تراژان

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
ترایانوس (تراژان)
optimus princeps به معنای بهترین امپراتور
Buts of Trajan, ca. 108 AD, of the so-called “Decennalia type”, Venice Museo Archeologico, Italy (20841123999).jpg
سردیس ترایانوس
سلطنت۲۸ ژانویه ۹۸ - ۹ اوت ۱۱۷
(۱۹ سال و ۱۹۳ روز)
تاج‌گذاری۲۷ ژانویه ۹۸
پیشیننروا
جانشینهادریان
زاده۱۸ سپتامبر ۵۳
ایتالیکا، هیسپانیا، اکنون سیبیا واقع در اندلس، اسپانیا
درگذشته۹ اوت ۱۱۷ (۶۳ سال)
سلینوس، کیلیکیه، اکنون غازی‌پاشا، استان آنتالیا، ترکیه
آرامگاه
خاکسترش را در پای ستون تراژان دفن کردند، فروم تراژان، رم، ایتالیا
شهبانوپومپیئا پلوتینا
فرزند(ان)هادریانوس (فرزندخوانده)
نام کامل
مارکوس اولیپیوس نروا ترایانوس
پدرمارکوس اولپینوس ترایانوس
نروا (پدرخوانده)
مادرمارکیا
دین و مذهببت‌پرستی رومی

ایمپراتور کایسار نروا ترایانوس دیوی نِروائه فیلیوس آگوستوس (به لاتین: Imperator Caesar Nerva Traianus Divi Nervae filius Augustus) ‏(زاده:۵۳-مرگ:۱۱۷) که به اختصار ترایانوس یا تراژان نامیده می‌شود امپراتور روم از سال ۹۸ تا ۱۱۷میلادی بود. وی از سوی معاصران ستوده شده و تاریخ‌نگاران معاصر از وی به عنوان Optimus princeps به معنای بهترین رئیس (بهترین امپراتور) یادکرده‌اند، و بسیاری از تاریخ‌نگاران و صاحب‌نظران امروزین او را به سبب کارها و توانائی‌هایش به عنوان فرمانده، مدیر و سیاستمدار، به‌سان یکی از کامل‌ترین و صرفه‌جوترین دولت‌مردان تاریخ و از بهترین امپراتوران روم می‌نگرند.

در زمان فرمانروایی ترایانوس، امپراتوری روم به لطف اشغال ارمنستان، آشوریه، و بین‌النهرین، و حتّی قلمروهای داکیه و پادشاهی نبطی‌ها (استان عربیه پترایئا)[یادداشت ۱] به بیشینه وسعت خود رسید (۵ میلیون کیلومتر مربع).[۱][۲] تصرف داکیه (رومانی امروزین) ثروت‌های سرشاری به امپراتوری سرازیر کرد، از جمله معادن باارزش فلزات گران‌بهای طلا و نقره. تصرف قلمرو شاهنشاهی اشکانی امّا به‌دلیل شورش تازه در یهودیه ناتمام و شکننده ماند. ترایانوس، پس از مرگ خود در ۱۱۷ میلادی یک اقتصادجهانی فعال برجای گذارد، به‌ویژه در قسمت خاوری امپراتوری.

ترایانوس (تراژان) در یک مستعمره ایتالیایی در هیسپانیا بایتیکا (واقع در سویل امروزی) به نام ایتالیکا متولد شد؛ جایی‌که خاندان اولپیا[یادداشت ۲] که در آن‌جا می‌زیست از اومبریا و به‌ویژه تودی بدان‌جا کوچ کرده بود. این نظامیِ پُراستعداد و ژنرال محبوب، توسط نروا در ۹۷ میلادی به فرزندخواندگی پذیرفته شد، و دو سال بعد نیز در مقام امپراتور جایگزین او شد. وی پیشتر در دوران فرمانروایی امپراتور دومیتیان بدل به یک ژنرال مهم شده بود، دومیتیانی که سال‌های آخر فرمانروایی‌اش با آزارهای سیاسی مداوم و اعدام سناتورها شناخته می‌شوند. در سپتامبر ۹۶ میلادی، پس از ترور دومیتیان، یک سناتور پیر و بدون پسر به نام نروا بر تخت نشست امّا به زودی ثابت شد که ارتش به وی علاقه‌ای ندارد. پس از یک سالِ کوتاه و پُرتشنج در قدرت، مخالفت‌های گارد پرتورین با وی، قدرت او را کاهش داد، تا جایی‌که وی وادار شد برای حفظ مقام خود، محبوب‌ترین فرد در میان ژنرال‌های آن دوره یعنی ترایانوس، را به فرزندخواندگی بپذیرد و او را وارث و جانشین خود بنامد. نروا اندکی بعد در پایان ژانویه ۹۸ مُرد، و امپراتوری را برای ترایانوس به ارث گذاشت، بی‌آن‌که تنش یا مخالفتی با این‌کار وجود داشته باشد.

یکی از رویدادهای مهم حکومت ترایانوس، حمله به شرق بود. در سال ۱۰۲ تا ۱۱۲ میلادی، رومی‌ها از اینکه اشکانیان یک حاکم دست نشانده را بدون هماهنگی رومی‌ها بر ارمنستان منصوب کرده بودند، عصبانی شدند. ارمنستان، سرزمینی پادشاهی بود که دو امپراتوری بزرگ روم و اشکانی از سال‌ها پیش به‌طور مشترک بر آن سلطه و نفوذ داشتند. ترایانوس ابتدا به سوی ارمنستان لشکرکشی کرد. او شاه ارمنستان را که از طرف اشکانیان منصوب شده بود، از مقام سلطنت خلع کرد و ارمنستان را به امپراتوری ملحق کرد. سپس به سمت جنوب حرکت کرد و به بین‌النهرین، یعنی سرزمین غربی اشکانیان وارد شد و شهر بابل، سلوکیه و تیسفون را تصرف کرد. او سپس به مسیر خود به طرف خلیج فارس ادامه داد و شهر بزرگ شوش را نیز تصرف کرد، اما با خروج ارتش روم ایرانی‌ها شورش کردند و به این ترتیب این شهرها دوباره به دست اشکانیان افتاد و خسرو اشکانی دوباره به حکومت رسید.[۳]

به‌موازات تصرف قلمروها، ترایانوس همچنین برنامه ساختمان‌سازی عمومی عظیمی را هدایت کرد که شهر رم را دگرگون ساخت و بناهای یادبود بسیاری برجای گذارد، از جمله حمام‌های بزرگی که وقف او شدند، ناحیه وسیعی که در برگیرنده فروم تراژان و بازار تراژان بود و در آن‌ها هنوز هم ستون تراژان که یادبودی از پیروزی وی بر داکی‌ها است، پابرجاست. همچنین سیاست‌های اجتماعی‌ایی دنبال کرد که تا پیش از آن سابقه نداشت، برای مثال، مؤسسه خیریه‌ای[یادداشت ۳] برای کمک به کودکان نیازمند ایجاد کرد.

تراژان (ترایانوس) پس از مرگ خود توسط سنا به مقام ایزدی رسید و خاکسترهایش را به پای ستون تراژان ریختند. فرزندخوانده‌اش هادریانوس جانشین وی شد؛ هرچند که بر همگان روشن نبود که آیا او به‌طور عملی توسط ترایانوس به جانشینی‌اش منصوب شده بود یا خیر. هادریانوس سیاست‌های گسترش طلبانه ترایانوس را پی‌نگرفت و تمامی قلمروهایی که وی در جریان لشکرکشی به ایران به‌دست آورده بود را به اشکانیان بازپس داد و در عوض رومی‌سازی ایالات را در قلب سیاست خود قرار داد.

کودکی و جوانی[ویرایش]

اصالت خانوادگی[ویرایش]

ترایانوس (تراژان) از یک گروه مستعمره‌نشینان ایتالیایی در شهر ایتالیکا (امروزه سانتیپونثه، نه چندان دور از سویل) در ایالت رومی هیسپانیا بائتیکا (امروزه اندلس) برآمد.[۴] اصل و نسب اجداد ترایانوس یعنی خاندان اولپیا، به شهر تودی در اومبریا بازمی‌گشت. شهر مستعمراتی ایتالیکا در ۲۰۶ پیش از میلاد توسط گروهی از کهنه‌سربازان، لژیون‌های رومی و متحدان ایتالیایی زخمی یا بیمار ارتش شیپیو آفریکانوس تأسیس شد.[۵] بسیار محتمل است که اولین اجداد خاندان اولپیا که در اینجا ساکن شدند از همین ارتش برخواسته باشند، یا اینکه بعدها به عنوان شهروند غیرنظامی در پایان سده اول پیش از میلاد بدان‌جا رسیده باشند.[۶]

مکان و تاریخ تولد[ویرایش]

افزون‌بر فلاویوس اوتروپیوس[یادداشت ۴][۷]که در سده چهارم می‌نوشت، تمامی دیگر نویسندگان باستانی صرفاً گفته‌اند که اصالت وی اسپانیایی است و خانواده‌اش از ایتالیکا برخواسته‌اند، بی‌آنکه به محل تولدش اشاره‌ای بکنند.[۸]

روز تولد او چهارده روز پیش از اولین روزهای ماه اکتبر است، یعنی ۱۸ ستپامبر.[۹] با این‌حال، سال تولد وی بیشتر جای بحث دارد: برخی نویسندگان بر پایه اشتغال او به حرفه سناتوری، سال ۵۶ میلادی را تولد وی می‌دانند، امّا اکثریت بزرگ تاریخ‌نگاران مدرن می‌گویند که ترایانوس در ۵۳ میلادی زاده شد.[۱۰]

خانواده[ویرایش]

وی فرزند یک بانوی ایبریایی به نام مارکیا[یادداشت ۵] (که از وی اطلاعات کمی در دست است) و مرد سناتور مهمی به نام مارکوس اولپیوس ترایانوس[یادداشت ۶] بود، مردی که در حدود سال۵۹/۶۰ یک پرایتور بود و سپس در سال ۶۷ در طول نخستین جنگ یهود-روم، لگاتوسِ لژیون دهم فرتنسیس[یادداشت ۷] شد،[۱۱] احتمالاً پیش از آنکه در هیسپانیا بائتیکا پروکنسول شود.[۱۲] اولپیوس ترایانوس (پدر) شاید یکی از اولین شهروندان رومی بود که ناچار نبود در ایتالیا ساکن باشد تا به منصب سناتوری دست یابد و فرماندار استان موطن خود شد.[۱۳] در یهودیه، وی تحت فرماندهی امپراتور وسپاسیانوس به همراه پسر او تیتوس خدمت کرد. سپس در سال ۷۰[۱۴] (و یا دو سال دیرتر در ۷۲)[۱۵] به منصب کنسول سوفکتوس دست یافت.

این پدر در ۷۴/۷۳ در طول تصدی منصب کنسوری در زمان وسپاسیانوس به شأن اجتماعی پاتریسی دست یافت، وسپاسیانوس از این هنگام تا ۷۶/۷۸ به وی حکومت سوریه را برای حدود سه تا پنج سال واگذار کرد و با این‌کار، او را در صدر نیروهای نظامی مستقر در خاور قرار داد.[۱۶] میان پایان ۷۳ و آغاز ۷۴، این پدر با موفقیّت با پارتها نبرد کرد، و به سهولت یک یورش شاهنشاه بلاش یکم را دفع کرد.[۱۷] به‌خاطر همین موفقیّت‌ها نشان تریومف[یادداشت ۸] دریافت کرد که در آن دوران، نادر و استثنایی بود.[۱۸] سپس به پروکنسولی ایالت آسیا رسید (شاید در ۷۹) و بعد معتمد دربار فلاویان شد. احتمالاً پیش از سال ۹۸ درگذشته است، یعنی سالی‌که پسرش به امپراتوری رسید.[۱۹]

ترایانوسِ پدر به لطف کنسولی‌اش توانست وارد جمع معدود مردانی شود که تریومف برگزار کرده‌اند،[یادداشت ۹] و بدینگونه راه ورود پسرش به طبقه سناتورها را هموار کند (بنگرید به سلسله مناصب). دیگر اینکه ترایانوس جوان عمه‌ای به نام اولپیا ترایانا[یادداشت ۱۰] داشت که با پوبلیوس آئلیوس هادریانوس مارولینوس[یادداشت ۱۱] ازدواج کرد، کسی که پسری به نام پوبلیوس آئلیوس هادریانوس آفر[یادداشت ۱۲] داشت که خود پدر امپراتور آینده، هادریانوس، شد.[۲۰] در ۸۶ میلادی هادریانوس آفر درگذشت و ترایانوس، به‌همراه یک شهسوار رومی اهل ایتالیکا به نام پوبلیوس آکیلیوس آتیانوس[یادداشت ۱۳]سرپرستی و قیمومیت هادریانوسِ ده ساله و خواهرش آئلیا دومیتیا پائولینا[یادداشت ۱۴] را عهده‌دار شد.[۲۱] پائولینا خود چند سال بعد در حدود ۹۰ میلادی با لوکیوس یولیوس اورسوس سرویانوس[یادداشت ۱۵]که بعداً برای سه مرتبه به کنسولی رسید، ازدواج نمود.[۲۲]

مادر وی مارکیا بود و احتمالاً اصل و نسبش به خاندان مارکیا[یادداشت ۱۶] بازمی‌گشت؛ خانواده‌ای محتملاً سناتوری با منشأ ایتالیکا[یادداشت ۱۷] و مقام کنسولی در دوران امپراتورتیبریوس. خواهر وی اولپیا مارکیانا[یادداشت ۱۸] بود و می‌دانیم که پیش از ۵۰ میلادی زاده شده‌است،[۲۳] و با ماتیدیوس (احتمالاً گایوس سالونیوس ماتیدیوس پاتروینوس[یادداشت ۱۹]) در حدود ۶۳ میلادی ازدواج کرد. ماتیدیوس یک پرایتور بود و پیش از مرگ محتملش در ۷۸ میلادی، عضوی از دربار مذهبی بود؛ و از این وصلت سالونینا ماتیدیا زاده شد.[۲۴] ماتیدیا خود حداقل دوبار ازدواج کرد، یک‌بار با میندیوس،[یادداشت ۲۰] که از این وصلت دختری به نام ماتیدیا[یادداشت ۲۱] زاده شد؛ دومین ازدواجش با کنسول لوکیوس ویبیوس سابینوس[یادداشت ۲۲]بود و از این وصلت ویبیا سابینا زائیده شد، کسی که همسر امپراتور آینده، هادریانوس شد.[۲۵]

جوانی و ازدواج[ویرایش]

شیرخوارگی و کودکی ترایانوس در پرده‌ای از ابهام هستند امّا مطمئناً از آموزش و تعلیم متناسب با طبقه اجتماعی خود بهره‌مند شد و دستور زبان، سخنوری و یونانی را آموخت. وی در حدود سال ۷۵/۷۶ با پومپیئا پلوتینا[یادداشت ۲۳] ازدواج کرد؛ کسی‌که دختر لوکیوس پومپیئوس[یادداشت ۲۴] و پلوتیا[یادداشت ۲۵] بود؛ خانواده‌ای متنفذ که احتمالاً اصالت هیسپانیا داشتند و پلوتینا شیرخوارگی‌اش را در استان اوئلوا گذراند. پلوتینا زنی خونسرد، بافرهنگ و فهیم بود.[۲۶][۲۷] او همچنین به سبب علاقه‌اش به فلسفه شناخته شده‌است، به قدری که مکتب اپیکور در آتن تحت حمایت وی بود.[۲۸] وصلت فرخنده وی با ترایانوس فرزندی در پی نداشت.

خدمت نظامی-سیاسی در زمان دودمان فلاویان (۹۶–۷۱)[ویرایش]

راجع به شروع حرفه سناتوری ترایانوس (تراژان) در قبل از سال ۸۹ میلادی اطلاعات کمی در دست است.[۲۹] محتملاً وی منصب تریبون سربازان را از سال ۷۱ در کنار پدر خود (که لگاتوس لگیونیسِ[یادداشت ۲۶] لژیون دهم فرتنسیس[یادداشت ۲۷] بود) در سوریه روم برعهده گرفت.[۳۰][۳۱] وی ده سال را در همین منصب خدمت کرد، و همین امر نشان‌دهنده علاقه وی به حرفه نظامی است.[۳۲] تحت امپراتوری وسپاسیانوس و در سال ۷۸، یا شاید در زمان تیتوس در ۸۱، ترایانوس کوایستور خزانهٔ سنا شد.[۳۳] در ادامه به‌نظر می‌رسد که میان سال‌های ۷۹/۸۰ و ۸۰/۸۱ به عنوان لگاتوس به پدر خود که پروکنسولِ استان آسیا بود خدمت کرده باشد.[۳۴][۳۵]

ترایانوس سپس در بدو زمام‌داری دومیتیانوس، و محتملاً در ۸۴ یا ۸۶/۸۷، به منصب پرایتور رسید.[۳۶] با وجود آن‌که برای یک پاتریسی مرسوم بود که پس از دو یا سه سال تصدی منصب پرایتوری، خود را کاندیدای کنسولی کند، ترایانوس محتملاً با مشکلاتی با شخص دومیتیانوس مواجه شده بود. می‌دانیم که در ۸۸ وی به عنوان لگاتوس لگیونیس (فرمانده لژیون) به فرماندهی لژیون هفتم گمینا[یادداشت ۲۸] رسید که در شمال هیسپانیا مستقر بود.[۳۷] در حالی‌که در رأس لژیون اسپانیا قرار داشت، دومیتیانوس در طول زمستان ۸۸/۸۹ به وی دستور داد شورش لوسیوس آنتونیوس ساتورنینوس در ماگونیتاکوم (واقع در ماینتس امروزی) در ژرمانیای علیا را سرکوب کند. شورش ساتورنینوس به نحوی خونین توسط آئولوس لاپیوس ماکسیموس[یادداشت ۲۹] سرکوب شد، پیش از این‌که ترایانوس بتواند مداخله‌ای بکند.[۳۸]

امپراتور دومیتیانوس برای پاداش دادن به وفاداری ترایانوس، وی را به همراه مانیوس آکیلیوس گلابریو[یادداشت ۳۰] در سال ۹۱ به منصب کنسولی گماشت.[۳۹] منصبی که برای فردی اشرافی مانند ترایانوس نسبتاً دیر به دست آمد.[۴۰]

امپراتور دومیتیان مستبد

منابع تاریخی در باب زندگی تراژان (ترایانوس) در بین کنسولی‌اش در سال ۹۱ تا سال ۹۷ مبهم و ناقص‌اند، و اکثراً از کتاب پلینی کوچک به نام ستایش ترایانوس[یادداشت ۳۱] برگرفته شده‌اند که خود نیز کاملاً غیرقابل اطمینان و گاه متناقض است.[۴۱] برای همین دربارهٔ آنچه که در طول این مدت (از سال ۹۱ میلادی) تا فرماندهی‌اش در استان ژرمانیای بزرگ در سال ۹۷ بر سرش آمده اطلاعی در دست نیست. ظاهراً در جنگ‌های امپراتور دومیتیانوس در برابر اقوام ژرمانیا (؟۹۷–۹۵) شرکت کرده باشد؛ پیش از این‌که این آخرین بازمانده دودمان فلاویان در ۹۶ میلادی ترور شود. در عوض می‌دانیم که از دست رفتن یک لژیون رومی در طول نبرد با سرم‌ها و یازیگ‌ها منتج به وقوع بحران سیاسی داخلی‌ایی در سال ۹۲ شد.[۴۲] دومیتیانوس هم به‌عنوان امپراتور آشکاراً موضعی خودکامه در برابر اشراف روم اتخاذ کرد. میان سال‌های ۹۰ و ۹۵ میلادی، یک‌سری اقدامات با هدف مجازات زنا، اهانت به ذات اقدس ملوکانه و دیگر جرائم به اجرا گزارده شدند.[۴۳] پس از اوت ۹۳، موجی از محکومیت‌ها منجر به حذف اشخاصی شد که ظن مخالفت با رژیم نسبت به آن‌ها وجود داشت.[۴۴] دومیتیانوس، توطئه‌های متعددی که علیه حکومتش انجام گرفتند را با اعدام پاسخ داد؛ هرچند که شمار سناتورهای اعدام شده (چهارده تن از آنان برای ما شناخته شده‌اند) بسی کمتر از اعدام شدگانِ زمان امپراتور کلودیوس بود. بسیاری محکوم و تبعید شدند.[۴۵]

دومیتیانوس با کشتن پسرِ پسر عمویش به نام تیتوس فلاویوس کلمنس[یادداشت ۳۲] در سال ۹۵ نشان داد که تا چه حد غیرقابل پیش‌بینی است. حتّی اعضای خاندان سلطنتی نیز بیش از این احساس امنیت نکردند. چنین خوف و هراسی بسیاری از افراد را به طرز اجتناب‌ناپذیری به توطئه‌ای جدید واداشت، توطئه‌ای که در ۱۸ سپتامبر ۹۶ صورت گرفت و به قتل دومیتیانوس انجامید.[۴۶] دانستن اینکه سناتورها تا چه حد در این توطئه شرکت داشتند، سخت است، زیرا توطئه مزبور مستقیماً توسط افراد نزدیک به خودِ امپراتور انجام شد؛ که از این میان می‌توان به برخی بردگان آزادشده و شاید همسر خودش، دومیتیا لونگینا، اشاره کرد؛ آن‌هم با حمایت فعال یا منفعل دو تن از فرماندهان گارد پرتورین. مرگ دومیتیان به دودمان فلاویان پایان داد.

فرمانروایی نروا (۹۸–۹۶)[ویرایش]

امپراتور نروا، پدرخواندهٔ ترایانوس

در سپتامبر ۹۶ میلادی امپراتور جدید منصوب شد. در این‌جا با یک سناتور پیر ۶۵ ساله روبرو هستیم، یک سناتور ارشد[یادداشت ۳۳] که نامش مارکوس کوکیئوس نروا[یادداشت ۳۴] بود. وی الگویی مثالی از یک سناتور بود و به کلی در تضاد با دومیتیانوس قرار داشت. برخلاف دستاوردهای سیاسی نروا، دوران کوتاه امپراتوری‌اش ــ چنان‌که مشخصه حکومت‌های موقتی (گذار) است ــ ضعف‌های بسیار نشان داد.[۴۷] بحث بر سر جانشینی همچنان ادامه یافت امّا اینچنین بود که از یک جنگ داخلی در اواخر دودمان فلاویان اجتناب شد، بر خلاف آنچه که با پایان دودمان ژولیو کلودین رخ داده بود.

نروا پسرانی نداشت، و با توجه به سن و سال پیرش مشخص بود که قصدی هم برای ایجاد یک دودمان جدید (چنان‌که وسپاسیانوس، دودمان فلاویان را ایجاد کرده بود) ندارد. وی دستیابی‌اش به امپراتوری را منحصراً به توطئه‌گرانی که دومیتیانوس را ترور کرده بودند مدیون بود، هر چند که خود محتملاً در رخداد و موفقیّت توطئه نقشی فعالانه نداشت.[۴۸] افزون‌بر این‌ها، نروا به اندازه دومیتیانوس مورد علاقهٔ نظامیان نبود. حقیقت این بود که وی تاکنون در طول زندگی حرفه‌ای خود یک لژیون را هدایت نکرده بود و حتّی استاندار یک استان رومی هم نشده بود؛[۴۹] و طبیعتاً هیچ افتخار نظامی هم نداشت که به نظامیان نشان دهد.[۵۰] همچنین سنا، امپراتور جدید را تأیید نکرد مگر پس از جربحث‌هایی بر سر تأیید او.[۵۱] نارضایتی ارتش و گارد پرتورین و نیز پشتیبانی ضعیف سنا همگی دست به دست هم دادند تا جایگاه امپراتور به‌شدّت شکننده شود. حتّی یک توطئه بر علیه او در ابتدای ۹۷ میلادی نیز برملا شد.[۵۲] در پانونیا، فیلسوفی به نام دیو کریسوستوموس[یادداشت ۳۵] موفق شد جرقه یک شورش را بخواباند، در ژرمانیای بزرگ نیز یک‌سری سرکشی‌ها در برابر فرمانروای جدید به وقوع پیوستند و پادگان‌ها به آتش کشیده شدند و یک لژیون نیز از بین رفت امّا ترایانوس (تراژان) به عنوان استاندار، به نام امپراتور جدید نظم و آرامش را به شهر بازگرداند.[۵۳]

یکسال پس از به قدرت رسیدن نروا، کاسپریوس الیانوس،[یادداشت ۳۶] فرمانده سابق گارد پرتورین امپراتور دومیتیانوس، همچنان در میان اعضای گارد مزبور محبوب بود.[۵۴] وی منصب خود را تا سال ۹۴ میلادی که بازنشسته شد یا از چشم افتاد، در دست داشت. وجود وی یک بداقبالی برای نروا بود، به‌طوری‌که او (الیانوس) در میان اعضای گارد خواستار سرهای قاتلان امپراتور سابق (دومیتیانوس) و محاصرهٔ کاخ امپراتوری برای دستگیری عوامل قتل او شد، و توجیه وی نیز این بود که امپراتور جدید (نروا) آنان را محاکمه نکرده‌است. وی توفیق یافت کُشندگان امپراتور پیشین را اعدام کند، که از میان آنان برخی خود عضو گارد بودند؛ و او این کارها را با وجود مخالفت امپراتور انجام داد، و همین کار برای تضعیف جایگاه امپراتور کافی بود. نروا اینچنین ناچار شد ضمن یک سخنرانی عمومی از الیانوس به خاطر این ابتکار تشکر کند.[۵۵]

از این هنگام، نبردی بر سر جانشینی امپراتور نروا به جریان افتاد. برخی از جانشینی مارکوس کورنلیوس نیگرینوس کوریاتوس ماترنوس[یادداشت ۳۷]که از ژنرال‌های ارشد دومیتیانوس و فرماندار فعلی سوریه روم (و در نتیجه در رأس نیرومندترین نیروی مسلح روم در قلمروهای خاوری) بود، پشتیبانی می‌کردند؛ برخی هم از ترایانوس، که ظاهراً در آن هنگام فرماندار ژرمانیای بزرگ یا شاید پانونیا بود، طرفداری می‌کردند. ترایانوس می‌توانست روی سه/چهار لژیون و شماری نیروی کمکی مستقر در ایالت خود که حدوداً ۳۵۰۰۰ نفر بودند حساب باز کند. فرماندار این دو ایالت (یعنی ترایانوس) بیشتر به ایتالیا نزدیک بود و می‌توانست نیروی عظیمی مستقر سازد، هم برای تصرف مقام امپراتوری و هم برای حفاظت از او.

در گیر و دار اواخر سال ۹۷ میلادی، با وجودی‌که دو جناح در نبردی بر سر جانشینی رویارو بودند، ترایانوس در ایالت خود باقی‌ماند. حامیان او سناتورهایی مانند لوکیوس یولیوس اورسوس سرویانوس،[یادداشت ۳۸] لوکیوس لیکینیوس سورا،[یادداشت ۳۹] گنایوس دومیتیوس کورویوس تولوس،[یادداشت ۴۰] سکستوس جولیوس فرونتینوس و تیتوس وستریکیوس اسپورینا[یادداشت ۴۱] بودند.[۵۶] نروا اکنون تصمیم خود را گرفت: به بالای کاپیتول رفت، و رسماً ترایانوس (تراژان) را [که در این لحظه غایب بود] در ۲۸ اکتبر ۹۷ به عنوان فرزندخوانده خود اعلام کرد؛ دیون کاسیوس می‌گوید که او عبارات زیر را بر زبان راند:

«برای مصلحت سنا و مردم روم، و همچنین خودم، من مارکوس اولپیوس نروا ترایانوس را به فرزندخواندگی برمی‌گزینم»

— Cassio Dione، , LCVIII, 3.4

این انتخاب نروا محتملاً توسط لوکیوس لیکینیوس سورا هدایت شده بود، سناتور متنفذ رومی که به تراژان (ترایانوس) نزدیک بود و را تشجیع کرد برای اجتناب از بحران و جنگ داخلی محتمل، مقام امپراتوری را بپذیرد.[۵۷] گفتنی است که کورنلیوس نیگرینوس (رقیب ترایانوس در جانشینی) نیز همچون او اصل و نسب اسپانیایی داشت و شاید متعلق به طبقه شهسواران بود، هرچند که پرستیژ و اعتبار ترایانوس را نداشت و اساساً مدیون افتخارات و شایستگی‌های پدرش بود.

در اکتبر ۹۷، ترایانوس خبردار شد که فرزندخوانده نروا و در نتیجه جانشین او شده‌است، به‌گونه‌ای که هرگونه مخالفت با این اقدام نروا ملغی و بی اثر می‌بود. اعضای گارد پرتورین حوادث سال چهار امپراتور (۶۹ میلادی) را به یاد می‌آوردند که در آن موفق شده بودند با موفقیّت بر لژیون‌ها غلبه کنند؛ امّا این‌بار غافلگیر شده و ناچار باید در برابر اراده امپراتور کرنش می‌کردند.[۵۸] ترایانوس به عنوان جانشین نروا به‌رسمیت شناخته شد، و سنا نیز بعداً عناوین سزار،[یادداشت ۴۲] اقتدار تریبونی،[یادداشت ۴۳] و اقتدار ارشد پروکنسولی[یادداشت ۴۴] و نیز مقام کنسولی در سال ۹۸ به همراه نروا را به وی اعطا کرد. ترایانوس همچنین عنوان پیروزمند گرمانیکوس[یادداشت ۴۵] را نیز دریافت داشت.[۵۹] محتمل است که ترایانوس هرگز نروا را ندیده باشد و منابع تاریخی نشان نمی‌دهند که در گذشته میان این دو مرد دیداری صورت گرفته باشد، امّا مشخص است که در طول زمامداری نروا، ترایانوس هرگز به دیدار وی در روم نرفت چراکه در ژرمانیا باقی ماند.

هنگامی‌که خبر مرگ امپراتور نروا در ۲۸ ژانویه ۹۸ منتشر شد، ترایانوس در کلن امروزی حضور داشت.[۶۰] این فرزندخوانده‌اش هادریانوس (امپراتورِ بعد از ترایانوس) بوده که خبر مرگ نروا را به او رسانده‌است.[۶۱]

ترایانوس، که اکنون بسیار مورد علاقه ارتش واقع بود و توسط اکثریت سنا نیز به رسمیت شناخته شده بود،[۶۲] به نبرد با رقیبان دوران نروا ادامه داد: نیگرینوس عفو شد امّا حکومت سوریه را از دست داد و همین کافی بود تا حمایت ارتش را هم از دست دهد. وی به زادگاه خود، اسپانیا، بازگشت، جایی‌که روزهای پایانی عمرش را در آن سپری کرد. ترایانوس تصمیم گرفت فرمانده سابق پرتورین‌ها، کاسپریوس الیانوس، را به راین فرابخواند و بدین‌گونه او را وادار کرد استعفا داده و از زندگی سیاسی کناره گیرد.[۶۳]

فرمانروایی ترایانوس (۱۱۷–۹۸)[ویرایش]

مردم روم به امپراتور جدید با شور و شوق فراوان درود فرستادند. خبر انتصاب ترایانوس (تراژان) به امپراتوری را چند پیک که در حال رقابت با یکدیگر بودند، به وی رساندند، پیکی که سریع‌تر از همه ترایانوس را مطلع ساخت همانا فرزندخوانده‌اش (و امپراتور بعدی) هادریانوس بود؛ در این هنگام ترایانوس در کلن حضور داشت. اینجا ۲۷ ژانویه ۹۸ میلادی بود و ترایانوس چهل و پنج ساله بود.

زمانی‌که ترایانوس امپراتور شد، قبل از هرچیز کوشید مطمئن شود که پدرخوانده‌اش نروا، به فرمان سنا ایزدانگاشته شود.[۶۴] سپس خاکسترهایش را در آرامگاه آگوستوس جای داد.[۶۵] او فوراً رهسپار پایتخت نشد، بلکه خود را مقید کرد به تعویض برخی مردانی که دوست نمی‌داشت، به تنبیه گاردهایی که در شورش علیه امپراتور پیشین دست داشتند، و به کاستن نصف هدایای سنتی جشن تاج‌گذاری‌اش.[۶۶] در غیبت او، در سال ۹۹، برای آن سال آقایان آئولوس کورنلیوس پالما فرونتونیانوس[یادداشت ۴۶] و کوینتوس سوسیوس سنکیو[یادداشت ۴۷] به کنسولی برگزیده شدند؛ فرد دوم یکی از مشاوران نزدیک ترایانوس و یکی از چهره‌های بس مهم در دوران پرینکیپاته‌ی (فرمانروایی) ترایانوس بود. امپراتور جدید همچنین سکستوس سوبورانوس امیلیانوس را به سِمت فرماندهی گارد پرتورین برگزید. ترایانوس سرانجام در پائیز ۹۹ میلادی به روم بازگشت، پس از آنکه مرزهای شمالی را سر و سامان داد. بازگشت وی همچون یک پیروزی جشن گرفته شد؛[۶۷] تریومفی که با هیاهو همراه نبود. او با تواضع و سادگی به روم بازگشت، بی‌آنکه قدرت خود را به رخ بکشاند. سناتورها صرفاً با یک بوسه از وی استقبال کردند.[۶۸] با بازگشت خود به پایتخت، کنسولی سال ۱۰۰ میلادی را به همراه سکستوس جولیوس فرونتینوس به‌دست‌آورد که سومین مرتبه کنسولی هر دو شخص (ترایانوس و فرونتینوس) بود.

در طول مراسم معارفه در سنا، سناتور پلینی کوچک مدح بی‌انتهایی در ستایش وی نطق کرد که ضمن آن خواستار آن شد که در امر پیشبرد امور اداری دولت، به مجلس سنا اختیارات بیشتری تفویض شود. ترایانوس این درخواست‌ها را با گشاده‌رویی پذیرفت و بسیاری از سناتورها را به حکومت استان‌های روم فراخواند. با این‌حال او کنترل و نظارت نیرومندی بر این فرمانداران اعمال کرد، و نسبت به مایحتاج ایالات توجه خاصی مبذول می‌داشت و جواز ساختِ ساختمان‌های عمومی و عام‌المنفعه را برای خود طلب کرد. این امر به وی اجازه داد بسیاری از سناتورهای باج‌گیر و رشوه‌گیر را رسوا و تنبیه کند، سناتورهایی که از اخلاق و سیاست ملایم امپراتور پیشین، نروا، سوءاستفاده می‌کردند. ترایانوس یک نهاد قضائی تشکیل داد تا به این جُرم‌ها رسیدگی و نظارت کند، نهادی که آنرا شورای بزرگان[یادداشت ۴۸] نام نهاد؛ در این نهاد قضایی بزرگترین حقوق‌دانان آن زمان شرکت داشتند، برای نمونه تیتیوس آریستون.[یادداشت ۴۹] بسیاری به سبب سوءمدیریت استان‌ها مورد بازپرسی و تفتیش واقع شدند، با وجود آن‌که سنا خود احکامی ملایم برای اینان صادر کرد.

ترایانوس توان و نیروی خود و امپراتوری را صرفاً در راه نبردهای نظامی یا ساختن بناهای عمومی مصروف نداشت: وی همچنین یک دولتمرد فهیم و بشردوست بود، و نسبت به احوال شهروندان خود و متعاقباً اصلاحات اجتماعی و سیاسی توجه نشان می‌داد. او میزان زیادی از دارایی‌های شخصی که دومیتیانوس ضبط کرده بود را [به صاحبانشان] بازگرداند، کاری که نروا پیش از مرگ خود آنرا آغازیده بود.[۶۹]او در امور حقوقی-قضایی نیز طول مدت کار دادرسی را کاهش داد، و اتهام‌زنی‌های بی‌نام و نشان را قدغن ساخت، و همین‌طور محاکمه در شرایط فقدان شواهد متقن یا وجود شک و تردید را منع کرد. در مسایل اقتصادی-اجتماعی نیز راهی برای سامان‌دهی دستگاه اداری (بوروکراسی) یافت و قوانینی به سود خُرده زمینداران روستایی تصویب نمود؛ زمینداران ضعیفی که به سبب گسترش زمین‌های زراعی بزرگ[یادداشت ۵۰] اساس حیاتشان تهدید شده بود.[۷۰]

سیاست داخلی[ویرایش]

روابط با سنا[ویرایش]

دوران زمامداریِ (پرینکیپاته) ترایانوس بر عکسِ دومیتیانوس شروع شد، و با مشخصهٔ همکاری وسیع با سنا و بذل و بخشش نسبت به سناتورها برجسته شده بود.[۷۱] زمانی‌که در ژرمانیای بزرگ بود، در نامه‌های اولیه خود به سنا وعده داده بود که هیچ سناتوری بدون دادرسی منصفانه در برابر کوریا[یادداشت ۵۱] (مجمع قضائی) محاکمه نخواهد شد.[۷۲] یکی از اولین اقدامات او همانا اعلام (از طریق سکّه‌های ضرب شده از ابتدای دوران زمامداری‌اش) این نکته بود که اقتدار و اتوریتهٔ خود را از سنا گرفته‌است. او به بسیاری از سناتورها و شهسواران[یادداشت ۵۲]که در دوران دومیتیانوس به تبعید محکوم شده بودند اجازه بازگشت داد، و اموال ضبط شده آنان را بدانان بازگرداند، کاری که از زمان نروا آغاز شده بود. بر خلاف دومیتیانوس، ترایانوس هیچگاه به جمع‌آوری ثروت شخصی به ضرر شهروندان رومی محکوم نشده بود؛ و نیز هرگز از اتهام اهانت بر علیه سناتورها استفاده نکرده بود. حتّی بر عکس، سِمت‌های مهمی به شهسواران و سناتورهایی که در گذشته با دومیتیانوس مخالف بودند، واگذار کرد.[۷۳] ترایانوس خیلی زود نشانه‌هایی از تواضع و خاکساری از خود نشان داد، و یکبار عنوان پدر میهن[یادداشت ۵۳] که سنا به او پیشنهاد کرده بود را رد نمود. بالاخره این عنوان را در پائیز ۹۸ پذیرفت.[۷۴] سپس از رسم و عادت دودمان فلاویان که منصب کنسولی را به دفعات متعدد و متوالی تصاحب می‌کردند، دوری کرد؛ به طوری‌که در طول دوران زمامداری‌اش، تنها چهار مرتبه به کنسولی برگزیده شد: در ۱۰۰، ۱۰۱، ۱۰۳، و ۱۱۲. وی در این‌که منصب کنسولی را به سناتورهایی که چندین بار آنرا تصدی کرده بودند بدهد، تردیدی به خود راه نداد؛[۷۵] سناتورهایی چون سکستوس جولیوس فرونتینوس (که در سال ۱۰۰ برای سومین بار به کنسولی رسید) و لوکیوس لیکینیوس سورا (در سال ۱۰۷) و خیلی دیگر از سناتورهایی که در دوران زمامداری او برای دومین بار به این منصب دست یافتند.

به لطف این رفتارها، که آشکاراً برابری میان سنا و امپراتور را تقویت می‌کردند، ترایانوس بر ایدئولوژی خود که جایگاه او را به عنوان اولی بین برابرها[یادداشت ۵۴] تقویت می‌کرد، تأکید کرد. پلینی کوچک (یکی از سناتورها) از اینکه می‌توانند امپراتور را همچون یکی از خودشان بدانند به وجد آمده بود، و نوشت: «امپراتور تابع قوانین نیست، برعکس این قوانین هستند که تابع اویند».[۷۶]

چنان‌که پلینی کوچک نقل می‌کند، از هنگامی‌که ترایانوس بی‌آنکه پسر نروا یا جانشین بیولوژیک وی بوده باشد جای او را گرفت، ایدهٔ بهترین رئیس[یادداشت ۵۵] نیز پیدا شد، ایده‌ای که اشاره دارد به انتخاب بهترین فرد از میان کاندیداهای جانشینی بر طبق سنت فرزندپذیری در روم‌باستان و پس از تأیید سنا.[۷۷]

تراژان (ترایانوس) همچنین با توزیع و بذل و بخشش‌های سخاوتمندانه خود و برگزاری بازی‌ها و تریومفهای باشکوه، به مردم روم نیز توجه نشان داد.[۷۸][۷۹] مارکوس کورنلیوس فرونتو[یادداشت ۵۶] توانایی ترایانوس در کسب رضایت فقرا و اغنیای روم به صورت توأمان (با برگزاری نمایش‌های عمومی) را ستود.[۸۰] وی همچنین روابط گرمی با فیلسوفان داشت، بسیاری از آنان توسط امپراتورهای پیشین مانند نرون یا فلاویان‌ها مورد غضب واقع شده بودند. دیو کریسوستوموس[یادداشت ۳۵] یکی از مشاوران او بود.[۸۱]

این سیاست جدید نشان از دوری جُستنِ داوطلبانه از دوران فرمانرواییِ مستبدی چون دومیتیانوس بود، دورانی که با تیرانی شناخته می‌شد. ترایانوس نه تنها با همین کارهایش مورد تحسین واقع شد بلکه به‌خاطر نشان دادن تمامی فضایل باستانی منش نیاکان نیز:[۸۲]

  • مردانگی (به لاتین: Virtus): فضیلت، نیروی اخلاقی، و شجاعت کیفیاتی بودند که یک مرد در روم باستان می‌بایستی از آن‌ها بهره‌مند می‌بود؛ ترکیبی از نیرو، توان اخلاقی، و شهامت؛
  • عدالت (به لاتین: Iustitia): برابری، نیرویی اخلاقی است که پایه و اساس نظام حقوقی است؛
  • پیتاس (به لاتین: Pietas): شفقت، روح عدالت، احساس مسئولیت، وفاداری، که بر مردانگی (Virtus)، شهامت و فردیت افسار می‌زند؛
  • ترحم (به لاتین: Clementia): شفقت، انسانیت، حُسن، سخاوت، نرم‌خویی، و بدین‌گونه صفت عدالت را متعادل می‌کند، به‌ویژه هنگامی‌که یک محکوم با حکم سختی روبرو باشد.

مفاهیم اساسی چهار فضیلت نامبرده عبارتند از:[۸۳]

  • شهروندی (به لاتین: civilitas)
  • انسانیّت (به لاتین: humanitas)
  • اعتدال (به لاتین: moderatio)؛ خود-کنترلی
  • کومیتاس (به لاتین: comitas)؛ به معنای ظرافت، خوبی، سخاوت
  • نرم‌خویی و خضوع (به لاتین: mansuetudo)
  • اعتدال و میانه‌روی (به لاتین: temperantia)

پیش از یکم سپتامبر سال ۱۰۰، ترایانوس از سنا و مردم روم عنوان افتخاری Optimus Princeps به معنای «بهترین رئیس» را دریافت کرد که راجع به خدای ارشد یعنی ژوپیتر بود (لقب ژوپیتر Optimus Maximus به معنای بهترین اعظم بود)، در حالی‌که دومیتیانوس تحت حفاظت الهه جنگ، مینروا واقع بود.[۸۴] بعدها حتّی بهترین و نجیب‌ترینِ رئیس‌ها لقب گرفت؛[۸۵] لقبی که بر روی سکّه‌های حک شده از سال ۱۰۳ به بعد دیده شد.[۸۶]

اداره روم و ایتالیا[ویرایش]

در تصویر سمت راست، ترایانوس که توگا بر تن دارد، یک طومار در دست چپ دارد و دست راست خود را نیز به سوی یک پسربچه و دختربچه دراز کرده‌است تا بدانان غذا دهد. پسربچه یک دستِ خود و دختربچه هر دو دست خود را به‌سوی امپراتور دراز کرده‌اند.

تراژان (ترایانوس) مایل به سکونت دادن روستائیان آزاد در شبه‌جزیره ایتالیا، سرمایه‌گذاری و فراهم کردن تدارکات لازم برای گذران معاش و کار در زمین‌ها بود؛ در عوض مهاجران نیز خود را متعهد به دادن بخشی از محصولشان می‌کردند. این سیستم که در ایتالیایی از آن با عنوان colonato یاد می‌شود، نیازمند کنترل و حمایت دولت بود تا بتواند کارایی داشته باشد؛ بدین معنا که از یک‌سو نیازمند آن بود که دولت از ستمگری مالیات‌گیران نسبت به مهاجران یا زیاده‌خواهی زمینداران بزرگ و تقلیل دادن روستائیان به حالت نیمه‌بردگی، جلوگیری کند و از دیگر سو، نیازمند حفاظت از مهاجران در برابر راهزنان بود، مهاجمانی که می‌توانستند زمین‌ها را ویران کرده و مهاجران را به ترک روستا و رفتن به شهر و رها کردن زمین‌های کشت شده وادار کنند.[نیازمند منبع]

برای فائق آمدن بر اضمحلال کشاورزی شبه جزیره ایتالیا، ترایانوس سناتورها را واداشت که حداقل یک سوم سرمایه خود را در ایتالیا سرمایه‌گذاری کنند. او مهاجرت‌ها از ایتالیا را محدود کرد و کوشید حضور طبقه کارآفرین و نیروی انسانی را در ایتالیا تقویت کند، ایتالیایی که مرکزیت (محوریت) خود را از دست می‌داد و وارد مرحله انحطاط شده بود. ترایانوس اوراق مالیات‌های معوقه را آتش زد تا فشار مالیاتی بر استان‌ها را کاهش دهد و نیز برخی مالیات‌هایی که بر دوش استان‌ها و ایتالیایی‌ها سنگینی می‌کرد را ملغی ساخت. اینچنین توانست نوعی صندوق مالی مردمی ایجاد کند که به خُرده زمینداران و کارآفرینان وام می‌داد؛ کسانی‌که از این عطایا بهره فراوان می‌بردند.[نیازمند منبع]

ترایانوس (تراژان) بالاتر از هرچیز، چنان‌که پیش‌تر هم گفته شد، یک انسان‌دوست بزرگ و حامی جوانان رومی بود. برای درمان تیره‌روزی قشرهای پَست، و در تلاش برای بالابردن اوضاع اقتصاد منحط شبه‌جزیره ایتالیا، او مؤسسه خیریه تغذیه‌ای به نام Institutio Alimentaria[یادداشت ۵۷] بنیان‌گذارد. با این اقدام، ترایانوس بخشی از دارائی شخصی خود را وقف کرد تا برخورداری صدها کودک و نوجوان نیازمند از خوراک را تضمین کند.

بر روی طاق تراژان تصویری از توزیع مایحتاج زندگی به مردم و به‌خصوص کودکان فقیر در مؤسسه Institutio Alimentaria به تصویر کشیده شده‌است؛ و همین‌طور حجاری‌های بازمانده در فروم رم به تأسیس نهاد خیریه Alimenta Italiae برای «پسران و دختران نیازمند غذا»[یادداشت ۵۸] اشاره دارند.

قسمت اعظم محوطه آبی توسط کلادیوس و قسمت کوچک‌تر که در داخل خشکی فرورفته است (شش ضلعی) توسط ترایانوس ساخته شده‌است. به این مجموعه پورتوس (به لاتین Portus) می‌گویند که مهم‌ترین بندر روم بر کرانه مدیترانه بود. امروزه حوضچهٔ ترایانوس باقی‌مانده امّا حوضچهٔ کلادیوس بر اثر عقب‌نشینی آب ناپدید شده‌است.

اداره استان‌ها[ویرایش]

داکیه در طول دو جنگ (۱۰۲–۱۰۱ و ۱۰۵ میلادی) موسوم به جنگ‌های داکیه که ترایانوس در برابر شاه دکبالوس[یادداشت ۵۹] هدایت کرد، تصرف شد و در ۱۰۶/۷ میلادی به صورت یک استان رومی درآمد. استان‌های ارمنستان، بین‌النهرین، و آشوریه نیز بین سال‌های ۱۱۴ و ۱۱۶ میلادی و در اثر نبردهای ترایانوس با پارتیان پدید آمدند. نخستین فرماندار بین‌النهرین دکیموس ترنتیوس اسکاریانوس[یادداشت ۶۰] بود. امّا اندکی بعد که ترایانوس درگذشت و هادریانوس در ۱۱۷ به امپراتوری رسید، بین‌النهرین به پارتیان بازگردانده شد.

مدیریت اقتصادی و مالی[ویرایش]

تراژان (ترایانوس) با درآمدها و سودهای ناشی از اصلاحات انجام شده، کالج‌ها و نهادهای خیریه‌ای برای فرزندان نامشروع و یتیم‌های سربازانش ساخت و برایشان مستمری ماهانه و آموزش کافی تدارک دید. امپراتور با اینکارش، برای امپراتورهای بعد از خود نسلی پیشرو و توانمند تضمین کرد. مشکلات اقتصادی هم با نبردهای نظامی رفع شدند؛ نبردهایی که هدف دوگانهٔ ایجاد ثبات در مرزها و جمع‌آوری طلا و نقره (که برای ساختمان بناها، پیشبرد اصلاحات و نیز پُر کردن شکاف‌های اقتصادی دوران امپراتورهای پیشین لازم می‌نمودند) را تعقیب می‌کردند. در اثر این کارها بود که جانشین وی، هادریانوس، خود را با یک امپراتوریِ به لحاظ اقتصادی پُربازده و مازاد روبرو دید.

کارهای عام‌المنفعه[ویرایش]

امپراتوری، که تا آن زمان به شکل مداوم گسترش می‌یافت، در زمان ترایانوس بالاخره منابع خود را صرف بهبود شرایط زندگی شهروندان ــ و نه نبردهای تازه ــ کرد. بدین‌ترتیب ترایانوس اقدامات عام‌المنفعه را تشویق کرد و راه‌ها و ارتباطات را به دو شکل تقویت کرد: با ترمیم جاده‌های مادر و با ساخت یا گسترش بنادر جدید؛ تا بلکه با کارایی هرچه بیشتری شهر روم را با دیگر نقاط امپراتوری پیوند بزند. هنر رومی، در زمان فرمانروایی ترایانوس، به مرحله‌ای رسید که خود را مشخصاً از نفوذ هنر یونانی برهاند، و به اصالتی دست یافت که بر گسترش و توسعهٔ هنر سده‌های آینده تا کنون تأثیر بگذارد.[نیازمند منبع]

بندر ترایانوس در فیومیچینو[ویرایش]

در سال ۱۰۳، تراژان (ترایانوس) به بندری که قبلاً کلودیوس ساخته بود (در ناحیه امروزی فیومیچینو)، یک بندر کوچک و تورفته‌تر اضافه کرد: یک حوضچه شش‌ضلعی که فضایی ۳۹ هکتاری را می‌پوشاند و از طریق کانالها به بندر کلودیوس (بزرگتر)، رود تیبر، و نیز دریا وصل می‌شد. این حوضچه هنوز هم برجای مانده و اکنون یک تالاب[یادداشت ۶۱] است. دور تا دور این حوضچه را انبارهای گمرکی-بندری احاطه کرده بودند و هنوز برخی از آنان قابل مشاهده‌اند. ظرافت آجرکاری[یادداشت ۶۲] آن قابل توجه است.[۸۷]این مجموعه بندری، روم را به نواحی غربی امپراتوری متصل می‌کرد. معماری این طرح بر عهده معمار نبطی-یونانی به نام آپولودوروس دمشقی بود.

این مجموعه بندری که از آن با عنوان Portus نام‌برده می‌شود، تا بیش از ۵۰۰ سال بندر اصلی روم و شریانی برای واردات همه چیز (از شیشه، سرامیک، مرمر و بَرده گرفته تا حیوانات وحشی آفریقایی برای اجرای نمایش در کولوسئوم) بود.

بندر آنکونا[ویرایش]

در حوالی سال ۱۰۰ میلادی، ترایانوس دستور به گسترش بندر آدریاتیکی آنکونا داد تا روم را به استان‌های شرقی امپراتوری متصل کند. برای تحقق بخشیدن به این کار، ترایانوس یک موج‌شکن سنگین در آنجا ساخت تا حفاظت در برابر امواج دریا تقویت شود. سنا و مردم روم نیز بر روی این موج‌شکن یک طاق ساختند تا از امپراتور به خاطر ایمن‌تر کردن این «دروازهٔ ایتالیا» سپاس‌گزاری کنند.

این طرح‌ها نیز توسط آپولودوروس دمشقی انجام شدند.[۸۸] حتّی امروزه نیز موج‌شکن و اسکلهٔ ترایانوس بخش مهمی از بندر آنکونا را تشکیل می‌دهند و طاقی که به افتخار او ساخته شده نیز بر روی همین موج‌شکن قد برافراشته است. در یک ناحیه باستانی بازمانده کارخانه‌های کشتی‌سازی و انبار اسکله به چشم می‌خورند.[۸۹]

فروم ترایانوس و ستون ترایانوس[ویرایش]

ستون تراژان که در فروم تراژان واقع است و به پاس فتوحات او در جنگ‌های داکیه ساخته شده‌است.

ترایانوس (تراژان) همچنین شهر مرکزی روم را با ساختن یک فروم عظیم و بنایی آجری در همسایگی آن، نوسازی کرد؛ بناهایی که بر سراشیبی تپه کوئیرینال (یکی از هفت تپه رم) ساخته شدند. مجموعهٔ غیرعادی آن فروم (که در سال ۱۱۳ افتتاح شده بودند) مشکلات ازدحام و شلوغی جمعیت روم در مرکز شهر و پیرامون جاده مقدس را رفع کرد. این طرح هم تحت نظارت آپولودوروس دمشقی بود.

این طرح شامل بازیلیکا اولپیا، میدان، ستون‌ها، دفاتر، دو کتابخانه، و معبد تراژان[یادداشت ۶۳] بود و افزون‌بر این‌ها، یک ستون به نام ستون تراژان به پاس فتوحات نظامی او در جنگ‌های داکیه نیز ساخته شد که امروزه هم یکی از نمادهای جاودانگی شهر روم است. ارتفاع آن حدود ۳۰ متر و پهنایش ۴ متر است، در اصل رنگ‌آمیزی شده بود، در درون آن یک پلکان حلزونی با ۱۸۵ پله به سقف ستون راه می‌بُرد و بیرون آن نیز یک حاشیه زینتی به صورت مارپیچ با بیش از ۲۰۰۰ نقش برجسته، آنرا پوشانده‌است. در نوک ستون تندیسی از ترایانوس قرار داده بودند که در ۱۵۸۸ میلادی با تندیسی از پطرس جایگزین شد.[۹۰][۹۱]

سیاست مذهبی[ویرایش]

ترایانوس (تراژان) در امور مذهبی بسیار مداراگر بود، با این‌حال همچون بخش اعظم رومیان، برخی از مذاهب را به‌سان تضعیف‌کننده امپراتوری می‌دید، برای مثال مسیحیت را. علی‌رغم این، او کوشید سرکوب‌ها و فشارهای بیش از اندازه را محدود یا از آن اجتناب کند. راجع به تعقیب و آزارهای دوران ترایانوس علیه مسیحیان، برخی اسناد و شواهد بس مهم برای ما بر جای مانده‌اند. نخستین آن‌ها یک نامه است که توسط پلینی کوچک به امپراتور نوشته شده‌است، زمانی‌که پلینی در حدود سال ۱۱۰ در استان بیتینی یک لگاتوس بود. پلینی خط مشی‌ایی را که تا آن زمان در برابر مسیحیان دنبال می‌شد و نیز اتهامات وارده بر آنان را توصیف می‌کند، امّا در عین‌حال خواستار آن می‌شود که خط مشی رفتارش در برابر مسیحیان هرچه بیشتر روشن شود. در نامه مزبور، نگرش منفی نسبت‌به کیش مسیحیت که در آن عصر به‌طور گسترده‌ای در محفل امپراتوری و روشنفکران آن زمان رایج بود و پلینی هم با آن موافق بود، دیده می‌شود: «[مسیحیت] چیزی بیش از خرافه نیست».[یادداشت ۶۴]

سند دومی که رویکرد رومیان نسبت به مسیحیان را نشان می‌دهد همانا دست‌نوشته‌ای از امپراتور است که پاسخ رسمی اوست و در آن امپراتور چگونگی برخورد با مسئله مسیحیت که تا حدود ۱۴۰ سال معتبر باقی‌ماند را دیکته می‌کند: هیچ‌گونه جستجوی فعال مسیحیان صورت نگیرد امّا در موارد شکایت، تنها اگر آنان از اهدای قربانی به خدایان (با انداختن گندم‌های بخور به پای تندیس امپراتورـ اقدامی که بیشتر اقدامی سیاسی بود تا مذهبی‌ـ یا در صورت امتناع، ترایانوس اهدای یک هدیه ساده به تندیس یکی از خدایان را تجویز کرد) امتناع ورزیدند، باید محکوم شوند.[۹۲][۹۳]

این نامه‌نگاری‌ها نکات جالبی را نیز به ما می‌نمایانند: جدا از اتفاق‌نظر عمومی، پلینی تقریباً هیچ‌چیز در مورد مسیحیان نمی‌دانست، و از آن هم کمتر دربارهٔ جرائم ارتکابی‌شان، در مورد مجازات‌های لازم و نیز هنجارها و رویه‌های قضائی که باید در برابر آنها به کار بندد. از این مطلب برمی‌آید که در آن دوره قوانین یا احکامی بر ضد مسیحیان وجود نداشتند، و حّتی امپراتورها هیچگاه موضعی رسمی در برابر آنان اتخاذ نکرده بودند و هیچ رویه دادرسی در برابر مسیحیان چنان اهمیتی نداشته که بتواند سابقه قضائی قوی‌ایی برای یک دادرس رومی شود. پاسخ ترایانوس، از یکسو نشانگر دشواری ایجاد اصول و رویه عام حقوقی برای محکوم کردن مسیحیان است و از دیگر سو، به نظر می‌رسد که بیشتر نگران حفاظت از بی‌گناهان است تا تبرئهٔ مجرمان: محاکمه مجرمان، امّا در عین‌حال اجتناب از تعقیب آنان، و بسنده کردن به اعطای قربانی به خدایان.[۹۴]

سالشمار[ویرایش]

یادداشت‌ها[ویرایش]

  1. به لاتین Arabia Petrea؛ به عربی العربیة البترائیة‎
  2. به لاتین Gens Ulpia
  3. به لاتین Institutio Alimentaria
  4. به لاتین Flavius Eutropius
  5. به لاتین Marcia؛ در ایتالیایی به صورت مارچا تلفظ می‌شود
  6. به لاتین Marcus Ulpius Traianus pater
  7. Legio X Fretensis
  8. به لاتین ornamenta triumphalia
  9. به لاتین vir triumphalis
  10. به لاتین Ulpia Traiana
  11. به لاتین Publius Aelius Hadrianus Marullinus
  12. به لاتین Publius Aelius Hadrianus Afer
  13. به لاتین Publius Acilius Attianus
  14. به لاتین Aelia Domitia Paulina
  15. Lucius Iulius Ursus Servianus
  16. به لاتین gens Marcia
  17. ایتالیکا امروزه در استان سبیای اسپانیا قرار دارد
  18. به لاتین Ulpia Marciana؛ در ایتالیایی اولپیا مارچانا تلفظ می‌شود
  19. به لاتین Gaius Salonius Matidius Patruinus
  20. Mindius
  21. Matidia
  22. به لاتین Lucius Vibius Sabinus
  23. به لاتین Pompeia Plotina
  24. به لاتین Lucius Pompeius
  25. به لاتین Plotia
  26. به لاتین legatus legionis؛ به معنای فرمانده ارشد یک لژیون است
  27. به لاتین Legio X Fretensis
  28. به لاتین legio VII Gemina
  29. به لاتین Aulus Bucius Lappius Maximus
  30. به لاتین Manius Acilius Glabrio
  31. به لاتین Traiani laudatio
  32. به لاتین Titus Flavius Clemens
  33. به لاتین Princeps senatus به معنای بزرگ سنا یا آقای سنا
  34. به لاتین Marcus Cocceius Nerva
  35. ۳۵٫۰ ۳۵٫۱ به یونانی Δίων Χρυσόστομος؛ او از اجداد دیون کاسیوس بود
  36. به لاتین Casperius Aelianus
  37. به لاتین Marcus Cornelius Nigrinus Curiatius Maternus
  38. به لاتین Lucius Iulius Ursus Servianus
  39. به لاتین Lucius Licinius Sura
  40. به لاتین Gnaeus Domitius Curvius Tullus
  41. به لاتین Titus Vestricius Spurinna
  42. به لاتین Caesar
  43. به لاتین tribunicia potestas
  44. به لاتین Imperium proconsulare maius
  45. به لاتین Germanicus
  46. به لاتین Aulus Cornelius Palma Frontonianus
  47. به لاتین Quintus Sosius Senecio
  48. به لاتین Consilium Principis
  49. به لاتین Titius Ariston
  50. به لاتین lātifundium
  51. به لاتین Curia
  52. به لاتین equites
  53. به لاتین Pater Patriae
  54. به لاتین primus inter pares
  55. به لاتین Optimus Princeps
  56. به لاتین Marcus Cornelius Fronto
  57. به لاتین Institutio Alimentaria؛ به معنای مؤسسه نیازمندان
  58. به لاتین pueri et puellae alimentari
  59. به لاتین Decebalus
  60. به لاتین Decimus Terentius Scaurianus
  61. به انگلیسی lagoon
  62. به انگلیسی brickwork
  63. البته معبد در زمان هادریانوس ساخته و به فروم اضافه شد
  64. به لاتین nihil aliud quam superstitionem

پانویس[ویرایش]

  1. Julian Bennett. Trajan: optimus princeps: a life and times. ۱۹۹۷: Routledge.
  2. Christy Steele (۲۰۰۱). Rome. Raintree Steck-Vaughn. ص. ۳۶.
  3. بهنام محمدپناه، ص ۵۹
  4. Paul Petit (۱۹۷۴). , Histoire générale de l'Empire romain, vol. 1 - Le Haut-Empire. ص. ۱۶۵.
  5. Julian Bennett (۱۹۹۷). Trajan, Optimus Princeps,. Bloomington: Indiana University Press. ص. ۱.
  6. Julian Bennett (۱۹۹۷). Trajan, Optimus Princeps,. Bloomington: Indiana University Press. ص. ۲.
  7. Eutropio. Breviarium ab Urbe condita. VIII. ص. ۲.
  8. Karl Strobel (۲۰۱۰). Kaiser Traian. Eine Epoche der Weltgeschichte, Ratisbona. ص. ۴۰.
  9. Julian Bennett (۱۹۹۷). Trajan, Optimus Princeps,. Bloomington: Indiana University Press. ص. ۱۳.
  10. Julian Bennett (۱۹۹۷). Trajan, Optimus Princeps,. Bloomington: Indiana University Press. ص. ۱۴.
  11. Julian Bennett (۱۹۹۷). Trajan, Optimus Princeps,. Bloomington: Indiana University Press. ص. ۱۴.
  12. Julian Bennett (۱۹۹۷). Trajan, Optimus Princeps,. Bloomington: Indiana University Press. ص. ۱۵.
  13. Julian Bennett (۱۹۹۷). Trajan, Optimus Princeps,. Bloomington: Indiana University Press. ص. ۱۵.
  14. Karl Strobel (۲۰۱۰). Kaiser Traian. Eine Epoche der Weltgeschichte, Ratisbona. ص. ۵۱.
  15. Françoise Des Boscs-Plateaux (۲۰۰۶). (Un parti hispanique à Rome? Ascension des élites hispaniques et pouvoir politique d'Auguste à Hadrien (27 av. J-C - 138 ap. J-C. Madrid: Casa de Velazquez. ص. ۲۵۱.
  16. Julian Bennett (۱۹۹۷). Trajan, Optimus Princeps,. Bloomington: Indiana University Press. ص. ۱۴ و ۱۹.
  17. Catherine Salles (۲۰۰۸). La Rome des Flaviens: Vespasien, Titus, Domitien, Tempus Perrin. ص. ۲۶۰.
  18. Julian Bennett (۱۹۹۷). Trajan, Optimus Princeps,. Bloomington: Indiana University Press. ص. ۱۹.
  19. Julian Bennett (۱۹۹۷). Trajan, Optimus Princeps,. Bloomington: Indiana University Press. ص. ۲۰.
  20. Historia Augusta, Vita di Adriano. ص. ۱.
  21. Ronald Syme (۱۹۶۴). , Hadrian and Italica, in The Journal of Roman Studies, vol. 54. ص. ۱۴۲.
  22. Historia Augusta, Vita di Adriano. ص. ۱.
  23. Julian Bennett (۱۹۹۷). Trajan, Optimus Princeps,. Bloomington: Indiana University Press. ص. ۱۲.
  24. Julian Bennett (۱۹۹۷). Trajan, Optimus Princeps,. Bloomington: Indiana University Press. ص. ۱۳.
  25. Julian Bennett (۱۹۹۷). Trajan, Optimus Princeps,. Bloomington: Indiana University Press. ص. ۱۳.
  26. Julian Bennett (۱۹۹۷). Trajan, Optimus Princeps,. Bloomington: Indiana University Press. ص. ۵۹.
  27. Plinio il Giovane. Panegirico di Traiano. ص. ۸۸.
  28. Simon Hornblower and Anthony Spawforth (۲۰۰۳). Oxford Classical Dictionary. Oxford University Press. ص. ۱۲۱۴.
  29. Julian Bennett (۱۹۹۷). Trajan, Optimus Princeps,. Bloomington: Indiana University Press. ص. ۲۰.
  30. Karl Strobel (۲۰۱۰). Kaiser Traian. Eine Epoche der Weltgeschichte, Ratisbona. ص. ۶۳.
  31. Julian Bennett (۱۹۹۷). Trajan, Optimus Princeps,. Bloomington: Indiana University Press. ص. ۱۴.
  32. Paul Petit (۱۹۷۴). , Histoire générale de l'Empire romain, vol. 1 - Le Haut-Empire. ص. ۱۶۵.
  33. Julian Bennett (۱۹۹۷). Trajan, Optimus Princeps,. Bloomington: Indiana University Press. ص. ۲۶.
  34. Julian Bennett (۱۹۹۷). Trajan, Optimus Princeps,. Bloomington: Indiana University Press. ص. ۳۰–۳۱ و ۴۴.
  35. Paul Petit (۱۹۷۴). , Histoire générale de l'Empire romain, vol. 1 - Le Haut-Empire. ص. ۱۲۶.
  36. Julian Bennett (۱۹۹۷). Trajan, Optimus Princeps,. Bloomington: Indiana University Press. ص. ۱۴ و ۲۶.
  37. Julian Bennett (۱۹۹۷). Trajan, Optimus Princeps,. Bloomington: Indiana University Press. ص. ۲۶.
  38. Julian Bennett (۱۹۹۷). Trajan, Optimus Princeps,. Bloomington: Indiana University Press. ص. ۲۶.
  39. Paul Petit (۱۹۷۴). , Histoire générale de l'Empire romain, vol. 1 - Le Haut-Empire. ص. ۱۶۵.
  40. Karl Strobel (۲۰۱۰). Kaiser Traian. Eine Epoche der Weltgeschichte, Ratisbona. ص. ۱۰۳.
  41. Julian Bennett (۱۹۹۷). Trajan, Optimus Princeps,. Bloomington: Indiana University Press. ص. ۴۳.
  42. Karl Strobel (۲۰۱۰). Kaiser Traian. Eine Epoche der Weltgeschichte, Ratisbona. ص. ۱۲۳.
  43. Karl Strobel (۲۰۱۰). Kaiser Traian. Eine Epoche der Weltgeschichte, Ratisbona. ص. ۱۲۱.
  44. Karl Strobel (۲۰۱۰). Kaiser Traian. Eine Epoche der Weltgeschichte, Ratisbona. ص. ۱۲۲.
  45. Julian Bennett (۱۹۹۷). Trajan, Optimus Princeps,. Bloomington: Indiana University Press. ص. ۲۸–۳۳.
  46. Julian Bennett (۱۹۹۷). Trajan, Optimus Princeps,. Bloomington: Indiana University Press. ص. ۳۳–۳۵.
  47. John D. Grainger (۲۰۰۴). Nerva and the Roman succession crisis of AD 96–99. London. ص. ۱-۱۹۲.
  48. Cassio Dione. Storia romana. LXV. ص. ۱۵٫۵.
  49. Paul Petit (۱۹۷۴). , Histoire générale de l'Empire romain, vol. 1 - Le Haut-Empire. ص. ۳۴.
  50. Jean-Pierre Martin (۲۰۰۶). Le Haut-Empire, in Histoire romaine, U Histoire, Paris, Armand Colin. ص. ۲۲۹.
  51. Julian Bennett (۱۹۹۷). Trajan, Optimus Princeps,. Bloomington: Indiana University Press. ص. ۳۵-۳۶.
  52. Julian Bennett (۱۹۹۷). Trajan, Optimus Princeps,. Bloomington: Indiana University Press. ص. ۴۱-۴۲.
  53. Jean-Pierre Martin (۲۰۰۶). Le Haut-Empire, in Histoire romaine, U Histoire, Paris, Armand Colin. ص. ۲۲۹.
  54. Léon Homo (۱۹۳۸). L'Empire libéral du II siecle, de Nerva à Commode (96-192 après J.C. Journal des savants. ص. ۲۱۲.
  55. Julian Bennett (۱۹۹۷). Trajan, Optimus Princeps,. Bloomington: Indiana University Press. ص. ۴۲.
  56. Paul Petit (۱۹۷۴). , Histoire générale de l'Empire romain, vol. 1 - Le Haut-Empire. ص. ۱۶۵.
  57. Julian Bennett (۱۹۹۷). Trajan, Optimus Princeps,. Bloomington: Indiana University Press. ص. ۴۷.
  58. Paul Petit (۱۹۷۴). , Histoire générale de l'Empire romain, vol. 1 - Le Haut-Empire. ص. ۱۶۵.
  59. Paul Petit (۱۹۷۴). , Histoire générale de l'Empire romain, vol. 1 - Le Haut-Empire. ص. ۱۶۴.
  60. Cassio Dione. Storia romana. LXVIII. ص. ۳.
  61. Historia Augusta, Vita di Adriano. ص. ۲.
  62. Julian Bennett (۱۹۹۷). Trajan, Optimus Princeps,. Bloomington: Indiana University Press. ص. ۵۰.
  63. Cassio Dione. Storia romana. LXVIII. ص. ۵.
  64. Julian Bennett (۱۹۹۷). Trajan, Optimus Princeps,. Bloomington: Indiana University Press. ص. ۹۰.
  65. Aurelio Vittore. Epitome de Caesaribus XII, Nerva. ص. ۱۱.
  66. Cassio Dione. Storia romana. LVIII. ص. ۲۳.
  67. Plinio il Giovane. Panegirico di Traiano. ص. ۱۲.
  68. Julian Bennett (۱۹۹۷). Trajan, Optimus Princeps,. Bloomington: Indiana University Press. ص. ۵۴.
  69. Cassio Dione. Storia romana. LVIII. ص. ۲۳٫۱.
  70. «NERVA, TRAIANO E GLI ANTONINI: L'APOGEO DELL'IMPERO». دریافت‌شده در ۱۳ ژانویه ۲۰۲۱.
  71. Paul Petit (۱۹۷۴). , Histoire générale de l'Empire romain, vol. 1 - Le Haut-Empire. ص. ۱۶۶.
  72. Cassio Dione. Storia romana. LXX. ص. ۵.
  73. Julian Bennett (۱۹۹۷). Trajan, Optimus Princeps,. Bloomington: Indiana University Press. ص. ۵۲.
  74. Julian Bennett (۱۹۹۷). Trajan, Optimus Princeps,. Bloomington: Indiana University Press. ص. ۵۲.
  75. Karl Strobel (۲۰۱۰). Kaiser Traian. Eine Epoche der Weltgeschichte, Ratisbona. ص. ۱۵۴.
  76. Plinio il Giovane. Panegirico di Traiano. ص. ۶۴.
  77. Plinio il Giovane. Panegirico di Traiano. ص. ۸۸, ۴.
  78. Paul Petit (۱۹۷۴). , Histoire générale de l'Empire romain, vol. 1 - Le Haut-Empire. ص. ۱۶۶.
  79. Patrick Le Roux (۱۹۹۸). Le Haut-Empire romain en Occident, d'Auguste aux Sévères, in Nouvelle Histoire de l'Antiquité. Paris, Seuil. ص. ۱۵۴.
  80. Charles Richard Whittaker (۲۰۰۶). Il povero, in Andrea Giardina (a cura di), L'uomo romano,. Bari. ص. ۳۴۹.
  81. Maurice Sartre (۱۹۹۷). Le Haut-Empire romain, les provinces de Méditerranée orientale d'Auguste aux Sévères,. Paris. ص. ۱۳۴.
  82. Karl Strobel (۲۰۱۰). Kaiser Traian. Eine Epoche der Weltgeschichte, Ratisbona. ص. ۱۰ و ۲۰۳.
  83. Karl Strobel (۲۰۱۰). Kaiser Traian. Eine Epoche der Weltgeschichte, Ratisbona. ص. ۱۰ و ۲۰۳.
  84. Jean-Marie Pailler (۲۰۱۳). Précis d'histoire romaine. ص. ۱۲۸.
  85. Karl Strobel (۲۰۱۰). Kaiser Traian. Eine Epoche der Weltgeschichte, Ratisbona. ص. ۲۰۳.
  86. Karl Strobel (۲۰۱۰). Kaiser Traian. Eine Epoche der Weltgeschichte, Ratisbona. ص. ۲۰۴.
  87. Ashby، Thomas (۱۹۱۱). Portus. ص. ۱۶۹.
  88. Mario Natalucci. Ancona nei secoli, volume primo.
  89. Monica Salvini. Lo scavo del Lungomare Vanvitelli: il porto romano di Ancona.
  90. Bianchi Bandinelli (۲۰۰۵). ص. ۲۶۹. پارامتر |عنوان= یا |title= ناموجود یا خالی (کمک)
  91. Cassio Dione. Storia romana. LVIII. ص. ۱۶, ۳.
  92. Lepelley. cit. ص. ۲۳۵–۶.
  93. Frend (۲۰۰۶). cit. ص. ۵۰۶–۸.
  94. E.Gibbon. Storia della decadenza e della caduta dell'Impero romano. ص. ۲۳۹-۲۴۰.
  95. ۹۵٫۰ ۹۵٫۱ CHRONOLOGY OF IRANIAN HISTORY PART 1 iranicaonline.org

منابع[ویرایش]

پیوند به بیرون[ویرایش]