بویین و میاندشت
مختصات: شرقی″۴۷ ′۰۹ °۵۰ شمالی″۳۳ ′۰۴ °۳۳ / ۵۰٫۱۶۳۱۸۱شرق ۳۳٫۰۷۵۷۳۹شمالی
| بویین و میاندشت بُینی دَ تورلی |
|
|---|---|
| کشور | |
| استان | اصفهان |
| شهرستان | فریدن |
| بخش | بوئین و میاندشت |
| سال شهرشدن | بعد از ۱۳۵۰ [۱] |
| مردم | |
| جمعیت | حدود ۷۰۰۰ |
| زبان گفتاری | فارسی، گرجی |
| مذهب | شیعه دوازده امامی |
| جغرافیای طبیعی | |
| ارتفاع از سطح دریا | ۲۴۱۰ متر از سطح دریا |
| اطلاعات شهری | |
| شهردار | ناصر طهماسبی |
| پیششماره تلفنی | ۰۳۷۲۴۵۲ |
| تابلوی خوشآمد به شهر | |
| به شهر دارالمومنین بوئین میاندشت خوش آمدید | |
|
روی نقشه ایران
شرقی۵۰°۰۵′ شمالی۳۳°۰۱′ / °۵۰٫۰۹شرقی °۳۳٫۰۲شمالی |
|
بوئین میاندشت شهری است از توابع «بخش بوئین و میاندشت» ، «شهرستان فریدن» ، «استان اصفهان» ، که در «دهستان گرجی» قرار دارد . بویین و میاندشت از شمال به روستای ازناوله، از جنوب به روستای داشکسن و از غرب به شهر افوس منتهی می شود.
محتویات |
تاریخچه [ویرایش]
هسته ی اولیه شهر از دو مکان جغرافیای بویین و میاندشت تشکیل شده است. که بنیادگذاران هردو، از گرجیتباران زمان شاه عباس اول هستند که به قولی اسیر شده[نیازمند منبع] و به ایران تبعید شدند، و عده ای از جنگ آوران آن ها جهت حفظ منطقه ی فریدن و همچنین پایتخت (اصفهان) از حملات اقوام لر و کرد به فریدن رهسپار شدند. [۲]
این دو مکان (بویین و میاندشت) در گذشته ای نه چندان دور با فاصله، و در دو سوی رودخانه قرار داشتند. احداث شاهراه اصفهان – لرستان (در سال های قبل از ۱۳۵۰) و عبور آن از این دو روستا، رشد و توسعه ی این دو را فراهم نمود. ایجاد تاسیسات خدماتی، بازرگانی، ساختمان ها و اماکن، فاصله ی این دو مرکز را از میان برداشته و به هم پیوستن این دو مکان، هسته ی اولیه ی شهر بویین و میاندشت را ایجاد نمود. در سال ۱۳۷۷ یک محله دیگر به نام «ششجوان» به آن افزوده شد که همان روستای ششجوان سابق می باشد که در غرب بویین و میاندشت قرار داشت. [۳]
ورود گرجیها به ایران [ویرایش]
پس از فتح افغانستان به دست «گرگین خان» - سردار گرجی تبار سپاه صفوی - در زمان «شاه عباس اول» در «گرجستان» شورشی رخ داد. بنابرین شاه عباس یکی از سرداران گرجی تبار سپاه خود به نام «قرچاغای خان» را به همراه گرگین خان به گرجستان فرستاد تا شورشیان را متوقف کنند. سپس این دو سردار گرجی همراه با نیروهای خود در نزدیکی شهر «تفلیس» امروزی اردو زدند تا در اسرع وقت به ماموریت خود عمل کنند. تا اینکه نامهای به دست گرگین خان رسید که از طرف شاه عباس خطاب به قرچاغای خان نوشته شده بود: «تمام شورشیان رابه قتل رسانده و خانواده هایشان را تبعید کنید.» گرگین خان که تحمل به قتل رسیدن و تبعید هموطنان خود را نداشت، شبانه و به طور محرمانه با سران گرجی میزگردی تشکیل داد و راجع به دستور شاه عباس با آنان مشورت نمود. آنان تصمیم گرفتند که سپاهیان شاه عباس را نابود کنند. و در نهایت در صحرایی به نام «مارتقوپی» بر سربازان سپاه صفوی چیره شدند.
گرگین خان به دلیل زندگی در کنار سران سلسلهٔ صفوی، مورد بدبینی خوانین گرجی قرار گرفته بود. از این رو همراه با خانواده اش به «امپراتوری عثمانی» پناهنده شد که سرانجام این کار چیزی به جز مرگ به دست سران عثمانی نبود.
با پناهنده شدن گرگین خان به عثمانی و مرگ او، بین اقوام گرجی اختلاف ایجاد شد و این بار در مقابل لشکر ۲۰۰٬۰۰۰ نفری و تازه نفس سپاه صفوی شکست خوردند.[۴] در نتیجه شاه عباس آنان را به داخل ایران تبعید کرد و مخصوصاً دستور داد که هر یک از این اقوام را به ولایتی که در آن آب و هوا و شرایط زندگی با وطن اصلی ایشان شبیه باشد انتقال دهند.[۵] به همین خاطر در ابتدای ورود گرجیها به ایران، آنها را در «مازندران» که گمان میرفت از لحاظ آب و هوایی همانند گرجستان است، سکونت دادند ولی با نامساعد بودن آب و هوا اکثر آنان به شهرستانهای داخلی ایران روانه شدند.[۶] از تعداد ۳۰۰ هزار نفر مهاجر گرجی به نقاط مختلف ایران، نیمی از آنها به «اصفهان» و «شیراز» وارد شدند.
گرجیها در استان اصفهان [ویرایش]
گرجیانی که به اصفهان مهاجرت کردند، ابتدا در زمان شاه عباس در «عباس آباد» اصفهان و پس از مدتی با تأسیس «نجف آباد» توسط «شیخ بهایی» در نجف آباد زندگی کردند.[۷] که به دستور شاه عباس عدهای از آنان که دارای خصال ستیزه جویی و جنگاوری بودند، جهت حفظ منطقه فریدن و همچنین پایتخت (اصفهان) از حملات و غارتگریهای اقوام لر و کرد همچنین به دلیل آب و هوای مساعد و مزارع و شکارگاههای مناسب به فریدن مهاجرت کردند.[۸] (در کل این بهترین روش نابودی گرجیها از نظر شاه عباس بوده تا هم انتقام نابودی سپاهش را در مارتقوپی از جنگاوران گرجی بگیرد، و هم آنان را سدی در مقابل یورشهای اقوام لر قرار دهد، و نیز بهترین روش از بین بردن فرهنگ آنان، که آنان را در مجاورت اقوام ارمنی، لر، ترک، عرب و همچنین اقوام مختلف فارسی زبان قرار بدهد. که علت تقلیل فرهنگ، زبان و نژاد گرجی در منطقه نیز همین است.)
گرجیها در فریدن [ویرایش]
تمام گرجیانی که به فریدن رسیدند، ابتدا در فریدن، شهر افوس را بنیاد گذاردند و سپس عدهای از آنها شهرهای «فریدونشهر (سوپلی)» و «میاندشت (تورلی)» را بنیان نهادند.
و همچنین عدهای دیگر از شهر افوس جهت حفظ دین مسیحیت در «داشکسن» -که یک روستای ارمنی نشین متعصب به دین مسیحیت بود- سکنی گزیدند، و نیز عدهای به دلایل نامعلوم آبادیهای «آغچه» و «بوئین» را بنا کردند.
پس از حملهٔ کریم خان زند به گرجیهای فریدونشهر، ساکنان آن به روستاهای «سیبک»، «چقیورت» و «نهضتآباد» مهاجرت کردند.[۹] و[۱۰]
جمعیت گرجیهای فریدنی حدود ۱۰۰٬۰۰۰ نفر تخمین زده میشود.
وجه تسمیه [ویرایش]
بوئین را صاحب نظران به معنای «انبار» دانسته اند. مولف سیمای شهر اراک به نقل از استاد دهگان گوید: نام اولیه شهر آستانه، بویین کرج بوده که به آن بویین کره نیز می گفتند، بویین به معنای انبار و کره به معنای محصول می باشد. [۱۱]
میاندشت که به سبب واقع شدن در میان دشت نسبتا وسیعی به این نام موسوم گشته است در میان گرجی ها به نام «تورلی» موسوم است که یک کلمه ی گرجی و به معنای ماه می باشد. [۱۲]
در مورد وجه تسمیه محله ششجوان، موارد نامعتبر و بسیار زیادی وجود دارد ولی چیزی که قابل اطمینان است، این است که نام آن هیچ ارتباطی با عدد ۶ و کلمه ی جوان ندارد.[نیازمند منبع]
جغرافیا [ویرایش]
از جمله علل وجودی این مکان جغرافیایی می توان بهره برداری از آب رودخانه و چشمه های متعدد اطراف و نیز زمین های حاصلخیز اطراف رودخانه را نام برد. وجود ۱۲ رشته قنات و ۱۵ دهانه چشمه نقش منابع آب را در ایجاد و توسعه ی این مکان به خوبی روشن می سازد. از سویی دیگر این مکان از دیرباز مرکزیتی بوده است برای داد و ستد کالا و نیز ارتباط بین روستا ها و نیز تامین مایحتاج اولیه ی عشایر چهارلنگ در ییلاق را تا حدودی عهده دار بوده است. [۱۳]
جمعیت [ویرایش]
بر اساس نتایج سرشماری نفوس و مسکن مهرماه ۱۳۷۰، بویین و میاندشت دارای ۷۸۸۹ نفر جمعیت بوده است. [۱۴] و با افزوده شدن محله ی ششجوان در سال ۱۳۷۷، جمعیت تقریبی آن به حدود ۱۰٫۰۰۰ نفر رسیده بود که با توجه به مهاجرفرستی منطقه فریدن، سیر نزولی داشته است و جمعیت این شهر در سال ۱۳۹۰ چیزی حدود ۹٫۰۰۰ نفر می باشد. [۱۵]
مردم [ویرایش]
به طور کلی ۵ قوم در بخش بوئین و میاندشت زندگی می کنند و به همین علت المانی متشکل از ۵ پایه در میدان ورودی شمالی شهر قرار دارد که نمادی از ۵ قوم: گرجی، ارمنی، ترک، لر و عرب می باشد. اما در مورد شهر بویین و میاندشت باید گفت که سابقا اکثریت قریب به اتفاق مردم دو آبادی بویین و میاندشت را گرجی ها تشکیل می دادند که زمانی حدود دو برابر جمعیت محله ی بویین (که بیش از ۹۹٪ آن ها گرجی بودند) مهاجرانی از شهر خوانسار به آن وارد شدند. و به طور کلی هستند خانوارهایی که از اطراف در این شهر سکونت دارند و می توان گفت که آن المان برای شهر بویین میاندشت به تنهایی نیز صدق می کند.[نیازمند منبع]
از نظر زبان های گفتاری، همه ی ساکنین فارسی را در حد تسلط بلدند و هرکس بیشتر به زبان مادری خود صحبت می کند. یعنی همه فقط به فارسی صحبت می کنند به جز عده ی کمی از مردم محله ی بویین و اکثر مردم محله ی میاندشت که علاوه بر زبان گرجی به فارسی نیز صحبت می کنند. [۱۶]
تمامی مردم این شهر مسلمان و از مذهب شیعه هستند و به همه دوازده امام اعتقاد دارند.
پانویس [ویرایش]
- ↑ میرمحمدی،جغرافیای تاریخی فریدن.
- ↑ مولیانی، جایگاه گرجی ها در تاریخ و فرهنگ و تمدن ایران، ۲۳۰. [=صفحات کتاب]
- ↑ میرمحمدی،جغرافیای تاریخی فریدن، ۱۲۹. [=صفحات کتاب]
- ↑ سنیکیدزه، نگاهی گذرا بر تاریخ گرجستان
- ↑ دلاواله، سفرنامه پیترو دلاواله.
- ↑ میرمحمدی، جغرافیای تاریخی فریدن.
- ↑ سپیانی، ایرانیان گرجی.
- ↑ رحیمی، گرجیهای ایران.
- ↑ رحیمی، گرجیهای ایران.
- ↑ مولیانی، جایگاه گرجیها در تاریخ و فرهنگ و تمدن ایران.
- ↑ محتاط،سیمای اراک، ۲۶ [=صفحات کتاب]
- ↑ مولیانی، جایگاه گرجی ها در تاریخ و فرهنگ و تمدن ایران، ۲۳۶. [=صفحات کتاب]
- ↑ میرمحمدی،جغرافیای تاریخی فریدن، ۱۳۰. [=صفحات کتاب]
- ↑ سرشماری سال ۱۳۷۰
- ↑ سرشماری سال ۱۳۹۰
- ↑ مولیانی، جایگاه گرجی ها در تاریخ و فرهنگ و تمدن ایران، ۲۳۶. [=صفحات کتاب]
منابع [ویرایش]
- مرکز آمار ایران، سرشماری عمومی نفوس و مسکن، مهرماه ۱۳۷۰، فریدن، نتایج تفصیلی ۳-۱۲۹
- مرکز آمار ایران، سرشماری عمومی نفوس و مسکن، ۱۳۹۰، فریدن، نتایج تفصیلی ۳-۱۲۹
- مولیانی، سعید. جایگاه گرجی ها در تاریخ و فرهنگ و تمدن ایران. اصفهان: انتشارات یکتا، ۱۳۷۹.
- میرمحمدی، حمیدرضا. جغرافیای تاریخی فریدن. خوانسار: ارمغان قلم، ۱۳۸۰.
- محتاط، محمدرضا. سیمای اراک:جامعهشناسی شهری. چاپ اول. تهران: انتشارات آگاه، ۱۳۶۸.
جستارهای وابسته [ویرایش]
| این یک نوشتار خُرد پیرامون یک مکان جغرافیایی است. با گسترش آن به ویکیپدیا کمک کنید. |