ایشتوویگو

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
ایشتوویگو / ایختووویگو
دوران ۵۵۰-۵۸۵ (پیش از میلاد)
لقب(ها) واپسین پادشاه ماد
همسر آرینیس
دودمان ماد
پدر هووخشتره
فرزندان ماندانا

ایشتوویگو یا ایختووویگو (به یونانی آستیاگ) واپسین پادشاه ماد بود. وی از ۵۸۵ تا ۵۵۰ پیش از میلاد حکومت کرد. او شوهر خواهر کرزوس بود.

خواب ایشتوویگو، فرانسه، قرن پانزدهم

ریشه نام[ویرایش]

ایشتوویگو در یونانی اَستیوئَگیس[Latin ۱] (در تاریخ هرودوت) و اَتیوئگَس[Latin ۲] و اَستیوئگاس[Latin ۳] (در فوتیوس به نقل از کتسیاس) و در متون بابلی به صورت ایشتیومِگو[Latin ۴] ضبط شده است. این واژه‌ها به صورت مشترک بازتابی از کلمه ایرانی باستان «رشتی وَیگَ»[Latin ۵] به معنی «نیزه‌گردان، نیزه‌انداز» هستند. صورت ایلامی این کلمه، ایشتی/ایریشتیمَنکَ[Latin ۶] چندین بار در لوح‌های استحکامات پرسپولیس دیده می‌شود.[۱]

منبع‌شناسی[ویرایش]

نوشتار اصلی: منبع‌شناسی تاریخ ماد و هخامنشی

منابع باستانی تقریباً گزارشی در مورد حکومت ایشتوویگو به ما ندادند. از دید اشمیت، از آنجایی‌ که گزارش منفی هرودوت (که ایشتوویگو را حاکمی بی‌رحم و مستبد معرفی کرده است) و کتزیاس مثبت کتزیاس، هیچ کدام بی‌طرف نیستند، قضاوت درباره شخصیت ایشتوویگو ناممکن است.[۱]

تنها منابع کلاسیک درباره جنگ میان ایشتوویگو و کوروش،‌ نیکولاس دمشقی (به پیروی از کتزیاس) و ژوستین هستند. آنها گزارش دادند که در کل سه نبرد رخ داد: کوروش و ارتش پارسی‌اش دو بار شکست خوردند و از جنگ گریختند و در نبرد سوم،‌ در کوهستان نزدیک پاسارگاد پیروز شدند. هیچ ذکری از این جنگ در کوروش‌نامه گزنفون نیامده است. با این وجود، دو گزارش موثق معاصر با این رخدادها،‌ در کتیبه‌های بابلی شاه نبونعید داده شده است،‌ که متاسفانه که متاسفانه خیلی جزئی و مختصرند.[۱]

پادشاهی[ویرایش]

شاهنشاهی ماد در زمان ایشتوویگو.

مهمترین اقدام سیاسی ایشتوویگو،‌ ادامه جنگ های زمان هووخشتره با کشور لیدی بود که آن نیز به نتیجه ای نرسید و سرانجام به دنبال این نبردهای بی حاصل،‌ معاهده صلحی بین دو طرف منعقد شد که طی آن دختر فرمانروای لیدی به همسری ایشتوویگو درآمد. بدین ترتیب دشمنی ها تبدیل به دوستی شد. این خویشاوندی سبب شد که مادها در مورد حاکمیت بر لیدی حقی برای خود قائل شوند. کرزوس،‌ برادر همسر ایشتوویگو،‌ در آینده ای نه چندان دور،‌ فرمانروای لیدی شد که این موضوع در نبردهای بعدی بین پارس ها و لیدی تاثیر گذاشت.[۲]

تولد کوروش[ویرایش]

شورش کوروش[ویرایش]

چنین تصمیم گرفته شد که کوروش را به پارس فرستند تا جانشین پدرش کمبوجیه شود. بزرگان ماد نیز بار دیگر انقیاد خویش را نسبت به ایشتوویگو اعلام داشتند و او را به پادشاهی مطمئن ساختند. آنها گفتند: ما مادی هستیم و از یک فرمانروای مادی و نه پارسی اطاعت می کنیم، زیرا آنگاه قوم پارس بر ما چیره خواهد شد. بدین ترتیب،‌ ایشتوویگو آسوده خاطر شد. اما هارپاگ که در انتظار گرفتن انتقام از ایشتوویگو بود،‌ با کوروش،‌ ارتباط برقرار کرد و در انتظار فرصت مناسب باقی ماند. از آنجایی که ایشتوویگو مغرور و سفاک بود، بسیاری از سران حکومت را چنان از خود رنجانیده که آنها از زندگی خویش بیم داشتند،‌ هارپاگ از این ماجرا سود جست و این گروه را با خود همراه کرد تا ایشتوویگو را از میان بردارند و کوروش را بر جایش به پادشاهی برگزینند. او در نهان،‌ با کوروش مذاکره کرد و او را به این کار دعوت نمود. با توجه به شخصیت کاآمد و نبوغ کوروش و با نیروی فراوانی که پارس‌ها یافته بودندف این را دعوت پذیرفت و قبایل متعدد پارسی را برای جنگ آماده کرد. کوروش طی سخنرانی مهیج، و پرشوری آنان را به شورش برای سروری بر ایران و یک زندگی برتر فراخواند. همگی این درخواست را پذیرفتند و با او پیمان بستند و آماده سرنگونی حکومت ماد شدند.[۳]

در اولین نبرد،‌ کوروش به سختی شکست خورد و تا پاسارگاد عقب نشست،‌ اما پشت حصار پاسارگاد ی جنگ های طولانی و بدلیل خیانت هارپاگ (و تعدادی از بزرگان مادی) به ایشتوویگو،‌ کوروش پیروز شد و ایشتوویگو اسیر کوروش شد. آنگاه هارپاگ به دیدن وی رفت و کارهای زشت او را به یادش آورد. کوروش ایشتوویگو را تا آخر عمر نزد خود نگاه داشت.[۴]


علل سقوط شاهنشاهی ماد[ویرایش]

با وجود اینکه گفته‌های هرودوت درباره مادها اغراق‌آمیز و افسانه‌ای است، ولی بیانی به نتایج مهمی درباره ایشتوویگو دست یافته است:

  1. ایشتوویگو بر خلاف نیاکان خود، که خویشن را «داور»، «قاضی» و «جنگجو» می‌نامیدند، فاقد این سه صفت بود. شاه‌های پیشین عدالت‌پیشه بودند، حق را به حق‌دار می‌رسانیدند و مردم از آنها راضی بودند. اما ایشتوویگو شخصی مغرور و سفاک بود و از عدل و داد وی خبر و حکایتی نمی‌یابیم.[۵]
  2. حکومت بر پایه نیروی شیوخ قبایل، فرمانده‌های سپاهی و اشراف اداری-روحانی ماد استوار بود. آنها ارج و منزلتی فراوان داشتند، در شوراها شرکت می‌کردند و با دل و جان نیروی خود را در اختیار شاه‌ها قرار می‌دادند. زیرا گذشته از مسائل تربیتی-اجتماعی، منافع خود را در آن می‌دیدند. در حالی که در زمان ایشتوویگو چنین نبود و در داستان شکست وی از کوروش، به وضوح نمایان است که وی پایگاه خود را در نزد لااقل گروهی از اشراف و بخصوص فرمانده‌های سپاهی از دست داده بود.[۶]
  3. عیش و عشرت و تجملات و تشریفات درباری، طبقه حاکمه مادی، بخصوص شخص شاهنشاه را از کار مملکت غافل کرده، ثروت بی‌کران پایتخت و سایر نواحی، قدرت تعقل بر آنچه را در اطراف می‌گذشت، از آنها سلب کرد.[۷]
  4. فرمانروایان پارسی چون مادهای اولیه، از نیروی مادی و معنوی رؤسا و افراد قبایل استفاده کامل می‌کردند و آنها نیز، متقابلاً چون شاهد ضعف درون دستگاه حکومت مادها و قدرت فزاینده خاندان هخامنش بودند، همه توان خویش را در اختیار این خاندان نهاده بودند و در سر هوای برتری بر منطقه را می‌پرورانیدند.[۸]
  5. خاندان هخامنش که جای خویش را در پارس و زاویه جنوب غربی ایران، در سرزمین ایلام، به طور کامل گشوده بودند و تحت تابعیت مادها (اما با حفظ استقلال داخلی) به حکومت ادامه می‌دادند، اینک با روی کار آمدن فرد شایسته‌ای به نام کوروش، وقت آن دیدند که دم از خودسری و استقلال کامل زنند. زیرا هنگامی که دو شخصیت کوروش و ایشتوویگو را در برابر هم قرار می‌دهیم، می‌بینیم که همه موارد سروری، از جمله جنگاوری، نیک‌نفسی، آزادمنشی، هوش و ذکاوت در کوروش موجود است. در حالی که ایشتوویگو فاقد این صفت‌ها است.[۹]

جستارهای وابسته[ویرایش]

پیشین:
هووخشتره
آخرین شاهنشاه ماد
ایشتوویگو
شاهنشاه ماد

۵۸۵ تا ۵۵۰ پیش از میلاد

جانشین:
بنیانگذار شاهنشاهی هخامنشی
کوروش بزرگ

لاتین[ویرایش]

  1. Astuágēs
  2. Astuígas
  3. Astuigâs
  4. Iš-tu-me-gu
  5. *Ṛšti-vaiga-
  6. Iš-ti-/Ir-iš-ti-man-ka

پانویس[ویرایش]

منابع[ویرایش]