کاراکالا

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به ناوبری پرش به جستجو
کاراکالا
Caracalla MAN Napoli Inv6033 n01.jpg
۲۲ مین امپراتور امپراتوری روم
دوران سلطنت
۱۹۸–۲۱۱ (همراه با سوروس)
۲۰۹–۴ فوریه ۲۱۱
(همراه با سوروس و گتا)
فوریه - دسامبر ۲۱۱
(همراه با گتا)
دسامبر ۲۱۱–۸ آوریل ۲۱۷
(به تنهایی)
پس ازسپتیموس سوروس
پیش ازماکرینوس
نایب السلطنهدومنا امپراتریس روم (۲۱۱ - ۲۱۷)
اطلاعات شخصی
زادروز۴ آوریل ۱۸۸
لوگدونوم
درگذشت۸ آوریل ۲۱۷[۱] (۲۹ سال)
در نزدیکی حران
آرامگاه-
پدرسپتیموس سوروس
مادرجولیا دومنا
همسرفولویا پلوتیلا
دودمانسِوِری

کاراکالا (به لاتین: Caracalla) یا کاراکالوس نام مصطلح مارکوس اورلیوس سوروس آنتونیوس آگوستوس (به لاتین: Marcus Aurelius Severus Antoninus Augustus)‏ (۴ آوریل ۱۸۸–۸ آوریل ۲۱۷[۱]) امپراتور روم بین سال‌های ۲۱۱ تا ۲۱۷ میلادی بود.

زندگی‌نامه[ویرایش]

کارالا با نام واقعی سپتیموس باسیانوس (به لاتین: Septimius Bassianus) در ۴ آوریل ۱۸۸ در لوگدونوم (لیون امروزی واقع در فرانسه) زاده شد. او پسر سپتیموس سوروس، امپراتور وقت روم بود که پس از مرگ پدرش در ۲۱۱ همراه با برادرش پوبلیوس سپتیموس آنتونیوس گتا به عنوان امپراتوران جدید روم بر تخت نشست. با این حال طولی نکشید که او برادرش را به قتل رساند و خود به عنوان تنها امپراتور روم قدرت را در دست گرفت.

سپتیموس سوروس پیش از مرگ به فرزندان خود چنین وصیت کرده بود که با یکدیگر هماهنگ باشند، سربازان را ثروتمند سازند و به دیگران اهمیت ندهند. کاراکالا نیز به وضوح به ارتش خود توجه می‌کرد و به آنان اعتماد داشت. این رفتار کاراکالا باعث شهرت نامطلوب او شد و سبب گردید تا طبقهٔ سناتوری روم از او فاصله بگیرند. تنها فرمان شمارهٔ ۲۱۲ او که به تمام افراد آزاد امپراتوری، شهروندی روم را اعطا می‌نمود بود که سبب شد تا چهرهٔ خوبی از او به نمایش گذارده شود.

کاراکالا لشکرکشی‌های گسترده‌ای به آلمان، منطقهٔ دانوب و کشورهای شرق امپراتوری انجام داد و سرانجام در ۸ آوریل ۲۱۷، هنگامی که آمادهٔ جنگ با پادشاهی پارت می‌شد توسط یکی از افسران محافظ خود در منطقه‌ای در نزدیکی حران به قتل رسید.

قدرت و نفوذ فزایند جولیا دومنا[ویرایش]

در زمان سلطنت سپتیموس سوروس، جولیا دومنا نقش بسیار برجسته کلی در امپراتوری روم را بازی کرده بود و عناوین افتخاری فراوانی از جمله "مادر اردوگاه های شکست ناپذیر" را دریافت می کرد، اما وی همچنین در پشت صحنه نقشی قدرتمند در کمک به شوهر خود سپتیموس سوروس برای اداره کلیه امپراتوری داشت دقیقا همان کاری که اگریپینا همسر امپراتور کلودیوس انجام داده بود. جولیا دومنا که توصیف جاه طلبانه است، خود را با متفکران و نویسندگانی از سراسر امپراتوری محاصره کرد بود و با آنها گفت و گو می کرد. در حالی که کاراکالا برای حمله به برنامه ریزی شده کشور پارس خود در حال جمع آوری و آموزش نیروهای نظامی بود، جولیا در رم ماند و با اداره کلیه امپراتوری روبرو شد. نفوذ فزاینده و اقتدارگرانه جولیا در تمام امور کشور سرآغاز روند نفوذ مادران امپراتور بود که در طول سلسله سروان ادامه یافت.

هنگامی که گتا در سال ۲۱۱ درگذشت، او به هیچ وجه مثل اگریپینا برای اعمال قدرت مطلق به طور یگانه با امپراتور جنگ قدرت نکرد، جولیا به پسرش با سردی رفتار می کرد اما با این وجود مسئولیت هایش در قدرتهای امپراتوری به طور چشمگیری افزایش یافت زیرا کاراکالا وظایف اداری مملکت و حکومتداری را به هیچ وجه دوست نداشت و نمی خواست به تنهایی بر روم‌حکومت کند و به همین خاطر با مادر خود به فرمانروایی مشترک در امپراتوری پرداخت و بیشتر قدرت را به طور کامل با مادرش جولیا به اشتراک گذاشت. او ممکن است مهمترین و بزرگترین کارکردهای مدنی امپراتور را به عهده بگیرد. دریافت طومارها و پاسخگویی به مکاتبات و برسی اداری و رسیدگی به کلیه اداره قضایی و اقتصادی از وظایف اصلی وی بود. با این حال، احتمالاً میزان نقش و تاثیر وی در این مقام ها بسیار بیش از حد است. او ممکن است برای فرزند خود نایب السلطنه بوده است و در جلسات سنا مشارکت فعالی داشته است و در همه‌ی پاسخ های امپراتوری نقش داشته است. با این حال، به عنوان یک مشاور قدرتمند و مقام همه جانبه و نهایی در همه امور حکومت کاراکالا جولیا نتوانست بود که جلوی خشونت بیش از حد او را بگیرد. هنگامی که کاراکالا به قتل رسید، جولیا در انطاکیه مشغول مرتب کردن مکاتبات، حذف پیام های بی اهمیت از آن دسته بود به طوری که وقتی کاراکالا بازگشت، او را به وظایف سنگین مشغول نمی کند. امپراتور تمام نقشها را در سیستم حقوقی به عنوان قاضی، قانونگذار و مدیر برای مادرش پر کرد بعد از قتل کاراکالا جولیا خودکشی کرد و خواهر وی به نام جولیا مائزا یعنی خاله کاراکالا با موفقیت درگیر همه امور حکومت شد و توانست حکومت را در دست بگیرد.

ماجرای عروسی خونین با دختر اردوان پنجم[ویرایش]

پس از این که اردوان پنجم قدرت خود را پایسته کرد، کاراکالا قیصر وقت روم سفیری را به همراه هدایای زیاد به دربار اردوان فرستاد و خواستار ازدواج با دختر او شد و وانمود کرد که با این کار قصد دوستی و صلح با دولت اشکانی را دارد. اردوان به خاطر وضع ناآرام داخلی که از زمان مرگ بلاش یکم دامنگیر خاندان اشکانی شده بود و نبردهای بسیار که در این دوران میان دو کشور درگرفته بود و ویرانی‌هایی که به خاطر شکست ایرانیان در این نبردها در بخش غربی ایران به وجود آمده بود، خواهان صلح و آرامش بود و این درخواست کاراکالا را پذیرفت.

اردوان شاد از اینکه نبردهای ویرانگر میان ایران و روم می‌رفت تا با این پیوند پایان پذیرد، جشنی بزرگ تدارک دید و از همهٔ بزرگان دعوت کرد و آمادهٔ پذیرایی از کاراکالا و همراهانش شد. کاراکالا که توطئه گسترده‌ای را سازمان داده بود، با سپاهی گران روانهٔ ایران شد. هنگامی که اردوان و همراهانش به جهت خوش‌آمدگویی به محل استقرار رومیان رفتند، رومیان آنان را غافلگیر کردند و به آن‌ها یورش بردند و بسیاری از ایرانیان را که فاقد هر گونه سلاحی بودند، کشتند، ولی اردوان توانست از این مهلکه جان سالم به در برد. کاراکالا پس از این کار زشت و ناجوانمردانه اش در سال ۲۱۷ میلادی در نزدیکی حران کشته شد.

اردوان برای انتقام گیری سپاهی گرد آورد، ولی پیش از رسیدن به مرز ایران و روم نمایندگان مارکرینوس جانشین کاراکالا به آن‌ها رسیدند و خواستار آشتی میان دو دولت شدند. در این گفتگوها اردوان خواستار ترک میان‌رودان توسط رومیان و پرداخت غرامت از طرف ایشان به دولت ایران شد. رومیان این پیشنهادها را نپذیرفتند و به دنبال آن نبردی دیگر میان ایران و روم درگرفت. اشکانیان در این پیکار پراهمیت از روش جنگ و گریزی که مخصوص آن‌ها بود و به کمک آن در نبردهای بزرگی مانند نبرد حران پیروز شده بودند، بهره بردند. دو روز آغازین نبرد هیج یک از دو سپاه بر دیگری چیره نشد ولی در روز سوم سپاه ایران کاملاً پیروز شد. رومیان در پی این شکست درخواست صلح نمودند و حاضر به پرداخت غرامتی سنگین به اشکانیان شدند. رومیان درخواست دیگر اردوان مبنی بر نخلیهٔ میان‌رودان را رد کردند و دولت اشکانی چون با بحران‌های بسیاری روبه‌رو بود، از این درخواست خود چشم‌پوشی کرد.

منابع[ویرایش]

  • David Crystal (1995), The Cambridge Biographical Encyclopedia (Second edition ed.), Cambridge University Press, p. p.175, ISBN 0-521-43421-1