شاهنشاهی ایران

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

(تغییر مسیر از امپراطوری ایران)
پرش به: ناوبری, جستجو
شاهنشاهی بزرگ هخامنشی در ۳۳۰ ق.م.

شاهنشاهی ایران (به انگلیسی: Persian Empire) مجموعه‌ای از شاهنشاهی‌های ایرانی یا ایرانی زبان است که بر فلات ایران، سرزمین مادری ایرانیان و آسیای غربی، آسیای جنوبی و مرکزی و منطقهٔ قفقاز فرمانروایی می‌کرده‌اند.

با شکست آشوریان از مادها و شکل‌گیری شاهنشاهی ماد، پایه‌های نخستین شاهنشاهی آریایی‌تباران در ایران بنا نهاده شد.

شاهنشاهی ایران در گسترده‌ترین حالت خود مربوط به شاهنشاهی هخامنشی (به انگلیسی: Achaemenid Persian Empire) و در زمان داریوش و خشایارشا است که به صورت پادشاهی متحد از منطقه‌ای در استان فارس در ایران امروز برخاست.

این شاهنشاهی توسط کوروش بزرگ با تسخیر شاهنشاهی ماد آغاز شد که بسیاری از نقاط خاور میانه شامل سرزمین‌های بابلیان، آشوریان، فنیقیان و لیدیان را تسخیر کرد. کمبوجیه، فرزند کوروش بزرگ فتوحات پدرش را با تسخیر مصر ادامه داد.

شاهنشاهی هخامنشی توسط اسکندر مقدونی فتح شد، هرچند که شاهنشاهی ایران بار دیگر در زمان دودمان‌های ایرانی اشکانیان و ساسانیان برخاست و در دودمان‌های پس از اسلام ایران چون صفویان و افشاریان ادامه یافت.

در عمل، همه شاهنشاهی‌های ایران، از جمله بزرگ‌ترین قدرت‌های منطقه‌ای و حتی جهانی در زمان خود بوده‌اند.

فهرست مندرجات

[ویرایش] شاهنشاهی ماد

ماد در ۶۰۰ پیش از میلاد
نوشتار اصلی: شاهنشاهی ماد


مادها قومی ایرانی بودند از تبار آریایی که در بخش غربی فلات ایران ساکن شدند. سرزمین مادها دربرگیرنده بخش غربی فلات ایران بود. سرزمین آذربایجان در شمال غربی فلات ایران را با نام ماد کوچک و بقیهٔ ناحیه زاگرس را با نام ماد بزرگ می‌شناختند. پایتخت ماد هگمتانه است آنها توانستند در اوایل قرن هفتم قبل از میلاد اولین دولت ایرانی را تأسیس کنند.

پس از حملات شدید و خونین آشوریان به مناطق مادنشین، گروهی از بزرگان ماد گرد رهبری به نام دیاکو جمع شدند.

شاهنشاهی ماد ایران.

از پادشاهان بزرگ این دودمان هووخشتره بود که با دولت بابل متحد شد و سرانجام شاهنشاهی آشور را منقرض کرد و پایه‌های نخستین شاهنشاهی آریایی‌تباران در ایران را بنیاد نهاد.

پادشاهان شاهنشاهی ماد به ترتیب دیاکو (۷۰۹-۶۵۶ پ.م.)، فرورتیش (۶۳۵-۶۳۳ پ.م.)، مادیای سکایی (۶۵۳-۶۲۵ پ.م.)، هووخشتره (۶۲۵-۵۸۵ پ.م.) و در نهایت ایشتوویگو (۵۸۵-۵۵۰ پ.م.) بودند.

دولت ماد در ۵۵۰ پیش از میلاد به دست کوروش منقرض شد و سلطنت ایران به پارسی‌ها منتقل گشت. در زمان داریوش بزرگ، شاهنشاهی هخامنشی به منتهای بزرگی خود رسید: از هند تا دریای آدریاتیک و از دریای عمان تا کوه‌های قفقاز.

[ویرایش] شاهنشاهی هخامنشی

نوشتار اصلی: شاهنشاهی هخامنشی
شاهنشاهی هخامنشیان در بزرگ‌ترین گسترهٔ خود.

هخامنشیان نخست پادشاهان بومی پارس و سپس انشان بودند ولی با شکستی که کوروش بزرگ بر ایشتوویگو واپسین پادشاه ماد وارد ساخت و سپس فتح لیدیه و بابل پادشاهی هخامنشیان تبدیل به شاهنشاهی بزرگی شد. از این رو کوروش بزرگ را بنیانگذار شاهنشاهی هخامنشی می‌دانند.

در ۵۲۹ پ.م کوروش بزرگ پایه‌گذار دولت هخامنشی در جنگ‌های شمال شرقی ایران با سکاها، کشته شد. لشکرکشی کمبوجیه جانشین او به مصر آخرین رمق کشاورزان و مردم مغلوب را کشید و زمینه را برای شورشی همگانی فراهم کرد. داریوش بزرگ در کتیبهٔ بیستون می‌گوید: «بعد از رفتن او (کمبوجیه) به‌مصر مردم از او برگشتند ...»

شورش‌ها وسعت یافت و حتی پارس، زادگاه شاهان هخامنشی را نیز در برگرفت. داریوش در کتیبه بیستون شمه‌ای از این قیام‌ها را در بند دوم چنین نقل می‌کند: «زمانی که من در بابل بودم این ایالات از من برگشتند: پارس، خوزستان، ماد، آشور، مصر، پارت خراسان (مرو، گوش) افغانستان (مکائیه).» داریوش از ۹ مهر ماه ۵۲۲ تا ۱۹ اسفند ۵۲۰ ق.م به سرکوبی این جنبش‌ها مشغول بود.

جنگ‌های ایران و یونان در زمان داریوش آغاز شد. دولت هخامنشی سرانجام در ۳۳۰ ق.م به دست اسکندر مقدونی منقرض گشت و ایران به دست سپاهیان او افتاد.

[ویرایش] حملهٔ اسکندر

اسکندر مقدونی سلسله هخامنشیان را نابود کرد، دارا را کشت ولی در حرکت خود به شرق همه جا به مقاومت‌های سخت برخورد، از جمله سغد و باکتریا یکی از سرداران جنگی او بنام سپتامان ۳۲۷- ۳۲۹ ق. م در راس جنبش همگانی مردم بیش از دو سال علیه مهاجم خارجی مبارزه دلاورانه کرد. در این ناحیه مکرر مردم علیه ساتراپ‌های اسکندر قیام کردند. گرچه سرانجام نیروهای مجهز و ورزیده اسکندر این جنبش‌ها را سرکوب کردند ولی از این تاریخ اسکندر ناچار روش خشونت‌آمیز خود را به نرمش و خوشخویی بدل کرد.

پس از مرگ اسکندر (۳۲۳ ق.م) فتوحاتش بین سردارانش تقسیم شد و بیشتر متصرفات آسیائی او که ایران هستهٔ مرکزی آن بود به سلوکوس اول رسید. به این ترتیب ایران تحت حکومت سلوکیان (۳۳۰ - ۱۵۰ ق.م) در آمد. پس از مدتی پارت‌ها نفوذ خود را گسترش دادند و سرانجام توانستند سلوکیان را نابود و شاهنشاهی اشکانی را ایجاد کنند.

[ویرایش] شاهنشاهی اشکانی

نوشتار اصلی: شاهنشاهی اشکانی
شاهنشاهی اشکانی ۲۵۰ ق.م. ۲۲۴ م.

اشکانیان (۲۵۰ ق. م - ۲۲۴ م) که از تیره ایرانی پرنی و شاخه‌ای از طوایف وابسته به‌اتحادیه داهه از عشایر سکاهای حدود باختر بودند، از ایالت پارت که مشتمل بر خراسان فعلی بود برخاستند. نام سرزمین پارت در کتیبه‌های داریوش «پرثوه» آمده‌است که به زبان پارتی «پهلوه» می‌شود. چون پارتیان از اهل ایالت پهله بودند، از این جهت در نسبت به آن سرزمین ایشان را «پهلوی» نیز می‌توان خواند. ایالت پارتی‌ها از مغرب به دامغان و سواحل جنوب شرقی دریای خزر و از شمال به ترکستان و از مشرق به رود تجن و از جنوب به کویر نمک و سیستان محدود می‌شد. قبایل پارتی در آغاز با قوم داهه که در مشرق دریای خزر می‌زیستند در یک جا سکونت داشتند و سپس از آنان جدا شده در ناحیه خراسان مسکن گزیدند.

این شاهنشاهی در دورهٔ اقتدارش از رود فرات در غرب تا رشته‌کوه‌های هندوکش در شرق و از کوه‌های قفقاز در شمال تا خلیج فارس در جنوب گسترش یافت. در دورهٔ اشکانی جنگ‌های ایران و روم آغاز شد. سلسله اشکانی در اثر اختلافات داخلی و جنگ‌های خارجی به‌تدریج ضعیف شد تا سر انجام به‌دست اردشیر اول ساسانی منقرض گردید.

[ویرایش] شاهنشاهی ساسانی

نوشتار اصلی: شاهنشاهی ساسانی
شاهنشاهی ساسانی (همهٔ مناطق سبز رنگ) در زمان خسرو دوم در سال ۶۲۰ میلادی.

ساسانیان خاندانی شاهنشاهی در ایران بودند که در سالهای ۲۲۴ تا ۶۵۱ میلادی فرمانروایی کردند. پیشینه شاهنشاهان ساسانی از ایالت پارس بود آنان بر بخش بزرگی از غرب قارهٔ آسیا چیرگی یافتند. پایتخت ساسانیان شهر تیسفون در نزدیکی بغداد در عراق امروزی بود.

سلسله اشکانی به دست اردشیر اول ساسانی منقرض گردید. هم‌او سلسله ساسانیان را بنا نهاد که تا ۶۵۲ میلادی در ایران ادامه یافت.

اردشیر بابکان با پیروزی بر اشکانیان حکومت ساسانیان را در ۲۲۴ میلادی بنیان نهاد که ۴۲۸ سال در ادامه داشت. دولت ساسانی حکومتی ملی و متکی به دین و تمدن ایرانی بود و قدرت بسیار زیادی کسب کرد. در این دوره نیز جنگ‌های ایران و روم ادامه یافت؛ در این جنگ‌های طولانی، ساسانیان به‌عنوان رقیب قدرتمند دولت روم، جنگ‌های متعددی را با آن دولت انجام داد. در این کشمکش‌ها که تا پایان حکومت آنها امتداد داشت، زمانی ایران و زمانی روم فاتح بودند. ساسانیان با تصرف سرزمین‌های پهناور، قلمرو خویش را توسعه دادند، به‌طوری که قلمرو ساسانیان در دوره حکومت خسروپرویز به قلمرو هخامنشیان در زمان اوج این حکومت نزدیک شده بود. شاهنشاهی پهناور ساسانی که از رود سند تا دریای سرخ وسعت داشت، در اثر مشکلات خارجی و داخلی ضعیف شد. آخرین پادشاه این سلسله یزدگرد سوم بود. در دوره او مسلمانان عرب به ایران حمله کردند و بدین ترتیب دولت ساسانی از میان رفت.

[ویرایش] ورود اسلام

حکومت مقتدر و بزرگ ساسانی در ۶۵۱ میلادی مقهور قدرت نوظهور اعراب مسلمان گردیدند. اعراب با کمترین امکانات به‌ایران حمله کرده و ایرانیان را در جنگ‌های قادسیه، مدائن، جلولاء و نهاوند شکست دادند؛ به این ترتیب اعراب موفق به‌انهدام حکومت ساسانیان گردیدند.

پس از استقرار دین اسلام در سرزمین ایران، تحولات بسیاری در عرصه‌های اجتماعی، مذهبی و سیاسی به‌وجود آمد. ایرانیان که از تبعیض طبقاتی موجود در کشورشان ناراضی بودند اسلام را پذیرفتند و در اشاعهٔ آن کوشیدند؛ با این حال هرگز مخالفت خویش را با سلطه اعراب به‌ویژه امویان و عباسیان بر خاک ایران پنهان نکردند و جنبش‌های استقلال‌طلبانه‌ای را به‌پا ساختند که تشکیل حکومت‌هایی چون طاهریان (۸۸۱-۸۲۶ م) و صفاریان (۹۰۳-۸۶۶ م) را می‌توان از نتایج آنها برشمرد.


[ویرایش] دودمان‌های ایرانی و فارسی‌زبان

غزنویان.
سلجوقیان.
خوارزمشاهیان.

طاهریان برای اولین بار پس از ظهور اسلام نواحی شرقی ایران همچون خراسان را به استقلال رسانیدند و صفاریان نیز برای اولین بار از زبان خارجی به جای زبان عربی استفاده کردند. از دوره سامانیان (۹۹۹- ۸۱۹ م) نیز خط فارسی نوین پدید آمد و الفبای عربی با زبان فارسی رواج یافت.

حکام آل بویه (۱۰۵۵-۹۴۵ م) پس از فتح شیراز و تأسیس حکومت خویش، راهی بغداد شده آنجا را تصرف کردند؛ مقام خلافت را به‌آلت‌دست خویش تبدیل نموده و قدرت واقعی را به دست گرفتند.

غزنویان (۱۱۸۶-۹۷۷ م) خود را به عنوان غازیان یا جنگجویان مسلمان مطرح ساختند و سرزمین‌هایی همچون هندوستان را مورد تهاجم خویش قرار دادند.

سلجوقیان (۱۱۹۴- ۱۰۳۸ م) با پیروزی بر غزنویان حکومت خویش را تأسیس نمودند. آنان منطقه پهناوری را تحت سیطره خویش درآورده و به یاری وزرای بزرگ و دانشمند ایرانی قدرت خود را تثبیت نمودند ولی در نهایت توسط خوارزمشاهیان از میان رفتند.

در دوره حکومت خوارزمشاهیان (۱۲۳۱-۱۰۷۷ م) تهاجم مغول‌ها به خاک ایران آغاز گردید. نتیجه این تهاجم انقراض حکومت خوارزمشاهیان و غارت شهرها و قتل عام مردم ایران بود که با نابودی اقتصاد و کشاورزی ایران همراه گردید.


[ویرایش] حملهٔ مغول و تیمور

در اواسط قرن هفتم هجری مغول‌ها به سرعت خاک ایران را تصرف نمودند و ضمن لشکرکشی به بغداد و به قتل رساندن خلیفه عباسی، خلافت اسلامی را نیز از میان بردند (۱۲۲۸ م). آن‌ها حکومت ایلخانیان را در سرزمین بسیار پهناوری برقرار کردند و فرزندان چنگیز بر سراسر خاک ایران حکم‌ راندند.

یک قرن پس از حمله مغول، تیمور (۸۰۷ -۷۷۱ ق / ۱۴۰۵- ۱۳۶۹ م.) بار دیگر از آسیای مرکزی به قلب ایران هجوم آورد و بار دیگر سرزمین ایران را عرصه تاخت و تاز و غارت قرار داد. او و فرزندانش سلسله تیموریان (۷۷۱ – ۹۱۱ ه‍.ق/۱۳۷۰ - ۱۵۰۶ م) را در ایران پدید آوردند.

[ویرایش] شاهنشاهی صفوی

شاهنشاهی صفوی در سال ۱۵۹۸ میلادی.
شاهنشاهی صفوی، ۱۶۱۰ میلادی.
نوشتار اصلی: شاهنشاهی صفوی


شاهنشاهی ایران در روزگار صفویان در بازه‌های زمانی گوناگون.
«Imperii Persici» (شاهنشاهی پارس/ایران) نقشه‌ای از «یوهان باپتیست هومان»[۱] (۱۶۴۴-۱۷۲۴) از شاهنشاهی صفوی.
«Part of the Persian Empire»، بخشی از امپراتوری ایران.

پ‍س از سال‌ها فرمانروایی تیموریان و تشکیل حکومت‌های کوچک و بزرگ که عمده آن‌ها فرهنگ ایرانی را بازمی‌نمایاند، صفویان فرمانروایی گسترده‌ای را شکل داد که می‌توان از آن به عنوان یکی از دودمان‌های شاهنشاهی ایران نام برد و پس از دوره‌های گوناگون حکومت‌های ملوک الطوایفی و پس از سال‌ها توانستند دوباره ایران متحد را بنا نهند.

از نظر تاریخ ایران، دولت صفوی دارای دو ارزش اساسی و حیاتی است:

  • نخست ایجاد ملتی واحد با مسئولیتی واحد در برابر مهاجمان و دشمنان، و نیز در مقابل گردنکشان و عاصیان بر حکومت مرکزی؛
  • دوم ایجاد ملتی دارای مذهبی خاص (تشیع) که بدان شناخته شده و به‌خاطر دفاع از همان مذهب، دشواریهای بزرگ را در برابر هجومهای دو دولت نیرومند شرقی و غربی تحمل نمودهاست.

به هر حال با تشکیل دولت صفوی، گذشته دیربازی از گسیختگی پیوندهای ملی ایرانیان به‌دست فراموشی سپرده شد و بار دیگر به قول ادوارد براون، از ملت ایران «ملتی قائم بالذات، متحد، توانا و واجب الاحترام ساخت و ثغور آن را در ایام سلطنت شاه عباس اول به حدود شاهنشاهی ساسانیان رسانید.»[۲].

شاهنشاهی صفوی در سال ۱۷۱۹ میلادی.
شاهنشاهی صفوی در سال ۱۷۲۰ میلادی.

رسیدن ایرانیان به مرزهای سابق خود و نزدیک به مرزهای دوران ساسانیان، در بعضی مواقع و به ویژه در عهد پادشاهی شاه عباس و نادرشاه به ایران شکوه و جلال پیشین را باز داد.

از دوره صفوی (۱۷۳۲-۱۵۰۱ م) مذهب تشیع به عنوان مذهب رسمی ایران معرفی گردید. مذهب تشیع با ویژگی‌های سیاسی و اجتماعی خویش باعث اتحاد و استقلال ایران گردید و هویت ملی آن را در برابر تهاجمات و ضربات مهلک امپراتوری عثمانی حفظ نمود و ایران توانست بار دیگر به عنوان یک قدرت بزرگ سیاسی و مذهبی قد علم کند.

در دوره شاه عباس شهر اصفهان به عنوان پایتخت ایران انتخاب گردید و به اوج عظمت و شکوه دست یافت به طوری که یادگارهای بسیاری از معماری و شهرسازی آن دوران تا عصر حاضر بر جای مانده‌است. صفویان در نتیجه تهاجم افغان‌ها و تصرف اصفهان توسط آنها از میان رفتند.

[ویرایش] شاهنشاهی افشار

نوشتار اصلی: شاهنشاهی افشار
مقبرهٔ نادرشاه افشار، شاهنشاه قدرتمند ایرانی در مشهد
محدودهٔ فرمانروایی افشاریان.

افغان‌های یاغی پس از گشایش قندهار به دست نادر، به دهلی گریخته بودند. نادرشاه سه بار به هند اخطار نمود که افسران اشرف افغان که جزو غارتگران بودند (حدودا ۸۰۰ نفر) و در قتل عام مردم ایران نقش اساسی داشتند را به ایران تحویل دهد که در پی عدم تحویل آنها سپاه ایران از رود سند گذشت و در جنگ کَرنال هندوستان را شکست داده و دهلی پایتخت آن را تصرف کرد.[۳] سپس ۸۰۰ متجاوز افغان را در بازار دهلی به دار زدند و بازگشتند. در این جنگ در طی یک روز بین بیست تا سی‌هزار از مردم هند کشته شدند.[۴] نادر با غنائم فراوانی که از هند به چنگ آورده بود به ایران بازگشت و تاج پادشاهی هند را بر سر محمد شاه باقی‌گذاشت. غنائمی که نادر شاه به ایران آورد ده برابر بیش از بیشترین درآمد سالانهٔ دوران صفویه برآورد شده‌است. در میان این غنائم جواهراتی چون کوه نور و دریای نور و تخت طاووس و کره جواهرنشان شهرت دارند. نادر شاه به رغم کمی سپاهیانش در مقابل لشکریان فیل سوار هندی توانست با به کارگیری تاکتیک‌های نوین جنگی لشکر انبوه هندوستان را در هم بکوبد. نادر شاه توانسته بود با آموزش‌های رزمی سنگین و کارآمد ارتش خود رابه یک جنگ افزار رعب آور برای دشمن تبدیل کند.

نادرشاه افشار ضمن تسلط بر تمامی خاک ایران، سلسله افشاریان را تأسیس نمود (۱۷۳۴ م). پس از افشاریان، زندیان (۱۷۹۶-۱۷۵۰ م) بر اریکه قدرت تکیه زدند و در دوره حکومت آنها شهر شیراز به پایتختی انتخاب گردید و به شهری باشکوه و بزرگ تبدیل شد.

[ویرایش] شاهنشاهی زند

نوشتار اصلی: شاهنشاهی زند
امپراتوری زند در سال ۱۷۵۳ میلادی. «Empire de Perse» متن نوشته شده در زیر نقشه.
شاهنشاهی زند در ۱۷۸۲ میلادی.
"The Persian Empire"، متن نوشته شده در زیر نقشه. نقشهٔ شاهنشاهی زند در سال ۱۷۵۸ میلادی.

دوران شاهنشاهی زند به سردمداری کریم خان در سال ۱۱۶۳ قمری آغاز شد.[۵]

پس از قتل نادر و به دنبال اغتشاشات گسترده و عمومی در این ایام، سرانجام کریم خان توانست پس از شانزده سال مبارزه دایمی بر تمامی حریفان خود از جمله محمدحسن خان قاجار و آزاد خان افغان غلبه کند و صفحات مرکزی و شمالی و غربی و جنوبی ایران را در اختیار بگیرد. وی به انگلیسی‌ها روی خوش نشان نداد و همواره می‌گفت آن‌ها می‌خواهند ایران را مانند هندوستان کنند. برادر وی، صادق خان، نیز موفق شد در سال ۱۱۸۹ ه.ق. بصره را از امپراتوری عثمانی منتزع نماید و به این ترتیب، نفوذ اوامر دولت ایران را بر سراسر اروندرود و بحرین و جزایر جنوبی خلیج فارس مسلم گرداند.

پس از در گذشت کریم خان زند دگرباره جانشیانان او به جان هم افتادند و با جنگ و نزاع‌های مستمر، زمینه تقویت و کسب اقتدار آغا محمد خان و سلسله قاجار را فراهم آوردند.

[ویرایش] قاجار

نوشتار اصلی: دودمان قاجار
شاهنشاهی قاجار در سال ۱۸۰۸ میلادی(اوایل دودمان قاجار).

شاید بتوان آقامحمدخان قاجار را آخرین شاهنشاه یا امپراتور ایران دانست.[۶] چرا که پس از او و با جدایی بخش‌های بزرگی از ایران در زمان فتحعلی‌شاه و ناصرالدین شاه شاهنشاهی ایران رو به ضعف نهاد.

در دوره قاجار (۱۹۲۴-۱۷۷۹ م) نفوذ قدرت‌های استعماری همچون انگلیس و روسیه تزاری در ایران توسعه یافت و این قدرت‌ها با تحمیل عهدنامه‌هایی همچون ترکمانچای، گلستان و پاریس بر دولت ایران سرزمین‌های وسیعی در آذربایجان، گرجستان، ارمنستان و خراسان را از خاک ایران جدا کردند. نتیجه این تحولات وقوع جنبش‌هایی چون قیام تنباکو، مشروطیت، جنبش جنگل و قیام محمد خیابانی در ایران بود.

[ویرایش] پهلوی

نوشتار اصلی: دودمان پهلوی
دودمان پهلوی در زمان رضاشاه، ۱۹۲۱ م.

رضاشاه در سال ۱۳۰۴ه‍.ش/۱۹۲۴م به حکومت دست یافت و تاسیس سلسله پهلوی را اعلام نمود. در این دوران ایران به سوی جامعه‌ای مدرن حرکت کرد. او در شهریور ۱۳۲۰ از پادشاهی استعفا داد و حکومت را به فرزندش محمدرضا پهلوی واگذار کرد که تا وقوع انقلاب ایران در ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ پادشاه ایران بود. او با وقوع انقلاب ایران برکنار شد و از این رو آخرین شاه ایران به‌حساب می‌آید. در دوره پهلوی صنعت نفت ایران به رهبری دکتر محمد مصدق ملی شد. در سال ۱۳۵۷ خورشیدی با انقلاب ایران، نظام سلطنتی در ایران تغییر کرد و نظام جدیدی به‌نام حکومت جمهوری اسلامی ایران شکل گرفت.

[ویرایش] پانویس

  1. Johann Baptist Homann
  2. تاریخ ادبیات ایران، ج ۴، ص ۱
  3. تاریخ سال سوم راهنمایی ایران، ص ۱۶
  4. Axworthy p.8
  5. THE ZAND EMPIRE (1750 AD - 1779) (انگلیسی). AllEmpires.com (در تاریخ ۱۹ ژوئن ۲۰۰۴). بازدید در تاریخ ۱۹ ژوئن ۲۰۰۴.
  6. Iran Historical Maps (انگلیسی). Iran politics club. بازدید در تاریخ ۲ مهر ۱۳۸۷.

[ویرایش] منابع

  • ‫ پیرنیا، حسن، ت‍اری‍خ‌ ک‍ام‍ل‌ ای‍ران، ت‍ه‍ران‌، انتشارات ن‍گ‍اه‌، ۱۳۸۵. شابک: ۹۷۸۹۶۴۳۵۱۳۳۲۰
  • ه‍اش‍م‍ی‌، ح‍م‍ی‍د، ت‍اری‍خ‌ ای‍ران، ت‍ه‍ران‌: ف‍ره‍ن‍گ‌ و ق‍ل‍م‌، ۱۳۸۴.
  • ن‍دائ‍ی‌، رض‍ا، ت‍اری‍خ‌ ای‍ران، ت‍ه‍ران‌، نشر س‍رم‍ه‌آوای‌ طرق‍ه‌، ۱۳۸۲. شابک: ۰-۱-۹۱۰۲۳-۹۶۴
  • تاریخ اجتماعی ایران. مرتضی راوندی. (جلد ۱) ۱۳۵۴
  • م‍ح‍م‍ودآب‍ادی‌، اص‍غ‍ر، شاهنشاهی‌ س‍اس‍ان‍ی‍ان‌ در گ‍زارش‍ه‍ای‌ ت‍اری‍خ‍ی‌ اس‍لام‍ی‌ و غ‍رب‍ی، اص‍ف‍ه‍ان‌، اف‍س‍ر‏‫‏، ۱۳۸۴.
  • اس‍لام‍ی‌ن‍دوش‍ن‌، م‍ح‍م‍دع‍ل‍ی‌، «پ‍ارس‌، خ‍اس‍ت‍گ‍اه‌ ن‍خ‍س‍ت‍ی‍ن‌ شاهنشاهی‌ ج‍ه‍ان‍ی»، روزنامهٔ اطلاع‍ات‌، (۱ آذر ۱۳۷۵): ص‌ ۶.
  • کتاب درسی تاریخ سال سوم راهنمایی ایران، شرکت چاپ و نشر کتاب‌های درسی ایران، ۱۳۷۹، شابک ۹۶۴۰۵۰۰۶۶۶
  • Michael Axworthy, The Sword of Persia: Nader Shah, from Tribal Warrior to Conquering Tyrant Hardcover 348 pages (26 July 2006) Publisher: I.B. Tauris Language: English ISBN 1-85043-706-8