فریدون‌شهر

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
فریدون‌شهر
مَرتقوپی (به گرجی : მარტყოფი)
ირანის მარტყოფი.jpg
کشور  ایران
استان اصفهان
شهرستان فریدون‌شهر
بخش مرکزی
نام(های) دیگر بام ایران، سوپلی، مَرتقوپی
نام(های) قدیمی مَرتقوپی، آخره
سال شهرشدن ۱۳۳۵ شمسی
مردم
جمعیت ۱۴٬۰۰۷ نفر (۴٬۰۶۲خانوار)[۱]
جغرافیای طبیعی
مساحت تقریباً ۲۰٬۰۰۰ متر مربع
ارتفاع از سطح دریا ۲۵۳۰ متر
آب‌وهوا
میانگین بارش سالانه ۶۰۰ میلی‌متر
روزهای یخبندان سالانه ۱۱۰ روز
اطلاعات شهری
شهردار ابراهیم گوگونانی
ره‌آورد نان، عسل، فراورده‌های لبنی، گیاهان دارویی
پیش‌شماره تلفنی ۰۳۱ [۲]
وبگاه شهرداری فریدون‌شهر
شناسهٔ ملی خودرو واو ۲۳
تابلوی خوش‌آمد به شهر
به شهر طبیعت زیبا فریدون‌شهر خوش آمدید
برف پاییزی فریدون‎شهر

فِرِیدون‌شهر شهری در استان اصفهان ایران است.

این شهر مرکز شهرستان فریدون‎شهر است و بر اساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۹۰، جمعیت آن ۱۴٬۰۰۷ نفر (۴٬۰۶۲خانوار) بوده‌است؛ که اکثر آنها، نوادگان گرجی‌هایی هستند که توسط شاه عباس اول (در جنگ امپراتوری صفویان با استقلال طلبان گرجستان صفوی یعنی کاختی و کارتلی) از گرجستان به ایران تبعید شدند.[۳]

فریدون‌شهر با جمعیتی حدود ۱۵٬۰۰۰ تَن، پرجمعیت‌ترین شهر گرجی ایران و با ارتفاع ۲۵۳۰ متر، مرتفع‌ترین شهر ایران است.[۴]

موقعیت[ویرایش]

فریدون‌شهر در کوه‌های زاگرس، حدود ۲۰۰ کیلومتری غرب شهر اصفهان، در دامنهٔ قلهٔ دیدتْسِری (didtseri-დიდწერი) و در حومهٔ جوی دیدخِوی (didkhevi-დიდხევი) قرار دارد و توسط کوه‌های بلند، تپهٔ تاتاشویلی (tatashvili-თათაშვილი) و دشت واردیسقِلی (vardisgheli-ვარდისყელი) احاطه شده است.

این شهر از سمت شرق به مزارع پیریکیتی (pirikiti-პირიქითი)، از غرب به کوه تسیخه (tsikhe-ციხე)، از شمال به قلهٔ دیدتْسِری (didtseri-დიდწერი) و از جنوب به تپهٔ تاتاشویلی (tatashvili-თათაშვილი) محدود می‌شود.[۵]

تاریخ[ویرایش]

بنیان‌گذاری[ویرایش]

این شهر حدود ۴۰۰ سال پیش، بنیان نهاده شده و در ابتدا شامل ۱۹ محله، و هر محله مخصوص یک فامیل بوده است.

بنیادگذاران فریدون‌شهر، از گرجی‌های زمان شاه عباس اول هستند که توسط خود او از گرجستان به ایران تبعید شدند و به دستور او عده‌ای از جنگاوران آن‌ها جهت حفظ منطقهٔ فریدن و همچنین پایتخت (اصفهان) از حملات اقوام لر و کرد در فریدن ساکن شدند.[۶]

ورود گرجی‌ها به ایران[ویرایش]

از سال ۱۰۱۳ تا ۱۰۳۴ هجری قمری، شاه عباس و سردارانش ۱۰ مرتبه به گرجستان حمله کرده و (طبق منابع فارسی) طی این حملات ۹۰٬۰۵۰ یا ۱۰۰٬۰۵۰ گرجی را قتل‌عام کرده و ۱۸۱٬۵۰۰ گرجی را به اسارت گرفته و به ایران تبعید کردند؛ که ۷۰٬۰۰۰ یا ۸۰٬۰۰۰ تَن از کشته‌ها و ۱۳۰٬۰۰۰ تَن از اسرای تبعید شده به ایران مربوط به حملهٔ شاه عباس به گرجستان در سال ۱۰۲۵ هجری/۱۶۱۶ میلادی است.[۷][۸][۹][۱۰][۱۱][۱۲][۱۳]

پس از تبعید این تعداد اسیر گرجی به ایران، شاه عباس دستور داد که آنها را به ولایتی که در آن آب و هوا و شرایط زندگی با وطن اصلی ایشان شبیه باشد انتقال دهند.[۱۴] به همین خاطر در ابتدای ورود گرجی‌ها به ایران، آنها را در «مازندران» که گمان می‌رفت از لحاظ آب و هوایی همانند گرجستان است، سکونت دادند ولی با نامساعد بودن آب و هوا اکثر آنان به شهرستان‌های داخلی ایران روانه شدند.[۱۵] از این تعداد اسیر گرجی، نیمی از آنها به «اصفهان» و «شیراز» وارد شدند.

گرجی‌ها در فریدن[ویرایش]

گرجیانی که به اصفهان مهاجرت کردند، ابتدا در زمان شاه عباس در «عباس‌آباد» اصفهان و پس از مدتی با تأسیس «نجف آباد» توسط «شیخ بهایی» در نجف آباد زندگی کردند.[۱۶] که به دستور شاه عباس عده‌ای از آنان که دارای خصال ستیزه جویی و جنگاوری بودند، جهت حفظ منطقه فریدن و همچنین پایتخت (اصفهان) از حملات اقوام لر و کرد همچنین به دلیل آب و هوای مساعد و مزارع و شکارگاه‌های مناسب به فریدن مهاجرت کردند.[۱۷]

تمام گرجیانی که به فریدن رسیدند، ابتدا در فریدن، شهر افوس را بنیاد گذاردند و سپس عده‌ای از آن‌ها شهرهای «فریدون‌شهر (سوپلی)» و «میاندشت (تورلی)» را بنیان نهادند.[۱۸]

و همچنین عده‌ای دیگر از شهر افوس جهت حفظ دین مسیحیت در «داشکسن» -که یک روستای ارمنی نشین متعصب به دین مسیحیت بود- سکنی گزیدند، و نیز عده‌ای به دلایل نامعلوم آبادی‌های «آغچه» و «بوئین» را بنا کردند.

پس از حملهٔ کریم خان زند به گرجی‌های فریدون‌شهر، ساکنان آن به روستاهای «سیبک»، «چقیورت» و «نهضت‌آباد» مهاجرت کردند.[۱۹][۲۰]

جمعیت گرجی‌های فریدن حدود ۱۰۰٬۰۰۰ تن است.[۲۱]

حملهٔ افغان‌ها به فریدون‌شهر[ویرایش]

در سال ۱۱۳۳ قمری، محمود افغان برای دومین بار به ایران لشکر کشید. او کرمان را تسخیر نمود و بعد از این که نتوانست بر یزد دست یابد عازم تسخیر اصفهان، پایتخت صفویان شد. شاه و سرداران وی تصمیم به اتخاذ شیوهٔ دفاعی گرفتند و سپاهی که ارزش جنگی نداشت گرد آوردند. تنها در میان آن‌ها یک دسته سرباز گرجی، مستعد، کارآمد و ملبس به البسهٔ متحدالشکل، فاخر و مجهز و تحت فرمان رستم خان قوللر آقاسی شاهزادهٔ گرجی بودند.

رستم خان گرجی در قلب همراه با ۴۰۰ گرجی شجاه و تعلیم دیدهٔ دستچین و در جناح چپ محمدقلی خان اعتماد السلطنه با ۱٬۵۰۰ نفر قرار گرفتند. در این روز تا هنگام عصر طرفین اقدامی نکردند. در پایان روز رستم خان از سکون طولانی ملول شد و با نفرات خود جناح چپ افاغنه را در هم شکست و آن‌ها را عقب راند، اما اشتباه والی عربستان و اعتمادالسلطنه که نتوانستند به موقع به رستم خان یاری رسانند باعث شد تا محمود افغان که فکر می‌کرد شکست یافته و در صدد فرار بود، موقعیت بهتری یابد. رستم خان و همراهانش در محاصرهٔ افاغنه قرار گرفتند اما با از جان گذشتگی مبارزه کردند و هنگامی که رستم خان خواست با اسب خود از رود برزون عبور نماید، اسب او درغلطید و افاغنه وی را کشتند و سپاه ایران شکست یافت و عقب‌نشینی نمود. محمد حسین پس از ستایش و توصیف رشادت و دلاوری رستم خان و سربازان گرجی وی، موضوع را چنین بیان می‌کند: «اگر امرای دیگر نامردی نمی‌کردند و با رستم خان قللر آقاسی اتفاق می‌کردند افغان از میان برداشته می‌شد».[۲۲]

افغانی‌ها که از گرجی‌ها صدمات فراوانی دیده بودند، بعد از تسخیر اصفهان هنگامی که عازم تسخیر نواحی اطراف آن همانند گلپایگان و خوانسار بودند، در صدد انتقام از گرجی‌های ساکن فریدن برآمدند. گرچه در کتب تاریخی سخنی از جنگ افاغنه و گرجیان نیامده لکن بنابر روایات شفاهی افاغنه نتوانستند گرجیان را شکست دهند و همچنین استحکامات دفاعی موجود در تپه‌ای به نام «اَغونیس گورَ - აღუნის გორა» در فریدون‌شهر امروزی گواه این مدعاست.[۲۳]

حملهٔ کریم خان زند به فریدون‌شهر[ویرایش]

دورنمای کوه تسیخه از فریدون‌شهر

پس از مرگ نادر شاه افشار، جانشینان نالایق وی بر سر مرده ریگ نادر نزاع‌های فراوانی نمودند. کشور ایران وارد مرحله‌ای از عدم ثبات سیاسی و اقتصادی شدیدی گردید و به دلیل عدم قدرت دولت مرکزی خوانین و حکام نواحی طغیان نموده و در صدد کسب قدرت بیشتر و رسیدن به منصب پادشاهی برآمدند؛ از آن جمله سران گرجی کوه تسیخه - მთა ციხე. در این آشفته بازار کریم توشمال (کریم خان زند) در صدد تسلط بر این آشفتگی‌ها و آرامش کشور بود.

کریم خان بعد از پیروزی‌های متعدد و کسب شهرت با علیمردان خان بختیاری متحد شد و بنا بر پیشنهاد علیمردان تصمیم گرفتند به ابوالفتح خان بختیاری حاکم اصفهان و عراق که منصوب شاهرخ میرزا بود، حمله کرده و او را شکست دهند. متحدین توانستند ابوالفتح را شکست دهند، اما آنها بعد از این پیروزی پیمان اتحاد سه جانبه‌ای منعقد نمودند تا برای نجات ایران از هرج و مرج چاره‌ای بیندیشند. متحدین ابوتراب نوهٔ مادری سلطان حسین صفوی را با نام شاه اسماعیل سوم بر تخت نشاندند و مناصب را بین خود تقسیم کردند. علیمردان به علت صغر سن شاه جدید نایب السلطنه، کریم خان سردار کل سپاه و ابوالفتح خان حاکم اصفهان شد. بعد از این پیمان کریم خان عازم فتح نواحی غربی ایران شد. هنگامی که وی مشغول فتوحات بود، علیمردان با استفاده از غیبت وی ابوالفتح خان حاکم اصفهان را کور و مقتول نمود و عمویش باباخان بختیاری را حاکم اصفهان نمود و خود عازم دفع صالح خان حاکم شیراز شد. در حقیقت علیمردان خان خود را پادشاه واقعی ایران می‌دانست و شاه اسماعیل سوم آلت دستی بیش نبود.

کریم خان پس از آگاهی از موضوع در یک شورای مشورتی با سرداران خود تصمیم گرفت با علیمردان بجنگد. او با ۳۰٬۰۰۰ سپاهی به اصفهان حمله برد و شهر را تصرف کرد. علیمردان هم که شیراز را تصرف و در آنجا ستم زیادی کرده بود بعد از اطلاع از این وقایع به سوی اصفهان حرکت کرد. خان زند نیز فوراً با سپاه خودراهی جنوب شد. در چهارمحال بختیاری دو سپاه رو به روی هم صف آراستند. در ان نبرد علیمردان خان منهزم و با به جا گذاشتن کلیهٔ لوازم خود به خوزستان فراری شد تا با کمک حاکم آن جا بتواند دوباره علیه کریم خان قد علم کند.[۲۴]

کریم خان زند، خراجی از تمام افراد مقیم و همسایهٔ بختیاری طلب کرد. گرجی‌های ساکن روستای آخره (فریدون‌شهر) از دادن خراج خودداری کردند و به اتفاق مردمان روستاهای ارمنی نشین مجاورشان به مقاومت مسلحانه پرداختند. کریم خان نیز با قوای نظامی اش در کوه تسیخه-(მთა ციხე) به آنان حمله کرد. بسیاری از دهقانان کشته و اسیر گردیدند و رهبران گرجی‌ها تیرباران شدند و خان زند با تعداد زیادی اسیر آنجا را ترک کرد.[۲۵]

نویسندهٔ تاریخ گیتی گشای نامی در تاریخ زندیه از این واقعه با نهایت اختصار و اختفاء یاد می‌کند و در این خصوص تنها با جملهٔ «تدمیر سایر خصمان نژند» یاد کرده است.[۲۶]

گرجی‌هایی که از این واقعه جان سالم به در بردند در نواحی گوناگونی متفرق شده و زندگی نوینی را در روستاهای پیرامون پایه‌گذاری کردند، ولی فریدون‌شهر مرکزیت خود را به عنوان میراث دار فرهنگ و زبان گرجی برای همیشه حفظ کرد. روستاهایی که گرجی‌ها به آنجا رفته و زندگی جدید را بنا نهادند عبارتند از: روستاهای شعبهٔ جنوبی منطقهٔ فریدن، شامل: چغیورت، سیبک و نهضت آباد[۲۷]

وجه تسمیه[ویرایش]

نمای فریدون‌شهر از پارک معلم

نام گرجی[ویرایش]

فریدون‌شهر در زبان گرجی مارتقوپی (martghopi-მარტყოფი) نامیده می‌شود.

مَرتقوپی نام دشتی در نزدیکی تفلیس، پایتخت گرجستان است.

در زمان شاه عباس اول، دشت مَرتقوپی، محل جنگی بود که میان گرجی‌های استقلال‌طلب متحد و ارتش امپراتوری صفویان روی داد و منجر به شکست صفویان شد. پس از آن به دلایلی اتحاد گرجی‌ها از بین رفت و این بار در مقابل سپاه جدید و تازه‌نفس صفوی شکست خوردند و بازماندگان آن‌ها (شامل بنیان گذاران فریدون‌شهر) به مجازات نابود کردن ارتش امپراتوری صفویان در دشت مارتقوپی به ایران تبعید شدند.

این شهر همچنین با لفظ سوپلی (sopeli-სოფელი) نیز یاد می‌شود.

سوپلی یک کلمهٔ گرجی، به معنای آبادی است.

پس از حملهٔ کریم خان زند به فریدون‌شهر، عده‌ای از بازماندگان آن‌ها، سه آبادی جدید در جنوب فریدون‌شهر بنا کردند و طبق عادت همیشگی با لفظ سوپلی از فریدون‌شهر یاد می‌کردند. بنا بر این به تدریج نام اصلی فریدون‌شهر یعنی مَرتقوپی برای گرجی‌های جنوب منطقه (فریدون‌شهر، چغیورت، سیبک و نهضت‌آباد) فراموش شد و نام سوپلی جایگزین آن شد. اما هنوز گرجی‌های شمال منطقه (بویین و میاندشت، داشکسن، افوس و آغچه) به فریدون‌شهر می‌گویند مَرتقوپی.[۲۸][۲۹][۳۰]

نام فارسی[ویرایش]

از آنجایی که فریدون‌شهر آخرین آبادی از سمت اصفهان بود، میان فارسی‌زبانان با عنوان آخره و به دلیل اینکه بالا سر آبادی دیگری به نام آخره (محله‌ای از فریدون‌شهر امروزی به نام وحدت آباد که محل سکونت فارسی زبان‌ها است) بود، با عنوان آخره بالا نامیده می‌شد.

تا اینکه در سال ۱۳۳۵ با رسیدن جمعیت آخره بالا به ۵٬۰۰۰ تن و بنیان شهرداری در آن و تبدیل شدن روستای آخره بالا به شهر، سه نام جدید بر پایهٔ ویژگی‌های تاریخی، جغرافیایی و انسانی به وزارت کشور پیشنهاد شد:

۱- فریدون‌شهر (به علت حاکمیت فریدون در زمان پیش از اسلام بر این منطقه)

۲- گل شهر (به علت طبیعت سرسبز و گل‌های فراوان منطقه)

۳- گرجی شهر (به علت مردم منطقه)

و گزینش وزارت کشور نام «فریدون‌شهر» بود.[۳۱]

مردم[ویرایش]

نوشته‌ای به زبان و الفبای گرجی (امری مرسوم و متداول[۳۲][۳۳][۳۴] بین گرجی‌های فریدون‌شهر)
* ترجمه: (بالا:) فقط خدا (پائین:) وطن
نوشته‌هایی به زبان فارسی نوشته شده با الفبای گرجی روی جعبهٔ شیرینی

بیشتر مردم فریدون‌شهر، نوادگان گرجی‌هایی هستند که توسط شاه عباس اول از گرجستان به ایران تبعید شدند.[۳۵]

جمعیت[ویرایش]

جمعیت کنونی فریدون‌شهر (۱۳۹۰) حدود ۱۵٬۰۰۰ می‌باشد.[۳۶]

زبان[ویرایش]

گرجی‌های فریدون‌شهر تماماً به گویش گرجی فریدونشهری زبان گرجی صحبت می‌کنند که حاصل دگرگونی زبانی است که چهارصد سال پیش بدان تکلم می‌شده و با زبان گرجی معاصر (زبان رسمی جمهوری گرجستان) متفاوت است.[۳۷]

آداب و رسوم[ویرایش]

از معروف ترین آداب و رسوم مردم فریدون‌شهر، می‌توان به «مِنکله» و مراسم «کالبیس کوبی»-(کَلِبیس کوَبی) اشاره کرد.

مِنکله[ویرایش]

از آنجایی که هنگام کریسمس در گرجستان، و نوروز در فریدونشهر، برف روی زمین است، با ورود اولین میهمان برای تبریک سال نو به هر خانه، ردپایی از او بر روی برف‌ها می‌ماند، که در زبان گرجی "მეკვლე" (مِکْوْلِ) نامیده می‌شود. "مِکْوْلِ" که در فریدون‌شهر به "مِنْکْلِ" و در افوس به "مانْگالی" تبدیل شده است، نام اولین میهمان عید هر خانه بوده و به باور عموم، آرمغان آورندهٔ خوش‌یمنی برای اهل آن خانه است. به همین خاطر، اگر آن خانواده، اعتقاد به خوش‌یمنی او داشته باشند، آن فرد هر سال منکلهٔ آن خانواده می‌شود و خانوادهٔ دیگری نمی‌تواند او را برای اولین روز سال نو دعوت کند.[۳۸]

در گرجستان، به منکله، پول کاغذی و مسکرات هدیه می‌دهند و با شیرینی از او پذیرایی می‌کنند و در فریدن، خوردن صبحانه با منکله، و هدیه‌ای که قبل از ورود او به خانه می‌دهند، جزو رسومات است.[۳۹]

کَلِبیس کوَبی[ویرایش]

کالبیس کوبی-(کَلِبیس کوَبی)(ქალების ქვაბი) (به معنای غار زنان) نام غاری در فریدون‌شهر است. این غار محل اجرای مراسمی بوده است، که هر ساله در روز سیزده فروردین توسط خانواده‌ها انجام می‌گرفته و محل آشنایی دختر و پسرانی بوده است، که قصد ازدواج داشته‌اند.

باور عموم بر این بوده است که: اگر بعد از سیزده بدر، از آب چشمه نوشیدنی درست کرده و خانواده‌ای آن را بنوشند، آن خانواده تا پایان سال شاد و خرم خواهند بود.[۴۰]

اقتصاد[ویرایش]

فریدون‌شهر وضعیت مناسبی در زمینهٔ گردشگری، ورزش‌های زمستانی، تولید برق، آب معدنی، عسل، ماهی، لبنیات، گیاهان دارویی، محصولات کشاورزی و ... دارد.

این شهر، پس از شهرهای نجف آباد، خوانسار و شهرضا، در رتبهٔ چهارم تولید عسل در استان اصفهان است. عسل تولیدی این شهر از مرغوبیت خاصی برخوردار بوده و در چندین نمایشگاه ملی رتبهٔ نخست کیفیت را کسب کرده است.

معادن زیادی در اطرف این شهر قرار دارد که برخی از آنها عبارت اند از: سنگ آهن، سنگ‌های تزئینی، باریت و مرمریت.[۴۱]

جستارهای وابسته[ویرایش]

پیوند به بیرون[ویرایش]

پانویس[ویرایش]

  1. «نتایج سرشماری عمومی نفوس و مسکن ۱۳۹۰». درگاه ملی آمار ایران. بازبینی‌شده در ۳ آبان ۱۳۹۳. 
  2. «اجرای طرح هم کد سازی تلفن ثابت»(فارسی)‎. وب‌گاه شرکت مخابرات ایران. بایگانی‌شده از نسخهٔ اصلی در ۲۶ اکتبر ۲۰۱۴. بازبینی‌شده در ۱ نوامبر ۲۰۱۴. 
  3. مولیانی، جایگاه گرجی‌ها در تاریخ و فرهنگ و تمدن ایران، ۲۳۰.
  4. سپیانی، دیباچه‌ای بر تاریخ و جغرافیای شهرستان فریدون‌شهر، ۹۱.
  5. گوگونانی، آخوره علیا خلف قهستجان.
  6. مولیانی، جایگاه گرجی‌ها در تاریخ و فرهنگ و تمدن ایران، ۲۳۰.
  7. منجّم یزدی، تاریخ عبّاسی، ۲۷۶.
  8. ترکمان، عالم آرای عبّاسی، ۸۷۵.
  9. ترکمان، عالم آرای عبّاسی، ۷۸۸.
  10. ترکمان، عالم آرای عبّاسی، ۹۰۰.
  11. ترکمان، عالم آرای عبّاسی، ۹۱۳.
  12. ترکمان، عالم آرای عبّاسی، ۱۰۲۱.
  13. ترکمان، عالم آرای عبّاسی، ۱۰۲۷.
  14. دلاواله، سفرنامه پیترو دلاواله.
  15. میرمحمدی، جغرافیای تاریخی فریدن، ۱۱۸.
  16. سپیانی، ایرانیان گرجی.
  17. رحیمی، گرجی‌های ایران.
  18. مولیانی، جایگاه گرجی‌ها در تاریخ و فرهنگ و تمدن ایران، ۲۳۰ و ۲۳۱.
  19. رحیمی، گرجی‌های ایران.
  20. مولیانی، جایگاه گرجی‌ها در تاریخ و فرهنگ و تمدن ایران.
  21. رضوانی، گرجی‌های فریدن، ۵۲ تا ۷۴.
  22. لکهارت، انقراض سلسلهٔ صفویه و ایّام استیلای افاغنه در ایران، ۱۳۶ و ۱۵۱–۱۶۸.
  23. مولیانی، جایگاه گرجی‌ها در تاریخ و فرهنگ و تمدن ایران، ۲۲۰.
  24. رجبی، کریم خان زند و زمان او، ۲۰–۴۴.
  25. پری، کریم خان زند، ۴۲.
  26. موسوی نامی، تاریخ گیتی گشا در تاریخ زندیه، ۲۴–۲۵.
  27. مولیانی، جایگاه گرجی‌ها در تاریخ و فرهنگ و تمدن ایران، ۲۳۱–۲۳۴.
  28. مولیانی، جایگاه گرجی‌ها در تاریخ و فرهنگ و تمدن ایران، ۲۳۱.
  29. سپیانی، دیباچه‌ای بر تاریخ و جغرافیای شهرستان فریدون‌شهر، ۹۲.
  30. میرمحمدی، جغرافیای تاریخی فریدن، ۱۳۵.
  31. میرمحمدی، جغرافیای تاریخی فریدن، ۱۳۵.
  32. گرجی‌ها، قومی ناشناخته در فریدن اصفهان + عکس
  33. چهارصد سال تنهایی در فریدن
  34. گیورگی لوبژانیدزه:نوشته‌های گرجی در کوچه و خیابان‌های فریدن
  35. مولیانی، جایگاه گرجی‌ها در تاریخ و فرهنگ و تمدن ایران، ۲۳۰.
  36. نتایج به دست آمده از سرشماری ملی نفوس و مسکن در سال ۱۳۹۰
  37. مولیانی، جایگاه گرجی‌ها در تاریخ و فرهنگ و تمدن ایران، ۲۳۰.
  38. قلانی، پ س و، ۹۹-۱۰۰.
  39. قلانی، پ س و، ۱۰۰.
  40. قلانی، پ س و، ۹۷-۹۸.
  41. گوگونانی، آخوره علیا خلف قهستجان، ۲۵.

منابع[ویرایش]

  • مولیانی، سعید. جایگاه گرجی‌ها در تاریخ و فرهنگ و تمدن ایران. اصفهان: یکتا، ۱۳۷۹ ISBN 964-7016-26-3. خانهٔ کتاب.
  • سپیانی، محمد. ایرانیان گرجی. اصفهان: کتاب فروشی آرش، ۱۳۵۸.
  • گوگونانی، سعید. آخوره علیا خلف قهستجان. فریدون‌شهر: سعید گوگونانی، ۱۳۹۳.
  • منجّم یزدی، جلال الدّین محمّد. تاریخ عبّاسی. تهران: انتشارات وحید، ۱۳۶۶.
  • ترکمان، اسکندر بیک. عالم آرای عبّاسی. تهران: انتشارات امیرکبیر، ۱۳۵۰.
  • رحیمی، ملک محمد. گرجی‌های ایران. اصفهان: یکتا، ۱۳۷۹.
  • دلاواله، پیترو. سفرنامه پیترو دلاواله. ترجمه شعاع الدین شفا. تهران: ۱۳۴۸.
  • میرمحمدی، حمیدرضا. جغرافیای تاریخی فریدن. خوانسار: ارمغان قلم، ۱۳۷۹.
  • لکهارت، لارنس. انقراض سلسلهٔ صفویه و ایّام استیلای افاغنه در ایران. تهران: چاپ تابان، ۱۳۴۳.
  • رجبی، پرویز. کریم خان زند و زمان او. تهران: انتشارات امیرکبیر، ۱۳۵۱.
  • پری، جان. کریم خان زند. تهران: نشر نو، ۱۳۶۸.
  • موسوی نامی، محمدصادق. تاریخ گیتی گشا در تاریخ زندیه. اقبال، ۱۳۶۶.
  • پناهی سمنانی، احمد. لطف علی خان زند. تهران: نشر نمونه، ۱۳۷۳.
  • قلانی، نسرین. پ س و. اصفهان: گلبن، ۱۳۹۰.