بویین و میاندشت

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری, جستجو

مختصات: شرقی‌″۴۷ ′۰۹ °۵۰ شمالی‌″۳۳ ′۰۴ °۳۳ / ۵۰٫۱۶۳۱۸۱شرق ۳۳٫۰۷۵۷۳۹شمالی / ۵۰٫۱۶۳۱۸۱;۳۳٫۰۷۵۷۳۹

بوئین و میاندشت
بوئین و تورلی
Red pog.svg
بوئین و میاندشت
Iran location map.svg
شرقی‌″۳۴ ′۰۵ °۵۰ شمالی‌″۲۴ ′۰۱ °۳۳ / °۵۰٫۰۹۲۷۸۹شرقی °۳۳٫۰۲۳۲۳۶شمالی / ۵۰٫۰۹۲۷۸۹;۳۳٫۰۲۳۲۳۶
اطلاعات کلی
کشور Flag of Iran.svg ایران
استان اصفهان
شهرستان فریدن
بخش بوئین و میاندشت
مردم
زبان‌ گفتاری فارسی،گرجی
مذهب شیعه دوازده امامی
جغرافیای طبیعی
ارتفاع از سطح دریا ۲۴۰۰ متر
اطلاعات شهری
شهردار ناصر طهماسبی
ره‌آورد گندم ، سیب زمینی
پیش‌شماره تلفنی ۰۳۷۲۴۵۲
تابلوی خوش‌آمد به شهر
به شهر دارالمومنین بوئین میاندشت خوش آمدید

بوئین و میاندشت (Booeen -o Meeandasht) شهری است از توابع «بخش بوئین و میاندشت» ، «شهرستان فریدن» ، «استان اصفهان» ، که در «دهستان گرجی» قرار دارد .

محتویات

موقعیت

بویین میاندشت از جمله شهرهای شهرستان فریدن، واقع در ۲۵ کیلومتری داران(مرکز شهرستان) می باشداین شهر در غرب استان اصفهان واقع شده و در حقیقت بخش بوئین میاندشت مرز بین استانهای اصفهان و لرستان است. هسته اولیه شهر از دو مکان جغرافیایی بویین ( به مختصات جغرافیای ۰۴/۳۳ عرض و ۰۹/۵۰ طول جغرافیایی و ارتفاع ۲۴۰۰ متر از سطح دریا) و میاندشت (در ارتفاع ۲۴۲۰ متر از سطح دریا) تشکیل شده است .

این دو مکان در گذشته ای نه چندان دور با فاصله، و در دو سوی رودخانه قرار داشتند احداث شاهراه اصفهان، لرستان ( در سالهای قبل از ۱۳۵۰ ) و عبور آن از کنار این مراکز روستایی، رشد و توسعه این دو مرکز را فراهم نمود و ایجاد تأسیسات خدماتی، بازرگانی، ساختمانها و اماکن فاصله این دو مرکز را از میان برداشته و به هم پیوستن این دو مکان، هسته اولیه شهر بویین و میاندشت را ایجاد نمود .

تاریخچه

مهاجرت گرجی ها[۱] به ایران

پس از فتح افغانستان به دست «گرگین خان» - سردار گرجی الاصل سپاه صفوی - در زمان «شاه عباس» در «گرجستان» شورشی رخ داد . لذا شاه عباس یکی از سرداران گرجی الاصل سپاه خود به نام «قرچاغای خان» را به همراه گرگین خان به گرجستان فرستاد تا شورشیان را متوقف کنند . سپس این دو سردار گرجی همراه با نیروهای خود در نزدیکی شهر «تفلیس» امروزی اردو زدند تا در اسرع وقت به ماموریت خود عمل کنند . تا اینکه نامه ای به دست گرگین خان رسید که از طرف شاه عباس خطاب به قرچاغای خان نوشته شده بود : «تمام شورشیان رابه قتل رسانده و خانواده هایشان را تبعید کنید .» گرگین خان که تحمل به قتل رسیدن و تبعید هموطنان خود را نداشت، شبانه و به طور محرمانه با سران گرجی میزگردی تشکیل داد و راجع به دستور شاه عباس با آنان مشورت نمود . آنان تصمیم گرفتند که سپاهیان شاه عباس را نابود کنند . و در نهایت در صحرایی به نام «مارتقوپی» بر سربازان سپاه صفوی چیره شدند .

گرگین خان به دلیل زندگی در کنار سران سلسله ی صفوی، مورد بدبینی خوانین گرجی قرار گرفته بود . از این رو همراه با خانواده اش به «امپراتوری عثمانی» پناهنده شد که سرانجام این کار چیزی به جز مرگ به دست سران عثمانی نبود .

با پناهنده شدن گرگین خان به عثمانی و مرگ او، بین اقوام گرجی اختلاف ایجاد شد و این بار در مقابل لشکر ۲۰۰۰۰۰ نفری و تازه نفس سپاه صفوی شکست خوردند . [۲] در نتیجه شاه عباس آنان را به داخل ایران کوچانید و مخصوصا دستور داد که هر یک از این اقوام را به ولایتی که در آن آب و هوا و شرایط زندگی با وطن اصلی ایشان شبیه باشد انتقال دهند . [۳] به همین خاطر در ابتدای ورود گرجی ها به ایران، آنها را در «مازندران» که گمان می رفت از لحاظ آب و هوایی همانند گرجستان است، سکونت دادند ولی با نامساعد بودن آب و هوا اکثر آنان به شهرستان های داخلی ایران روانه شدند . [۴] از تعداد ۳۰۰ هزار نفر مهاجر گرجی به نقاط مختلف ایران ، نیمی از آنها به «اصفهان» و «شیراز» وارد شدند .

مهاجرت گرجی ها به فریدن

گرجیانی که به اصفهان مهاجرت کردند ، ابتدا در زمان شاه عباس در «عباس آباد» اصفهان و پس از مدتی با تاسیس «نجف آباد» توسط «شیخ بهایی» در نجف آباد زندگی کردند. [۵] که به دستور شاه عباس عده ای از آنان که دارای خصال ستیزه جویی و جنگاوری بودند ، جهت حفظ منطقه فریدن و همچنین پایتخت از حملات و غارتگری های اقوام لر و کرد همچنین به دلیل آب و هوای مساعد و مزارع و شکارگاه های مناسب به فریدن مهاجرت کردند . [۶] (در کل این بهترین روش نابودی گرجی ها از نظر شاه عباس بوده تا هم انتقام نابودی سپاهش را در مارتقوپی از جنگاوران گرجی بگیرد ، و هم آنان را سدی در مقابل یورشهای اقوام لر قرار دهد ، و نیز بهترین روش از بین بردن فرهنگ آنان ، که آنان را در مجاورت اقوام ارمنی ، لر ، ترک ، فارس و عرب قرار بدهد . که علت تقلیل فرهنگ ، زبان و نژاد گرجی در منطقه نیز همین است .) جمعیت مهاجران گرجی به فریدن چیزی حدود ۳۰ الی ۴۰ هزار نفر بوده که هفت هزار خانوار را تشکیل می دادند ، البته به دلیل مهاجرت های زیاد ، جمعیت گرجیان ساکن در منطقه افزایش چشم گیری نداشته است .

تمام گرجیانی که به فریدن رسیدند ، ابتدا در محل شهر «افوس» امروزی اردو زدند و سپس توسط «اصلان بیک» - سرپرست گرجیان مهاجر به فریدن - ، برادرانش و مامورین شاه در آبادی های مختلف از جمله «فریدونشهر» ، «بوئین» ، «میاندشت» ، «داشکسن» و سپس «آغچه» ، «چقیورت» ، «سیبک» ، «نهضت آباد»(جقجق) و عده ای نیز در «قائم آباد»(شاه وردی) ، «معصوم آباد»(شاه عنایت) ، «میر آباد» و «قودجانک» پراکنده شدند . [۷]

قسمت اعظم اهالی گرجی در فریدونشهر ، بوئین ، میاندشت ، داشکسن وآغچه ساکن اند و پس از گذراندن چهار قرن در کشوری با زبان رسمی فارسی ، زبان گرجی بین آنها متداول است . [۸]

وجه تسمیه

بویین را صاحب نظران به معنای انبار دانسته اند . مولف سیمای شهر اراک به نقل از استاد دهگان گوید : نام اولیه شهر آستانه، بویین کرج بوده که به آن بویین کره نیز می گفتند . بویین به معنای انبار و کره به معنای محصول می‌باشد . میاندشت که به سبب واقع شدن در میان دشت نسبتاً وسیعی به این نام موسوم گشته است در میان گرجیهای فریدن به نام توللی یا تورلی موسوم است که یک کلمه گرجی است . معانی متعددی بر آن آورده اند از آنجمله به معنای ماه و نیز پرجاذبه، چشمگیر می‌باشد . [۹]

جغرافیا

از جمله علل وجودی این مکان جغرافیایی می توان بهره برداری از آب رودخانه و چشمه‌های متعدد اطراف و نیز زمینهای حاصلخیز اطراف رودخانه را نام برد . وجود تعداد ۱۲ رشته قنات و ۱۵ دهانه چشمه نقش منابع آب را در ایجاد و توسعه این مکان به خوبی روشن می سازد از سویی دیگر این مکان از دیر باز مرکزیتی بوده است برای داد و ستد کالا و نیز ارتباطات بین روستاها و نیز تأمین مایحتاج اولیه عشایر چهارلنگ در ییلاق را تا حدودی عهده دار بوده است . بر اساس نتایج سر شماری نفوس و مسکن سال۱۳۸۵، بخش بویین میاندشت دارای ۶۶۶۶ خانوار و ۲۷۸۵۶ نفر جمعیت بوده است . ۹۹۳۳ نفر نیز جمعیت شهر در سال ۸۵ بوده است. [۱۰]

پانویس

  1. مردم گرجی خودشان را "کارتوِلِبی" (ქართველები) می خوانند، اما کلمه ی «گرجی» یا «Georgian»: در زبان یونانی از کلمه ی «گئورگوس» (Georgos)است و به معنی زارع و برزگر می باشد .
  2. سنی کیدزه،تاریخ گرجستان
  3. دلاواله،سفرنامه پیترو دلاواله.
  4. میرمحمدی،جغرافیای تاریخی فریدن.
  5. سپیانی،ایرانیان گرجی.
  6. رحیمی،گرجی های ایران.
  7. رحیمی،گرجی های ایران.
  8. میرمحمدی،جغرافیای تاریخی فریدن.
  9. میرمحمدی،جغرافیای تاریخی فریدن.
  10. میرمحمدی،جغرافیای تاریخی فریدن.

منابع

  • سنی کیدزه ، لوان . «تاریخ گرجستان»
  • رحیمی ، ملک محمد . «گرجی های ایران» . اصفهان:یکتا، ۱۳۷۹ .
  • سپیانی ، محمد . «ایرانیان گرجی» . اصفهان: کتاب فروشی آرش، ۱۳۵۸ .
  • دلاواله ، پیترو . «سفرنامه پیترو دلاواله» . ترجمه شعاع الدین شفا . تهران: ۱۳۴۸ .
  • میرمحمدی ، حمیدرضا . «جغرافیای تاریخی فریدن» . خوانسار: ارمغان قلم، ۱۳۷۹ .

جستارهای وابسته


ابزارهای شخصی

گویش‌ها
فضاهای نام
عملکردها
گشتن
چاپ/برون‌بری
جعبه‌ابزار
زبان‌های دیگر