درویش

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
رهبر فقید دراویش نورعلی تابنده و کسری نوری در ایران، سال ۲۰۱۸
یک درویش پنجابی در پاکستان، سال ۲۰۰۸

دَرویش به مسلمان صوفی گفته می‌شود که در راه طریقت گام برمی‌دارد. در ایران سوم اسفند به عنوان روز درویش نامگذاری شده‌است.

واژه‌شناسی[ویرایش]

واژهٔ پارسی «درویش» از ریشه‌ای باستانی و برگرفته از واژه‌ای نیاایرانی است که در اوستایی به صورت «دریگو-» (-drigu) به معنای «نیازمند، گدا» است.[۱] این واژهٔ ایرانی احتمالاً با واژهٔ سانسکریت ودایی «آدریگو-» (-adhrigu) هم‌ریشه باشد که صفتی با معنای نامشخص است که به ایزدان گوناگونی اضافه شده‌است. این واژهٔ ودایی احتمالاً به صورت «آ-دریگو-» (-a-dhrigu) واکافت می‌شود که «نا دریگو» خواهد شد، شاید به معنای «نا فقیر»، به‌معنای «غنی». وجود این هم‌ریشهٔ ودایی نشان می‌دهد که بنیاد فقرای مقدس آنقدر در میان هندو-ایرانیان اهمیت داشته که در ایران آینده به صورت تاریخی در شکل برادری درویشی و نیز در هند در شکل مکتاب مختلف سنیاسیان (sannyasis) وجود داشته‌است.[۲]

هرچند که واژه‌شناسی این واژه از دیدگاه زبان فارسی نو مشخص نیست، اما تلاش‌هایی برای تفسیرپذیری اجزای واژه بر پایهٔ واژه‌های معاصر و بر پایهٔ مفاهیم عرفانی صوفی‌گری نیز صورت گرفته‌است. از آنجا که «در» در فارسی به معنای درب بوده، پس گفته می‌شود که «درویش» به‌صورت تحت‌الفظی به‌معنای «بازکنندهٔ در» معنی خواهد شد.[۳] از سوی دیگر برخی اصل واژه را «درویز» دانسته که «ز» به «ش» معجمه تبدیل شده و اصل واژه «درآویز» بوده به معنای کسی که هنگام گدایی از درمی‌آویزد (در را می‌گیرد) بنابراین گدا را درویش گفته‌اند. برخی دیگر از پژوهشگران گفته‌اند که اصل واژهٔ درویش، «دریوز» بوده که «ی» و «و» جابجا شدند و به «درویز» تبدیل شد، و «ز» نیز به «ش» تبدیل شد، و یوز از یوزیدن به معنای جستجو کردن می‌باشد.[۴] این واژهٔ فارسی همچنین در برخی زبان‌ها به معنای «زاهد، ریاضت‌کش» نیز آمده‌است، مثلاً در زبان اردو، darwaishana thabiyath به معنای «خلق‌وخوی زاهدانه و مرتاضی» است. این واژه در ترکی به صورت «دَرویش» (Derviş) آمده‌است. دامنهٔ رواج این واژه تا آنجا پیش رفته که تا شمال آفریقا نیز رسیده‌است، برای مثال در زبان قبائلی، «آدِرویک» (Aderwic) به معنای مجنون می‌باشد.[۵] همچنین واژهٔ درویش (ده‌روێش) در زبان کُردی گورانی به معنای در خود بودن است و بدین معناست که فرد در حال تزکیهٔ نفس خویش بوده و کاری به کار دیگران ندارد و در راه طریقت قدم نهاده و سلوک می‌کند. در لکی نیز 'وژ'یعنی خود، و حروف ژ و ش در لکی گاهی به هم تبدیل می‌شوند در+وژ (ش) به معنای در خود بودن است.

تاریخچه[ویرایش]

دراویش نقش مهمی در سلطه امپراتوری عثمانی بر بالکان ایفا نمودند و فرهنگ اسلامی-ترکی را با خود به این منطقه بردند. یکی از مهم‌ترین گروه‌های دراویش در امپراتوری عثمانی بکتاشیه بود که از طریق پیوندش با نیروهای ینی‌چری به اهمیت بسزایی دست یافت.[۶] قدیمی‌ترین بنای باقیمانده از دوره امپراتوری عثمانی در بالکان، عمارت آشپزخانه عمومی غازی اِورنوس در شهر کموتینی در یونان کنونی است که اتاق‌هایی برای تجمع دراویش در خود داشت.[۷]

در کلام بزرگان[ویرایش]

ابوالحسن خرقانی (به نقل از تذکرة الاولیاء): درویش کسی بود که او را دنیا و آخرت نبود، و نه در هر دو نیز رغبت کند، که دنیا و آخرت از آن حقیرترند که ایشان را با دل نسبت بود.[۸]

ابوسعید ابوالخیر (به نقل از اسرارالتوحید): درویشان نه ایشان اند، اگر ایشان ایشان بودندی نه درویشان بودندی، اسم ایشان صفت ایشان است. هرکه به حق راه طلبد، گذرش بر درویشان باید کرد، که دَرِ وی ایشانند.[۹]

نورعلی تابنده: درویشان در دوستی چون آب روان و در دفاع چون سنگ خارا هستند.[۱۰]

خواجه عبدالله انصاری (به نقل از چهل کلام و سی پیام): قومی که از بیشهٔ حسد هرگز خاری به دامن ایشان نیاویخت، از بیابان نفس هرگز غباری بر گوشهٔ رداء اسلام ایشان ننشست و از هاویهٔ هوی هرگز دودی به دیده ایشان نرسید. سلاطین راهند در لباس درویشان، مَلکی صفتند به صورت آدمیان و روندگان در راه خویش خرامان.[۱۱]

سعدی (گلستان): ظاهر درویشی جامه ژنده است و موی سترده و حقیقت آن دل زنده و نفس مرده.[۱۲]

بایزید بسطامی راگفتند: درویشی چیست؟ گفت آنکه کسی را در کنج دل خویش پای به گنجی فرو شود، و در آن گنج گوهری یابد، آن را محبت گویند هر که آن گوهر یافت او درویش است.[۱۳]

شمس‌الدین محمد لاهیجی (شرح گلشن راز): درویش مصطلح آن است که دل مبارکش مهبط انوار تجلیّات الهی باشد و در تاب نور تجلی الهی از خود فانی گشته، به بقای حق باقی شده باشد.

روز درویش[ویرایش]

روز سوم اسفند ماه ۱۳۸۷ به دلیل تحصن دراویش گنابادی مقابل مجلس شورای اسلامی در میدان بهارستان تهران برای اعتراض به تخریب محل اجتماعشان در اصفهان (و آرامگاه درویش ناصرعلی) و بازداشت تعدادی از آن‌ها توسط نیروهای انتظامی از سوی نورعلی تابنده به عنوان روز درویش نامگذاری شده‌است.[۱۴]

سماع و چله[ویرایش]

دراویش فرقه مولویه در حال سماع

سماع در لغت به معنای شنیدن و وجد و سرور و پای کوبی صوفیه است[۱۵] و به نوعی رقص و چرخش بدن همراه با حالت خلسه برای اهداف معنوی می‌گویند. هرچند تاریخچه دقیق سماع روشن نیست اما به نظر می‌رسد که سابقه‌ای دینی ولی غیر اسلامی دارد و بسیار دیرین است، با این وجود سماع در قرن سوم هجری قمری بین متصوفه ایران موسوم بوده‌است.[۱۶]

نام چله گرفته شده از عدد چهل به معنای چهل روزی است که دراویش به عبادت و ریاضت می‌پردازند.[۱۷] اینکار با هدف تزکیه نفس انجام می‌شود، کسی که چله نشینی می‌کند، در این مدت به اصطلاح ترک حیوانی یعنی ترک فراورده‌های حیوانی می‌کند.[۱۸]

دراویش در ایران[ویرایش]

دراویش در ایران، بزرگترین اقلیت مذهبی به حساب می‌آیند،[۱۹] به نقل از خبرگزاری فارس ۲۰ سلسله دراویش در ایران شناسایی شده‌است.[۲۰] با این وجود جمهوری اسلامی ایران فشارهای زیادی از جمله بازداشت، تخریب خانقاه‌ها و حسینیه‌های دراویش را بر این اقلیت مذهبی وارد می‌کند.[۱۹][۲۱]

گسترده‌ترین و شدیدترین سرکوب مذهبی در جمهوری اسلامی در رابطه با دراویش در خیابان پاسداران تهران رخ داد. این درگیری‌ها و اعتراضات دراویش گنابادی منجر به اعدام یک نفر و کشته شدن ۶ نفر از هر دو طرف درگیر ماجرا شد. همچنین نورعلی تابنده پس از این حوادث در حصر خانگی قرار گرفت و پس از گذشت دو سال در حصر درگذشت.

درویشان طریقت و روش‌های دیگری را برای عبادت و نگاه به اصول دین برگزیده‌اند که از سوی مقامات جمهوری اسلامی و فقهای حکومتی همانند مکارم شیرازی، وحید خراسانی، نوری همدانی به عنوان بدعت در دین و مخالف فقه رسمی همواره مورد تکفیر و مخالفت بوده‌اند.

شخصیت‌های برجسته[ویرایش]

نگارخانه[ویرایش]

پانویس[ویرایش]

  1. "DARVĪŠ" (به انگلیسی). ایرانیکا. Retrieved 27 خرداد 1389. {{cite web}}: Check date values in: |تاریخ بازدید= (help)
  2. "Adhrigu and drigu: on the semantics of an old Indo-Iranian word" (به انگلیسی). findarticles.com. Retrieved 27 خرداد 1389. {{cite web}}: Check date values in: |تاریخ بازدید= (help)
  3. «DICTIONARY OF ISLAM». answering-islam. دریافت‌شده در ۲۷ خرداد ۱۳۸۹.
  4. دهخدا، علی‌اکبر، لغتنامهٔ دهخدا، سرواژهٔ «درویش».
  5. Wikipédia, l'encyclopédie libreDerviche (بازدید: ۲۷ خرداد ۱۳۸۹)
  6. Finkel، Osman’s Dream، 40.
  7. Finkel، Osman’s Dream، 41.
  8. دکتر جواد نوربخش، «ابوالحسن خرقانی»، انتشارات خانقاه نعمت‌اللهی لندن، ۱۳۸۵، شابک: ۵-۷۸-۹۳۳۵۴۶-۰
  9. دکتر جواد نوربخش، «فرهنگ نوربخش، اصطلاحات تصوف»، انتشارات خانقاه نعمت‌اللهی، تهران، آذر ۱۳۶۶
  10. «در دفاع سنگ خارائیم، در دوستی آب روان». خبرگزاری سحام‌نیوز.
  11. چهل کلام و سی پیام، دکتر جواد نوربخش، چاپ دوم، انتشارات یلداقلم، تهران ۱۳۸۱، شابک: ۸-۲۶-۵۷۴۵-۹۶۴
  12. «باب دوم در اخلاق درویشان». سعدی.
  13. https://www.irna.ir/news/82103799/مجموعه-تاریخی-بایزید-بسطامی-آنچه-خوبان-همه-دارند-تو-تنها-داری
  14. http://www.pezhvakeiran.com/page1.php?id=9305
  15. معنای کلمه سماع، لغت‌نامه معین و دهخدا[پیوند مرده]
  16. «شکر خدا با موسیقی، وب سایت سوره مهر». بایگانی‌شده از اصلی در ۲۳ ژوئن ۲۰۱۱. دریافت‌شده در ۴ آوریل ۲۰۱۰.
  17. لغتنامه معین[پیوند مرده]
  18. لغتنامه دهخدا
  19. ۱۹٫۰ ۱۹٫۱ فشارها بر دراویش، هدفمند است
  20. خبرگزاری فارس - تا امروز ۲۰ سلسله دراویش در ایران شناسایی شده‌است
  21. بی‌بی‌سی فارسی-اقلیت‌های قومی و دینی در سال ۱۳۸۷
  22. «نورعلی تابنده». شخصیت اقلیت‌های دینی ایران.
  23. «عبدالرزاق بغایری». شخصیت اقلیت‌های دینی ایران.
  24. «محمدابراهیم باستانی پاریزی». شخصیت اقلیت‌های دینی ایران.
  25. «تورج نگهبان». شخصیت اقلیت‌های دینی ایران.
  26. «کسری نوری». شخصیت اقلیت‌های دینی ایران.
  27. «قاسم هاشمی‌نژاد». شخصیت اقلیت‌های دینی ایران.
  28. «همایون خرم». شخصیت اقلیت‌های دینی ایران.
  29. «محمد ثلاث». شخصیت اقلیت‌های دینی ایران.

منابع[ویرایش]

پیوند به بیرون[ویرایش]