حاج باباخان اردبیلی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
حاج باباخان اردبیلی
زادروز ۱۲۹۴ / ۱۸۷۶
اردبیل، ایران Flag of Iran
درگذشت ۱۳۰۱ / ۱۳۴۰ / ۱۹۲۲
اردبیل، ایران Flag of Iran
آرامگاه اردبیل - قطعه مفاخر اردبیل
محل زندگی آذربایجان - اردبیل
ملیت Flag of Iran ایران
دوره قاجار
مذهب شیعه اثنی عشری
همسر زهرا مجتهدزاده
والدین مشهدی حبیب اردبیلی

حاج بابا خان اردبیلی سیاست‌مدار ایرانی در دورهٔ جنبش مشروطه بود.

دوره اول زندگی[ویرایش]

در سال ۱۲۵۵ شمسی مصادف با ۱۲۹۴ قمری در اردبیل متولد گردید. پدرش مشهدی حبیب و مادرش از خانواده بازرگانی در اردبیل بود که اکنون به خانواده محمدی معروفند و حاج نجف قلی و حاج مهدی قلی محمدی دایی‌های او بودند. در دوران جوانی، مغازه‌ای در راسته بازار اردبیل باز کرد و با شغل توتون فروشی شروع به کسب و کار نمود. جوان سر به زیر و مهربانی بود و با خلق و خوی جوانمردی که داشت با مردم گذشت و مهربانی می‌نمود. روزی دونفر از فراشان حکومت، به درمغازه وی آمدند و از او مالیات خواستند. حاج بابا استمهال کرد ولی آنها درشتی نمودند و با او با کلمات رکیک سخن گفتند. سخت‌ترین لحظه زندگی او آن بود که کسی به او ناسزا بگوید و به خصوص از ناموس. وی به شدت برآشفت و از مغازه پایین آمد و در یک چشم به هم زدن، قمه یکی از آنها را از کمر او درآورده و بر وی نواخت. دستگاه حکومتی به جنب و جوش افتاد تا او را دستگیر کند ولی او از شهر خارج شده بود و به جای دیگر رفته بود.

شروع فعالیت در نهضت مشروطه[ویرایش]

چون نهضت مشروطیت آغاز گشت در صف مجاهدان درآمد. قدبلند، هوش و تشخیص به موقع، شجاعت و بی باکی و بویژه چابکی وی را از دیگران متمایز ساخته بود. هم در زمان حیات و هم امروز که سالها از قتل او می‌گذرد حاج بابا خان از احترام قلبی هم شهریان اردبیلی و بیش تر آزادی خواهان ایران برخوردار بود و همواره نامش به نیکی یاد شده و می‌شود. او دوشادوش ستارخان باسپاه رحیم خان و قشون روسها جنگیده بود. پس از جنگ جهانی اول او جزو پیشگامان کمیته دفاع ملی بود. همچنین پس از سالها با عضویت در کمیته مجازات به زندگی ننگین رشید المک حاکم اردبیل پایان داد. میرزا کوچک خان از مبارزان معروف گیلان، تصمیم گرفته بود که جهت حفظ موقعیت خود در گیلان به نیروهای ستارخان و حاج باباخان اردبیلی بپیوندد که به علت بیماری این تصمیم میسر نگردید.[۱]]

کسروی درکتاب تاریخ ۱۸ ساله آذربایجان متأسف است که او را «دیرتر» شناخته‌است. کسروی هم چنین در واقعه جنگ تبریزیان و روس‌ها درسال ۱۳۳۰ قمری می‌نویسد: هرکس می‌خواست غیرت و مردانگی آن اردبیلی را تماشا کند می‌بایست این روز به تبریز آید. دیگر در پیرامن ارگ که روس‌ها کوچه‌ها را گرفته بودند و مجاهدان گام به گام جنگ کنان آنان را پس می‌راندند و پیاپی از دوسو کشته می‌شدند. در این میان حاج باباخان اردبیلی با دسته دلیر خود رسیده و جنگ با آنان را برگردن گرفت و کسان او پا به جلو گذارده دراندک زمانی شکست تبریزیان را جبران نموده و روس‌ها را از پا انداختند. حاج بابا خان اردبیلی با وجود رشادت‌های فراوان طبق دستور، مأموریت مبارزه با مزدوران انگلیسی در گیلان را بر عهده گرفت. حاج باباخان که در وقایع تبریز و گیلان دلاوری‌ها کرده بود در شعبان ۱۳۳۹ از طرف دولت وقت به حکومت ابهر، زنجان منصوب شد و دفع فتنه امیرافشار به او واگذارشد. حاج باباخان با ذکاوت فراوان امیرافشار را دستگیر ساخت. حاج بابا خان گزارش این مأموریت بزرگ را به مرکز داد و سیدضیاءالدین طباطبایی رئیس‌الوزرای وقت طی نامه شماره۲۱۵۳ مورخ ۱۱ اردیبهشت ۱۳۰۰ شمسی کتباً از او قدردانی کرد.

آرامگاه حاج بابا خان اردبیلی-قطعه مفاخر اردبیل

دستگیری و مرگ[ویرایش]

حاج باباخان پس از رشادتهای فراوان و تأثیرگذاری بی چون و چرا در پیروزی نهضت مشروطه بعدازظهر روز هفتم شعبان ۱۳۴۰ قمری با نیرنگ و دسیسه امیرالسلطنه و امیر فیروز فولادلو در نارین قلعه اردبیل دستگیر و زندانی گردید. خبر دستگیری او در اردبیل می‌پیچد و طرفداران او سلاح برداشته و به سمت نارین قلعه پیش می‌روند تا سردار رشید مشروطیت را رها سازند. امیرالسلطنه چون توان نگهداشتن حاج بابا خان را درقلعه نداشت او را تحویل امیر فیروز فولادلو داد و او حاج بابا خان را به پیره سحران برد و در راه، به حالتی که طناب پیچ زین اسب بود یکی به او می‌گوید التماس کن تا مگر رهایت کنند و جواب می‌شنود که ای کاش دستم باز بود و آن گاه به من می‌گفتی که التماس کن. نهایتاً در تاریخ ۸ شعبان سال ۱۳۴۰ مصادف با ۱۶ فروردین ماه سال ۱۳۰۱ شمسی، او را در آن جا به قتل رساندند. ابتدا او را از پشت هدف تیر قرار داده و دیوار خرابه‌ای را بر روی جسد خون آلود آن قهرمان ملی انداختند. جسد آن قهرمان بزرگ نهضت مشروطیت در قطعه مفاخر اردبیل به خاک سپرده شد.

اسناد تاریخی در خصوص حاج باباخان اردبیلی[ویرایش]

منابع[ویرایش]