داریوش دوم

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
برای دیگر کاربردها، داریوش را ببینید.
داریوش دوم
𐎭𐎠𐎼𐎹𐎺𐎢𐏁
Tomb of Darius II.jpg
مقبره‌ی داریوش دوم در نقش رستم
دوران ۴۲۳ تا ۴۰۴ پیش از میلاد (۱۹ سال)
تاجگذاری ۴۲۳ پیش از میلاد[۱]
زادگاه ایران
مرگ ۴۰۴ پیش از میلاد
محل مرگ ایران
آرامگاه کوه رحمت، نقش رستم
پیش از اردشیر دوم
پس از سغدیانوس
دودمان هخامنشیان
پدر اردشیر یکم
فرزندان اردشیر دوم
آمستریس دوم
کوروش جوان
اُستَن
دین مزدیسنا

داریوش دوم یا اُخُس یا وهوکه یا وَهاوکا (به پارسی باستان: 𐎭𐎠𐎼𐎹𐎺𐎢𐏁)، سومین پسر اردشیر یکم، هشتمین پادشاه هخامنشی بود.

ظاهراً به سبب نژاد یا نسبت مادر بابلی خویش "سوریائی" هم خوانده می‌شد. او پس از شورش بر ضد برادرش سغدیانوس که برادر خود خشایارشای دوم پادشاه قانونی شاهنشاهی را به قتل رسانده بود در سال ۴۲۳ (پیش از میلاد) به تخت نشست و نام "داریوش" را برای خود برگزید. داریوش دوم نوزده سال بر ایران حکومت کرد. او با توجه به تاریخ سنتی ایران با داراب همسان دانسته می‌شود.

بر پایهٔ آنچه یونانیان در تاریخ نوشته‌اند، داریوش دوم، "اخس (به یونانی)" به معنی فرزند غیرعقدی اردشیر یکم بود. اگرچه در مغرضانه بودن چنین صفاتی از سوی یونانیان که اصلی‌ترین دشمن ایرانیان بوده‌اند، جای شک و شبهه باقیست.

دریک نقره‌، مربوط به شاهنشاهی هخامنشی در دوران داریوش دوم (سدهٔ ۱ پیش‌از میلاد).

منبع‌شناسی برای زندگانی داریوش[ویرایش]

نوشتار اصلی: منبع‌شناسی تاریخ ماد و هخامنشی

به دلیل تکیه بر اسناد یونانی، به خصوص کتسیاس و فقدان واقعی اسناد خاورنزدیک، نگاه به دوران حکومت داریوش دوم را یکطرفه و جانبدارانه کرده است.[۲]

نام و خانواده[ویرایش]

نام فارسی باستان داریوش، وئوکه (*Vauka) یا وَهوش (*Va(h)uš) است. نام اصلی او در منابع کلاسیک (یونانی) اُخُس (بابلی: Ú-ma-kušor Ú-ma-su) است. پدر او اردشیر یکم و مادر او یک بانوی بابلی است. از اینرو منابع بابلی او را یک حرامزاده (یونانی: nóthos) مطرح کردند؛ گرچه این صفت، بعدها آورده شد.[۳]

جانشینی[ویرایش]

اردشیر یکم بین دسامبر 424 پ.م. و فوریه 423 پ.م. درگذشت. در همان روز هم، همسرش داماسپیا درگذشت. هر دو شان در نقش رستم دفن شدند. خبر مرگ این دو به کندی در سراسر امپراتوری پخش شد. برای مثال، در ناحیه نیپور بابل، کاتبان تا مدتی بعد از مرگ اردشیر یکم، در اسناد، هنوز به نام حکومت او تاریخ می زدند.[۴]


داریوش ساتراپ هیرکانیا بود. بنابر گفته کتسیاس، داریوش دوم بعد حکمرانی دو برادر ناتنی خود، خشایارشا دوم (424-425 پ.م.) و سغدیانوس (یا سکیندیانوس؛ 424 پ.م)، بر تخت پادشاهی نشست. با این وجود، در اسناد کتیبه‌ای بازرگانی بابلی، از این پادشاهان نامی آورده نشده است و داریوش دوم، بی‌درنگ جانشین اردشیر یکم شد. [۵]

شرح حال[ویرایش]

نخستین همسر داریوش پروشات یا "پریزاتس" و یا "پریزاد"، به روایتی خواهر ناتنی وی بود [۶] و این دو صاحب دو پسر به نام‌های اردشیر دوم و کوروش جوان بودند که بعد از داریوش پسرش اردشیر دوم به شاهی رسید. پریزاتس همچنین یک دختر به نام "آمستریس" داشت. قدرت واقعی در زمان او، از آن پریزاتس ملکهٔ داریوش بود.[۷]

از سوی دیگر او پدر اوستانوس پدر آرشام پدر داریوش سوم (دارا) بوده‌است، و بنابراین داریوش سوم نسبش با سه نسل فاصله به داریوش دوم می‌رسد، و به‌همین جهت در تاریخ سنتی، داراب را پدر دارا (نام داریوش سوم در شاهنامه فردوسی) دانسته‌اند.

وقایع در زمان پادشاهی داریوش دوم[ویرایش]

با جلوس داریوش دوم انحطاط خاندان هخامنشی که منازعات داخلی، برادرکشی، و تسلیم به توطئه‌های حرم نشانه‌اش بود بطور بارزی امپراتوری هخامنشی را به سوی ورطهٔ نابودی کشانید. کتزیاس طبیب و مؤرخ یونانی در همین زمان در دربار هخامنشی خدمت می‌کرده‌است.[۸]

سیاست داریوش دوم در قبال یونان[ویرایش]

در آسیای صغیر و یونان آنچه بیش از یک سپاه واقعی برای ایران کار می‌کرد، طلا بود. در این هنگام جنگ معروف به جنگ پلوپونز بین آتن و اسپارت به اوج خود رسیده بود. داریوش دوم می‌دانست که از طلاهای خویش چگونه باید همچون یک حربهٔ سیاسی استفاده کند و حفظ نوعی موازنه بین حریفان جنگ و به درازا کشاندن این جنگ را تا جایی که هیچ طرف غالب یا مغلوب نشود، سیاست خود قرار داد.[۹]

داریوش دوم به دولت اسپارت که علیه دولت آتن می‌جنگید، کمک‌های شایانی نمود و در اثر همین منازعات و اشتغال حریفان در جنگ پلوپونز بود که یونانیان آسیای صغیر و برخی از جزایر یونانی‌نشین که از زمان صلح کالیاس مستقل شده بودند، دوباره فرمانبردار ایران گردیدند. این پیروزی‌های به اصطلاح دیپلماتیک این عیب را هم داشت که سپاه ایران را بیکار می‌گذاشت و تجربه نشان می‌دهد که در تاریخ امپراتوری‌های بزرگ، وقتی ارتش یکچند بیمصرف بماند، مانند تیغی در غلاف مانده، زنگ می‌زند و طولی نکشید که داریوش سوم، در زمان حملهٔ اسکندر تلخی این واقعیت را چشید.[۱۰]

جنگ پلوپونزوس بین آتن و اسپارت، ۲۶ سال ادامه داشت و بالاخره در سال ۴۰۴ پیش از میلاد خاتمه یافت.

استقلال مصر از ایران[ویرایش]

در زمان داریوش دوم در سال ۴۱۱ پیش از میلاد، مصر به بهانهٔ جانبداری ساتراپ مصر، از یهودیان مصر، اعلام شورش کرد. مصری‌ها با وجود اختلاف داخلی و عدم قدرت و مهارت نظامی، این بار توانستند، سرزمین خود را تا نزدیک به شصت سال بعد از تصرف ایران بیرون آورند. مصر دوباره در زمان اردشیر سوم به تصرف ایران در آمد.[۱۱]

مرگ و جانشینی[ویرایش]

داریوش در سال 404 در بابل درگذشت. پَریساتیس (Parysatis) جانشین او شد که بعدها از پسر جوانترش، کوروش جوان برای جانشینی در مقابل برادر تنی خود، اردشیر دوم (حکومت 405-359)، حمایت کرد که گزارش آن توسط گزنفون در کتاب اول آناباسیس داده شده است. اسناد ایرانی برای حکمرانی داریوش دوم کمیاب است. تمام کتیبه ها به فعالیت های ساختمان‌سازی اشاره دارند.[۱۲]

سازندگی[ویرایش]

او در شوش و نقش رستم (یکی از 3 معبدهای بدون کتیبه که به او منسوب است) ساختمان‌هایی را ساخته بود. او آخرین پادشاه هخامنشی است که در نقش رستم دفن شده است.[۱۳]

جستارهای وابسته[ویرایش]

پانویس[ویرایش]

  1. CHRONOLOGY OF IRANIAN HISTORY PART 1 iranicaonline.org
  2. Sanchisi-Weerdenburg، Darius II، 50-51.
  3. Sanchisi-Weerdenburg، Darius II، 50-51.
  4. Dandamaev، A Political History of the Achaemenid Empire، 258.
  5. Sanchisi-Weerdenburg، Darius II، 50-51.
  6. ویسهوفر، یوزف، ایران باستان، انتشارت ققنوس
  7. زرین کوب، ص ۱۸۱
  8. زرین کوب، ص ۱۷۹
  9. زرین کوب، ص ۱۸۰
  10. زرین کوب، ص ۱۸۱
  11. پیرنیا، ص ۱۴۱
  12. Sanchisi-Weerdenburg، Darius II، 50-51.
  13. Sanchisi-Weerdenburg، Darius II، 50-51.

منابع[ویرایش]

  • پیرنیا، حسن. ایران باستان. چاپ اول. دنیای کتاب، ۱۳۶۲. 
  • زرین کوب، عبدالحسین. تاریخ مردم ایران، پیش از اسلام. چاپ اول. تهران: مؤسسهٔ انتشارات امیرکبیر، ۱۳۶۴. 


پادشاهان پیشین:
سغدیانوس
داریوش دوم
𐎭𐎠𐎼𐎹𐎺𐎢𐏁
شاهنشاه ایران

۴۲۳ تا ۴۰۴ پیش از میلاد.

جانشین:
اردشیر دوم
فرعون مصر امیر تائه سوس