مشعشعیان
|
|
برای اثباتپذیری کامل این مقاله به منابع بیشتری نیاز است یا منابع ارائهشده بهدرستی ارجاع داده نشدهاند. لطفاً با توجه به شیوهٔ ویکیپدیا برای ارجاع به منابع با ارایهٔ منابع معتبر این مقاله را بهبود بخشید. مطالب بیمنبع در آینده مردود و حذف خواهندشد. |
مشعشعیان، یا آل مشعشع، خانوادهای از حکمرانان عرب، از غالیهای شیعه، که از ۸۴۵ تا ۹۱۴ ه. ق در هویزه فرمانروایی داشتند، و پس از آن تا ۱۱۵۰ بهعنوان والیان برنشاندهٔ دولت صفوی در جنوب غربی خوزستان حکمرانی کردند.
محتویات |
تاریخچه [ویرایش]
در سال ۸۴۵ قمری سید محمد مشعشع با بسیاری از عشایر کوچرو عرب به خوزستان حمله کرد و هویزه که ساکنینش پارسی و عجم بودند(ابن بطوطه که یک سده پیش از آنجا عبور کرده مینویسد مردم هویزه همه پارسی و عجم اند. سفرنامه ابن بطوطه و نیز ایرج افشار سیستانی_خوزستان و تمدن دیرینه آن جلد۱، ص۳۵_۴۶) و آن حدود را تصرف کرد. بنیانگذار فرمانروایی عشیرهای مشعشعیان، سید محمد بن فلاح، معروف به سید محمد مشعشع بود که در حدود سال ۸۴۰ ه. ق به دعوی مهدویت برخاست. سید محمد بن فلاح در نخستین اقدامات خود هویزه را از فرمانروایی والیان حکومت تیموری خارج ساخت. بعد از مرگ محمد در ۸۷۰ پسرش سید محسن مشعشعی جانشین او در منصب امارت شد و بعد از مرگ او پسرانش سید علی مشعشعی و ایوب مشعشعی روی کار آمدند. از آغاز تا انجام، جنبش و حکومت مستقل مشعشعیان حدود هفتاد سال به درازا کشید.[۱]
شاه اسماعیل صفوی در سال ۹۱۴ با سپاهی مجهز عازم خوزستان شد، و با وجود اظهار ارادت و محبت علی و ایوب به شاه، به اتهام غالیگری هر دو آنها را کشت، و به استقلال خاندان مشعشعی در خوزستان پایان داد. اما چندی بعد حکومت هویزه و نواحی عربنشین خوزستان را به سید فلاح مشعشعی (درگذشتهٔ ۹۲۰) پسر دیگر سید محسن واگذار کرد. از آن پس فرزندان فلاح مشعشعی در آن حوزه از جانب پادشاهان صفوی حکومت موروثی داشتند و مرکز حکومت آنها هویزه بود. دوران حکمرانی آل مشعشع تا پایان دوران صفوی ادامه یافت، و این دوران شاهد درگیری و تفرقهٔ میان مشعشعیان بود و با عزل و نصب امیران مشعشعی از جانب پادشاهان صفوی همراه بود. در سال ۱۱۳۲ امارت به سید محمد مشعشعی رسید و ظاهراً همین سید محمد بود که در گیر و دار هجوم افغانها و برافتادن صفویان بارها به دستگاه شاه سلطان حسین خیانت کرد. با این حال محمود افغان در ۱۱۳۵ امارت هویزه را بار دیگر به سید علی مشعشعی برادر و رقیب او داد. یک سال بعد، نادر شاه هویزه را تصرف کرد، و چندی بعد حکومت مشعشعیان را برانداخت و از سال ۱۱۵۰ حکمرانان منصوب خود را در هویزه نشاند. پس از آن باز مشعشعیان در زمانهایی در هویزه نفوذی اندک به دست میآوردند. در اواخر عهد نادر شاه، مولا مطلب مشعشعی شورش کرد و او را آخرین والی معروف هویزه از آل مشعشع میدانند. از آن پس حاکمان مشعشعیان نتوانستند قدرت سابق خود را در خوزستان بازیابند. مشعشعیان تا ابتدای حکومت رضا شاه پهلوی همچنان در هویزه حضور داشتند.
کسروی و مشعشعیان [ویرایش]
احمد کسروی آغازگر مطالعه در بارهٔ مشعشعیان است و نقشی مهم و موثر در معرفی موضوع داشتهاست. [۲] او از سال ۱۳۰۲ خورشیدی به مطالعه و گردآوری اطلاعات دست زد و موفق شد اثر مهم «کلام المهدی» را شناسایی کند و بخشهایی کوتاه از آن را برای نخستین بار به ضمیمه اثرش بیاورد.[نیازمند منبع]
اعتقادات مشعشعیان [ویرایش]
تأثیر ادعاهای سید محمد مخصوصاً ادعای مهدی بودن او در شکلگیری حکومت مشعشعیان انکارناپذیر است و به جرئت میتوان گفت که پایههای حکومت آنها بر اصل مهدویت استوار بود.[۳]
تفکرات اعتقادی والیان مشعشعی دوره سید محمد و پسرش مولا علی (۸۴۰ ـ ۸۷۰ قمری) مرحله شکلگیری و شتاب خیزش مشعشعیان به شمار میآید. در این مرحله اقدامات نظامی بر علیه قبایل ساکن منطقه، به شکلی خشن و سخت بروز یافت و با جلوههای افراطی در باورهای اعتقادی بهویژه نزد مولا علی توأم شد. تصرف هویزه (۸۴۵ قمری) نقطه عطفی در تحرک این جنبش بود که بعد از قتل مولا علی نیروی افراطی این نهضت، سید محمد (درگذشتهٔ ۸۷۰) جنبش را به شیوهای آرام هدایت کرد. بعد از سید محمد هیچکدام از اینها مانند وی ادعای مهدویت نکردند ولی کموبیش به قوانین و مقرراتی که او وضع کرده بود پایبند بودند. پس از مرگ سید محمد، نوبت به فرمانروایی درازمدت سید محسن رسید که طی آن قلمرو حکومت مشعشعیان به اوج گسترش خود رسید. سید محسن در سال ۹۰۵ قمری درگذشت. بعد از سید محسن، برادرانش سیدعلی و سید ایوب به حکومت رسیدند که حکومت اینها با حکومت شاه اسماعیل صفوی همزمان بود. منابع اطلاعات متفاوتی از علل و چگونگی حمله صفویان به مشعشعیان ارائه میدهند. قاضی نورالله شوشتری مینویسد که برخی بدخواهان به گوش شاه اسماعیل رسانیده بودند که علی و ایوب راه عموی خود مولا علی را در پیش گرفتند و مثل او غالی هستند و در دین غلو میکنند. از این رو، شاه اسماعیل با سپاهی مجهز عازم خوزستان شد و با وجود اظهار ارادت و محبت علی و ایوب به شاه و رد اتهامات وارده، شاه هر دو آنها را بقتل رسانید و با این کار به حکومت مستقل و معنوی مشعشعیان پایان داد. از آن به بعد، آنها بیش از دویست سال بهصورت والی دستنشانده پادشاهی صفویه بر منطقه حویزه در جنوب غربی خوزستان حکومت کردند.
شیخعبداللطیف از عالمان شیعه و از شاگردان شیخ بهایی، به دعوت سیدمطلب مدتی را در هویزه زندگی کرد و نقش مهمی را در تعدیل برخی باورهای مشعشعیان عهدهدار گشت و در مدرسه دینی که تحت ریاست او افتتاح شد، تعداد زیادی طلبه بهویژه از فرزندان بزرگان مشعشعی در آن مدرسه به تحصیل پرداختند.
منابع [ویرایش]
- ↑ [۱] رهبری مشعشعیان؛ آغاز و فرجام فعالیتهای سیدمحمدبن فلاح
- ↑ اریخ ۵۰۰ ساله خوزستان. احمدکسروی
- ↑ مجله مقالات و بررسیها - شماره ۶۷ - سید محمد بن فلاح و اندیشه مهدویت
- تاریخ ۵۰۰ ساله خوزستان. احمدکسروی.
- احمد کسروی: حکومت مشعشیان خوزستان، پایتخت مهدی گرایان
|
|||||||
|
|||||