یپرمخان
یپرمخان | |
|---|---|
| زادهٔ | ۱۸۶۸ روستای بارسوم، فرمانداری الیزابتپل، امپراتوری روسیه |
| درگذشت | ۱۹ مهٔ ۱۹۱۲ (۴۴ سال) |
| آرامگاه | کلیسای مریم مقدس تهران |
| ملیت | |
| دیگر نامها | یـِپرم داویدیان گانتاکتسی |
| عنوان | یپرمخان ارمنی هایریک |
| دوره | قاجار |
| همسر | بانو آناهید |
یپرمخان(به ارمنی Եփրեմ Խան؛ به انگلیسی Yeprem Khan) با نام کامل یِپرم داویدیان گانتاکتسی (به ارمنی Եփրեմ Դավթի Դավթյան؛ به انگلیسی Yeprem Davidian)، (زاده ۱۸۶۸ – درگذشته ۱۹ مه ۱۹۱۲[۱]) از انقلابیون و یکی از رهبران نظامی انقلاب مشروطه ایران بود.
زندگی
[ویرایش]وی در سال برابر با ۱۸۶۸ میلادی (۱۲۴۷ خورشیدی) در روستای بارسوم در نزدیکی شهر گنجه زاده شد. نخست و در آغاز جوانی به رزمندگان ارمنی پیوست و برای مقابله با ظلم و ستم حاکمان عثمانی به ارمنستان غربی اعزام شد. پس از مدتها پیکار علیه عثمانی، به اتفاق چند تن از همرزمهای خود به دست نیروهای مرزی روسیه تزاری دستگیر و پس از محاکمه به جزیرهٔ ساخالین روسیه تبعید شد.
یپرمخان پس از فرار از اردوگاه کار اجباری در ساخالین برای بازگشت به تفلیس، ناچار بود ۲۰٬۰۰۰ کیلومتر راه را تحت تعقیب مأموران بپیماید.[۲]
او به گونهای شگفتانگیز از اردوگاه مرگبارش گریخت. نخست خود را به ژاپن رساند و پس از گذراندن راهی دراز به ایران آمد و دوباره به ارمنستان رفت و به فدراسیون انقلابی ارمنی پیوست. در سال ۱۹۰۰ (۱۲۷۹) یپرم از طرف فرقه فدراسیون انقلابی ارمنی برای تشکیل حزب در گیلان مأموریت یافت. وی در دوره حضورش در گیلان در اداره راهسازی مشغول به کار شد و سپس در رشت کوره آجرپزی راه انداخت و به آجرپزی مشغول شد. یپرمخان در رویداد باغ مدیریه رشت نقش فعال داشت. وی فرماندهی ستون سوم حمله و محاصره دارالحکومه رشت را در این رویداد بر عهده داشت.

| شاهان قاجار | |
|---|---|
نام | دورهٔ پادشاهی |
۱۱۷۵–۱۱۶۱ | |
گروهی از قفقازیان و ارمنیان به عنوان کارگر به رشت آمده و در آنجا مشغول به کار شدند. این کارگرها بعدها فوج مجاهدین فدایی ارمنی را شکل دادند که به سرکردگی یپرمخان در سال ۱۳۲۷ قمری؟ همراه با سپهدار تنکابنی از رشت راهی تهران شدند.
یپرم که همواره مراقب اوضاع بود، از طریق مارتینوف، معاون بانک روس، مطلع شد که اگزان بلانوف، رئیس بانک، قصد دارد به دستور مقامات مرکزی در گیلان جنگ و خون ریزی به راه اندازد. یپرم با گزارش ماجرا به کمیتهٔ گیلان بیوقفه در جهت مقابله با تحرکات بلانوف به پا خاست.
در همان اثنا در جنگهای کشتار ارمنی-تاتار ۱۹۰۵–۱۹۰۷، مادر یپرم کشتهشد. یپرم بلافاصله به گنجه و زادگاهش بارسوم رفت و پس از زیارت قبر مادرش در راه بازگشت مدتی در باکو توقف و در آنجا با تنی چند از مشروطه خواهان ایرانی ملاقاتهایی کرد و سپس به گیلان بازگشت.
یپرم در بازگشت چهار قبضه اسلحهٔ نیمه اتوماتیک ماوزر[۳] با خود به همراه آورد و در اختیار کمیتهٔ گیلان قرار داد. به درخواست کمیته یک روز پس از آن همسر یپرم، بانو آناهید، به باکو عزیمت کرد و شش قبضه تپانچهٔ ماوزر دیگر با خود به رشت آورد. به این ترتیب با کمک یپرم و همسرش انبار اسلحه و مهمات گیلان تشکیل شد و توسعه یافت.
در رویداد استبداد صغیر به تبریز آمد و دوشادوش مجاهدان با سپاه محمدعلی شاه به نبرد پرداخت در گشایش تهران همراه بود و پیروزی مشروطه خواهان را دید. سپس به ریاست نظمیه (شهربانی) گمارده شد. او کوششهای بسیاری در نبرد با مشروطه ستیزان انجام داد.

هیچکس در صدد نادیده گرفتن نقش یپرم در امور مهمی همچون تسخیر تهران، ایجاد امنیت در این شهر، سرکوب مخالفان مشروطه و سامان بخشی به نیروی انتظامی برنیامده است. با این حال وی متهم به امور زیر است[نیازمند منبع]:
- صدور حکم اعدام شیخ فضلالله نوری
- طراحی برنامه از بین بردن ضدانقلابها
- طراحی برنامه فرار حیدر عمو اوغلی
- دست داشتن در واقعه پارک اتابک و خلع سلاح نیروهای ستارخان


روی هم رفته مقام و منصبی که نصیب یپرم شده بود نه مطلوب حزب بود و نه ناظر بر منافع آن، ولی چنانکه روزنامهٔ آرشالوس[۴] در شماره اول ژوئن ۱۹۱۲ خود مینویسد یپرم مجبور بود با شرایط موجود سازگاری نشان دهد، زیرا مسئله بنیادین نجات ایران را پیش رو داشت.
نقش یپرم در حکم اعدام شیخ فضلالله نوری پررنگ بود. جلسهٔ دادگاه به عهده یک هیئت منصفه شش نفره به ریاست شیخ ابراهیم زنجانی بود و هیچیک از اعضای هیئت منصفه مسیحی نبودند. در جلسهٔ محاکمه، چنانکه مدیر نظام در خاطرات خود مینویسد، یپرم با تأخیر و بدون جلب توجه حاضران وارد دادگاه شده است.[۵] رفتار نیروهای انتظامی نسبت به شیخ دستگیرشده کاملاً محترمانه بوده است.
در مراسم اعدام شیخ فضلالله نوری یپرم حضور داشت.
یپرم خودسرانه دست به اقدامات مختلفی زد از جمله فراری دادن حیدر خان عمو اوغلو حمله به مجاهدان مشروطه مانند ستارخان و باقرخان در حمله یپرم به باغ اتابک حدود ۳۰۰ نفر از مجاهدان توسط یپرم کشته شدن.[۶]
مورگان شوستر مینویسد:
«از طرف وزرا، حکمی به یپرمخان رسید که بیست تن از ارتجاعیون را دستگیر نماید ولی یک ساعت قبل از آنکه حکم مزبور به موقع اجرا گذاشته شود، سپهدار که رئیسالوزراء بود، تلفنی به یپرمخان دستور داد که حکم مزبور را موقوف بدارد. یپرم گفت سپهدار بی شبهه حکم به استخلاص اشخاص مزبور خواهد نمود، در صورتیکه امر او را مخالفت نموده و حکمش را امتثال نکنم چون سپهدار با بعضی از روحانیون روابط دوستانه دارد شاید مرا به این عنوان که کافر میباشم بدنام و لکه دار نموده و به این وسیله خود را از نظر صنفی قهرمان و شخص اول قلم دهد. عقیده یپرم این بود که باید خود سپهدار را دستگیر نمود ولی به ملاحظه اتهام در آن امر تردید داشت.»[۷]
برخی از نویسندگان نوشتهاند که یپرمخان شخصاً شیخ را دستگیر کرده است[نیازمند منبع]. مهدی انصاری در مورد جلسات دادگاه مینویسد:
«ضمن سئوالات یپرم از در پائین آهسته وارد شد و پنج شش قدم پشت سر آقا برای او صندلی گذاشتند، نشست، آقا ملتفت آمدن او نشد، یک مرتبه آقا از مستنطقین پرسید، یپرم کدامیک از شما هستید.»[۸]
(یپرمخان، شیخ را دستگیر کرده بود، ولی بعضی از بیگانگان از جمله ارمنیها درصدد تحریف این موضوع هستند. دوم آنکه یپرم عضو دادگاه نبود ولی بهصورت خودسرانه مستقل از دادگاه عمل میکرد)
نسبت دادن طراحی به اصطلاح فرار حیدرخان عمواوغلی به یپرمخان:

در خاطرات صادق مستشارالدوله ذکر شده که دولت بر آن بود که سه انقلابی - از جمله حیدرخان عمواوغلی، از ایران اخراج شوند.[۹][۱۰]
دولت، با مشاهده چنین وضعیتی، سعی کرد تا با کمک علمای نجف ستارخان و باقرخان را از صحنه دور کند ولی موفق نشد، گرچه علمای مذکور، طی تلگرافی که از نجف مخابره کردند، از این دو مجاهد دعوت به عمل آوردند که به جای ورود به تهران از راه قزوین رهسپار نجف شوند.[۱۱] ولی ستارخان این دعوت را نپذیرفت. اوضاع همچنان متشنج بود و روز به روز بر دامنهٔ تشنج افزوده میشد. در این شرایط، دولت با موافقت شخص ستارخان تصمیم گرفت در طول سه روز خلع سلاح عمومی را به مرحلهٔ اجرا درآورد ۲۶ ژوئن ۱۹۱۰. طبیعی است که انجام این کار به یپرم، رئیس شهربانی تهران و مسئول حفظ امنیت پایتخت، سپرده شود:
گرچه با این عمل، آنها (یعنی دولت) مشارکت خود را با واپس گرایان توطئهگر برملا میساختند ولی به هر حال یپرم در کار جلوگیری از آنها با پارهای معذورات اخلاقی روبه رو بود. او از یک طرف به عنوان مسئول تأمین امنیت کشور مؤظف بود با تمهیداتی از بروز اغتشاشات جلوگیری کرده و نظم و امنیت شهر را برقرار سازد؛ و از طرف دیگر نیز به عنوان یک همرزم سابق مجاهدان، که دوش به دوش آنها علیه حکومت مطلقه مبارزه نموده و علیه شاه سابق جنگیده بود، برای وی بسیار مشکل بود اما برای حفظ و ارتقای موقعیت و جایگاه خود حاضر بود دست به هر کاری بزند. از این رو سعی داشت قضیه را هرچه سریعتر با کشتن مجاهدانی که مدتها با استبداد و استعمار جنگیده بودند فیصله بدهد. یپرم حتی وقتی که مجاهدان پرچمهای سفید به نشانه تسلیم را نشان دادن به آن اعتنایی نکرد و باغ اتابک که محل اقامت مجاهدان بود را به خاک و خون کشید. 《آنچه که مصلّم است، این است که یپرم نه ایرانی بوده و نه حتی مسلمان او یک بیگانه بوده که هیچ حسی نسبت به ایران نداشته》.[۱۲]

دربارهٔ واقعه پارک اتابک کسروی مینویسد:
روز پنجشنبه دوازدهم تیر ماه چون ستارخان از مجلس بازگشت چنانکه در آنجا زبان داده بود به کسان خود دستور داد که تفنگ و فشنگ خود را گردآورده برای سپردن به دولت آماده باشند و چنین گفت:(کاری نکنید که کاسه بر سر ما شکند) کسانی از پیرامون ناخرسندی نموده میگفتند:(با این دشمنی که میان شما با یفرم خان و دیگران است پس از گرفتن ابزار جنگ با شما و سالار رفتار دیگر پیش خواهند گرفت) ستارخان گفت:(این دولت را ما خودمان برانگیختهایم و شایسته نیست که با او نافرمانی کنیم)
داشناکسوتیون این نهضت در وفاداری به مرامنامه حزب خود که: «هر جا که قوی تری است باید طرف ضعیف تر را گرفت.» در جنبش مشروطه ایران شرکت جست و بهترین یاران خود را در این راه از دست داد. بیش از سیصد سرباز ارمنی، از ارمنیهای ایران و ارمنستان، در انقلاب مشروطیت ایران شرکت داشتهاند. یکی از یاران یپرم خان، (پطروس ملیک آندریاسیان)معروف به پطروس خان بود که توسط روسیه تزاری اعدام شد. «پطروس خان یکی از مأموریتهای او حفظ اموال و جواهرات سلطنتی بود و امروز موزه جواهرات ایران بقای بخش عمدهای از اشیاء موجود خود را مرهون کوشش و تلاش او میباشد. او در سال ۱۹۱۲ به دار آویخته شد.»[۱۳]اسماعیل رائین در کتاب خود اسامی ۵۲ نفر از سربازهای ارمنی را که در این راه کشته شدهاند ارائه میدهد.[۱۴][۱۵]
مهدی ملکزاده یپرم را چنین توصیف میکند:
مردی که بزرگترین چهرهٔ جنگهای قزوین، کرج، بادامک (شهریار)، تصرف تهران، جنگ علیه شاهسونهای آذربایجان و جنگ علیه ارشدالدوله و سالارالدوله بود و در جنگی که برای مبارزه با سالارالدوله رفته بود وقتی دید آنجا کسی از شورشیان نیست و فقط مردم در آنجا پناه گرفتن دستور تیراندازی و شلیک توپها را داد و ساکنان آنجا نیز تیراندازی متقابل انجام دادن که یکی از تیرها به یپرم ارمنی خورد مقایسه و با یک گلوله جانش را از دست داد.[۱۶]
رزمندگانی که از سر عشق و سرگشتگی از این همه تهور و شهامت او را پدر مینامیدند. حتی مسلمانان نیز او را به لفظ ارمنی هایریک (پدر) میخواندند.[۱۷]
سرداری بزرگ که ستارخان ضمن تمجید از دلاوریهای او دربارهٔ مجاهدتهای او و رزمندگانش که آنان را (دغا) مینامیدند، گفته است:
اگر من ۲۰۰ نفر از این دغاهای داشناکسوتیون میداشتم توپها را برداشته تا «پطر» (سنپترزبورگ) یکسره میرفتم[۱۷]
یپرمخان در یکی از نبردها در ۱۹ مه ۱۹۱۲ (۲۹ اردیبهشت ۱۲۹۱) برابر با در نزدیکی قلعه شورجه در همدان توسط عبدالباقی خان چهاردولی (اسدآباد) و محمود خان پسر عباس خان چناری[۱۸] کشته شد. آثار باقیمانده از وی هماکنون در موزه کلیسای وانک در اصفهان قابل بازدید برای عموم است.
جستارهای وابسته
[ویرایش]پیوند به بیرون
[ویرایش]- تاریخ ایرانی:یپرمخان کشته شد[پیوند مرده]
- سرداری در طلب پری خویش (یپرم خان)
- ارمنیان و انقلاب مشروطه ایران (بخش اول) نویسنده: حسینآبادیان[پیوند مرده]
- ارمنیان و انقلاب مشروطه ایران (بخش دوم) نویسنده: حسینآبادیان
پانویس
[ویرایش]- ↑ «مرگ یپرم در جنگ شورجه». مؤسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی. دریافتشده در ۳۱ مه ۲۰۱۹.
- ↑ رائین، اسماعیل. یپرم خان سردار.
- ↑ یکی از مشهورترین سلاحهای به کار رفته در نیمه اول قرن بیستم سلاح ساخت شرکت ماوزر و تا پایان جنگ جهانی دوم به عنوان سلاح اصلی ارتش آلمان مورد استفاده قرار گرفت.
- ↑ متعلق به حزب داشناکسوتیون در تبریز منتشر میشد
- ↑ محمد ترکمان، شیخ فضلالله نوری (تهران: بی نا،1363)، ج2، ص292 و293
- ↑ مستشارالدوله صادق، یادداشتهای تاریخی و اسناد سیاسی، به کوشش ایرج افشار (تهران: بی نا، ۱۳۶۱) صفحه:۷۷–۷۸ و ۱۸۹–۱۹۰
- ↑ مورگان شوستر، اختناق ایران، صفحه: ۱۵۲
- ↑ مهدی انصاری، رویارویی دو اندیشه،انتشارات امیرکبیر، تهران، ۱۳۶۹، چاپ اول، صفحه: ۲۳۹
- ↑ در این مورد نیز یپرم صرفاً حکم دولت را اجرا کرده و گزارش عملیات را به مافوق خود یعنی مستشارالدوله تسلیم کرده بود.
- ↑ نسبت دادن طراحی به اصطلاح فرار حیدرخان عمواوغلی به یپرم را نیز میتوان به همین ترتیب مردود دانست.
- ↑ احمد کسروی، تاریخ ۱۸ سالهٔ آذربایجان (تهران: بی نا، ۱۳۷۱)، صفحه: ۱۲۹ و ۱۳۰.
- ↑ المار، ه. یپرم. تهران:[بی نا]، ۱۹۶۴ صفحه: ۳۷۱
- ↑ لازاریان، ژانت د (۱۳۸۲). دانشنامه ایرانیان ارمنی. تهران: انتشارات هیرمند. شابک ۹۶۴-۶۹۷۴-۵۰-۳.
- ↑ اختناق ایران (کتاب)، نام کتابی است از مورگان شوستر
- ↑ اسماعیل رائین، یپرم خان سردار. صفحه: ۵۱۵ و ۵۱۷
- ↑ ملکزاده، همان، جلد: ۷، صفحه: ۱۵۲۱
- ↑ ۱۷٫۰ ۱۷٫۱ هوسپ مووسیسیان، آندره آموریان، و هرایر خالاتیان، حماسهٔ یپرم، (بی جا: جاویدان، بی تا)
- ↑ «عباس خان سرتیپ چناری». گنجینه اسناد.
منابع
[ویرایش]- هویان، آندرانیک (۱۳۸۰). ارمنیان ایران. مرکز بینالمللی گفتگوی تمدنها با همکاری انتشارات هرمس. شابک ۲–۰۰۷–۳۶۳–۹۶۴ مقدار
|شابک=را بررسی کنید: invalid character (کمک). - مانوکیان، آرپی (۱۳۸۳). حزب داشناک و جریان نهضت مشروطه. تهران: رامرنگ. ص. ۲۶۲ صفحه. شابک ۹۶۴-۷۴۳۳-۰۵-۰.
- در گریگوریان، خاژاک (تابستان ۱۳۸۵). «یپرم، انقلابی صادق». فصلنامه فرهنگی پیمان. سال نهم (۳۶).
- آذری شهرضایی، رضا (تابستان ۱۳۸۵). «اسنادی دربارهٔ یپرم خان». فصلنامه فرهنگی پیمان. سال نهم (۳۶).
- داودیان، وارطان (تابستان ۱۳۸۵). «یپرم خان ارمنی، مبارزی در راه استقرار مشروطیت ایران». فصلنامه فرهنگی پیمان. سال نهم (۳۶).
- بهنود، مسعود. کتاب کشته شدگان بر سر قدرت. ص. ۱۷۹–۲۰۷.
- نامور، رحیم (۱۳۵۲). تاریخ انقلاب مشروطیت. تهران: انتشارات چاپار.
- رائین، اسماعیل. یپرم خان سردار. انتشارات زرین.
- حقشناس، سید علی. جنبش جنگل، برآیند مشروطه ناکام.
- آموریان، آندره (۱۳۵۵). حماسه یپرم. تهران: انتشارات جاویدان.
- المار، ه. (۱۹۶۴). یپرم. تهران: بی نا.
- ترکمان، محمد (۱۳۶۳). شیخ فضلالله نوری. ج. ۲. تهران: بی نا.
- سپهسالار ر تنکابنی. تهران: بی نا. ۱۳۶۲.
- کسروی، احمد (۱۳۷۱). تاریخ ۱۸ سالهٔ آذربایجان. تهران: بی نا.
- یادداشتهای تاریخی و اسناد سیاسی (مجموع او) ل. به کوشش ایرج افشار. تهران: بی نا. ۱۳۶۱.
- ملکزاده، مهدی (۱۳۶۳). تاریخ مشروطیت ایران. ج. ۶ و ۷. تهران: بی نا.
- Եփրեմ Խան at Avproduction.am بایگانیشده در ۶ مارس ۲۰۱۶ توسط Wayback Machine
- Այվազյան, Հ. Մ. (2005). Ով ով է. հայեր (կենսագրական հանրագիտարան: Երկու հատորով). Vol. առաջին. Երևան: Հայկական հանրագիտարան հրատ. p. 382.
- https://hy.wikisource.org/wiki/Էջ:Հայկական_Սովետական_Հանրագիտարան_(Soviet_Armenian_Encyclopedia)_3.djvu/646
- «EPREM (Yeprem, Efrem) KHAN – Encyclopaedia Iranica».
- Walker, Christopher J. (1990). The Survival of a Nation. p. 455. ISBN 978-0-312-04944-7. Archived from the original on 13 July 2012.
- Հայրենասիրական երգ-Եփրեմ խան
- [۱] at Am.hayazg.info
پیوند به بیرون
[ویرایش]- ارمنیهای فارسیزبان
- افراد امپراتوری روسیهای ارمنیتبار
- افراد انقلاب مشروطه
- افراد ایرانی ارمنیتبار
- انقلابیون ارمنیتبار
- انقلابیون اهل ایران
- اهالی امپراتوری روسیه مهاجرتکرده به ایران
- اهالی گنجه
- درگذشتگان ۱۲۹۱
- درگذشتگان ۱۹۱۲ (میلادی)
- دور از وطنهای ارمنیتبار ساکن ایران
- رئیسان شهربانی اهل ایران
- رهبران انقلاب مشروطیت
- زادگان ۱۲۴۷
- زادگان ۱۸۶۸ (میلادی)
- سیاستمداران اهل گنجه
- سیاستمداران فدراسیون انقلابی ارمنی
- فدایی ارمنی
- ملیگرایان اهل ارمنستان
- ملیگرایان اهل ایران
- نظامیان ارمنیتبار