لویه جرگه

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
جمهوری اسلامی افغانستان
Emblem of Afghanistan.svg

سیاست و حکومت افغانستان


لویه جرگهٔ سال ۲۰۰۲ که حامد کرزی را به‌عنوان رئیس جمهور موقت انتخاب کرد.

لویَه جَرگه یا جرگهٔ بزرگ یا جرگهٔ ملی، به معنی «گردهمایی بزرگ سران قبایل افغانستان» است. لویه جرگه بزرگ‌ترین مجمع بزرگان و شخصیت‌های قومی و اجتماعی کشور افغانستان است و در موارد بحرانی در افغانستان تشکیل می‌شود. در بیشتر موارد از سوی پادشاه یا رئیس جمهور فراخوانده شده اعضای آن می‌توانند هم انتخابی و هم انتصابی باشند. نخستین جرگه در سال ۱۱۶۰ هجری (۱۷۴۷ میلادی) بر‌گزار شد. این جرگه سرنوشت و آینده کشور تازه‌ای به نام افغانستان را رقم زد، پس از کشته شدن نادر شاه افشار، در ماه اکتبر ۱۷۴۷ در مزار شیر سرخ، در داخل قلعه نظامی نادر آباد بر‌گزار شد و ۹ روز به درازا کشید. پس از ۹ روز مباحثه میان سران اقوام غلزایی، پوپلزایی، نورزایی، سدوزایی و دیگران، احمدشاه ابدالی از قوم سدوزایی به عنوان پادشاه برگزیده شد.

لویه جرگه واژه‌ای پشتو است که در زبان فارسی دری به معنی جرگه بزرگ است. جرگه واژه‌ای فارسی و به معنی گروه و صف آمده‌است. جرگه در کاربردهای سیاسی-اجتماعی آن به معنی گرد همایی و نشست است. به عبارت دیگر هر مجلس، جلسه و اجلاسی که برای تصمیم گیری، نظر خواهی و مشورت در باره یک امر محلی، ملی و قومی بر‌گزار شود، جرگه‌است. آنچه جرگه را از نشست‌ها و گردهمایی‌های دیگر جدا می‌سازد محتوأ، شیوه کار و منظور آن است. محتوای جرگه مردمی است وبرای سنجش آرای عمومی. از این رو برخی آن را نوعی رفراندم یا همه‌پرسی خوانده‌اند. منظور از تشکیل جرگه‌ها چاره جویی، رسیدگی و تصمیم گیری همگانی در مورد یک مسأله سیاسی-اجتماعی است. شیوه کار آن بسیار ساده‌است. معمولاً یک فرد اداره آن را به عهده می‌گیرد وموضوع خاصی را به همه‌پرسی می‌گذارد تا شرکت کننده گان روی آن به بحث بپردازند. در پایان با توافق کلی به تصمیم مشترکی می‌رسند. این تصمیم سر انجام به مثابه یک فیصله ملی، محلی و قومی عملی می‌گردد.

جرگه نه زمان معین دارد و نه جای معین. بنابر نیازهای سیاسی و اجتماعی به وجود می‌آید و پس از پایان کار، خود به خود منحل می‌گردد. می‌توان گفت که جرگه هر زمان و هر جایی که یک امر سیاسی یا اجتماعی ایجاب کند تشکیل می‌شود. اعضای جرگه را موی سفیدان، بزرگان اقوام و شخصیت‌های با تجربه و متنفذ می‌سازند.

جرگه، کهن‌ترین نهاد سنتی در ادارهٔ اجتماعی است و ریشه در تاریخ و فرهنگ قبیله‌ای دارد. جرگه به کدام قوم، ملت، محل و فرهنگ خاصی تعلق ندارد و به گونه‌هایی در میان همه جوامع بشری دیده شده‌است. اما در جوامعی که از سازمان و ساختار سیاسی و اجتماعی پیشرفته بر خورداراند، نقش آن کم رنگ تر شده کار برد آن کم کم از میان رفته‌است.

در افغانستان هنوز هم جرگه یک راه گشای سیاسی-اجتماعی شمرده می‌شود و از کار آِیی خوبی برخوردار است. در مورد بهره برداری سیاسی از جرگه‌ها جای بحث است و در بیشتر موارد وسیله‌ای بوده‌است برای مشروعیت بخشیدن به خواسته‌های از پیش تعیین شده دولت‌های افغانی.

جرگه در افغانستان سه نوع است:

  • جرگه محلی
  • جرگه قومی
  • جرگه ملی (لویه جرگه)

جرگه محلی، در مقایسه با سایر انواع جرگه‌ها ساحه تأثیر محدودی دارد. این جرگه‌ها از گذشته‌های دور تا کنون در سراسر افغانستان وجود داشته عملی‌ترین شیوه ادارة سنتی اجتماعی در ده و محله به شمار می‌رود. جرگه‌های محلی معمولاً در موارد کم آبی، خشکسالی و برای حل اختلافات محلی به وجود می‌آید.

جرگه‌های قومی، به مسائلی می‌پردازد که یک یا چند قوم را در بر می‌گیرد. این جرگه‌ها در مواردی مانند برخوردهای قومی و یا بروز اختلاف‌ها و مسائل مهمی که تصمیم گیری و تلاش مشترک را ایجاب می‌کند، تشکیل می‌شود.

جرگه ملی یا لویه جرگه، بزرگ‌ترین مجمع بزرگان و شخصیت‌های قومی و اجتماعی کشور است و در موارد بحرانی در افغانستان تشکیل می‌شود. در بیشتر موارد از سوی پادشاه یا رئیس جمهور فراخوانده شده اعضای آن می‌توانند هم انتخابی و هم انتصابی باشند.

گاهشماری لویه جرگه‌های مهم[ویرایش]

لویه جرگه‌های مهمی که تاکنون بر‌گزار شده‌اند عبارتند از[۱]:

  • ۱۱۲۶ قمری (اکتبر ۱۷۴۷)

به مدت ۹ روز در قلعه نظامی نادرآباد قندهار تشکیل شد و نتیجه آن تایید پادشاهی احمدشاه درانی بود. در نتیجه این لویه جرگه تصمیم بر کشتن گرگین‌خان گرجی، فرماندار ایرانی قندهار گرفته شد[۲] و حاضران با احمدشاه درانی بیعت کردند.

  • ۱۲۲۰ خورشیدی (۱۸۴۱)

همایشی ۱۲ نفره در کابل، در خانه عبدالله اچکزایی به ریاست محمد زمان خان، که نتیجه آن فراخوانی مردم در جنگ اول افغان و انگلیس بود.

  • ۱۲۴۴ خورشیدی (۱۸۶۵)

نشستی دو هزار نفره در کابل به ریاست امیر شیرعلی خان، پادشاه وقت افغانستان، که نتیجه آن حمایت از سلطنت امیر شیرعلی خان و تحکیم پایه سلطنت او در برابر برادرانش بود.

  • ۱۲۷۲ خورشیدی (۱۸۹۳)

در کابل به ریاست امیر عبدالرحمان خان، پادشاه وقت، تشکیل شد و نتیجه آن تایید پیمان دیورند در باره تعیین مرز میان افغانستان و هند بریتانیایی بود.

  • ۱۲۹۴خورشیدی (۱۹۱۵)

نشستی با شرکت ۵۴۰ نفر در کابل به ریاست امیر حبیب‌الله خان، پادشاه وقت، که نتیجه آن اعلام بی طرفی افغانستان در جنگ جهانی اول بود.

  • ۱۱ سنبله ۱۳۲۰ (۲ سپتامبر ۱۹۴۱)

نشستی ۸۰۰ نفره در کابل به ریاست محمد هاشم، نخست وزیر و عم محمد ظاهر، پادشاه وقت، که نتیجه آن تایید بی‌طرفی افغانستان در جنگ دوم جهانی و اخراج اتباع آلمانی و ایتالیایی از کشور بود.

  • ۲۲ عقرب ۱۳۲۸ (۱۴ نوامبر ۱۳۴۹)

همایشی با شرکت ۴۵۲ نفر در کابل به ریاست محمد گل‌خان، یکی از حامیان عمده قضیه «پشتونستان» در افغانستان. نتیجه آن تایید سیاست حمایت دولت افغانستان از منطقه پشتون‌نشین (پشتونستان) پاکستان و بی‌اعتبار اعلام کردن معاهده دیورند (۱۸۹۳)، پیمان افغان و انگلیس (۱۹۰۵)، پیمان راولپندی (۱۹۱۹) و پیمان ۱۹۲۱ افغان و انگلیس بود.

  • زمستان ۱۳۰۱ (۱۹۲۳)

جرگه‌ای ۸۷۲ نفره در جلال‌آباد به ریاست امان‌الله خان، پادشاه وقت افغانستان. نتیجه آن تصویب نخستین قانون اساسی کشور بود.

  • ۱۳۰۳ خورشیدی (۲۸ سرطان-۹اسد؛ ۱۹۲۴ میلادی)

با شرکت ۱۰۴۶ نفر در پغمان و کابل به ریاست امان‌الله خان، پادشاه وقت. نتیجه آن تعدیل قانون اساسی افغانستان بود.

  • سنبله/شهریور ۱۳۰۷ (۱۹۲۸)

با تعداد اعضا ۱۱۰۰ نفر در پغمان کابل به ریاست امان‌الله خان، پادشاه وقت، تشکیل شد. نتیجه آن تشکیل مجلس شورای ملی با ۱۵۰ عضو، اجباری شدن خدمت سربازی، و کشف حجاب بود. در این لوی جرگه، ثریا همسر شاه امان‌الله بدون حجاب سنتی حاضر شد و شاه اعضای جرگه را ملزم به پوشیدن لباس غربی کرد.

  • ۱۳۰۹ (۱۹۳۰)

نشستی با ۳۰۱ عضو به ریاست محمد هاشم، نخست وزیر و برادر محمد نادر خان پادشاه وقت در کابل. نتیجه آن حمایت از پادشاهی نادر خان و تشکیل هیاتی برای تهیه دومین قانون اساسی کشور بود. این جرگه همچنین یک هیئت ۱۰۵ نفری را موظف به تصویب دومین قانون اساسی کشور کرد. دومین قانون اساسی یک سال بعد تحت عنوان «اصولنامه اساسی» به تصویب رسید.

  • ۱۸-۲۹ شهریور ۱۳۴۳ (۱۹۶۴)

این نشست در کابل بر‌گزار شد. تعداد اعضا آن ۴۵۲ نفر، رئیس آن محمد ظاهر پادشاه، و نائب رئیس لوی جرگه دکتر عبدالظاهر رئیس مجلس یازدهم بود. نتیجه آن تصویب نخستین قانون اساسی دموکراتیک کشور بود که بر پایه آن خانواده سلطنتی از دخالت در امور حکومتی و سیاسی ممنوع و قدرت به نخست وزیرانی خارج از خانواده سلطنتی و پارلمان منتخب واگذار شد. تفکیک قوا، آزادی رسانه‌ها و گروه‌های سیاسی و برابری حقوق اتباع از مواد برجسته این قانون بود.

  • ۱۰-۲۵ دلو ۱۳۵۵ (۳۰جنوری-۱۴ فبروری ۱۹۷۷)

با شرکت ۳۴۹ نفر در کابل بر‌گزار شد. رئیس گردهمایی محمد داوود خان، رئیس جمهوری، و نائب رئیس همایش عزیزالله واصفی بود. نتیجه این لویه جرگه تصویب قانون اساسی نظام جمهوری و انتخاب محمد داوود خان به عنوان رئیس جمهوری بودو

  • ۱۳۶۴ (۱۹۸۵)

با شرکت ۱۷۹۶ نفر در دانشگاه پلی‌تکنیک کابل و به ریاست عبدالرحیم هاتف، و نائب رئیسی عبدالواحد سرابی تشکیل شد که نتیجه آن حمایت از سیاست‌های دولت در مورد مسائل خارجی و داخلی بود. برگزاری این جرگه نخستین اقدام دولت تحت حمایت شوروی سابق برای بازگشت به سنت‌های اجتماعی برای حل مسائل سیاسی بود.

  • ۸-۹ قوس/آذر ۱۳۶۶ (۲۹-۳۰ نوامبر ۱۹۸۷)

به ریاست عبدالرحیم هاتف در دانشگاه پلی‌تکنیک کابل تشکیل شد و نتیجه آن تصویب ششمین قانون اساسی و انتخاب دکتر نجیب‌الله به ریاست جمهوری بود. این جرگه هم‌چنین قانون اساسی را تعدیل کرد و در این قانون اسلام به عنوان دین رسمی کشور پذیرفته شد و به مذاهب حنفی و جعفری رسمیت داده شد. پیش از آن تنها مذهب حنفی به رسمیت شناخته می‌شد.

  • ۱۳۸۱ (۲۴حمل- ۱۱جوزا)

این یک لویه جرگه اضطراری با شرکت ۱۵۵۱ نفر در کابل بود که ریاست آن را اسماعیل قاسمیار برعهده داشت. نتیجه آن انتخاب حامد کرزی به عنوان رئیس دولت انتقالی بود. این «لویه جرگه اضطراری» برای نخستین بار شاهد سهم ۱۱ درصدی زنان بود و همچنین نخستین بار مردم در انتخاب اعضای آن شرکت داشتند.

  • قوس ۱۳۸۲

نام آن لویه جرگه قانون اساسی بود که با شرکت ۵۰۰ نفر و ریاست صبغت‌الله مجددی در کابل تشکیل شد و نتیجه آن تصویب هشتمین قانون اساسی بود.

  • جوزا ۱۳۸۹ (جون ۲۰۱۰)

جرگه مشورتی صلح که با شرکت ۱۶۰۰ نفر در کابل با ریاست برهان‌الدین ربانی تشکیل شد و نتیجه آن تایید برنامه صلح حکومت حامد کرزی بود. حامد کرزی در پی این جرگه، شمار زیادی از زندانیان طالبان را آزاد کرد و شورای عالی صلح را هم به ریاست برهان‌الدین ربانی تشکیل کرد، هر چند برهان‌الدین ربانی جان خود را در این راه از دست داد.

  • ۲۵ عقرب/آبان ۱۳۹۰

نشست چهار روزه این لویه جرگه در کابل به بررسی همکاری استراتژیک با آمریکا و موضوع مصالحه با طالبان پرداخت. طالبان تهدید کرده بود این مجمع را که بیش از دو هزار سرکرده سیاسی و اجتماعی در آن شرکت داشتند مختل خواهد کرد. هم‌زمان با این لویه جرگه راکت‌هایی در کابل شلیک شد.

صبغت‌الله مجددی ریاست این لویه جرگه را برعهده داشت و او نعمت الله شهرانی را به عنوان معاون اول، محمدعارف نورزی را معاون دوم، محمدعلم ایزدیار را منشی اول، حیات الله بلاغی را منشی دوم و صفیه صدیقی را به عنوان سخنگوی جرگه اعلام کرد.[۳]

منابع[ویرایش]

  1. گاهشمار لویه جرگه های افغانستان، در: بی‌بی‌سی فارسی. ۱۵ نوامبر ۲۰۱۱. بازدید: ژانویه ۲۰۱۲.
  2. The Importance of Tribal Structures and Pakhtunwali in Afghanistan;. Their role in security and governance. By. Shahmahmood Miakhel. Former Deputy Minister
  3. آژانس خبری کوکچه، بازدید: ژانویه ۲۰۱۲.