لشکرکشی تراژان به ایران
| لشکرکشی تراژان به ایران | |
|---|---|
| Trajan's Parthian campaign | |
سکۀ طلای رومی (اورئوس) ضربشده به یادبود فتح پارتها توسط تراژان. | |
| اطلاعات کلی | |
| بخشی از | جنگهای ایران و روم |
| تاریخ | ۱۱۳/۱۱۴ – ۱۱۷ میلادی |
| مکان | شام، آناتولی، میانرودان |
| نتیجه | بنبستِ نظامی و عقبنشینیِ روم پس از مرگِ تراژان؛ احیای شاهنشاهی اشکانی و بازگشت به مرزهای پیش از جنگ.[۱] |
| تغییرات سرزمینی | الحاق موقت ارمنستان، آشور و بینالنهرین به روم؛ احیای آدیابن به عنوان یک دولت دستنشاندهٔ رومی. |
| طرفهای درگیر | |
| امپراتوری روم | تراژان لوسیوس کوئیتوس پارتاماسپت (شاه دستنشاندۀ روم در پارت) |
| شاهنشاهی اشکانی | خسرو یکم پارتاماسیریس † سنتورق دوم |
| گاهشمار لشکرکشی | |
| ۱۱۴ م | حمله به ارمنستان، انضمام آن به روم و قتل پارتاماسیریس. |
| ۱۱۵ م | آغاز تهاجم به میانرودان و حرکت به سوی کوههای توروس. |
| ۱۱۶ م | سقوط تیسفون، تصرف بابل و خلیج فارس، نشاندن پارتاماسپت بر تخت پارت. |
| ۱۱۷ م | شورشهای گستردۀ یهودیان (جنگ کیتوس) و مقاومت پارتی، عقبنشینی روم و مرگ تراژان. |
لشکرکشی تراژان به ایران یا نبرد تراژان با پارتها، جنگی بزرگ و سرنوشتساز میان امپراتوری روم و شاهنشاهی اشکانی بود که از ۱۱۳/۱۱۴ تا ۱۱۷ میلادی به درازا کشید. این لشکرکشی که توسط امپراتور تراژان رهبری میشد، آخرین و بلندپروازانهترین تلاش روم برای حلّ «مسئلۀ شرق» از طریق شکست کامل اشکانیان بود.[۲]
فتوحات اولیه خیرهکننده بودند: تراژان ارمنستان را به یک استان رومی تبدیل کرد، از میانرودان گذشت، پایتخت اشکانیان یعنی تیسفون را تسخیر نمود و حتی به کرانههای خلیج فارس رسید. با این حال، این پیروزیها شکننده و ناپایدار از کار درآمدند. شورشهای گستردۀ یهودیان در سراسر شرق مدیترانه (جنگ کیتوس) و مقاومت چریکی پارتیها، خطوط تدارکاتی روم را فلج کرد. سرانجام، مرگ ناگهانی تراژان در ۱۱۷ میلادی و روی کار آمدن جانشین او هادریان که سیاستی تدافعی در پیش گرفت، به تخلیۀ کامل سرزمینهای فتحشده انجامید. بدین ترتیب، پس از سه سال نبرد، مرزهای دو امپراتوری تقریباً به وضعیت پیش از جنگ بازگشت.[۱]
پیشزمینه
[ویرایش | اشتراکگذاری]رقابت کهن روم و پارت
[ویرایش | اشتراکگذاری]لشکرکشی تراژان نقطۀ اوج بیش از دو قرن رقابت تلخ و متناوب میان روم و پارت بر سرِ سلطه بر خاور نزدیک، بهویژه پادشاهی حائل ارمنستان بود. از زمان نرون (حدود پنجاه سال پیش از آن)، دو امپراتوری بر سرِ حقِ تعیینِ پادشاه ارمنستان به نوعی «هژمونی مشترک» دست یافته بودند؛ توازنی شکننده که هر دو طرف به دنبال برهمزدن آن به نفع خود بودند.[۳]
در سال ۱۱۴ میلادی، خسرو یکم، شاه اشکانی، با نشاندنِ برادرزادهاش پارتاماسیریس بر تخت ارمنستان، این توازن را آشکارا نقض کرد. این اقدام، بهانه و جرقهای بود که تراژان برای آغاز بزرگترین لشکرکشی عمر خود بدان نیاز داشت.
انگیزههای تراژان: اقتصاد، شکوه یا استراتژی؟
[ویرایش | اشتراکگذاری]انگیزۀ دقیق تراژان برای این تهاجم گسترده، همواره موضوع بحث مورّخان بوده است. دیدگاههای اصلی عبارتند از:
- **انگیزۀ اقتصادی**: برخی معتقدند تراژان به دنبال کنترل کامل بر مسیرهای پرسود تجارت زمینی و دریایی شرق، بهویژه تجارت ادویه و ابریشم از هند بود. با الحاق عربستان پترایی، تراژان جادهای از بصری تا عقبه در دریای سرخ ساخته بود و شهر بندری میشان (خاراکس) در رأس خلیج فارس، تنها پایانهٔ بزرگ باقیمانده بود که خارج از کنترل مستقیم روم قرار داشت.[۴][۵]
- **انگیزۀ سیاسی-نظامی (پرستیژ)**: دیدگاه رقیب این است که اقتصاد در درجۀ دوم اهمیت قرار داشت. به باور این گروه، هدف اصلی تراژان، کسب افتخار و جاودانگی با تکرار فتوحات اسکندر مقدونی و حذف کامل تهدید پارتی از مرزهای شرقی بود. این انگیزه در منابع باستانی، از جمله نوشتههای کاسیوس دیو، نیز بازتاب یافته است.[۶][۷] در این میان، برخی محققان مدرن استدلال میکنند که برخلاف تصور رایج، کنترل اشکانیان بر مسیرهای تجارت زمینی ابریشم چندان مطلق نبوده و بخش عمدۀ این تجارت توسط کاروانهای خصوصی و بدون دخالت مستقیم دولت پارتی انجام میشده است.[۸]
گاهشمار نبرد
[ویرایش | اشتراکگذاری]تدارکات بیسابقه
[ویرایش | اشتراکگذاری]تراژان این لشکرکشی را با دقت و وسواسی بینظیر برنامهریزی کرد. او دستورِ بسیجِ گستردهای در سراسر امپراتوری صادر کرد که در نهایت به تمرکز حدود ده لژیون رومی در جبهۀ شرق انجامید. سنگینی این تدارکات را میتوان در نامههای پلینی کوچک، فرماندار بیتینی، مشاهده کرد. او شرح میدهد که از سال ۱۱۱ میلادی، مقامات استانی مجبور به سازماندهی تدارکات برای نیروهای عبوری بودند و حتی شوراهای شهرهای محلی ناگزیر از تحمّل بخشی از این هزینۀ فزاینده شدند.[۹][۱۰]
مرحلۀ نخست: فتح ارمنستان (۱۱۴ م)
[ویرایش | اشتراکگذاری]نخستین گام تراژان، حملۀ مستقیم به ارمنستان بود. ارتش روم به سرعت کشور را درنوردید و پارتاماسیریس، شاه دستنشاندۀ اشکانی، را خلع کرد. تراژان ارمنستان را به عنوان یک استان جدید به امپراتوری روم ملحق ساخت. همزمان، یک ستون نظامیِ دیگر به فرماندهی لوسیوس کوئیتوس از رود ارس گذشت و به آتروپاتن (آذربایجان امروزی) و سرزمین ماردیها (گیلان کنونی) یورش برد.[۱۱] پارتاماسیریس اندکی بعد به طرز مشکوکی کشته شد.[۱۲] خسرو که غافلگیر شده بود، تلاش کرد با فرستادن هدایا و پیشنهاد صلح، تراژان را آرام کند، اما امپراتور روم که خواهان جنگ بود، این پیشنهادها را نپذیرفت.
مرحلۀ دوم: هجوم به میانرودان (۱۱۶-۱۱۵ م)
[ویرایش | اشتراکگذاری]در اوایل سال ۱۱۵ میلادی، تراژان تهاجم اصلی به سمت میانرودان را آغاز کرد. یک حرکت گازانبری عظیم و هماهنگ طراحی شده بود: درحالیکه تراژان از غرب به شرق پیش میرفت، لوسیوس کوئیتوس با ارتش خود از ناحیۀ دریای کاسپین به سمت غرب حرکت میکرد.[۱۳] هدف، به دام انداختن و نابودی نیروهای پارتی در یک محاصرۀ بزرگ بود. رومیان با استقرار پادگانهای دائمی در طول مسیر، به پیشروی خود ادامه دادند.
پس از زمستانگذرانی در انطاکیه، تراژان در سال ۱۱۶ میلادی مرحلۀ نهایی فتح میانرودان را کلید زد. لشکریان روم به چند ستون تقسیم شدند: یک ستون از دجله عبور کرد و به آدیابن تاخت، ستون دوم در امتداد رودخانه به جنوب حرکت کرد و بابل را تصرف نمود، و خود تراژان با نیروهای اصلی از طریق فرات پیشروی کرد. سرانجام، رومیان موفق به تصرف تیسفون، پایتخت بزرگ اشکانیان، شدند.[۱۴][۱۵]
تراژان که خود را در اوج قدرت میدید، یک شاهزادۀ اشکانی به نام پارتاماسپت را به عنوان حاکم دستنشاندۀ روم بر تخت پارت نشاند و سپس تا کرانههای خلیج فارس پیشروی کرد.[۱۶] گفته میشود که او با حسرت به افق خیره شد و افسوس خورد که دیگر برای فتح هند، مانند اسکندر، بسیار پیر شده است.
مرحلۀ سوم: شکستِ پیروزی (۱۱۷-۱۱۶ م)
[ویرایش | اشتراکگذاری]پیروزیهای سریع تراژان فریبنده بودند. مشکل اصلی این بود که قدرت پارتیها به طور کامل درهم نشکسته بود. اشکانیان که در آن زمان گرفتار جنگهای داخلی بودند، از رویارویی مستقیم با ارتش اصلی روم پرهیز کردند، اما خسرو یکم بیکار ننشست. او و فرماندهانش یک جنگ چریکی و فرسایشی علیه پادگانهای رومی به راه انداختند و سرزمینهای تسخیرشده را به شورش علیه اشغالگران تحریک کردند. برادرزادۀ شاه، سنتورق دوم، رهبری این مقاومت را بر عهده گرفت و به سرعت مواضع روم در میانرودان و ارمنستان را به خطر انداخت.
ضربۀ نهایی اما از جایی غیرمنتظره فرود آمد: در سال ۱۱۵ میلادی، شورشهای گستردۀ یهودیان در دیاسپورا (در مصر، قبرس و سیرن و همچنین جوامع یهودی شمال میانرودان) شعلهور شد.[۱۷] این شورشها، که به طرز وحشیانهای سرکوب شدند، بخش عظیمی از توان نظامی و تدارکاتی روم را به خود مشغول کردند. تراژان ناچار شد نیروهای خود را از جبهۀ پارت عقب بکشد و فرماندهی کل نیروهای شرق را به لوسیوس کوئیتوس بسپارد تا اوضاع را آرام کند. در بحبوحۀ این آشفتگی، تراژان بیمار شد و در آگوست ۱۱۷ میلادی در کیلیکیه درگذشت.
نتایج و پیامدها
[ویرایش | اشتراکگذاری]مرگ تراژان به ماجراجویی بلندپروازانهاش پایان داد. جانشین او، هادریان، که از همان ابتدا با سیاستهای توسعهطلبانهٔ سلف خود مخالف بود، به سرعت و با درکی واقعبینانه، دستور تخلیۀ کامل ارمنستان، آشور و میانرودان را صادر کرد. او بار دیگر رود فرات را به عنوان مرز شرقی امپراتوری تثبیت نمود. در یک اقدام نمادین برای صلح، هادریان با خسرو یکم دیدار کرد و دخترِ اسیرِ شاه را که در جریان حملۀ تراژان به غنیمت گرفته شده بود، همراه با تخت زرّین او، به پدرش بازگرداند.
بدین ترتیب، لشکرکشی عظیم تراژان، با وجود فتوحات درخشان اولیه، در نهایت چیزی جز یک بنبست پرهزینه و مرگبار برای روم به همراه نداشت. با این حال، این رویداد پیامدهای بلندمدتی داشت: راه را برای تهاجمات بعدی روم به ایران در قرنهای دوم و سوم میلادی هموار کرد و نشان داد که شکست کامل پارتها، اگر نگوییم غیرممکن، امری بسیار دشوار و مستلزم منابعی فراتر از توان امپراتوری روم است.
ارزیابی تاریخی
[ویرایش | اشتراکگذاری]لشکرکشی تراژان از دیرباز به عنوان نمونۀ کلاسیک یک «پیروزی پیرهوسی» یا موفقیتی توخالی در تاریخ نظامی مورد مطالعه قرار گرفته است. این نبرد، نقطۀ اوج «دو قرن موضعگیری سیاسی و رقابت تلخ» میان دو ابرقدرت جهان باستان بود.[۱۸] تراژان به عنوان نخستین و تنها امپراتور روم که تا کرانههای خلیج فارس پیشروی کرد، به یک موفقیت نظامی بیسابقه دست یافت. با این حال، طرح بزرگ او برای انضمام دائم ارمنستان و میانرودان به دلیل «درک نادرست از واقعیتهای استراتژیک فتح شرق» و «دستکمگرفتن پیامدهای شورشهای مردمی» با شکست کامل روبرو شد.[۱۸] این رویداد درس عبرتی شد برای امپراتوران بعدی روم که دریافتند حفظ فتوحات در عمق قلمرو ایران، مستلزم هزینۀ نظامی و لجستیکیای فراتر از توان آنهاست.
منابع
[ویرایش | اشتراکگذاری]- 1 2 "ARSACIDS ii. The Arsacid dynasty". دانشنامه ایرانیکا (in American English). Retrieved 2025-04-10.
جانشین او، هادریان، بهخوبی دریافت که جز چند موفقیت چشمگیر اما زودگذر—مانند تصرف تیسفون و پیشروی تا خلیج فارس—لشکرکشی تراژان دستاورد ارزشمندی برای روم نداشت. بنابراین دوران آرامتری فرا رسید. رود فرات بار دیگر بهعنوان مرز امپراتوری تعیین شد و روم از ارمنستان، بینالنهرین و آشور—استانی که تراژان دوباره تأسیس کرده بود و تقریباً با سرزمین بابل باستان مطابقت داشت—صرفنظر کرد.
- ↑ Lightfoot (1990), 115: "Trajan succeeded in acquiring territory in these lands with a view to annexation, something which had not seriously been attempted before [...]. Although Hadrian abandoned all of Trajan's conquests [...] the trend was not to be reversed. Further wars of annexation followed under Lucius Verus and Septimius Severus". Sicker (2000), 167–168
- ↑ Bradford 2001 p. 228
- ↑ Sidebotham 1986 p. 154
- ↑ Christol & Nony, Rome, 171
- ↑ Finley 1999 p. 158
- ↑ Bennett 2001 p. 188
- ↑ Young 2001 p. 176 sqq
- ↑ Fergus Millar, The Roman Near East, 31 B.C. – A.D. 337 (Harvard: University Press, 1993), شابک ۰−۶۷۴−۷۷۸۸۶−۳, p. 103
- ↑ Michel Christol & D. Nony, Rome et son Empire (Paris: Hachette, 2003), شابک ۲−۰۱−۱۴۵۵۴۲−۱, p. 171
- ↑ Choisnel 2004 p. 164
- ↑ Sicker (2000), 167
- ↑ Bennett 2001 p. 195
- ↑ Bennett 2001 p. 197/199
- ↑ Birley 2013 p. 72
- ↑ T. Olajos, "Le monument du triomphe de Trajan en Parthie...". Acta Antiqua Academiae Scientiarum Hungaricae, 1981, vol. 29, no1-4, pp. 379–383
- ↑ James J. Bloom, The Jewish Revolts Against Rome, A.D. 66–135: A Military Analysis. McFarland, 2010, p. 191
- 1 2 Sheldon, Rose Mary (2010). Rome's Wars in Parthia: Blood in the Sand. London: Vallentine Mitchell. p. 143.
کتابشناسی
[ویرایش | اشتراکگذاری]- خدادادیان، اردشیر، اشکانیان، نشر بهدید، چاپ یکم.
- Bennett, Julian (2001). Trajan. Optimus Princeps. Bloomington: Indiana University Press. ISBN 978-0-253-21435-5.
- Birley, Anthony R. (2013). Hadrian: The Restless Emperor. Abingdon: Routledge. ISBN 978-0-415-16544-0.
- Bradford, Alfred S. (2001). With Arrow, Sword, and Spear: A History of Warfare in the Ancient World. Praeger Publishers.
- Choisnel, Emmanuel (2004). Les Parthes et la Route de la Soie (in French). Paris: L'Harmattan. ISBN 978-2-7475-7037-4.
- Edwell, Peter (2007). Between Rome and Persia: The Middle Euphrates, Mesopotamia and Palmyra Under Roman Control. Abingdon: Routledge. ISBN 978-0-203-93833-1.
- Finley, M.I. (1999). The Ancient Economy. Berkeley: University of California Press. ISBN 978-0-520-21946-5.
- Lightfoot, C. S. (1990). "Trajan's Parthian War and the Fourth-Century Perspective", Journal of Roman Studies, 80, pp. 114-126.
- Millar, Fergus (1993). The Roman Near East, 31 B.C. – A.D. 337. Cambridge: Harvard University Press. ISBN 0-674-77886-3.
- Sicker, Martin (2000). The Pre-Islamic Middle East. Westport: Praeger. ISBN 0-275-96890-1.
- Sidebotham, Steven E. (1986). Roman Economic Policy in the Erythra Thalassa: 30 B.C. – A.D. 217. Leiden: Brill. ISBN 978-90-04-07644-0.
- Young, Gary K. (2001). Rome's Eastern Trade: International Commerce and Imperial Policy 31 BC – AD 305. Abingdon: Routledge. ISBN 978-0-203-47093-0.