اشرف افغان

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

اشرف افغان. پسرعمو و جانشین محمود افغان رئیس قبیلهٔ غلجائی بود که در اوائل قرن ۱۲ هجری علیه صفویان شوریدند و سلطنت ایران را تصاحب کردند.

وضعیت ایران[ویرایش]

با حمله افغانها ایران هیچگاه روی ثبات ندید و شاهان افغان نیز آرامش نداشتند. در استرآباد فتحعلی خان قاجار عملاً حکومت مستقلی داشت. او به تهماسب میرزا پسر شاه سلطان حسین صفوی پناه داد. و تهماسب میرزا پس از تصرف اصقهان توسط افاغنه خود را شاه نامید.[۱] با سقوط صفویه پطر اول به ایران لشکر کشید و قشون روسیه در سپتامبر ۱۷۲۲ میلادی در بند و در ۱۷۲۳ باکو را به اشغال خود دراوردند. شاه تهماسب دوم مجبور شد در پی اتحاد با روسها باشد. طبق قراردادی که در سپتامبر ۱۷۲۳ تنظیم گردید پطر اول به شاه وعده داد که او را در مبارزه با افغانان یاری دهد. و شاه تهماسب نیز دربند و باکو را جز قلمرو روسیه شناخت و گیلان را نیز در اختیار آنها گذاشت.[۲]

اشرف در جنگ با روسها شکست خورد. او همچنین در کارزار با ترکان هم نتوانست موفقیتی بدست آورد. دولت عثمانی، تفلیس، عراق عجم و قسمت بزرگی از آذربایجان را تحت تصرف خویش درآورده بود. اشرف می‌خواست با دولت عثمانی عهدنامه‌ای منعقد سازد و به واسطه اشتراک مذهب تسنن، اراضی ضبط‌شدهٔ روزگار دولت صفوی را مسترد دارد، امّا به آرزوی خویش نایل نگشت و در نتیجه جنگ ادامه یافت و بوسیلهٔ اغفال و تحریک امرای کردستان و ساده‌دلان لشکر عثمانی کارش قدری پیشرفت کرد و به پیروزی نایل گردید و رفتار خیلی دوستانه ابراز می‌کرد. سرانجام در تاریخ ۱۱۴۰ ه‍. ق. دولت‌های عثمانی و روسیه پادشاهی وی را در ایران تصدیق کردند، ولی از طرف دیگر طهماسب پسر سلطان حسین که از شاهزادگان صفوی و در تحت اسارت وی بود، در خراسان به کمک بعضی از اقوام و عشائر ترک و مخصوصاً به حیل و تدابیر طهماسب‌قلی‌خان (که بعد به نادرشاه مشهور شد) بسیار نیرومند گردید.

تضعیف افغانها[ویرایش]

رفته‌رفته کار اشرف مختل گردید و قوت و قدرتش سستی گرفت و در دو جنگ مغلوب و پریشان گردید و مردان لشکرش به دیار عدم شتافتند. پس بسال ۱۱۴۲ ه‍. ق. شاه سلطان حسین را در زندان به قتل رسانید و اصفهان را ترک و به سوی سیستان فرار کرد و چندین بار نیز در اثنای گریز مغلوب گشت. حتی نزدیکان درگاهش نیز دست از هواخواهی وی برداشتند و در بین فرار به سال ۱۱۴۲ ه‍. ق. (۱۷۲۹ میلادی) به دست طائفهٔ بلوچ بقتل رسید. به این طریق حکومت افغانان در ایران انقراض یافت و دگربار دودمان صفوی روی کار آمد. ولی شاه طهماسب فرزند شاه سلطان حسین به عنوان سلطنت قناعت می‌کرد و زمام امور تماماً در دست اقتدار طهماسب‌قلی‌خان بود. پس از یکسری تصمیمات سیاسی نادرست توسط طهماسب، نادر با تشکیل شورایی از بزرگان در دشت مغان وی را از سلطنت خلع کرد و شورا نیز او را به سلطنت ایران منصوب کرد. نادر با قدرت شمشیرش قلمرو بزرگی برای ایران تشکیل داد.

جستارهای وابسته[ویرایش]

منابع[ویرایش]

  • قاموس الاعلام
  • تاریخ ادبیات ادوارد براون ترجمهٔ رشید یاسمی
  1. دولت نادرشاه افشار-ترجمه حمید مومنی
  2. دولت نادرشاه افشار-ترجمه حمید مومنی