درویش
دَرویش به مسلمان صوفی گفته میشود که در راه طریقت گام بر میدارد.
محتویات |
پیرامون واژه [ویرایش]
درویش در زبان کردی اورامی فعل امر از درونکاری [پرداختن به درون] است که عملا خودسازی را معنا می نماید. واژهٔ پارسی «درویش» از ریشهای باستانی و برگرفته از واژهای نیاایرانی است که در اوستایی به صورت «دریگو-» (-drigu) به معنای «نیازمند، گدا» است.[۱] این واژهٔ ایرانی احتمالاً با واژهٔ سانسکریت ودایی «آدریگو-» (-adhrigu) همریشه باشد که صفتی با معنای نامشخص است که به ایزدان گوناگونی اضافه شدهاست. این واژهٔ ودایی احتمالاً به صورت «آ-دریگو-» (-a-dhrigu) واکافت میشود که «نا دریگو» خواهد شد، شاید به معنای «نا فقیر»، بهمعنای «غنی». وجود این همریشهٔ ودایی نشان میدهد که بنیاد فقرای مقدس آنقدر در میان هندو-ایرانیان اهمیت داشته که در ایران آینده به صورت تاریخی در شکل برادری درویشی و نیز در هند در شکل مکتاب مختلف سنیاسیان (sannyasis) وجود داشتهاست.[۲]
هرچندکه واژهشناسی این واژه از دیدگاه زبان فارسی نو مشخص نیست، اما تلاشهایی برای تفسیرپذیری اجزای واژه بر پایهٔ واژههای معاصر و بر پایهٔ مفاهیم عرفانی صوفیگری نیز صورت گرفتهاست. از آنجا که «در» در فارسی به معنای درب بوده، پس گفته میشود که «درویش» بهصورت تحتالفظی بهمعنای «بازکنندهٔ در» معنی خواهد شد.[۳] از سوی دیگر برخی اصل واژه را «درویز» دانسته که «ز» به «ش» معجمه تبدیل شده و اصل واژه «درآویز» بوده به معنای کسی که هنگام گدایی از در میآویزد (در را میگیرد) بنابراین گدا را درویش گفتهاند. برخی دیگر از پژوهشگران گفتهاند که اصل واژهٔ درویش، «دریوز» بوده که «ی» و «و» جابجا شدند و به «درویز» تبدیل شد، و «ز» نیز به «ش» تبدیل شد، و یوز از یوزیدن به معنای جستجو کردن میباشد.[۴] این واژهٔ فارسی همچنین در برخی زبانها به معنای «زاهد، ریاضتکش» نیز آمدهاست، مثلاً در زبان اردو، darwaishana thabiyath به معنای «خلقوخوی زاهدانه و مرتاضی» است. این واژه در ترکی به صورت «دِرویش» آمده است. دامنهٔ رواج این واژه تا آنجا پیش رفته که تا شمال آفریقا نیز رسیدهاست، برای مثال در زبان قبائلی، «آدِرویک» (Aderwic) به معنای مجنون میباشد.[۵]
تاریخچه [ویرایش]
| این بخش نوشتار نیازمند گسترش است. |
تاریخ آن در ایران به دوران پیش از اسلام باز میگردد.[۱]
درویش در کلام بزرگان [ویرایش]
ابوالحسن خرقانی (به نقل از تذکرة الاولیاء): درویش کسی بود که او را دنیا و آخرت نبود، و نه در هر دو نیز رغبت کند، که دنیا و آخرت از آن حقیرترند که ایشان را با دل نسبت بود. [۶]
ابوسعید ابوالخیر (به نقل از اسرارالتوحید): درویشان نه ایشان اند، اگر ایشان ایشان بودندی نه درویشان بودندی، اسم ایشان صفت ایشان است. هرکه به حق راه طلبد، گذرش بر درویشان باید کرد، که دَرِ وی ایشانند. [۷]
دکتر جواد نوربخش: در مکتب تصوّف سنتی ایران که مبتنی بر توحید اسلامی است درویش به کسی گفته می شود که به راستی بیخویش و بی هستی باشد، به کاینات اعتنا نکند و جز به دوست توجه نداشته باشد. … درس اول درویشی دوست داشتن خلق خدا و احترام گذاشتن به عقاید آنهاست با این یادآوری که درویش نباید فضول مردم و مفتّش عقاید و افکار دیگران باشد. … صوفی باید به همه آدمها صمیمانه عشق بورزد و از روی دل و جان و بدون توقّع پاداش به جامعه ی بشریّت خدمت کند. [۸]
خواجه عبدالله انصاری (به نقل از چهل کلام و سی پیام): قومی که از بیشه ی حسد هرگز خاری به دامن ایشان نیاویخت، از بیابان نفس هرگز غباری بر گوشه ی رداء اسلام ایشان ننشست و از هاویه ی هوی هرگز دودی به دیده ایشان نرسید. سلاطین راهند در لباس درویشان، مَلکی صفتند به صورت آدمیان و روندگان در راه خویش خرامان. [۹]
سعدی (گلستان): ظاهر درویشی جامه ژنده است و موی سترده و حقیقت آن دل زنده و نفس مرده.
سماع [ویرایش]
سماع در لغت به معنای شنیدن و وجد و سرور و پای کوبی صوفیه است[۱۰] و به نوعی رقص و چرخش بدن همراه با حالت خلسه برای اهداف معنوی میگویند. هرچند تاریخچه دقیق سماع روشن نیست اما به نظر میرسد که سابقهای دینی ولی غیر اسلامی دارد و بسیار دیرین است، با این وجود سماع در قرن سوم هجری قمری بین متصوفه ایران موسوم بودهاست.[۱۱]
چله [ویرایش]
چله گرفته شده از عدد چهل به معنای چهل روزی است که دراویش به عبادت و ریاضت میپردازند.[۱۲] اینکار با هدف تزکیه نفس انجام میشود، کسی که چله نشینی میکند، در این مدت به اصطلاح ترک حیوانی یعنی ترک فرآوردههای حیوانی میکند، [۱۳]
دراویش در ایران [ویرایش]
دراویش در ایران، بزرگترین اقلیت مذهبی به حساب میآیند، [۱۴] به نقل از خبرگزاری فارس ۲۰ سلسله دراویش در ایران شناسایی شدهاست.[۱۵] با این وجود جمهوری اسلامی ایران فشارهای زیادی از جمله بازداشت، تخریب خانقاهها و حسینیههای دراویش را بر این اقلیت مذهبی وارد میکند.[۱۴][۱۶]
نگارخانه [ویرایش]
منابع [ویرایش]
- ↑ ۱٫۰ ۱٫۱ «DARVĪŠ» (انگلیسی). ایرانیکا. بازبینیشده در ۲۷ خرداد ۱۳۸۹.
- ↑ «Adhrigu and drigu: on the semantics of an old Indo-Iranian word» (انگلیسی). findarticles.com. بازبینیشده در ۲۷ خرداد ۱۳۸۹.
- ↑ «DICTIONARY OF ISLAM» (فارسی). answering-islam. بازبینیشده در ۲۷ خرداد ۱۳۸۹.
- ↑ دهخدا، علیاکبر، لغتنامهٔ دهخدا، سرواژهٔ «درویش».
- ↑ Wikipédia, l'encyclopédie libre →Derviche (بازدید: ۲۷ خرداد ۱۳۸۹)
- ↑ دکتر جواد نوربخش، «ابوالحسن خرقانی»، انتشارات خانقاه نعمت اللهی لندن، ۱۳۸۵، شابک: ۵-۷۸-۹۳۳۵۴۶-۰
- ↑ دکتر جواد نوربخش، «فرهنگ نوربخش، اصطلاحات تصوف»، انتشارات خانقاه نعمت اللهی، تهران، آذر ۱۳۶۶
- ↑ چهل کلام و سی پیام، دکتر جواد نوربخش، چاپ دوم، انتشارات یلداقلم، تهران ۱۳۸۱، شابک: ۸-۲۶-۵۷۴۵-۹۶۴
- ↑ چهل کلام و سی پیام، دکتر جواد نوربخش، چاپ دوم، انتشارات یلداقلم، تهران ۱۳۸۱، شابک: ۸-۲۶-۵۷۴۵-۹۶۴
- ↑ معنای کلمه سماع، لغت نامه معین و دهخدا
- ↑ شکر خدا با موسیقی، وب سایت سوره مهر
- ↑ لغتنامه معین
- ↑ لغتنامه دهخدا
- ↑ ۱۴٫۰ ۱۴٫۱ فشارها بر دراویش، هدفمند است
- ↑ خبرگزاری فارس - تا امروز ۲۰ سلسله دراویش در ایران شناسایی شده است
- ↑ بیبیسی فارسی-اقلیتهای قومی و دینی در سال ۱۳۸۷