داریوش دوم
- برای دیگر کاربردها، داریوش را ببینید.
| داریوش دوم |
|
|---|---|
| دوران | ۴۲۳ تا ۴۰۴ پیش از میلاد (۱۹ سال) |
| تاجگذاری | ۴۲۳ پیش از میلاد |
| زادگاه | ایران |
| مرگ | ۴۰۴ پیش از میلاد |
| محل مرگ | ایران |
| آرامگاه | کوه رحمت، نقش رستم |
| پیش از | اردشیر دوم |
| پس از | سغدیانوس |
| دودمان | هخامنشیان |
| پدر | اردشیر یکم |
| فرزندان | اردشیر دوم آمستریس دوم کوروش کوچک کوروش چهارم اُستَن |
داریوش دوم یا اُخُس یا وهوکه یا وَهاوکا به پارسی باستان، ظاهراً به سبب نژاد یا نسبت مادر بابلی خویش سوریائی هم خوانده میشد. او پس از شورش بر ضد برادرش سغدیانوس که برادر خود خشایارشای دوم پادشاه قانونی شاهنشاهی را به قتل رسانده بود در سال ۴۲۳ (پیش از میلاد) به تخت نشست و نام داریوش را برای خود برگزید. این پادشاه هخامنشی نوزده سال بر ایران حکومت کرد. او با توجه به تاریخ سنتی ایران با داراب همسان دانسته میشود.
بر پایهٔ آنچه یونانیان در تاریخ نوشتهاند، داریوش دوم، اخس (به یونانی) به معنی فرزند غیرعقدی اردشیر یکم بود. اگرچه در مغرضانه بودن چنین صفاتی از سوی یونانیان که اصلیترین دشمن ایرانیان بودهاند، جای شک و شبهه باقیست.
محتویات |
شرح حال [ویرایش]
نخستین همسر داریوش پروشات یا پریزاتس و یا پریزاد، به روایتی خواهر وی بود [۱] و این دو صاحب دو پسر به نامهای اردشیر دوم و کورش کوچک بودند که بعد از داریوش پسرش اردشیر دوم به شاهی رسید. پریزاتس همچنین یک دختر به نام آمستریس داشت. قدرت واقعی در زمان او، از آن پریزاتس ملکهٔ داریوش بود.[۲]
از سوی دیگر او پدر اوستانوس پدر آرشام پدر داریوش سوم (دارا) بودهاست، و بنابراین داریوش سوم نسبش با سه نسل فاصله به داریوش دوم میرسد، و بههمین جهت در تاریخ سنتی، داراب را پدر دارا (نام داریوش سوم در شاهنامه فردوسی) دانستهاند.
وقایع در زمان پادشاهی داریوش دوم [ویرایش]
با جلوس داریوش دوم انحطاط خاندان هخامنشی که منازعات داخلی، برادرکشی، و تسلیم به توطئههای حرم نشانهاش بود بطور بارزی امپراتوری پارسیها را به سوی ورطهٔ نابودی کشانید. کتزیاس طبیب و مؤرخ یونانی در همین زمان در دربار هخامنشی خدمت میکردهاست.[۳]
سیاست تفرقه بینداز و حکومت کن، در قبال یونان [ویرایش]
در آسیای صغیر و یونان آنچه بیش از یک سپاه واقعی برای ایران کار میکرد، طلا بود. در این هنگام جنگ معروف به جنگ پلوپونزوس بین آتن و اسپارت به اوج خود رسیده بود. داریوش میدانست که از طلاهای خویش چگونه باید همچون یک حربهٔ سیاسی استفاده کند و حفظ نوعی موازنه بین حریفان جنگ و به درازا کشاندن این جنگ را تا جایی که هیچ طرف غالب یا مغلوب نشود، سیاست خود قرار داد.[۴]
داریوش دوم به دولت اسپارت که علیه دولت آتن میجنگید، کمکهای شایانی نمود و در اثر همین منازعات و اشتغال حریفان در جنگ پلوپونزوس بود که یونانیان آسیای صغیر و برخی از جزایر یونانینشین که از زمان صلح کالیاس مستقل شده بودند، دوباره فرمانبردار ایران گردیدند. این پیروزیهای به اصطلاح دیپلماتیک این عیب را هم داشت که سپاه ایران را بیکار میگذاشت و تجربه نشان میدهد که در تاریخ امپراتوریهای بزرگ، وقتی ارتش یکچند بیمصرف بماند، مانند تیغی در غلاف مانده، زنگ میزند و طولی نکشید که داریوش سوم، در زمان حملهٔ اسکندر تلخی این واقعیت را چشید.[۵]
جنگ پلوپونزوس بین آتن و اسپارت، ۲۶ سال ادامه داشت و بالاخره در سال ۴۰۴ پیش از میلاد خاتمه یافت.
استقلال مصر از ایران [ویرایش]
در زمان داریوش دوم در سال ۴۱۱ پیش از میلاد، مصر به بهانهٔ جانبداری ساتراپ مصر، از یهودیان مصر، اعلام شورش کرد. مصریها با وجود اختلاف داخلی و عدم قدرت و مهارت نظامی، این بار توانستند، سرزمین خود را تا نزدیک به شصت سال بعد از تصرف ایران بیرون آورند. مصر دوباره در زمان اردشیر سوم به تصرف ایران در آمد.[۶]
جستارهای وابسته [ویرایش]
پانویس [ویرایش]
منابع [ویرایش]
- پیرنیا، حسن. ایران باستان. چاپ اول. دنیای کتاب، ۱۳۶۲.
- زرین کوب، عبدالحسین. تاریخ مردم ایران، پیش از اسلام. چاپ اول. تهران: مؤسسهٔ انتشارات امیرکبیر، ۱۳۶۴.
- رضایی، عبدالعظیم. تاریخ ده هزار ساله ایران، جلداول. چاپ ۱۶. تهران: اقبال، ۱۳۸۴.
| پادشاهان پیشین: سغدیانوس |
داریوش دوم شاهنشاه ایران ۴۲۳ تا ۴۰۴ پیش از میلاد. |
جانشین: اردشیر دوم فرعون مصر امیر تائه سوس |
|
|||||