امپراتوری
اصطلاح امپراتوری دربارۀ کشورهایی بکار برده شده است که واجد خصوصیات زیر هستند[۱] [۲]:
- از حیث قلمرو، جمعیت، و توان سیاسی، مشتمل بر چند ملت، قوم یا سرزمین هایی بزرگ با نژادها یا فرهنگهای متفاوت باشند.[۱] [۲]
- از استیلای یک قبیله یا ملت توانمندتر بر سایر اقوام یا مردم حاصل شده باشد، به شرطی که غلبه استمرار یابد، و ملتهای مغلوب حقیر شمرده شوند، چندان که وحدت امپراتوری بیش تر از طریق اعمال توان حاصل شده باشد تا از راه رضایت خاطر اقوام متنوع [۱] [۲]
- از حیث ساخت سیاسی، توان در اختیار شخصی نظیر امپراتور قرار داشته باشد و تمام توانهای محلی از اختیارات تفویضی او مایه گرفته باشند.[۱] [۲]
- وجود نظریهای جامع تحت عنوان دین، ایدئولوژی، یا قانونی مشترک که فراهم آورنده ی ساختی سیاسی و اخلاقی است و مدعی ست که این ساخت سرانجام صلح و هماهنگی میان تمام انسانها را برقرار خواهد کرد.[۱] [۲]
همچون دیگر حکومتها، یک امپراتوری ساختار سیاسی خود را حداقل با اندازهای از اجبار، حفظ میکند. امپراتوریهای زمینپایه (مانند امپراتوری مغول یا امپراتوری ماد) تمایل به گسترش در حوزهٔ پیوسته دارند، در حالی که امپراتوریهای دریایی (مانند امپراتوری هخامنشی[۳] یا امپراتوری بریتانیا) سرزمینهایی پراکندهتر هستند.
محتویات |
[ویرایش] رشد و حفظ قدرتها
با این که مورخان هنوز به نظر مشترکی دربارهٔ چگونگی قدرت یافتن یک امپراتوری نرسیده اند، رشد قدرتها معمولاً به دلیل زیر است .
- بیش تر امپراتوریها معمولاً زمانی به وجود می آیند که یک کشور یا یک قوم با انگیزه گسترش قلمرو یا افزایش توان اقتصادی، نظامی و سیاسی سرزمینهای دیگر را تصرف کند و بر مردم آن ناحیه تسلط یابد.
نحوه حفظ قدرتها نیز بنا بر فرهنگ و موقعیت اجتماعی حاکمان تغییر میکند، برای مثال :
- کورش کبیر، بنیان گذار امپراتوری ایران، با مدارا و محترم شمردن نظر سایر اقوام توانست امپراتوری محبوب و قدرتمند به وجود آورد.(۶ قرن پیش از میلاد)
- اسکندر مقدونی طی ۱۲ سال به لشکر کشی هایی پرداخت که به حفظ قدرتش انجامید.
- امپراتوری بریتانیا با آنکه ارتشی قدرتمند داشت از توان اقتصادی خود سود برد و با کشورهای همسایه روابط اقتصادی عمیقی داشت.
- حاکمان امپراتوری هابزبورگ با ازدواجها بین خاندانهای سلطنتی توانستند ۳۰۰ سال بر بیشتر اروپا حکمرانی کنند.(قرون ۱۴ تا ۱۸ میلادی)
[ویرایش] فروپاشی امپراتوریها
تمامی امپراتوریها با حملات خارجی یا جنگها و قیامهای داخلی متلاشی می شوند مانند :
- شکست امپراتوری ایران از سپاه مقدونی به دلیل بی تدبیری داریوش سوم در امور نظامی
- تضعیف امپراتوری روم به دلیل جنگهای داخلی و سپس انقراض آنان بدست بربر ها(قرن ۵ میلادی)
- سقوط امپراتوری بریتانیا بر اثر استقلال طلبی کشورهای مستعمره(قرن ۲۰ میلادی)
[ویرایش] جهان بدون امپراتوری
بعد از سال ۱۹۴۵ میلادی، تعداد امپراتوری هایی که به حیات خود ادامه می دادند کم شد و امپراتوریهای فرانسه، بریتانیا یا عثمانی که در اثر جنگ جهانی اول و جنگ جهانی دوم تضعیف شده بودند از بین رفتند، در نتیجه نتوانستند مستعمرههای خود را در برابر جنبشهای استقلال طلبانه حفظ کنند.در جهان امروز کمتر کشور هایی مشاهده می شوند که امپراتوری در آنها به شیوه قدیم وجود داشته باشد زیرا امروزه بیشتر ملتها قادر اند از نظر اقتصادی و امنیتی خود را حفظ کنند و نیازی نیست که بخشی از یک امپراتوری باشند.
[ویرایش] پیرامون واژه
اِمپِراتور واژهایست که از زبانهای اروپایی به پارسی درآمده. امپراتور لقبی است که در آغاز به سرداران برجسته رومی داده میشد. پس از چندی به فرمانروای روم امپراتور میگفتند و سرزمین زیر فرمانش را نیز امپراتوری میخواندند. پس از فروپاشی امپراتوری روم پادشاهان نیرومندی که بر چندین کشور و سرزمین فرمان میراندند امپراتور نامیده می شدند.
در زبان فارسی امپراتور برابر با شاهنشاه است. اگرچه معنای اصلی این دو واژه در گذشته متفاوت بودهاست ولی امروزه این دو واژه به صورت مترادف به کار میروند.
[ویرایش] جستارهای وابسته
- تمدن
- سلطنت
- استبداد
- دموکراسی
- استثمار
- الیگارشی
- دولت
- فهرست بزرگترین امپراتوریهای جهان
- امپراتوری ایران
- امپراتوری هخامنشی
- امپراتوری پارت
- امپراتوری ساسانی
- امپراتوری روم
- امپراتوری عثمانی
- امپراتوری روم شرقی
- امپراتوری مقدس روم
- امپراتوری مغولی هند
- امپراتوری روسیه
- امپراتوری بریتانیا
[ویرایش] پانویس
[ویرایش] منابع
- ویکیپدیای انگلیسی
- کتاب کلید دانش فرهنگ نامه نوجوان، جلد اول