پارتاماسپت
| پارتاماسپات | |
|---|---|
| Parthamaspates | |
سکّۀ تترادراخمای پارتاماسپات، ضربشده در دوران کوتاه پادشاهی او. | |
| اطّلاعات کلّی | |
| عنوان | پادشاه دستنشاندۀ روم در شاهنشاهی اشکانی و بعدها شاه اسروئن |
| دودمان | اشکانیان |
| پدر | خسرو یکم |
| زادروز | اواخر سدۀ یکم میلادی |
| مرگ | پس از ۱۲۳ میلادی |
| دوران پادشاهی | |
| در پارت (دستنشاندۀ روم) | ۱۱۶–۱۱۷ میلادی |
| در اسروئن | ۱۱۸–۱۲۳ میلادی (تا ۱۲۲ مشترک با یالور) |
| زمینۀ تاریخی | |
| رویداد کلیدی | لشکرکشی تراژان به ایران (۱۱۳–۱۱۷ م) |
| پس از مرگ تراژان | خسرو یکم او را شکست داد و تاجوتخت پارت را بازپس گرفت. |
‘’‘پارتاماسپات’‘’ (یا ‘’‘پارتاماسپت’‘’) شاهزادهای اشکانی و فرزند خسرو یکم بود که در اوایل سدۀ دوم میلادی، برای مدّتی کوتاه بهعنوان پادشاه دستنشاندۀ امپراتوری روم بر تختِ شاهنشاهی اشکانی نشست.[۱] داستان زندگی او نمونۀ بارز سرنوشت یک «پادشاه دستنشانده» است: بهقدرترسیدن با سرنیزۀ بیگانه و سقوط سریع با خروج آن نیروی پشتیبان. پس از شکست در پارت، رومیان بهعنوان دلجویی حکومتِ پادشاهی کوچکِ اسروئن را به او واگذار کردند.
زندگینامه
[ویرایش | اشتراکگذاری]سالهای تبعید
[ویرایش | اشتراکگذاری]بخش عُمدۀ زندگی پارتاماسپات پیش از رسیدن به قدرت در تبعید و در دربار امپراتوری روم سپری شد. این دوران او را به شاهزادهای رومیشده تبدیل کرد که بیش از فرهنگ نیاکانش با آدابورسوم روم خو گرفته بود؛ به همین دلیل، هنگامی که امپراتور تراژان در سال ۱۱۳ میلادی عزم خود را برای حلّ نهایی «مسئلۀ شرق» جزم کرد، پارتاماسپات را بهعنوان مهرۀ اصلی نقشۀ خود برگزید.
زمینۀ تاریخی: لشکرکشی تراژان
[ویرایش | اشتراکگذاری]در جریان تهاجم گستردۀ تراژان به ایران (۱۱۴–۱۱۷ م)، ارتش روم توانست در مدّت کوتاهی ارمنستان را به یک استان رومی تبدیل کند و سپس با گذر از میانرودان پایتخت اشکانیان—تیسفون—را تسخیر نماید. خسرو یکم، شاه اشکانی—که غافلگیر شده بود—از پایتخت گریخت. تراژان در ابتدا قصد داشت کلّ قلمرو اشکانیان را رسماً به خاک روم ضمیمه کند؛ امّا بهزودی دریافت که کنترل مستقیم این مناطق پهناور و ناآرام دشوار و پرهزینه است. ازاینرو تصمیم گرفت سیاست غیرمستقیم را در پیش بگیرد: نصبِ یک شاهزادۀ پارتیِ مطیع روم بر تختِ پارت.[۲]
پارتاماسپات—که وفاداریاش به روم تضمینشده بهنظر میرسید—گزینۀ ایدهآلی برای این نقش بود. بدینترتیب، در سال ۱۱۶ میلادی تراژان طیّ مراسمی باشکوه تاج پادشاهی را بر سر پارتاماسپات گذاشت. این رویدادِ مهم چنان برای دستگاه تبلیغاتی روم اهمّیّت داشت که بر روی سکّههای رومی نیز نقش بست.
شکست و سقوط
[ویرایش | اشتراکگذاری]سلطنتِ پارتاماسپات از همان آغاز متزلزل و بیپشتوانه بود. او در میان اشراف و مردمِ پارتی یک «خائن» و «دستنشانده» محسوب میشد؛ ازاینرو بقای تاجوتختش کاملاً به حضور ارتش روم بستگی داشت. با مرگِ ناگهانیِ تراژان در سال ۱۱۷ میلادی و رویکارآمدن هادریان، معادلات قدرت بهطور کامل دگرگون شد. هادریان—که سیاستی تدافعی و صلحجویانه داشت—فرمان عقبنشینیِ کامل از متصرّفات شرقی را صادر کرد. با خروج لژیونهای رومی، پارتاماسپات آخرین حامی خود را از دست داد. پدرش، خسرو یکم—که در تبعید بهسر میبرد—بهآسانی به تیسفون بازگشت، پسرش را شکست داد و تاجوتخت خود را بازپس گرفت.[۱]
پادشاهی در اسروئن
[ویرایش | اشتراکگذاری]پارتاماسپات که بار دیگر به رومیان پناهنده شده بود، این بار بهعنوان یک متّحدِ شکستخورده امّا وفادار مورد شفقتِ روم قرار گرفت. امپراتوری روم بهعنوان «غرامت» حکومت پادشاهیِ کوچک و دستنشاندۀ اسروئن را به او واگذار کرد. اسروئن، دولتی حائل در مرزهای شرقی روم، در میان آسیای صغیر و سوریه قرار داشت. او ابتدا از سال ۱۱۸ تا ۱۲۲ میلادی بهطور مشترک با پادشاه پیشین—یالور—حکومت کرد و پس از آن برای یک سال (تا ۱۲۳ م) فرمانروای انحصاری اسروئن شد.[۱] شواهدی وجود دارد که او در این دوران روابط تجاری خود را با شرق—از جمله با امپراتوری کوشان از طریق مسیرهای دریایی و رود سند—حفظ کرده بود.[۱]
میراث و ابهامات تاریخی
[ویرایش | اشتراکگذاری]پارتاماسپات یکی از گمنامترین پادشاهان اشکانی است و بخشهای زیادی از زندگی او—از جمله تاریخ دقیق مرگش—در پردۀ ابهام باقی مانده است. بااینحال، حضور کوتاه او بر تختِ پارت پیامدهای نمادین مهمّی داشت. شکست و سقوطِ سریعِ او نشاندهندۀ دو مؤلّفۀ اساسی بود: محدودیّتهای قدرت نظامیِ روم در حفظ فتوحات در عُمقِ قلمروِ ایران؛ و مقاومتِ جامعۀ ایرانی در برابر حاکمان دستنشاندۀ بیگانه.
دههها پس از سقوط پارتاماسپات، امپراتوران روم همچنان در تبلیغات رسمیِ خود ادّعای تسلّط بر پارت را مطرح میکردند. برای نمونه، در دوران امپراتور آنتونینوس پیوس (۱۳۸–۱۶۱ م) سکّهای ضرب شد که در آن تصویر یک «پارتیِ مطیع» در حال تقدیمِ تاج به امپراتور روم دیده میشود. این تصویر و شعار ‘‘PAR-TH-IA’’ (پارت) بر روی سکّه، ادّعایی میانتهی بود که دیگر هیچگاه با واقعیّت سیاسیِ میدانی انطباق نداشت و صِرفاً جنبۀ تبلیغاتی داشت.[۳]

منابع
[ویرایش | اشتراکگذاری]- 1 2 3 4 Ellerbrock, Uwe (2021). The Parthians: The Forgotten Empire. Routledge. p. 61. ISBN 978-1-000-35848-3.
- ↑ Schlude, Jason M. (13 January 2020). Rome, Parthia, and the Politics of Peace: The Origins of War in the Ancient Middle East. Routledge. p. 165. ISBN 978-1-351-13570-2.
- ↑ Schlude, Jason M. (13 January 2020). Rome, Parthia, and the Politics of Peace: The Origins of War in the Ancient Middle East. Routledge. p. 176. ISBN 978-1-351-13570-2.
کتابشناسی
[ویرایش | اشتراکگذاری](فرانسوی) Clément Huart & Louis Delaporte, ‘‘L’Iran antique: Élam et Perse et la civilisation iranienne’’, Albin Michel, coll. " L’Évolution de l’Humanité», Paris, 1943, ص. 327 .
Toumanoff, Cyril (1986). "Arsacids". Encyclopaedia Iranica, Vol. II, Fasc. 5. Cyril Toumanoff. pp. 525–546.