دقیانوس

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
دقیانوس
امپراتور روم
Emperor Traianus Decius (Mary Harrsch).jpg
دوران ۲۴۹-۲۵۱ (به‌تنهایی)
۲۵۱ (همراه با هرنیوس اتروسکوس)
زادروز پیرامون ۲۰۱
زادگاه بودالیا
مرگ ژوئن ۲۵۱
محل مرگ آبریتوس
پیش از تربونیانوس گالوس و هوستیلیان
پس از فیلیپ عرب
همسر هرنیا اتروشیلا
فرزندان هرنیوس اتروسکوس
هوستیلیان
دین Roman Paganism

گایوس مسیوس کینتوس ترایانوس دسیوس (به لاتین: Gaius Messius Quintus Decius Augustus) امپراطور روم، کشته شده به سال ۲۵۱ میلادی است. وی به سبب شکنجه دادن مسیحیان، شهرت دارد. اصحاب کهف را معاصر این امپراطور دانسته‌اند. نام درست آن، «دسیوس» است که تحریف شده آن به صورت دقیانوس، شهرت دارد.

دسیوس و اصحاب کهف[ویرایش]

به طوریکه در کتب تاریخی آمده‌است دسیوس مردی رومی بود که در قرن سوم میلادی به امپراطوری روم رسید. به طوریکه در اسلام و مسیحیت آمده است، در زمان امپراطوری دسیوس چند تن از مردم شام به مسیحیت گرائیدند. نام این افراد به کاملترین شرح بدین صورت است: مکسلمیناتملیخامرطوسنیرویسکسطومسدنیموسریطوفسقالوسمحسلمینا، که به اصحاب کهف معروفند. دسیوس آنها را احضار کرد و از آئینشان پرسید. جواب دادند ما مسیحی هستیم.

دسیوس آنها را به زندان انداخت و یک شب مهلت داد تا در عقیده خویش تجدید نظر کنند و از مسیحیت دست بکشند. چون شب فرارسید اصحاب کهف از زندان دسیوس فرار کردند و در خارج شهر به کوه بیجلوس پناه بردند. نزدیک کوه شبانی بود به نام دنیموس که گوسفندان را حراست و نگاهبانی می‌کرد. اصحاب کهف دین و آئین جدید را بر شبان عرضه کردند و از او پناه خواستند دنیموس شبان دین ایشان پذیرفت و گوسفندان را به حال خود گذاشته با آنها در یکی از شکافها و غارهای سخت‌گذر کوه که دور از انظار عابرین بود پنهان شد. به همراه شبان سگی بود بنام قطمیر که هرچند آن سگ را می‌زد بازنمی‌گشت و با هفت تن اصحاب کهف به درون غار رفت.

چون آنها بخفتند قطمیر دستها پیش دراز کرد و چنانکه عادت سگ باشد دهن به سردست نهاده در خواب عمیقی فرورفت. پس به خواب رفتند و مدت سیصد و نه سال در آن غار بودند. در طول این مدت دسیوس کشته شد، پس از انقضای مدت مقرر یکتن از آنها به نام مکسلمینا بیدار شد. چون آفتاب نیمروز دیدند پنداشتند که شب گذشته سپیده دم داخل غار شده بخفتند و اکنون بیدار گشتند. یکی از آنان به نام تملیخا چند درم به مهر و سکه دسیوس ببازار برد تا آذوقه خریداری کند. خانه‌ها و بازارهای شهر به‌نظر تملیخا عجیب آمد. نزدیک نانوا شد و درم و سکه عهد دسیوس نشان داد و نان خواست. نانوا گفت این سکه از کجا آوردی؟ تملیخا جواب داد روز قبل از شهر بیرون بردم مگر مهر دسیوس را نمی‌بینی؟ نانوا که مردی عامی بود دسیوس را نشناخت و نان نداد. نانوا و تملیخا سرگرم گفتگو و مشاجره بودند که یکی از سرهنگان در رسید و تملیخا را نزد فرماندار شهر برد. فرماندار شهر چون سکه دسیوس بدید یقین کرد که او جزء اصحاب کهف و از زمان دسیوس است زیرا افسانه ایشان را در انجیل خوانده بود. پس روحانیون مسیحی را احضار کرد تا جریان قضیه را خود از زبان تملیخا بشنود تملیخا در پاسخ روحانیون گفت: من و یارانم از ترس دسیوس دیروز از این شهر بیرون رفتیم و در کوه بیجلوس بغاری پنهان گشتیم. امروز از خواب برخاستیم و من به شهر آمدم تا با این پولها نان و آذوقه خریداری کنم و امشب از اینجا برویم.

فرماندار شهر به تملیخا گفت: از زمان دسیوس تا این ساعت مدت سیصد و نه سال می‌گذرد. فردی به نام عیسی آمد و افسانه شما را در انجیل خود آورده است. ما مسیحی هستیم و از روش عیسی پیروی می‌کنیم. یاران تو کجایند؟

تملیخا گفت در غار هستند. فرماندر با عده‌ای از همراهان و تملیخا بجانب غار رفت. چون به غار رسیدند تملیخا داخل شد و دگرگونی مذهب در امپراطوری روم و مرگ دسیوس را به یاران خویش گفت ولی پس از این گفتمان همه آنها از تعجب در دم جان داد. سایر اصحاب کهف و حتی سگ قطمیر نیز بیفتادند و مردند.

چون روز شد و اثری از اصحاب کهف ندیدند بدانستند که بر طبق آنچه در انجیل آمده است همگی پس از بیدار شدن ناپدید شده‌اند.


جستارهای وابسته[ویرایش]

پیوند به بیرون[ویرایش]

دقیانوس در بریتانیکا

منابع[ویرایش]

  • مشارکت‌کنندگان ویکی‌پدیا، «Decius»، ویکی‌پدیای انگلیسی، دانشنامهٔ آزاد (بازیابی در ۱۷ نوامبر ۲۰۱۰). (استفاده شده در جعبهٔ اطلاعات حاکم)