بوئین و میاندشت

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
(تغییرمسیر از بویین و میاندشت)
پرش به: ناوبری، جستجو
بوئین و میاندشت
بُینی دَ تورلی
Buin va Miandasht.jpg
کشور Flag of Iran.svg ایران
استان اصفهان
شهرستان بوئین و میاندشت
بخش بخش مرکزی
سال شهرشدن بعد از ۱۳۵۰ [۱]
مردم
جمعیت حدود ۷۰۰۰
مذهب شیعه دوازده امامی
جغرافیای طبیعی
ارتفاع از سطح دریا ۲۴۱۰ متر از سطح دریا
اطلاعات شهری
شهردار ابراهیم(ولی الله ) رفیعی
ره‌آورد لبنیات، سیب زمینی و ...
پیش‌شماره تلفنی ۰۳۷۲۴۵۲
تابلوی خوش‌آمد به شهر
به شهر دارالمومنین بوئین میاندشت خوش آمدید
نام محلی میاندشت به زبان گرجی

بوئین و میاندشت شهری است از توابع بخش مرکزی شهرستان بوئین و میاندشت در استان اصفهان ایران است.

بویین و میاندشت از شمال به روستای ازناوله، از جنوب به روستای داشکسن و از غرب به شهر افوس منتهی می شود.

تاریخچه[ویرایش]

جستار وابسته: گرجیان ایران

هستهٔ اولیه شهر از دو مکان جغرافیای بویین و میاندشت تشکیل شده است، که بنیادگذاران هر دو، از اسرای گرجی تبار زمان شاه عباس اول هستند که توسط خود او از گرجستان به ایران تبعید شدند و به دستور او عده‌ای از جنگاوران آن‌ها جهت حفظ منطقهٔ فریدن و همچنین پایتخت (اصفهان) از حملات اقوام لر و کرد در فریدن ساکن شدند.[۲]

این دو مکان (بویین و میاندشت) در گذشته‌ای نه چندان دور با فاصله، و در دو سوی رودخانه قرار داشتند. احداث شاهراه اصفهان – لرستان (در سال‌های قبل از ۱۳۵۰) و عبور آن از این دو روستا، رشد و توسعهٔ این دو را فراهم نمود. ایجاد تاسیسات خدماتی، بازرگانی، ساختمان‌ها و اماکن، فاصلهٔ این دو مرکز را از میان برداشته و به هم پیوستن این دو مکان، هستهٔ اولیهٔ شهر بویین و میاندشت را ایجاد نمود. در سال ۱۳۷۷ یک محله دیگر به نام «ششجوان» به آن افزوده شد که همان روستای ششجوان سابق می‌باشد که در غرب بویین و میاندشت قرار داشت.[۳]

ورود گرجی‌ها به ایران[ویرایش]

پس از فتح افغانستان به دست «گرگین خان» - سردار گرجی تبار سپاه صفوی - در زمان «شاه عباس اول» در «گرجستان» شورشی رخ داد. بنابرین شاه عباس یکی از سرداران گرجی تبار سپاه خود به نام «قرچاغای خان» را به همراه گرگین خان به گرجستان فرستاد تا شورشیان را متوقف کنند. سپس این دو سردار گرجی همراه با نیروهای خود در نزدیکی شهر «تفلیس» امروزی اردو زدند تا در اسرع وقت به ماموریت خود عمل کنند. تا اینکه نامه‌ای به دست گرگین خان رسید که از طرف شاه عباس خطاب به قرچاغای خان نوشته شده بود: «تمام شورشیان رابه قتل رسانده و خانواده هایشان را تبعید کنید.» گرگین خان که تحمل به قتل رسیدن و تبعید هموطنان خود را نداشت، شبانه و به طور محرمانه با سران گرجی میزگردی تشکیل داد و راجع به دستور شاه عباس با آنان مشورت نمود. آنان تصمیم گرفتند که سپاهیان شاه عباس را نابود کنند. و در نهایت در صحرایی به نام «مارتقوپی» بر سربازان سپاه صفوی چیره شدند. [۴] گرگین خان به دلیل زندگی در کنار سران سلسلهٔ صفوی، مورد بدبینی خوانین گرجی قرار گرفته بود. از این رو همراه با خانواده اش به «امپراتوری عثمانی» پناهنده شد که سرانجام این کار چیزی به جز مرگ به دست سران عثمانی نبود. [۵] با پناهنده شدن گرگین خان به عثمانی و مرگ او، بین اقوام گرجی اختلاف ایجاد شد و این بار در مقابل لشکر ۲۰۰٬۰۰۰ نفری و تازه نفس سپاه صفوی شکست خوردند.[۶]

در نتیجه شاه عباس آنان را به داخل ایران تبعید کرد و مخصوصاً دستور داد که هر یک از این اقوام را به ولایتی که در آن آب و هوا و شرایط زندگی با وطن اصلی ایشان شبیه باشد انتقال دهند.[۷] به همین خاطر در ابتدای ورود گرجی‌ها به ایران، آنها را در «مازندران» که گمان می‌رفت از لحاظ آب و هوایی همانند گرجستان است، سکونت دادند ولی با نامساعد بودن آب و هوا اکثر آنان به شهرستان‌های داخلی ایران روانه شدند.[۸] از تعداد ۳۰۰ هزار نفر مهاجر گرجی به نقاط مختلف ایران، نیمی از آنها به «اصفهان» و «شیراز» وارد شدند.

گرجی‌ها در استان اصفهان[ویرایش]

گرجیانی که به اصفهان مهاجرت کردند، ابتدا در زمان شاه عباس در «عباس آباد» اصفهان و پس از مدتی با تأسیس «نجف آباد» توسط «شیخ بهایی» در نجف آباد زندگی کردند.[۹] که به دستور شاه عباس عده‌ای از آنان که دارای خصال ستیزه جویی و جنگاوری بودند، جهت حفظ منطقه فریدن و همچنین پایتخت (اصفهان) از حملات و غارتگری‌های اقوام لر و کرد همچنین به دلیل آب و هوای مساعد و مزارع و شکارگاه‌های مناسب به فریدن مهاجرت کردند.[۱۰]

گرجی‌ها در فریدن[ویرایش]

تمام گرجیانی که به فریدن رسیدند، ابتدا در فریدن، شهر افوس را بنیاد گذاردند و سپس عده‌ای از آن‌ها شهرهای «فریدون‌شهر (سوپلی)» و «میاندشت (تورلی)» را بنیان نهادند.[۱۱]

و همچنین عده‌ای دیگر از شهر افوس جهت حفظ دین مسیحیت در «داشکسن» -که یک روستای ارمنی نشین متعصب به دین مسیحیت بود- سکنی گزیدند، و نیز عده‌ای به دلایل نامعلوم آبادی‌های «آغچه» و «بوئین» را بنا کردند.

پس از حملهٔ کریم خان زند به گرجی‌های فریدون‌شهر، ساکنان آن به روستاهای «سیبک»، «چقیورت» و «نهضت‌آباد» مهاجرت کردند.[۱۲] [۱۳]

جمعیت گرجی‌های فریدن حدود ۱۰۰٬۰۰۰ تن است. [۱۴]

وجه تسمیه[ویرایش]

بوئین را صاحب نظران به معنای «انبار» دانسته‌اند. مولف سیمای شهر اراک به نقل از استاد دهگان گوید: نام اولیه شهر آستانه، بویین کرج بوده که به آن بویین کره نیز می‌گفتند، بویین به معنای انبار و کره به معنای محصول می‌باشد.[۱۵]

میاندشت که به سبب واقع شدن در میان دشت نسبتاً وسیعی به این نام موسوم گشته است در میان گرجی‌ها به نام «تورلی» موسوم است که یک کلمهٔ گرجی و به معنای ماه می‌باشد.[۱۶] احتمالی دیگر در مورد نام میاندشت اتخاذ آن از نام تلاوی مرکز استان کاختی در شرق گرجستان است.

در مورد وجه تسمیه محله ششجوان، موارد نامعتبر و بسیار زیادی وجود دارد ولی چیزی که قابل اطمینان است، این است که نام آن هیچ ارتباطی با عدد ۶ و کلمهٔ جوان ندارد. [نیازمند منبع]

جغرافیا[ویرایش]

از جمله علل وجودی این مکان جغرافیایی می‌توان بهره برداری از آب رودخانه و چشمه‌های متعدد اطراف و نیز زمین‌های حاصلخیز اطراف رودخانه را نام برد. وجود ۱۲ رشته قنات و ۱۵ دهانه چشمه نقش منابع آب را در ایجاد و توسعهٔ این مکان به خوبی روشن می‌سازد. از سویی دیگر این مکان از دیرباز مرکزیتی بوده است برای داد و ستد کالا و نیز ارتباط بین روستاها و نیز تامین مایحتاج اولیهٔ عشایر چهارلنگ در ییلاق را تا حدودی عهده دار بوده است.[۱۷]

جمعیت[ویرایش]

بر اساس نتایج سرشماری نفوس و مسکن مهرماه ۱۳۷۰، بویین و میاندشت دارای ۷۸۸۹ نفر جمعیت بوده است.[۱۸] و با افزوده شدن محلهٔ ششجوان در سال ۱۳۷۷، جمعیت تقریبی آن به حدود ۱۰٫۰۰۰ نفر رسیده بود که با توجه به مهاجرفرستی منطقه فریدن، سیر نزولی داشته است و جمعیت این شهر در سال ۱۳۹۰ چیزی حدود ۹٫۰۰۰ نفر می‌باشد.[۱۹]

مردم[ویرایش]

به طور کلی ۵ قوم در بخش بوئین و میاندشت زندگی می‌کنند و به همین علت المانی متشکل از ۵ پایه در میدان ورودی شمالی شهر قرار دارد که نمادی از ۵ قوم: گرجی، ارمنی، ترک، لر و عرب می‌باشد. اما در مورد شهر بویین و میاندشت باید گفت که سابقاً اکثریت قریب به اتفاق مردم دو آبادی بویین و میاندشت را گرجی‌ها تشکیل می‌دادند که زمانی حدود دو برابر جمعیت محلهٔ بویین (که بیش از ۹۹٪ آن‌ها گرجی بودند) مهاجرانی از شهر خوانسار به آن وارد شدند. و به طور کلی هستند خانوارهایی که از اطراف در این شهر سکونت دارند و می‌توان گفت که آن المان برای شهر بویین میاندشت به تنهایی نیز صدق می‌کند. [نیازمند منبع]

از نظر زبان‌های گفتاری، همهٔ ساکنین فارسی را در حد تسلط بلدند و هرکس بیشتر به زبان مادری خود صحبت می‌کند. یعنی همه فقط به فارسی صحبت می‌کنند به جز عدهٔ کمی از مردم محلهٔ بویین و اکثر مردم محلهٔ میاندشت که علاوه بر زبان گرجی به فارسی نیز صحبت می‌کنند.[۲۰]

تمامی مردم این شهر مسلمان و از مذهب شیعه هستند و به همه دوازده امام اعتقاد دارند.

نمایی از بوئین و میاندشت
نمایی از بوئین و میاندشت

پانویس[ویرایش]

  1. میرمحمدی،جغرافیای تاریخی فریدن.
  2. مولیانی، جایگاه گرجی‌ها در تاریخ و فرهنگ و تمدن ایران، ۲۳۰.
  3. میرمحمدی، جغرافیای تاریخی فریدن، ۱۲۹.
  4. سنیکیدزه، نگاهی گذرا بر تاریخ گرجستان.
  5. سنیکیدزه، نگاهی گذرا بر تاریخ گرجستان.
  6. سنیکیدزه، نگاهی گذرا بر تاریخ گرجستان.
  7. دلاواله، سفرنامه پیترو دلاواله.
  8. میرمحمدی، جغرافیای تاریخی فریدن ۱۱۸.
  9. سپیانی، ایرانیان گرجی.
  10. رحیمی، گرجی‌های ایران.
  11. مولیانی، جایگاه گرجی‌ها در تاریخ و فرهنگ و تمدن ایران، ۲۳۰ و ۲۳۱.
  12. رحیمی، گرجی‌های ایران.
  13. مولیانی، جایگاه گرجی‌ها در تاریخ و فرهنگ و تمدن ایران.
  14. Rezvani, Babak (Winter). "The Fereydani Georgian Representation". Anthropology of the Middle East 4 (2): 52–74. DOI:10.3167/ame.2009.040205. Retrieved 27 June 2010. 
  15. محتاط، سیمای اراک، 26.
  16. مولیانی، جایگاه گرجی‌ها در تاریخ و فرهنگ و تمدن ایران، ۲۳۶.
  17. میرمحمدی، جغرافیای تاریخی فریدن، ۱۳۰.
  18. سرشماری سال ۱۳۷۰
  19. سرشماری سال ۱۳۹۰
  20. مولیانی، جایگاه گرجی‌ها در تاریخ و فرهنگ و تمدن ایران، ۲۳۶.

منابع[ویرایش]

  • مرکز آمار ایران، سرشماری عمومی نفوس و مسکن، مهرماه ۱۳۷۰، فریدن، نتایج تفصیلی ۳-۱۲۹
  • مرکز آمار ایران، سرشماری عمومی نفوس و مسکن، ۱۳۹۰، فریدن، نتایج تفصیلی ۳-۱۲۹
  • مولیانی، سعید. جایگاه گرجی ها در تاریخ و فرهنگ و تمدن ایران. اصفهان: انتشارات یکتا، ۱۳۷۹.
  • میرمحمدی، حمیدرضا. جغرافیای تاریخی فریدن. خوانسار: ارمغان قلم، ۱۳۸۰.
  • محتاط، محمدرضا. سیمای اراک:جامعه‌شناسی شهری. چاپ اول. تهران: انتشارات آگاه، ۱۳۶۸.