شیخ محمد خیابانی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
(تغییرمسیر از محمد خیابانی)
پرش به: ناوبری، جستجو
محمد خیابانی
M-Khiabani-3.jpg
کارت پستال شیخ محمد خیابانی در سال آخر عمر
زادروز ۱۲۵۹ خورشیدی
۱۲۹۷ (قمری)

خامنه نزدیکی شبستر، آذربایجان، ایران
درگذشت ۲۲ شهریور ۱۲۹۹
۲۹ ذیحجه ۱۳۳۸ (قمری) تبریز
علت مرگ تیراندازی سربازان فوج قزاق
آرامگاه شهر ری - باغ طوطی جوار بقعه شاه‌عبدالعظیم، تهران
منصب روحانی آزادی‌خواه تبریز
رئیس مجاهدین آذربایجان، رهبر جناح تجدد حزب دموکرات و سردبیر روزنامه تجدد[۱]
همسر

همسر اول: دختر سیدحسین خامنه‌ای

همسر دوم: خیرالنساء نیک پندار (ملقب به خانم آغا)، دخترعموی خیابانی
فرزندان فاطمه، محمود، ربابه، حسن، هاشم، محمد
والدین حاج عبدالحمید، بانو رقیه سلطان

شیخ محمد خیابانی (۱۲۵۹ خامنه - ۱۲۹۹ تبریز)، از فعالان سیاسی در دوره انقلاب مشروطه ایران بود.
او در مجلس دوم به وکالت رسید و بعد از دورهٔ دوم و در حین جنگ جهانی اول به تبریز رفت و قیام کرد و اقدام به تشکیل دولت آزادیستان نمود. عاقبت با ورود والی جدید مخبرالسلطنه در تبریز کشته شد.[۲]

زندگی‌نامه[ویرایش]

شیخ محمد، فرزند حاجی عبدالحمید، بازرگانی اهل خامنه از توابع شبستر بود. او پس از تحصیل فقه و اصول تا نزدیک مرحله اجتهاد، هیئت و نجوم را آموخت. مدتی نیز حکمت و طبیعیات و تاریخ و ادبیات تحصیل کرد. عموی او توسط قزاقهای تزاری کشته شده بود و او خود، روحانی مسجد جامع تبریز بود.

نامواره روزنامه تجدد

زندگی شیخ محمد خیابانی پس از پیروزی مشروطه در سال ۱۲۸۵ ش، با تأسیس انجمن ایالتی در تبریز، وارد مرحله تازه‌ای گردید و در جریان محاصره تبریز، در دفاع از شهر نقش مهمی ایفا کرد. در زمان خیابانی اوضاع ایران، به خاطر دخالت‌های بیگانگان از جمله روسیه، انگلیس و آلمان، آشفته بود. پس از خلع محمدعلی شاه از سلطنت، خیابانی در سی سالگی به عنوان نماینده مردم تبریز راهی دوره دوم مجلس شورای ملی گردید. او به نمایندگی مجلس چهارم نیز انتخاب شد ولی هرگز نتوانست در آن مجلس شرکت کند.[۱] اولین حرکت سیاسی بزرگ خیابانی، مخالفت با اولتیماتوم روسیه در مجلس دوم طی یک نطق بلند یک ساعته بود. او پس از قبول اولتیماتوم توسط دولت و تعطیلی مجلس، در سبزه میدان تهران جلسه‌ای برگزار کرد و بلافاصله برای فرار از دستگیری توسط وثوق الدوله، به خراسان گریخت. در شش سال ایام فترت مجلس، مشغول تجارت شد و با تاجگذاری احمدشاه به تشکیل مجالس ادبی و مذاکرات فلسفی مشغول شد و طی این جلسات گروه‌هایی را به دور خود جمع کرد. در ماجرای اشغال تبریز توسط عثمانی از مخالفان اشغال ایران بدست قوای بیگانه بود و به همین مناسبت مدتی توسط قوای عثمانی در ارومیه زندانی گردید.[۳] شیخ محمد خیابانی، با قرارداد وثوق‌الدوله با دولت انگلستان (قرارداد ۱۹۱۹) نیز به مبارزه برخاست و از آنجا که حکومت مرکزی را ضعیف و وابسته می‌دید، ایجاد یک تحول اساسی در سیستم حکومت ایران و احیای آزادی را گام نخست برای خانه تکانی ایران و بیرون راندن اشغالگران خارجی می‌دانست؛ ولی برداشتن گام اول را از طریق مذاکره سیاسی امکانپذیر نمی‌شمرد و تنها راه را در قیام و مقاومت در برابر استبداد و دخالت خارجی می‌دانست. از این رو، بعد از قبول قرارداد ۱۹۱۹ م از سوی دولت ایران، در تبریز دست به قیام زد.

قیام خیابانی[ویرایش]

نوشتار اصلی: قیام خیابانی
مزار شیخ محمد خیابانی در صحن شاه عبدالعظیم / شهر ری
جنبش مشروطه
Constitutional forces in Tabriz.jpg
عده‌ای از اعضای گروه فوج نجات تبریز.
سال ۱۹۰۹ میلادی.
شاهان قاجار
نام

دورهٔ پادشاهی

آقامحمد خان

فتحعلی شاه
محمدشاه
ناصرالدین شاه
مظفرالدین شاه
محمدعلی شاه

احمدشاه

۱۱۷۵–۱۱۶۱
۱۲۱۳–۱۱۷۶
۱۲۲۶–۱۲۱۳
۱۲۷۵–۱۲۲۶
۱۲۸۵–۱۲۷۵
۱۲۸۸–۱۲۸۵

۱۳۰۴–۱۲۸۸

دلیل اصلی قیام آن بود که وثوق‌الدوله برای تصویب قرارداد نیاز به مجلسی یکدست داشت ولی خیابانی موفق شده بود علی‌رغم اعمال نفوذ وثوق، شش نفر از اعضای حزب دموکرات آذربایجان را به مجلس بفرستد. وثوق تصمیم گرفت ابتکار عمل را بدست بگیرد و حزب دموکرات را غیرقانونی اعلام نمود. همین امر موجب آغاز قیام گردید.[۴]

وی در دو روز این قیام که از ۱۷ فروردین ۱۲۹۹ شمسی، آغاز شد، نهادهای دولتی تبریز را به تصرف خود درآورد و شهر را از دست دولتیان خارج ساخت. قیام بیش از پنج ماه ادامه داشت. او دولت آزادیستان را تأسیس کرد. مخبرالسلطنه هدایت به ولایت آذربایجان منصوب گردید. به فرمان مخبرالسلطنه فرستاده ویژه مشیرالدوله، صدراعظم وقت، قزاق‌ها قیام‌گران را منکوب نمودند. خیابانی که انتظار درگیری با مخبرالسلطنه که از مخالفان قرارداد بود را نداشت، غافلگیر شد و حکومت وی بر آذربایجان تنها ظرف سه ساعت در دوشنبه ۲۲ شهریور ۱۲۹۹ برابر با ۲۹ ذیحجه ۱۳۳۸ق پس از درگیری و دخالت قزاق‌ها به شکست انجامید. شیخ محمد خیابانی نیز در خانه یکی از دوستانش کشته شد.[۴] (و یا خودکشی کرد)[۵]

در آخرین نطق خیابانی چنین آمده‌است:[۲]

«تبریز می‌خواهد حاکمیت بدست ملت باشد. تمام ایران. فعلاً با زبان حال خود این تقاضا را می‌نماید. هرگاه تهران از قبول این نظریه سرپیچی کند، ما با اصول رادیکالیسم ایران را تجدید بنا خواهیم نمود، ما می‌گوئیم حاکمیت دموکراسی باید در سراسر ایران جاری باشد. اهالی ایالات و ولایات باید رأی خود را آزادانه اظهار دارند برای مدافعه این حق، آخرین مرحله مردن است و مردن در این راه را ما بر زندگی بی‌شرمانه ترجیح می‌دهیم.»

ماهیت قیام[ویرایش]

دربارهٔ ماهیت قیام خیابانی نظرات مختلفی وجود دارد. گروهی او را وطن‌پرستی می‌دانند که برای جلوگیری از انعقاد قرارداد اقدام به قیام نمود و قصد گسترش قیام خود را به مرکز داشت و در آرزوی آزادی همه ایران بود. در مقابل گروهی انگشت شمار او را تجزیه طلبی می‌دانند که حتی نام آذربایجان را به «آزادی‌ستان» تغییر داد و قصد داشت رشتهٔ اطاعت از مرکز را بگسلد.[۴]

هماوایی قیامها[ویرایش]

قیام مردم آذربایجان به رهبری شیخ محمد خیابانی با انقلاب میرزا کوچک خان در گیلان و قیام کلنل محمد تقی خان پسیان در خراسان همگی در یک دوره تاریخی مشخص و در یک راستا و هدف واحد شکل گرفتند که همانا حفظ استقلال کشور از دست اندازیهای استعماری، برقراری حکومت جمهوری و رهایی از استبداد فاسد سلطنتی در ایران بود. بی جهت نبود که شاه، از قهرمان ملی خیابانی با عنوان «شیخ سرخ» نام می‌برد و میرزا کوچک خان را با پسوند «جنگلی» یاد می‌کرد.[۶][۷]

جملات قصار خیابانی[ویرایش]

نگاهی کوتاه به گزیده یی کوچک از جملات قصار شیخ محمد خیابانی، گویای روحیه مترقی، سازنده و دموکرات اوست.

«اولین وسیلهٔ ترقی، داشتن روح تجدد است.

آذربایجان جزو لاینفک خاک ایران است.

ای ایران لایموت سرت را بلند دار و زنده و پاینده باش.

ایران را ایرانی باید آزاد کند.

لازمه شرافت یک ملت استقلال است.

بدون حقیقت آزادی میسر نیست.

آزادی مستلزم مساوات است: در برابر قانون همه برابریم.

آزادی عقیده در بالای سر هر سیاست حاکم است.

روح ملت فدای هیچ‌کس نیست. ارواح خادمین ملت باید فدای ملت شود.

لقمه خارداری باشید تا دیگران نتوانند شما را ببلعند.

بر ضد زمانه، راه رفتن غلط و محال است.

هر ملتی که ترقی را با نظرهای لاقید و بی‌علاقه ملاحظه نماید دچار هلاکت خواهد شد.

جهال، مرگ را بر تغییر عادت ترجیح می‌دهند.

یک فرد بی‌علاقه به جامعهٔ خود، کمتر از حیوان است.

کسی که به تکالیف اجتماعی خود عمل نکند، حقوق خودش را فاقد می‌گردد.

بنام هر اکثریتی نمی‌توان حکم قطعی داد.

هر دوره تاریخی که در حیات یک هیئت اجتماعیه رخ می‌دهد با قلم یک نفر مورخ و یا بفرمان یک زمامدار تعیین و تحدید نمی‌شود.

نه ممکن است تاریخ را فریب داد و نه ممکن است زمان را از مسیر سریع خودش بازداشت.

بر روی خرابه‌های دیروز باید عمارت فردا را بلند کرد.

ملتی که از مرگ نترسد هرگز نمی‌میرد. ترس عامل عمدهٔ اسارت ملتهاست. یک ملت ترسو بزودی در چنگال مستبد ستمگر گرفتار می‌آید.

من کشته شدن را به تسلیم ترجیح می‌دهم. من پیش دشمن زانو برزمین نمی‌زنم. من فرزند انقلاب مشروطیت ایرانم. من از اعقاب بابک خرم دین هستم که در نزد خلیفهٔ عرب آنچنان رشادت و عظمت از خود بروز داده است.

ما مجلسی می‌خواهیم که نمایندگان دلخواهٔ مردم در آن نشسته و با آلام و احتیاجات دمکراسی آشنا باشد، نه یک دام خیانت و تزویر که در دارالخلافهٔ تهران گسترانید شده باشد.

تبریز قصد کعبه‌ای را نکرده است، بلکه خود کعبهٔ آزادیخواهان است.

آزادیخواهان برضد دولتی قیام کرده‌اند که به پشتیبانی بیگانگان می‌خواهد در سراسر ایران یک رژیم علنی استبداد و ارتجاع تأسیس کند و ما به هر قیمتی که تمام شود باید ایران را آزاد کنیم و این دوره مشئوم و این دوره ادبار و فلاکت را که اتابکها را قابل تمنا ساخته، خاتمه دهیم.

به بهای خون جوانان مشروطه گرفتیم، اشخاصی که می‌بایست در سنا بنشینند، در مجلس نمایندگان ملت جا دادیم، در نتیجه این اشتباه، جوانان مملکت که انقلابی برپا کرده بودند محکوم قوانین موضوعه کهنه‌پرستان شدند. امروز باید زحمت کشیده، این غفلت و جهالت را جبران نمائیم. ویکتور هوگو متجدد فرانسوی گفته است: «درهای پارلمان را به روی جوانان نبندید والا آنها میدانهای عمومی را بروی خود خواهند گشاد.»

با وجود این که چندین میلیون قشون بیگانه در چهار سمت کشور سوئیس مستقر بود کوچکترین تخطی به خاک این کشور به عمل نیامد ولی چرا هر دسته لجام گسیخته‌ای وارد ایران می‌شد؟ زیرا ملت ایران اظهار وجود نمی‌کرد. اراده نداشت. بیان رأی و عقیده نمی‌نمود. شما بیائید اراده کنید ایران مال ایرانیان است و آنگاه ببینید که هیچ قوه گستاخ و حدنشناسی پیدا نمی‌شود که به خاک ایران تجاوز نماید.

ترور، تولید آنارشی می‌کند. ناامنی می‌افزاید و وجدان دمکراسی را از راه حقیقی خود منحرف می‌سازد. ترور بعنوان یک وسیله مبارزه منفور و مردود تمام فرقه‌های جدید می‌باشد. فرقه ما هرگز نمی‌تواند طرفدار آن باشد.»

[۸]

منابع[ویرایش]

  1. ۱٫۰ ۱٫۱ قیام شیخ محمد خیابانی. تاریخ قیام و زندگی نامه خیابانی. نوشته سید علی آذری با مقدمه سعید نفیسی. انشارات صفی علیشاه، ۱۳۲۹، تهران
  2. ۲٫۰ ۲٫۱ قیام شیخ محمد خیابانی
  3. " تاریخ هیجده ساله اذربایجان "، نوشته کسروی تبریزی، صفحه ۷۴۹، چاپ هشتم، انتشارات امیرکبیر
  4. ۴٫۰ ۴٫۱ ۴٫۲ تاریخ بیست ساله ایران. حسین مکی. نشر ناشر. ۱۳۶۳ تهران
  5. صورت مذاکرات مجلس شورای ملی. ۱۴ سنبله ۱۳۰۰ خورشیدی. گزارش مشیرالدوله به مجلس
  6. «آن شیخ "سرخ" نبود آزادیخواه و طرفدار جمهوری بود». 
  7. «زندگی نامه شیخ محمد خیابانی». 
  8. http://news.gooya.com/politics/archives/051288.php

این مقاله شامل بخش‌هایی به قلم محمد معین (درگذشته در ۲۱ تیر ۱۳۵۰) است. حقوق معنوی آن بخش‌ها برای محمد معین محفوظ است.

فرهنگ فارسی دکتر معین

جستارهای وابسته[ویرایش]

پیوند به بیرون[ویرایش]