فرانتس یوزف یکم

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به ناوبری پرش به جستجو
فرانتس یوزف یکم
Emperor Francis Joseph.jpg
فرانتس یوزف یکم، حدود ۱۹۰۵
دورانامپراتور اتریش
پادشاه بوهم و مجارستان
پادشاه امپراتوری اتریش-مجارستان
۱۸۴۸ -۲۱ نوامبر ۱۹۱۶
زادروز۱۸ اوت ۱۸۳۰
زادگاهکاخ شون‌برون، وین
درگذشت۲۱ نوامبر ۱۹۱۶
محل درگذشتکاخ شون‌برون، وین
پیش ازکارل یکم
پس ازفردیناند یکم
همسرملکه الیزابت
دودماندودمان هابسبورگ لوران
امضاFranz joseph signature.png

فرانتس یوزف یکم یا فِرِنتس یوژف یکم (آلمانی: Franz Joseph I؛ مجاری: I. Ferenc József؛ زادهٔ ۱۸ اوت ۱۸۳۰- درگذشته ۲۱ نوامبر ۱۹۱۶) امپراتور اتریش، پادشاه بوهم و مجارستان و از سال ۱۸۶۷ پادشاه اتریش-مجارستان بود. پس از کناره‌گیری فردیناند یکم در پی انقلاب‌های ۱۸۴۸، برادرزاده‌اش فرانتس یوزف به جای او بر تخت نشست. در سال‌های ‎۱۸۵۹–۱۸۶۶ و در جریان جنگ‌های دوم استقلال ایتالیا، امپراتوری اتریش ناچار شد پادشاهی لمباردی-ونیز را به پادشاهی ساردنی وانهاد. پیمان صلح پراگ، پس از جنگ اتریش و پروس در ۱۸۶۶ به محدودیت پادشاهی دودمان هابسبورگ بر سرتاسر سرزمین‌های آلمانی‌نشین انجامید. در سال ۱۸۶۷ امپراتوری اتریش به چهرهٔ یک پادشاهی دوگانه به نام امپراتوری اتریش-مجارستان مبدل شد. در ۱۸۸۹ ولیعهد او رودلف خودکشی کرد و در ۱۸۹۸ همسرش الیزابت ترور شد. خود فرانتس یوزف نیز یک بار از سوءقصد جان سالم به در برده بود. امپراتوری اتریش-مجارستان در زمان او گرایش‌های توسعه‌طلبانه‌اش را به سوی بالکان معطوف داشت، منطقه‌ای که طرف توجه امپراتوری روسیه هم بود. در ۱۸۷۸ بوسنی و هرزگوین ضمیمهٔ خاک اتریش-مجارستان شد، این رویداد سرانجام در ۱۹۰۸ به بحران بوسنی انجامید. در ۱۹۱۴ فرانتس فردیناند جانشین آیندهٔ امپراتوری به دست یک ملی‌گرای صرب کشته‌شد. این ترور با اعلان جنگ امپراتوری اتریش-مجارستان به پادشاهی صربستان و با ورود روسیه متحد صربستان به جنگ جهانی اول منجر شد. با درگذشت فرانتس یوزف در ۱۹۱۶، از آغاز پادشاهی او نزدیک به ۶۸ سال می‌گذشت. پس از مرگ او برادرزاده‌اش کارل به جانشینی رسید.

جوانی[ویرایش]

فرانتس یوزف، نوهٔ فرانتس یکم، امپراتور اتریش بزرگترین فرزند آرشیدوک فرانتس کارل[الف] و آرشیدوشِس سوفی[ب] پس از چندین زایمان ناموفق در ۱۸ اوت ۱۸۳۰ به دنیا آمد و به دلیل ضعف جسمی و روحی عمویش فردیناند یکم، به عنوان امید آیندهٔ امپراتوری اتریش همواره در کانون توجه دربار قرار داشت.[۱] تا شش سالگی تحت نظر یک تیم مجرب به مدیریت بارونس لوئیس[پ] قرار داشت که مهارت‌های لازم زندگی را از قبیل انضباط و مقاومت دربرابر تملق اهل دربار و خودبینی، بیاموزد. پس از شش سالگی تعلیم او توسط کنت هَینتریخ فرانتس[ت] در زمینهٔ مذهبی، مهارت‌های زبانی، آداب معاشرتِ آن دوره و هنرهای رزمی و جسمی ادامه پیدا کرد. اصول تعلیم او توسط مادرش سوفی و مترنیخ صدراعظم برنامه‌ریزی شده‌بود.[۲] ساعات طولانی درس که در شانزده سالگی از ساعت ۶ صبح تا ۹ شب به طول می‌انجامید از نظر زندگی‌نامه‌نویسان، شالودهٔ شخصیت فرانتس یوزف را به عنوان یک سرباز و خادم دولت ساخته‌است.[۱]

حال‌وهوای ۱۸۴۸[ویرایش]

مراسم تاج‌گذاری فرانتس یوزف در ۲ دسامبر ۱۸۴۸ در کاخ اولوموتس - نقاشی از یوزف کلاوس (‎۱۸۱۲–۱۸۷۷)

فرانتس یوزف زمانی برای امپراتوری آماده می‌شد که اتریش و نیمی از اروپا درگیر انقلاب بود. پس از نبرد واگرام، از مجموعه جنگ‌های ناپلئونی که به شکست اتریش انجامید، مترنیخ توانست با همکاری و ترتیب ازدواج دختر فرانتس یکم با ناپلئون، امپراتوری را نجات دهد. اما پس از افول قدرت ناپلئون، با کنار زدن او رهبری ائتلاف را به‌دست گرفت و به نوعی ارابه‌ران سیاست اروپا در سال‌های آتی شد. در دورهٔ جدیدی که با حضور مترنیخ در اروپا به‌وجود آمد، هرگونه طغیانی در نطفه خفه می‌شد. با کمک ارتش اتریش چندین شورش در پادشاهی‌های دیگر خرد شد. به این دلیل اولین قربانی انقلاب‌های ۱۸۴۸ که با شعار استقلال و لیبرالیسم اروپا را درگرفت، مترنیخ بود. در ایتالیا، گالیسیا و به خصوص در مجارستان، تحت رهبری رادیکالِ لایوش کشوت، قیام‌هایی ملی‌گرایانه شدت پیدا کرد و به دنبال آن چک‌ها و آلمانی‌ها به انقلاب پیوستند. ۱۳ مارس ۱۸۴۸ در وین مقابل کاخ اتریش سفلی[ث] دانشجویان با درخواست آزادی بیان، مطبوعات و غیره تظاهرات کردند و آشوب بالا گرفت. انزجار ار مترنیخ و درخواست استعفای او باعث شد که خانوادهٔ سلطنتی صلاح را در قربانی کردن او ببیند. در نتیجهٔ این تصمیم مترنیخ همان شب استعفا داد و بدون هیچ کمکی از دربار، به انگلستان گریخت. فرانتس یوزف در ماه مه به نبرد سانتا لوسیا از جنگ‌های استقلال ایتالیا فرستاده شد تا از اغتشاشات به دور باشد که در تمام بهار و تابستان ۴۸ ادامه پیدا کرد. حتی کارل مارکس در ۲۸ اوت به وین سفر کرد تا اهداف انقلاب را روشن‌تر برای کارگران توضیح دهد. در این میان برنامه‌ای سری برای بر تخت نشاندن امپراتور جدید در تدارک بود. در اوائل اکتبر موج جدید خشونت‌ها آغاز شد و خانوادهٔ سلطنتی به اولوموتس پناه برد. وین در اکتبر زیر گلوله‌باران رفت و انقلاب مردم تا ۳۱ اکتبر توسط ژنرال ویندیش-گرِتس[ج] و یوسیپ یلاچیچ درهم شکسته شد، در نوامبر جوخه‌های اعدام دیگر مشغول برگرداندن نظم به شهر بودند.[۳]

ورود فرانتس یوزف سرلشکر ارتش اتریش به نبرد دیور در ۲۸ ژوئن ۱۸۴۹ - نقاشی از وینتسِنتس کاتسلِر

تاج‌گذاری[ویرایش]

خانوادهٔ سلطنتی در ۲ دسامبر ۱۸۴۸ در کاخ اسقف اولوموتس یرای برگزاری مراسم تاج‌گذاری گرد هم آمدند. در هنگام ادای تشریفات امپراتور جوان، در مقابل عمویش فردیناند یکم که از سلطنت کناره‌گیری کرده‌بود زانو زد. جانشین فردیناند نیز در اصل فرانتس کارل، برادر جوانتر، به اصرار سوفی همسرش و به نفع پسر ارشدشان فرانتس یوزف انصراف داده‌بود.[۴]

لقب امپراتور در ابتدا فرانتس دوم در نظرگرفته شده‌بود و شایستهٔ نوهٔ فرانتس یکم بود، اما کمی پیش از تاج‌گذاری با اضافه کردن نام یوزف که تداعی کنندهٔ اصلاحات گستردهٔ یوزف دوم در قرن هجدهم بود، به فرانتس یوزف یکم تغییر پیدا کرد.[۵]

جنگ‌های استقلال و پیامدها[ویرایش]

از دو چالش پیش روی امپراتور در سالهای آغازین، یکی ملی‌گرایی در سراسر پادشاهی اتریش به‌خصوص در مجارستان و ایتالیا، و دیگری دیِت (مجلس شورا) تأسیس شده در کْرُمیه‌رْژیژ در بحبوحهٔ انقلاب بود. راه‌حلی که فرانتس یوزف و صدراعظم شوارتزن‌برگ[چ] برای کنترل شرایط برگزیدند، استفاده از بروکراسی، ارتش و پلیس البته به حکومت مطلقه ختم می‌شد اما ملی‌گرایی و لیبرالیسم را به‌طور کامل از بین نمی‌برد.[۶] در این راستا یکی از اولین اقدامات دولت جدید، انحلال مجلس شورا در ۷ مارس ۱۸۴۹ بود.[۷] در بین ملیت‌های زیر پادشاهی نیز که درگیر انقلاب بودند، مجارستان وضع ویژه‌ای داشت به این دلیل که طولانی‌مدت درگیر انقلاب بود و سرکوب آن نیز بسیار سخت. طبق یک قانون قدیمی و مورد قبول شاهان هابسبورگ که به دورهٔ آندراش دوم می‌رسید و به مهر زرین ‏(en) مشهور بود، تنها شاهی که با تصویب مجلس مجارستان تاجگذاری کند، حکمفرمایی مشروع قلمداد می‌شد. از طرف دیگر فرانتس یوزف بیشتر علاقمند بود که مجارستان را از وین و بدون مشورت با اشرافیان لیبرالی اداره کند. سرانجام نیز انقلاب مجارستان را تا ۴ اکتبر ۱۸۴۹ و با کمک تزار، نیکلای یکم سرکوب و سران انقلاب را نیز اعدام کرد.[۸] با این وجود شرایط کاملاً متفاوتی در ایتالیا حاکم بود و ارتش اتریش خیلی سریع جنگ را در ایتالیا مغلوبه کرد؛ و در نتیجهٔ آن نیز شاه ساردینیا، چارلز آلبرت در ۲۸ مارس ۱۸۴۹ استعفا داد.[۹]

ترور نافرجام فرانتس یوزف - نقاشی از راینار، موزهٔ وین

مسئولیت زندانی و اعدام کردن‌ها پس از انقلاب مجارستان بر عهدهٔ وزیر کشور، الکساندر باخ[ح] گذاشته‌شد. این دوره ‎۱۸۵۰–۱۸۵۹ به دورهٔ هوسارهای باخ مشهور است.[۱۰] رویه‌ای که باخ در پی گرفت کم و بیش به مترنیخ شباهت داشت و به همان اندازه نیز تنفر از مترنیخ را به ارث برد. اما هوسارهای باخ به‌طور کامل نمی‌توانستند استقلال‌خواهی مجارها را از بین ببرند. به دنبال همین سرکوب‌ها در ۱۸ فوریه ۱۸۵۳، سوءقصدی ناموفق به جان فرانتس یوزف از طرف یک مجار به نام یانوش لیبِنیی وارد آمد. هنگامی که امپراتور در اطراف دیوار شهر مشغول قدم زدن بود، ضارب با چاقو از پشت به گردن وی نزدیک می‌شد که با فریاد زنی آگاه شد و توانست نجات یابد.[۱۱]

اتریش-مجارستان ۱۸۶۷[ویرایش]

تاج مقدس مجارستان یر سر فرانتس یوزف، خبرنامهٔ یکشنبه ۵ ژوئن ۱۸۹۲.[۱۲]

قدرت اتریش در سالهای ۱۸۵۰ پس از شرکت در جنگ کریمه، شکست در جنگ دوم استقلال ایتالیا و از دست دادن متحدانش به تدریج رو به زوال گذاشت و سرانجام در ۱۸۶۶ به‌واسطهٔ جنگ اتریش و پروس کاملاً ضعیف شد.[۱۳] فرانتس یوزف در شرایطی که اتریش دیگر نه تنها قدرت نظامی شمارهٔ یک محسوب نمی‌شد حتی در آستانهٔ فروپاشی قرارگرفته بود وارد مذاکره با مجارستان شد. مجارستان که پس از نبرد موهاچ در ۱۵۲۶ بخشی از امپراتوری بود، با مصالحهٔ جدید از سرزمینی شبه مستعمره‌ای تبدیل به کشوری تقریباً مستقل می‌شد.[۱۴] طبق گفتهٔ خود فرانتس یوزف، «ما سه نفر به توافق رسیدیم: دئاک، آندراشی و خودم».[۱۵] فرانتس یوزف در ۸ ژوئن ۱۸۶۷ با تاج مقدس مجارستان در بودا تاجگذاری کرد.[۱۶]

بوهم[ویرایش]

در ۱۸۴۸ عموم لیبرال‌های چک، علی‌رغم کارزارهایی به رهبری یوزف واتسلاو فریچ که در تبعید از برلین سعی بر برقراری دولت مستقل در چک می‌کرد، وفادار به امپراتوری باقی ماندند. آنها در ازای این وفاداری انتظار جدی گرفتن خواسته‌های سیاسی خود را داشتند ولی فرانتس یوزف عملاً هیچ قول مشخصی در مورد موضع قانونی بوهم فراهم نکرد. ناامیدی اشرافیان چک موقعی به اوج رسید که در سازش اتریشی-مجاری، حقوق دولت بوهم به رسمیت شناخته نشد. اعتراض‌ها، ردِّ پادشاهی دوگانه و یادکردن از امپراتور به عنوان پادشاه بوهم از سال سازش تا ۱۸۷۱ ادامه پیدا کرد. سرانجام بیانیه سلطنتی مبنی بر تاج‌گذاری با تاج بوهم در ۲۶ سپتامبر ۱۸۷۰ صادر شد و حتی بدریخ اسمتانا اپرایی به نام لیبوشه به این مناسبت نوشت. اما در عمل تاج‌گذاری انجام نگرفت و در دیدارهای رسمی همواره از فرانتس یوزف با نام پادشاه بوهم تاجگذاری نکرده یاد می‌شد. مسئلهٔ بوهم تا زمان مرگ امپراتور حل‌‌ناشده باقی ماند.[۱۷]

ممالک محروسه ایران[ویرایش]

فرانتس یوزف و ناصرالدین‌شاه که تقریباً هم‌سن بودند، هر دو در سال ۱۸۴۸ تاج‌گذاری کرده‌اند.

ناصرالدین‌شاه در اولین سفری که به اروپا داشت، به دعوت فرانتس یوزف از نمایشگاه بین‌المللی ۱۸۷۳ وین بازدیدی داشت. در این نمایشگاه همچنین، از صنایع دستی و متاع نفیس ایرانی نمونه‌های‌ به نمایش گذاشته شده‌بود.[۱۸]شاه علاوه بر ضیافت شام و شکارگاه فرانتس یوزف به اپرای وین نیز رفت، از افواج اتریشی سان دید و با سیاستمداران در مورد خرید اسلحه و استخدام اهل فن گفتگو کرد.[۱۹] نتیجهٔ این مذاکرات تحول پست داخلی، راه‌اندازی پست ایران-اروپا و چاپ اولین تمبر پستی در ایران بود. ایران در اول سپتامبر ۱۸۷۷ به مؤسسهٔ اتحادیه جهانی پست پیوست.[۲۰]

فرانتس یوزف در دومین دیدار شاه از اتریش در ۱۸۷۸ هم، از او و همراهانش به‌گرمی استقبال کرد. یکی از مهمترین نتایج این سفر ایجاد روابط سیاسی و رسمی دو کشور با انتصاب نریمان‌خان قوام‌السلطنه به عنوان اولین وزیر مختار ایران در اتریش-مجارستان بود. از دیگر نتایج این سفر می‌توان به استخدام افسران و معلمان نظامی، خریداری اسلحه به منظور سامان دادن به قشون و وزارت نظمیه اشاره کرد که دوام زیادی پیدانکرد و ناکام ماند.[۲۱]

نام‌ها[ویرایش]

  1. Franz Karl von Österreich
  2. Sophie Friederike von Bayern
  3. Louise von Sturmfeder
  4. Heinrich Franz von Bombelles
  5. Palais Niederösterreich
  6. Windisch-Grätz
  7. Felix zu Schwarzenberg
  8. Alexander von Bach

پانویس[ویرایش]

منابع[ویرایش]

  • Anatol Murad (1968). Franz Joseph I of Austria and His Empire. New York: TWayne. ISBN 0829001727.
  • Joseph Redlich (1929). Emperor Francis Joseph of Austria - A Biography (PDF). London: Macmillan.
  • Martin Mutschlechner. "Franz Joseph: childhood and upbringing". habsburger.net. Retrieved 26 May 2019.
  • Thomas B. Lenihan (July 30, 2008). "The Decline & Fall of the Venetian & Austrian Empires: A Comparative Analysis". academia.edu.
  • Zsigmond Móricz (1921). Be Faithful Unto Death [تا مرگ باوجدان باش].
  • Martin Kitchen (2006). A History of Modern Germany 1800–2000 (PDF). Blackwell Publishing. ISBN 978-1-4051-0040-3. Retrieved 5 June 2019.
  • Tibor Frank. «THE AUSTRO-HUNGARIAN COMPROMISE OF 1867 AND ITS CONTEMPORARY CRITICS». Hungarian Studies. ۱۴ (۲). doi:10.1556/HStud.14.2000.2.5.
  • Adam Kozuchowski (2013). The Afterlife of Austria-Hungary: The Image of the Habsburg Monarchy in Interwar Europe. University of Pittsburgh Press. ISBN 9780822979173. Retrieved 6 June 2019.
  • "A koronázás örömünnepén" [جشن تاجگذاری] (PDF) (به مجاری). Vasárnapi Újság. 5 June 1892. Retrieved 6 June 2019.
  • Hugh LeCaine Agnew (2007). The limits of loyalty: imperial symbolism, popular allegiances, and state patriotism in the late Habsburg monarchy. Laurence Cole and Daniel L. Unowsky. New York: Berghahn Books. ISBN 9781845452025.