیرند و مجبور باشند به ایالتی که در آن ازدواج کرده‌اند بازگردند. روند طلاق و یافتن وکیل مناسب گاهی هزینه‌های قابل توجهی را به زوج‌های همجنس تحمیل می‌کند.[۷۸]

موارد مشابهی در جای‌های دیگر به وقوع می‌پیوندد. به عنوان مثال در سال ۲۰۱۲ یک زوج همجنس‌گرای اسرائیلی که در سال ۲۰۰۴ در کانادا ازدواج کرده بودند، در اسرائیل درخواست طلاق دادند اما با درخواست آن‌ها موافقت نشد. چرا که در قانون اسرائیل ازدواج و طلاق تنها بین یک مرد و یک زن تعریف شده بود. آن‌ها در کانادا نیز نمی‌توانستند طلاق بگیرند. چرا که کانادا فقط به شهروندان کانادایی اجازه طلاق می‌داد هرچند که امکان ازدواج در آن کشور برای شهروندان غیر کانادایی فراهم بود. دادگاه اسرائیل سرانجام در اواخر نوامبر ۲۰۱۲ حکم طلاق زوج همجنس‌گرا را صادر کرد.[۷۹]

از ۱ آوریل ۲۰۰۱ تا ۱ ژانویه ۲۰۱۱، ۱٬۰۷۸ طلاق در میان زوج‌های همجنس هلندی رخ داد که دو سوم آن‌ها در بین زوج‌های مؤنث بوده است. در حالی که در همان بازه زمانی ۳۲۳٬۵۴۹ طلاق در میان زوج‌های دگرجنس‌گرای این کشور رخ داده است.[یادداشت ۱۶][۸۰] نتایج یک پژوهش مؤسسهٔ ویلیامز وابسته به دانشکده حقوق دانشگاه یوسی‌ال‌ای در سال ۲۰۱۱ نشان داد که نرخ طلاق در میان زوج‌های همجنس‌گرای آمریکایی اندکی کم‌تر از زوج‌های دگرجنس‌گراست. درصد زوج‌های طلاق گرفته در ایالت‌ها در یک سال بین ۰ تا ۱٫۸ درصد متغیر بود (به‌طور میانگین ۱٫۱٪) در مقابل نرخ ۲ درصدی سالیانهٔ طلاق در میان زوج‌های دگرجنس‌گرا.[۸۱]


دین[ویرایش]

نوشتار اصلی: دیدگاه‌های مذهبی در مورد ازدواج همجنس‌گرایان


دلایل موافقت و مخالفت با ازدواج همجنس‌گرایان معمولا پایه‌های مذهبی دارند.[۸۲] یکی از مسائلی که مطرح است این است که آیا قانونی‌سازی ازدواج همجنس‌گرایان بر آزادی ادیان تاثیر می‌گذارد.[۸۳][۸۴][۸۵][۸۶][۸۷] گروه‌های مذهبی ممکن است از اعطای مزایای استخدام، حق مسکن، حق فرزندخواندگی و دیگر حقوق به زوج‌های همجنس‌گرا سرباز زنند.[۸۸] به همین دلیل بعضی از حکومت‌ها موادی در قوانین برابری ازدواج گنجانده‌اند که آزادی ادیان را تضمین کند.[۸۹]

گروه‌های دینی اصلی متنوع با موضوع ازدواج همجنس‌گرایان برخورد می‌کنند. برای نمونه، مسئولان کلیسای کاتولیک مخالف ازدواج همجنس‌گرایان هستند؛[۹۰] همانند کلیسای ارتدوکس شرقی، برخی از کلیساهای پروتستان، اکثریت مسلمان[۹۱] هندوهای ناسیونالیست، یهودیان ارتدکس. بوداییان به صورت دوجنبه‌ای (بعضا موافق، بعضا مخالف) در نظر گرفته می‌شوند.[۹۲] اما در مقابل بسیاری از کلیساها و فرقه‌های مذهبی شاملمسیحیان مترقی ، مسیحیان لیبرال موافق ازدواج همجنس‌گرایان هستند. که می‌توان به کلیسای جامعه شهری ، کلیسای متحد مسیح، مریدان مسیح، کلیسای اسقفی، کلیسای انگلیکان کانادا، کلیسای لوتری اونگلیکان در آمریکا، و کلیسای جهان‌گرایی توحیدگرا از زمره موافقان هستند. همچنین برخی از مسلمانان،[۹۳]بوداییان،[۹۴] جوامع یهودیان و هندوها،[۹۵] و بوداییان استرالیا[۹۶] از ازدواج همجنس‌گرایان حمایت می‌کنند. همچنین گروه‌های کوچکی مانند انسان‌گرایان به عنوان موافق در نظر گرفته می‌شوند[۹۷]

واژه‌شناسی[ویرایش]

انسان‌شناسان درگیر تعریف ازدواج بود که در فرهنگ‌های مختلف جهان بگنجد و مشترکات داشته باشد.[۹۸][۹۹]خیلی از تعاریف ازدواج به خاطر اینکه شامل ازدواج همجنس‌گرایان نمی‌شده‌است مورد نقد قرار گرفته است. به طور مثال ازدواج همجنس‌گرایان در بیش از ۳۰ گروه نژادی در آفریقا وجود دارد به طور مثال در کیکویو و نوئر[۹۹][۱۰۰][۱۰۱]

با اینکه چند کشور در سده ۲۱ شروع به بازتعریف ازدواج کرده‌اند تا همجنس‌گرایان را به رسمیت بشناسند. تمام واژه‌نامه‌های بزرگ انگلیسی تعاریف خود از ازدواج را عوض کرده‌اند تا تعریفی بدون توجه به جنسیت یا تعریف دومی که شامل زوج‌های همجنس‌گرا نیز باشد را گنجانده‌اند.[۱۰۲][۱۰۳] فرهنگ انگلیسی آکسفورد از سال ۲۰۰۰ ازدواج همجنس‌گرایان را به رسمیت می‌شناسد.[۱۰۴]

آلن دیشویتز و دیگران سعی کرده‌اند که کلمه «ازدواج» را فقط برای متون مذهبی استفاده کنند تا این عبارت به عنوان یک نهاد شخصی به کار رود و در متون مدنی از اتحاد مدنی به عنوان مفهومی کلی‌تر از ازدواج استفاده کنند تا بدینوسیله جدایی دین از سیاست را تقویت بخشند.[۱۰۵] جنیفر مورس رئیس گروه ضد ازدواج همجنس‌گرایان نهاد ملی ازدواح[۱۰۶] ادعا می‌کند که تبدیل کردن ازدواج به یک توافق دوطرفه خطری برای ازدواج است.[۱۰۷]

بسیاری از طرفداران حقوق همجنس‌گرایان مانند آزادی برای ازدواج و کانادایی‌ها برای ازدواج برابر از واژه «برابری ازدواج» یا «ازدواج برابر» استفاده می‌کنند تا بیان دارند که در ازدواج آنها به دنبال حقوق برابر هستند.[۱۰۸][۱۰۹]

مخالفان ازدواج همجنس‌گرایان به مانند کلیسای عیسی مسیح قدیسان آخر زمان اسقفان کلیسای کاتولیک آمریکا از اصطلاح «ازدواج سنتی» برای بیان ازدواج بین زن و مرد استفاده می‌کنند.[۱۱۰][۱۱۱][۱۱۲]فعال ضد ازدواج همجنس‌گرایان مگی گلاغر معتقد است که یکسان در نظر گرفتن ازدواج دگرجنس‌گرایانه و همجنس‌؛رایانه معنی ازدواج و سنت‌های آن را تغییر می‌دهد.[۱۱۳]

راهنمای آسوشیتد پرس توصیه می‌کند که از لغت ازدواج برای همجنس‌گرایان مرد و زن (به انگلیسی: marriage for gays and lesbians) یا در صورتی که برای سرتیتر جا نباشد از لغت ازدواج همجنس‌گرایان (به انگلیسی: gay marriage) استفاده شود. آسوشیتدپرس هشدار می‌دهد که استفاده از لغت ازدواج همجنس‌گرایان (به انگلیسی: gay marriage) به نحوی قانونی بیان می‌کند که ازدواج همجنس‌گرایان نسبت به ازدواج دگرجنس‌گرایان متفاوت است.[۱۱۴][۱۱۵]

قانونی‌سازی[ویرایش]

روش‌های مختلفی برای قانونی‌سازی ازدواج همجنس‌گرایان در مناطق مختلف وجود دارد. در دموکراسی مستقیم، قانونی‌سازی آن یا ممنوع کردن آن از طریق رای اکثریت مردم یا نمایندگان مردم صورت می‌گیرد.[۱۱۶] در حالات دیگر امکان ازدواج بدون توجه به جنسیت به عنوان یک حق مدنی ممکن است از طریق دادگاه‌ها قانونی شود.[۱۱۷]

ازدواج همجنس‌گرایان در سراسر جهان[ویرایش]

شناسایی حقوقی
روابط همجنس‌گرایانه
ازدواج همجنس‌گرایان
در بعضی مناطق انجام می‌شود
به رسمیت شناخته می‌شود، انجام نمی‌شود
وضعیت حقوقی همجنس‌گرایی در جهان      همجنس‌گرایی مجاز اما قانون خاصی برای آن تدوین نشده قانونی      ازدواج همجنس‌گرایان مجاز است      گونه‌های دیگری از زندگی مشترک      ازدواج خارج از کشورِ همجنس‌گرایان به رسمیت شناخته می‌شود غیرقانونی      کیفر سبک      کیفر سنگین      حبس ابد      مجازات مرگ

آسیا[ویرایش]

خاورمیانه[ویرایش]

دربسیاری از کشورهای خاورمیانه از جمله ایران و عربستان همجنس‌گرایی جرم و مجازات اعدام دارد. اسرائیل تنها کشور منطقه‌است که حقوق همجنس‌گرایان را به رسمیت می‌شناسد؛ در این کشور ازدواج همجنس‌گرایان قانونی نیست، اما با این حال ممنوع هم نیست. چراکه ازدواج همجنس‌گرایان در اسرائیل به صورت نمادین انجام می‌شود[۱۱۸][۱۱۹] اما امکان ثبت رسمی آن وجود ندارد. دادگاه عالی اسرائیل در نوامبر ۲۰۰۶ حکمی مبنی بر به رسمیت شناختن ازدواج‌های همجنس‌گرایانی که در خارج از اسرائیل ثبت شده‌اند، صادر کرد.[۱۲۰] پارلمان اسرائیل، کنست در مه ۲۰۱۲ با رأی ۳۹ به ۱۱ به پیش‌نویس قانون ازدواج همجنس‌گرایان رأی مخالف داد.[۱۲۱] در ژوئن ۲۰۱۳ وزیر دادگستری اسرائیل، تسیپی لیونی از تصمیم خود برای درخواست از دولت در خصوص موافقت با پیش‌نویس قانونی خبر داد که در صورت تصویب شدن به زوج‌های همجنس‌گرا اجازه خواهد داد تا با یکدیگر وارد اتحاد مدنی شوند.[۱۲۲]

چین

قانون ازدواج جمهوری خلق چین ازدواج را صریحا به صورت اتحادی میان یک مرد و یک زن تعریف می‌کند و گونه‌های دیگر اتحاد مدنی در این کشور به رسمیت شناخته نمی‌شوند. اعتقاد بر این است که نگرش دولت چین نسبت به همجنس‌گرایی به صورت «بدون موافقت، بدون مخالفت، و بدون ترویج» باشد. در سال ۲۰۰۱، وزارت بهداشت این کشور رسما همجنس‌گرایی را از فهرست بیماری‌های روانی خارج کرد.

جامعه‌شناس و سکسولوژیست، لی ینی که فردی شناخته‌شده در جامعه همجنس‌گرایان مرد چینی است، چندین بار سعی کرده که ازدواج همجنس‌گرایان را به صورت قانونی درآورد. از جمله تلاش‌های او برای رسیدن به این امر می‌توان به کنگره ملی خلق در سال ۲۰۰۰ و ۲۰۰۴ (قانونی کردن ازدواج همجنس‌گرایان در سال ۲۰۰۰ و لایحه ازدواج همجنس‌گرایان در سال ۲۰۰۴) اشاره کرد. بر طبق قوانین چین، ۳۵ امضا از طرف نمایندگان مورد نیاز است تا این موضوع در کنگره مورد بحث واقع شود. اما به علت عدم حمایت نمایندگان، تلاش‌های او برای قانونی کردن ازدواج همجنس‌گرایان با شکست مواجه شد. هنگامی که از یکی از سخنگویان دولت درباره پیشنهاد لی ینی سوال شد، اینگونه جواب داد که ازدواج همجنس‌گرایان هنوز برای چین «خیلی جلوتر از زمان خودش است». او بیان داشته است که ازدواج همجنس‌گرایان حتی در بسیاری از کشورهای غربی که نسبت به چین در مسائل اجتماعی آزاداندیش‌تر هستند هم هنوز به رسمیت شناخته نشده است.[۱۲۳] از این گفته این گونه برداشت شده است که دولت چین ممکن است در زمانی دور ازدواج همجنس‌گرایان را به رسمیت بشناسد، اما نه در آینده نزدیک.

آفریقا[ویرایش]

پس از فروپاشی رژیم آپارتاید در سال ۱۹۹۴، آفریقای جنوبی در قانون اساسی خود هرگونه تبعیض بر اساس گرایش جنسی را ممنوع کرد. اما ازدواج تنها برای زوج‌های با جنس مخالف تعریف شده بود تا اینکه در دسامبر ۲۰۰۵ دادگاه قانون اساسی با این استدلال که قانون ازدواج کنونی به دلیل تبعیض علیه زوج‌های همجنس، خلاف قانون اساسی است؛ تا ۱ دسامبر ۲۰۰۶ به دولت مهلت داد تا قانون ازدواج همجنس‌گرایان را تصویب کند. مجلس شورای ملی در ۱۴ نوامبر ۲۰۰۶ با رأی ۲۳۰ به ۴۱ پیش‌نویس قانون ازدواج همجنس‌گرایان را تصویب و معاون رئیس جمهور، پومزیله ملامبو–نوکا در ۲۹ نوامبر آن را امضا کرد. آفریقای جنوبی اولین کشور در قاره آفریقا می‌باشد که ازدواج همجنس‌گرایان را قانونی اعلام کرده است. سایر کشورهای افریقایی تبعیت چندانی در این زمینه از آفریقای جنوبی نکردند. همجنس‌گرایی در بیشتر کشورهای آفریقایی تابو و در برخی از آن‌ها از جمله زیمبابوه، کنیا، اوگاندا، نیجریه، تانزانیا، غنا و بیشتر کشورهای جنوبی صحرای بزرگ آفریقا غیر قانونی است.[۱۲۴][۱۲۵][۱۲۶]

اقیانوسیه[ویرایش]

نیوزیلند

نیوزیلند نخستین کشور در اقیانوسیه و سیزدهمین کشور در جهان می‌باشد که ازدواج همجنس‌گرایان را قانونی اعلام کرده است. پیش‌نویس قانون ازدواج همجنس‌گرایان در ۱۷ آوریل ۲۰۱۳ توسط مجلس نمایندگان نیوزیلند با ۷۷ رأی موافق و ۴۴ رأی مخالف تصویب شد و موافقت سلطنتی را نیز بدست آورد. قانون ازدواج همجنس‌گرایان از ۱۹ اوت ۲۰۱۳ در نیوزیلند اجرا شد.[۱۲۷][۱۲۸][۱۲۹]

استرالیا

تاسمانی نخستین ایالت استرالیا بود که از سپتامبر ۲۰۱۰، ازدواج‌های همجنس‌گرایانی را که در خارج از کشور انجام شده‌اند، به رسمیت شناخت.[۱۳۰] قلمرو پایتختی استرالیا نیز نخستین ناحیهٔ این کشور بود که در اکتبر ۲۰۱۳ قانون ازدواج همجنس‌گرایان را قانونی اعلام کرد. قانون‌گذاران قلمرو پایتختی در ۲۲ اکتبر ۲۰۱۳ با رأی ۹ به ۸ این قانون را تصویب کردند.[۱۳۱] نخستین ازدواج‌های زوج‌های همجنس‌گرا از ۷ دسامبر ۲۰۱۳ در کانبرا برگزار گردید.[۱۳۲]

دادگاه عالی استرالیا در ۱۲ دسامبر ۲۰۱۳ اعلام کرد که این تغییر قانون معتبر نمی‌باشد و قانونی‌سازی ازدواج همجنس‌گرایان باید به صورت فدرال انجام گیرد. این تصمیم پیوند حدود ۲۷ زوجی را که در فرصت چند روزهٔ پس از قانونی‌سازی در قلمرو پایتختی ازدواج کرده بودند، باطل کرد. در حال حاضر هیچ‌یک از ایالت‌های استرالیا نمی‌توانند به تنهایی ازدواج همجنس‌گرایان را قانونی سازند و انجام این مهم تنها به صورت ملی ممکن است.[۱۳۳] گفتنی است که نخست‌وزیر کنونی استرالیا، تونی ابوت مخالف ازدواج همجنس‌گرایان است[۱۳۴] و مجلس نمایندگان استرالیا نیز در سپتامبر ۲۰۱۲ با رأی ۹۸ به ۴۲ پیش‌نویس قانون ازدواج همجنس‌گرایان را رد کرد.[۱۳۵] اکنون امکان ثبت اتحاد مدنی برای زوج‌های همجنس و با جنس مخالف در قلمرو پایتختی استرالیا، تاسمانی، ویکتوریا، نیو ساوت ولز و کوئینزلند وجود دارد.[۱۳۶]

اروپا[ویرایش]

هلند
مراسم ازدواج زوجی همجنس‌گرا در هلند

هلند نخستین کشور در اروپا و سراسر جهان بود که ازدواج همجنس‌گرایان را قانونی اعلام کرد. مجلس نمایندگان هلند در ۱۳ سپتامبر ۲۰۰۰ با آرای ۱۰۹ به ۳۳ به پیش‌نویس قانون ازدواج همجنس‌گرایان در این کشور رأی مثبت داد.[۱۳۷] مجلس سنا نیز در ۲۰ دسامبر همان سال و با رأی ۴۹ به ۲۶ این قانون را تصویب کرد. اگرچه زوج‌های همجنس‌گرا از دوسال پیش از تصویب این قانون می‌توانستند با یکدیگر وارد رابطه ثبت شده‌ای شده و از برخی مزایای زندگی مشترک بهره‌مند گردند، اما با تصویب قانون جدید ازدواج، حق سرپرستی کودکان هلندی نیز به آن‌ها اعطا گردید به گونه‌ای که دیگر تفاوتی میان زوج‌های همجنس و دگرجنس باقی نماند.[۱۳۸] قانون ازدواج همجنس‌گرایان در هلند از ۱ آوریل ۲۰۰۱ به اجرا درآمد.[۱۳۹] بلافاصله پس از اجرای این قانون، مراسم ازدواج چهار زوج همجنس‌گرای هلندی در شهر آمستردام و با حضور جاب کوهن، شهردار آمستردام برگزار شد.[۱۴۰] تا ۱ ژانویه ۲۰۱۱، ۱۵٬۰۰۰ ازدواج در میان زوج‌های همجنس‌گرای هلندی رخ داد که ۲۰ درصد از جمعیت ۵۵٬۰۰۰ نفری همجنس‌گرایان این کشور را شامل می‌شد. در همان بازه زمانی ۷۶۱٬۰۰۰ ازدواج در میان زوج‌های دگرجنس‌گرای این کشور ثبت شد.[۸۰]

بلژیک

بلژیک دومین کشور جهان بود که در ۱ ژوئن ۲۰۰۳ ازدواج همجنس‌گرایان را قانونی اعلام کرد.[۱۴۱] در آن زمان حق سرپرستی فرزند برای همجنس‌گرایان در نظر گرفته نشده بود.[۱۴۲] اما پارلمان بلژیک در آوریل ۲۰۰۶ با رأی ۳۴ به ۳۳ قانون حق سرپرستی فرزند توسط همجنس‌گرایان را تصویب کرد.[۱۴۳] تا سال ۲۰۰۹، ۱۳٬۰۵۵ ازدواج در میان زوج‌های همجنس ثبت شد.[۱۴۴]

اسپانیا

قانون ازدواج همجنس‌گرایان در اسپانیا از ۳ ژوئیه ۲۰۰۵ به اجرا درآمد.[۱۴۵] اسپانیا سومین کشور جهان بود که ازدواج همجنس‌گرایان را قانونی اعلام کرد. مجلس اسپانیا در ۳۰ ژوئن ۲۰۰۵ با رأی ۱۸۷ به ۱۴۷، قانون ازدواج همجنس‌گرایان را که مورد حمایت نخست‌وزیر، خوزه لوئیز رودریگز ساپاترو نیز بود،[۱۴۶] تصویب کرد. بدین ترتیب زوج‌های همجنس‌گرا از همهٔ حقوق زوج‌های دگرجنس‌گرا از جمله حق سرپرستی فرزند بهره‌مند شدند.[۱۴۷] این قانون از ۳ ژوئیه همان سال اجرا شد.[۱۴۵] تا یک سال پس از تصویب این قانون حدود ۴۵۰۰ زوج همجنس‌گرا در اسپانیا ازدواج کردند.[۱۴۸]

نروژ

نروژ ششمین کشور جهان بود که در ژوئن ۲۰۰۸ ازدواج همجنس‌گرایان را قانونی اعلام کرد. مجلس نروژ در ۱۱ ژوئن ۲۰۰۸ با رأی اکثریت ۸۴ به ۴۱ با این قانون موافقت کرد.[۱۴۹] مجلس علیا نروژ نیز یک هفته بعد (۱۷ ژوئن) با رأی ۲۳ به ۱۷ این قانون را تصویب کرد. قانون ازدواج همجنس‌گرایان از ۱ ژانویه ۲۰۰۹ در نروژ اجرا شد.[۱۵۰] این قانون همهٔ حقوقی که دگرجنس‌گرایان تا آن زمان از آن بهره‌مند بودند را برای همجنس‌گرایان فراهم کرد. از جمله این حقوق حق سرپرستی فرزند و امکان درون‌کاشت مصنوعی اسپرم برای زوج‌های همجنس‌گرای زن بود. البته این قانون هیچگونه تعهدی را برای کلیساها در ارتباط با برگزاری مراسم ازدواج زوج‌های هجنس‌گرا در نظر نگرفت.[۱۵۱] نروژ از سال ۱۹۹۳ امکان اتحاد مدنی را برای زوج‌های همجنس‌گرا فراهم کرده بود.[۱۴۹]

سوئد

سوئد هفتمین کشور جهان و و پنجمین کشور اروپا بود که در آوریل ۲۰۰۹ ازدواج همجنس‌گرایان را قانونی اعلام کرد. البته سوئد از ۱۹۹۵ امکان اتحاد مدنی و از سال ۲۰۰۰ امکان سرپرستی فرزند را برای زوج‌های همجنس‌گرا فراهم کرده بود. اما مجلس سوئد در ۱ آوریل ۲۰۰۹ با رأی ۲۶۱ به ۲۲ قانون ازدواج همجنس‌گرایان را نیز تصویب کرد. شش حزب از هفت حزب مجلس سوئد از این قانون حمایت کردند و حزب دموکرات مسیحی تنها حزبی بود که از این قانون حمایت نکرد. قانون ازدواج همجنس‌گرایان در سوئد از ۱ مه ۲۰۰۹ اجرا شد.[۱۵۲][۱۵۳] کلیسای سوئد در ۲۲ اکتبر ۲۰۰۹ به طور رسمی به کشیش‌های خود اجازه داد تا مراسم ازدواج همجنس‌گرایان را برگزار کنند.[۱۵۴]

پرتغال

ازدواج همجنس‌گرایان در پرتغال از ۵ ژوئن ۲۰۱۰ قانونی شده است. دولت پرتغال در دسامبر ۲۰۰۹ پیشنهاد قانونی‌سازی ازدواج همجنس‌گرایان را مطرح کرد.[۱۵۵] مجلس پرتغال در ۸ ژانویه ۲۰۱۰ با رأی ۱۲۵ به ۹۹ این قانون را تصویب کرد.[۱۵۶] پاپ بندیکت شانزدهم در ۱۳ مه ۲۰۱۰، در دیدار رسمی از پرتغال مخالفت خود را با ازدواج همجنس‌گرایان اعلام کرد و آن را خطرناک نامید.[۱۵۷] اما رئیس‌جمهور، آنیبال کاواکو سیلوا در ۱۷ مه ۲۰۱۰ این قانون را امضا کرد و پرتغال به ششمین کشور در اروپا تبدیل شد که ازدواج همجنس‌گرایان را قانونی اعلام کرد.[۱۵۸] این قانون از ۵ ژوئن ۲۰۱۰ اجرا شد.[۱۵۹] در ۷ ژوئن ۲۰۱۰ یک زوج همجنس‌گرای زن نخستین همجنس‌گرایانی بودند که در پرتغال ازدواج کردند.[۱۶۰] البته در متن اولیه قانون ازدواج همجنس‌گرایان در پرتغال، حق سرپرستی فرزند برای همجنس‌گرایان در نظر گرفته نشده بود.[۱۶۱] با این وجود مجلس پرتغال در ۲۴ فوریه ۲۰۱۲ پیش‌نویس قانونی برای اعطای حق سرپرستی فرزند به همجنس‌گرایان را تصویب نکرد.[۱۶۲] اکثریت اعضای مجلس پرتغال در ۱۷ مه ۲۰۱۳ قانونی را تصویب کردند که به موجب آن زوج‌های همجنس‌گرا می‌توانند سرپرستی فرزند شریک خود را بر عهده بگیرند.[۱۶۳]

ایسلند

قانون ازدواج همجنس‌گرایان در ایسلند از ۲۷ ژوئن ۲۰۱۰ فعال گردید. مجلس ایسلند (الثینگی) در ۱۱ ژوئن ۲۰۱۰ با ۴۹ رأی موافق و ۰ رأی مخالف، قانون ازدواج را به صورت خنثی از جنسیت تغییر داد. در این قانون اجباری برای کلیسا در مورد برگزاری ازدواج زوج‌های همجنس در نظر گرفته نشده است و کشیش‌ها در برگزاری مراسم ازدواج همجنس‌گرایان آزاد هستند. تا پیش از تصویب این قانون امکان اتحاد مدنی برای زوج‌های همجنس وجود داشت.[۱۶۴] در ۲۷ ژوئن ۲۰۱۰ نخست‌وزیر ایسلند، یوهانا سیگورداردوتیر و شریک زندگی‌اش اتحاد مدنی خود را به ازدواج تبدیل کردند. سیگورداردوتیر نخستین رئیس دولت علناً همجنس‌گرای دنیاست.[۱۶۵]

دانمارک

ازدواج همجنس‌گرایان در دانمارک از ۱۵ ژوئن ۲۰۱۲ به صورت قانونی انجام می‌شود.[۱۶۶] دانمارک نخستین کشور دنیا بود که در سال ۱۹۸۹ اتحاد مدنی همجنس‌گرایان را قانونی اعلام کرد.[۱۶۷] آن قانون در سال ۱۹۹۶ به گرینلند نیز گسترش یافت و در سال ۱۹۹۹ اصلاح‌هایی در آن صورت گرفت.[۱۶۸] البته امکان برگزاری مراسم در کلیسا یا سرپرستی فرزند برای زوج‌های همجنس‌گرا وجود نداشت.[۱۶۹] در سال ۲۰۰۹ حق سرپرستی فرزند توسط مجلس دانمارک (فالکتینگ) به زوج‌های همجنس‌گرا اعطا شد. در مارس ۲۰۱۲ حکومت دانمارک پیش‌نویس قانون ازدواج همجنس‌گرایان را به مجلس تقدیم کرد.[۱۷۰] مجلس نیز در ۷ ژوئن ۲۰۱۲ با ۸۵ رأی موافق و ۲۴ رأی مخالف این قانون را تصویب کرد. که از ۱۵ ژوئن اجرا شد.[۱۷۱] البته این قانون تنها محدود به خاک اصلی کشور دانمارک است و گرینلند و جزایر فارو را شامل نمی‌شود.[۱۷۲] در قانون ازدواج همجنس‌گرایان دانمارک اجباری برای کلیساهای این کشور در برگزاری مراسم زوج‌های همجنس‌گرا وجود ندارد و آن‌ها در برگزار کردن یا نکردن چنین مراسم‌هایی آزادند.[۱۶۶]

فرانسه
تظاهرات مخالفان قانونی شدن ازدواج همجنس‌گرایان در فرانسه در نزدیکی میدان شارل دوگل، ۲۴ مارس ۲۰۱۳

فرانسه از ۱۸ مه ۲۰۱۳ ازدواج همجنس‌گرایان را قانونی کرده است.[۱۷۳] در ۷ نوامبر ۲۰۱۲ پیش‌نویس قانونی برای تغییر تعریف ازدواج در فرانسه توسط دولت سوسیالیست نخست‌وزیر، ژان مارک آیرو به مجلس داده شد. این قانون ازدواج را توافقی بین دو زوج همجنس یا با جنس مخالف تعریف می‌کرد. همچنین ماده‌ای در آن وجود داشت که حق سرپرستی فرزند را به زوج‌های همجنس‌گرا اعطا می‌کرد. رئیس‌جمهور، فرانسوا اولاند در مبارزات انتخاباتیش حمایت خود را از تصویب این قانون اعلام کرده بود.[۱۷۴][۱۷۵] در ۱۳ ژانویه ۲۰۱۳ دست‌کم ۳۵۰٬۰۰۰ نفر از مردم پاریس در مخالفت با قانونی‌سازی ازدواج همجنس‌گرایان در فرانسه، در نزدیکی برج ایفل دست به تظاهرات زدند.[۱۷۶][۱۷۷] در ۲ فوریه ۲۰۱۳ مجلس ملی فرانسه با رأی ۲۴۹ به ۹۷، ماده نخست قانون، که ازدواج را توافقی بین دو شخص تعریف می‌کرد، تصویب کرد. نمایندگان حزب راستگرای فرانسه که با تصویب این قانون مخالف بودند صدها اصلاحیه بر آن وارد کردند. این در حالی بود که نتایج نظرسنجی‌ها نشان می‌داد ۵۵ تا ۶۰ درصد مردم فرانسه با تصویب این قانون موافق بودند اما تنها ۵۰ درصد آن‌ها حق سرپرستی فرزند را برای همجنس‌گرایان تأیید می‌کردند.[۱۷۸] مجلس فرانسه در ۱۲ فوریه ۲۰۱۳ با رأی ۳۲۹ به ۲۲۹ کل قانون را، که شامل امکان سرپرستی فرزند برای زوج‌های همجنس‌گرا نیز بود، تصویب کرد.[۱۷۶]

در ۲۵ مارس ۲۰۱۳ صدها هزار نفر از مخالفان قانونی شدن ازدواج همجنس‌گرایان در پاریس دست به تظاهرات زدند. پلیس برای متفرق ساختن آن‌ها به گاز اشک‌آور متوسل شد.[۱۷۹] با این حال این قانون در ۱۲ آوریل ۲۰۱۳ و با رأی ۱۷۹ به ۱۵۷ به تصویب مجلس سنا رسید.[۱۸۰] مجلس فرانسه نیز در ۲۳ آوریل ۲۰۱۳ با رأی نهایی ۳۳۱ به ۲۲۵ قانون ازدواج را تصویب کرد.[۱۸۱] فرانسوا اولاند در ۱۸ مه ۲۰۱۳ این قانون را امضا کرد و فرانسه به چهاردهمین کشور دنیا و نهمین کشور اروپا تبدیل شد که ازدواج همجنس‌گرایان را قانونی اعلام کرد.[۱۷۳] یک هفته بعد تظاهراتی در پاریس در اعتراض به این قانون برگزار شد. پلیس شمار تظاهرکنندگان را که در مرکز شهر تجمع کرده بودند حداکثر ۱۵۰ هزار نفر تخمین زد اما سازمان‌دهندگان این رقم را نزدیک یک میلیون نفر می‌دانستند.[۱۸۲] آخرین اصلاح اجتماعی بزرگ فرانسه در سال ۱۹۸۱ و با حذف قانون اعدام صورت گرفته بود.[۱۸۳] در ۲۹ مه ۲۰۱۳ نخستین مراسم ازدواج یک زوج همجنس‌گرا در فرانسه، در مون‌پلیه با حضور شهردار شهر برگزار گردید.[۱۸۴]

بریتانیا

امکان اتحاد مدنی برای زوج‌های همجنس‌گرا در بریتانیا از دسامبر ۲۰۰۵ فراهم بوده است.[۱۸۵] در دسامبر ۲۰۱۲ نخست‌وزیر، دیوید کامرون اعلام کرد که از قانونی شدن ازدواج همجنس‌گرایان در انگلستان و ولز حمایت می‌کند. وی اطمینان داد که در قانون، اجباری برای کلیساها در برگزاری مراسم زوج‌های همجنس‌گرا وجود نخواهد داشت.[۱۸۶] مجلس عوام بریتانیا در ۲۱ مه ۲۰۱۳ طرح دیوید کامرون را با رأی ۳۶۶ به ۱۶۱ تصویب کرد.[۱۸۷] این قانون در ۴ ژوئن ۲۰۱۳ با رأی ۳۹۰ به ۱۴۸ در مجلس اعیان تصویب شد.[۱۸۸] قانون ازدواج همجنس‌گرایان در انگلستان و ولز در ۱۷ ژوئیه ۲۰۱۳ موافقت سلطنتی را نیز به دست‌آورد و رسماً تبدیل به قانون شد.[۱۸۹] نخستین ازدواج‌های زوج‌های همجنس از ۲۹ مارس ۲۰۱۴ ثبت گردیدند.[۱۹۰] البته این قانون در اسکاتلند و ایرلند شمالی اعتباری ندارد و آن دو کشور تابع بریتانیا، از قوانین خودشان پیروی می‌کنند. مجلس ایرلند شمالی در آوریل ۲۰۱۳ به پیش‌نویس قانونی مشابه رأی مخالف داد.[۱۹۱] اما اسکاتلند در حال طی کردن روند قانونی‌سازی است.[۱۹۲]

لوکزامبورگ

ازدواج همجنس‌گرایان در لوکزامبورگ از ۱۸ ژوئن ۲۰۱۴ و با رأی ۵۶ به ۴ مجلس نمایندگان این کشور قانونی شد. انتظار می‌رود که این قانون در اوایل سال ۲۰۱۵ میلادی به اجرا درآید. زاویه بتل نخست‌وزیر آشکارا همجنس‌گرای لوکزامبورگ در سال ۲۰۱۳ وعده داده بود که پیش‌نویس قانون ازدواج زوج‌های همجنس را به مجلس ارائه کند. با اجرای این قانون زوج‌های همجنس می‌توانند از حق ازدواج و سرپرستی فرزند برخوردار گردند.[۱۹۳][۱۹۴]

آمریکای شمالی[ویرایش]

کانادا

کانادا در ژوئیه ۲۰۰۵ قانون ازدواج همجنس‌گرایان را تصویب کرد و به چهارمین کشور دنیا (پس از هلند، بلژیک و اسپانیا) و اولین کشور خارج از اروپا تبدیل شد که ازدواج همجنس‌گرایان در آن شکل قانونی گرفت.[۱۹۵]

ایالات متحده آمریکا
قوانین در خصوص روابط همجنسگرایان در آمریکا      ازدواج همجنسگرایان      به اتحادها امتیازاتی مشابه ازدواج‌ها اعطا می‌شود      قانون امتیازات محدود/مشخصی را اعطا می‌کند      ازدواج‌های همجنس انجام شده در جاهای دیگر به رسمیت شناخته می‌شود      ممنوعیت یا به رسمیت شناخته شدن مشخصی در خصوص ازدواج‌ها یا اتحادها در قانون ایالتی وجود ندارد      قانون موضوعهٔ ایالت ازدواج همجنس را ممنوع می‌کند      قانون اساسی ایالت ازدواج همجنس را ممنوع می‌کند       قانون اساسی ایالت ازدواج همجنس و برخی یا همهٔ دیگر انواع اتحادهای همجنس را ممنوع می‌کند
ازدواج همجنسگرایان در نیو مکزیکو در سطح شهرستانی اجرا می‌شود
فقط به مزایا در سطح ایالتی اعمال می‌شود، مزایای فدرال را شامل نمی‌شود
بر اساس ایالات متحده در برابر ویندزر همهٔ ازدواج‌های همجنسی که به طور قانونی انجام شده به منظور مقاصد فدرال به رسمیت شناخته می‌شوند
 ن  ب  و 

نخستین تلاش‌ها برای قانونی‌سازی ازدواج همجنس‌گرایان در آمریکا به سال ۱۹۹۰ میلادی باز می‌گردد. زمانی که درخواست سه زوج همجنس در هاوایی برای دریافت گواهی ازدواج رد شد. زوج‌ها پس از آن درخواست خود را در دادگاه به چالش کشیدند (پرونده بیر در برابر لوین). دیوان عالی هاوایی در سال ۱۹۹۳ حکم کرد که زوج‌ها حق بنیادینی برای ازدواج ندارند اما ممنوعیت ازدواج ایالت تبعیض جنسی و برخلاف قانون اساسی ایالت است. دیوان عالی در نهایت اعتراض را رد کرد.[۱۹۶]

ماجرای هاوایی مخالفان ازدواج همجنس‌گرایان در خاک اصلی آمریکا را به تکاپو واداشت. آنان بیم آن داشتند که با قانونی شدن ازدواج همجنس‌گرایان در هاوایی ایالت‌های دیگر مجبور شوند ازدواج همجنس‌گرایان را به رسمیت بشناسند. بنابراین روند تصویب قانون دفاع از ازدواج (دُما) آغاز گشت که با استقبال روبرو شد. این قانون فدرال ازدواج را پیوندی میان یک مرد و یک زن تعریف می‌کرد؛ همچنین براساس آن، در صورت قانونی شدن ازدواج همجنس‌گرایان در یک ایالت، ایالت‌های دیگر ملزم بر به‌رسمیت‌شناختن آن ازدواج‌ها نبودند.[۱۹۷] دُما پس از تصویب در مجلس نمایندگان و مجلس سنا در ۲۱ سپتامبر ۱۹۹۶ توسط بیل کلینتن امضا و لازم‌الاجرا گردید.[۱۹۸] تا سال ۲۰۰۵ چهل ایالت قوانین مشابهی را برای ممنوعیت ازدواج همجنس‌گرایان تصویب کردند.[۱۹۹]

پیشامد مهم دیگر در سال ۱۹۹۹ آغاز گشت؛ زمانی که دادگاه عالی ورمونت در بررسی پرونده بیکر در برابر ایالت حکم کرد که براساس قانون اساسی ایالت، باید زوج‌های همجنس از مزایا و حمایت‌هایی که زوج‌های ازدواج‌کرده دیگر برخوردارند، برخوردار باشند.[۲۰۰] بدین ترتیب در سال ۲۰۰۰ برای نخستین بار در آمریکا قانون اتحاد مدنی تصویب گشت. در این قانون بیش از ۳۰۰ مورد از حقوق و تعهدهای یک رابطه به زوج‌های همجنس اعطا گردید. در واقع این قانون تمام حقوقی که زوج‌های دگرجنس‌گرا از آن برخوردار بودند را برای زوج‌های همجنس‌گرا فراهم می‌کرد و تنها نام ازدواج را بر خود نداشت.[۲۰۱]

دادگاه عالی قضایی ماساچوست در ۱۸ نوامبر ۲۰۰۳ و پس از بررسی پرونده گودریج در برابر سازمان بهداشت عمومی با رأی ۴–۳ حکم کرد که ممنوعیت ازدواج همجنس‌گرایان برخلاف قانون اساسی ایالت است. دادگاه ۱۸۰ روز برای اجرای این تصمیم زمان تعیین کرد تا قانون‌گذاران مهلت تغییر قانون را داشته باشند.[۲۰۲] اما قانون‌گذاران در عوض اصلاحیه‌ای را تصویب کردند که به‌جای ازدواج اتحاد مدنی قانونی گردد که این اصلاحیه نیاز به رأی‌گیری مجدد در سال ۲۰۰۶ داشت.[۲۰۳] دادگاه عالی ماساچوست در ۳ فوریه ۲۰۰۴ اصلاحیه را راه حل نامناسبی برای شکاف قانونی پرونده گودریج دانست.[۲۰۴] دادگاه اعلام کرد که اتحاد مدنی حتی اگر تمام حقوق را فراهم کند اما همین که نام ازدواج را بر خود ندارد نوعی تبعیض جنسی است.[۲۰۵] اندکی بعد میت رامنی، فرماندار جمهوری‌خواه ماساچوست، تصمیم دادگاه عالی قضایی این ایالت مبنی بر قانونی‌سازی ازدواج همجنس‌گرایان را «تصمیمی خطاکارانه و اشتباهی عمیق» نامید.[۲۰۶] او همچنین قانون‌گذاران را مورد انتقاد قرار داد که اجازه تعلیق این تصمیم را به او نداده‌اند.[۲۰۷] با این وجود نخستین زوج‌ها در ۱۷ مه ۲۰۰۴ در این ایالت ازدواج کردند و ماساچوست به نخستین ایالت آمریکا تبدیل شد که ازدواج همجنس‌گرایان در آن شکل قانونی گرفت.[۲۰۸] جرج بوش بلافاصله به این پیشامد واکنش نشان داد و اعلام کرد: «نهاد مقدس ازدواج نباید توسط عده کمی از قضات کنشگر بازتعریف شود. همه آمریکایی‌ها حقی دارند که صدایشان در این مناظره شنیده شود. من از سنا خواسته‌ام که اصلاحیه‌ای را برای حمایت از ازدواج به عنوان پیوندی بین یک مرد و یک زن، یک شوهر و یک همسر تصویب کند. نیاز به چنین اصلاحی هنوز ضروری است و من امروز درخواستم را تکرار می‌کنم.»[۲۰۹]

کالیفرنیا و کنتیکت دو ایالت دیگری بودند که ازدواج همجنس‌گرایان را در سال ۲۰۰۸ قانونی اعلام کردند.[۲۱۰][۲۱۱] هرچند که رأی‌دهندگان کالیفرنیایی با شرکت در همه‌پرسی موسوم به پیشنهادی ۸ و با اکثریت ۵۲٫۱ درصدی به تعریف ازدواج به عنوان پیوندی میان یک مرد و یک زن رأی موافق دادند. بنابراین ازدواج همجنس‌گرایان در کالیفرنیا از ۵ نوامبر ۲۰۰۸ به حالت تعلیق درآمد.[۲۱۲] دو ایالت فلوریدا و آریزونا نیز قوانین مشابهی را بر ضد ازدواج همجنس‌گرایان در سال ۲۰۰۸ تصویب کردند.[۲۱۳]

از آوریل ۲۰۰۹ تا مارس ۲۰۱۰ چهار ایالت آیووا، مین، ورمونت، نیوهمشایر همراه با واشینگتن دی‌سی ازدواج همجنس‌گرایان را قانونی اعلام کردند.[۲۱۴] اگرچه در نوامبر ۲۰۰۹ رأی‌دهندگان در ایالت مین با شرکت در یک همه‌پرسی با اکثریت ۵۳ درصدی به قانون ازدواج همجنس‌گرایان نه گفتند. بنابراین آنچه قانون‌گذاران مین تصویب کرده و فرماندار امضا نموده بود، لغو گشت.[۲۱۵] در اوت ۲۰۱۰ یک دادگاه فدرال ناحیه‌ای در سان فرانسیسکو حکم کرد که پیشنهادی کالیفرنیا ۸ تبعیض‌آمیز است.[۲۱۶] نتایج یک نظرسنجی سی‌ان‌ان در سال ۲۰۱۰ نشان داد که بیش از ۴۵٪ مردم آمریکا از ازدواج همجنس‌گرایان حمایت می‌کنند. که نسبت به حمایت ۲۵ درصدی در سال ۱۹۹۶ رشد قابل توجهی داشت.[۲۱۷]

نیویورک ششمین و تنها ایالتی بود که در ژوئن ۲۰۱۱ ازدواج همجنس‌گرایان را قانونی اعلام کرد. این قانون توسط فرماندار ایالت، اندرو کومو امضا شد.[۲۱۸] در ۷ فوریه ۲۰۱۲ دادگاه استیناف حوزه نهم ایالات متحده آمریکا نیز در حکمی پیشنهادی کالیفرنیا ۸ را تبعیض‌آمیز نامید.[۲۱۹] در ۱۷ فوریه ۲۰۱۲ کریس کریستی، فرماندار جمهوری‌خواه نیوجرسی، قانون ازدواج همجنس‌گرایان را که توسط مجلس و سنای آن ایالت تصویب شده بود، وتو کرد.[۲۲۰] در مه ۲۰۱۲ باراک اوباما به نخستین رئیس‌جمهور آمریکا تبدیل شد که از ازدواج همجنس‌گرایان حمایت نمود. او اعلام کرد: «شخصاً باور دارم که همجنس‌گرایان باید از حق ازدواج برخوردار باشند.» پیش از آن معاون او، جو بایدن نیز حمایت صریح خود را از این موضوع اعلام کرده بود.[۲۲۱][۲۲۲] تا پایان سال ۲۰۱۲ سه ایالت واشینگتن، مین و مریلند نیز ازدواج همجنس‌گرایان را قانونی اعلام کردند. این سه ایالت نخستین ایالت‌های آمریکا بودند که از طریق برگزاری همه‌پرسی این قانون را تصویب کردند.[۲۲۳]

در ۲۶ ژوئن ۲۰۱۳ دیوان عالی ایالات متحده آمریکا در جریان بررسی پرونده ایالات متحده در برابر ویندزر، با رأی ۵–۴، بند سوم قانون دُما را که ازدواج را «پیوندی بین یک مرد و یک زن» تعریف می‌کرد، نقض کننده آزادی برابر و بر ضد متمم پنجم قانون اساسی آمریکا دانست و آن را باطل کرد. بنابراین از آن تاریخ زوج‌های همجنس‌گرا نیز مانند زوج‌های دگرجنس‌گرا از مزایای فدرال بهره‌مند شدند. دیوان عالی همچنین در حکمی جداگانه درارتباط با پیشنهادی ۸، با رأی ۵–۴، مجاز شدن ازدواج همجنس‌گرایان در کالیفرنیا را تأیید کرد[۲۲۴] و بدین ترتیب راه را برای انجام آن هموار نمود.[۲۲۵] سه قاضی دادگاه استیناف حوزه نهم نیز در ۲۸ ژوئن ۲۰۱۳ حکم کردند که ازدواج همجنس‌گرایان در کالیفرنیا باید بلافاصله از سر گرفته شود.[۲۲۶] تا پایان سال ۲۰۱۳ شش ایالت دلاویر، مینه‌سوتا، رود آیلند، نیوجرسی، هاوایی و نیومکزیکو نیز ازدواج همجنس‌گرایان را قانونی اعلام کردند.[۲۱۴] در ۲۰ دسامبر همان سال و با حکم یک دادگاه ناحیه‌ای در یوتا، ممنوعیت ازدواج همجنس‌گرایان در آن ایالت برداشته شد.[۲۲۷] اما با اعتراض مقامات ایالت به تصمیم دادگاه ناحیه‌ای و با حکم دیوان عالی آمریکا، از ۶ ژانویه ۲۰۱۴ ازدواج همجنس‌گرایان در یوتا متوقف گشت.[۲۲۸]

تا پایان ژوئن ۲۰۱۴ یازده ایالت دیگر در وضعیتی مشابه یوتا قرار گرفتند. به این معنی که دادگاه‌های ناحیه‌ای ممنوعیت ازدواج همجنس‌گرایان در ایالت را مخالف قانون اساسی آمریکا دانسته و پس از آن حکم دادگاه‌ها برای رسیدگی به اعتراض دادستان کل ایالت متوقف شد یا اینکه داداگاه‌هایی برای به رسمیت شناختن ازدواج همجنسانی که در خارج از ایالت انجام شده است حکم صادر کردند و سپس حکم آن‌ها برای رسیدگی به اعتراض متوقف گشت. در این میان ایالت‌های میشیگان، آرکانزاس، ویسکانسین، ایندیانا و یوتا در یک بازه زمانی محدود به ثبت ازدواج زوج‌های همجنس پرداختند.[۲۲۹] نتایج یک نظرسنجی واشینگتن پست و ای‌بی‌سی نیوز در سال ۲۰۱۴ نشان داد که ۵۹ درصد از مردم آمریکا از ازدواج همجنس‌گرایان حمایت می‌کنند در حالی که ۳۴ درصد با آن مخالفند که رکورد تازه‌ای از نظر میزان حمایت از ازدواج همجنس‌گرایان بود.[۲۳۰]

آمریکای لاتین[ویرایش]

آرژانتین

در ۲۲ ژوئیه ۲۰۱۰ آرژانتین ازدواج همجنس‌گرایان را قانونی اعلام کرد و در این زمینه به نخستین کشور در آمریکای لاتین و دهمین کشور در جهان تبدیل شد.[یادداشت ۱۷][۲۳۱] مجلس سنای آرژانتین در ۱۵ ژوئیه ۲۰۱۰ با رأی ۳۳ به ۲۷ قانون ازدواج همجنس‌گرایان در این کشور را تصویب کرد.[۲۳۲] رئیس جمهور آرژانتین، کریستینا فرناندز د کیرشنر که در آن زمان در چین به سر می‌برد از تصویب این قانون اعلام رضایت کرد.[۲۳۳] وی پس از بازگشت به کشور در بعد از ظهر ۲۱ ژوئیه ۲۰۱۰، قانون ازدواج همجنس‌گرایان را امضا کرد.[۲۳۱] کلیسای کاتولیک آرژانتین پیش از تصویب قانون ازدواج همجنس‌گرایان در این کشور، مخالفت خود را اعلام کرده و چندین تظاهرات را سازماندهی کرده بود. همچنین نتایج نظرسنجی‌ها نشان می‌داد که در حدود ۷۰ درصد از مردم آرژانتین از این قانون حمایت می‌کنند.[۲۳۴]

اروگوئه

ازدواج همجنس‌گرایان در اروگوئه از ۵ اوت ۲۰۱۳ قانونی شده است.[۲۳۵] مجلس نمایندگان اروگوئه در ۱۲ دسامبر ۲۰۱۲ با رأی ۸۱ به ۶، پیش‌نویس قانون ازدواج همجنس‌گرایان در این کشور را تصویب کرد.[۲۳۶] مجلس سنا در ۲ آوریل ۲۰۱۳ با رأی ۲۳ به ۸ نسخه جدیدی از همان قانون را با اصلاحات جزئی تصویب کرد که مجلس نمایندگان نیز در ۱۰ آوریل ۲۰۱۳ به نسخه اصلاح شده رأی موافق داد.[یادداشت ۱۸][۲۳۷][۲۳۸] رئیس‌جمهور اروگوئه، خوزه موخیکا که خود حامی تصویب قانون ازدواج همجنس‌گرایان در اروگوئه بود، در ۳ مه ۲۰۱۳ آن را امضا کرد. این قانون از ۵ اوت ۲۰۱۳ در اروگوئه اجرا شد. اروگوئه دومین کشور در آمریکای لاتین و دوازدهمین کشور در جهان بود که ازدواج همجنس‌گرایان را قانونی اعلام کرد.[۲۳۵][۲۳۹]

برزیل

دادگاه فدرال عالی برزیل در مه ۲۰۱۱ اتحاد مدنی همجنس‌گرایان را در تمام کشور قانونی اعلام کرد. زوج‌های همجنس‌گرا با تصویب این قانون تقریباً از حقوقی برابر با زوج‌های دگرجنس‌گرا بهره‌مند شدند.[۲۴۰][۲۴۱] شورای عدالت ملی برزیل در ۱۴ مه ۲۰۱۳ قانونی را تصویب کرد که تمام دفترداران را مجبور به ثبت ازدواج زوج‌های همجنس‌گرا می‌کرد. تا پیش از تصویب این قانون ازدواج همجنس‌گرایان در بخش‌هایی از برزیل انجام می‌شد، اما مسئولین دفترخانه‌ها گاهی از پذیرفتن زوج‌های همجنس‌گرا سرباز می‌زدند. این قانون همچنین دفتردارها را ملزم می‌کرد که اتحاد مدنی زوج‌های همجنس‌گرا را (در صورت تمایل آنان) به ازدواج تبدیل کنند.[۲۴۲]

مکزیک

ازدواج همجنس‌گرایان در مکزیک به رسمیت شناخته می‌شود اما تنها در دو ناحیهٔ مکزیکو سیتی (از ۴ مارس ۲۰۱۰)[۲۴۳][۲۴۴] و کینتانا رو (از مه ۲۰۱۲)[۲۴۵][۲۴۶] به صورت قانونی انجام می‌شود. دیوان عالی مکزیک در ۱۰ اوت ۲۰۱۰ قانونی را تصویب کرد که بر اساس آن تمام ایالت‌ها بایستی ازدواج‌های همجنس‌گرایانی را که در جای‌های دیگر و به صورت قانونی انجام شده‌اند، به رسمیت بشناسند. این قانون اما هیچ ایالتی را مجبور نمی‌کند که ازدواج همجنس‌گرایان را قانونی اعلام کند.[۲۴۷] در مکزیک همچنین امکان ثبت اتحاد مدنی برای زوج‌های همجنس‌گرا در دو ایالت کواویلا و کولیما وجود دارد.[۲۴۸][۲۴۹][۲۵۰]

ازدواج همجنس‌گرایان در فرهنگ عامه[ویرایش]

موسیقی[ویرایش]

عشق یکسان (به انگلیسی: Same Love) از گروه رپ آمریکایی مکلمور و رایان لوئیس منتشر شده‌است مستقیما به دفاع از ازدواج همجنس‌گرایان می‌پردازد. این اثر در ابتدا برای واشینگتن ۷۴ که به قانونی‌سازی ازدواج همجنس‌گرایان در واشینگتن می‌پردازد؛ منتشر شد و بعد تبدیل به ترانه‌ای برای دفاع از ازدواج همجنس‌گرایان در آمریکا بدل گردید.[۲۵۱] و چارت‌های استرالیا و نیوزلند به رتبه یک و در چارت‌های جمهوری چک، ایرلند، اسکاتلند و انگلستان جزو ده ترانه اول قرار گرفت.

برنامه‌های تلویزیونی[ویرایش]

در یک نظرسنجی در آمریکا نشان داد که ۲۷ درصد افراد گفته‌اند که برنامه‌های تلویزیونی آنها را نسبت به ازدواج همجنس‌گرایان موافق‌تر کرده‌است در حالی که ۱۲ درصد گفتند که برنامه‌های تلویزیونی آنها را نسبت به ازدواج مخالف کرده‌است. [۲۵۲] [۲۵۳] از مهمترین برنامه‌های تلویزیونی که نظر افراد را نسبت به ازدواج همجنس‌گرایان تغییر داده‌است می‌توان به گلی، خانواده امروزی و عادی جدید اشاره کرد. [۲۵۲] اتحاد همجنس‌گرایان علیه افترا برنامه‌های تلویزیونی همچون دوستان، برادران و خواهران، الن دی جنرس شو، این قوم عجیب، ویل و گریس، و آناتومی گری را موثر در تغییر نظر آمریکایی‌ها نسبت ازدواج همجنس‌گرایان می‌داند. [۲۵۴]

فیلم[ویرایش]

جستار وابسته: :رده:ازدواج همجنسگرایان در فیلم

لس آنجلس تایمز پنج فیلم کوهستان بروکبک، میلک، بوسیدن جسیکا استاین، ساعت‌ها و بچه‌ها حالشان خوب است را در مثبت‌سازی نظر افراد نسبت به ازدواج همجنس‌گرایان مؤثر دانسته‌است.[۲۵۵] همچنین مستندهایی همچون پرونده علیه پیشنهادی ۸،[۲۵۶][۲۵۷] برایدگروم و اجراهایی همچون ۸ به موضوع ازدواج همجنس‌گرایان پرداخته‌اند.

جستارهای وابسته[ویرایش]

یادداشت[ویرایش]

  1. The institution of civil marriage confers a social status and important legal benefits, rights, and privileges. ... Same-sex couples are denied equal access to civil marriage. ... Same-sex couples who enter into a civil union are denied equal access to all the benefits, rights, and privileges provided by federal law to married couples ... The benefits, rights, and privileges associated with domestic partnerships are not universally available, are not equal to those associated with marriage, and are rarely portable ... Denial of access to marriage to same-sex couples may especially harm people who also experience discrimination based on age, race, ethnicity, disability, gender and gender identity, religion, and socioeconomic status ... the APA believes that it is unfair and discriminatory to deny same-sex couples legal access to civil marriage and to all its attendant benefits, rights, and privileges
  2. ... a constitutional amendment defining marriage as between a man and a woman intentionally discriminates against lesbians and gay men as well as their children and other dependents by denying access to the protections, benefits, and responsibilities extended automatically to married couples ... we believe that the official justification for the proposed constitutional amendment is based on prejudice rather than empirical research ... the American Sociological Association strongly opposes the proposed constitutional amendment defining marriage as between a man and a woman
  3. The results of more than a century of anthropological research on households, kinship relationships, and families, across cultures and through time, provide no support whatsoever for the view that either civilization or viable social orders depend upon marriage as an exclusively heterosexual institution. Rather, anthropological research supports the conclusion that a vast array of family types, including families built upon same-sex partnerships, can contribute to stable and humane societies
  4. There is ample evidence to show that children raised by same-gender parents fare as well as those raised by heterosexual parents. More than 25 years of research have documented that there is no relationship between parents' sexual orientation and any measure of a child's emotional, psychosocial, and behavioral adjustment. These data have demonstrated no risk to children as a result of growing up in a family with 1 or more gay parents. Conscientious and nurturing adults, whether they are men or women, heterosexual or homosexual, can be excellent parents. The rights, benefits, and protections of civil marriage can further strengthen these families.
  5. ... lesbian, gay and bisexual people are and should be regarded as valued members of society who have exactly similar [بنابراین] rights and responsibilities as all other citizens. This includes ... the rights and responsibilities involved in a civil partnership ...
  6. اغلب پیش از چیره شدن سفیدپوستان
  7. Classicist David Halperin describes the relationship: "Enkidu is often called Gilgamesh's "brother" (ah u). Moreover, Gilgamesh's feeling for Enkidu is explicitly modeled on sexual attraction: in the two dreams that presage the arrival of Enkidu, Gilgamesh takes pleasure in his vision of Enkidu as in a woman (though he does not take such pleasure in Enkidu himself when the latter finally arrives). The crucial phrase occurs only once (in the second dream) in the extant fragments of the Old Babylonian version, but the Assyrian version picks it up and repeats it relentlessly. The phrase itself has been variously rendered: E.A. Speiser translates, "[I loved it] and was drawn to it as though to a woman," whereas Jeffrey Tigay prefers, "[I loved it, and lik]e a wife I caressed it." Whatever the exact meaning of the problematic term hababu, its implication is not in doubt: the word that describes Gilgamesh's anticipated attraction to Enkidu is also used to describe Enkidu's anticipated attraction to the prostitute from Uruk, with whom he mates for six days and seven nights. When Enkidu dies, moreover, Gilgamesh mourns for him like a widow (literally, "a wailing woman") and veils his corpse as if it were a bride. The point of these analogies to kin and objects of sexual desire seems to be that Enkidu's friendship affords Gilgamesh a proleptic taste of the pleasures of human sociality, including marriage and paternity.
  8. Symposium
  9. در متن رومی واژه Stola آمده است که پوشاک ویژه‌ای بوده که تنها زنان شوهردار روم به تن می‌انداختند.
  10. Dialogues of the Courtesans
  11. Berdache
  12. transgenerational
  13. از آنجا که فرزندان از آن زن نخست به حساب آورده می‌شدند، باروری نیز در کنترل او بوده است و به خواست و اجازه او، مردی برای بارور ساختن زن دوم کرایه گرفته می شده است.
  14. صیغهٔ اخوت یا صیغهٔ خواهرخواندگی
  15. نخستین ایالت آمریکا در برداشتن جرم ارتباط جنسی همجنس‌گرایانه، ایلی نوی در ۱۹۶۱ بود. نخستین کشور در این زمینه در جهان، هلند بود که همجنس‌گرایی را پس از انقلاب فرانسه از فهرست جرم‌های خود برداشت.
  16. کل ازدواج‌های ثبت شده در همان بازهٔ زمانی در میان زوج‌های همجنس ۱۵٬۰۰۰ و در میان زوج‌های غیر همجنس ۷۶۱٬۰۰۰ تا بوده است.
  17. همچنین دومین کشور در قاره آمریکا، پس از کانادا
  18. با ۷۱ رأی موافق و ۲۱ رأی مخالف

پانویس[ویرایش]

  1. American Psychological Association (2004). "Resolution on Sexual Orientation and Marriage". Retrieved 10 November 2010. 
  2. American Sociological Association. "American Sociological Association Member Resolution on Proposed U.S. Constitutional Amendment Regarding Marriage". Retrieved 10 November 2010. 
  3. American Anthropological Association (2005). "Statement on Marriage and the Family from the American Anthropological Association". Retrieved 10 November 2010. 
  4. ۴٫۰ ۴٫۱ Pawelski, J. G.; Perrin, E. C.; Foy, J. M.; Allen, C. E.; Crawford, J. E.; Del Monte, M.; Kaufman, M.; Klein, J. D. et al (2006). "The Effects of Marriage, Civil Union, and Domestic Partnership Laws on the Health and Well-being of Children". Pediatrics 118 (1): 349–364. DOI:10.1542/peds.2006-1279. PMID 16818585.  ویرایش
  5. Royal College of Psychiatrists. "Royal College of Psychiatrists' Position Statement on Sexual Orientation". Retrieved 13 November 2010. 
  6. ۶٫۰ ۶٫۱ ۶٫۲ Lahey and Alderson, Same-sex Marriage, 16.
  7. Eskridge, “A History of Same-Sex Marriage”, 1436.
  8. Boswell, Same-sex Unions in PreModern Europe, xxvi.
  9. Boswell, Same-sex Unions in PreModern Europe, 9.
  10. Eskridge, “A History of Same-Sex Marriage”, 1437-1438.
  11. Eskridge, “A History of Same-Sex Marriage”, 1438.
  12. Eskridge, “A History of Same-Sex Marriage”, 1447.
  13. Eskridge, “A History of Same-Sex Marriage”, 1440.
  14. Eskridge, “A History of Same-Sex Marriage”, 1441.
  15. Boswell, Same-sex Unions in PreModern Europe, 55.
  16. Boswell, Same-sex Unions in PreModern Europe, 56.
  17. ۱۷٫۰ ۱۷٫۱ Boswell, Same-sex Unions in PreModern Europe, 61-63.
  18. Boswell, Same-sex Unions in PreModern Europe, 64.
  19. Eskridge, “A History of Same-Sex Marriage”, 1443-1444.
  20. Eskridge, “A History of Same-Sex Marriage”, 1444.
  21. Eskridge, “A History of Same-Sex Marriage”, 1445.
  22. ۲۲٫۰ ۲۲٫۱ Eskridge, “A History of Same-Sex Marriage”, 1446.
  23. Boswell, Same-sex Unions in PreModern Europe, 81.
  24. Boswell, Same-sex Unions in PreModern Europe, 80.
  25. Eskridge, “A History of Same-Sex Marriage”, 1446-1447.
  26. Boswell, Same-sex Unions in PreModern Europe, 82.
  27. Eskridge, “A History of Same-Sex Marriage”, 1447.
  28. Boswell, Same-sex Unions in PreModern Europe, 85.
  29. ۲۹٫۰ ۲۹٫۱ Eskridge, “A History of Same-Sex Marriage”, 1449.
  30. Lahey and Alderson, Same-sex Marriage, 16-17.
  31. Eskridge, “A History of Same-Sex Marriage”, 1452-1453.
  32. Eskridge, “A History of Same-Sex Marriage”, 1453-1454.
  33. Eskridge, “A History of Same-Sex Marriage”, 1454-1455.
  34. Eskridge, “A History of Same-Sex Marriage”, 1454-55.
  35. Eskridge, “A History of Same-Sex Marriage”, 1456-1458.
  36. Eskridge, “A History of Same-Sex Marriage”, 1458.
  37. Eskridge, “A History of Same-Sex Marriage”, 1460-1461.
  38. Babayan and Najmabadi, Islamicate Sexualities, 255.
  39. Babayan and Najmabadi, Islamicate Sexualities, 256.
  40. Babayan and Najmabadi, Islamicate Sexualities, 259.
  41. Afsaneh and Najmabadi, Women with Mustaches and Men without Beards, 158.
  42. Afsaneh and Najmabadi, Women with Mustaches and Men without Beards, 157.
  43. ۴۳٫۰ ۴۳٫۱ Lahey and Alderson, Same-sex Marriage, 17.
  44. ۴۴٫۰ ۴۴٫۱ Lahey and Alderson, Same-sex Marriage, 18.
  45. Lahey and Alderson, Same-sex Marriage, 18.
  46. Lahey and Alderson, Same-sex Marriage, 35-44.
  47. Newport, Frank. "For First Time, Majority of Americans Favor Legal Gay Marriage". Gallup. Retrieved 25 September 2012. 
  48. Jowit, Juliette (12 June 2012). "Gay marriage gets ministerial approval". The Guardian. Retrieved 25 September 2012. 
  49. Most Irish people support gay marriage, poll says "Most Irish people support gay marriage, poll says". PinkNews. 24 February 2011. Retrieved 25 September 2012. 
  50. "Law and Civil Rights". PollingReport.com. POLLING REPORT, INC. 2013. Retrieved 27 April 2013. 
  51. "Survey – Generations at Odds: The Millennial Generation and the Future of Gay and Lesbian Rights". Public Religion Research Institute. Retrieved 25 September 2012. 
  52. "Pew Forum: Part 2: Gay Marriage". مرکز تحقیقات پیو. Retrieved 25 September 2012. 
  53. Poirier, Justine. "Same-Sex Marriage: Let's Make a Change". Montréalités Justice. Retrieved 25 September 2012. 
  54. "Data Points: Support for Legal Same-Sex Marriage". The Chronicle of Higher Education. 16 March 2010. Retrieved 25 September 2012. 
  55. "Support for Same‐Sex Marriage in Latin America". Vanderbilt University. Retrieved 25 September 2012. 
  56. In Gay Marriage Debate, Both Supporters and Opponents See Legal Recognition as 'Inevitable'. بایگانی‌شده از نسخهٔ اصلی در 21 July 2014. بازبینی‌شده در 12 July 20134. 
  57. Gallagher، Maggie. Debating Same-Sex Marriage. Oxford University Press، 2012. 143. 
  58. Langbein, Laura and Mark A. Yost, Jr. ,. “Same-Sex Marriage and Negative Externalitiesn”. Social Science Quarterly, APR 2009. 
  59. ۵۹٫۰ ۵۹٫۱ ۵۹٫۲ Marriage of Same-Sex Couples  – 2006 Position Statement. Canadian Psychological Association. Archived from the original on 21 July 2014. Retrieved 7 June 2014. 
  60. Pawelski JG, Perrin EC, Foy JM, et al. (July 2006). "The effects of marriage, civil union, and domestic partnership laws on the health and well-being of children". Pediatrics 118 (1): 349–64. DOI:10.1542/peds.2006-1279. PMID 16818585.  available online: http://pediatrics.aappublications.org/cgi/content/full/118/1/349
  61. Lamb, Ph.D., Michael. "Expert Affidavit for U.S. District Court (D. Mass. 2009)". Gay & Lesbian Advocates & Defenders. Retrieved 24 July 2012. 
  62. "Pediatricians group backs gay marriage". lansingstateournal.com. 22 March 2013. Retrieved 11 April 2013. 
  63. ۶۳٫۰ ۶۳٫۱ "Pediatricians: Gay Marriage Good for Kids' Health". news.discovery.com. 22 March 2013. Retrieved 11 April 2013. 
  64. Brief of the American Psychological Association, The California Psychological Association, the American Psychiatric Association, and the American Association for Marriage and Family Therapy as amici curiae in support of plaintiff-appellees. US Court of Appeals, 25 November 2010. Archived from the original on 21 July 2014. Retrieved 7 June 2014. 
  65. "Elizabeth Short, Damien W. Riggs, Amaryll Perlesz, Rhonda Brown, Graeme Kane: Lesbian, Gay, Bisexual and Transgender (LGBT) Parented Families – A Literature Review prepared for The Australian Psychological Society". Retrieved 5 November 2010. 
  66. "Brief of the American Psychological Association, The California Psychological Association, The American Psychiatric Association, and The American Association of Marriage and Family Therapy as Amici Curiae in Support of Plaintiff-Appellees". دادگاه استیناف حوزه نهم ایالات متحده آمریکا. Retrieved 28 September 2012. 
  67. Herek GM (September 2006). "Legal recognition of same-sex relationships in the United States: a social science perspective". The American Psychologist 61 (6): 607–21. DOI:10.1037/0003-066X.61.6.607. PMID 16953748. 
  68. Biblarz, Timothy J. ; Stacey, Judith (February 2010). "How Does the Gender of Parents Matter?". Journal of Marriage and Family 72 (1): 3–22. DOI:10.1111/j.1741-3737.2009.00678.x. 
  69. "Brief presented to the Legislative House of Commons Committee on Bill C38". Canadian Psychological Association. Retrieved 28 September 2012. 
  70. Peters، For the Love of Children: Genetic Technology and the Future of the Family، 70.
  71. “artificial insemination”. Encyclopædia Britannica. Archived from the original on 21 July 2014. Retrieved 20 July 2014. 
  72. «دادگاه عالی هند به برخورداری تراجنسیتی‌ها از تسهیلات دولتی رای داد». بی‌بی‌سی فارسی، ۲۶ فروردین ۱۳۹۳. بایگانی‌شده از نسخهٔ اصلی در ۲۱ ژوئیه ۲۰۱۴. 
  73. . بایگانی‌شده از نسخهٔ اصلی در ۲۱ ژوئیه ۲۰۱۴. http://www.webcitation.org/6REt8ukGM. 
  74. Bockting, Walter, Autumn Benner, and Eli Coleman. "Gay and Bisexual Identity Development Among Female-to-Male Transsexuals in North America: Emergence of a Transgender Sexuality." Archives of Sexual Behavior 38.5 (October 2009): 688–701. Academic Search Premier. EBSCO. 29 September 2009
  75. "Austria gets first same-sex marriage". 365gay.com. 5 July 2006. Archived from the original on 17 October 2007. Retrieved 20 July 2008. 
  76. Schwartz, John (18 September 2009). "U.S. Defends Marriage Law". The New York Times. Retrieved 29 September 2009. 
  77. Wilcox و Rimmerman، The politics of same-sex marriage، 305.
  78. Ellis, Blake. “The high cost of same-sex divorce”. CNN Money, 13 May 2013. Archived from the original on 21 July 2014. Retrieved 16 July 2014. 
  79. FISHER, GABE. “In precedent-setting ruling, court allows gay couple to untie the knot”. The Times of Israel, 3 December 2012. Archived from the original on 21 July 2014. Retrieved 16 July 2014. 
  80. ۸۰٫۰ ۸۰٫۱ “Reflecting on 12 years of gay marriage in the Netherlands”. euronews, 4 April 2013. Archived from the original on 21 July 2014. Retrieved 19 July 2014. 
  81. Badgett, Lee and Jody L. Herman. “Patterns of Relationship Recognition by Same-Sex Couples in the United States”. The Williams Institute, November 2011. Archived from the original on 21 July 2014. Retrieved 19 July 2014. 
  82. "Catholics for Marriage Equality". Retrieved 27 June 2013. 
  83. "Banned in Boston". The Weekly Standard. 5 May 2006. Retrieved 5 November 2010. 
  84. "The Supreme Court decision". CBC News (Toronto). Retrieved 5 November 2010. 
  85. Wilson, Robin J. ; Laycock, Douglas; Picarello, Anthony R. (2008). Same-sex marriage and religious liberty: emerging conflicts. Washington, D.C.: Beckett Fund for Religious Liberty. ISBN 0-7425-6326-X. 
  86. Humphreys, J. (July 2006). "The Civil Partnership Act 2004, Same-Sex Marriage and the Church of England". Ecclesiastical Law Journal 8 (8): 289–306. DOI:10.1017/S0956618X0000644X. 
  87. "Minister: No conscience clause for registrars opposed to same-sex marriage". 20 February 2013. 
  88. "Gay Rights, Religious Liberties: A Three-Act Story". Washington DC: NPR. Retrieved 5 November 2010. 
  89. Steinfels, Peter (22 May 2009). "Same-Sex Marriage Laws Pose Protection Quandary". The New York Times. 
  90. "Pope: Abortion, gay marriage among world's greatest threats". USA Today (Washington DC). 14 May 2010. 
  91. Homosexuality and Same-Sex Marriage in Islam on Patheos
  92. Mettanando Bhikkhu (13 July 2005). Religion and Same-Sex Marriage. The Buddhist Channel: Bringing Buddha Dharma Home - Issues. The Bangkok Post
  93. Reformed Islam: Between hatred and critical thinking retrieved 22 June 2012
  94. . بایگانی‌شده از نسخهٔ اصلی در ۲۱ ژوئیه ۲۰۱۴. http://www.webcitation.org/6REtGQBjh. 
  95. Vanita, Ruth (2008). "Homosexuality and Hinduism." GALVA - The Gay and Lesbian Vaishnava Association, Inc.
  96. "Buddhists come out for equality". australianmarriageequality.com. Retrieved 11 April 2013. 
  97. *Toward a new political humanism — Page 146
    • Voices from the pagan census — Page 79
    • The Oxford Handbook of New Religious Movements — Page 383
  98. Fedorak, Shirley A. (2008). Anthropology matters!. [Toronto], Ont.: University of Toronto Press. pp. Ch. 11; p. 174. ISBN 1442601086. 
  99. ۹۹٫۰ ۹۹٫۱ . بایگانی‌شده از نسخهٔ اصلی در ۲۱ ژوئیه ۲۰۱۴. http://www.webcitation.org/6REtL7Hbp. 
  100. Murray, Stephen O.; Roscoe, Will (2001). Boy-wives and female husbands: studies of African homosexualities (1st pbk. ed. ed.). New York: St. Martin's. ISBN 0312238290. 
  101. . بایگانی‌شده از نسخهٔ اصلی در ۲۱ ژوئیه ۲۰۱۴. http://www.webcitation.org/6REtLWDnC. 
  102. "Dictionairies take lead in redefining modern marriage". واشینگتن تایمز. 24 May 2004. Retrieved 25 September 2012. 
  103. "Webster Makes It Official: Definition of Marriage Has Changed". American Bar Association. Retrieved 28 September 2012. 
  104. Redman, Daniel (7 April 2009). "Noah Webster Gives His Blessing: Dictionaries recognize same-sex marriage—who knew?". Slate (magazine). Retrieved 28 September 2012. 
  105. Dershowitz, Alan M. (3 December 2003). "Government Should Quit the Marriage Business". Los Angeles Times. Retrieved 8 March 2007. 
  106. "Board of Advisors". Ruth Institute. Retrieved 6 October 2009. 
  107. Morse, Jennifer Roback (20 May 2004). "Not a Social Contract". National Review. Retrieved 8 March 2007. 
  108. "Marriage Equality". Garden State Equality. Retrieved 24 July 2012. 
  109. . بایگانی‌شده از نسخهٔ اصلی در ۲۱ ژوئیه ۲۰۱۴. http://www.webcitation.org/6REtLzNWk. 
  110. "The Divine Institution of Marriage". کلیسای عیسی مسیح قدیسان آخر زمان. Retrieved 28 September 2012. 
  111. "Bishops discuss religious liberty, marriage, finances at annual meeting". Catholic New Service (Baltimore). Retrieved 24 July 2012. 
  112. "Marriage Protection Sunday: Churches encouraged to address 'gay marriage'". Baptist Press. 19 May 2006. Retrieved 30 September 2011. 
  113. Gallagher, Maggie. "Traditional Marriage Trifecta in the Making?." Human Events 64.36 (20 October 2008): 17–17. Academic Search Premier. EBSCO. 30 September 2009
  114. Harper, Robyn (6 June 2012). "When I Get Married, Will It Be a 'Gay Marriage'?". هافینگتن پست. Retrieved 28 September 2012. 
  115. Harper, Robyn (30 June 2012). "My Marriage Won't Be a 'Gay Marriage'". Yahoo!. Retrieved 28 September 2012. 
  116. . بایگانی‌شده از نسخهٔ اصلی در ۲۱ ژوئیه ۲۰۱۴. http://www.webcitation.org/6REtMevGL.  archived here [۱].
  117. . بایگانی‌شده از نسخهٔ اصلی در ۲۱ ژوئیه ۲۰۱۴. http://www.webcitation.org/6REtNd3nK. 
  118. Brostoff, Marissa. “Same-Sex Marriage in Tel Aviv”. tabletmag.com, 11 June 2009. Archived from the original on 21 July 2014. Retrieved 17 July 2013. 
  119. Franks, Tim. “Gay Israelis prepare for their big day”. BBC, 10 June 2009. Archived from the original on 21 July 2014. Retrieved 17 July 2013. 
  120. Ellingwood, Ken. “Married gays win Israeli court ruling”. The Los Angeles Times, 22 November 2006. Archived from the original on 21 July 2014. Retrieved 17 July 2013. 
  121. HARKOV, LAHAV. “Knesset rejects marriage equality bill”. The Jerusalem Post, 16 May 2012. Archived from the original on 21 July 2014. Retrieved 17 July 2013. 
  122. Lis, Jonathan. “Israeli ministers set to vote on bill allowing same-sex civil unions”. Haaretz, 16 June 2013. Archived from the original on 21 July 2014. Retrieved 17 July 2013. 
  123. "政协发言人称同性婚姻太超前 李银河提案再受挫_新闻中心_新浪网". News.sina.com.cn. Retrieved 22 May 2012. 
  124. “South Africa to legalize gay marriage”. nbcnews.com, 14 November 2006. Archived from the original on 21 July 2014. Retrieved 2 July 2013. 
  125. “SA same-sex marriage law signed”. BBC, 30 November 2006. Archived from the original on 21 July 2014. Retrieved 2 July 2013. 
  126. “S Africa approves same-sex unions”. BBC, 14 November 2006. Archived from the original on 21 July 2014. Retrieved 2 July 2013. 
  127. “Marriage legislation becomes law”. Radio New Zealand, 21 April 2013. Archived from the original on 21 July 2014. Retrieved 10 July 2013. 
  128. “NZ legalises same-sex marriage”. abc.net.au, 17 April 2013. Archived from the original on 21 July 2014. Retrieved 10 July 2013. 
  129. “MPs vote to legalise same sex marriage”. Television New Zealand, 17 April 2013. Archived from the original on 21 July 2014. Retrieved 10 July 2013. 
  130. “Tasmania to recognise same-sex marriage”. abc.net.au, 29 September 2010. Archived from the original on 21 July 2014. Retrieved 11 July 2013. 
  131. Marszalek, Jessica. “ACT legalises same-sex marriage”. News Limited, 22 October 2013. Archived from the original on 21 July 2014. Retrieved 19 December 2013. 
  132. “First same-sex marriages in Canberra”. ABC Online, 7 December 2013. Archived from the original on 21 July 2014. Retrieved 19 December 2013. 
  133. WITHNALL, ADAM. “Australia: Gay marriage law reversed by high court less than a week after first weddings”. The Independent, 12 December 2013. Archived from the original on 21 July 2014. Retrieved 19 December 2013. 
  134. “Australia high court overturns ACT gay marriage law”. BBC, 12 December 2013. Archived from the original on 21 July 2014. Retrieved 19 December 2013. 
  135. Cullen, Simon. “Lower House votes down same-sex marriage bill”. abc.net.au, 19 September 2012. Archived from the original on 21 July 2014. Retrieved 11 July 2013. 
  136. “Definition of a partner”. Australian Department of Human Services. Archived from the original on 21 July 2014. Retrieved 11 July 2013. 
  137. “Dutch Legislators Approve Full Marriage Rights for Gays”. New York Times, 13 September 2000. Archived from the original on 21 July 2014. Retrieved 31 October 2013. 
  138. “Same-Sex Dutch Couples Gain Marriage and Adoption Rights”. New York Times, 20 December 2000. Archived from the original on 21 July 2014. Retrieved 31 October 2013. 
  139. “Same-Sex Marriage Legalized in Amsterdam”. CNN, 1 April 2001. Archived from the original on 21 July 2014. Retrieved 31 October 2013. 
  140. “Gay Marriage Goes Dutch”. CBS news, 11 February 2009. Archived from the original on 21 July 2014. Retrieved 31 October 2013. 
  141. “Same-sex marriage around the world”. cbc.ca, 29 May 2009. Archived from the original on 21 July 2014. Retrieved 13 November 2013. 
  142. HARDING, GARETH. “Belgium legalizes gay marriage”. UPI, 31 January 2003. Archived from the original on 21 July 2014. Retrieved 13 November 2013. 
  143. “Belgium passes gay adoption law”. BBC, 21 April 2006. Archived from the original on 21 July 2014. Retrieved 13 November 2013. 
  144. “Ten years of same-sex marriage: a mixed blessing”. Radio Netherlands Worldwide, 1 April 2011. Archived from the original on 21 July 2014. Retrieved 19 July 2014. 
  145. ۱۴۵٫۰ ۱۴۵٫۱ “First gay couple marries in Spain”. CNN, 11 July 2005. Retrieved 13 November 2013. 
  146. “Spain paves way for gay marriage”. BBC, 21 April 2005. Archived from the original on 21 July 2014. Retrieved 13 November 2013. 
  147. “Spain approves liberal gay marriage law”. Tampa Bay Times, 1 July 2005. Archived from the original on 21 July 2014. Retrieved 13 November 2013. 
  148. “Conservative mayor presides over gay wedding”. euronews, 30 July 2006. Archived from the original on 21 July 2014. Retrieved 13 November 2013. 
  149. ۱۴۹٫۰ ۱۴۹٫۱ “Norway adopts gay marriage law”. AFP via Google, 11 June 2008. Archived from the original on 21 July 2014. Retrieved 14 November 2013. 
  150. “New law in Norway grants gay couples marriage rights”. USA Today, 17 June 2008. Archived from the original on 21 July 2014. Retrieved 14 November 2013. 
  151. “Norway passes law approving gay marriage”. Los Angeles Times, 17 June 2008. Archived from the original on 21 July 2014. Retrieved 14 November 2013. 
  152. “Sweden allows same-sex marriage”. BBC, 2 April 2009. Archived from the original on 21 July 2014. Retrieved 14 November 2013. 
  153. “Gays Win Marriage Rights”. Radio Sweden, 1 April 2009. Archived from the original on 21 July 2014. Retrieved 14 November 2013. 
  154. “Church of Sweden Priests to Wed Gay Couples in Gender-Neutral Ceremonies”. Fox News, 22 October 2009. Archived from the original on 21 July 2014. Retrieved 14 November 2013. 
  155. Hatton, Barry. “Portuguese govt aims to permit gay marriage”. The Boston Globe, 17 December 2009. Archived from the original on 21 July 2014. Retrieved 21 November 2013. 
  156. Hatton, Barry. “Portuguese parliament votes to permit same-sex marriage”. The Washington Post, 9 January 2010. Archived from the original on 21 July 2014. Retrieved 21 November 2013. 
  157. Squires, Nick. “Pope says gay marriage is 'insidious and dangerous'”. The Telegraph, 13 May 2010. Archived from the original on 21 July 2014. Retrieved 21 November 2013. 
  158. “Portugal's president to ratify same-sex marriage law”. BBC, 17 May 2010. Archived from the original on 21 July 2014. Retrieved 21 November 2013. 
  159. “SUBMISSION ON MARRIAGE (DEFINITION OF MARRIAGE) AMENDMENT BILL”. New Zealand Parliament. Archived from the original on 21 July 2014. Retrieved 21 November 2013. 
  160. “Portugal lesbian couple in nation's first gay marriage”. BBC, 7 June 2010. Archived from the original on 21 July 2014. Retrieved 21 November 2013. 
  161. “Parliament legalises same-sex marriage, but not adoption”. France 24, 8 January 2010. Archived from the original on 21 July 2014. Retrieved 21 November 2013. 
  162. “GAY RIGHTS: LAWMAKERS DEFEAT ADOPTION BILL FOR COUPLES”. Portugal Daily View, 24 February 2012. Archived from the original on 21 July 2014. Retrieved 21 November 2013. 
  163. “Gay couples in Portugal win limited adoption rights”. Reuters, 17 May 2013. Archived from the original on 21 July 2014. Retrieved 21 November 2013. 
  164. “Iceland passes gay marriage law in unanimous vote”. Reuters, 11 June 2010. Archived from the original on 21 July 2014. Retrieved 22 November 2013. 
  165. “Iceland PM weds as gay marriage legalised”. The Telegraph, 28 June 2010. Archived from the original on 21 July 2014. Retrieved 22 November 2013. 
  166. ۱۶۶٫۰ ۱۶۶٫۱ Stanners, Peter. “Gay marriage legalised”. The Copenhagen Post, 7 June 2012. Archived from the original on 21 July 2014. Retrieved 26 November 2013. 
  167. “Denmark approves same-sex marriage and church weddings”. BBC, 7 June 2012. Archived from the original on 21 July 2014. Retrieved 26 November 2013. 
  168. Newton, Same-sex Marriage: A Reference Handbook, 88.
  169. RULE, SHEILA. “Rights for Gay Couples in Denmark”. The New York Times, 2 October 1989. Archived from the original on 21 July 2014. Retrieved 26 November 2013. 
  170. “Denmark submits gay marriage bill”. Herald Sun, 15 March 2012. Archived from the original on 21 July 2014. Retrieved 26 November 2013. 
  171. MORTENSEN, KRISTIAN. “New Danish law lets homosexuals wed in church”. Reuters, 8 June 2012. Archived from the original on 21 July 2014. Retrieved 26 November 2013. 
  172. “Dozens tie the knot in New Zealand as same-sex marriage law takes effect”. Deutsche Welle, 19 August 2013. Archived from the original on 21 July 2014. Retrieved 26 November 2013. 
  173. ۱۷۳٫۰ ۱۷۳٫۱ ERLANGER, STEVEN. “Hollande Signs French Gay Marriage Law”. The New York Times, 18 May 2013. Archived from the original on 21 July 2014. Retrieved 28 November 2013. 
  174. “France names the date for gay marriage draft law”. AFP via Google, 10 October 2012. Archived from the original on 21 July 2014. Retrieved 28 November 2013. 
  175. Chanda, Abhik Kumar. “France adopts gay marriage plan despite opposition”. AFP via Google, 7 November 2012. Archived from the original on 21 July 2014. Retrieved 28 November 2013. 
  176. ۱۷۶٫۰ ۱۷۶٫۱ “France's parliament passes gay marriage bill”. The Associated Press via cbc.ca, 12 February 2013. Archived from the original on 21 July 2014. Retrieved 28 November 2013. 
  177. «تظاهرات گسترده علیه ازدواج همجنسگرایان در پاریس». بی‌بی‌سی فارسی، ۱۳ ژانویه ۲۰۱۳. بایگانی‌شده از نسخهٔ اصلی در ۲۱ ژوئیه ۲۰۱۴. بازبینی‌شده در ۲۸ نوامبر ۲۰۱۳. 
  178. “France's parliament approve gay marriage article”. BBC, 2 February 2013. Archived from the original on 21 July 2014. Retrieved 28 November 2013. 
  179. «راهپیمایی مخالفان ازدواج همجنس‌ها در پاریس». بی‌بی‌سی فارسی، ۲۵ مارس ۲۰۱۳. بایگانی‌شده از نسخهٔ اصلی در ۲۱ ژوئیه ۲۰۱۴. بازبینی‌شده در ۲۸ نوامبر ۲۰۱۳. 
  180. “French senate votes to legalise gay marriage”. BBC, 12 April 2013. Archived from the original on 21 July 2014. Retrieved 28 November 2013. 
  181. Smith, Laura. “French lawmakers approve same-sex marriage bill”. CNN, 24 April 2013. Archived from the original on 21 July 2014. Retrieved 28 November 2013. 
  182. «تظاهرات مخالفان ازدواج همجنسگرایان در پاریس». بی‌بی‌سی فارسی، ۲۶ مه ۲۰۱۳. بایگانی‌شده از نسخهٔ اصلی در ۲۱ ژوئیه ۲۰۱۴. بازبینی‌شده در ۲۸ نوامبر ۲۰۱۳. 
  183. “French gay marriage law gets constitutional all-clear”. Reuters, 17 May 2013. Archived from the original on 21 July 2014. Retrieved 28 April 2013. 
  184. Vandoorne, Saskya. “After months of protests, French couple ties knot in first same-sex wedding”. CNN, 30 May 2013. Archived from the original on 21 July 2014. Retrieved 28 November 2013. 
  185. «تحول ازدواج در میان بریتانیایی‌ها». بی‌بی‌سی فارسی، ۸ دسامبر ۲۰۰۵. بایگانی‌شده از نسخهٔ اصلی در ۲۱ ژوئیه ۲۰۱۴. بازبینی‌شده در ۱۲ دسامبر ۲۰۱۳. 
  186. “Gay marriage: David Cameron backs church role”. BBC, 7 December 2012. Archived from the original on 21 July 2014. Retrieved 12 December 2013. 
  187. “Gay marriage: Commons passes Cameron's plan”. BBC, 21 May 2013. Archived from the original on 21 July 2014. Retrieved 12 December 2013. 
  188. Dominiczak, Peter. “Lords give overwhelming backing to gay marriage”. The Telegraph, 4 June 2013. Archived from the original on 21 July 2014. Retrieved 12 December 2013. 
  189. “Same-sex marriage becomes law in England and Wales”. BBC, 17 July 2013. Archived from the original on 21 July 2014. Retrieved 12 December 2013. 
  190. “Same-sex marriage now legal as first couples wed”. BBC, 29 March 2014. Archived from the original on 21 July 2014. Retrieved 19 July 2014. 
  191. “Same-sex marriage law bid fails”. Belfast Telegraph, 29 APRIL 2013. Archived from the original on 21 July 2014. Retrieved 12 December 2013. 
  192. “Scotland's gay marriage bill published at Holyrood”. BBC, 27 June 2013. Archived from the original on 21 July 2014. Retrieved 12 December 2013. 
  193. “Luxembourg approves same sex marriage”. THE TIMES OF INDIA, 19 June 2014. Retrieved 5 July 2014. 
  194. GANDER, KASHMIRA. “Luxembourg passes same-sex marriage and adoption bill in landslide vote”. Independent, 18 June 2014. Retrieved 5 July 2014. 
  195. “World Briefing: Americas: Canada: Gay Marriage Approved”. The New York Times, 21 July 2005. Retrieved 27 June 2013. 
  196. Wilcox و Rimmerman، The politics of same-sex marriage، 26.
  197. Wilcox و Rimmerman، The politics of same-sex marriage، 27.
  198. «دیوان عالی آمریکا 'قانون دفاع از ازدواج' را به نفع همجنسگرایان لغو کرد». بی‌بی‌سی فارسی، ۲۶ ژوئن ۲۰۱۳. بازبینی‌شده در ۱۶ ژوئن ۲۰۱۴. 
  199. Pinello، America’s Struggle for Same-Sex Marriage، 29.
  200. Wilcox و Rimmerman، The politics of same-sex marriage، 27–28.
  201. Pinello، America’s Struggle for Same-Sex Marriage، 29–30.
  202. Burge, Kathleen. “SJC: Gay marriage legal in Mass”. The Boston Globe, 18 November 2003. Retrieved 18 June 2014. 
  203. “Same-sex couples ready to make history in Massachusetts”. CNN, 17 May 2004. Retrieved 18 June 2014. 
  204. Pinello، America’s Struggle for Same-Sex Marriage، 19.
  205. Mohr، The long arc of justice: lesbian and gay marriage equality, and rights، 90.
  206. Lewis, Raphael. “Romney urges states to define institution”. The Boston Globe, 6 February 2004. Retrieved 18 June 2014. 
  207. Lewis, Raphael. “Romney seeks authority to delay same-sex marriage”. The Boston Globe, 16 April 2004. Retrieved 18 June 2014. 
  208. BELLUCK, PAM. “Massachusetts Arrives at Moment for Same-Sex Marriage”. The New York Times, 17 May 2004. Retrieved 18 June 2014. 
  209. Bash, Dana. “Bush renews call for same-sex marriage ban”. CNN, 18 May 2004. Retrieved 18 June 2014. 
  210. FODERARO, .LISA W. “Gay Marriages Begin in Connecticut”. The New York Times, 12 November 2008. Retrieved 22 June 2014. 
  211. DOLAN, MAURA. “Gay marriage ban overturned”. LA Times, 17 May 2008. Retrieved 22 June 2014. 
  212. AUDI, TAMARA, JUSTIN SCHECK and CHRISTOPHER LAWTON. “California Votes for Prop 8”. The Wall Street Journal, 5 November 2008. Retrieved 22 June 2014. 
  213. McKINLEY, JESSE and LAURIE GOODSTEIN. “Bans in 3 States on Gay Marriage”. The New York Times, 5 November 2008. Retrieved 23 June 2014. 
  214. ۲۱۴٫۰ ۲۱۴٫۱ “Same-Sex Marriage Fast Facts”. CNN, 14 June 2014. Retrieved 23 June 2014. 
  215. “Maine rejects same-sex marriage law”. CNN, 5 November 2009. Retrieved 23 June 2014. 
  216. McKINLEY, JESSE and JOHN SCHWARTZ. “Court Rejects Same-Sex Marriage Ban in California”. The New York Times, 4 August 2010. Retrieved 23 June 2014. 
  217. GELMAN, ANDREW, JEFFREY LAX and JUSTIN PHILLIPS. “Over Time, a Gay Marriage Groundswell”. The New York Times, 21 August 2010. Retrieved 24 June 2014. 
  218. “N.Y. legalizes gay marriage”. USA TODAY, 25 June 2011. Retrieved 24 June 2014. 
  219. McVeigh, Karen. “Prop 8: California gay marriage ban struck down by federal appeals court”. The Guardian, 7 February 2012. Retrieved 24 June 2014. 
  220. ZERNIKE, KATE. “Christie Keeps His Promise to Veto Gay Marriage Bill”. The New York Times, 17 February 2012. Retrieved 23 November 2013. 
  221. LEE, CAROL E.. “Obama Backs Gay Marriage”. The Wall Street Journal, 10 May 2012. Retrieved 24 June 2014. 
  222. «اوباما از ازدواج همجنسگرایان حمایت کرد». بی‌بی‌سی فارسی، ۹ مه ۲۰۱۲. بازبینی‌شده در ۲۴ ژوئن ۲۰۱۴. 
  223. HONAN, EDITH. “Maryland, Maine, Washington approve gay marriage”. Reuters, 7 November 2012. Retrieved 24 June 2014. 
  224. «دیوان عالی آمریکا معنای سنتی ازدواج را رد کرد». VOA، ۵ تیر ۱۳۹۲. بازبینی‌شده در ۲۷ ژوئن ۲۰۱۴. 
  225. PERALTA, EYDER. “Court Overturns DOMA, Sidesteps Broad Gay Marriage Ruling”. npr, 26 June 2013. Retrieved 27 June 2014. 
  226. Botelho, Greg. “Same-sex marriages resume in California after court gives go-ahead”. CNN, 29 June 2013. Retrieved 27 June 2014. 
  227. ECKHOLM, ERIK. “Federal Judge Rules That Same-Sex Marriage Is Legal in Utah”. The New York Times, 20 December 2013. Retrieved 5 July 2014. 
  228. «دیوان عالی آمریکا ازدواج همجنسگرایان را در ایالت یوتا موقتاً معلق کرد». یورونیوز، ۶ ژانویه ۲۰۱۴. بازبینی‌شده در ۵ ژوئیه ۲۰۱۴. 
  229. McCOMBS, BRADY. “Gay Marriage Legal Challenges: Where Things Stand”. abc news, 25 June 2014. Retrieved 7 July 2014. 
  230. CRAIGHILL, PEYTON M.. “Support for same-sex marriage hits new high; half say Constitution guarantees right”. Washington Post, 5 March 2014. Retrieved 7 July 2014. 
  231. ۲۳۱٫۰ ۲۳۱٫۱ Fastenberg, Dan. “A BRIEF HISTORY OF International Gay Marriage”. Time, 22 July 2010. Retrieved 5 August 2013. 
  232. BARRIONUEVO, ALEXEI. “Argentina Approves Gay Marriage, in a First for Region”. The New York Times, 15 July 2010. Retrieved 5 August 2013. 
  233. Forero, Juan. “Argentina becomes second nation in Americas to legalize gay marriage”. The Seattle Times, 15 July 2010. Retrieved 5 August 2013. 
  234. BARRIONUEVO, ALEXEI. “Argentina Senate to Vote on Gay Marriage”. The New York Times, 13 July 2010. Retrieved 5 August 2013. 
  235. ۲۳۵٫۰ ۲۳۵٫۱ “Same-sex marriage bill comes into force in Uruguay”. BBC, 5 August 2013. Retrieved 19 August 2013. 
  236. “Uruguay votes to legalise gay marriage”. ioluruguay. iol news, 12 December 2012. Retrieved 19 August 2013. 
  237. Shoichet, Catherine E. and Dario Klein. “Uruguay's senate approves same-sex marriage bill”. CNN, 3 April 2013. Retrieved 19 August 2013. 
  238. Shoichet, Catherine E.. “Same-sex marriage bill awaits president's signature in Uruguay”. CNN, 11 April 2013. Retrieved 19 August 2013. 
  239. “Same-Sex Marriage Bill Becomes Law in Uruguay”. PanAmerican Post, 6 August 2013. Retrieved 19 August 2013. 
  240. “Brazil's supreme court recognizes gay partnerships”. Reuters, 5 May 2011. Retrieved 10 October 2013. 
  241. ROMERO, SIMON. “Brazilian Court Council Removes a Barrier to Same-Sex Marriage”. The New York Times, 14 May 2013. Retrieved 10 October 2013. 
  242. “Brazil judicial decision paves way for gay marriage”. BBC, 14 May 2013. Retrieved 10 October 2013. 
  243. “Gay marriage law comes into effect in Mexico City”. BBC, 4 March 2010. Retrieved 22 July 2013. 
  244. O'Connor, Anne-Marie. “With same-sex marriage law, Mexico City becomes battleground in culture wars”. The Washington Post, 3 March 2010. Retrieved 22 July 2013. 
  245. «Revocan anulación de bodas gay en QRoo». eluniversal, 3 May 2012. بازبینی‌شده در 23 July 2013. 
  246. “Cancun Plans to Pass Gay Marriage Bill to Attract Tourists”. FOX News, 29 December 2011. Retrieved 23 July 2013. 
  247. “Supreme court rules gay weddings valid in all Mexico”. BBC, 10 August 2010. Retrieved 28 July 2013. 
  248. “Mexican state approves gay civil unions”. Mail & Guardian, 13 January 2007. Retrieved 28 July 2013. 
  249. Walker, S. Lynne. “New law propels gay rights in Mexico”. Union-Tribune, 5 March 2007. Retrieved 28 July 2013. 
  250. «Congreso de Colima aprueba uniones civiles entre personas del mismo sexo». CNN, 4 July 2013. بازبینی‌شده در 28 July 2013. 
  251. McKINLEY Jr., JAMES C.. “Stars Align for a Gay Marriage Anthem”. نیویورک تایمز, June 30, 2013. Retrieved 14 ژوئیه 2014. 
  252. ۲۵۲٫۰ ۲۵۲٫۱ «'Glee,' 'Modern Family' And Other LGBT-Themed TV Shows Drive Gay Marriage Support: Poll». هافینگتون پست. بازبینی‌شده در ۱۴ ژوئیه ۲۰۱۴. 
  253. «THR Poll: 'Glee' and 'Modern Family' Drive Voters to Favor Gay Marriage -- Even Many Romney Voters». بازبینی‌شده در ۱۴ ژوئیه ۲۰۱۴. 
  254. «Ten TV Shows That Helped Shape National Attitudes on Same-Sex Couples and Marriage Equality». اتحاد همجنس‌گرایان علیه افترا. بازبینی‌شده در ۱۴ ژوئیه ۲۰۱۴. 
  255. Zeitchik, Steven. “Same-sex marriage: Which films moved the needle?”. LA Times, 26 June 2013. Archived from the original on 22 July 2014. Retrieved 22 July 2014. 
  256. http://www.washingtonpost.com/blogs/post-partisan/wp/2014/05/29/same-sex-marriage-and-the-case-against-prop-8/
  257. http://www.nytimes.com/2014/06/06/movies/the-case-against-8-on-fighting-a-same-sex-marriage-ban.html?_r=0

منابع[ویرایش]

  • Babayan، Kathryn and Afsaneh Najmabadi, eds. Islamicate Sexualities: Translations across Temporal Geographies of Desire. Harvard University Press, 2008. ISBN ‎978-0-674-03204-0. 
  • Boswell, John. Same-sex unions in premodern Europe. New York: Vintage Books, 1995. ISBN ‎0679751645. 
  • Eskridge, William N.. “A History of Same-Sex Marriage”. Virginia Law Review 79, no. 7 (1993): 14119-1513. 
  • Lahey, Kathleen and Kevin Alderson. Same-sex marriage: the personal and the political. Toronto: Insomniac Press, 2004. ISBN ‎1894663632. 
  • Murray, Stephen O. and Will Roscoe. Islamicate Homosexualities: Culture, History, and Literature. New York University Press, 1997. ISBN ‎0-8147-7467-9. 
  • Najmabadi, Afsaneh. Women with mustaches and men without beards: gender and sexual anxieties of Iranian modernity. University of California Press, 2005. ISBN ‎0-520-24263-7. 
  • Newton, D.E.. Same-sex Marriage: A Reference Handbook. Contemporary world issues. ABC-CLIO, 2010. ISBN ‎9781598847079. Retrieved 2013-11-26. 
  • Wilcox, Clyde and Craig A. Rimmerman. The politics of same-sex marriage. Chicago: The University of Chicago Press, 2007. ISBN ‎0-226-72001-2. 
  • Pinello, Daniel R.. America’s Struggle for Same-Sex Marriage. Cambridge University Press, 2006. ISBN ‎0-521-61303-5. 
  • Mohr, Richard D.. The long arc of justice: lesbian and gay marriage equality, and rights. New York: Columbia University Press, 2005. ISBN ‎0-231-50944-8. 
  • Peters, T. (1996). For the Love of Children: Genetic Technology and the Future of the Family. The family, religion, and culture. Westminster John Knox Press. ISBN 978-0-664-25468-1. Retrieved 19 July 2014. 

در پروژه‌های خواهر می‌توانید در مورد ازدواج همجنس‌گرایان اطلاعات بیشتری پیدا کنید.


Search Wikiquote در میان گفتاوردها از ویکی‌گفتاورد
Search Commons در میان تصویرها و رسانه‌ها از ویکی‌انبار