اظهارات سیاستپسند
در علوم سیاسی و جامعهشناسی، زمانی که فردی میکوشد تا گفتار، رفتار یا دیدگاههای خود را تا اندازه ممکن با سیاستهای مسلط بر جامعه یا هنجارها و اخلاق پذیرفته شده در جامعه سازگار کند یا سازگار نشان دهد، گفته میشود که وی گفتار، رفتار یا دیدگاهی سیاستپسند (به انگلیسی: Politically correct) ابراز میکند.
گاه ممکن است خود شخص نظری کاملاً سازگار با معیارهای مسلط سیاسی و اجتماعی جامعه خود نداشته باشد اما از روی احتیاط و برای پرهیز از اینکه به وی برچسبهایی مانند نژادپرست، تبعیضگذار، یا ضد دین و ضد انقلاب و ضد حکومت بخورد، در میان جمع و جامعه در مورد مسائل حساس سیاسی، دیدگاههایی سیاستپسندانه ابراز میکند.
بهویژه مسئولان کشوری و لشکری در جوامع گوناگون میکوشند تا در بیانات خود همواره مصلحت سیاسی یا هنجارهای سیاسی روز را در نظر گرفته و از ابراز سخنانی که ممکن است توهین مذهبی، قومی، جنسیتی، یا اهانت به معلولان، سالمندان و یا گرایشهای مختلف جنسی بهشمار آید بپرهیزند.
در صورتی که فردی در اظهارات خود مرزهای مصلحت سیاسی را در نظر نگرفته و دیدگاههای خود را بدون رعایت چارچوبهای سیاستپسندانه بیان کند گفته میشود که اظهارات وی با «بیملاحظگی سیاسی» (politically incorrect) همراه است.
در بسیاری جوامع زمانی که فردی بکوشد در محافل خصوصی و میان دوستان و آشنایان، همچنان نظرات خود را با احتیاط زیاد و به سبکی سیاستپسندانه بیان کند ممکن است با واکنشهایی منفی و منتقدانه روبهرو شود. در چنین حالتی منتقدان از خودسانسوری آن شخص سخن میگویند.
در همین راستا، بیملاحظگی سیاسی در برخی جوامع و محافل به عنوان یک رویکرد ستودنی تلقی میشود.
شناور بودن مفهوم [ویرایش]
حساسیتهای سیاسی و چارچوبهای سیاستپسند در جوامع گوناگون با هم فرقهایی دارد و حتی ممکن است در یک جامعه مشخص با مرور زمان این حساسیتها و چارچوبها دستخوش تغییر و دگرگونی شوند.
از نمونه واژهگزینیهای سیاستپسندانه توسط دولتیان و مسئولان در ایران میتوان به استفاده از واژه جانباز به جای معلول جنگی، روشندل به جای کور یا کمبینا، شهید به جای کشتهشده جنگی و مذهبی، و ایثارگران به جای شرکتکنندگان در جنگ اشاره کرد.
استفاده از رفتگر به جای سپور و آشغالی، روحانی به جای آخوند و ملا، کارگر ساختمانی به جای عمله، غسال به جای مردهشوی و غیره از نمونههای رعایت اصول اخلاقپسندانه و سیاستپسندانه در زبان فارسی است.
در برخی جوامع غربی، در کنار موارد مشابه با موردهای ذکر شده در بالا، کوشیده میشود از کاربرد واژههایی که به طور ضمنی برتری مرد نسبت به زن را القا میکند نیز پرهیز شود (نمونهها در فارسی: مردانگی (دلاوری)، پایمردی (ایستادگی)، جوانمردی (فتوت) و ...) و برای آنها واژههای جایگزین به کار رود.
نمونههایی دیگر از واژگان سیاستپسند در دیگر جوامع، بهویژه جوامع دموکراتیک غربی:
- کارگر مهمان یا خارجیتباران به جای خارجیها یا بیگانهها
- سیاه (black) به جای سیاهپوست و کاکاسیاه (neger)
- سندرم داون، به جای مُنگول بودن (که اهانت به قوم مغول بهشمار میآید)
- تعدیل نیرو به جای اخراج از کار
- کارگر جنسی به جای روسپی
منابع [ویرایش]
- Nigel Rees, The Politically Correct Phrasebook: what they say you can and cannot say in the 1990s, Bloomsbury, 1993, 192 pages, ISBN 0-7475-1426-7
- Wikipedia contributors, "Political correctness," Wikipedia, The Free Encyclopedia, (accessed July 17, 2011).