مارکوس آئورلیوس

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
(تغییرمسیر از مارکوس اورلیوس)
پرش به ناوبری پرش به جستجو
مارکوس آئورلیوس
شانزدهمین امپراتور امپراتوری روم
Marcus Aurelius Glyptothek Munich.jpg
دوران ۸ مارس ۱۶۱ - ۱۶۹
(همراه با لوسیوس وروس
۱۶۹-۱۷۷
(به تنهایی)
۱۷۷-۱۷ مارس ۱۸۰
(همراه با کومودوس)
نام کامل مارکوس آئورلیوس آنتونیوس
زادروز ۲۶ آوریل ۱۲۱
زادگاه رم
درگذشت ۱۷ مارس ۱۸۰ (۵۸ سال)
محل درگذشت ویندوبونا یا سیرمیوم
آرامگاه آرامگاه هادریان، رم
پیش از کومودوس (به تنهایی)
پس از آنتونیوس پیوس
دودمان آنتونینی
پدر مارکوس آنیوس وروس
مادر دومیتیا لوسیا

مارکوس آئورلیوس آنتونیوس یامارک اورل (به لاتین: Marcus Aurelius AntoninusفرانسهMarc Aurel) از امپراتوران بزرگ روم است. او یکی از «پنج امپراتور خوب» و یک فیلسوف رواقی است. وی در ۲۶ آوریل سال ۱۲۱ میلادی زاده‌شد.[۱] مارک اورل در ۱۷ مارس ۱۸۰ میلادی به بیماری تیفوس درگذشت.

مارکوس آئورلیوس نقش برجسته‌ای در آخرین دوره جنگ‌های رم علیه پارتها داشت.[۲] او کتاب تاملات (به انگلیسی: Meditations) را در میان سال‌های ۱۷۰ تا ۱۸۰ در حالی که روم در حال جنگ بود، تألیف کرد.

زندگی‌نامه[ویرایش]

مارکوس اورلیوس فرمانروایی بود که فرمانروایی را دوست نداشت. او از کودکی علاقه‌مند بود که فیلسوف شود و همچنین او با مطالعه زندگی سقراط به وجد می‌آمد.

راستی و شرف برای او از قدرت و ثروت مهم‌تر بودند. او همچون روستایی‌‌ها لباس‌های ساده می پوشید و بر تخت‌های سخت و خشن می‌خوابید تا اینکه در هجده سالگی از عمرش عموی وی امپراتور آنتونیوس او را به ولیعهدی خود برگزید؛ و این شاهزادهٔ از دنیا بریده را وارد دنیایی کرد که آن را دوست نمی‌داشت.

مارکوس اورلیوس تأملات خود را مثل بسیاری از فیلسوفان در پشت میز تحریر اتاق خویش ننوشته است؛ بلکه ثبت آن‌ها مربوط به سال‌های ۱۶۵ ـ ۱۷۵ در کارزار جنگ است. نبردی که به گفته مورخان با متجاوزگران قبایل سارماتی‌ها و ... بوده‌است.

مطابق نوشتۀ ویل دورانت می‌توان او را دید که پس از نبردی سخت در روز؛ شب‌ هنگام در اردوگاه سربازان در نزدیکی یکی از آبریزهای فرعی دانوب در حالی که مقابل چادر خود آتش بزرگی برپا کرده‌است؛ درباره‌ عمل و تصورات خود در آن روز می‌اندیشد:

«هنگام روز سرمتها (یا سارماتی‌ها، آلمانی‌های بربر در آن ایام) را تعقیب می‌کرد، و شب هنگام می‌توانست درباره ایشان با همدردی بنویسد.»

در نهاد او نیرویی بود که می‌بایست همواره کشش و کوشش از سر‌گیرد. همین که بیدار می شد خود را در تنگنا می یافت. افکاری به وی روی می آورد که آشفته اش می ساخت؛ دیگران به سبب آنچه اورلیوس آن را نیکو می شمرد بر او ملامت روا می‌داشتند. از دربار خود رنج می برد؛ جامعه او را می آزرد؛ احساس خلاء می نمود؛ همه چیز را یک‌نواخت و ناچیز می‌شمرد. از هوس جسم پرهیز داشت؛ شدت خشم را نکوهش می کرد؛ می دانست که آن چه به مردم تعلیم می شود نمایش بیهوده‌ای‌ست و می گفت که سرزنش مردم که با خشونت همراه است روش نیکویی نیست، تأثیر نمی بخشد.

نظر اصلی او همیشه و در همه‌جا پیوستگی فرد به کل عالم است؛ تنها همین یک امر است که به زندگی آدمی که چنین بی قرار و ناپایدار است معنی می‌دهد. اورلیوس با این که فرمانروای روم بود اما خود را شهروند عالم تلقی می‌کرد و خود را دارای دو وطن می‌دانست:

«از آن حیث که انسانم جهان را وطن خود می شمارم؛ می‌دانم که موجودی عاقلم، می دانم که دو وطن دارم؛ از آن حیث که نام من مارکوس اورلیوس است وطنم روم هم هست و از آن حیث جهان را وطن خود می شمارم؛ می‌دانم تنها چیزی نیکوست که به این هر دو وطن سود رساند.»

اثر[ویرایش]

تاملات این فیلسوف و فرمانروای رواقی در طول تاریخ بر روی بسیاری تأثیرگذار بوده‌است از آن‌ها می‌توان به گوته، فردریک کبیر، جان استوارت‌میل و بیل کلینتون اشاره کرد. تأملات اثری شامل دوازده کتاب است؛ که اورلیوس اندیشه‌های خود را در آن در قالب کلمات بیان کرده‌است. این اثر که شامل متن‌های کوتاه و یادداشت‌هایی است؛ در دنیای غرب بسیار مورد توجه است و بارها به زبان‌های اروپایی ترجمه شده‌است.

نقل قول‌هایی از کتاب تاملات[ویرایش]

«مرا بردار و هر جای این جهان که می‌خواهی بینداز! هر جا که باشم، خدای قلبم را خوشحال و راضی نگه می‌دارد؛ که این نتیجه وقتی‌ست که کردار و رفتار ما، طبعیت حقیقی خود را دنبال کنند…

آیا آنچه که بر من می‌گذرد دلیلی کافی خواهد بود برای این که من بیمار و شکسته، تحقیر شده و گرسنه و در غل و زنجیر باشم؟ آیا (هیچ جا) دلیلی کافی برای این‌گونه زیستن داری؟»[۳]

«ای هستی! نظم تو نظم درونی من است: هیچ چیز اگر در زمان مناسب توست، نه برمن زود و نه بر من دیر است.ای حقیقت هستی! هر چه که فصل‌هایت بار آرد بر من میوه (رضا) است: که همه چیز از تو می‌آید و هستی همه چیز در توست و به تو بازمی‌گردد…»

«این فکر را که «من رنج کشیده‌ام» را بیرون کن و رنج خود بیرون خواهد رفت.»[۴]

شرم‌آور است که عقل ظاهر مان را شکل می‌دهد اما قادر به شکل دادن خود نیست؛ بدیهی است که هیچ گاه در زندگی شرایطی بهتر از این برای فراگیری فلسفه نخواهی داشت!

پانویس[ویرایش]

  1. Iranians History on This Day
  2. وبلاگ گزارشگران: ماجرای پوشش خبری یک داستان متحرک، بی‌بی‌سی فارسی
  3. مارکوس آئورلیوس. «تاملات کتاب ۸ نوشته ۴۵». تاملات دانیال کشانی. ۲۱٫۰۱٫۲۰۱۸. 
  4. مارکوس آئورلیوس. «تاملات دانیال کشانی». 

منابع[ویرایش]