بازرنگی
بازرنگیها، نام خانوادگی خاندان کوچکی میبود که در آغاز ساسانیان، بر استان فارس حکومت میراندند و سپس ساقط شدند.[۱] گوچهر بازرنگی، منصب دژبانی (ارگبذی) دارابگرد را به اردشیر داد.[۲]
براساس گزارش طبری، همسر ساسان، رامبهشت نامی از این خاندان بودهاست. در آن موقع حاکم اصطخر مردی از بازرنگیها به نام جوزهر (یا جزهر؛ فارسی میانه: گوچهر) بود. طبری میافزاید، گوچهر که در شهر بیضا در ایالت فارس زندگی میکرد، خواجهای داشت به نام تیری که ارگبد (دژبان) دارابگرد بود. بنا بر درخواست بابک از گوچهر، اردشیر برای آموزش و تحصیل پیش به نزد تیری فرستاده میشود. پس از پیروزیهای متعدد محلی اردشیر از پدرش درخواست که بر گوچهر شوریده، را بکشد و بابک نیز چنین کرد و گوچهر را بکشت و تخت حکمرانیاش را تصاحب کرد. این آخرین چیزی است که از گوچهر و خانوادهٔ بازرنگی موجود است باقی منابع عربی و فارسی متاخرتر از طبری برگرفته شدهاست. هیچ سکهای از گوچهر یا بازرنگیها یافت نشده و هیچ اطلاعات اضافیای در مورد این خاندان در منابع تاریخی دیگر پیدا نشدهاست.[۱]
ویکاندر[۳] حدس میزند که بازرنگ به جای اسم، لقب یا سمت باشد و ریشهٔ این کلمه را «گرزدار» یا «صاحب قدرت معجزهآسا» میداند که اثبات نشدهاست. دیگر مطالب مربوط به کلمه ی بازرنگ به ناحیهای جغرافیایی در کوهستانهای «بویراحمد» برمیگردد که در آنجا رودخانههای شیرین و شاذکان منشا اصلی آن هستند. این ناحیه ممکن است در متون پهلوی «خسرو اود ریداگ»[۴] باشد به معنای شراب عالی یا باید از «وازرنگیک»[۵] آمده باشد. امروزه در بهبهان استان خوزستان روستاهای بازرنگ بالایی و بازرنگ پائینی وجود میدارد. به گفتهٔ محمدتقی بهار، در فرهنگ عامیانهٔ ایرانی، بازرنگی به معنی «آدم وحشی» است. ارتباط بین نام مکانها با رویدادهای مربوط به این نام، نامشخص است.[۱]
پانویس [ویرایش]
منابع [ویرایش]
- Frye, Richard N. “BĀZRANGĪ”. In Encyclopædia Iranica. vol. 4. New York: Bibliotheca Persica Press, 1990. 66. Archived from the original on 2012-10-22. Retrieved 2012-10-22.