فروغالدوله
| تومان آغا | |||||
|---|---|---|---|---|---|
| فروغالدوله | |||||
| سلطنت | قاجار | ||||
| همسر | |||||
| فرزند(ان) | سه پسر و چهار دختر از جمله ولیه صفا (فروغالملک) و محمدناصر صفا | ||||
| |||||
| پدر | ناصرالدینشاه قاجار | ||||
| مادر | خازنالدوله | ||||
تومان آغا، ملقب به فروغالدوله، دختر ناصرالدینشاه قاجار و خازنالدوله از زنان آزادیخواه دوره قاجار و زمان جنبش مشروطه بود. او و همسرش ظهیرالدوله عضو انجمن اخوت بودند. فروغالدوله که طرفدار مشروطیت بود مخالفتش را با برادرش مظفرالدین شاه و برادرزادهاش محمدعلی شاه علنی کرده بود. در جریان به توپ بسته شدن مجلس، محمدعلی شاه دستور تخریب و غارت خانه او را نیز صادر کرد.[۱]ظهیرالدوله همسر فروغالدوله رئیس انجمن اخوت بود و فروغالدوله در آن انجمن بدون حجاب حاضر میشد و سخنرانی میکرد.[۲]
فروغالدوله در سال 1297 ق در سن 18 سالگی با علی خان ظهیرالدوله7 ازدواج کرد. همسر او ظهیرالدوله در دربار ناصرالدین شاه مقام ایشیک آقاسی باشیگری و وزارت تشریفات را برعهده داشت.[۳]تومان آغا خواهر تنی فخرالدوله بود. او در جوانی به خواست پدرش با علی خان قاجار ظهیرالدوله که وزیر تشریفات دربار بود ازدواج کرد. پس از ازدواج لقب «ملکه ایران» گرفت. آنها دارای سه پسر و چهار دختر از جمله ولیه صفا (فروغالملک) شدند.[۱]
| شاهان قاجار | |
|---|---|
نام | دورهٔ پادشاهی (هجری خورشیدی) |
۱۱۷۶–۱۱۶۱ | |
زندگی
[ویرایش]توران آغا که یک سال از خواهرش فخرالدوله کوچکتر بود (متولد ۱۲۷۹) قبل از خواهر بزرگتر و در سال ۱۲۹۷ ه . ق به عقد ازدواج میرزا علی خان ظهیر الدوله در آمد. مسلک ظهیرالدوله از سلسله دراویش نعمت الهی بود و اگر چه فروغ الدوله در آغاز زندگی، طریقه شوهرش را که تصوّف بود نمی پسندید، ولی چنانچه نقل نموده اند.بعدها به همان طریقه پیوستگی و دلبستگی یافت.[۴]فروغ الدوله نیز مانند فخرالدوله بعد از مرگ مادرش تحت سرپرستی تاج الدوله یکی از زنان عقدی ناصرالدین شاه قرار گرفت و به همان نحو به دانش و هنر و ادبیات و غیره آراسته گردید. چنانچه از وی اشعار و دستخط های بسیاری برجای مانده است.
وضع زندگانی ملکه ایران با اینکه دختر ناصر الدین شاه بود در مقایسه با سایر وابستگان دربار رضایت بخش نبود و شاید از این که ظهیر الدوله به قبول حکومت های ولایات تن میداد ازین بابت بوده است که درآمد بهتری داشته باشد.در این رابطه مظفرالدین شاه شعبان (۱۳۱۸ یادداشتی خطاب به صدراعظم درباره اظهار پریشانی ملکه ایران نوشته و دستور آسودگی و التفات نسبت به او راه داده است.[۵]شاید همین وعده بوده است که منجر به حکومت مازندران ظهیرالدوله شد. دلیل دیگر وضعیت نابسامان ظهير الدوله این بود که خانه ظهیر الدوله مدتی در گرو حاجی حسین آقا امین الضرب بوده است. نکته شایان ذکر دیگر تملیک باغ ارباب جمشید از طرف احمد شاه به اوست. علت آن بود که قبلا باغ عشرت آباد محل سکونت ملکه ایران معین شده بود.ولی چون احمد شاه آنجا را بعدا به محل قامت خود اختصاص داد نامه ای از طرف رئيس الوزراء وقت (محمد ولی خان سپهسالار) به تاریخ نهم برج حوت ۱۳۳۴ به ملکه ایران نوشته شده بود که چون موکب مبارک اعلی دام سلطانه از قصر فرح آباد به باغ عشرت آباد تشریف فرما میشوند رأی همایونی این طور قرار گرفت باغ ارباب جمشید که از هر حیث برای حضرت علیه و آن خانواده جلیله بهتر از عشرت آباد است به ملکیت وی صادر شود و نیز مبلغ پنج هزار تومان به طور انعام مرحمت میشود که هر چه زودتر تدارک اثاثیه نموده به آنجا نقل و انتقال فرمایند.[۶]
مشروطه
[ویرایش]در دوران مشروطیت که هر کس از درباریان به جائی امن فرار می کرد و یا به جهت برقراری امنیت، پرچم کشورهای عثمانی و روس و ... را در سر در خانه خود نصب می کرد فروغ الدوله، محکم و استوار در خانه خود نشست و پرچم شیر و خورشید را در سر در خانه خود نصب کرد. ملکه ایران در زمان انقلاب مشروطیت) شخصاً وقایعی را که در تهران روی می داد به نگارش در آورده و برای همسرش ظهیرالدوله که در رشت بود ارسال می نمود. از جمله وقایعی که در یکی از نامه های خود شرح داده است. به توپ بستن مجلس توسط محمد علی شاه و دستگیری آقا سید عبدالله بهبهانی و آقا سید محمد طباطبایی با سر برهنه و بردن آنها با درشکه به باغ شاه است. همچنین در این نامه از یورش قزاق ها به خانه خودش خبر میدهد و این مطلب که بیش از هزار قزاق به خانه آنها ریخته اند و پس از این که کتابخانه و عمارت بیرونی را غارت کردند چادر از سر ملکه ایران برکشیدند و بالاخره خانه ظهیر الدوله را به توپ ،بسته زن های خانه و خدمه را بدون چادر و دختران ظهیر الدوله را که در حمام بودند نیمه عریان از آنجا بیرون کشیدند و اثاثیه گرانب های شاهزاده خانم را غارت نمودند زن ها که به پشت بام فرار کرده بودند از آنجا غارت اموالشان را مشاهده میکردند بعد از کشمکش های بسیار زنان از در دیگری به کوچه گریختند ولی در هر خانه ای را که میزدند کسی آنها را راه نمی داد عاقبت به آنها اجازه دخول به خانه اتابک داده شد و پس از اینکه مورد بازرسی قرار گرفتند هر یک به مامنی پناه بردند. لذا ملکه ایران و دخترش فروغ الملوک به خانه دختر دیگرش که عروس عميد الدوله بود رفتند. در این اوضاع محمد علی شاه ملکه ایران را نزد خود فراخواند و ضمن عذرخواهی حاضر شد که غرامت این غارت ها را بپردازد و نیز التفات خود را به ظهیر الدوله خاطر نشان ساخت. بالاخره ملکه ایران و همراهانش را به خانه برادرش کامران میرزا نایب السلطنه ناصر الدین شاه برده و مورد پذیرایی و دلجویی قرار دادند.با این همه از لابلای سطور کتب، چنین به نظر می رسد که فروغ الدوله بر خلاف خواهرش فخرالدوله پای بند به اصول اخلاقی نبوده است.[۷]وی در ماجرای دستگیری شوهرش به دست کارگزاران محمدعلی شاه نیز نقش چشمگیری را در آزادی او و دیگر مشروطهخواهان بازی کرد.[۸]
در لابه لای مجموعه نامههايي که درکتب مختلف در رابطه با اسناد ظهیرالدوله چاپ شده است نوشته های ملکه ایران بسیار به چشم می خورد که همگی آنها بیانگر تسلط این زن بر مسائل خانوادگی، اجتماعی و سیاسی اش می باشد . یکی از نامههاي خواندنی او به ظهیرالدوله زمانی است که پسرش ظهیرالاسلطان را به جرم مشروطه خواهی در کنار سید عبدالله بهبهانی و تقی زاده و... دستگیرو به باغ شاه بردند. این تلگراف به تاریخ 24 جمادی الثانی 1326 از تهران به رشت می باشد "... می گفتند یک کاغذ بشاه بنویس توسط ظهیرالسلطان را بکن نکشندش ببینید من حالا چه حالی باید داشته باشم گفتم کاغذ به شاه که ابدا دراین موقع فایده ندارد بامیربهادر یک کاغذ نوشتم که نمیگویم ظهیرالسلطان تقصیر ندارد اما جوان است رحم بجوانیش کنید بفرستیدش یک جایی یا حبسش کنید نگذارید بکشندش کاغذ را مهرکردم دادم به غلام رضا خان که ببرد ... برای آنکه آدمهای ما را نمی گذارند اردو بروند... ابدا هم نمی دانم چه برسر ظهیرالسلطان آورده اند ... البته نمی توانید تصور حال یک مادری را در این موقع بفرمائید[۹]
سیاست
[ویرایش]فروغالدوله پس از ازدواج با ظهیرالدوله که آزادیخوا ه و شاعر ب مانند آتشی که در دیگ ها در جوش و خروش بود در کناری اعتراضات خود را به سمع شاه می رسانید تا موقعی رسید که از شدت عصبانیت صدای خود را بلند کرده گفت به جقه ات اگر او را نکشی به دست خودم او را خواهم کشت کاغذی هم در آورده به شاه ارائه داد. شاه، ابروها را در هم کشیده چند ثانیه تأمل کرد؛ سپس خواجه را طلبیده، امری به او داد و خواجه روان شد. روز دیگر انتشار یافت که اقبال السلطنه در آجودانیه در خزانه آب سکته کرده است[۱۰]مانند آتشی که در دیگها در جوش و خروش بود در کناری اعتراضات خود را به سمع شاه می رسانید تا موقعی رسید که از شدت عصبانیت صدای خود را بلند کرده گفت به جقه ات اگر او را نکشی به دست خودم او را خواهم کشت کاغذی هم در آورده به شاه ارائه داد. شاه، ابروها را در هم کشیده چند ثانیه تأمل کرد؛ سپس خواجه را طلبیده، امری به او داد و خواجه روان شد. روز دیگر انتشار یافت که اقبال السلطنه در آجوداود، فعالیتهایش را در انجمن اخوت و دراویش صفی علیشاهی آغاز کر دمانند آتشی که در دیگ ها در جوش و خروش بود در کناری اعتراضات خود را به سمع شاه می رسانید تا موقعی رسید که از شدت عصبانیت صدای خود را بلند کرده گفت به جقه ات اگر او را نکشی به دست خودم او را خواهم کشت کاغذی هم در آورده به شاه ارائه داد. شاه، ابروها را در هم کشیده چند ثانیه تأمل کرد؛ سپس خواجه را طلبیده، امری به او داد و خواجه روان شد. روز دیگر انتشار یافت که اقبال السلطنه در آجودانیهدر خزانه آب سکته کرده است . و آشکارا با برادرش مظفرالدین شاه و برادرزادهاش محمدعلی شاه مخالفت کرده و همراه همسرش در این راه مبارزه میکرد.[۱]
نامههایی از او باقی ماندهاست که خطاب به ظهیرالدوله، مظفرالدین شاه، محمدعلی شاه، و سیاستمداران دیگر وقت نوشتهاست. در این نامهها قدرت اندیشه و دیدگاههای آزادیخواهانه و انتقادآمیز او مشخص است.[۱]
فروغالدوله در ماجرای دستگیر شدن شوهرش و دیگر مشروطه خواهان به دست نیروهای محمدعلی شاه، نقش مهمی در آزادی آنان داشت.[۱] اما هنگامی که مجلس به توپ بسته شد، محمدعلی شاه دستور تخریب و غارت خانه او را نیز صادر کرد.[۱۱]
انجمن اخوت
[ویرایش]فروغالدوله عضو انجمن اخوت بود (دراویش صفی علیشاهی) و بدون حجاب به جلسههای انجمن میرفت و سخنرانی میکرد. از فروغالدوله و دو دخترش، فروغالملوک و ملکالملوک عکسهایی در لباس درویشی با کشکول و منتشا باقی ماندهاست. فروغالدوله شعرهای مدحآمیزی نیز میگفت.[۱۱]
شعر
[ویرایش]درباره شخصیت او دوستعلی خان معیرالممالک نقل می کند که ملکه ایران زنی فخر الدوله است. فروغ الدوله به اعتبار شوهرش به «صفا» تخلّص میکرد و روحبا ذوق شاعر خوش صحبت و بذله گو بوده که اشعارش چند برابر اشعار خواهرش فقر و پاکبازی در گفته هایش تجلی دارد.[۱۲]
فروغالدوله با تخلص «صفا» شعر میگفت که تخلص شوهرش نیز بود. ابیات زیر نمونهای از اشعار اوست:[۱]
دربارهٔ وضعیت اجتماعی ایران:
| میشه ما خفتگان بیدار گردیم | بگو هرگز نمیشه یار یار |
دربارهٔ جشنی به مناسبت سالروز تولد صفا علیشاه (ظهیرالدوله) که مصادف با سالروز تولد صفی علیشاه هم بود:
| مولود صفی میلاد صفا | زین هر دو ظهور عیش فقرا | |
| نازم به چنین جشنی که صفا | بنموده به پا |
پانویس
[ویرایش]- 1 2 3 4 5 6 حجازی، بنفشه
- ↑ بامداد، بدرالملوک (1348). زن ایرانی از انقلاب مشروطیت تا انقلاب سفید. ج2. تهران: ابن سینا. صص9-10.
- ↑ محمدحسن خان اعتمادالسلطنه، ج2 ، ص 519.
- ↑ ر.ک: خاطرات و اسناد ظهیر الدوله به کوشش ایرج افشار تهران: انتشارات زرین یادداشت ها ۱۳۶۷) ص سی و شش.
- ↑ . ر.ک: خاطرات و اسناد ظهیر الدوله به کوشش ایرج افشار تهران: انتشارات زرین ۱۳۶۷) ص سی و شش.
- ↑ ابوالحسن بزرگ امید از ماست که بر ماست (تهران: دنیای کتاب، ۱۳۶۳)، چاپ دوم، صص ۵۱-۵۲.
- ↑ ر. ک: محمد حسن خان اعتماد السلطنه روزنامه خاطرات اعتماد السلطنه، به کوشش ایرج افشار (تهران: امیر کبیر، (۱۳۵۶) ص ۶۸۱.
- ↑ حجازی، بنفشه (۱۳۸۲)، تذکره اندرونی: شرح احوال و شعر شاعران زن در عصر قاجار تا پهلوی اول. تهران: نشر قصیدهسرا. صص165-166.
- ↑ جهانگیر قائم مقامی، اسناد تاریخی وقایع مشروطه ایران نامههاي ظهیرالدوله، تهران، طهوری، 1348، ص 47.
- ↑ ابوالحسن بزرگ امید از ماست که بر ماست (تهران: دنیای کتاب، ۱۳۶۳)، چاپ دوم، صص ۵۱-۵۲.
- 1 2 بامداد، بدرالملوک
- ↑ برگرفته از دوستعلی خان معیر الممالک، رجال عصر ناصری مجله یغما سال نهم ص ۳۲۷ و ۳۲۸.
منابع
[ویرایش]- بامداد، بدرالملوک (۱۳۴۸)، زن ایرانی از انقلاب مشروطیت تا انقلاب سفید، ج. جلد دوم، تهران: انتشارات ابن سینا، ص. ۱۰
- حجازی، بنفشه (۱۳۸۲)، تذکره اندرونی: شرح احوال و شعر شاعران زن در عصر قاجار تا پهلوی اول، تهران: نشر قصیده سرا، ص. ص ۱۵۱ تا ۱۵۶، شابک ۹۶۴-۷۶۷۵-۷۶-۳