امپراتوری

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
(تغییرمسیر از شاهنشاهی)
پرش به: ناوبری, جستجو
امپراتوری هخامنشی(ایران)، بزرگ‌ترین امپراتوری جهان باستان.

اصطلاح امپراتوری دربارۀ کشورهایی بکار برده شده است که واجد خصوصیات زیر هستند[۱] [۲]:

همچون دیگر حکومت‌ها، یک امپراتوری ساختار سیاسی خود را حداقل با اندازه‌ای از اجبار، حفظ می‌کند. امپراتوری‌های زمین‌پایه (مانند امپراتوری مغول یا امپراتوری ماد) تمایل به گسترش در حوزهٔ پیوسته دارند، در حالی که امپراتوری‌های دریایی (مانند امپراتوری هخامنشی[۳] یا امپراتوری بریتانیا) سرزمین‌هایی پراکنده‌تر هستند.

محتویات

[ویرایش] رشد و حفظ قدرت‌ها

با این که مورخان هنوز به نظر مشترکی دربارهٔ چگونگی قدرت یافتن یک امپراتوری نرسیده اند، رشد قدرت‌ها معمولاً به دلیل زیر است .

  • بیش تر امپراتوری‌ها معمولاً زمانی به وجود می آیند که یک کشور یا یک قوم با انگیزه گسترش قلمرو یا افزایش توان اقتصادی، نظامی و سیاسی سرزمین‌های دیگر را تصرف کند و بر مردم آن ناحیه تسلط یابد.

نحوه حفظ قدرت‌ها نیز بنا بر فرهنگ و موقعیت اجتماعی حاکمان تغییر می‌کند، برای مثال :

  • کورش کبیر، بنیان گذار امپراتوری ایران، با مدارا و محترم شمردن نظر سایر اقوام توانست امپراتوری محبوب و قدرتمند به وجود آورد.(۶ قرن پیش از میلاد)
  • اسکندر مقدونی طی ۱۲ سال به لشکر کشی هایی پرداخت که به حفظ قدرتش انجامید.
  • امپراتوری بریتانیا با آنکه ارتشی قدرتمند داشت از توان اقتصادی خود سود برد و با کشورهای همسایه روابط اقتصادی عمیقی داشت.
  • حاکمان امپراتوری هابزبورگ با ازدواج‌ها بین خاندان‌های سلطنتی توانستند ۳۰۰ سال بر بیشتر اروپا حکمرانی کنند.(قرون ۱۴ تا ۱۸ میلادی)

[ویرایش] فروپاشی امپراتوری‌ها

تمامی امپراتوری‌ها با حملات خارجی یا جنگ‌ها و قیام‌های داخلی متلاشی می شوند مانند :

[ویرایش] جهان بدون امپراتوری

بعد از سال ۱۹۴۵ میلادی، تعداد امپراتوری هایی که به حیات خود ادامه می دادند کم شد و امپراتوری‌های فرانسه، بریتانیا یا عثمانی که در اثر جنگ جهانی اول و جنگ جهانی دوم تضعیف شده بودند از بین رفتند، در نتیجه نتوانستند مستعمره‌های خود را در برابر جنبش‌های استقلال طلبانه حفظ کنند.در جهان امروز کمتر کشور هایی مشاهده می شوند که امپراتوری در آن‌ها به شیوه قدیم وجود داشته باشد زیرا امروزه بیشتر ملت‌ها قادر اند از نظر اقتصادی و امنیتی خود را حفظ کنند و نیازی نیست که بخشی از یک امپراتوری باشند.

[ویرایش] پیرامون واژه

اِمپِراتور واژه‌ای‌ست که از زبان‌های اروپایی به پارسی درآمده. امپراتور لقبی است که در آغاز به سرداران برجسته رومی داده می‌شد. پس از چندی به فرمانروای روم امپراتور می‌گفتند و سرزمین زیر فرمانش را نیز امپراتوری می‌خواندند. پس از فروپاشی امپراتوری روم پادشاهان نیرومندی که بر چندین کشور و سرزمین فرمان می‌راندند امپراتور نامیده می شدند.

در زبان فارسی امپراتور برابر با شاهنشاه است. اگرچه معنای اصلی این دو واژه در گذشته متفاوت بوده‌است ولی امروزه این دو واژه به صورت مترادف به کار می‌روند.

[ویرایش] جستارهای وابسته

[ویرایش] پانویس

  1. ۱٫۰ ۱٫۱ ۱٫۲ ۱٫۳ ۱٫۴ فرهنگ علوم اجتماعی-باقر پرهام و همکاران- نشر مازیار – ص 93
  2. ۲٫۰ ۲٫۱ ۲٫۲ ۲٫۳ ۲٫۴ دانشنامه‌ی سیاسی- داریوش آشوری-نشر مروارید- چاپ شانزدهم 1387- ص35
  3. حملهٔ گستردهٔ دریایی به یونان در زمان خشایارشا.

[ویرایش] منابع

ابزارهای شخصی

گویش‌ها
فضاهای نام
عملکردها
گشتن
چاپ/برون‌بری
جعبه‌ابزار
زبان‌های دیگر